• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

آمادگی بانک‌های اروپایی برای «روز نامعلوم»

احمد صمدی

خبرنگار ایران‌اینترنشنال در آلمان

۲۱ آبان ۱۴۰۴، ۲۰:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)

هم‌زمانی تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل با احتیاط مالی بانک‌های اروپایی؛ نشانه‌ای از آماده‌سازی دو جبهه برای رویارویی احتمالی مستقیم با ایران است.

در حالی‌که احتمال درگیری مستقیم میان ایران و اسرائیل افزایش یافته و ایالات متحده به‌طور فعال ظرفیت‌های پشتیبانی نظامی خود را در منطقه گسترش داده است، نشانه‌ای دیگر در قاره اروپا سر برآورده است: بانک‌های بزرگ اروپایی در ماه‌های اخیر بی‌سروصدا شروع به تقویت سرمایه و نقدینگی خود کرده‌اند. هم‌زمانی این دو روند — یکی در میدان جنگ، دیگری در اتاق‌های شیشه‌ای بانک‌ها — تصویری از «احتیاط پیش‌دستانه» ترسیم می‌کند؛ آماده‌سازی دو جبهه برای بحرانی که ممکن است از خاورمیانه آغاز شود، اما پژواکش تا قلب اروپا برسد.

صحنه اول: تانکرها در آسمان، آماده‌باش برای روز مبادا
در میانه ژوئن ۲۰۲۵، در روزهایی که جنگ دوازده‌روزه اسرائیل و ایران بازار انرژی جهان را متلاطم کرده بود، پنتاگون ده‌ها هواپیمای سوخت‌رسان مدل «کی‌سی–۱۳۵» و «کی‌سی–۴۶» را به پایگاه‌های اروپایی منتقل کرد. مقام‌های آمریکایی این جابه‌جایی را اقدامی «احتیاطی و دفاعی» توصیف کردند، اما تحلیلگران نظامی آن را بخشی از آرایش جدید نیروهای هوایی دانستند که توان عملیات دوربرد را افزایش می‌دهد.

چند هفته بعد، وزارت دفاع اسرائیل نیز قرارداد خرید دو فروند هواپیمای سوخت‌رسان «کی‌سی–۴۶» از شرکت بوئینگ را به ارزش حدود ۵۰۰ میلیون دلار نهایی کرد. این خرید با بودجه کمک نظامی ایالات متحده تأمین می‌شود و هدف آن تقویت توان پروازی نیروی هوایی اسرائیل برای عملیات‌های طولانی‌مدت است. چنین اقداماتی، به‌ویژه پس از نبرد خرداد ماه، برای بسیاری از ناظران نشانه‌ای از آماده‌سازی مرحله بعدی در تنش منطقه‌ای است.

صحنه دوم: بانک‌هایی در وضعیت آماده‌باش
در همین زمان، نهادهای مالی اروپا آرام اما منظم در حال افزایش ذخایر و نقدینگی خود هستند. بانک مرکزی اروپا (European Central Bank) اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۶ یک «آزمون استرس ویژه» با محور ریسک‌های ژئوپولیتیک برگزار می‌کند. در این برنامه از بانک‌ها خواسته می‌شود سناریوهایی را طراحی کنند که در آن تحریم‌ها، درگیری‌ها یا بی‌ثباتی سیاسی بتواند بر توان سرمایه‌گذاری و پرداخت تعهداتشان اثر بگذارد.

در سطح ملی، روزنامه اسپانیایی «سینکو دیاس» گزارش داد دو بانک بزرگ اسپانیا، «سانتاندر» و «بی‌بی‌وی‌ای»، مذاکراتی را با بانک مرکزی اروپا آغاز کرده‌اند تا برای سرمایه‌گذاری‌های خود در شرکت‌های بیمه از مقررات آسان‌تری بهره‌مند شوند؛ اقدامی که می‌تواند ظاهر سرمایه‌ای آن‌ها را قوی‌تر نشان دهد و قدرت وام‌دهی‌شان را بالا ببرد.

در کنار آن، نهاد ناظر بانکی اروپا (European Banking Authority) در تازه‌ترین گزارش خود هشدار داده است که افزایش درگیری‌های منطقه‌ای و بی‌ثباتی سیاسی می‌تواند مستقیماً بر ثبات مالی و توان سرمایه‌گذاری بانک‌ها اثر بگذارد. هم‌زمان، بانک‌ها انتشار اوراق سرمایه‌ای موسوم به اوراق «اِی‌تی–وان» (AT1) و اوراق الزامات ذخیره‌ای (MREL) را از سر گرفته‌اند — ابزارهایی که در صورت وقوع بحران، زیان را جذب کرده و ترازنامه بانک را مقاوم‌تر می‌کنند.

100%

سایه «پریمیوم جنگ» بر بازار انرژی
در همان دوازده روز جنگ میان ایران و اسرائیل در خرداد ماه ۱۴۰۴، قیمت نفت خام تا ۹ درصد جهش کرد و بهای سوخت جت و دیزل در اروپا به بالاترین سطح ۱۵ ماه اخیر رسید. کارشناسان انرژی این افزایش را «پریمیوم جنگ» نامیدند — هزینه‌ اضافی‌ای که بازار برای ریسک گسترش درگیری می‌پردازد. پس از پایان درگیری، بخشی از این افزایش فروکش کرد، اما احتیاط بازارها و افزایش قیمت بیمه حمل‌ونقل همچنان ادامه یافت.

احتیاط یا پیش‌بینی؟
بی‌تردید همه‌چیز را نمی‌توان صرفاً به انتظار جنگ نسبت داد. بخشی از این روند، نتیجه الزامات نظارتی و تجربه بحران‌های پیشین است. با این حال، هم‌زمانی تقویت ترازنامه‌های بانکی با تحرکات نظامی، گمانه احتیاط پیش‌دستانه را تقویت می‌کند — احتیاطی که نه از ترس فوری، بلکه از شناخت وزن ریسک‌ها ناشی می‌شود.

بر اساس گزارش تابستانی نهاد نظارت بانکی اروپا، نظام بانکی اتحادیه اروپا از نظر سرمایه و نقدینگی همچنان مقاوم است، اما در سناریوهای ناشی از تنش‌های ژئوپولیتیک، احتمال تضعیف سرمایه در بانک‌های کوچک‌تر و شرکت‌های تابعه اروپاییِ بانک‌های آمریکایی بیشتر است. به زبان ساده، اروپا خود را برای شوکی آماده می‌کند که ممکن است از بیرون مرزهایش آغاز شود.

دو صحنه، یک هدف
در خاورمیانه، تانکرهای سوخت در آسمان آماده‌اند؛ در اروپا، بانک‌ها نقدینگی جمع می‌کنند. هر دو در ظاهر در مسیر عادی خود حرکت می‌کنند، اما در عمق، نشانه‌ای از هماهنگی نانوشته دارند: ساختن حاشیه‌ای از زمان — زمانی برای واکنش، تصمیم و تاب‌آوری در برابر بحران. در این فضا، فاصله میان «ریسک سیاسی» و «هزینه تأمین مالی» کوتاه‌تر از همیشه شده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۳
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۴

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۵

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

شرمساری از بدن در نوجوانی زیر سایه شبکه‌های اجتماعی و فشارهای فرهنگی

۲۱ آبان ۱۴۰۴، ۱۵:۰۳ (‎+۰ گرینویچ)

فراتحلیلی تازه از پژوهش‌های داخلی و خارجی درباره «شرمساری از بدن» در نوجوانان نشان می‌دهد رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، فشارهای فرهنگی و خانواده‌ها بیشترین سهم را در شکل‌گیری این تجربه دارند و پیامدهای روانی قابل توجهی بر جای می‌گذارند.

فاطمه رازکردان شراهی و افسانه کمالی، نویسندگان این پژوهش از دانشگاه الزهرا، با مرور منظم متون و تجمیع یافته‌ها، تصویری از سازوکار شرمساری از بدن ارائه کردند.

بر اساس یافته‌های این مطالعه که در آخرین شماره نشریه «مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران» منتشر شد، بازنمایی «بدن ایده‌آل» در رسانه و فضای مجازی میل به مقایسه را افزایش می‌دهد.

داوری همسالان و تذکرهای ظاهربینانه در خانواده نیز این چرخه را تقویت می‌کند و پیامدهایی مانند نارضایتی از ظاهر، اضطراب و الگوهای ناسالم تغذیه را در پی دارد.

بر اساس نتایج این فراتحلیل، موضوع «شرمساری از بدن» از سال ۲۰۱۸ وارد ادبیات نوجوانی شد و تا ۲۰۲۴ رشد چشمگیری پیدا کرد.

بیشتر مطالعات انجام‌شده در این حوزه به رشته‌های روان‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی تعلق دارند و توجه به این موضوع در نشریات ایرانی و بین‌المللی نیز طی این سال‌ها روندی فزاینده یافته است.

  • پشت پرده جراحی‌های زیبایی در ایران؛ از فشارهای روانی تا تبعات مالی

    پشت پرده جراحی‌های زیبایی در ایران؛ از فشارهای روانی تا تبعات مالی

عامل‌های شرمساری از بدن

این پژوهش تایید می‌کند که پدیده شرمساری از بدن در میان نوجوانان شایع است. مهم‌ترین منشاء این پدیده رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، فشارهای اجتماعی و فرهنگی، و سپس خانواده‌ها هستند.

بر اساس ترکیب یافته‌ها، روایت‌های مسلط از زیبایی و بدن ایده‌آل در رسانه و فضای مجازی، میل به مقایسه را شدت می‌بخشد و در کنار داوری همسالان و اعضای خانواده، احساس «ناکافی بودن» و «نارضایتی از ظاهر» را تقویت می‌کند.

داده‌های تجمیعی همچنین نشان می‌دهد که در منابع داخلی و خارجی، رسانه‌ها و فشارهای فرهنگی، پرتکرارترین عوامل موثر در شکل‌گیری شرمساری از بدن بوده‌اند.

پیامدها و خلاءها در سطح سیاست‌گذاری

از پیامدهای برجسته شرمساری از بدن می‌توان به کاهش عزت نفس، افسردگی و اضطراب، خودسرزنشی، الگوهای ناسالم تغذیه و در برخی موارد میل به خودکشی اشاره کرد.

به گفته نویسندگان، اکثر مطالعات انجام‌شده پیامدهای روانی شرمساری از بدن را برجسته می‌کنند، در حالی که نقش زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی در تولید شرمساری و راهکارهای پیشگیرانه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

یافته‌های تحقیق بر لزوم اتخاذ سیاست‌های اجتماعی و آموزشی مانند تقویت سواد رسانه‌ای نوجوانان و والدین، آموزش درباره ساخت اجتماعی بدن و طراحی مداخلات مدرسه‌محور برای کاهش مواجهه‌های آسیب‌زا تاکید دارند.

100%

جنسیت و تمرکز نمونه‌ها

در بیشتر پژوهش‌های مورد مطالعه، تمرکز اصلی بر دختران نوجوان بوده و مطالعه‌ای که تنها پسران را دربر بگیرد، انجام نشده است.

پژوهشگران می‌گویند این تمرکز تا حدی بازتاب این تصور است که شرمساری از بدن در میان دختران بیشتر دیده می‌شود. با این حال، آنان تاکید می‌کنند برای شناخت دقیق‌تر این پدیده، بررسی تجربه پسران نیز ضروری است.

این فراتحلیل برای شناخت دقیق‌تر پدیده «شرمساری از بدن»، ۵۱ پژوهش، شامل ۱۱ منبع داخلی و ۴۰ منبع بین‌المللی، را از هشت پایگاه علمی مورد بررسی قرار داده است.

این پژوهش شرمساری از بدن در دوران نوجوانی را پدیده‌ای «چندلایه» توصیف می‌کند و یادآور می‌شود که بازنمایی بدن در رسانه‌ها، هنجارهای فرهنگی، داوری همسالان و شیوه ارتباط خانواده با فرزند، هم‌زمان با تغییرات بدنی این دوره در هم می‌آمیزند و احساس نارضایتی از ظاهر را تشدید می‌کنند.

پژوهشگران معتقدند برای مقابله با این روند، رویکردها باید از بررسی صرف روان‌شناختی به سمت مداخلات اجتماعی تغییر یابد و به شکل‌گیری نگرش واقع‌بینانه‌تر نسبت به بدن و کاهش فشارهای فرهنگی کمک کند.

آیا خاورمیانه در آستانه یک درگیری تازه است؟

۲۱ آبان ۱۴۰۴، ۰۴:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
سمیرا قرائی

گزارش تازه تایمز اسرائیل به نقل از یک مقام ارشد امنیتی ادعا می‌کند که اسرائیل می‌خواهد تا پیش از پایان دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی را سرنگون کند. هم‌زمان، شماری از تحلیلگران هشدار داده‌اند که رویارویی نظامی ایران و اسرائیل امری اجتناب‌ناپذیر است.

نشانه‌های فراوانی از این حکایت دارد که جمهوری اسلامی در حال بازسازی برنامه موشکی و هسته‌ای خود است؛ موشک‌هایی که هدف‌شان فروپاشی پدافند هوائی اسرائیل است.

جمهوری اسلامی نمی‌تواند دو هزار موشک به سمت اسراییل پرتاب کند، یا هنوز غنی‌سازی را آغاز نکرده است؛ اما شکی نیست که کارخانه‌های موشک‌سازی شبانه‌‌روزی در حال تولید موشک‌اند و تاسیسات کوه کلنگ نیز به سرگرمی هسته‌ای تازه جمهوری اسلامی بدل شده‌اند.

از آن سو اسرائیل هم احساس می‌کند که کار شناتمام مانده و آماده است با شدتی بیشتر از جنگ ۱۲روزه، باز به سراغ جمهوری اسلامی برود.

جمهوری اسلامی، یا همان اختاپوسِ فعلا از کار افتاده منطقه، نه تنها خود را در موضع ضعف می‌بیند، بلکه در معرض تهدیدی است که می‌تواند ساختار قدرتش را دگرگون کند. اما کاری هم برای تغییر این فضا نمی‌تواند انجام دهد و گزینه‌هایش محدود است، با بحران اقتصادی عمیق و کم‌آبی بی‌سابقه روبرو است.

از طرفی، بازسازی توان موشکی و هوایی هم کار یک شب یا دو شب نیست، امری زمان‌بر است.

در سوی مقابل، بازگشت سریع به درگیری ‌برای اسرائیل هم ساده نیست. تجربه‌آموزی از جنگی که انجام شد و بازسازی توان تحلیل رفته و همچنین هزینه سیاسی شروع دوباره جنگی که شاید ساعت‌ها یا روزها به طول بینجامد (این بار بیش از ۱۲ روز) همگی چالش‌برانگیزند.

اسرائیل هنوز در مرحله تصمیم‌گیری است؛ آیا وارد واکنش فراگیرتری بشود یا منتظر بماند تا ایران گام بعدی را بردارد؟

دیگر همه می‌دانیم که وضعیت کنونی، شکننده است. نه بازدارندگی مطلق وجود دارد، نه راه‌حل قطعی.

اگر توافقی میان آمریکا و ایران بر سر مسایل هسته‌ای صورت نگیرد، سناریوی «مدیریت بحران» ممکن است به‌زودی پایان یابد. آنچه در این میان اهمیت دارد، کنترلِ «وقتی که کار از کنترل خارج می‌شود» است.

ایران ممکن است دوباره غنی‌سازی را از سر گیرد، موشک‌های بیشتر بسازد یا گروه‌های نیابتی خود را فعال‌تر کند.

اسرائیل ممکن است پیش‌دستی کند یا منتظر بماند تا شرایط برای عملیاتی بهتر فراهم شود. آمریکا، در پس‌زمینه همچنان نقش میانجی و بازیگر اصلی را دارد. این هم به پیچیدگی امور می‌افزاید که بازیگر نقش یک، در پشت صحنه است.

خاورمیانه بدل به صحنه‌ای برای تقابل چند لایه شده است؛ از ایران و اسرائیل، تا آمریکا، تا گروه‌های منطقه‌ای و بازیگران فرامنطقه‌ای. اگر دوره مدیریت بحران به پایان برسد، راهی جز ورود به «درگیری باز» باقی نمی‌ماند و دیگر همه چیز برگشت‌ناپذیر می‌شود.

انتخاب بین ترس از جنگ و آمادگی برای جنگ امروز دیگر در منطقه ما معنای عمیق‌تری دارد.

این بار، نه صرفا دو کشور، بلکه شبکه‌ای از منافع، هراس‌ها و فرصت‌ها درگیرند و وضعیت به‌طور دائمی تغییر می‌کند تا زمانی که همه چیز قدری آرام به‌نظر برسد و ناگهان باز از کنترل خارج شود. چرخه‌ای که دورهای آخرش را می‌زند.

تلاش حکومت برای تحریف تاریخ جنگ؛ صدای ارتش از روایت جنگ ۱۲روزه حذف شده است

۲۱ آبان ۱۴۰۴، ۰۳:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

در بازگویی رخدادهای جنگ ۱۲روزه، روایت رسمی جمهوری اسلامی از همان آغاز، یک‌جانبه بود؛ روایت ارتش درباره وقایع جنگ حذف شد و بازگویی جنگ به‌طور عمده به فرماندهان سپاه واگذار شد.

حوزه هنری نیز به‌تازگی سلسله مصاحبه‌هایی درباره این جنگ را آغاز کرده و تاکنون ۱۱ قسمت از آن پخش شده است. در هیچ‌یک از این قسمت‌ها، حتی با یک فرمانده ارشد ارتش مصاحبه نشده است.

این پرسش مطرح است که چرا روایت ارتش از این جنگ پخش نمی‌شود و چرا اکثر سخن‌گویان، فرماندهان ارشد سپاه‌اند؟ چه نفعی در حذف روایت ارتش وجود دارد؟ آیا از این می‌ترسند که سخنان ارتشیان روایت سپاه از جنگ را به چالش بکشد؟

اینکه تنها فرماندهان سپاه برای روایت جنگ ۱۲روزه فراخوانده شده‌اند، این گمان را تقویت می‌کند که قصد دارند همان رویکردی را که پس از جنگ هشت‌ساله ایران و عراق اتخاذ شد، تکرار کنند: ساختنِ روایتی یک‌طرفه و تحریف‌شده.

پس از پایان جنگ هشت‌ساله نیز جریان‌های مرتبط با سپاه و رسانه‌های حامی آن‌، چنان تاریخ جنگ را نوشتند و بازتعریف کردند که گویی ارتش در جنگ نقشی نداشته و همه جبهه و فرماندهی تحت سیطره سپاه بوده است.

بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌های ساخته‌شده درباره جنگ، جنگ را چنان نشان دادند که گویی فرماندهی و حرکت اصلی فقط از سوی سپاه بود و ارتش نقش موثری نداشت.

واقعیت اما چیز دیگری است: چنین اتهام‌هایی به ارتش نادرست است. برخلاف تبلیغاتِ مخالفان ارتش که می‌گفتند در سال‌های اول جنگ ارتش موفقیتی نداشت، این ارتش بود که به‌موقع در برابر پیشروی نیروهای عراق ایستاد و مانع سقوط گسترده شهرهای خوزستان شد.

در نبردهای سرنوشت‌ساز اطراف پل نادری در شمال خوزستان، همان‌جا که احتمال سقوط خوزستان می‌رفت، نشانی از حضور گسترده سپاه در آن مقطع دیده نمی‌شد؛ بلکه یگان‌های نیروی زمینی ارتش و خلبانان پایگاه‌ هوایی چهارم وحدتی بودند که توان دشمن را متوقف کردند.

در بازگویی‌های بسیاری از دوره جنگ، به ارتش ظلم شده است، به‌ویژه درباره آن سال نخست که در فاصله نوزده ماه بین انقلاب ۱۳۵۷ و آغاز جنگ، رهبران انقلاب با اقدامات مختلفْ ارتش را تضعیف کردند.

پس از تضعیف ارتش، بسیاری از فرماندهان ارشد اعدام یا مجبور به بازنشستگی شدند، برخی افسران به‌دلیل ترس از اعدام یا پیگرد از کشور رفتند، قراردادهای تسلیحاتی و معاهده‌های دفاعی لغو شدند و اجازه مانور و آموزش به شکل قبلی داده نشد.

این در حالی بود که ارتش عراق از شوروی تسلیحات می‌خرید و مانورهای متعددی انجام می‌داد. نتیجه این تضعیف‌ها وضعیت دشوار ارتش ایران در آغاز جنگ بود؛ با این حال، نیروهای ارتش بودند که اجازه ندادند دشمن بیش از آن پیشروی کند.

نمونه‌های بسیاری از این تضاد روایت را در تاریخ و رسانه‌ها می‌توان دید. حتی وقتی خبرگزاری ایرنا با دریادار حبیب‌الله سیاری، نفر سوم ارتش، مصاحبه کرد، به‌دنبال فشارهایی از سوی سپاه و حاکمیت، اجازه پخش کامل آن داده نشد و تیزر و خلاصه مصاحبه هم سانسور شد.

این تجربه نشان می‌دهد که گرایش به حذف یا محو کردن روایت‌های متفاوتِ ارتش سابقه‌دار است.

به نظر می‌رسد حالا هم نمی‌خواهند روایت ارتش از جنگ ۱۲روزه شنیده شود. از دید ارتش، سپاه خارج از قواعد و اصول جنگ عمل می‌کند و این شیوه می‌تواند به مردم و کشور آسیب بزند؛ احتمالا همین اختلاف دیدگاه‌هاست که موجب می‌شود حکومت و رسانه‌های رسمی حاضر نشوند روایت فرماندهان ارتش را منتشر کنند.

از ۱۱ قسمت مصاحبه پخش‌شده، در هشت قسمت با سرداران سپاه گفت‌وگو شده است. آنها در سخنانی یک‌دست و تکراری تلاش می‌کند روایت غالب را در غیاب روایت معارض تثبیت کنند.

تحسین و بزرگ‌نمایی نقش خامنه‌ای روایت تکراری همه این مصاحبه‌هاست؛ گویی تلاش می‌شود تصویرِ غایب و مخفی شده رهبر در آن مقطع از حافظه جمعی پاک شود. تاکید آنها تضاد میان این تلاش با مشاهدات و تجربه عمومی مردم را برجسته می‌کند.

به نظر می‌رسد برخی از این مصاحبه‌ها با هماهنگی و دستور نهادهای مرتبط انجام می‌شود تا با تکرار و یک‌سان‌سازی روایت، تصویر تاریخی مطلوب حاکمیت و خامنه‌ای ثبت شود.

این روایت‌پردازی یک‌جانبه و تحریف‌شده، هرچند ممکن است برخی افراد و هواداران نظام را فریب دهد، اما بخش بزرگی از مردم با چشم خود دیده‌اند که اوضاع چگونه بود. عموم مردم این روایت‌های معوج را نمی‌پذیرند.

جمهوری اسلامی به‌طور سازمان یافته و هدفمند درصدد تحریف تاریخ جنگ ۱۲روزه است. نباید در برابر این تحریف تاریخی سکوت کرد.

پیروزی موقت، بحران ماندگار: پیامدهای تعطیلی دولت و بازتعریف توازن قوا در واشینگتن

۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۲۳:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

تصویب لایحه جدید تامین مالی دولت در سنای ایالات متحده، که انتظار می‌رود به طولانی‌ترین تعطیلی تاریخ دولت فدرال پایان دهد، در ظاهر نشانه‌ای از سازش و وفاق سیاسی است؛ اما در واقع، بازتابی از بحرانی عمیق و ساختاری در نظام حکمرانی، اقتصاد و توازن قوا در واشینگتن به شمار می‌آید.

این لایحه، هرچند راه‌حلی موقت برای بازگشایی دولت فراهم کرده است، اما بیش از پیش تضاد میان رویکرد متمرکز دولت ترامپ و سازوکار نهادی دموکراسی آمریکایی را آشکار می‌کند.

تقابل اراده سیاسی و محدودیت‌های نهادی

تعطیلی اخیر دولت فدرال که از نخستین روز اکتبر آغاز شد، زمانی رقم خورد که کنگره نتوانست بر سر بودجه جدید به توافق برسد. ریشه این بحران در اختلافی عمیق میان کاخ سفید و کنگره بر سر اندازه و نقش دولت فدرال نهفته است.

دونالد ترامپ، که در دور دوم ریاست‌جمهوری خود شعار «کوچک‌سازی دولت» را محور اصلاحات اقتصادی قرار داده است، به‌طور یک‌جانبه میلیاردها دلار از هزینه‌های مصوب کنگره را لغو و هزاران کارمند فدرال را تعدیل کرد.

بسیاری این اقدام، را به معنای عبور از مرز اختیارات ریاست‌جمهوری و مداخله در صلاحیت‌هایی می‌دانند که طبق قانون اساسی به کنگره واگذار شده است.

از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این رفتار تلاشی برای بازتعریف توازن قدرت در نظام سیاسی ایالات متحده است؛ تلاشی از سوی ترامپ برای تبدیل ساختار چندلایه و فدرالی به مدلی متمرکزتر و تابع تصمیمات ریاست‌جمهوری.

از این منظر، تعطیلی دولت نه فقط یک بحران مالی، بلکه میدان نبردی بر سر فلسفه حکمرانی و مفهوم تفکیک قوا بود.

شکاف درون‌حزبی و هزینه‌های سیاسی

تصویب این لایحه با ۶۰ رای موافق در برابر ۴۰ رای مخالف، نتیجه مصالحه‌ای شکننده میان جمهوری‌خواهان و بخشی از دموکرات‌ها بود.

هشت سناتور دموکرات که از خط حزبی عبور کردند و با هم‌تایان جمهوری‌خواه‌شان همراه شدند، اکنون با فشار گسترده افکار عمومی مواجه‌اند.

استدلال آنها برای چنین تصمیمی این بود که اولویت فوری، پرداخت حقوق به یک‌میلیون و چهارصد هزار کارمند فدرال و بازگرداندن خدمات عمومی است، نه ادامه بن‌بست سیاسی.

با این حال، جناح مترقی حزب دموکرات — به‌ویژه چهره‌هایی چون گاوین نیوسام و چاک شومر — این تصمیم را نوعی عقب‌نشینی سیاسی توصیف کردند.

از نگاه منتقدان، این توافق بدون تضمین روشنی برای تمدید یارانه‌های بیمه سلامت، در عمل برگ برنده را به ترامپ سپرد.

دموکرات‌ها در حالی از پیش‌شرط‌های خود عقب نشستند که میلیون‌ها آمریکایی به احتمال زیاد تا پایان امسال بیمه خود را از دست خواهند داد.

با این حال، سناتورهایی مانند تیم کین و دیک دوربین استدلال می‌کنند که اگر دولت تعطیل باقی می‌ماند، طبقه متوسط و گروه‌های کم‌درآمد بیشترین آسیب را متحمل می‌شدند. بنابراین، بازگشایی دولت، ولو موقت، اقدامی ضروری برای حفظ ثبات اجتماعی است.

پیامدهای اقتصادی و اجتماعی تعطیلی دولت

تعطیلی بیش از ۴۰روزه دولت، ضربه‌ای مستقیم به اعتماد عمومی و چرخه اقتصادی آمریکا وارد کرده است.

حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار کارمند فدرال بدون حقوق ماندند و برنامه‌های حیاتی مانند بکمک غذایی برای خانوارهای کم‌درآمد موسوم به «اسنپ» به مرز توقف رسید.

اختلال گسترده در پروازها، تعطیلی خدمات عمومی و تاخیر در پرداخت‌های مالیاتی، نمادی از وابستگی عمیق جامعه مدرن آمریکا به ساختار اداری دولت فدرال است.

این تجربه نشان داد که برخلاف گفتمان ضد‌دولتی ترامپ، کارکردهای فدرال در اقتصاد ایالات متحده غیرقابل حذف هستند.

با بازگشایی دولت، بازارهای مالی واکنش مثبتی نشان دادند و شاخص‌های بورس رشد کردند، اما تحلیل‌گران هشدار داده‌اند که تمدید موقت بودجه تا ژانویه ۲۰۲۶ به معنای احتمال بازگشت همین بحران در کمتر از سه ماه است.

پیامدهای سیاسی لایحه تازه برای دولت

توافق فعلی نه‌تنها به ترامپ فرصت می‌دهد تا به‌طور موقت از بحران فاصله بگیرد، بلکه او را در موقعیت پیروزی سیاسی تاکتیکی قرار داده است.

ترامپ با امضای این لایحه می‌تواند خود را یک «رهبر کارآمد» نشان دهد که توانست کشور را از تعطیلی خارج کند، در حالی‌که جوهره سیاست‌های کوچک‌سازی دولت و کاهش هزینه‌های اجتماعی همچنان در دستور کار باقی است.

نکته قابل‌توجه این است که لایحه جدید هیچ محدودیتی برای اقدامات آینده رییس‌جمهوری در کاهش بودجه یا اخراج کارکنان ایجاد نکرده است. این یعنی در غیاب نظارت موثر کنگره، ترامپ می‌تواند همان مسیر را در مقیاسی ای‌بسا وسیع‌تر از سر گیرد.

در واقع، این لایحه اگرچه به ظاهر بازگشایی دولت را تضمین می‌کند، اما در باطن اختیارات اجرایی ترامپ را تقویت و قدرت نظارتی قوه مقننه را تضعیف کرده است؛ موضوعی که می‌تواند در ماه‌های آینده به یک بحران حقوقی تازه میان کنگره و کاخ سفید منجر شود.

دموکرات‌ها در تنگنای استراتژیک

حزب دموکرات در نتیجه این توافق در موقعیت دشواری قرار گرفته است. از یک سو، دموکرات‌ها نمی‌خواستند مسئول ادامه تعطیلی دولت شناخته شوند. از سوی دیگر، با عقب‌نشینی از مطالبه یارانه‌های درمانی، بخشی از پایگاه اجتماعی خود را از دست داده‌اند.

در واقع، این مصالحه نشان داد که در فضای دو قطبی کنونی آمریکا، حتی اختلافات داخلی در میان دموکرات‌ها می‌تواند به پیروزی نسبی ترامپ منجر شود.

تجربه تعطیلی دولت بار دیگر آشکار کرد که دموکرات‌ها هنوز راهبرد واحدی برای مقابله با تاکتیک‌های شوک‌آور و پرهزینه ترامپ ندارند.

در حالی‌که افکار عمومی، به‌ویژه در نظرسنجی رویترز، جمهوری‌خواهان را بیشتر از دیگر گروه‌ها مسئول بحران می‌دانند، ترامپ همچنان موفق شده است در میان حامیان خود چهر‌ه‌ای «قاطع و مصمم» باقی بماند.

پیروزی موقت، بحران ماندگار

تصویب لایحه پایان تعطیلی دولت در ظاهر یک پیروزی دو‌جانبه برای نظام سیاسی آمریکا است؛ دولت بازگشایی شده است، کارمندان حقوق خود را دریافت خواهند کرد و خدمات عمومی از سر گرفته می‌شود. اما در واقع، این رویداد نشانه‌ای از فرسایش تدریجی ظرفیت نهادی دولت فدرال است.

ترامپ با استفاده از شکاف‌های حزبی، نشان داد که می‌تواند با فشار مستقیم بر بوروکراسی، اراده سیاسی خود را بر نهادهای دموکراتیک تحمیل کند.

در مقابل، کنگره – به‌ویژه جناح دموکرات – هنوز در جست‌وجوی راهی برای مهار این الگوی قدرت اجرایی است. بنابراین، اگرچه بحران تعطیلی دولت با مصالحه‌ای موقت پایان یافته است، اما بحران مشروعیت و کارآمدی در سیاست آمریکا همچنان باقی است.

تا زمانی که سیاست‌گذاران نتوانند درباره حدود اختیارات دولت فدرال، نقش اجتماعی آن و شیوه تامین مالی پایدار به توافق برسند، سایه‌ «تعطیلی دوباره» بر فراز واشینگتن باقی خواهد ماند.

کیپ‌تاون؛ الگویی برای تهران در عبور از بحران «روز صفر آبی»

۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۲۱:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
منصور سهرابی

تهران امروز در موقعیتی ایستاده که بسیاری از شاخص‌هایش یادآور شرایط کیپ‌تاون، پایتخت آفریقای جنوبی، در آستانه «روز صفر آبی» است؛ شهری که در سال ۲۰۱۸ با خطر خشک‌شدن کامل روبه‌رو شد اما با مدیریت علمی، تصمیم‌گیری قاطع و همکاری گسترده شهروندان، از فاجعه گریخت.

مسعود پزشکیان، رییس‌جمهوری ایران، در روزهای اخیر در سخنرانی‌ای که بازتاب وسیعی در رسانه‌ها داشت، گفت: «اگر بارش نداشته باشیم، باید تهران را تخلیه کنیم. وضعیت آب کشور، به‌ویژه در پایتخت، به حالتی رسیده که ادامه این روند ممکن نیست.»

تهران؛ پاییزی خشک و چشم‌اندازی مبهم

رییس موسسه تحقیقات آب در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا وضعیت بارش‌ها را «بی‌سابقه» توصیف کرد: «معمولا مهر و آبان حدود ۵۰ تا ۶۰ میلی‌متر باران برای تهران به همراه دارد اما امسال هیچ بارشی نداشته‌ایم و پیش‌بینی‌ها تا پایان پاییز نیز امیدی نمی‌دهد».

  • نیویورک‌تایمز: فروپاشی آبی ایران؛ تهران در آستانه بی‌آبی مطلق قرار گرفت

    نیویورک‌تایمز: فروپاشی آبی ایران؛ تهران در آستانه بی‌آبی مطلق قرار گرفت

دبیرکل فدراسیون صنعت آب کشور نیز در مصاحبه با رکنا تاکید کرد: «تهران دیگر آبی برای مصرف اضافی ندارد. هشدار رییس‌جمهوری جدی است. نباید منتظر باران ماند. باید برای شرایط بحرانی آماده شد.»

این اظهارات تصویری روشن از واقعیت امروز پایتخت ترسیم می‌کنند؛ شهری با حدود ۱۰ میلیون ساکن، بدون بارش موثر، با منابع زیرزمینی رو به اتمام و الگویی از مصرف که هنوز با شرایط اقلیمی‌اش همخوانی ندارد.

100%

مصرف لجام‌گسیخته و سیاست‌های فرسوده

در حالی که میانگین مصرف آب خانگی در کشورهای توسعه‌یافته حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ لیتر در شبانە روز است، در تهران این رقم به ۲۵۰ تا ۳۰۰ لیتر می‌رسد.

همزمان، نزدیک به یک‌ سوم آب در شبکه فرسوده و نشت‌دار شهر هدر می‌رود. با این حال، سیاست‌های رسمی همچنان بر پروژه‌های انتقال آب تکیه می‌کنند؛ ولی این پروژه‌ها راه‌حل پایدار نیستند و تنها بحران را به آینده موکول می‌کنند.

فرونشست زمین؛ زنگ خطر زیر پای پایتخت

منابع اصلی آب تهران به شدت به سفره‌های زیرزمینی وابسته‌اند؛ در شرایط بحرانی، فشار بر آبخوان‌ها افزایش یافته و افت شدید سطح آب زیرزمینی را به دنبال داشته است. این مسئله در مناطق جنوبی و جنوب غربی شهر به اوج رسیده و فرونشست زمین را شدت بخشیده است.

  • نسلی که باید از دل ویرانی، آینده را بسازد

    نسلی که باید از دل ویرانی، آینده را بسازد

سازمان زمین‌شناسی کشور این پدیده را «تهدیدی مستقیم برای پایداری زیرساخت‌های شهری تهران» توصیف کرده است.

علت اصلی، برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی است؛ منابعی که دهه‌ها بدون نظارت مصرف شده‌اند و کسری سالانه ۱۳۰ میلیون مترمکعبی مخازن آب زیرزمینی تهران را در پی داشته که برخی از گزارش‌ها نیز حکایت از کسری تجمعی حدود پنج میلیارد متر مکعب آب در طی ٤٠ سال اخیر دارند.

100%

کیپ‌تاون؛ از ترس تا اعتماد

در سال ۲۰۱۸، کیپ‌تاون، شهری با چهار میلیون نفر جمعیت و اقلیمی مدیترانه‌ای، با شدیدترین خشکسالی چهار قرن گذشته روبه‌رو بود.

بارندگی‌های زمستانی که منبع اصلی شش سد بزرگ شهر بودند، برای سه سال پیاپی به کمتر از نصف میانگین بلند مدت خود رسیدند.

مقامات محلی کابوسی را بر زبان آوردند: «روز صفر». یعنی روزی که ذخیره آب آن‌قدر کم شود که شبکه توزیع شهری مجبور به قطع کامل یا سهمیه‌بندی شدید شود.

دولت محلی ابتدا با وحشت عمومی روبه‌رو بود؛ صف‌های طولانی برای بطری آب، افزایش قیمت تانکرهای خصوصی و حتی درگیری‌های اجتماعی. اما به جای تسلیم، استراتژی دوجانبه‌ای اجرا کرد: فشار بر مصرف‌کنندگان و شفافیت کامل.

محدودیت مصرف برای هر نفر ۵۰ لیتر در روز تعیین شد. معادل کمتر از یک دوش کوتاه و شست‌وشوی محدود لباس.

تعرفه‌ها به‌صورت تصاعدی افزایش یافت؛ خانواده‌های پرمصرف گاهی تا ۱۰ برابر بیشتر پرداختند.

  • ۲۰ استان ایران در ۴۳ روز گذشته شاهد یک قطره بارش هم نبوده‌اند

    ۲۰ استان ایران در ۴۳ روز گذشته شاهد یک قطره بارش هم نبوده‌اند

در کنار این‌ها، کمپین رسانه‌ای وسیع با شعار «هر قطره حساب دارد» راه افتاد؛ از بیلبوردهای شهری و پیام‌های رادیویی تا اپلیکیشن موبایل که مصرف روزانه هر خانوار را نشان می‌داد.

شهرداری کیپ‌تاون وب‌سایتی راه‌اندازی کرد که هر روز سطح سدها، مصرف کل شهر و پیش‌بینی «روز صفر» را به‌روزرسانی می‌کرد.

این شفافیت که ابتدا انتقادهایی به همراه داشت، به تدریج اعتماد عمومی را به همراه آورد.

شهرداری کیپ‌تاون علاوه بر مدیریت تقاضا، به سمت منابع مکمل رفتند؛ واحدهای کوچک شیرین‌سازی آب دریا نصب شد، بازچرخانی پساب شهری افزایش یافت و چاه‌های زیرزمینی با مجوز محدود فعال شدند.

100%

نکته کلیدی، توجه به عدالت بود؛ خانواده‌های کم‌درآمد که پیش‌تر مصرف کمتری داشتند، از یارانه‌های اضافی بهره‌مند شدند تا فشار بر ایشان نامتناسب نباشد.

نتیجه چشمگیر بود. مصرف آب شهری در کمتر از دو سال بیش از ۵۵ درصد کاهش یافت و از ۱.۲ میلیارد لیتر در شبانه‌روز به حدود ۵۰۰ میلیون لیتر رسید.

باران‌های بهاری ۲۰۱۸ آمد و سدها پر شدند اما درس اصلی ماندگار شد و کیپ‌تاون از «روز صفر» عبور کرد، بدون آن‌که حتی یک روز آب خانه‌ها به‌طور کامل قطع شود.

این شهر نه تنها بحران را مهار کرد، بلکه الگویی جهانی شد برای اینکه چگونه ترس می‌تواند به اعتماد و همکاری جمعی تبدیل شود.

  • سد کرج و سد لتیان کم‌تر از دو هفته دیگر آب دارند

    سد کرج و سد لتیان کم‌تر از دو هفته دیگر آب دارند

پنج درس از کیپ‌تاون برای تهران

  • مدیریت مصرف پیش از تامین منبع جدید

بازسازی شبکه، تعرفه‌گذاری واقعی و آموزش عمومی باید در اولویت مطلق قرار گیرند. هیچ طرح انتقال آبی هرچند بزرگ نمی‌تواند جایگزین کاهش مصرف شود.

  • شفافیت و اعتماد عمومی

مردم باید دقیقا بدانند بحران در چه سطحی است. انتشار منظم داده‌های ذخایر آب و اعتماد به مردم، کلید تغییر رفتار پایدار است.

  • نوآوری و بازچرخانی آب

استفاده مجدد از پساب صنعتی و خانگی می‌تواند بخش قابل‌ توجهی از نیاز شهری را تامین کند؛ تجربه‌ای که کیپ‌تاون با موفقیت به اجرا درآورد.

  • عدالت آبی

قیمت‌گذاری و سهمیه‌بندی باید با ملاحظه عدالت اجتماعی طراحی شود تا اقشار کم ‌درآمد قربانی سیاست‌های اضطراری نشوند.

  • یکپارچگی مدیریتی

تداخل تصمیم‌گیری میان نهادها، بزرگ‌ترین مانع اقدام موثر است. مقابله با روز صفر نیازمند یک فرماندهی واحد، پاسخ‌گو و هماهنگ است.

100%
  • تنها سه تا پنج سال برای نجات خلیج گرگان فرصت باقی است

    تنها سه تا پنج سال برای نجات خلیج گرگان فرصت باقی است

از هشدار تا اقدام

در کیپ‌تاون، «روز صفر» ابتدا نماد وحشت بود اما در نهایت به فرصتی طلایی برای اصلاح الگوها و بازسازی اعتماد عمومی بدل شد.

در تهران اما هنوز گفت‌وگوی صادقانه‌ای میان دولت و جامعه شکل نگرفته است. رفتارهای حاکمیت با شهروندان، اعتماد مردم به کارگزاران را به‌شدت مخدوش کرده و راه مشارکت عمومی را پیچیده و ناهموار ساخته است.

با این حال، تهران هنوز فرصت دارد از تجربه کیپ‌تاون بیاموزد. اگر این هشدارها به برنامه‌های عملی و ملموس تبدیل نشود، «روز صفر» ممکن است نه از جنوب آفریقا، بلکه از قلب ایران و در تهران آغاز شود.