تنها سه تا پنج سال برای نجات خلیج گرگان فرصت باقی است
خبرگزاری تسنیم در گزارشی به نقل از مقامات محلی نوشت خلیج گرگان واقع در شمال ایران در آستانه یک «نقطه عطف حیاتی» قرار گرفته و بهدلیل بیعملی و تعلل طولانیمدت دستگاههای اجرایی، به نفسهای آخر افتاده و تنها سه تا پنج سال فرصت برای نجات آن باقی است.
عبدالله آقاعلیخانی، مدیرکل بازرسی استان گلستان، دوشنبه ۱۲ آبان در مصاحبه با تسنیم گفت: «بر اساس مصوبات استانی و همچنین مصوبات ستاد ملی احیای تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست، باید اقداماتی برای نجات خلیج گرگان انجام میشد که برخی از آنها مانند لایروبی کانال آبرسان اجرایی شده و برخی از آنها هنوز عملیاتی نشده است.»
او افزود: «مداخلات مصوبشده در ستاد ملی تالاب احصا شده و برخی از آنها مانند مقوله پمپاژ، رعایت حق و تصفیهخانه در شهرهای ساحلی هنوز اجرایی نشده است.»
آقاعلیخانی تاکید کرد برخی از دستگاهها در سطوح ملی نسبت به زمانبندی تعیینشده برای اجرای مداخلات عقبتر هستند و در این زمینه «قصور» دیده میشود.
عبدالجلال ایری، نماینده کردکوی، ترکمن، بندرگز و گمیشان، در مصاحبه با تسنیم گفت قرار بود در قالب ردیف بودجه سال آینده و همچنین از محل تکمیل منابع مالی، مبلغ هزار میلیارد تومان برای نجات خلیج گرگان تخصیص داده شود.
به گفته این نماینده مجلس، مصوبات و الزامات قانونی متعددی برای نجات خلیج گرگان وجود دارد و هر دستگاهی که این مصوبات را اجرا نکرده باشد، باید پاسخگو باشد.
زنگ خطر برای خلیج گرگان
این نخستین بار نیست که نسبت به وضعیت بحرانی خلیج گرگان هشدار داده میشود.
دی ۱۴۰۳، علیاصغر طهماسبی، استاندار گلستان، گفت: «خلیج گرگان در حال نابودی است و با خشک شدن آن، ریزگردها وارد استان میشود.»
او «لایروبی در تمام سال» را برای نجات خلیج گرگان ضروری دانست و در عین حال اضافه کرد استان گلستان فاقد دستگاه لایروب برای اجرای این عملیات است.
خرداد ۱۴۰۲ نیز علیمحمد زنگانه، استاندار پیشین گلستان، وضعیت این پهنه آبی را «بسیار جدی» توصیف کرد و هشدار داد در صورت خشک شدن آن، محیط زیست و سلامت مردم در معرض تهدیدی بزرگ قرار خواهند گرفت.
به گفته او، با خشک شدن خلیج گرگان ۶۰ هزار هکتار کانون ریزگرد نمکی ایجاد خواهد شد.
مرداد ۱۴۰۲، مجتبی ذوالجودی، معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست، گفت: «کاهش تراز آب دریای خزر موجب پسروی آب در خلیج گرگان و تالاب گمیشان شده و خسارات زیست محیطی و اقتصادی-اجتماعی به همراه داشته است.»
او پیامدهای این بحران را «خشک شدن تالابها، تخریب اکوسیستمها و افزایش آلودگیها» دانست.
در سالهای گذشته، کارشناسان و نهادهای محیطزیستی بارها درباره خطر خشک شدن تالابهای ایران هشدار دادهاند.
مهرماه امسال، خبرگزاری فارس گزارش داد ۹ تالاب بامدژ، حوض سلطان، دریاچه نمک، شیمبار، بختگان، گاوخونی، مهارلو، میانگران و هامون، در پایان سال آبی گذشته خشک شدند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.