• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

جمهوری اسلامی و آزمون ماندگاری صلح در خاورمیانه

سمیرا قرائی
سمیرا قرائی

ایران اینترنشنال

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۲۱:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)

آتش‌بس در غزه، دونالد ترامپ می‌داند این تنها «آغاز» است نه پایان بحران. در ظاهر، آرامشی شکننده بر غزه حاکم شده، اما در عمق این سکوت، رقابت‌های تازه ژئوپلیتیک آغاز شده و بدون درگیر کردن ایران در یک مسیر دیپلماتیک، یا بدون حل «مشکل ایران»، صلح به دشواری ماندگار خواهد بود.

جمهوری اسلامی هنوز بازیگری است که می‌تواند نظم شکننده‌ کنونی را با یک حرکت تضعیف کند و یک ایران گوشه‌گیر و زخمی، قادر است صلح بلندمدت را تهدید کند. اینجاست که آمریکا نیاز به یک استراتژی تازه دارد؛ در غیر این صورت، ابر سیاه ایران همچنان بر توافقات سایه خواهد افکند.

ایران از دیرباز نقشی محوری در بی‌ثباتی خاورمیانه ایفا کرده و حال با برقراری آتش‌بس در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، خود را در موقعیتی ضعیف می‌بیند: اقتصاد تحت تحریم، نیروهای نیابتی تضعیف‌شده، و انزوای بین‌المللی فزاینده. تحلیل‌گران معتقدند که این ضعف می‌تواند ایران را به سمت اقدامات مخرب سوق دهد، مانند تشدید حملات سایبری یا حمایت پنهان از عناصر مخالف آتش‌بس در حماس.

در تاریخ جمهوری اسلامی، هرگاه تهران احساس انزوا و محاصره کرده، پاسخ آن نه عقب‌نشینی بلکه نمایش قدرت بوده است؛ از گسترش جنگ به خلیج فارس در سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق گرفته تا اعلام رسمی تداوم غنی‌سازی در برابر تحریم‌های شورای امنیت، و حملات نیابتی به تأسیسات آرامکو. این الگو نشان می‌دهد که سیاست مهار بدون مسیر گفت‌وگو، نه تنها جمهوری اسلامی را باز نمی‌دارد، بلکه آن را به سمت رفتارهای پرخطرتر سوق می‌دهد.

100%

ترامپ، فکر می‌کند که جمهوری اسلامی آماده صلح است. او در سخنرانی اخیر خود در کنست اسرائیل گفت «ایران به ما اطلاع داده که کاملاً موافق این توافق است» و حتی پیشنهاد «دوستی» به تهران داد.

چرا ترامپ فکر می‌کند ابر سیاه ایران برداشته شده، در حالی که این تهدید از بین نرفته است؟ ترامپ خود هشدار داده بود که سایه جمهوری اسلامی بر هر توافق صلحی سنگینی می‌کند، اما اکنون، با تمرکز بر «پایان جنگ»، ممکن است بیش از حد بر روایت پیروزی سرمایه‌گذاری کرده باشد. ترامپ می‌گوید حمله به تاسیسات هسته‌ای، جمهوری اسلامی را از میدان به در کرده و زمینه‌ساز توافق صلح شده است. اما آیا تمام شر جمهوری اسلامی در زیرزمین‌های نطنز، ‌ فردو‌ و لابراتوارهای اصفهان بود؟ یک نگاه ساده به هلال شیعی جمهوری اسلامی که حالا از ماه شب اول هم کم‌نورتر است، خلاف آن را ثابت می‌کند. جمهوری اسلامی همچنان یک قدرت هسته‌ای بالقوه و حامی جهادگرایی است.

در این میان نقش جهان عرب نیز حیاتی است. اتحادیه عرب در ژوییه ۲۰۲۵، در اقدامی بی‌سابقه، به همراه قدرت‌های غربی، خواستار خلع سلاح حماس شد و این گروه را از مشروعیت جهادی و پروژه شبه‌نظامیان ایرانی محروم کرد. این بیانیه، که حماس را به تسلیم سلاح‌ها و آزادی گروگان‌ها فرامی‌خواند، نشان‌دهنده تغییر پارادایم در سیاست‌های عربی است. موفقیت ترامپ در آتش‌بس تا حد زیادی به فشار عرب‌ها بستگی دارد. جهان عرب، به ویژه کشورهای خلیج فارس که تأمین‌کنندگان مالی بازسازی غزه هستند، می‌توانند کمک‌های مالی را مشروط به رعایت طرح ترامپ توسط حماس کنند، از جمله خلع سلاح کامل این گروه تروریستی.

اما اگر جهان عرب این کار را انجام دهد، جمهوری اسلامی چه خواهد کرد؟ آیا قبول می‌کند؟ تحلیل‌ها نشان می‌دهد که بعید است جمهوری اسلامی به راحتی تسلیم شود. تهران حماس را بخشی از استراتژی ضداسرائیلی خود می‌بیند و خلع سلاح آن را ضربه‌ای به نفوذ منطقه‌ای‌اش تلقی می‌کند. در پاسخ، جمهوری اسلامی ممکن است به تشدید فعالیت‌های نیابتی‌های خود روی بیاورد، مانند حملات حوثی‌ها به کشتی‌رانی در دریای سرخ یا حمایت از عناصر رادیکال در عراق و سوریه. با این حال، ضعف فعلی ایران – از جمله تحریم‌های اقتصادی و شکست‌های نظامی اخیر – ممکن است تهران را به سمت مذاکره سوق دهد. این همان کارتی است که ترامپ روی آن سرمایه‌گذاری سیاسی کرده است. ولی عدم حضور در شرم‌الشیخ و بعد توئیت تند و تیز عراقچی در جواب به ترامپ، احتمال هر گونه مذاکره در شرایط فعلی را منتفی می‌کند.

نظم تازه خاورمیانه دیگر نه بر محور «مقاومت» بلکه بر اساس ملاحظات امنیتی و اقتصادی مشترک میان اعراب و اسرائیل در حال شکل‌گیری است. جمهوری اسلامی هر آن‌چه داشت را بر سر قمار «مقاومت» باخت و حال واکنش‌اش احتمالاً ترکیبی از چند مسیر مختلف خواهد بود: تلاش برای بازسازی جایگاه خود از طریق دیپلماسی نرم با کشورهای عربی، افزایش فشار بر اسرائیل از جبهه‌های جانبی مانند لبنان یا سوریه، و همزمان، حفظ کانال‌های ارتباطی با روسیه و چین به عنوان تکیه‌گاه‌های سیاسی در برابر غرب.

امروز اینجا که ما ایستاده‌ایم به نظر می‌رسد ترامپ منتظر است، در گوشه‌ای کمین کرده تا اگر جمهوری اسلامی واکنش نشان داد، فورا به قوای نظامی متوسل شود و اگر واکنش نشان نداد، صحنه‌ پیش‌روی ترامپ حذف جمهوری اسلامی از معادلات منطقه‌ای و «اختگی دیپلماتیک» خواهد بود یا سقوطی به دست مردم.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵

عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز در نخستین روز محاصره آمریکا

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

تلاش خامنه‌ای و صبر راهبردی: پیروزی یا تعویقِ سقوط؟

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۱۶:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه

در چهار دهه‌ گذشته، ستون مشترک پاسخ علی خامنه‌ای به بحران‌های بین‌المللی، خریدنِ زمان بوده است؛ از پرونده‌ هسته‌ای و تحریم‌ها تا جنگ‌های نیابتی و تنش‌های مستقیم. منطق ساده است: با حداقل امتیاز بیرونی و حداکثر کنترل درونی، بحران را «کِش» بده تا صحنه‌ ژئوپلیتیک تغییر کند.

امروز نیز با بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، فعال شدن «مکانیسم ماشه» و فرسایش اقتصادی همان الگو احیا شده: صبر راهبردی، نمایش اقتدار امنیتی، و امید بستن به تغییر موازنه در واشینگتن.

بن‌بست فعلی، با وجود تشدید فشارها، دوباره خامنه‌ای را به سمت «زمان‌کُشیِ حساب‌شده» سوق داده است؛ چنان‌که روایت‌ها از تهران نشان می‌دهد، محاسبه‌ کلان این است: اگر نظام بتواند اعتراضات را مهار و شکاف‌های بالا در بین مسئولان را از میان بردارد، از طوفان سه‌سالِ باقی‌مانده‌ ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ عبور خواهد کرد.

به عنوان مثال تهدیدهایی نظیر اشاره به خروج از ان‌پی‌تی مطرح می‌شود، اما ترجیع‌بند سیاست عملی، «صبر و حفظ بقا» است؛ تا جایی که سخنگوی وزارت امور خارجه، اسماعیل بقایی، تصریح می‌کند تهران به ان‌پی‌تی پایبند می‌ماند. تهدید بستن تنگه هرمز از زبان کسانی مثل شریعتمداری شنیده می‌شود اما رهبران حکومت آن را تایید نمی‌کنند.

در روزهای اخیر، سه رسانه با سه رویکرد متفاوت به ابعاد این سیاست جمهوری اسلامی پرداخته‌اند:

فارین‌اَفِیرز: فرسایش ساختاری و آینده‌های محتمل

مبنای تحلیلی این تصویر را نشریه فارین‌افیرز دقیق‌تر می‌چیند: جنگ ۱۲روزه‌ شکاف میان رجزخوانی ایدئولوژیک و ظرفیت واقعی جمهوری اسلامی را عریان کرد؛ اسرائیل زیرساخت‌های نظامی را کوبید و مسیر را برای پرتاب ۱۴ بمب سنگر‌شکن آمریکا بر سایت‌های هسته‌ای هموار ساخت. در پایان، رهبر ۸۶ساله با صدایی گرفته اعلام «پیروزی» کرد؛ نمایشی که به‌جای اقتدار،شکنندگی ساختار را برجسته کرد.

این رسانه، هم‌زمان از واقعیت‌های سخت داخل می‌گوید: ۹۲ میلیون جمعیت منزوی از نظام مالی جهانی، یکی از تحریم‌شده‌ترین اقتصادها، با پولی از بی‌ارزش‌ترین‌ها، گذرنامه‌ای از کم‌اعتبارترین‌ها و اینترنتی از سانسورشده‌ترین‌ها.

پرسش محوری «پاییز آیت‌الله» از نظر فارین‌افیرز این است که پس از خامنه‌ای، ایران به کدام سناریو می‌لغزد: روسیه‌ای شدن با مرد قدرتمند ملی‌گرا؛ چینی شدن با عمل‌گرایی اقتصادی؛ کره‌شمالی شدن با انزوای تمامیت‌خواه؛ پاکستانی شدن با غلبه‌ سپاه؛ یا ترکیه‌ای شدن با پوپولیسمِ انتخاباتی اما اقتدارگراییِ اکثریت‌گرا. اما سوال این است که آیا خامنه‌ای سازوکاری برای رسیدن به هر کدام از این مدل‌ها را دارد؟

نیوزویک: میدانِ روایت و دیپلماسیِ قطع/وصل

نیوزویک صحنه را از زاویه‌ تنش لفظی و تبعات دیپلماتیک می‌بیند: در سخنرانی ترامپ در کنست، او بار دیگر از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل و از «محو شدن بسیاری از تروریست‌های ارشد ایران» تا «نابود شدن» برنامه‌ی هسته‌ای تمجید کرد و در عین حال تهران را به دست‌کشیدن از ترور و به رسمیت شناختن اسرائیل فراخواند.

وزارت امور خارجه‌ جمهوری اسلامی پاسخی تند داد، آمریکا را «بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ تروریسم» خواند و یاد قاسم سلیمانی را که به دستور ترامپ در بغداد ترور شد، برجسته کرد.

در سطح عملی، عباس عراقچی اعلام کرد جمهوری اسلامی در نشست شرم‌الشیخ با حضور ترامپ شرکت نمی‌کند؛ استدلال: نمی‌توان هم‌زمان با بازیگرانِ حمله‌کننده، تهدیدکننده و تحریم‌کننده نشست.

این قاب‌بندی، هم‌راستاست با امنیتی‌سازی داخلی که حسن روحانی با حمایت از بازداشت «جاسوسان موساد» آن را توجیه‌پذیرتر جلوه داد؛ و در عین حال بر «نه‌جنگ» تاکید کرد تا تقابلِ کنترل‌شده از ریل خارج نشود. یعنی باز هم سیاست استخوان لای زخم برای گذر از بحرانی به نام ترامپ که حالا پای را بر خرخره جمهوری اسلامی گذارده است.

فارن‌پالیسی: دستورکار «اتحاد در بالا، سرکوب در پایین»

فارن‌پالیسی نامِ این استراتژی را می‌گذارد: «اتحاد در بالا، سرکوب در پایین».

به روایت این نشریه، خامنه‌ای سه‌سالِ پیش‌رو را سخت می‌بیند، اما راه‌حل را در خرید زمان می‌جوید: بستن شکاف‌های مدیران، امنیتی‌کردن فضای داخلی، نمایش قدرت موشکی/منطقه‌ای و انتظار برای تغییر زمینِ بازی در آمریکا.

بستر این سیاست هم روشن است: بازگشت همه‌ تحریم‌های سازمان ملل از ششم مهر پس از مکانیسم ماشه، و پیش‌بینی بانک جهانی از کاهش حدود دو درصدی رشد امسال و تداوم تنگنا در سال بعد.

جمع‌بندی فارن‌پالیسی هم روشن است: از منظر تهران، خودِ تاب‌آوردن نوعی پیروزی است. پس بهترین راه سرکوب هر صدایی است. افزایش اعدام‌ها در داخل، لفاظی و تناقض گویی در بیرون تا انتهای تاب‌آوری برای عبور.

صبر به‌مثابه راه‌حلِ کم هزینه

اما این راه، بی‌هزینه نیست: روی‌هم‌افتادن تحریم‌های تازه با تحریم‌های قدیم، فرسایشِ معیشت، افت سرمایه‌گذاری و گسست اجتماعی را تشدید می‌کند.

صِرفِ «دوام آوردن» ممکن است در کوتاه‌مدت مانع سقوط شود، اما در بلندمدت، شکاف دولت–جامعه، فرسایش مشروعیت و انزوای دیپلماتیک را عمیق‌تر می‌کند؛ به‌ویژه آن‌که فارین‌افیرز یادآور می‌شود گذارهای اقتدارگرایانه «فیلمنامه» ندارند: از مرگ رهبر تا شوک‌های اقتصادی/نظامی، یا جرقه‌های اجتماعی غیرمنتظره—همه می‌توانند مسیر «صبر» را بی‌اعتبار کنند.

آنچه از مقایسه سه قرائت برمی‌آید این است که راهبردِ مسلطِ حاکمیت همچنان «خرید زمان» با فرمولِ «اتحاد در بالا و سرکوب در پایین» است؛ تداومِ همین الگوست که از یک‌سو شکاف میان روایتِ اقتدار و ظرفیتِ واقعی را برهنه می‌کند و از سوی دیگر، میدانِ دیپلماسی را به تقابلِ کنترل‌شده، عدم‌مشارکت در برخی ابتکارهای منطقه‌ای و تکیه بر بازدارندگیِ نمادین تقلیل می‌دهد.

در پس‌زمینه، فشارهای انباشته اقتصادی، از بازگشت کاملِ تحریم‌ها تا چشم‌اندازِ رشدِ منفی، هزینه این «صبر راهبردی» را بالا می‌برد و ریسکِ فرسایش مشروعیت را تشدید می‌کند.

به‌بیان روشن، دوام آوردن بدون اصلاحِ ساختاری، بحران را حل نمی‌کند؛ فقط موعدِ آن را به تعویق می‌اندازد—و هرچه این تعویق طولانی‌تر شود، تبدیلِ صِرفِ «صبر» به راهبردی سازنده‌تر، دشوارتر خواهد شد.

در نهایت راهبردِ محوریِ امروز تهران همان استراتژی قدیمیِ نظام است: وقت بخر، داخل را سرکوب کن و منتظر تغییرِ بیرون بمان.

حسین آقایی: بدون مهار نقش جمهوری اسلامی و تعهد آمریکا، آتش‌بس غزه به صلح قطعی نمی‌انجامد

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

حسین آقایی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، گفت: «جمهوری اسلامی می‌تواند آتش‌بس غزه را برهم زند؛ از یک سو برای صلح پایدار باید تهدیدهای جمهوری اسلامی خنثی شود و از سوی دیگر نیاز است آمریکا تعهد بلندمدت برای خلع‌سلاح حماس، حل مسئله گروگان‌ها و تضمین کمک‌رسانی را داشته باشد.»


نسل زد همچون جنبشی جهانی

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۰۴:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

در ماه های اخیر، خیابان‌های چند قاره شاهد حضور نسل تازه‌ای از معترضان بوده است؛ از ماداگاسکار و مراکش گرفته تا نپال، پرو و فیلیپین، موجی از اعتراض‌های مردمی شکل گرفته که بیشتر شرکت‌ کنندگان آن را نوجوانان و جوانان متولد سه دهه اخیر تشکیل می‌دهند.

اعضای این نسل که در فضای مجازی به «Gen Z» یا همان «نسل زد» معروفند، با استفاده از تلفن‌های همراه و شبکه‌های اجتماعی، خشم و نارضایتی خود را از فساد، فقر، بیکاری و نابرابری به خیابان‌ها کشانده‌اند.

این جنبش‌ها، هرچند در کشورها و قاره‌های مختلف روی داده‌اند، اما در شعارها و خواسته‌ها شباهت زیادی به هم دارند: عدالت، شفافیت و آینده‌ای بهتر برای جوانان.

در برخی کشورها، اعتراض‌ها به خشونت کشیده شده و ده‌ها نفر جان باخته‌اند؛ در بعضی دیگر، دولت‌ها زیر فشار مردم منحل شده یا نخست‌وزیران استعفا کرده‌اند.

موجی که بسیاری آن را نشانه‌ای از آغاز فصل تازه‌ای در سیاست جهانی می‌دانند؛ فصلی که در آن نسل دیجیتال، با صدایی بلندتر از همیشه، در برابر قدرت سنتی ایستاده است.

  • چرا باید به «نسل زد» اعتماد کنیم برای نجات ایران؟

    چرا باید به «نسل زد» اعتماد کنیم برای نجات ایران؟

در مراکش، هزاران نفر از جوانان به خیابان‌ها آمدند تا علیه شرایط اقتصادی و کمبود خدمات آموزشی و درمانی اعتراض کنند. این تظاهرات به درگیری با پلیس انجامید و ده‌ها نفر زخمی شدند. معترضان خواستار استعفای نخست‌وزیر «عزیز اخنوش» شدند. طبق آمار رسمی، بیش از یک‌سوم جوانان زیر ۲۵ سال در این کشور بیکارند.

در ماداگاسکار، قطعی‌های پیاپی برق و بحران آب زندگی مردم را مختل کرده بود. خشم عمومی به اعتراض‌های گسترده‌ای انجامید که به کشته شدن دستکم ۲۲ نفر منجر شد. در پی این ناآرامی‌ها، آندری راژولینا، رییس‌جمهوری ماداگاسکار، دولت خود را منحل کرد.

در نپال، موج اعتراض‌ها علیه فساد و محدودیت اینترنت سراسر کشور را دربر گرفت. نخست‌وزیر «شارما اولی» پس از گسترش ناآرامی‌ها استعفا کرد. بیش از ۷۰ نفر در درگیری‌ها کشته شدند.

معترضان نمادی از انیمه ژاپنی «وان پیس» را بر دروازه کاخ دولتی آویختند؛ جمجمه‌ای با کلاه زرد، که به نشانه مقاومت نسل جوان تبدیل شد.

در پایتخت پرو، لیما، جوانان همراه با رانندگان تاکسی و اتوبوس علیه فساد و بیکاری تجمع کردند. دولت قانونی تصویب کرده بود که بخشی از درآمد جوانان به صندوق بازنشستگی خصوصی واریز شود؛ تصمیمی که اعتراض گسترده برانگیخت.

در فیلیپین، افشای اختلاس میلیارد دلاری در پروژه‌های مقابله با سیل خشم عمومی را شعله‌ور کرد. ده‌ها هزار نفر در سراسر کشور به خیابان آمدند و بیش از ۲۰۰ نفر بازداشت شدند. تصاویری از زندگی تجملی فرزندان مقامات دولتی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و به نماد شکاف طبقاتی و خشم جوانان تبدیل شد.

  • آیا نسل زد از «مهسا» می‌آموزد و به تنها نسل پیروز ایران پس از انقلاب بدل می‌شود؟

    آیا نسل زد از «مهسا» می‌آموزد و به تنها نسل پیروز ایران پس از انقلاب بدل می‌شود؟

در تمام این کشورها، نقش شبکه‌های اجتماعی بسیار پررنگ است. جوانان از این فضا برای اطلاع‌رسانی، هماهنگی و انتشار ویدئوهای اعتراضات استفاده می‌کنند. در مقابل، بسیاری از دولت‌ها اینترنت را قطع یا کاربران را بازداشت کرده‌اند، اما همین اقدام‌ها اغلب نتیجه معکوس داشته و خشم مردم را بیشتر کرده است.

تا کنون صدها نفر در این اعتراض‌ها زخمی یا بازداشت شده‌اند و دست‌کم دو دولت سقوط کرده است.
اما پیام روشن است: نسل تازه‌ای در حال شکل‌گیری است که سکوت نمی‌کند.

ناوگان ارواح از قبر برخاسته‌اند

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۰۴:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
سمیرا قرائی

در اواخر مهرماه، وب‌سایت «تانکر ترکر» گزارشی منتشر کرد مبنی بر اینکه نفت‌کش‌های وابسته به جمهوری اسلامی ایران، برای نخستین‌بار از سال ۲۰۱۸، در سامانه موقعیت‌یاب جهانی (اِی‌آی‎‌اِس) با موقعیت واقعی خود ظاهر شده‌اند.

این رخداد، در ظاهر نشانه‌ای است از بازگشت شفافیت به ناوگان نفتی ایران؛ اما در عمق، نشانه‌ تغییری راهبردی است در مواجهه با فشارهای تحریمی و تحولات بازار انرژی جهانی.

یک دهه پنهان‌کاری و ابتکار

پس از اعمال تحریم‌های ثانویه آمریکا در دهه‌ی ۱۳۹۰، جمهوری اسلامی ناچار شد شبکه‌ای پیچیده از مسیرهای حمل‌ونقل پنهانی ایجاد کند. کشتی‌های حامل نفت خام یا میعانات گازی ایران با پرچم‌های مختلف، از سامانه موقعیت‌یاب جهانی (اِی‌آی‎‌اِس) خارج می‌شدند یا موقعیت‌های جعلی ارسال می‌کردند.

در این دوران، تجارت نفت ایران به پازلی از «کشتی‌های خاموش» یا همان ناوگان ارواح، بدل شد که تنها از طریق رصد ماهواره‌ای یا داده‌های غیررسمی قابل شناسایی بود.

با این حال، تجربه‌ یک دهه گذشته نشان داد که خاموش کردن سامانه‌های موقعیت‌یابی، اگرچه تحریم‌ها را دور می‌زند، اما پیامدهایی جدی در پی دارد: افزایش ریسک تصادف و توقیف، دشواری در بیمه، و از همه مهم‌تر، افزایش حساسیت نهادهای نظارتی بین‌المللی.

در همین بستر است که تغییر اخیر — بازگشت تدریجی سیگنال‌های واقعی — باید تحلیل شود.

  • گروه لب‌دوختگان شبکه ارتباطی بیش از ۶۰ کشتی جمهوری اسلامی را قطع کرد

    گروه لب‌دوختگان شبکه ارتباطی بیش از ۶۰ کشتی جمهوری اسلامی را قطع کرد

روایت روسی و چینی از تغییر

در رسانه‌های روسی از جمله Oilcapital.ru و Topcor.ru، گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد بخشی از ناوگان نفت‌کش ایران مسیرهای خود را بازتنظیم کرده و در مناطق پررفت‌وآمد خلیج فارس و دریای عمان با روشن‌بودن سیگنال حرکت می‌کند. تحلیل‌گران روس این رفتار را تلاشی برای حفظ دسترسی به بیمه و خدمات بندری ارزیابی کرده‌اند.

منابع چینی نیز در Sohu و Global Times به این موضوع پرداخته‌اند و از آن به عنوان «شفافیت تاکتیکی» یاد کرده‌اند؛ نوعی سیاست ترکیبی که حکومت ایران از آن برای کاهش فشارهای تحریمی استفاده می‌کند، بدون آنکه شبکه‌ صادرات غیررسمی خود را متوقف سازد.

به نوشته‌ این منابع، ایران اکنون میان دوگانگی «شفافیت گزینشی» و «اختفای هوشمند» در حرکت است.

دلایل احتمالی تغییر رفتار

۱. پیش‌دستی در برابر تحریم‌های تازه

در فضای کنونی، و با بازگشت تحریم‌های شورای امنیت، جمهوری اسلامی ممکن است تلاش کند رفتار فنی ناوگان خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند که مصداق نقض آشکار مقررات دریایی تلقی نشود.

۲. کاهش ریسک عملیاتی و بیمه‌ای

کشتی‌هایی که سامانه موقعیت‌یاب جهانی (اِی‌آی‎‌اِس) خود را خاموش می‌کنند، معمولاً تحت بیمه‌ بین‌المللی قرار نمی‌گیرند. فعال‌کردن دوباره‌ سامانه‌ها، ولو به‌صورت گزینشی، می‌تواند بازگشت نسبی به زنجیره‌ رسمی خدمات بیمه، تعمیرات و پهلوگیری را ممکن کند.

۳. پاسخ به جنگ الکترونیکی در منطقه

گزارش‌های متعدد از جمله تحلیل رویترز حاکی از افزایش اختلالات «جی‌پی‌اِس» در خلیج فارس است. فعال‌کردن سیگنال واقعی می‌تواند اقدامی فنی برای مقابله با خطرات ناشی از جعل موقعیت و تصادم احتمالی باشد.

  • نفت در برابر سلاح؛ توافق‌های پنهانی سپاه پاسداران با چین برای دور زدن تحریم‌های ایران

    نفت در برابر سلاح؛ توافق‌های پنهانی سپاه پاسداران با چین برای دور زدن تحریم‌های ایران

وضعیت کنونی صادرات نفت

بر پایه‌ داده‌های منتشرشده در منابع چینی، صادرات نفت ایران در نیمه‌ نخست سال ۲۰۲۵ به حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز رسیده است. بخش عمده‌ای از این صادرات راهی چین، و بخش دیگری از طریق شبکه‌ی «کشتی به کشتی» در آب‌های نزدیک اندونزی و مالزی منتقل می‌شود.

با وجود فشار تحریم‌ها، جمهوری اسلامی توانسته از طریق تخفیف‌های سنگین و تهاتر کالا بخشی از درآمد ارزی خود را حفظ کند.

با این حال، بازگشت تحریم‌های شورای امنیت در قالب مکانیسم ماشه، می‌تواند بار دیگر مسیرهای رسمی صادرات نفت را ببندد و هزینه‌ی نقل‌وانتقال را به‌شدت افزایش دهد.

این امر نه تنها بازار انرژی ایران را متاثر می‌سازد، بلکه معادلات نفتی روسیه و چین را نیز تغییر خواهد داد.

منابع روسی پیش‌بینی می‌کنند که در صورت تشدید فشارها، همکاری ایران و روسیه در قالب ناوگان مشترک «نفتکش‌های سایه» گسترش یابد.

تحول اخیر در سامانه‌ی موقعیت‌یاب نفت‌کش‌های ایران را باید بخشی از یک سازگاری چندلایه دانست: ترکیبی از تلاش برای کاهش ریسک عملیاتی، مدیریت فشار تحریمی و بازتعریف راهبرد ارتباطی با بازار جهانی نفت.

روشن کردن سیگنال‌ها به‌معنای شفافیت کامل نیست، بلکه بیانگر نوعی تغییر تاکتیکی است که جمهوری اسلامی در برابر پیچیدگی تحریم‌ها و نظارت جهانی به‌کار گرفته است و هنوز ماحصل و ضریب پیروزی آن روسن نیست.

با فعال شدن دوباره‌ مکانیسم ماشه، آینده‌ صادرات نفت ایران بار دیگر به موازنه‌ای میان سیاست و تکنولوژی وابسته خواهد شد؛ موازنه‌ای که در آن هر سیگنال، نه‌فقط مختصات یک کشتی، بلکه نشانه‌ای از مسیر جدید اقتصاد ایران در دریای متلاطم سیاست جهانی است.

ناخدایی که دریا بود؛ در ستایش ناصر تقوایی بودن

۲۳ مهر ۱۴۰۴، ۰۴:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

با درگذشت ناصر تقوایی، سینمای ایران یکی از چهره‌های مؤلف و اصیل خود را از دست داد؛ فیلم‌سازی که نه‌تنها با آثارش، بلکه با سکوتش نیز معنا آفرید. او ۸۴ سال زیست و همواره میان آفرینش هنری و بیان باورش به‌عنوان حقیقت، دومی را به‌عنوان هنرش انتخاب کرد.

سخت است بر اصولی بمانی که به بقای روزمره‌ات کمکی نمی‌کند. همین‌جوری ادامه بدهی، بالاخره یک روزی از گرسنگی می‌میری. سخت‌تر آن است که از پول چشم‌پوشی کنی و به کسانی که حاضرند برای اندیشه و استعداد خلاقه‌ات خرج کنند، به دلایل هنری بگویی: «نه!» باید خیلی به خودت ایمان داشته باشی تا بتوانی از راه خلاقیت هنری روزگار بگذرانی و مرز بگذاری و بگویی: «نه! من برای بقا کار نمی‌کنم؛ وقتی نمی‌توانم حقیقت را بگویم، نمی‌سازم!»

میکل‌آنژ «نه» نگفت و پول از کلیسا گرفت و ساخت!

مثال مع‌الفارق است، ولی اکثر آدم‌ها این کار را می‌کنند. اکثر آدم‌هایی که از کار هنری روزگار می‌گذرانند، همین‌که دارند از کار هنری روزگار می‌گذرانند، خوشحال‌اند. فکر می‌کنند موفق شده‌اند. موفقیت، خوشحالی، بقا و دغدغه هنری برای ناصر تقوایی معنای دیگری داشت؛ معنایی که شاید «آرتیست‌های» امروز، رمانتیکش ببینند و به آن بخندند، اما روزگاری مردی از دیار آبادان وجود داشت که به‌رغم داشتن تکنیک، به‌زعم توانایی، با قدرت گفت: «نه!» سختی کشید، کار نکرد، خانه‌نشین شد، شروع کرد به درس‌دادن به‌جای خلق‌کردن، اما تا لحظه مرگ، باور داشت به آنچه هنر و آفرینش هنری می‌دانست.

ناصر تقوایی، هرگز نمی‌میرد

ناصر تقوایی دیروز مُرد. مدتی بیمار بود و همه می‌دانستیم. می‌دانستیم اهل مماشات نیست؛ نه با «سازمان اوج» و نه حتی با «اداره ارشاد دولت‌های اصلاح‌طلب». دنیای امروز شاید دیگر ارزشی برای آدم‌های منحصر‌به‌فرد ـ که گردش پولی سنگین ندارند ـ قائل نباشد؛ اما مشکل اینجاست که همه آدم‌های دنیا فکر می‌کنند منحصر‌به‌فردند.

هنرمندان دنیا، فکر که نه، ایمان دارند که منحصر‌به‌فردترین هستند. ولی میانشان تفاوتی هست: آن‌هایی که واقعاً ایمان دارند و آن‌هایی که ندارند. آن‌هایی که ندارند، می‌آیند و می‌روند و به‌قول «اندی وارهول»، ۱۵ دقیقه توجه از دنیا می‌گیرند و تمام می‌شوند. گروهی هم مثل ناصر تقوایی هستند: آدم‌های واقعی. نگاه منحصر‌به‌فرد دارند، درد دارند، اما هم‌زمان شعور زیبایی‌شناسی و درک عمیق اجتماعی هم دارند. این آدم‌ها جریان‌سازند. بخشی از فرهنگ‌اند. در فرهنگ می‌مانند؛ مثل خط میخی، مثل طاق‌بستان، مثل ستون‌های تخت‌جمشید و نمایش‌نامهٔ «مرگ یزدگرد».

تقوایی، بی‌تردید، در تمام دورانی که نتوانست کار کند ـ یعنی نگذاشتند که کار کند ـ دردی عمیق در وجودش داشت. شکی نیست که او می‌کوشید این درد را موقت هم که شده التیام ببخشد، اما همه می‌دانیم انسانی حساس که می‌تواند طنز «دایی‌جان ناپلئون» را به تصویر بکشد و زنده کند و تبدیل به سرمایه ملی کند و هم‌زمان با «آرامش در حضور دیگران»، ناآرامی‌اش را در حضور دیگران به هنرمندانه‌ترین وجه نشان دهد، خودش یک سرمایه ملی است.

ناصر تقوایی یک سرمایه ملی بود؛ کسی که اعتصاب را برای مبارزه برگزید، لب دوخت، سکوت کرد، و تا آخر، اعتصاب خشکش را نشکست و از دنیا رفت.

این اعتقاد به عمل و اندیشه، احترام تاریخی برای او خواهد آورد.

مرضیه وفامهر، همسرش، در قسمتی از پیامش برای اعلام خبر درگذشت او، این کلمات را انتخاب کرد و نوشت: «ناصر تقوایی، هنرمندی که دشواریِ آزاده زیستن را برگزید، به رهایی رسید.»

همین جمله، چکیده زیست و جهان‌بینی اوست: رهایی و ایمان به صداقت هنری، نه سازش با محدودیت جلاد و سانسورچی مذهبی که در قدرت است.

ترکیب هم‌زمان «بوی نفت» و «بوی دریا»

ناصر تقوایی، متولد ۲۲ تیر ۱۳۲۰ در آبادان، شهری میان پالایشگاه و دریا، مدرنیته و سنت، چشم به جهان گشود؛ جایی که شعر، رنج و واقعیت در هم می‌تنیدند. او در همان جغرافیای جنوب، میان کار و افسانه، زبان تصویر را آموخت. تحصیل در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران او را به «متن» نزدیک کرد، اما تجربه زیسته‌اش در جنوب، او را به سینما رساند.

نخستین مستندهایش در دهه ۱۳۴۰، چون «باد جن» با روایت احمد شاملو، نگاهی فلسفی به رهایی انسان از ترس داشتند و آغازگر مسیری شدند که در آن، سینما برای او نه ابزار سرگرمی، بلکه شیوه‌ای از شناخت جهان بود.

تقوایی مثل بیضایی، مهرجویی و کیمیایی از پیشگامان موج نوی سینمای ایران بود؛ نسلی که سینما را از فریاد و کلیشه به تفکر و معنا رساند.

در «آرامش در حضور دیگران»، فروپاشی نظام پدرسالارانه را با سکوت و تصویر روایت کرد؛ فیلمی که توقیفش، خود نشانی از جسارت او بود. در «صادق کرده»، حاشیه‌نشینان را به مرکز آورد و با «دایی‌جان ناپلئون»، جامعه‌ای توطئه‌باور را در آینه طنز بازتاب داد.

پس از انقلاب، در روزگار سانسور، تقوایی با «ناخدا خورشید» درخشان‌ترین تمثیل شجاعت و شرافت را ساخت؛ اقتباسی از «همینگوی» که در جنوب ایران جان گرفت و به او جایزه بین‌المللی لوکارنو بخشید. در «ای ایران»، طنزی گزنده از اقتدار نظامی و ریاکاری اجتماعی ارائه داد و در «کاغذ بی‌خط»، با زبانی مینیمال، مفهوم خیال، نوشتن و هویت را واکاوی کرد.

«وقتی نمی‌توانم حقیقت را بگویم، نمی‌سازم»

زندگی حرفه‌ای ناصر تقوایی آمیخته با سانسور و حذف بود. او در سال ۱۳۶۱ بیش از دو سال را صرف نگارش و پیش‌تولید سریال «کوچک جنگلی» کرد، اما ناگهان از پروژه کنار گذاشته شد. دلیل رسمی هرگز اعلام نشد، اما روشن بود که روایت مستقل او از تاریخ، با قرائت رسمی حاکمیت سازگار نبود. او سکوت کرد، اما همان سکوت، اعتراض بود. سکوت برای اعتراض صبر می‌خواهد و صبر، تمدن است.

در دهه‌های بعد، پروژه «چای تلخ» درباره جنگ ایران و عراق را آغاز کرد، اما آن نیز ناتمام ماند. خودش گفته بود: «وقتی نمی‌توانم حقیقت را بگویم، نمی‌سازم.»

برای او، فیلم‌نساختن اگر به قیمت دروغ‌نگفتن بود، والاترین شکل خلاقیت بود.

در تمام آثار تقوایی، یک مضمون ثابت جریان دارد: مقاومت در برابر قدرت، دروغ و خودفریبی. در «آرامش در حضور دیگران»، جنون در برابر اقتدار پدر سالار می‌ایستد؛ در «ناخدا خورشید»، شرف در برابر خیانت؛ در «ای ایران»، طنز در برابر نظامی‌گری؛ و در «کاغذ بی‌خط»، زن در برابر خاموشی و بی‌هویتی.

سینمای تقوایی، سینمای ضد پوپولیستی و روشنفکرانه است، اما نخبه‌گرا نیست. او تماشاگر را تحقیر نمی‌کرد، بلکه از او می‌خواست بیندیشد. از همین‌رو، آثارش هم‌زمان محبوب مردم و مورد تحسین منتقدان بود؛ ترکیبی کمیاب در سینمای ایران.

«دوربین فقط چشم نیست، وجدان است»

تقوایی نه‌فقط کارگردان، که آموزگار نسلی از فیلم‌سازان بود. او سینما را نه حرفه، بلکه نوعی تفکر می‌دانست. نسل‌های بعدی از او آموختند که «دوربین فقط چشم نیست، وجدان است.» فیلم‌سازانی چون رخشان بنی‌اعتماد، مجید برزگر و بسیاری از سینماگران مستقل امروز، خود را مدیون نگاه و منش او می‌دانند.

سال گذشته در مراسمی با عنوان «جشن ناخدای سینما» از او تجلیل شد، اما حقیقت این است که ناصر تقوایی نیازی به تجلیل نداشت؛ او در حافظه فرهنگی ایران زنده است: در هر قاب از «دایی‌جان ناپلئون»، در هر موج دریا در «ناخدا خورشید» و در هر سکوت تامل‌برانگیز «کاغذ بی‌خط».

«هنر، اگر صادق نباشد، هنر نیست»

ناصر تقوایی در تمام عمرش میان دو مفهوم زیست: حضور و غیبت. در قاب‌های پرقدرت آثارش «حضور» داشت و در سال‌های سکوت، «غیبت» را انتخاب کرد؛ اما هر دو، انتخابِ آگاهانه خودِ او بود.

او نخواست برای ماندن دروغ بسازد، نخواست به قدرت تکیه کند تا دیده شود و نخواست سازش کند تا زنده بماند. او انتخاب کرد آزاده باشد، حتی اگر تنها بماند؛ طرز فکری که در سکوت فریاد می‌زد: «هنر، اگر صادق نباشد، دیگر هنر نیست.»

ناصر تقوایی نماد نسلی بود که سینما را زبان وجدان می‌دانست. در جهانی که هنر اغلب به تبلیغ تقلیل می‌یابد، او ثابت کرد که صداقت، سخت‌ترین و ماندگارترین شکل مقاومت است. او فیلم‌نساختن را خود عملی سیاسی می‌دانست و باور داشت که هنرمند واقعی، حتی در سکوت، می‌تواند فریاد بزند.

یاد او تنها سوگواری برای یک هنرمند نیست؛ بازخوانی معنای استقلال در هنر است. او نشان داد می‌توان در برابر قدرت ایستاد، بی‌آن‌که فریاد زد؛ می‌توان خاموش بود، اما ماندگار.

ناصر تقوایی رفت، اما میراثش همچنان جاری است: در هر تصویری از جنوب، در هر روایتی از صداقت، در هر تلاشی برای ساختن بی‌دروغ. او رفت، اما به تعبیر همسرش، به «رهایی» رسید؛ همانی که تمام عمر برایش فیلم ساخت و هرگز از آن دست نکشید.

مردی که رفت، اما در قاب ماند

«برنامه با کامبیز حسینی» امشب به گرامی‌داشت ناصر تقوایی اختصاص داشت. در این برنامه، محمد عبدی، منتقد سینما از لندن، مانا نیستانی، کارتونیست از پاریس، محمد عارف، مستندساز از تورنتو و علی تقوایی، پسر ناصر تقوایی از سیدنیِ استرالیا مهمان برنامه بودند و مخاطبان از سراسر جهان با «برنامه» پیوستند.

«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا پنج‌شنبه ساعت ۱۱ شب به وقت تهران از شبکه ایران‌اینترنشنال پخش می‌شود.