• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

دولت آمریکا وارد پانزدهمین روز تعطیلی شد

مرضیه حسینی
مرضیه حسینی

ایران‌اینترنشنال

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۲۲:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

دولت ایالات متحده وارد پانزدهمین روز تعطیلی خود شده است؛ بحرانی که در سومین هفته‌اش همچنان بدون نشانه‌ای از پیشرفت ادامه دارد. تاکنون هشت بار رأی‌گیری در سنا برای تصویب لایحه‌ بودجه انجام شده و نهمین رأی‌گیری نیز برای عصر چهارشنبه برنامه‌ریزی شده است.

اگرچه جمهوری‌خواهان هم‌اکنون کنترل هر سه نهاد اصلی قدرت — کاخ سفید، سنا و مجلس نمایندگان — را در اختیار دارند، اما برای پیشبرد هر طرح بودجه‌ای نیاز به ۶۰ رأی در سنا دارند، و این همان جایی است که بن‌بست شکل گرفته است.

در هفته‌ گذشته، تلاش جمهوری‌خواهان برای تصویب لایحه‌ای که تامین مالی دولت را تا ۲۱ نوامبر تمدید می‌کرد، با شکست مواجه شد. هیچ‌یک از سناتورهای دموکرات از این لایحه حمایت نکردند و تنها سه سناتور مستقل که معمولاً با دموکرات‌ها هم‌پیمان‌اند، به آن رأی مثبت دادند. لایحه با ۴۹ رأی موافق در برابر ۴۵ رأی مخالف رد شد.

دموکرات‌ها می‌گویند بدون بازگرداندن کاهش‌های اخیر بودجه‌ مدیکید (برنامه بیمه درمانی دولتی آمریکا) و تمدید یارانه‌های قانون مراقبت مقرون‌به‌صرفه (اوباما کر) حاضر به مصالحه نخواهند شد، در حالی که جمهوری‌خواهان تاکید می‌کنند هرگونه مذاکره بر سر این مسائل باید پس از بازگشایی دولت انجام گیرد.

طولانی‌ترین تعطیلی در راه است؟

مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان از ایالت لوئیزیانا، هشدار داده است که کشور «در مسیر یکی از طولانی‌ترین تعطیلی‌های تاریخ» قرار دارد. او گفت: «تا زمانی که دموکرات‌ها از خواسته‌های حزبی خود عقب‌نشینی نکنند، دولت باز نخواهد شد.»

طولانی‌ترین تعطیلی پیشین در تاریخ آمریکا بین دسامبر ۲۰۱۸ تا ژانویه ۲۰۱۹ و به مدت ۳۵ روز رخ داد — آن هم در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ. اکنون نیز خود ترامپ در کاخ سفید حضور دارد و به گفته‌ منتقدان، با تاکید بر «بستن برنامه‌های دموکرات‌ها» و «کاهش نیروی دولت فدرال» از این تعطیلی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده می‌کند.

100%

ترامپ در نشست اخیرش در کاخ سفید گفت: «ما برنامه‌های دموکرات‌ها را که با آن‌ها مخالفیم تعطیل می‌کنیم و بسیاری از آن‌ها دیگر هرگز باز نخواهند شد. این فرصت تاریخی است برای کوچک‌تر کردن دولت و حذف نهادهای ناکارآمد.»

دفتر مدیریت و بودجه‌ کاخ سفید نیز اعلام کرده که در حال آماده‌سازی برای تعدیل نیروی بیشتر است. در بیانیه‌ای آمده است: «پرداخت حقوق نیروهای نظامی و امنیتی ادامه خواهد داشت، اما تعدیل نیرو (RIFs) تا زمانی که دموکرات‌ها به بن‌بست پایان ندهند، ادامه دارد.»

هزینه‌ سنگین برای اقتصاد آمریکا

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، هشدار داده است که تعطیلی دولت ممکن است روزانه ۱۵ میلیارد دلار به اقتصاد ایالات متحده زیان وارد کند. او از دموکرات‌های میانه‌رو در سنا خواست تا با جمهوری‌خواهان همراه شوند و این وضعیت را پایان دهند.

بسنت در نشست خبری گفت: «ما داریم وارد مرحله‌ای می‌شویم که آسیب‌ها از سطح اداری فراتر می‌رود و به اقتصاد واقعی مردم می‌رسد. وقت آن است که برخی دموکرات‌ها قهرمان شوند و از کندوی رادیکالیسم جدا شوند.»

او افزود که رسانه‌های جریان اصلی «در مورد نقش دموکرات‌ها همان‌قدر سختگیر نیستند که در صورت تعطیل نگه داشتن دولت توسط جمهوری‌خواهان بودند.»

به گفته‌ بسنت، اگر تعطیلی ادامه یابد، نه‌تنها رشد اقتصادی بلکه بازار کار، پرداخت وام‌های مسکن و فعالیت پیمانکاران فدرال به‌شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

پرداخت موقت به نیروهای نظامی و پلیس کاپیتول

در حالی‌که تعطیلی وارد سومین هفته می‌شود، بسیاری از کارکنان دولت فدرال نخستین حقوق کامل خود را از دست داده‌اند. نیروهای پلیس کاپیتول که مسئول حفاظت از کنگره‌اند، روز ۱۰ اکتبر اولین چک حقوقی خود را دریافت نکردند.

گاس پاپاتاناسیو، رئیس اتحادیه پلیس کاپیتول، در بیانیه‌ای گفت: «هرچه تعطیلی طولانی‌تر شود، شرایط مأموران ما سخت‌تر خواهد شد. بانک‌ها و صاحب‌خانه‌ها به مأموران ما مهلت نمی‌دهند — آن‌ها هنوز انتظار دارند پولشان را دریافت کنند.»

در همین حال، ۱.۳ میلیون نیروی فعال نظامی نیز در آستانه از دست دادن حقوق خود بودند. اما ترامپ در ۱۱ اکتبر اعلام کرد که وزارت دفاع می‌تواند از بودجه‌های تحقیقاتی استفاده‌نشده برای پرداخت دستمزد نیروها بهره گیرد. مایک جانسون با وجود تمجید از «رهبری قاطع رئیس‌جمهوری ترامپ» هشدار داد که این تصمیم فقط یک راه‌حل موقت است و اگر بن‌بست ادامه یابد، نظامیان تا پایان ماه چک بعدی خود را دریافت نخواهند کرد.

دموکرات‌ها چه می‌گویند؟

در مقابل، هاکیم جفریز، رهبر اقلیت دموکرات مجلس نمایندگان، جمهوری‌خواهان را متهم کرده است که پس از تعطیل کردن دولت، واشینگتن را ترک کرده‌اند: «دموکرات‌های مجلس در اینجا هستند، آماده‌ خدمت‌اند. ما آماده‌ایم برای توافقی دوحزبی که نیازهای واقعی مردم آمریکا را برآورده کند، دولت را بازگشایی کند و بحران بهداشت و درمان را حل کند.»

او افزود: «زمان تمدید یارانه‌های درمانی فرا رسیده است، زمان جلوگیری از افزایش هزینه‌ بیمه برای میلیون‌ها آمریکایی و زمان بازگشایی دولت است. کارمندان فدرال ما سزاوار چنین بی‌ثباتی‌ای نیستند.»

تظاهرات «بدون پادشاهان» و فشار سیاسی

برخی ناظران سیاسی می‌گویند دموکرات‌ها می‌خواهند موضع خود را تا زمان برگزاری تظاهرات سراسری «بدون پادشاهان» (No Kings) در ۱۸ اکتبر حفظ کنند — جنبشی اعتراضی که به گفته برگزارکنندگانش «علیه اقتدارگرایی» که از زمان آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ شکل گرفته است.

جان تون، رهبر اکثریت سنا، گفت: «این تظاهرات به نوعی به خط قرمز دموکرات‌ها تبدیل شده است. امیدوارم پس از آن گفت‌وگوهای واقع‌بینانه‌تر آغاز شود.»

با وجود فشارهای سیاسی و اقتصادی، هنوز هیچ نشانه‌ای از توافق در واشینگتن دیده نمی‌شود. اگر این روند ادامه یابد، تعطیلی فعلی ممکن است به‌زودی رکورد تعطیلی ۳۵ روزه‌ دولت در سال ۲۰۱۹ را بشکند — و بار دیگر نام دونالد ترامپ را در صدر طولانی‌ترین تعطیلی‌های تاریخ آمریکا قرار دهد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

جمهوری اسلامی و آزمون ماندگاری صلح در خاورمیانه

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۲۱:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
سمیرا قرائی

آتش‌بس در غزه، دونالد ترامپ می‌داند این تنها «آغاز» است نه پایان بحران. در ظاهر، آرامشی شکننده بر غزه حاکم شده، اما در عمق این سکوت، رقابت‌های تازه ژئوپلیتیک آغاز شده و بدون درگیر کردن ایران در یک مسیر دیپلماتیک، یا بدون حل «مشکل ایران»، صلح به دشواری ماندگار خواهد بود.

جمهوری اسلامی هنوز بازیگری است که می‌تواند نظم شکننده‌ کنونی را با یک حرکت تضعیف کند و یک ایران گوشه‌گیر و زخمی، قادر است صلح بلندمدت را تهدید کند. اینجاست که آمریکا نیاز به یک استراتژی تازه دارد؛ در غیر این صورت، ابر سیاه ایران همچنان بر توافقات سایه خواهد افکند.

ایران از دیرباز نقشی محوری در بی‌ثباتی خاورمیانه ایفا کرده و حال با برقراری آتش‌بس در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، خود را در موقعیتی ضعیف می‌بیند: اقتصاد تحت تحریم، نیروهای نیابتی تضعیف‌شده، و انزوای بین‌المللی فزاینده. تحلیل‌گران معتقدند که این ضعف می‌تواند ایران را به سمت اقدامات مخرب سوق دهد، مانند تشدید حملات سایبری یا حمایت پنهان از عناصر مخالف آتش‌بس در حماس.

در تاریخ جمهوری اسلامی، هرگاه تهران احساس انزوا و محاصره کرده، پاسخ آن نه عقب‌نشینی بلکه نمایش قدرت بوده است؛ از گسترش جنگ به خلیج فارس در سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق گرفته تا اعلام رسمی تداوم غنی‌سازی در برابر تحریم‌های شورای امنیت، و حملات نیابتی به تأسیسات آرامکو. این الگو نشان می‌دهد که سیاست مهار بدون مسیر گفت‌وگو، نه تنها جمهوری اسلامی را باز نمی‌دارد، بلکه آن را به سمت رفتارهای پرخطرتر سوق می‌دهد.

100%

ترامپ، فکر می‌کند که جمهوری اسلامی آماده صلح است. او در سخنرانی اخیر خود در کنست اسرائیل گفت «ایران به ما اطلاع داده که کاملاً موافق این توافق است» و حتی پیشنهاد «دوستی» به تهران داد.

چرا ترامپ فکر می‌کند ابر سیاه ایران برداشته شده، در حالی که این تهدید از بین نرفته است؟ ترامپ خود هشدار داده بود که سایه جمهوری اسلامی بر هر توافق صلحی سنگینی می‌کند، اما اکنون، با تمرکز بر «پایان جنگ»، ممکن است بیش از حد بر روایت پیروزی سرمایه‌گذاری کرده باشد. ترامپ می‌گوید حمله به تاسیسات هسته‌ای، جمهوری اسلامی را از میدان به در کرده و زمینه‌ساز توافق صلح شده است. اما آیا تمام شر جمهوری اسلامی در زیرزمین‌های نطنز، ‌ فردو‌ و لابراتوارهای اصفهان بود؟ یک نگاه ساده به هلال شیعی جمهوری اسلامی که حالا از ماه شب اول هم کم‌نورتر است، خلاف آن را ثابت می‌کند. جمهوری اسلامی همچنان یک قدرت هسته‌ای بالقوه و حامی جهادگرایی است.

در این میان نقش جهان عرب نیز حیاتی است. اتحادیه عرب در ژوییه ۲۰۲۵، در اقدامی بی‌سابقه، به همراه قدرت‌های غربی، خواستار خلع سلاح حماس شد و این گروه را از مشروعیت جهادی و پروژه شبه‌نظامیان ایرانی محروم کرد. این بیانیه، که حماس را به تسلیم سلاح‌ها و آزادی گروگان‌ها فرامی‌خواند، نشان‌دهنده تغییر پارادایم در سیاست‌های عربی است. موفقیت ترامپ در آتش‌بس تا حد زیادی به فشار عرب‌ها بستگی دارد. جهان عرب، به ویژه کشورهای خلیج فارس که تأمین‌کنندگان مالی بازسازی غزه هستند، می‌توانند کمک‌های مالی را مشروط به رعایت طرح ترامپ توسط حماس کنند، از جمله خلع سلاح کامل این گروه تروریستی.

اما اگر جهان عرب این کار را انجام دهد، جمهوری اسلامی چه خواهد کرد؟ آیا قبول می‌کند؟ تحلیل‌ها نشان می‌دهد که بعید است جمهوری اسلامی به راحتی تسلیم شود. تهران حماس را بخشی از استراتژی ضداسرائیلی خود می‌بیند و خلع سلاح آن را ضربه‌ای به نفوذ منطقه‌ای‌اش تلقی می‌کند. در پاسخ، جمهوری اسلامی ممکن است به تشدید فعالیت‌های نیابتی‌های خود روی بیاورد، مانند حملات حوثی‌ها به کشتی‌رانی در دریای سرخ یا حمایت از عناصر رادیکال در عراق و سوریه. با این حال، ضعف فعلی ایران – از جمله تحریم‌های اقتصادی و شکست‌های نظامی اخیر – ممکن است تهران را به سمت مذاکره سوق دهد. این همان کارتی است که ترامپ روی آن سرمایه‌گذاری سیاسی کرده است. ولی عدم حضور در شرم‌الشیخ و بعد توئیت تند و تیز عراقچی در جواب به ترامپ، احتمال هر گونه مذاکره در شرایط فعلی را منتفی می‌کند.

نظم تازه خاورمیانه دیگر نه بر محور «مقاومت» بلکه بر اساس ملاحظات امنیتی و اقتصادی مشترک میان اعراب و اسرائیل در حال شکل‌گیری است. جمهوری اسلامی هر آن‌چه داشت را بر سر قمار «مقاومت» باخت و حال واکنش‌اش احتمالاً ترکیبی از چند مسیر مختلف خواهد بود: تلاش برای بازسازی جایگاه خود از طریق دیپلماسی نرم با کشورهای عربی، افزایش فشار بر اسرائیل از جبهه‌های جانبی مانند لبنان یا سوریه، و همزمان، حفظ کانال‌های ارتباطی با روسیه و چین به عنوان تکیه‌گاه‌های سیاسی در برابر غرب.

امروز اینجا که ما ایستاده‌ایم به نظر می‌رسد ترامپ منتظر است، در گوشه‌ای کمین کرده تا اگر جمهوری اسلامی واکنش نشان داد، فورا به قوای نظامی متوسل شود و اگر واکنش نشان نداد، صحنه‌ پیش‌روی ترامپ حذف جمهوری اسلامی از معادلات منطقه‌ای و «اختگی دیپلماتیک» خواهد بود یا سقوطی به دست مردم.

تلاش خامنه‌ای و صبر راهبردی: پیروزی یا تعویقِ سقوط؟

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۱۶:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه

در چهار دهه‌ گذشته، ستون مشترک پاسخ علی خامنه‌ای به بحران‌های بین‌المللی، خریدنِ زمان بوده است؛ از پرونده‌ هسته‌ای و تحریم‌ها تا جنگ‌های نیابتی و تنش‌های مستقیم. منطق ساده است: با حداقل امتیاز بیرونی و حداکثر کنترل درونی، بحران را «کِش» بده تا صحنه‌ ژئوپلیتیک تغییر کند.

امروز نیز با بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، فعال شدن «مکانیسم ماشه» و فرسایش اقتصادی همان الگو احیا شده: صبر راهبردی، نمایش اقتدار امنیتی، و امید بستن به تغییر موازنه در واشینگتن.

بن‌بست فعلی، با وجود تشدید فشارها، دوباره خامنه‌ای را به سمت «زمان‌کُشیِ حساب‌شده» سوق داده است؛ چنان‌که روایت‌ها از تهران نشان می‌دهد، محاسبه‌ کلان این است: اگر نظام بتواند اعتراضات را مهار و شکاف‌های بالا در بین مسئولان را از میان بردارد، از طوفان سه‌سالِ باقی‌مانده‌ ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ عبور خواهد کرد.

به عنوان مثال تهدیدهایی نظیر اشاره به خروج از ان‌پی‌تی مطرح می‌شود، اما ترجیع‌بند سیاست عملی، «صبر و حفظ بقا» است؛ تا جایی که سخنگوی وزارت امور خارجه، اسماعیل بقایی، تصریح می‌کند تهران به ان‌پی‌تی پایبند می‌ماند. تهدید بستن تنگه هرمز از زبان کسانی مثل شریعتمداری شنیده می‌شود اما رهبران حکومت آن را تایید نمی‌کنند.

در روزهای اخیر، سه رسانه با سه رویکرد متفاوت به ابعاد این سیاست جمهوری اسلامی پرداخته‌اند:

فارین‌اَفِیرز: فرسایش ساختاری و آینده‌های محتمل

مبنای تحلیلی این تصویر را نشریه فارین‌افیرز دقیق‌تر می‌چیند: جنگ ۱۲روزه‌ شکاف میان رجزخوانی ایدئولوژیک و ظرفیت واقعی جمهوری اسلامی را عریان کرد؛ اسرائیل زیرساخت‌های نظامی را کوبید و مسیر را برای پرتاب ۱۴ بمب سنگر‌شکن آمریکا بر سایت‌های هسته‌ای هموار ساخت. در پایان، رهبر ۸۶ساله با صدایی گرفته اعلام «پیروزی» کرد؛ نمایشی که به‌جای اقتدار،شکنندگی ساختار را برجسته کرد.

این رسانه، هم‌زمان از واقعیت‌های سخت داخل می‌گوید: ۹۲ میلیون جمعیت منزوی از نظام مالی جهانی، یکی از تحریم‌شده‌ترین اقتصادها، با پولی از بی‌ارزش‌ترین‌ها، گذرنامه‌ای از کم‌اعتبارترین‌ها و اینترنتی از سانسورشده‌ترین‌ها.

پرسش محوری «پاییز آیت‌الله» از نظر فارین‌افیرز این است که پس از خامنه‌ای، ایران به کدام سناریو می‌لغزد: روسیه‌ای شدن با مرد قدرتمند ملی‌گرا؛ چینی شدن با عمل‌گرایی اقتصادی؛ کره‌شمالی شدن با انزوای تمامیت‌خواه؛ پاکستانی شدن با غلبه‌ سپاه؛ یا ترکیه‌ای شدن با پوپولیسمِ انتخاباتی اما اقتدارگراییِ اکثریت‌گرا. اما سوال این است که آیا خامنه‌ای سازوکاری برای رسیدن به هر کدام از این مدل‌ها را دارد؟

نیوزویک: میدانِ روایت و دیپلماسیِ قطع/وصل

نیوزویک صحنه را از زاویه‌ تنش لفظی و تبعات دیپلماتیک می‌بیند: در سخنرانی ترامپ در کنست، او بار دیگر از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل و از «محو شدن بسیاری از تروریست‌های ارشد ایران» تا «نابود شدن» برنامه‌ی هسته‌ای تمجید کرد و در عین حال تهران را به دست‌کشیدن از ترور و به رسمیت شناختن اسرائیل فراخواند.

وزارت امور خارجه‌ جمهوری اسلامی پاسخی تند داد، آمریکا را «بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ تروریسم» خواند و یاد قاسم سلیمانی را که به دستور ترامپ در بغداد ترور شد، برجسته کرد.

در سطح عملی، عباس عراقچی اعلام کرد جمهوری اسلامی در نشست شرم‌الشیخ با حضور ترامپ شرکت نمی‌کند؛ استدلال: نمی‌توان هم‌زمان با بازیگرانِ حمله‌کننده، تهدیدکننده و تحریم‌کننده نشست.

این قاب‌بندی، هم‌راستاست با امنیتی‌سازی داخلی که حسن روحانی با حمایت از بازداشت «جاسوسان موساد» آن را توجیه‌پذیرتر جلوه داد؛ و در عین حال بر «نه‌جنگ» تاکید کرد تا تقابلِ کنترل‌شده از ریل خارج نشود. یعنی باز هم سیاست استخوان لای زخم برای گذر از بحرانی به نام ترامپ که حالا پای را بر خرخره جمهوری اسلامی گذارده است.

فارن‌پالیسی: دستورکار «اتحاد در بالا، سرکوب در پایین»

فارن‌پالیسی نامِ این استراتژی را می‌گذارد: «اتحاد در بالا، سرکوب در پایین».

به روایت این نشریه، خامنه‌ای سه‌سالِ پیش‌رو را سخت می‌بیند، اما راه‌حل را در خرید زمان می‌جوید: بستن شکاف‌های مدیران، امنیتی‌کردن فضای داخلی، نمایش قدرت موشکی/منطقه‌ای و انتظار برای تغییر زمینِ بازی در آمریکا.

بستر این سیاست هم روشن است: بازگشت همه‌ تحریم‌های سازمان ملل از ششم مهر پس از مکانیسم ماشه، و پیش‌بینی بانک جهانی از کاهش حدود دو درصدی رشد امسال و تداوم تنگنا در سال بعد.

جمع‌بندی فارن‌پالیسی هم روشن است: از منظر تهران، خودِ تاب‌آوردن نوعی پیروزی است. پس بهترین راه سرکوب هر صدایی است. افزایش اعدام‌ها در داخل، لفاظی و تناقض گویی در بیرون تا انتهای تاب‌آوری برای عبور.

صبر به‌مثابه راه‌حلِ کم هزینه

اما این راه، بی‌هزینه نیست: روی‌هم‌افتادن تحریم‌های تازه با تحریم‌های قدیم، فرسایشِ معیشت، افت سرمایه‌گذاری و گسست اجتماعی را تشدید می‌کند.

صِرفِ «دوام آوردن» ممکن است در کوتاه‌مدت مانع سقوط شود، اما در بلندمدت، شکاف دولت–جامعه، فرسایش مشروعیت و انزوای دیپلماتیک را عمیق‌تر می‌کند؛ به‌ویژه آن‌که فارین‌افیرز یادآور می‌شود گذارهای اقتدارگرایانه «فیلمنامه» ندارند: از مرگ رهبر تا شوک‌های اقتصادی/نظامی، یا جرقه‌های اجتماعی غیرمنتظره—همه می‌توانند مسیر «صبر» را بی‌اعتبار کنند.

آنچه از مقایسه سه قرائت برمی‌آید این است که راهبردِ مسلطِ حاکمیت همچنان «خرید زمان» با فرمولِ «اتحاد در بالا و سرکوب در پایین» است؛ تداومِ همین الگوست که از یک‌سو شکاف میان روایتِ اقتدار و ظرفیتِ واقعی را برهنه می‌کند و از سوی دیگر، میدانِ دیپلماسی را به تقابلِ کنترل‌شده، عدم‌مشارکت در برخی ابتکارهای منطقه‌ای و تکیه بر بازدارندگیِ نمادین تقلیل می‌دهد.

در پس‌زمینه، فشارهای انباشته اقتصادی، از بازگشت کاملِ تحریم‌ها تا چشم‌اندازِ رشدِ منفی، هزینه این «صبر راهبردی» را بالا می‌برد و ریسکِ فرسایش مشروعیت را تشدید می‌کند.

به‌بیان روشن، دوام آوردن بدون اصلاحِ ساختاری، بحران را حل نمی‌کند؛ فقط موعدِ آن را به تعویق می‌اندازد—و هرچه این تعویق طولانی‌تر شود، تبدیلِ صِرفِ «صبر» به راهبردی سازنده‌تر، دشوارتر خواهد شد.

در نهایت راهبردِ محوریِ امروز تهران همان استراتژی قدیمیِ نظام است: وقت بخر، داخل را سرکوب کن و منتظر تغییرِ بیرون بمان.

حسین آقایی: بدون مهار نقش جمهوری اسلامی و تعهد آمریکا، آتش‌بس غزه به صلح قطعی نمی‌انجامد

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

حسین آقایی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، گفت: «جمهوری اسلامی می‌تواند آتش‌بس غزه را برهم زند؛ از یک سو برای صلح پایدار باید تهدیدهای جمهوری اسلامی خنثی شود و از سوی دیگر نیاز است آمریکا تعهد بلندمدت برای خلع‌سلاح حماس، حل مسئله گروگان‌ها و تضمین کمک‌رسانی را داشته باشد.»


نسل زد همچون جنبشی جهانی

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۰۴:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

در ماه های اخیر، خیابان‌های چند قاره شاهد حضور نسل تازه‌ای از معترضان بوده است؛ از ماداگاسکار و مراکش گرفته تا نپال، پرو و فیلیپین، موجی از اعتراض‌های مردمی شکل گرفته که بیشتر شرکت‌ کنندگان آن را نوجوانان و جوانان متولد سه دهه اخیر تشکیل می‌دهند.

اعضای این نسل که در فضای مجازی به «Gen Z» یا همان «نسل زد» معروفند، با استفاده از تلفن‌های همراه و شبکه‌های اجتماعی، خشم و نارضایتی خود را از فساد، فقر، بیکاری و نابرابری به خیابان‌ها کشانده‌اند.

این جنبش‌ها، هرچند در کشورها و قاره‌های مختلف روی داده‌اند، اما در شعارها و خواسته‌ها شباهت زیادی به هم دارند: عدالت، شفافیت و آینده‌ای بهتر برای جوانان.

در برخی کشورها، اعتراض‌ها به خشونت کشیده شده و ده‌ها نفر جان باخته‌اند؛ در بعضی دیگر، دولت‌ها زیر فشار مردم منحل شده یا نخست‌وزیران استعفا کرده‌اند.

موجی که بسیاری آن را نشانه‌ای از آغاز فصل تازه‌ای در سیاست جهانی می‌دانند؛ فصلی که در آن نسل دیجیتال، با صدایی بلندتر از همیشه، در برابر قدرت سنتی ایستاده است.

  • چرا باید به «نسل زد» اعتماد کنیم برای نجات ایران؟

    چرا باید به «نسل زد» اعتماد کنیم برای نجات ایران؟

در مراکش، هزاران نفر از جوانان به خیابان‌ها آمدند تا علیه شرایط اقتصادی و کمبود خدمات آموزشی و درمانی اعتراض کنند. این تظاهرات به درگیری با پلیس انجامید و ده‌ها نفر زخمی شدند. معترضان خواستار استعفای نخست‌وزیر «عزیز اخنوش» شدند. طبق آمار رسمی، بیش از یک‌سوم جوانان زیر ۲۵ سال در این کشور بیکارند.

در ماداگاسکار، قطعی‌های پیاپی برق و بحران آب زندگی مردم را مختل کرده بود. خشم عمومی به اعتراض‌های گسترده‌ای انجامید که به کشته شدن دستکم ۲۲ نفر منجر شد. در پی این ناآرامی‌ها، آندری راژولینا، رییس‌جمهوری ماداگاسکار، دولت خود را منحل کرد.

در نپال، موج اعتراض‌ها علیه فساد و محدودیت اینترنت سراسر کشور را دربر گرفت. نخست‌وزیر «شارما اولی» پس از گسترش ناآرامی‌ها استعفا کرد. بیش از ۷۰ نفر در درگیری‌ها کشته شدند.

معترضان نمادی از انیمه ژاپنی «وان پیس» را بر دروازه کاخ دولتی آویختند؛ جمجمه‌ای با کلاه زرد، که به نشانه مقاومت نسل جوان تبدیل شد.

در پایتخت پرو، لیما، جوانان همراه با رانندگان تاکسی و اتوبوس علیه فساد و بیکاری تجمع کردند. دولت قانونی تصویب کرده بود که بخشی از درآمد جوانان به صندوق بازنشستگی خصوصی واریز شود؛ تصمیمی که اعتراض گسترده برانگیخت.

در فیلیپین، افشای اختلاس میلیارد دلاری در پروژه‌های مقابله با سیل خشم عمومی را شعله‌ور کرد. ده‌ها هزار نفر در سراسر کشور به خیابان آمدند و بیش از ۲۰۰ نفر بازداشت شدند. تصاویری از زندگی تجملی فرزندان مقامات دولتی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و به نماد شکاف طبقاتی و خشم جوانان تبدیل شد.

  • آیا نسل زد از «مهسا» می‌آموزد و به تنها نسل پیروز ایران پس از انقلاب بدل می‌شود؟

    آیا نسل زد از «مهسا» می‌آموزد و به تنها نسل پیروز ایران پس از انقلاب بدل می‌شود؟

در تمام این کشورها، نقش شبکه‌های اجتماعی بسیار پررنگ است. جوانان از این فضا برای اطلاع‌رسانی، هماهنگی و انتشار ویدئوهای اعتراضات استفاده می‌کنند. در مقابل، بسیاری از دولت‌ها اینترنت را قطع یا کاربران را بازداشت کرده‌اند، اما همین اقدام‌ها اغلب نتیجه معکوس داشته و خشم مردم را بیشتر کرده است.

تا کنون صدها نفر در این اعتراض‌ها زخمی یا بازداشت شده‌اند و دست‌کم دو دولت سقوط کرده است.
اما پیام روشن است: نسل تازه‌ای در حال شکل‌گیری است که سکوت نمی‌کند.

ناوگان ارواح از قبر برخاسته‌اند

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۰۴:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
سمیرا قرائی

در اواخر مهرماه، وب‌سایت «تانکر ترکر» گزارشی منتشر کرد مبنی بر اینکه نفت‌کش‌های وابسته به جمهوری اسلامی ایران، برای نخستین‌بار از سال ۲۰۱۸، در سامانه موقعیت‌یاب جهانی (اِی‌آی‎‌اِس) با موقعیت واقعی خود ظاهر شده‌اند.

این رخداد، در ظاهر نشانه‌ای است از بازگشت شفافیت به ناوگان نفتی ایران؛ اما در عمق، نشانه‌ تغییری راهبردی است در مواجهه با فشارهای تحریمی و تحولات بازار انرژی جهانی.

یک دهه پنهان‌کاری و ابتکار

پس از اعمال تحریم‌های ثانویه آمریکا در دهه‌ی ۱۳۹۰، جمهوری اسلامی ناچار شد شبکه‌ای پیچیده از مسیرهای حمل‌ونقل پنهانی ایجاد کند. کشتی‌های حامل نفت خام یا میعانات گازی ایران با پرچم‌های مختلف، از سامانه موقعیت‌یاب جهانی (اِی‌آی‎‌اِس) خارج می‌شدند یا موقعیت‌های جعلی ارسال می‌کردند.

در این دوران، تجارت نفت ایران به پازلی از «کشتی‌های خاموش» یا همان ناوگان ارواح، بدل شد که تنها از طریق رصد ماهواره‌ای یا داده‌های غیررسمی قابل شناسایی بود.

با این حال، تجربه‌ یک دهه گذشته نشان داد که خاموش کردن سامانه‌های موقعیت‌یابی، اگرچه تحریم‌ها را دور می‌زند، اما پیامدهایی جدی در پی دارد: افزایش ریسک تصادف و توقیف، دشواری در بیمه، و از همه مهم‌تر، افزایش حساسیت نهادهای نظارتی بین‌المللی.

در همین بستر است که تغییر اخیر — بازگشت تدریجی سیگنال‌های واقعی — باید تحلیل شود.

  • گروه لب‌دوختگان شبکه ارتباطی بیش از ۶۰ کشتی جمهوری اسلامی را قطع کرد

    گروه لب‌دوختگان شبکه ارتباطی بیش از ۶۰ کشتی جمهوری اسلامی را قطع کرد

روایت روسی و چینی از تغییر

در رسانه‌های روسی از جمله Oilcapital.ru و Topcor.ru، گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد بخشی از ناوگان نفت‌کش ایران مسیرهای خود را بازتنظیم کرده و در مناطق پررفت‌وآمد خلیج فارس و دریای عمان با روشن‌بودن سیگنال حرکت می‌کند. تحلیل‌گران روس این رفتار را تلاشی برای حفظ دسترسی به بیمه و خدمات بندری ارزیابی کرده‌اند.

منابع چینی نیز در Sohu و Global Times به این موضوع پرداخته‌اند و از آن به عنوان «شفافیت تاکتیکی» یاد کرده‌اند؛ نوعی سیاست ترکیبی که حکومت ایران از آن برای کاهش فشارهای تحریمی استفاده می‌کند، بدون آنکه شبکه‌ صادرات غیررسمی خود را متوقف سازد.

به نوشته‌ این منابع، ایران اکنون میان دوگانگی «شفافیت گزینشی» و «اختفای هوشمند» در حرکت است.

دلایل احتمالی تغییر رفتار

۱. پیش‌دستی در برابر تحریم‌های تازه

در فضای کنونی، و با بازگشت تحریم‌های شورای امنیت، جمهوری اسلامی ممکن است تلاش کند رفتار فنی ناوگان خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند که مصداق نقض آشکار مقررات دریایی تلقی نشود.

۲. کاهش ریسک عملیاتی و بیمه‌ای

کشتی‌هایی که سامانه موقعیت‌یاب جهانی (اِی‌آی‎‌اِس) خود را خاموش می‌کنند، معمولاً تحت بیمه‌ بین‌المللی قرار نمی‌گیرند. فعال‌کردن دوباره‌ سامانه‌ها، ولو به‌صورت گزینشی، می‌تواند بازگشت نسبی به زنجیره‌ رسمی خدمات بیمه، تعمیرات و پهلوگیری را ممکن کند.

۳. پاسخ به جنگ الکترونیکی در منطقه

گزارش‌های متعدد از جمله تحلیل رویترز حاکی از افزایش اختلالات «جی‌پی‌اِس» در خلیج فارس است. فعال‌کردن سیگنال واقعی می‌تواند اقدامی فنی برای مقابله با خطرات ناشی از جعل موقعیت و تصادم احتمالی باشد.

  • نفت در برابر سلاح؛ توافق‌های پنهانی سپاه پاسداران با چین برای دور زدن تحریم‌های ایران

    نفت در برابر سلاح؛ توافق‌های پنهانی سپاه پاسداران با چین برای دور زدن تحریم‌های ایران

وضعیت کنونی صادرات نفت

بر پایه‌ داده‌های منتشرشده در منابع چینی، صادرات نفت ایران در نیمه‌ نخست سال ۲۰۲۵ به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز رسیده است. بخش عمده‌ای از این صادرات راهی چین، و بخش دیگری از طریق شبکه‌ی «کشتی به کشتی» در آب‌های نزدیک اندونزی و مالزی منتقل می‌شود.

با وجود فشار تحریم‌ها، جمهوری اسلامی توانسته از طریق تخفیف‌های سنگین و تهاتر کالا بخشی از درآمد ارزی خود را حفظ کند.

با این حال، بازگشت تحریم‌های شورای امنیت در قالب مکانیسم ماشه، می‌تواند بار دیگر مسیرهای رسمی صادرات نفت را ببندد و هزینه‌ی نقل‌وانتقال را به‌شدت افزایش دهد.

این امر نه تنها بازار انرژی ایران را متاثر می‌سازد، بلکه معادلات نفتی روسیه و چین را نیز تغییر خواهد داد.

منابع روسی پیش‌بینی می‌کنند که در صورت تشدید فشارها، همکاری ایران و روسیه در قالب ناوگان مشترک «نفتکش‌های سایه» گسترش یابد.

تحول اخیر در سامانه‌ی موقعیت‌یاب نفت‌کش‌های ایران را باید بخشی از یک سازگاری چندلایه دانست: ترکیبی از تلاش برای کاهش ریسک عملیاتی، مدیریت فشار تحریمی و بازتعریف راهبرد ارتباطی با بازار جهانی نفت.

روشن کردن سیگنال‌ها به‌معنای شفافیت کامل نیست، بلکه بیانگر نوعی تغییر تاکتیکی است که جمهوری اسلامی در برابر پیچیدگی تحریم‌ها و نظارت جهانی به‌کار گرفته است و هنوز ماحصل و ضریب پیروزی آن روسن نیست.

با فعال شدن دوباره‌ مکانیسم ماشه، آینده‌ صادرات نفت ایران بار دیگر به موازنه‌ای میان سیاست و تکنولوژی وابسته خواهد شد؛ موازنه‌ای که در آن هر سیگنال، نه‌فقط مختصات یک کشتی، بلکه نشانه‌ای از مسیر جدید اقتصاد ایران در دریای متلاطم سیاست جهانی است.