• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

توضیحات علی‌اصغر رمضان‌پور، سردبیر اجرایی ایران‌اینترنشنال درباره بیانیه دوم شورای سردبیری

۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال با استناد به مدارک و روایت‌های تازه از جنایت هولناک جمهوری اسلامی گزارش داد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ، به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور ایران، کشته‌ شدند.

گفت‌وگو با علی‌اصغر رمضان‌پور، سردبیر اجرایی ایران‌اینترنشنال

پربازدیدترین‌ها

انتقاد شهروندان از تیم محافظان شاهزاده رضا پهلوی در پی پاشیدن ماده رنگی به او
۱
روایت شما

انتقاد شهروندان از تیم محافظان شاهزاده رضا پهلوی در پی پاشیدن ماده رنگی به او

۲

شاهزاده رضا پهلوی خواستار طرح مساله اینترنت و حقوق بشر در مذاکرات با جمهوری اسلامی شد

۳
اختصاصی

حلقه مجتبی خامنه‌ای و خط قرمز هسته‌ای، مانع اصلی مذاکرات با آمریکا شد

۴

نفت‌کش‌های ایرانی برای عبور از محاصره آمریکا «در تاریکی» حرکت می‌کنند

۵
تحلیل

۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

  • آیا جنگ جمهوری اسلامی را رادیکال‌تر کرده؟ بله، اما حذف آن را نیز آسان‌تر ساخته است
    تحلیل

    آیا جنگ جمهوری اسلامی را رادیکال‌تر کرده؟ بله، اما حذف آن را نیز آسان‌تر ساخته است

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
    تحلیل

    جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

•
•
•

مطالب بیشتر

ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۳۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

در شرایطی که جمهوری اسلامی می‌کوشد از طریق خشونت و قطع ارتباط، سکوت را بر جامعه ایران تحمیل کند، آنچه جهان می‌بیند ناآرامی نیست؛ بلکه مقاومتی است در عریان‌ترین شکل آن: مردمی که حاضر نیستند محو شوند، به عدد تقلیل پیدا کنند، یا از نام و هویت خود دست بکشند.

بیش از دو هفته است که کشور در دل سکوتی مهندسی‌شده فرو رفته و این سکوت همچنان ادامه دارد. اینترنت عمومی، به‌عنوان زیربنای اصلی زندگی مدرن، به شایعات و قطعاتی گسسته فروکاسته شده است.

آنچه باقی مانده، تنها کانال‌های مورد تایید حکومت است؛ شبکه‌های «سفید» گزینش‌شده‌ای که عناصر حکومت را به یکدیگر متصل نگه می‌دارند و در همان حال، جامعه را از چرخه عادی حیات مدنی جدا می‌کنند.

از بیرون ایران، این وضعیت اغلب به‌عنوان موج دیگری از ناآرامی‌ها توصیف می‌شود. اما از درون، بیشتر به آغاز انقلابی می‌ماند که بهای آن تاکنون جان هزاران نفر بوده است.

ایران یک کشتار را پشت سر گذاشته و وارد مرحله پساکشتار شده است؛ مرحله‌ای که در آن حکومت دیگر حتی تظاهر به خویشتن‌داری هم نمی‌کند؛ می‌کشد، دفن می‌کند، روایت‌ها را بازمی‌نویسد و ارتباط را قطع می‌کند.

خاموشی ارتباطات محصول جانبی بی‌نظمی نیست؛ بخشی از سازوکار قدرت و سرکوب است. اعمال خشونت زمانی آسان‌تر می‌شود که ثبت آن دشوارتر باشد و انکار آن زمانی ساده‌تر است که شواهد دیر برسند، ناقص باشند یا به‌کلی پاک شوند.

ایرانیان از داخل کشور با «برنامه» تماس می‌گیرند و پرسشی را مطرح می‌کنند که دیگر مفهومی انتزاعی ندارد و حال‌وهوای بازخواست و اتهام گرفته است: جهان دقیقا گمان می‌کند نظاره‌گر چه چیزی است؟

این تماس‌ها به خطابه شباهت ندارند؛ بیشتر شبیه تقلا هستند، صداهایی بریده‌‌بریده که با زحمت از دل سکوتی سنگین و ارتباط‌هایی ازهم‌گسیخته عبور می‌کنند.

علی از مازندران در تماس با «برنامه» خطاب به نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی گفت: «لازم نیست سلاحتان را زمین بگذارید. هیچ‌کس از شما نمی‌ترسد.»

او این جمله را دوباره می‌گوید؛ نه برای نمایش شجاعت، بلکه به‌عنوان یک واقعیت. از نگاه او، ترس دیگر محور اصلی تحولات در ایران نیست.

پوریا در تماسی از شیراز گفت معترضان حتی یک مجروح را رها نکردند و اجازه ندادند کسی جا بماند یا از قلم بیفتد.

زبان او عملیاتی و تقریبا لجستیکی است. از مرزی اخلاقی سخن می‌گوید: هیچ‌کس را پشت سر نگذارید.

بهرام، از محله‌ای کارگری در جنوب تهران، توضیح داد چرا به خیابان‌ آمده: «برای کشورم و برای فرزندانم.» این سخن موضعی ایدئولوژیک نیست؛ نگاهی میان‌نسلی است.

مهسا، از نجف‌آباد، خواسته‌ای ساده‌تر مطرح کرد: «می‌خواهم داستان شهرم را بگویم.» همین مطالبه اکنون خود یک اتهام است. در ایران امروز، روایت داستان یک مکان می‌تواند عملی سرکشانه باشد.

از بندرعباس، خشم آلیا کنترل‌شده و به دور از احساسات‌گرایی است. «فکر کردید ما می‌ترسیم. نمی‌ترسیم. ما خشمگین هستیم و منتظریم.» جمله را تکرار می‌کند تا تاکیدش روشن‌تر شود: «آن‌ها فکر می‌کنند ما می‌ترسیم. نمی‌ترسیم. ما خشمگین هستیم و منتظریم.» او دلجویی نمی‌خواهد؛ می‌خواهد صدایش شنیده شود.

این صداها وجهی مشترک دارند که در نظام‌های اقتدارگرا به‌ندرت دیده می‌شود. ساده و بی‌آرایش‌اند. به‌دنبال صحنه‌سازی نیستند. فقط بر ثبت شدن پافشاری می‌کنند.

  • ۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

    ۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

قدرت نام‌ها

این اصرار، یادآور زندگی رها بهلولی‌پور است؛ دانشجویی که ۱۸ دی در نزدیکی میدان فاطمی تهران با شلیک نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شد.

رها که همچون نامش «آزاد» بود، بر اساس آنچه از فعالیت‌هایش در شبکه‌های اجتماعی به جا مانده، به هنر و موسیقی علاقه داشت.

او نه سازمان‌دهنده اعتراضات بود و نه چهره‌ای شناخته‌شده. شعاری در دست نداشت و به هیچ جریان یا جناحی وابسته نبود. در چارچوب یک فرهنگ سیاسی مبتنی بر دشمن‌سازی مداوم، رها نمونه‌ای از یک شهروند عادی و غیراستثنایی به شمار می‌آمد.

رها به‌خاطر اعمال قدرت یا طرح مطالبه‌ای سیاسی جان خود را از دست نداد؛ او کشته شد، چون شیوه‌ای از زیستن را نمایندگی می‌کرد که حکومت یاد گرفته از آن بترسد.

نسل او در پی ژست‌های قهرمانانه یا اسطوره‌های فداکارانه نیست. این نسل چیزی آرام‌تر و در عین حال دشوار برای سرکوب می‌خواهد: حق زندگی عادی با کرامت، پیوستگی و توجه. حق نفس کشیدن بی‌نیاز از اجازه. حق اندیشیدن به فردا، بی‌آنکه مجبور به توضیح باشد.

او هیچ مانیفستی از خود به‌ جا نگذاشت. آنچه باقی مانده، پاره‌هایی پراکنده است؛ تاملات کوتاه و سطرهایی که با دقت انتخاب ‌شده‌اند.

زبان او همواره به دغدغه‌های ابتدایی بازمی‌گردد: نفس کشیدن، ادامه دادن، فردا. حتی زمانی که از ترس سخن می‌گوید، بزرگ‌نمایی نمی‌شود. نوشتارش سنجیده و شفاف است. اگر این زبان سیاسی باشد، در بنیادی‌ترین معنا سیاسی است؛ بر این نکته پافشاری می‌کند که زنده بودن موضوعی قابل مذاکره نیست.

یک نکته تعیین‌کننده وجود دارد. رها نام‌ها را می‌نوشت. نام بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان را ثبت می‌کرد. او آدم‌ها را به‌عنوان انسان ثبت می‌کرد، نه به‌صورت مفاهیم انتزاعی.

او می‌دانست سرکوب چگونه آغاز می‌شود: نه با گلوله، بلکه با حذف. خشونت زمانی آسان‌تر می‌شود که نام‌ها ناپدید شوند و افراد به عدد تقلیل پیدا کنند.

به همین دلیل است که صدای مردم داخل ایران از اهمیت برخوردارند. آن‌ها خطرناک‌ترین چیزی را تولید می‌کنند که حکومتی مانند جمهوری اسلامی می‌تواند با آن روبه‌رو شود: اسناد، نام‌ها، مکان‌ها، توالی زمانی رویدادها.

روایت حرکت ترس در محلات شهر و البته نوعی همبستگی‌ که سریع‌تر از آن پیش می‌رود؛ غریبه‌هایی که همدیگر را از موقعیت خطر بیرون می‌کشند؛ مغازه‌دارانی که درها را می‌بندند؛ خانواده‌هایی که دست به ریسک‌هایی می‌زنند که در یک جامعه عادی حتی قابل تصور نیست.

نوید، پزشک ساکن تهران، وضعیت بیمارستان‌هایی را توصیف کرد که زیر فشار فروپاشیده‌اند: حضور نیروهای امنیتی در بخش‌ها، خانواده‌هایی که برای دسترسی به کوچک‌ترین خبری از عزیزان خود سرگردان‌اند، و کارکنانی که فراتر از فرسودگی جسمی، به مرز آسیب اخلاقی رانده شده‌اند.

سخن او رنگ ایدئولوژیک ندارد. بیشتر به صدای کسی می‌ماند که تقلا می‌کند در دل نظامی که انسانیت را تنبیه می‌کند، انسان باقی بماند.

ابهام به‌مثابه استتار

اعداد نه به‌صورت آمار قطعی، بلکه در قالب برآورد مطرح می‌شوند. برخی برآوردها از احتمال فراتر رفتن شمار کشته‌شدگان از ۲۰ هزار نفر سخن می‌گویند.

اینکه رقم نهایی کمتر باشد یا بیشتر، موضوعی است که تاریخ‌نگاران و دادستان‌ها به آن خواهند پرداخت. اما مساله اصلی ساده‌تر و عمیق‌تر است: حکومت شمارش را به امری خطرناک تبدیل کرده و سپس از همین ابهام به‌عنوان پوشش استفاده می‌کند.

دوران «پس از کشتار جمعی» به همین معناست. مساله تنها کشتار انسان‌ها نیست؛ بلکه خود اثبات این کشتار به میدان دوم نبرد تبدیل می‌شود.

دیگر در صدای مردم شوک شنیده نمی‌شود. آنچه شنیده می‌شود، فرسودگی است؛ فرسودگی ناشی از تکرار و قابل‌پیش‌بینی بودن خشونت.

ایران امروز تنها با یک بحران درونی مواجه نیست. زمانی که یک حکومت مردم خود را همچون نیرویی متخاصم تلقی می‌کند، پیامدها در مرزها متوقف نمی‌شوند. این وضعیت به بیرون گسترش می‌یابد: از مسیر جابه‌جایی‌های اجباری و پناهجویی، بی‌ثباتی منطقه‌ای، و الگویی که دیگر حکومت‌ها در سکوت آن را رصد می‌کنند.

تماس‌ها با «برنامه» همچنان ادامه دارند؛ نه از این رو که یک خط تلفن بتواند دستگاه امنیتی را شکست دهد، بلکه چون تاریخ را کسانی می‌نویسند که اصرار دارند به‌عنوان انسان به رسمیت شناخته شوند.

علی محمدی در مهرشهر کرج به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد

۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)
100%

‌اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان‌می‌دهد، علی محمدی، معترضی که در جریان انقلاب ملی ایرانیان در مهرشهر کرج به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد، هوادار سفت و سخت پرسپولیس بود.

به گفته منابع مطلع، محمدی، ۴۴ ساله، پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، با شلیک مستقیم گلوله جنگی ماموران حکومت در سر و سینه او در مهرشهر کرج کشته شد.

بنابراین گزارش، جاویدنام علی محمدی‌ در همراهی با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اعلام کرده بود کافه‌اش را تعطیل می‌کند.

همچنین ویدیوهای منتشر شده در مراسم خاکسپاری این معترض نشان می‌دهد که پرچم شیر و خورشید برافراشته‌ شد.

تجمع ایرانیان مقیم توکیو در حمایت از انقلاب ملی

۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

ایرانیان مقیم ژاپن یک‌شنبه پنجم دی در برابر پارلمان این کشور و سفارت ایالات متحده در توکیو تجمع کردند.

آن‌ها خواستار اقدام بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی و حمایت از انقلاب ملی ایرانیان شدند.


شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: گزارش‌های هولناک از اعدام بدون محاکمه معترضان حکایت دارند

۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال در بیانیه‌ای با اشاره به کشتار دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان انقلاب ملی و گزارش‌های متعدد درباره حمله نیروهای سرکوب به مراکز درمانی و قتل معترضان مجروح اعلام کرد این رخدادها می‌تواند مصداق بارز «اعدام فراقضایی» و «جنایت علیه بشریت» باشد.

بر اساس این بیانیه که یک‌شنبه پنجم بهمن منتشر شد، سه پزشک و چهار پرستار در تهران در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال تایید کردند نیروهای امنیتی با مراجعه به بیمارستان‌ها، برخی از مجروحان تحت درمان را ربودند.

دو پرستار دیگر نیز روایت کردند یک مامور امنیتی با ورود به آمبولانسی در غرب تهران، یک جوان مجروح را مقابل چشمان آنان با شلیک دو گلوله به قتل رساند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که نیروهای سرکوب برخی افراد را در منازلشان بازداشت کردند و سپس به خانواده‌های آنان اعلام شد برای تحویل گرفتن جسد مراجعه کنند. همچنین روایت‌هایی وجود دارد که ماموران امنیتی با مراجعه به خانه‌ها و کشاندن افراد به جلوی در آنان را هدف قرار دادند و کشتند.

در بیانیه ایران‌اینترنشنال آمده است: «تعدادی از شهروندان مجروح در حالی که در بیمارستان‌ها بستری و تحت مداوا بوده‌اند، از ناحیه سر هدف اصابت گلوله قرار گرفته‌اند. بدیهی است اگر این افراد در خیابان از ناحیه جمجمه هدف گلوله قرار می‌گرفتند و سرشان متلاشی می‌شد، اساسا دلیلی برای پذیرش آنان در بیمارستان و آغاز روند درمان وجود نداشت.»

سوم بهمن، سازمان عفو بین‌الملل هشدار داد بازداشت‌های خودسرانه گسترده، ناپدیدسازی‌های قهری، ممنوعیت برگزاری تجمعات و حملات برای خاموش‌ کردن صدای خانواده‌های قربانیان، نشانه‌های یک سرکوب نظامی‌ است که مقامات جمهوری اسلامی برای پنهان کردن کشتار معترضان اعمال کرده‌اند.

  • واشینگتن‌پست: بسیج محور اصلی سرکوب خونین اعتراضات مردم ایران است

    واشینگتن‌پست: بسیج محور اصلی سرکوب خونین اعتراضات مردم ایران است

ابعاد هولناک کشتار

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال در ادامه با استناد به گزارش‌های محرمانه و میدانی، از جمله دو گزارش سازمان اطلاعات سپاه پاسداران به شورای عالی امنیت ملی در تاریخ‌های دوم و چهارم بهمن، اعلام کرد دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند.

ایران‌اینترنشنال ۲۳ دی از کشته شدن دست‌کم ۱۲ هزار شهروند ایرانی در ۱۸ و ۱۹ دی عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج خبر داده بود. با این حال، اطلاعات جدید نشان می‌دهد ابعاد خشونت سرکوبگران فراتر از برآوردهای اولیه بوده است.

بر اساس جمع‌بندی محتاطانه منابع پزشکی، آمار جان‌باختگان در رشت بیش از ۲۵۰۰ نفر، در مشهد دست‌کم ۱۸۰۰ نفر، در اصفهان، نجف‌آباد و خوراسگان بیش از ۲۰۰۰ نفر، در کرج، شهریار و شهرک اندیشه دست‌کم ۳۰۰۰ نفر، در کرمانشاه ۷۰۰ نفر و در گرگان ۴۰۰ نفر برآورد می‌شود.

تاکنون رقم دقیقی از شمار کل کشته‌شدگان در تهران در دست نیست، اما تصاویر منتشرشده از کهریزک و بیمارستان‌های پایتخت نشان می‌دهد هزاران نفر در تهران جان باخته‌اند که بخش قابل توجهی از آنان در مناطق جنوبی شهر کشته شده‌اند.

شورای سردبیری ایران‌‌اینترنشنال هشدار داد شتاب افزایش شمار جان‌باختگان در گزارش‌های محرمانه حکومتی حتی این احتمال را تقویت می‌کند که ابعاد واقعی کشتار فراتر از آمارهای موجود باشد.

سوم بهمن، پیام اخوان، دادستان پیشین دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی سازمان ملل، ابراز امیدواری کرد مقام‌های جمهوری اسلامی مانند سران آلمان نازی محاکمه شوند و عدالت در مورد آن‌ها به اجرا درآید.

قتل‌عام با هماهنگی عالی‌ترین مقام‌های حکومت

به گفته شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال، کشتار سازمان‌یافته در نقاط مختلف ایران نشان می‌دهد سرکوب خشن معترضان با هماهنگی کامل نهادهای حکومتی و به دستور عالی‌ترین مقامات جمهوری اسلامی انجام شده است.

بر اساس اطلاعات رسیده، پس از سخنرانی علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، در ۱۹ دی، در نشست‌ها و جلسات توجیهی فرماندهان ارشد سپاه از تعابیری چون «النصر بالرعب» و «قاتلوهم حتی لا تکون فتنه» استفاده شد.

طبق گزارش‌ها و شواهد متعدد، در بسیاری از شهرها، برای تحویل پیکر کشته‌شدگان از خانواده‌های داغدار مبالغی سنگین با عنوان «حق تیر» دریافت شده است. همچنین در برخی موارد، با وجود مخالفت خانواده‌ها، کشته‌شدگان به‌عنوان «بسیجی» معرفی شده‌اند.

ایران‌اینترنشنال افزود بخش اصلی کشتار به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج انجام گرفت، اما نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در عراق و سوریه نیز در سرکوب مردم ایران مشارکت داشتند.

۲۶ دی، سی‌ان‌ان گزارش داد هزاران شبه‌نظامی عراقی در هفته‌های اخیر برای کمک به جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان وارد ایران شده‌اند. ایران‌اینترنشنال پیش‌تر گزارشی در همین زمینه منتشر کرده بود.

⁨ طاها نادری جوان ۱۸ ساله به دست عوامل سرکوب کشته شده است

۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)

⁨طاها نادری جوان ۱۸ ساله روز ۱۸ دی‌ماه در اعتراض‌های اصفهان با گلوله جنگی ماموران سرکوب مجروح شد.

او با وجود ۱۱ بار جراحی و ۸ بار احیای قلبی‌ریوی و قطع پا نهایتا در روز ۲۰ دی‌ماه در بیمارستان الزهرای اصفهان جان باخت.