• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

عصر یخبندان کوچک، عامل اصلی فروپاشی امپراتوری روم

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۹:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۸:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

یافته‌های پژوهش تازه دانشمندان نشان می‌دهد تغییرات اقلیمی شدید در قرن ششم میلادی احتمالا نقشی اساسی در سقوط امپراتوری رم، یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های تاریخ، داشته‌ است.

به گزارش نشریه تلگراف، محققان دانشگاه ساوت‌همپتون در مطالعه‌ای تازه دریافتند که یک دوره سرمای شدید، موسوم به «عصر یخبندان کوچک»، در قرن ششم میلادی چنان قدرتمند بود که توانست سنگ‌هایی را از گرینلند به ایسلند منتقل کند.

نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تغییرات اقلیمی در آن دوره از نظر شدت و گستره فراتر از آن بوده‌اند که پیش‌تر تصور می‌شد؛ تغییری که به باور پژوهشگران، احتمالا نقشی تعیین‌کننده‌ در فروپاشی امپراتوری روم ایفا کرده است.

تاثیر سرمای شدید بر امپراتوری روم

در فاصله سال‌های ۵۳۶ تا ۵۴۷ میلادی، سه فوران عظیم آتشفشانی رخ داد که با مسدود کردن نور خورشید، آغازگر دوره‌ای از سرمایش سریع شد و میانگین دمای زمین را به میزان چند درجه کاهش داد.

این دوره سرمایش که به «عصر یخبندان کوچک اواخر دوران باستان» معروف است، در مجموع حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال ادامه داشت.

تام گرنون، استاد زمین‌شناسی دانشگاه ساوت‌همپتون و از پژوهشگران این مطالعه، معتقد است این تغییر اقلیمی احتمالا ضربه نهایی را بر پیکر تضعیف‌شده امپراتوری روم وارد آورد.

به گفته او، سرمای هوا در آن دوران به حدی رسیده‌ بود که کوه‌های یخ توانستند تا ایسلند پیشروی کنند و اثرات قابل ملاحظه‌ای بر ساختار زمین‌شناسی این منطقه برجای بگذارند.

100%

کشف سنگ‌های گرینلند در سواحل ایسلند

دانشمندان در سواحل غربی ایسلند به قلوه‌سنگ‌هایی گرد و صیقلی‌ دست یافتند که به‌ گفته آن‌ها، احتمالا همراه با کوه‌های یخ از گرینلند به این منطقه منتقل شده بودند.

کریستوفر اسپنسر، دانشیار دانشگاه کویینز در کینگستون اونتاریو و نویسنده اصلی این پژوهش، گفت تیم تحقیقاتی از ابتدا به ناهمخوانی این سنگ‌ها با محیط پیرامون پی‌ برده بود، چرا که ساختار آن‌ها با هیچ یک از انواع سنگ‌های شناخته‌شده در ایسلند امروزی مطابقت نداشت و منشاء دقیق آن‌ها برای مدتی ناشناخته باقی مانده‌ بود.

با بررسی دقیق کریستال‌های کوچک زیرکن موجود در این سنگ‌ها، تیم تحقیقاتی موفق شد منشاء آن‌ها را شناسایی کند.

زیرکن یکی از مواد معدنی کلیدی در زمین‌شناسی است که برای تعیین سن سنگ‌ها به کار می‌رود.

اسپنسر زیرکن را به کپسول‌های زمان تشبیه کرد و افزود این کریستال‌ها اطلاعات مهمی مانند زمان شکل‌گیری و ویژگی‌های ساختاری خود را حفظ می‌کنند و به پژوهشگران امکان تحلیل و ردیابی منشاء سنگ‌ها را می‌دهند.

شواهد تازه از شدت یخبندان

تجزیه و تحلیل‌ها نشان داد قدمت این قطعات سنگی به حدود سه میلیارد سال می‌رسد و محققان توانستند آن‌ها را به نواحی خاصی از گرینلند نسبت دهند.

اسپنسر با اشاره به اهمیت این یافته تصریح کرد این پژوهش نخستین شواهد مستقیم از انتقال قلوه‌سنگ‌های بزرگ گرینلند به ایسلند همراه با کوه‌های یخ را ارائه می‌دهد.

بر پایه بازسازی زمین‌شناختی این رویداد، قلوه‌سنگ‌ها ابتدا توسط یخچال‌های طبیعی از بستر سنگی گرینلند جدا شدند و درون توده‌های یخی به دام افتادند؛ توده‌هایی که در ادامه به کوه‌های یخ شناور در اقیانوس تبدیل شدند.

این سنگ‌های حمل‌شده با یخ احتمالا در قرن هفتم میلادی در سواحل ایسلند رسوب کردند، دوره‌ای که با یک تغییر اقلیمی قابل توجه همراه بود.

در این دوره، افزایش تدریجی دما موجب ذوب شدن توده‌های عظیم یخ شد و زمین پس از رهایی از وزن این یخ‌ها، به‌تدریج به حالت طبیعی خود بازگشت.

این زمان‌بندی با دوره‌ای از تاریخ زمین‌شناسی مطابقت دارد که طی آن، قطعات بزرگی از یخچال‌های طبیعی جدا و در آب‌های اقیانوس شناور می‌شدند.

این کوه‌های یخ پس از طی مسافت‌های طولانی، سرانجام ذوب می‌شدند و محتویات خود شامل قطعات سنگی و رسوبات را در سواحل دور از منشاء اصلی بر جای می‌گذاشتند، پدیده‌ای که شواهد آن امروزه در سواحل ایسلند قابل مشاهده است.

100%

نقش تعیین‌کننده اقلیم در سرنوشت تمدن‌های باستان

عصر یخبندان کوچک با موجی از آشفتگی‌های اجتماعی در سراسر اروپا و آسیا هم‌زمان بود. این دوره مصادف با زمانی است که امپراتوری روم رو به افول نهاد و دوران بیزانس آغاز شد.

در این برهه تاریخی، امپراتوری روم عملا به منطقه مدیترانه محدود شده‌ بود و با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می‌کرد. نابودی محصولات کشاورزی در اثر سرمای شدید، قحطی‌های گسترده و شیوع بیماری‌های همه‌گیر، روند زوال این امپراتوری کهن را تسریع کرد.

اثرات این تغییر اقلیمی عظیم فراتر از مرزهای امپراتوری روم گسترش یافت و موجب سقوط سلسله‌های حکومتی در چین و همچنین فروپاشی امپراتوری ترک شرقی شد.

این پژوهش تازه که نتایج آن در مجله «ژئولوژی» منتشر شد، نشان می‌دهد دامنه این اختلالات اقلیمی تا اعماق اقیانوس اطلس شمالی نیز نفوذ کرد.

به گفته گرنون، اگرچه امپراتوری روم احتمالا پیش از آغاز عصر یخبندان کوچک نیز در مسیر افول قرار داشت، اما شواهد به‌دست‌آمده حاکی از آن است که شدت تغییرات اقلیمی در نیم‌کره شمالی بسیار فراتر از برآوردهای پیشین بوده‌ است.

او افزود این تحولات اقلیمی شدید می‌تواند نه صرفا یکی از عوامل فرعی، بلکه محرک اصلی دگرگونی‌های بزرگ اجتماعی در آن دوران تاریخی بوده‌ باشد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

چالش نوظهور انرژی جهان؛ هوش مصنوعی و بحران مصرف برق

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۶:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

مصرف برق مراکز پردازش داده جهان تا سال ۲۰۳۰ به ۹۴۵ تراوات ساعت خواهد‌ رسید، رقمی فراتر از کل مصرف برق کشور ژاپن.

هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر در حال تبدیل شدن به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره است. این فناوری که از خرید آنلاین تا جستجوی اینترنتی را متحول کرده، به ابزاری کارآمد برای صرفه‌جویی در زمان تبدیل شده‌ است.

اما پرسش مهم اینجاست: آیا هوش مصنوعی می‌تواند انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را جبران کند؟

به گزارش یورونیوز، پژوهشگران دانشگاه کمبریج بریتانیا از هوش مصنوعی در زمینه‌های مختلفی از مدل‌سازی اقلیمی تا برنامه‌ریزی کاربری اراضی استفاده می‌کنند و آن را ابزاری تحول‌آفرین برای حفاظت از طبیعت می‌دانند.

همچنین محققان دانشگاه آکسفورد ابزاری مبتنی بر هوش مصنوعی طراحی کرده‌اند که می‌تواند رفتارهای زیست‌محیطی شرکت‌ها را شفاف‌تر کند. حتی گوگل نیز ابزارهای متعددی مبتنی بر هوش مصنوعی برای بهبود تاب‌آوری اقلیمی، توسعه داده است.

هشدار آژانس بین‌المللی انرژی

با این حال، آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در گزارشی هشدار داد هوش مصنوعی تقاضا برای برق را به‌شدت افزایش داده‌ است.

مراکز داده، بستر اصلی سیستم‌های هوش مصنوعی، تا پنج سال آینده مصرف انرژی خود را دو برابر خواهند‌ کرد. آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرد تقاضای برق این مراکز تا سال ۲۰۳۰ به ۹۴۵ تراوات ساعت می‌رسد، رقمی که از کل مصرف برق کشور ژاپن بیشتر است.

فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بین‌المللی انرژی، معتقد است هوش مصنوعی یکی از مهم‌ترین مباحث امروز دنیای انرژی به شمار می‌رود، اما سیاست‌گذاران و بازارها تاکنون از ابزارهای لازم برای درک کامل تاثیرات گسترده آن برخوردار نبوده‌اند.

100%

کدام کشورها بیشترین مراکز داده را در خود جای داده‌اند؟

هوش مصنوعی به قدرت پردازش بالایی نیاز دارد که از هزاران سِروِر مستقر در مراکز داده تامین می‌شود. برخی از این مراکز به اندازه یک کشور کوچک انرژی مصرف می‌کنند.

آمریکا با پنج هزار و ۳۸۱ مرکز داده، حدود ۴۰ درصد از بازار جهانی را به خود اختصاص داده‌ است.

انگلستان، آلمان، هند، استرالیا، فرانسه و هلند نیز از جمله کشورهایی هستند که تعداد قابل توجهی مرکز داده در اختیار دارند.

میزان مصرف انرژی در پردازش هوش مصنوعی

بر اساس پژوهشی که در مجله «ماشین لرنینگ» منتشر شد، آموزش مدل محبوب چت‌جی‌پی‌تی، هزار و ۲۸۷ مگاوات ساعت برق مصرف کرده و به اندازه ۸۰ پرواز کوتاه برد در اروپا، دی‌اکسید کربن تولید کرده‌ است.

سیستم‌های آموزشی هوش مصنوعی مولد که شامل مجموعه‌ای از سرورهای قدرتمند هستند، مصرف انرژی بسیار بالاتری نسبت به پردازش‌های معمول دارند.

به گفته نومان بشیر، پژوهشگر تاثیرات اقلیمی محاسبات در موسسه فناوری ماساچوست، مجموعه‌ای از سرورهای آموزش هوش مصنوعی مولد، مانند چت‌جی‌پی‌تی، می‌تواند تا هفت یا هشت برابر بیشتر از عملیات محاسباتی رایج، انرژی مصرف کند.

مقایسه مصرف انرژی در جست‌وجوهای اینترنتی

هرچند پاسخ‌گویی هوش مصنوعی به هر پرسش به‌تنهایی انرژی نسبتا اندکی مصرف می‌کند، اما حجم بالای درخواست‌های روزانه به مصرف قابل توجه انرژی می‌انجامد.

طبق یافته‌های موسسه تحقیقات برق آمریکا، هر پرسش از چت‌جی‌پی‌تی حدود ۲.۹ وات ساعت برق مصرف می‌کند که تقریبا ۱۰ برابر انرژی مورد نیاز برای یک جست‌وجوی معمولی در گوگل است.

با پردازش روزانه بیش از یک میلیارد پرسش در اوایل سال ۲۰۲۵ و رشد مداوم این رقم، مصرف انرژی این سامانه به‌سرعت در حال افزایش است.

100%

هوش مصنوعی در خدمت انرژی پاک

آژانس بین‌المللی انرژی در ادامه گزارش خود نوشت نگرانی‌ها درباره نقش هوش مصنوعی در تشدید تغییرات اقلیمی بیش از حد بزرگ‎‌نمایی شده‌ است.

بر اساس این گزارش، سهم مراکز داده در انتشار گازهای گلخانه‌ای جهان تنها حدود ۱.۵ درصد باقی خواهد‌ ماند.

این آژانس برآورد کرد به کارگیری فراگیر فناوری‌های هوش مصنوعی می‌تواند تا سال ۲۰۳۵ منجر به کاهش پنج درصدی انتشار گازهای گلخانه‌ای شود؛ رقمی که برای جبران کامل افزایش آلایندگی ناشی از توسعه مراکز داده کافی خواهد‌ بود.

موسسه انرژی «اینتلیجنس» نیز در گزارشی مشابه، ضمن پیش‌بینی دوبرابر شدن تقاضای انرژی، بر نقش هوش مصنوعی در گذار به انرژی پاک تاکید کرد.

این گزارش از مدیریت هوشمندتر شبکه، کاهش هزینه فناوری‌های کم‌کربن و بهبود ادغام انرژی‌های تجدیدپذیر به‌عنوان مزایای هوش مصنوعی نام برد.

نیاز به سیاست‌گذاری هوشمندانه

با اینکه هوش مصنوعی ظرفیت‌های قابل‌ توجهی برای بهبود بهره‌وری انرژی دارد، آژانس بین‌المللی انرژی هشدار داد تحقق این مزایا مستلزم حمایت و برنامه‌ریزی گسترده است.

در صورت نبود زیرساخت‌ها و سیاست‌های لازم برای پذیرش فراگیر این فناوری، ممکن است تاثیرات مثبت آن تا سال ۲۰۳۵ بسیار محدود باقی بماند. با توجه به شرایط کنونی، سرمایه‌گذاری در تولید برق کم‌کربن برای تامین انرژی مراکز داده ضروری است.

شرکت آمازون به‌عنوان بزرگترین خریدار انرژی تجدیدپذیر جهان، بیش از ۹۰ درصد عملیات خود را با این انرژی‌ها پشتیبانی می‌کند، اما موانعی چون ناپایداری منابع تجدیدپذیر و محدودیت‌های جغرافیایی همچنان چالش‌برانگیز است.

بیشتر مراکز داده بزرگ جهان در آمریکا قرار دارند و عمدتا به سوخت‌های فسیلی، به‌ویژه گاز طبیعی، متکی هستند. بدون ایجاد تغییرات اساسی در سیاست‌گذاری‌ها، این الگوی مصرف انرژی ادامه خواهد یافت.

در نهایت، هوش مصنوعی می‌تواند به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای کمک کند، اما این امر مستلزم هماهنگی و حمایت سیاسی است.

با توجه به ماندگاری بلندمدت دی‌اکسید کربن در جو، حتی اگر هوش مصنوعی در آینده بتواند راه‌حل‌هایی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای بیش از میزان تولید خود ارائه کند، آسیب‌های اولیه‌ای که بر محیط‌زیست وارد می‌آورد، ممکن است جبران‌ناپذیر باشد.

آیا تفاوت چهره انسان امروزی و نئاندرتال‌ها نتیجه اصل بقا است؟

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۱۳:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

پژوهشگران با مطالعه الگوهای رشد استخوانی، تفاوت‌های شگفت‌انگیزی در روند تکامل چهره انسان‌های امروزی و نئاندرتال‌ها کشف کرده‌اند. این یافته‌های تازه می‌تواند کلید درک بقای گونه انسان باشد.

به گزارش وب‌سایت دیلی گلکسی، در پژوهشی که به‌تازگی انجام شده، محققان الگوهای رشد استخوانی در صورت انسان‌های مدرن، بقایای نئاندرتال‌ها و حتی اسکلت شامپانزه‌ها را مقایسه کرده‌اند.

تفاوت‌های آشکار در ساختار چهره

چهره انسان‌های امروزی در مقایسه با اجداد منقرض‌شده‌، به‌خصوص نئاندرتال‌ها، ساختاری کوچک‌تر و ظریف‌تر دارد، در حالی که نئاندرتال‌ها و دیگر انسان‌نماهای اولیه دارای چهره‌هایی قوی‌تر با ساختار استخوانی درشت‌تر بودند.

این تفاوت آشکار در ساختار صورت، همواره موضوعی جذاب برای انسان‌شناسان بوده‌ است. دانشمندان سال‌هاست که در پی یافتن پاسخی برای چرایی این تمایز مشخص میان انسان امروزی و اجدادش هستند.

پژوهش‌های آلکساندرا شوه، محقق ارشد موسسه ماکس پلانک در بخش انسان‌شناسی تکاملی، به درک تازه‌ای از تفاوت ساختار صورت انسان و نئاندرتال منجر شده‌ است.

به گفته این پژوهشگر، تحقیقات آن‌ها الگوی متمایزی را در روند رشد انسان‌های امروزی آشکار کرده‌ است.

برخلاف نئاندرتال‌ها و شامپانزه‌ها که رشد استخوان‌های صورتشان تا دوران بزرگسالی ادامه می‌یافت، در انسان‌های امروزی این فرآیند حوالی دوره نوجوانی متوقف می‌شود.

شوه افزود این توقف زودهنگام رشد، عامل اصلی شکل‌گیری صورت‌های کوچک‌تر و ظریف‌تر در انسان‌های امروزی در مقایسه با صورت‌های بزرگ‌تر و پهن‌تر اجداد ما است.

این یافته نشان می‌دهد تغییرات تکاملی در مکانیسم‌های رشد، نقش مهمی در تمایز چهره ما از اجدادمان ایفا کرده است.

100%

بررسی دقیق‌تر الگوهای رشد

محققان در این پژوهش برای دستیابی به دیدگاهی جامع‌تر، داده‌های مربوط به شامپانزه‌ها را نیز در مطالعات خود گنجاندند. این رویکرد، افق تازه‌ای را در بررسی روند تکاملی ساختار صورت در میان نخستی‌ها گشوده‌ است.

نتایج حاکی از آن است علی‌رغم شباهت‌های فیزیولوژیک فراوان میان انسان‌ها و شامپانزه‌ها، تناسب و ساختار صورت آن‌ها تفاوت‌های چشمگیری با یکدیگر دارد.

این یافته از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا شامپانزه‌ها نزدیک‌ترین خویشاوندان زنده ما در میان نخستی‌ها به شمار می‌روند.

بررسی‌های تطبیقی پژوهشگران نشان می‌دهد الگوی رشد صورت در انسان‌های امروزی کاملا منحصر به‌فرد است.

به نظر می‌رسد این ویژگی در مسیر تکامل برای بهینه‌سازی مصرف انرژی شکل گرفته، در عین حال که کارکردهای حیاتی مانند جویدن را همچنان به‌خوبی حفظ کرده‌ است.

100%

زیست‌شناسی تکامل صورت

کشف کلیدی محققان در این پژوهش، تفاوت اساسی در زمان‌بندی رشد استخوانی بین انسان‌های مدرن و نئاندرتال‌ها است. این یافته به درک بهتر مسیرهای متفاوت تکاملی دو گونه کمک شایانی می‌کند.

پایگاه علمی ارث دات کام، در گزارشی به این موضوع پرداخت و نوشت در گونه‌هایی با صورت بزرگ‌تر مانند نئاندرتال‌ها، فعالیت استخوان‌سازی با شدت بیشتر و برای مدت طولانی‌تری ادامه می‌یافت.

این فرآیند طولانی‌تر، به شکل‌گیری ویژگی‌های برجسته‌تر و ضخیم‌تری در ساختار صورت منجر می‌شود.

به‌واسطه این دوره رشد طولانی‌تر، فک و بخش میانی صورت‌ نئاندرتال‌ها قوی‌تر و برجسته‌تر بود و این ساختار قدرتمندتر، احتمالا مزیتی سازگارانه برای شیوه زندگی و عادات تغذیه‌ای آن‌ها محسوب می‌شد.

در سوی مقابل، در انسان‌های امروزی، رشد فک بالایی (ماگزیلا) زودتر متوقف می‌شود. همین توقف زودهنگام، مانع از برجستگی بیش از حد این بخش می‌گردد و در نتیجه، صورت ما ظرافت بیشتری پیدا می‌کند.

عوامل محیطی و ژنتیکی تاثیرگذار

در کنار یافته‌های مربوط به الگوهای رشد، دانشمندان به بررسی عوامل زیربنایی این تفاوت‌ها نیز پرداختند. اگرچه تغییرات تغذیه‌ای و رفتاری می‌توانند در تکامل ساختار صورت نقش داشته‌ باشند، پژوهشگران بر اهمیت ساز و کارهای ژنتیکی در این فرآیند تاکید ویژه‌ای دارند.

فرضیه مهم دیگری که محققان مطرح کرده‌اند، تاثیر تغییرات هورمونی دوران بلوغ بر روند رشد استخوان‌های صورت است.

به نظر می‌رسد این تغییرات هورمونی می‌توانند سرعت و میزان رشد استخوانی را تنظیم کنند و در شکل‌گیری نهایی ساختار صورت نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌ باشند.

با این حال، دانشمندان تاکید می‌کنند که تعامل پیچیده میان ژنتیک، محیط و هورمون‌ها در این زمینه هنوز به‌طور کامل شناخته نشده‌ است. این پیچیدگی، ضرورت پژوهش‌های بیشتر را آشکار می‌سازد.

ارزش این تحقیقات در آن است که به ما کمک می‌کند تا نقش عوامل محیطی مانند تغییر در روش‌های تهیه غذا و الگوهای تعامل اجتماعی را در روند تکامل چهره انسان بهتر درک کنیم.

این فشارهای محیطی، هرچند ظریف، می‌توانند طی نسل‌های متمادی تاثیرات قابل توجهی بر ویژگی‌های فیزیکی گونه‌ها بگذارند.

تلسکوپ فضایی جیمز وب، بلعیده شدن یک سیاره‌ فراخورشیدی به‌وسیله ستاره‌اش را ثبت کرد

۲۳ فروردین ۱۴۰۴، ۰۸:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب، لحظه‌ای بی‌سابقه را ثبت کردند که طی آن یک سیاره غول‌پیکر گازی در مدار ستاره‌اش سقوط کرد و از بین رفت.

ستاره‌شناسان برای نخستین‌بار پنج سال پیش موفق شدند سقوط یک سیاره به درون ستاره‌اش را مشاهده کنند. حالا مشاهدات جدید تلسکوپ جیمز وب نشان می‌دهد این مرگ به شکلی متفاوت از آنچه پیش‌تر تصور می‌شد اتفاق افتاده است.

بررسی‌های تازه نشان می‌دهد سیاره‌ای بزرگ‌تر از مشتری که در رده سیارات «مشتری داغ» طبقه‌بندی می‌شود، به‌تدریج مدارش را از دست داده و با سرعت زیاد به سمت ستاره‌اش سقوط کرده است. این ستاره در فاصله ۱۲ هزار سال نوری از زمین در صورت‌فلکی عقاب قرار دارد.

مشتری داغ

به گروهی از سیارات فراخورشیدی که بسیار شبیه به سیاره مشتری (گازی و غول‌پیکر) هستند اما برخلاف مشتری‌ (که دور از خورشید قرار دارد) در فاصله‌ای بسیار نزدیک به ستاره میزبان خود می‌چرخند، «مشتری داغ» گفته می‌شود.

نزدیکی سیاره به ستاره میزبان باعث می‌شود دمای آن‌ها بسیار بالا باشد، به‌طوری که سطح آن‌ها داغ و پر از گازهای سوزان است.

100%

جمیز‌ وب چه چیزی را ثبت کرد؟

به گفته پژوهش‌گران، سیاره در مسیر سقوط، وارد جو بیرونی ستاره شده و همین برخورد باعث آزاد شدن مقادیر زیادی گاز و غبار شده است. تلسکوپ جیمز وب موفق شده پس از این برخورد، حلقه‌ای از گاز داغ و ابری از غبار سرد را اطراف این ستاره ثبت کند.

رایان لاو، اخترشناس بنیاد ملی علوم آمریکا گفت: «می‌دانیم که بخشی از مواد ستاره پس از سقوط سیاره به بیرون پرتاب شده و شواهد این رویداد را اکنون در قالب غبار اطراف ستاره می‌بینیم».

به گفته مورگان مک‌لئود، پژوهش‌گر مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونیان، این سیاره به دلیل برهم‌کنش‌های گرانشی با ستاره‌اش به مرور زمان مدار خود را از دست داده و در نهایت وارد جو ستاره شده است.

مک‌لئود گفت: «سیاره در این مسیر، هم به داخل کشیده شد و هم لایه‌های گازی بیرونی‌اش از بین رفت. این برخورد شدید باعث آزاد شدن نور و ذراتی شد که امروز در اطراف ستاره قابل مشاهده‌اند».

مک‌لئود افزود که نمی‌توان با قطعیت گفت دقیقا چه بلایی بر سر سیاره آمده اما مدل‌سازی‌های رایانه‌ای به پژوهش‌گران در بازسازی این فرایند کمک می‌کنند.

آیا روزی زمین به درون خورشید سقوط می‌کند؟

به گفته دانشمندان، در منظومه شمسی هیچ سیاره‌ای آن‌قدر به خورشید نزدیک نیست که در خطر سقوط به درون آن باشد اما انتظار می‌رود حدود پنج میلیارد سال دیگر، خورشید وارد مرحله غول سرخ شود و سیاراتی مثل عطارد، زهره و شاید زمین را ببلعد.

رایان لاو تاکید کرد بر اساس یافته‌های علمی احتمالا سیارات بیش از آن‌که در مرحله غول سرخ‌ شدن ستاره نابود شوند، با فرو رفتن تدریجی به درون مدارهای داخلی و سقوط در ستاره، نابود می‌شوند.

چرا مردان زودتر می‌میرند؟

۱۹ فروردین ۱۴۰۴، ۱۳:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

بر اساس آمارها، مردان ۶۰ درصد بیشتر از زنان در معرض خطر مرگ زودهنگام هستند. چرا سلامت مردان در بحران است و چه اقداماتی می‌تواند این وضعیت را تغییر دهد؟

تحقیقات تازه حاکی از آن است که عوامل زیستی، فرهنگی و اجتماعی دست به دست هم داده‌اند تا مردان چهار سال کمتر از زنان عمر کنند. از سیستم ایمنی ضعیف‌تر تا فرهنگ «مرد باید قوی باشد»، همه در این بحران سلامت نقش دارند.

به گزارش بی‌بی‌سی، پژوهش‌های اخیر در نظام سلامت بریتانیا نشان می‌دهند رفتارهای پرخطر بهداشتی در میان مردان بسیار شایع‌تر است و آمارها از مصرف بالاتر سیگار، الکل و مواد مخدر در میان مردان حکایت دارد.

همچنین شاخص‌های فیزیولوژیک نامطلوب مانند افزایش سطح کلسترول و فشار خون در آنان بیشتر مشاهده می‌شود. پیامد این وضعیت، کاهش چهار ساله در امید به زندگی مردان نسبت به زنان است.

یافته‌های علمی نشان می‌دهد خطر مرگ زودرس پیش از ۷۵ سالگی در مردان، حدود ۶۰ درصد بیشتر از زنان است. بر اساس مطالعات اپیدمیولوژیک، عوامل مرگ زودهنگام در جمعیت مردان عمدتا شامل بیماری‌های قلبی-عروقی، سرطان ریه، اختلالات کبدی و حوادث است.

علت این بحران در سلامت مردان پیچیده‌تر از آن است که تنها به شیوه زندگی آن‌ها مربوط باشد. طبق نتایج پژوهش‌های علمی، تفاوت‌های زیستی مهمی بین مردان و زنان وجود دارد. برای مثال، سیستم ایمنی مردان در مقابله با عفونت‌ها ضعیف‌تر از زنان عمل می‌کند.

در کنار این عوامل زیستی، مسائل اجتماعی و فرهنگی مانند نگرش‌های مردانه به سلامت و ساختار خدمات بهداشتی نیز نقش مهمی در تشدید این وضعیت دارند.

100%

سواد سلامت پایین‌تر و چالش‌های دسترسی به خدمات

آلن وایت، از بنیانگذاران انجمن سلامت مردان بریتانیا، معتقد است مردان از سواد سلامت پایین‌تری برخوردارند و مهارت‌های لازم را برای صحبت درباره سلامت خود، تشخیص علائم بیماری و اقدام به موقع، کسب نمی‌کنند.

وضعیت سلامت بسیاری از مردان، از نوجوانی تا حدود ۴۰ سالگی تقریبا بدون تغییر باقی می‌ماند و بسیاری از آن‌ها سال‌ها بدون مراجعه به متخصصان سلامت زندگی می‌کنند.

این در حالی است که زنان به دلایل مختلف مانند استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری و همچنین انجام آزمایش‌های غربالگری و حاملگی، ارتباط منظم‌تری با نظام سلامت دارند.

این تفاوت در نحوه تعامل با خدمات بهداشتی، تاثیر قابل توجهی بر وضعیت سلامت دو جنس می‌گذارد.

نقش انتظارات اجتماعی

فرهنگ مردسالاری و انتظارات اجتماعی از مردان نیز عامل مهم دیگری در به وجود آمدن این بحران است.

جامعه از مردان انتظار دارد قوی و مقاوم باشند، مشکلات را تحمل کنند و با مسائل کنار بیایند. این انتظارات باعث می‌شود بسیاری از مردان علائم بیماری را نادیده بگیرند و برای درمان اقدام نکنند.

به گفته مارک بروکس، مشاور سیاستگذاری گروه پارلمانی فراحزبی در امور مردان و پسران، عامل اقتصادی و اجتماعی نقشی کلیدی در سلامت مردان دارد.

آمارها نشان می‌دهند مردم ساکن در فقیرترین مناطق به‌طور میانگین ۱۰ سال کمتر از ساکنان مناطق ثروتمند عمر می‌کنند. این شکاف برای مردان بیشتر از زنان است. در مناطق محروم، احتمال این‌که یک مرد پیش از ۷۵ سالگی فوت کند، ۳.۵ برابر بیشتر از مناطق برخوردار است.

چالش‌های ساختاری و شغلی

بر اساس این گزارش، ساختار نظام سلامت بریتانیا با نیازهای واقعی مردان همخوانی ندارد.

علی‌رغم ارائه چکاپ‌های سلامت رایگان هر پنج سال برای شهروندان ۴۰ تا ۷۴ ساله که نقش حیاتی در تشخیص زودهنگام بیماری‌های مزمن دارند، آمارها نشان می‌دهند کمتر از ۴۰ درصد مردان از این فرصت استفاده می‌کنند.

وضعیت برای کارگران صنعتی و ساختمانی حتی دشوارتر است زیرا آن‌ها با موانع جدی برای گرفتن مرخصی پزشکی مواجه هستند.

بسیاری از این مردان از ترس از دست دادن درآمد یا موقعیت شغلی، علائم هشداردهنده بیماری را نادیده می‌گیرند یا مشکلات سلامتی خود را پنهان می‌کنند.

100%

سلامت روان و خودکشی در مردان بریتانیایی

مشکلات مالی، استرس‌های شغلی و چالش‌های روابط بین فردی از دلایل اصلی آمار نگران‌کننده خودکشی در میان مردان بریتانیا به شمار می‌رود.

آمارهای رسمی در این کشور نشان می‌دهد از هر چهار مورد خودکشی، سه مورد در میان مردان رخ می‌دهد.

با وجود این آمار، تنها یک‌سوم از افرادی که به خدمات درمان روانی مراجعه می‌کنند، مردان هستند.

این عدم توازن حاکی از آن است که ساختار خدمات سلامت روان به گونه‌ای نیست که بتواند نیازهای خاص مردان را پوشش دهد.

تفاوت‌های قومی و راهکارهای عملی

تفاوت‌های قومی نیز در افزایش خطر ابتلا به بیماری‌ها موثر هستند. مردان سیاه‌پوست در انگلستان دو برابر بیشتر به سرطان پروستات مبتلا می‌شوند و مردان هندی و بنگلادشی با خطر بالاتر ابتلا به دیابت روبه‌رو هستند.

پل گالداس، پژوهش‌گر دانشگاه یورک، معتقد است مردان به سلامت خود علاقه دارند اما برای جلب مشارکت آن‌ها باید فعالیت‌های عملی را محور قرار داد.

او با همکاری جنبش «موومبر» (کارزاری برای بهبود سلامت مردان)، برنامه شش هفته‌ای تناسب روانی را طراحی کرده که ابتدا برای کارکنان خدمات سلامت ملی و اکنون برای باشگاه لیدز یونایتد استفاده می‌شود.

تجربه بریتانیا در ارتقای سلامت مردان

در بریتانیا، طرح‌های محلی متعددی برای بهبود سلامت مردان در نظر گرفته‌ شده است. یکی از موفق‌ترین این برنامه‌ها، «کلبه‌های مردان» است که فضایی برای دورهمی ایجاد می‌کند تا مردان ضمن انجام فعالیت‌های گروهی، یکدیگر را مورد حمایت قرار دهند.

وایت، کارشناس سلامت مردان بریتانیا، خواستار تدوین یک راهبرد ملی برای سلامت مردان است.

او یادآور شد تجربه موفق راهبرد ملی سلامت زنان در سال ۲۰۲۲ نشان داد چنین رویکردی چگونه می‌تواند به ایجاد مراکز تخصصی و تعیین مسئولان ویژه در دولت منجر شود.

وایت افزود راهکارهای ساده‌ای برای بهبود وضعیت سلامت مردان وجود‌ دارد. به گفته او، مردان باید به اندازه دور کمر خود توجه کنند و در صورت اضافه وزن، فعالیت بدنی را افزایش دهند.

او همچنین برقراری ارتباط با دیگران و استفاده از فرصت‌های معاینات سلامت را ضروری دانست و توصیه کرد افراد در صورت مشاهده هرگونه تغییر در بدن یا کاهش توانایی در مدیریت مشکلات، از متخصصان کمک بگیرند.

تفاوت‌های جنسیتی در حساسیت شنوایی؛ زنان بهتر از مردان می‌شنوند

۱۷ فروردین ۱۴۰۴، ۱۷:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

یافته‌های تحقیقات جدید نشان می‌دهد جنسیت بیولوژیکی مهم‌ترین عامل در تفاوت حساسیت شنوایی افراد است.

به گزارش وب‌سایت نیوز مدیکال، پژوهش تازه‌ گروهی از دانشمندان بین‌المللی حاکی از آن است که جنسیت بیولوژیکی مهم‌ترین عامل تاثیرگذار بر تفاوت‌های حساسیت شنوایی به شمار می‌رود.

این مطالعه که نتایج آن در مجله «ساینتیفیک ریپورتز» منتشر شده، ثابت می‌کند زنان به‌طور میانگین از شنوایی حساس‌تری نسبت به مردان برخوردارند.

مشکلات شنوایی در سراسر جهان رو به افزایش است. اگرچه کاهش حساسیت شنوایی با افزایش سن پدیده‌ای شناخته‌شده‌ محسوب می‌شود، تحقیقات اندکی درباره سایر عوامل زیستی و محیطی موثر بر آن انجام شده‌ است.

برای پر کردن این خلاء علمی، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی به سرپرستی پاتریشیا بالارسک از مرکز تنوع زیستی و تحقیقات محیطی در تولوز فرانسه، مطالعه‌ای گسترده را با همکاری توری کینگ از دانشگاه باث انگلستان طراحی کردند.

این پژوهش شامل آزمایش‌های شنوایی بر روی ۴۵۰ فرد از ۱۳ گروه جمعیتی در کشورهای مختلف جهان از جمله اکوادور، انگلستان، گابن، آفریقای جنوبی و ازبکستان بود تا تنوع جغرافیایی و فرهنگی در نظر گرفته شود.

هدف اصلی این مطالعه بررسی تاثیر عواملی مانند جنسیت، تفاوت عملکرد بین گوش راست و چپ، زبان، قومیت و محیط زندگی بر حساسیت شنوایی بود.

محققان در این پژوهش، به بررسی حساسیت حلزون گوش (کوکلئا) پرداختند و چگونگی انتقال سیگنال‌های مغزی در پاسخ به دامنه‌ها و فرکانس‌های مختلف صدا را مورد بررسی قرار دادند.

این بررسی با اندازه‌گیری آنچه پژواک‌های صوتی گذرای گوش (TEOAE) نامیده می‌شود، صورت گرفت.

100%

پیش از این نیز مشخص شده‌ بود که افراد معمولا شنوایی بهتری در گوش راست خود نسبت به گوش چپ دارند و شنوایی با افزایش سن کاهش می‌یابد. با این حال، یافته‌های پژوهشگران درباره تاثیرات جنسیت و محیط زندگی غافلگیرکننده بود.

یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد دامنه شنوایی بیشتر از آنکه تحت تاثیر سن باشد، به جنسیت وابسته است؛ به‌گونه‌ای که زنان در تمام جمعیت‌های مورد بررسی، به‌طور میانگین دو دسی‌بل حساسیت شنوایی بیشتری نسبت به مردان داشتند.

دومین عامل تاثیرگذار، محیط زندگی بود که نه تنها بر پاسخ به حجم صدا، بلکه بر محدوده فرکانس‌های صوتی درک‌شده نیز تاثیرگذار است. افراد ساکن در مناطق جنگلی بالاترین حساسیت شنوایی را داشتند، در حالی که ساکنان مناطق مرتفع از کمترین حساسیت شنوایی برخوردار بودند.

پژوهشگران دریافتند که عوامل جمعیتی، محیط زیست و زبان به‌طور قابل توجهی در تنوع شنوایی میان گروه‌های انسانی نقش دارند.

با این حال، هنوز مشخص نیست که این تفاوت‌ها از تاثیرات کلی محیط بر بدن انسان ناشی می‌شوند یا حاصل سازگاری طولانی‌مدت با شرایط صوتی خاص، مواجهه مداوم با صداهای مزاحم، یا تماس با آلاینده‌های محیطی هستند.

پژوهشگران بر این باورند که ساکنان مناطق جنگلی احتمالا به‌دلیل زندگی در محیطی با تنوع صداهای غیرانسانی، حساسیت شنوایی بالاتری پیدا کرده‌اند. این سازگاری می‌تواند پاسخی طبیعی به نیاز آن‌ها برای هوشیاری بیشتر و بقا در چنین محیط‌هایی باشد.

ساکنان مناطق کوهستانی و ارتفاعات بالا حساسیت شنوایی کمتری نشان می‌دهند. این پدیده می‌تواند به دلایل گوناگونی رخ دهد، از جمله تاثیر فشار کم هوا بر نتایج آزمایش‌ها، انتشار ضعیف‌تر امواج صوتی در محیط‌های مرتفع یا حتی سازگاری‌ بدن با کمبود اکسیژن در این مناطق.

محققان همچنین به تفاوت مشخصی میان شهرنشینان و روستاییان پی بردند. شهرنشینان معمولا صداهای با فرکانس بالاتر را بهتر تشخیص می‌دهند.

به نظر می‌رسد این ویژگی نتیجه سازگاری طبیعی گوش آن‌ها برای نادیده گرفتن صداهای با ‌فرکانس پایین ناشی از ترافیک و هیاهوی شهری باشد.

100%

توری کینگ، یکی از نویسندگان این تحقیق و مدیر مرکز تکامل میلنر در دانشکده علوم زیستی دانشگاه باث، معتقد است تفاوت دو دسی‌بلی در حساسیت شنوایی زنان نسبت به مردان در تمام جمعیت‌های مورد مطالعه، می‌تواند ناشی از قرار گرفتن در معرض هورمون‌های متفاوت در دوران رشد جنینی یا تفاوت‌های ساختاری جزیی در آناتومی حلزون گوش مردان و زنان باشد.

علاوه بر حساسیت شنوایی بالاتر، زنان در سایر آزمون‌های شنوایی و درک گفتار نیز عملکرد بهتری دارند که نشان می‌دهد مغز آن‌ها در پردازش اطلاعات شنیداری نیز توانمندتر است.

با این حال، با توجه به اثرات مخرب صداهای مزاحم بر سلامت کلی مانند کیفیت خواب و افزایش بیماری‌های قلبی-عروقی، داشتن شنوایی حساس‌تر در محیط‌های پر سر و صدا ممکن است همیشه یک مزیت محسوب نشود.

پاتریشیا بالارسک، مدیر این پژوهش، با اشاره به نتایج به‌دست آمده گفت: «یافته‌های ما دیدگاه‌های رایج را به چالش می‌کشد.»

او افزود برای درک کامل شنوایی انسان باید هم‌زمان به عوامل زیستی و محیطی توجه کرد.

به گفته این پژوهشگر، شناخت بهتر عواملی که باعث تنوع طبیعی در قدرت شنوایی می‌شوند، می‌تواند به پیشرفت چشمگیری در فهم ما از علل کاهش شنوایی و دلیل تفاوت افراد در تحمل صداهای مزاحم بینجامد.