• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

هادی فروغ، بسکتبالیست، با شلیک نیروهای سرکوب، به قتل رسید

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

بنابر اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال هادی فروغ، بسکتبالیست، قهرمان مسابقات دانشگاهی ایران و مربی بسکتبال، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان در آریاشهر تهران با شلیک گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به سینه‌اش، کشته شد.

منابع آگاه به ایران اینترنشنال گفته‌اند که خانواده جاویدنام هادی فروغ دو روز در کهریزک به دنبال پیکرش بودند تا او را پیدا کنند. آنها با تهدیدهای امنیتی در هنگام خاکسپاری مواجه شدند.

گفته شده برادرزاده هادی فروغ پیش از خاکسپاری بازداشت شده است. ماموران خانواده را تهدید کرده‌اند که اگر در مراسم شعار داده شود، او را نخواهند دید.

خانواده جاویدنام هادی فروغ، پیکرش را روز شنبه ۲۰ دی ۱۴۰۴ تحویل گرفتند و در نهایت روز دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴ در اسدآباد همدان به خاک ‌سپرده شد.

او متولد دی ۱۳۶۱ و ۴۳ ساله بود و فوق لیسانس تربیت بدنی از دانشگاه بهشتی داشت. جاویدنام هادی فروغ یک پسر ۳ ساله دارد.

جاویدنام فروغ با تیم بسکتبال پگاه همدان در لیگ برتر هم بازی کرده بود. او با تیم دانشگاه بهشتی، قهرمان مسابقات دانشگاه‌های کشور شد. در آن تیم ملی‌پوشانی مثل بهشاد عرب‌زاده و امیرحسین رضایی‌فر بازی می‌کردند.

جاویدنام هادی فروغ یک فروشگاه فروش لپ‌تاپ و کامپیوتر در پاساژ نور تهران داشت.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

پیام یک عضو کادر درمان: حکومت پرونده کشتار معترضان را در بیمارستان‌ها دستکار می‌کند

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۰۲ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده درباره فشارهای امنیتی به کادر درمان برای همراهی با حکومت در سرکوب‌ها، حکومت با کنترل بیمارستان‌ها اقدام به دستکاری پرونده‌های مجروحان و کشته‌شدگان کرده‌اند تا آمار کشتن مردم با تیراندازی ماموران را کاهش دهند.

طبق این اطلاعات که یک کادر درمان آن را مطرح کرده، در برخی مراکز سه سوله مملو از اجساد گزارش شده که پیکرها بدون پوشش نگه‌داری می‌شدند. در این روایت‌ آمده است ماموران اجساد معترضان را «مثل آجر» داخل کامیون‌های خاور تخلیه می‌کردند و در مواردی به‌صورت گروهی دفن می‌شدند؛ همچنین گفته شده غسل انجام نمی‌شده و برخی پیکرها با لباس دفن شده‌اند.

طبق این مکالمات، برای تحویل پیکرها بر اساس نوع گلوله مبالغی مطالبه می‌شده؛ به‌عنوان نمونه برای هر گلوله تا ۳۰۰ میلیون تومان ذکر شده است. همچنین این کادر درمان از تجویز قرص‌های آرام‌بخش به افراد خبر داده می‌شود.

کادر درمان در این فایل‌ها از کنترل امنیتی شدید می‌گویند؛ از جمله ضبط کارت ملی پرسنل، ممنوعیت تماس و دستکاری پرونده‌های پزشکی به‌منظور ثبت علت‌های دیگر برای مرگ کشته‌شدگان. این روایت‌ها از فشار سیستماتیک بر کادر درمان و تلاش برای پنهان‌سازی ابعاد کشتار حکایت دارد.

علیرضا نجاتی در زندان؛ علیرضا دبیر در جشنواره حکومتی فیلم عمار

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)

درحالی که گزارش شده علیرضا نجاتی، قهرمان کشتی به دلیل حمایت از انقلاب ملی ایرانیان بازداشت شده است، تصاویری که خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران منتشر کرده نشان می‌دهد علیرضا دبیر، رییس فدراسیون کشتی در افتتاحیه جشنواره حکومتی فیلم عمار در جمع نزدیکان علی خامنه‌ای حضور دارد.

در تصاویری که خبرگزاری فارس منتشر کرده، در این جشنواره حکومتی فیلم عمار که وحید جلیلی، قائم مقام صدا و سیمای جمهوری اسلامی و از اعضای بیت رهبری برگزار می‌کند، دبیر در کنار او و دیگر منصوبان و اعضای دفتر علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی دیده می‌شود.

علیرضا دبیر در جایگاه رییس فدراسیون کشتی، کشتی‌گیران را از موضع‌گیری در حمایت از مردم ایران منع کرده است. او بارها گفته که کشتی‌گیران «سواد سیاسی» ندارند و به همین دلیل حق ندارد موضع‌گیری‌هایی غیرورزشی داشته باشند.

با این‌حال، در جریان انقلاب ملی ایرانیان، کشتی‌گیرها بیش از قبل، از مردم ایران حمایت کردند. هرچند که گزارش‌هایی درباره تلاش علیرضا دبیر برای ساکت کردن آنها منتشر شده است.

از سوی دیگر، ایران اینترنشنال مطلع شده است که علیرضا دبیر با اینکه وعده داده بوده برای علیرضا نجاتی، فرنگی‌کار ۲۷ ساله تلاش کند، اما تاکنون تغییری در وضعیت ستاره کشتی فرنگی ایران رخ نداده و ملی‌پوشان این رشته، نگران جان او هستند.

نجاتی پس از حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران در سال ۱۴۰۱، توسط علیرضا دبیر از تیم ملی کنار گذاشته شد.

۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

یک ویدیوی ۱۲ دقیقه‌ای از پزشکی قانونی کهریزک، درست مثل خنجری که آهسته و بی‌رحمانه قلب را می‌شکافد و بیرون نمی‌آید، در جان میلیون‌ها ایرانی فرو رفته است. صدایی لرزان، شکسته و مملو از التماس، بارها و بارها تکرار می‌شود: «سپهر ... سپهر بابا ... کجایی؟»

این صدا تنها فریاد یک پدر نیست. ناله ملتی است که سال‌هاست فرزندانش را در خیابان‌ها، بازداشتگاه‌ها و سلول‌ها از دست می‌دهد و بعد، در سردخانه‌هایی تاریک و بی‌نام، دنبالشان می‌گردد.

پدر سپهر با گوشی‌ای در دست که بیشتر شبیه عصا شده تا ابزار ثبت تصویر، قدم‌به‌قدم میان پیکرهای سرد و بی‌جان حرکت می‌کند.

دوربین می‌لرزد، نفس‌ها سنگین است، گریه‌ها با خشم و ناباوری گره خورده‌اند. دوربین او روی پیکرها مکث می‌کند، گاهی به سوگواری می‌ایستد و گاهی به احترام و همه چیز را از نظر می‌گذراند. کسانی که در پس‌زمینه فریاد می‌کشند، صورت‌هایی که هیچکدام سپهر نیستند اما به سپهر شبیه‌اند و ردی نادیدنی از خون که در تمام مسیر پدر را به جلو می‌کشاند.

او ۱۲ دقیقه تمام فقط یک چیز می‌خواهد: پسرش را پیدا کند. سپهر در قاب پیدا نمی‌شود، اما درد چرا. درد، بی‌واسطه و عریان، از صفحه عبور می‌کند و به ما می‌رسد؛ به خانه‌هایمان، به تخت‌هایمان، به خواب‌هایمان، به همان‌جایی که خیال می‌کردیم شاید از فاجعه دور باشد.

پرسش اینجاست: چرا این ویدیو، در میان انبوه تصاویر و فیلم‌های تکان‌دهنده از کهریزک و روزهای خونین هجدهم و نوزدهم دی، چنین عمیق اثر گذاشته است؟

پاسخ شاید در ساده بودن آن باشد؛ در بی‌پردگی‌ای که مجال فاصله گرفتن را از ما می‌گیرد.

اینجا خبری از روایت رسمی، گزارش تحلیلی، موسیقی غم‌انگیز یا تدوین حرفه‌ای نیست. فقط یک پدر است، یک گوشی معمولی، و جست‌وجویی ناامیدانه.

هیچ فیلتری روی این درد کشیده نشده. صدای نفس‌های بریده‌بریده، لرزش دست، تکرار بی‌وقفه نام «سپهر»؛ همه‌چیز ما را بی‌درنگ به مرکز فاجعه پرتاب می‌کند. انگار خودمان آنجاییم. انگار آن پدر، خود ما هستیم.

این ویدیو چیزی را نشان می‌دهد که معمولا از چشم دوربین‌ها پنهان می‌ماند: هولناک‌ترین و ویران‌کننده‌ترین لحظات زندگی یک انسان. لحظاتی که یک پدر به جای اینکه تسکین بگیرد، باید با چشم‌ها و دست‌های خود، پیکر فرزندش را بیابد و شناسایی کند.

این دیگر صرفا اعتراض سیاسی یا سندی از سرکوب نیست، بلکه مواجهه عریان با فقدان است. فقدانی که زبان سیاست از توصیفش ناتوان است.

درد پدری است که همه رویاهایش را در یک نام خلاصه کرده و حالا همان نام را، مثل وردی بی‌اثر، در قدم‌زدنی طولانی میان جسدها تکرار می‌کند.

  • کشتار بی‌رحمانه، بازداشت‌های گسترده و پنهان‌سازی اجساد؛ ابعاد تازه سرکوب جمهوری اسلامی

    کشتار بی‌رحمانه، بازداشت‌های گسترده و پنهان‌سازی اجساد؛ ابعاد تازه سرکوب جمهوری اسلامی

سپهر، پسر عزیز خانواده، افتخار پدرش، حالا نامی است که در ذهن میلیون‌ها بیننده پژواک می‌یابد.

کهریزک در این تصویر، فقط یک مکان نیست؛ استعاره‌ای است از وضعیتی که یک حکومت جنایتکار برای شهروندانش ساخته است. جایی سرد، خاکی و بی‌رحم که انسان‌ها در آن به شماره و برچسب تقلیل می‌یابند و در کیسه‌های سیاه، به بدن‌هایشان بی‌حرمتی می‌شود. جایی که سوگواری به یک آیین عمومی تبدیل شده و هر نفر صاحب هزاران پیکر خونین است.

این ویدیو نشان می‌دهد خشونت فقط در لحظه شلیک یا ضربه باتوم اتفاق نمی‌افتد؛ خشونت قاب به قاب ادامه پیدا می‌کند و نگاه در این جست‌وجوی ویران‌کننده، در این بلاتکلیفی میان امید و مرگ، سرگردان می‌ماند.

بی‌دلیل نیست که این فریاد، ناخودآگاه ما را به یاد صدای دیگری می‌اندازد که چند سال پیش قلب‌ها را لرزاند: در حمله داعش به دانشگاه کابل در ۱۲ آبان ۱۳۹۹، پدر حنیفه افشار، پس از «یورش تروریستی»، ۲۵۲ بار به دخترش زنگ زد و هنگامی که پاسخی دریافت نکرد، به او پیام داد: «جان پدر کجاستی؟»

پیکر بی‌جان حنیفه، دانشجوی ۲۲ ساله، به سختی و از روی چادر و انگشترش شناسایی شد.

همان شکستگی صدا، همان التماس عریان، همان جست‌وجوی بی‌ثمر در دل مرگ .... دو پدر، دو جغرافیا، دو زمان؛ و دردی واحد.

انگار در چنین لحظاتی، تاریخ و مرز و ملیت فرو می‌ریزند و آنچه باقی می‌ماند، رنجی جهان‌شمول است: از دست دادن فرزند در اوج جوانی، بی‌آنکه حتی فرصت خداحافظی داده شود.

قدرت این تصاویر در همین جهان‌شمولی است.

آن‌ها ما را از موضع تماشاگر بیرون می‌کشند و در جایگاه شریک رنج می‌نشانند. دیگر نمی‌توان گفت «مساله آن‌‌هاست» یا «حادثه‌ای دور».

این صدا، این لرزش، این تکرار نام، مرزها را محو می‌کند و ما را وادار می‌کند بپرسیم: این چه نظمی است که چنین صحنه‌هایی را عادی می‌کند؟ چه سیستمی است که فرزندان را می‌کشد و بعد حتی حق عزاداری را از خانواده‌ها می‌گیرد؟

سپهر پیدا شد؛ اما چه پیدا شدنی. دیر، تلخ و ویرانگر. با این همه، فریاد پدرش هنوز در گوش ما می‌پیچد: «سپهر بابا کجایی؟»

این پرسش بی‌پاسخ، خطاب به جامعه‌ای است که سال‌هاست جواب روشنی برای این همه مرگ ندارد. ما همه سپهر هستیم. ما همه پدر سپهر هستیم و تا زمانی که پاسخی واقعی، انسانی و عادلانه به این فریاد داده نشود، این درد ادامه خواهد داشت و تکثیر خواهد شد؛ از پدری به پدر دیگر، از کهریزکی به کهریزکی دیگر.

و شاید همین، سهم ما از دیدن این ویدیو باشد: به خاطر سپردن. به خاطر سپردن اینکه پشت هر عدد، پشت هر خبر کوتاه، صدایی‌ست که می‌لرزد و نامی که بی‌وقفه تکرار می‌شود. نفرین بر سکوتی که این صداها را می‌بلعد، و لعنت بر نظمی که چنین رنجی را بازتولید می‌کند.

سپهر! بابا هنوز منتظرت است و ما، با تمام ناتوانی‌مان، هنوز صدایش را می‌شنویم.

مخاطب: در سمنان به پنجره‌های کسانی که اعتراضات را می‌دیدند هم شلیک می‌کردند

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

یک شاهد عینی از اعتراضات سمنان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه به ایران‌اینترنشنال گفت با وجود فضای شدید امنیتی، در پی فراخوان‌های اعتراضی، جمعیت گسترده‌ای در این شهر به خیابان‌ها آمدند.

به گفته او، نیروهای لباس‌شخصی در میان معترضان حضور یافته و اقدام به شناسایی افراد کردند.

این مخاطب می‌گوید شب ۱۹ دی‌ماه جمعیت افزایش یافت و نیروهای امنیتی بدون تفکیک سن و جنس، به‌سوی معترضان و خانواده‌ها شلیک کردند. بنا بر این روایت‌ها، اتوبوس‌هایی با پوشش برای انتقال بازداشت‌شدگان و مجروحان به محل آورده شده بود.

به گفته ، در جریان درگیری‌ها ساختمان دادگستری و دفتر امام جمعه به آتش کشیده شد و شماری از خودروهای دولتی نیز آسیب دیدند. شاهدان گزارش می‌دهند شب دوم نیروهای مسلح با سلاح‌های سنگین از جمله مسلسل وارد شهر شدند و حتی به سوی افرادی که از داخل خانه‌ها نظاره‌گر بودند و به پنجره‌ها شلیک کردند. گزارش‌ها از بازداشت گسترده معترضان حکایت دارد.

تهران اعتراضات خیابانی را موقتا سرکوب کرد اما بحران اقتصادی ادامه دارد

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
مریم سینایی

جمهوری اسلامی با زور عریان ممکن است اعتراضات خیابانی را در هم شکسته باشد، اما برای اقتصادی که زیر فشار تورم افسارگسیخته و سقوط درآمدها گرفتار شده، راه‌حلی مشابه در اختیار ندارد.

اعتراضات دی‌ماه در ایران به‌دنبال جهش شدید نرخ ارز آغاز شد، اما خیلی زود به سر داده شدن شعارهای علنی برای سرنگونی جمهوری اسلامی انجامید.

بسیاری از ایرانیان اکنون احتمالا کسانی را شخصا می‌شناسند که در روزهای ۱۸ یا ۱۹ دی کشته شده‌اند.

بازداشت‌ها و ناپدیدسازی‌های اجباری که ابعاد دقیق آن‌ها همچنان نامشخص است نیز خانواده‌های بی‌شماری را درگیر بحران کرده و ترس و ناامنی را عمیق‌تر ساخته است.

به گفته افرادی که به‌تازگی ایران را ترک کرده‌اند یا توانسته‌اند از طریق استارلینک ارتباط اینترنتی برقرار کنند، کسب‌وکارها در سراسر کشور یا تعطیل شده‌اند یا با حداقل ظرفیت فعالیت می‌کنند. وضعیتی که نتیجه آشفتگی ارزی و قطع طولانی‌مدت اینترنت است.

  • واشینگتن‌پست: سرکوب مرگبار معترضان در ایران آزمونی برای بازدارندگی آمریکا است

    واشینگتن‌پست: سرکوب مرگبار معترضان در ایران آزمونی برای بازدارندگی آمریکا است

از یک سو مشتری‌ها ناپدید شده‌اند و از سوی دیگر، فروشندگان تمایلی به عرضه کالا ندارند.

به گفته کسبه، با توجه به نوسان نرخ ارز، آنان مطمئن نیستند بتوانند موجودی خود را جایگزین کنند و همین موضوع حتی معاملات روزمره را به قمار تبدیل کرده است. بسیاری ترجیح می‌دهند اصلا چیزی نفروشند.

حتی پیش از آغاز اعتراضات نیز کسب‌وکارها زیر فشار شدید بودند.

داده‌های منتشرشده از سوی وب‌سایت اقتصادی «اکو ایران» نشان می‌دهد تسهیلات بانکی از فروردین تا آذر نسبت به مدت مشابه سال قبل ۴۷ درصد افزایش یافته است، اما ۸۲ درصد وام‌های پرداخت‌شده به بخش تولید، صرف «سرمایه در گردش» شده. نشانه‌ای از این‌که بنگاه‌ها نه برای توسعه، بلکه صرفا برای زنده ماندن وام گرفته‌اند.

  • شاهزاده رضا پهلوی: آنچه در ایران جریان دارد یک انقلاب تمام‌عیار است، نه اعتراض

    شاهزاده رضا پهلوی: آنچه در ایران جریان دارد یک انقلاب تمام‌عیار است، نه اعتراض

کاهش قدرت خرید

اندکی بعد از آغاز اعتراضات، دولت از طرحی به‌منظور جبران کاهش قدرت خرید پس از حذف ارز ترجیحی برای واردات کالاهای اساسی خبر داد.

بر اساس این طرح، افراد کم‌درآمد و با درآمد متوسط، قرار است ماهانه ۱۰ میلیون ریال دریافت کنند؛ رقمی معادل حدود هفت دلار و ۵۰ سنت که تقریبا برابر با دستمزد یک روز کار یک کارگر ساختمانی است.

چهار ماه از این پرداخت‌ها به‌صورت یک‌جا واریز شد و به دریافت‌کنندگان گفته شد می‌توانند هر ماه یک‌چهارم این مبلغ را برای خرید ۱۱ کالای اساسی از جمله برنج، روغن خوراکی، محصولات پروتئینی و لبنیات، با قیمت‌های دولتی و از فروشگاه‌های مشخص، هزینه کنند.

در همین حال، قیمت بیشتر این کالاها در بازار آزاد همچنان رو به افزایش بوده و برخی اقلام نیز کمیاب شده‌اند.

بیشتر شرکت‌کنندگان در یک نظرسنجی وب‌سایت خبری «خبرآنلاین» گفته‌اند این یارانه ناکافی یا بی‌اثر است.

یکی از خوانندگان در بخش نظرات این وب‌سایت نوشته است این کمک حداکثر نیمی از افزایش قیمت ۱۱ کالای یارانه‌ای را جبران می‌کند و یادآور شده افزایش هزینه مواد غذایی به‌طور طبیعی قیمت همه چیز، از بیسکویت گرفته تا غذای رستوران‌ها را بالا می‌برد؛ مواردی که هیچ جبرانی برایشان در نظر گرفته نشده است.

بسیاری همچنین نگران‌اند دولت برای تامین هزینه این طرح به چاپ پول متوسل شود. اقدامی که می‌تواند تورم را بیش از پیش تشدید کند.

آمار رسمی نشان می‌دهد نرخ تورم تا ماه آذر از ۵۰ درصد عبور کرده بود.

  • شورای حقوق بشر سازمان ملل کشتار هزاران تن از مردم ایران را قاطعانه محکوم کرد

    شورای حقوق بشر سازمان ملل کشتار هزاران تن از مردم ایران را قاطعانه محکوم کرد

هزینه خاموشی

قطع سراسری اینترنت که از ۱۸ دی اعمال شده و همچنان ادامه دارد، صدها هزار کسب‌وکار کوچک و خانگی را فلج کرده است.

از تولیدکنندگان غذای خانگی گرفته تا مدرسان آنلاین زبان و موسیقی، معیشت کامل بسیاری از افراد یک‌شبه نابود شده و مقام‌ها هیچ جدول زمانی روشنی برای بازگشت اینترنت اعلام نکرده‌اند.

این کسب‌وکارها برای تبلیغ و فروش تقریبا به‌طور کامل به پلتفرم‌های آنلاین وابسته‌اند.

بسیاری از آن‌ها تولیدکنندگان کوچک در شهرها و حتی روستاها هستند که صنایع دستی، محصولات کشاورزی یا غذای خانگی را مستقیما از طریق اینستاگرام به مشتریان می‌فروشند.

حتی پیش از قطع اینترنت نیز فیلترینگ گسترده آن‌ها را مجبور به پرداخت هزینه وی‌پی‌ان کرده بود و همین موضوع، فشار مضاعفی بر فعالیت‌های از پیش شکننده‌شان وارد می‌کرد.

کوروش، مدیر یک شرکت تبلیغاتی که پس از کشتارهای ۱۸ و ۱۹ دی ایران را به مقصد ترکیه ترک کرده، گفت تمام فعالیت‌های تبلیغاتی متوقف شده است.

او به ایران‌اینترنشنال گفت: «مشتریان من همه امیدشان را برای فروش محصولاتشان پیش از عید و سال نو، که فقط دو ماه دیگر به آن باقی مانده، از دست داده‌اند.»

کوروش افزود: «مردم پولی ندارند و حتی اگر داشته باشند، آن را صرف خرید لباس، کفش یا لوازم خانگی نمی‌کنند. همه روی فروش در هفته‌های پایانی سال حساب کرده بودند.»