• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

آیا اسرائیل ممکن است خامنه‌ای را بکشد؟

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

۷ اسفند ۱۴۰۳، ۰۰:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

پس از کشته شدن حسن نصرالله به‌دست اسرائیل، این سؤال مطرح شده که آیا اسرائیل ممکن است چنین اقدامی را در قبال علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، نیز انجام دهد؟

بسیاری تصور نمی‌کردند که اسرائیل جرأت کند نصرالله را هدف قرار دهد، زیرا گمان می‌رفت که چنین اقدامی به واکنش شدید حزب‌الله و جمهوری اسلامی منجر شود. با این حال، اسرائیل این اقدام را انجام داد و حزب‌الله را در موقعیت دشواری قرار داد.

اکنون، این پرسش درباره خامنه‌ای نیز مطرح است، چراکه او مهم‌ترین دشمن باقی‌مانده اسرائیل در خاورمیانه محسوب می‌شود.

اسرائیل همچنان درباره حمله به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی تردیدهایی دارد، اما احتمال آن را نمی‌توان نادیده گرفت.

برخی تحلیلگران بر این باورند که اسرائیل برای تغییر معادلات راهبردی منطقه، ممکن است دست به اقدامی غیرمنتظره بزند، مشابه آنچه در مورد نصرالله انجام داد.

از دیدگاه تل‌آویو، جمهوری اسلامی به‌عنوان مهم‌ترین دشمن منطقه‌ای، به‌دنبال نابودی اسرائیل است و به احتمال بسیار برنامه‌ای برای دستیابی به سلاح هسته‌ای دارد.

در همین راستا، لیندزی گراهام، سناتور ارشد جمهوری‌خواه آمریکا، در سفر اخیر خود به اسرائیل به بنیامین نتانیاهو هشدار داده که در صورت دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتمی، احتمال استفاده از آن علیه اسرائیل بسیار بالاست.

اسرائیل از نزدیک برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را تحت نظر دارد و نگران است که ایران در شرایط ضعف منطقه‌ای به سمت ساخت سلاح هسته‌ای حرکت کند. به همین دلیل، تل‌آویو سعی دارد از غافلگیر شدن خودش جلوگیری کند و در صورت رسیدن برنامه هسته‌ای ایران به نقطه غیرقابل بازگشت، دست به حمله بزند.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز اخیرا گزارش‌هایی منتشر کرده که نشان می‌دهد جمهوری اسلامی همکاری لازم را در زمینه شفاف‌سازی فعالیت‌های هسته‌ای خود انجام نمی‌دهد.

به گفته رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، سطح غنی‌سازی اورانیوم در ایران به ۶۰ درصد رسیده و ذخایر آن روزبه‌روز در حال افزایش است، به طوری که ایران اکنون به اندازه کافی اورانیوم ۶۰ درصدی دارد که بتواند چند بمب هسته‌ای تولید کند.

دولت ترامپ نیز، سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی را از سر گرفته است. دونالد ترامپ بارها تاکید کرده که اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای دست یابد، اما روش او در این زمینه با دیدگاه مقامات اسرائیلی متفاوت است.

ترامپ بیشتر به دنبال تضعیف جمهوری اسلامی از طریق تحریم‌های اقتصادی، فشارهای سیاسی و تهدیدهای نظامی است تا این کشور را مجبور به پذیرش توافقی سخت‌تر از برجام کند.

در این راستا، او پیشنهاد مذاکره را به تهران ارائه داده، اما علی خامنه‌ای این پیشنهاد را رد کرده است. این عدم پذیرش مذاکره و توافق از سوی خامنه‌ای ، کار را برای اسرائیل در زمینه جلب حمایت آمریکا از گزینه نظامی آسان‌تر کرده است.

اسرائیل برای حمله به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی به حمایت آمریکا نیاز دارد، چراکه انجام چنین عملیاتی به‌تنهایی بسیار دشوار خواهد بود.

این کشور نه‌تنها به بمب‌های سنگرشکن خاص نیاز دارد که اخیراً ۱۸۰۰ فروند از نوع MK-84 را از آمریکا دریافت کرده، بلکه به حمایت نظامی آمریکا برای مقابله با واکنش احتمالی جمهوری اسلامی نیز نیازمند است.

اسرائیل امیدوار است که در صورت تشدید تهدید هسته‌ای ایران، آمریکا دست‌کم چراغ سبز برای این حمله نشان دهد یا حتی در آن مشارکت کند.

در شرایط کنونی، این احتمال را نمی‌توان نادیده گرفت که اسرائیل، مستقل از آمریکا یا با همکاری مستقیم واشینگتن، تصمیم به حمله به جمهوری اسلامی بگیرد.

چنین حمله‌ای می‌تواند هم‌زمان با هدف قرار دادن تاسیسات هسته‌ای ایران، شامل هدف قراردادن علی خامنه‌ای و فرماندهان ارشد سپاه باشد تا تغییری اساسی در معادلات منطقه ایجاد کند.

در حال حاضر، دولت اسرائیل تحت رهبری سیاستمداری قرار دارد که پیش‌تر چنین راهبردی را در برابر حزب‌الله آزمایش و آن را موفق ارزیابی کرده‌ است.

هم‌زمان، در آمریکا نیز دونالد ترامپ، که اگرچه تمایل به جنگ ندارد، اما بارها نشان داده است که در مواقع حساس، تصمیماتی اتخاذ می‌کند که کمتر کسی انتظارش را دارد. نمونه بارز این مسئله، دستور او برای کشتن قاسم سلیمانی بود؛ اقدامی که بسیاری از تحلیلگران تصور می‌کردند تبعات سنگینی برای آمریکا خواهد داشت، اما در نهایت جمهوری اسلامی تنها به حمله‌ای نمایشی به پایگاه عین‌الاسد بسنده کرد.

این حمله، که منجر به کشته شدن مهم‌ترین فرمانده سپاه و هماهنگ‌کننده نیروهای نیابتی ایران در منطقه شد، چنان ضربه‌ای به جمهوری اسلامی وارد کرد که خامنه‌ای را به گریه انداخت.

با این پیشینه، بعید نیست که ترامپ در صورت لزوم، مجوز اقدام مشابهی را علیه خامنه‌ای صادر کند یا دست‌کم به نتانیاهو برای این کار چراغ سبز نشان دهد. حتی این احتمال نیز وجود دارد که اسرائیل، بدون هماهنگی با آمریکا، خامنه‌ای را هدف قرار دهد.

اسرائیل و آمریکا به‌خوبی می‌دانند که کشته شدن خامنه‌ای می‌تواند جمهوری اسلامی را در بحران بقا قرار دهد. جمهوری اسلامی در حال حاضر با مشکلات شدید داخلی و خارجی روبه‌رو است و نارضایتی عمومی در میان اقشار مختلف جامعه به اوج رسیده است.

در چنین شرایطی، مرگ خامنه‌ای در یک حمله احتمالی اسرائیل، نه‌تنها موجودیت جمهوری اسلامی را تهدید خواهد کرد، بلکه ممکن است موجب قیام گسترده مردمی علیه حکومت شود.

در نهایت، آنچه این سناریو را محتمل‌تر می‌کند، همان منطقی است که پیش‌تر در کشتن حسن نصرالله و قاسم سلیمانی به کار گرفته شد. تصمیماتی که در شرایط عادی، کمتر کسی به آن‌ها می‌اندیشید یا درباره‌شان صحبت می‌کرد، اما در نهایت اجرایی شدند و معادلات قدرت را تغییر دادند.

اکنون نیز، با توجه به هم‌زمانی حضور ترامپ و نتانیاهو در قدرت، دو شخصیتی که تجربه انجام چنین عملیات‌هایی را دارند، این احتمال که هدف بعدی، خامنه‌ای و فرماندهان ارشد سپاه باشند، چندان دور از ذهن نیست.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
۱
تحلیل

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

۲

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال با محکوم کردن ارعاب و تهدیدها: به کار خود ادامه می‌دهیم

۳

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند

۴
تحلیل

نیویورکر: آمریکا در ایران با چه کسی مذاکره می‌کند؟

۵

آمریکا چگونه می‌تواند مین‌های تنگه هرمز را پاک‌سازی کند

انتخاب سردبیر

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

•
•
•

مطالب بیشتر

هدیه خامنه‌ای به لبنانی‌ها بیشتر از کل بدهی دولت به داروخانه‌ها

۵ اسفند ۱۴۰۳، ۲۲:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

یک محاسبه ساده نشان می دهد میزان کمک‌های مالی ارائه‌شده از سوی رهبر جمهوری اسلامی ایران به خانواده‌های لبنانی آسیب‌دیده در جنگ اخیر با اسرائیل، از کل بدهی دولت ایران به داروخانه‌های کشور بیشتر بوده است.

این در حالی است که بحران دارو در کشور به‌شدت افزایش یافته و بسیاری از داروخانه‌ها از پذیرش نسخه‌های تامین اجتماعی خودداری می‌کنند.

طبق اطلاعات موجود، داروخانه‌های ایران حدود ۳۱ هزار میلیارد تومان از دولت، تامین اجتماعی و بیمه‌ها طلب دارند. این عدد شامل ۱۸ هزار میلیارد تومان بدهی سازمان هدفمندی یارانه‌ها، حدود هشت هزار میلیارد تومان بدهی تامین اجتماعی و پنج هزار میلیارد تومان بدهی سایر بیمه‌ها است.

در سوی مقابل، میزان کمک اهدایی به خانواده‌های لبنانی بالغ بر ۳۸ هزار میلیارد تومان (۴۰۰ میلیون دلار) برآورد شده که حتی هفت هزار میلیارد تومان بیشتر از بدهی دولت به داروخانه‌ها است.

این رقم همچنین معادل حدود ۶۳ درصد کل بدهی ۶۳ هزار میلیارد تومانی دولت به صنعت برق است.

به گفته محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت مجلس، برخی داروخانه‌ها از اول اسفندماه به دلیل عدم پرداخت بدهی‌هایشان توسط دولت و تامین اجتماعی، پذیرش دفترچه‌های بیمه تامین اجتماعی را متوقف کرده‌اند.

این روند در برخی استان‌ها از چهارم اسفند و در برخی دیگر از ۱۵ اسفند آغاز شده است. همچنین در تهران، پذیرش نسخه‌های تامین اجتماعی تقریبا از ماه گذشته متوقف شده و بیماران مجبورند برای دریافت دارو، به چندین داروخانه مراجعه کنند.

یکی از دلایل این بحران، مشکلات مالی دولت و تامین اجتماعی در پرداخت مطالبات داروخانه‌هاست. به دلیل عدم دریافت این مطالبات، داروخانه‌ها قادر به پرداخت هزینه‌های خرید دارو از شرکت‌های توزیع‌کننده و تولیدکننده نیستند.

این مشکل در نهایت به واردکنندگان مواد اولیه دارویی نیز سرایت کرده و سبب شده چرخه تولید و تامین دارو در کشور مختل شود.

در روزهای اخیر، نعیم قاسم، دبیرکل جدید حزب‌الله لبنان، اعلام کرده به هر خانواده لبنانی آسیب‌دیده از جنگ، مبالغی بین ۱۲ تا ۱۴ هزار دلار پرداخت شده است.

این مبالغ که به گفته دبیرکل حزب‌الله، اغلب آن از سوی جمهوری اسلامی پرداخت می شود، طبق گزارش روزنامه الاخبار لبنان، مجموعا به ۴۰۰ میلیون دلار رسیده که با نرخ کنونی ارز در ایران، معادل ۳۸ هزار میلیارد تومان است.

این مبلغ نه‌تنها از کل بدهی دولت به داروخانه‌ها بیشتر است، بلکه در شرایط کنونی می‌توانست برای رفع بحران دارویی کشور به کار گرفته شود.

عدم پرداخت مطالبات داروخانه‌ها و کاهش خدمات آن‌ها، تنها به عدم پذیرش دفترچه‌های تامین اجتماعی از سوی داروخانه‌ها محدود نمی‌شود.

گزارش‌های مردمی نشان می‌دهد که کمبود و گرانی دارو، به‌ویژه برای بیماران خاص و سالمندان، مشکلات متعددی ایجاد کرده است. بسیاری از بیماران خاص قادر به تهیه داروهای ضروری خود نیستند و قیمت برخی داروها نیز چندین برابر افزایش یافته است.

همچنین برخی داروخانه‌ها اعلام کرده‌اند که به دلیل شرایط مالی، مجبور به کاهش خدمات خود خواهند شد.

با توجه به این شرایط، این پرسش مطرح می‌شود که چرا دولت و مسئولان تصمیم گرفته‌اند مبالغ قابل توجهی را به خانواده‌های لبنانی اختصاص دهند، در حالی که بحران دارو در کشور به مرحله بحرانی رسیده است.

طبق اظهارات محمد جمالیان، تامین اجتماعی به‌صراحت اعلام کرده که «پول ندارد» تا بدهی داروخانه‌ها را پرداخت کند، اما همین نهادها برای سایر مخارج، منابع مالی در اختیار دارند.

از جامعه ایران بوی قیام و انفجار اجتماعی می‌آید

۵ اسفند ۱۴۰۳، ۰۷:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

نشانه‌های نارضایتی عمومی و احتمال بروز قیام اجتماعی در ایران به‌وضوح قابل مشاهده است. زمانی که یک دولت از انجام ساده‌ترین وظایف خود ناتوان باشد، آیا این وضعیت را نمی‌توان فروپاشی نامید؟

استیصال مردم و خشم عمومی که در حال فوران است، خود نشانه‌هایی آشکار از ضعف ساختاری و ناکارآمدی حکومتی به شمار می‌آید.

بسیاری از شهروندان بر این باورند که فروپاشی از مدت‌ها پیش رخ داده و تنها پوسته‌ای از حکومت با تکیه بر زور و سرکوب باقی مانده است. در واقع، دولت دیگر قادر به اداره امور ابتدایی کشور نیست و این شرایط به خشم گسترده‌ای در جامعه منجر شده است. جامعه ایران اکنون بوی قیام و انفجار اجتماعی می‌دهد و تنها مسئله، زمان وقوع آن است.

پیام‌هایی که از سوی مردم به ایران اینترنشنال ارسال می‌شود، گواهی بر این ادعاست. آن‌ها بازتاب‌دهنده مشکلاتی هستند که در تمامی جنبه‌های زندگی شهروندان وجود دارد. بی‌کفایتی و فساد حاکمان باعث شده مردم به مرحله‌ای از استیصال برسند که خشم خود را در تمامی عرصه‌ها ابراز کنند. این نارضایتی، فراتر از مرحله اعتراضات پراکنده، به مرحله پیشاقیام رسیده است. این امر نیازی به تحلیل‌های پیچیده سیاسی ندارد؛ هر فردی که در جامعه حضور دارد، این وضعیت را احساس می‌کند.

دولت در ایران عملاً از انجام وظایف اصلی خود بازمانده است. قطعی مکرر برق در منازل، کارخانه‌ها، ادارات و کسب‌وکارها به معضلی جدی بدل شده است. قیمت مواد غذایی ضروری به‌طور مداوم افزایش می‌یابد و حتی بحران دارو، به دلیل عدم پرداخت مطالبات داروخانه‌ها از سوی سازمان تأمین اجتماعی، روزبه‌روز تشدید می‌شود. این بحران‌ها سبب شده تا شهروندان احساس کنند که در برابر مشکلات انبوه، تنها رها شده‌اند. دولت، به جای تمرکز بر حل مشکلات مردم، اولویت‌های خود را بر موضوعاتی همچون حمایت از گروه‌های نیابتی، تحمیل حجاب اجباری و تأمین بودجه نهادهای تبلیغاتی و حوزه‌های علمیه معطوف کرده است.

این وضعیت نارضایتی عمومی را به مرحله‌ای بی‌سابقه رسانده است، به‌ویژه با نزدیک شدن به شب عید که فشار اقتصادی بر خانواده‌ها دوچندان می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها، به‌ویژه سرپرستان خانوار، به دلیل افزایش هزینه‌ها و کاهش درآمدها، با دشواری‌های بیشتری مواجه هستند. افزایش نرخ ارز و قطعی برق باعث شده که حتی صاحبان کسب‌وکارها و کارگاه‌ها نیز دچار بحران شوند. مواد اولیه روزبه‌روز گران‌تر می‌شود و قطعی برق، روند تولید را مختل کرده است. صاحبان کارگاه‌ها و کسب‌وکارها می‌گویند تعطیلی‌های مداوم به دلیل قطعی برق، درآمد آن‌ها را به‌شدت کاهش داده و مشکلات اقتصادی‌شان را تشدید کرده است.

مشکل مردم تنها به بی‌برقی محدود نمی‌شود. در هر جنبه‌ای از زندگی، مشکلات جدیدی سربرمی‌آورد: نبود برق در منازل، افزایش قیمت مواد غذایی، کمبود یا گرانی دارو و عدم پاسخگویی مسئولان. در چنین شرایطی، مردم دولت را ناتوان از حل مشکلات خود می‌بینند و تنها به سخنان بی‌عمل مسئولان مواجه می‌شوند. این امر موجب تشدید عصبانیت عمومی شده است. خشم و ناسزاگویی‌هایی که این روزها در صحبت‌های مردم خطاب به رهبر و مقامات جمهوری اسلامی دیده می‌شود، ناشی از استیصال و درماندگی آن‌هاست.

مردم ایران، با دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، شرایط کشور خود را با دیگر کشورها مقایسه می‌کنند و این پرسش را مطرح می‌کنند که چرا کشوری با منابع غنی نفت و گاز، با بحران‌هایی همچون کمبود برق و گاز مواجه است؟ دانشجویان ابتدایی علم اقتصاد نیز می‌دانند که چنین وضعیتی نتیجه‌ ناکارآمدی، فساد و سوءمدیریت حاکمان است. نمونه‌ای از این سوءمدیریت، صادرات سیب‌زمینی با قیمت پایین و واردات مجدد آن با دو برابر قیمت است. این نشان‌دهنده سیاست‌های اقتصادی نادرست و بی‌کفایتی در مدیریت منابع کشور است.

در نهایت، جامعه ایران به مرحله‌ای رسیده که نارضایتی عمومی دیگر در حد اعتراضات پراکنده باقی نمانده، بلکه نشانه‌های آشکاری از یک قیام اجتماعی قریب‌الوقوع دیده می‌شود. این وضعیت، نتیجه مستقیم فساد، سوءمدیریت و بی‌توجهی حکومت به مشکلات واقعی مردم است. دیر یا زود، این خشم عمومی به انفجاری اجتماعی خواهد انجامید.

جشنواره برلین؛ از خرس طلا برای عشقی ممنوع تا شهرزاد نه‌چندان قصه‌گو

۵ اسفند ۱۴۰۳، ۰۴:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
محمد عبدی

هفتاد و پنجمین دوره جشنواره جهانی فیلم برلین، که پس از کن و ونیز، مهمترین جشنواره سینمایی جهان محسوب می‌شود، شنبه شب، چهارم اسفند به کار خود پایان داد، با خرس طلا برای یک عاشقانه کوچک نروژی و البته حضور کم‌رمق سینمای ایران.

جایزه خرس طلایی بهترین فیلم امسال نصیب فیلم «رویاها (سکس، عشق)» ساخته داگ یوهان هاگراد از نروژ شد؛ یک فیلم جمع و جور و متفاوت که جایزه فیپرشی (انجمن منتقدان بین المللی) را هم از آن خود کرد: داستان عشق یک دختر هفده ساله به معلم خود که در قالب خاطرات ادبی او روایت می‌شود و با فضایی صمیمی تماشاگر را با شخصیت اصلی فیلم همراه می‌کند؛ عشق ممنوعی که با انتظارات و قوانین اجتماعی سر سازگاری ندارد و فیلم بی‌پروا به نمایش این تناقض می‌پردازد و این میان به مضمون جذابی درباره مرز ادبیات و واقعیت هم می‌رسد، جایی که حالا والدین او باید به نوشته او به عنوان یک اثر ادبی نگاه کنند یا سندی بر یک عشق ممنوع که باید به پیگیری قضایی برسد؟

اما یک عاشقانه جذاب دیگر که در بخش مسابقه بود، «ماه آبی» نام داشت که به طرز عجیبی از جوایز دور ماند؛ ساخته فیلمساز تحسین شده ریچارد لینکلیتر که داستان نویسنده عاشق‌پیشه آثار موزیکال، لورنز هارت را روایت می‌کند که به تمامی در یک فضای متشنج داخلی در راهروها و کافه یک تالار روایت می‌شود و به طرز معجزه‌آسایی درونیات یک «دیوانه زیبایی» را با بازی‌های شگفت‌انگیز بازیگران (به ویژه ایتن هاک) برای ما روایت می‌کند؛ یک ستایشگر زیبایی (به قول خودش «مست در زیبایی») که همه چیزش در عشق و دوست داشتن یک طرفه خلاصه می‌شود و البته تنهایی غمگینانه غریبی که تماشاگر را مسخ می‌کند.

اما داوران به ریاست تاد هینز، جایزه بزرگ جشنواره را به فیلم «ردپای آبی» ساخته گابریل ماساگارو از برزیل اهدا کردند و جایزه بهترین کارگردان هم به هو منگ برای فیلم «زیستن زمین» از چین رسید.

رادو جود فیلمساز جنجالی رومانیایی هم که خرس طلایی این جشنواره را در کارنامه دارد، جایزه بهترین فیلمنامه را برای جدیدترین اثرش به نام «کنتیننتال ۲۵» دریافت کرد؛ یک فیلم کم‌خرج تجربی دیگر که این بار داستان یک زن مجارستانی‌الاصل را در رومانی امروز روایت می‌کند و با نیش و کنایه‌های سیاسی/اجتماعی، اوضاع و احوال جهان امروز را به نقد می‌کشد.

100%

دیگر غایب بزرگ جوایز امسال، فیلم آلمانی «ماریل چه می‌داند» ساخته فردریک هامبالک بود که در فضایی بسیار جذاب داستان دختری نوجوان را روایت می‌کند که پس از خوردن یک سیلی در مدرسه، حالا می تواند تمام اعمال پدر و مادرش را به شکل تله‌پاتی ببیند و این سرآغاز دردسرهای زیادی است که این خانواده با آن روبرو می‌شود، از جمله مسئله دروغ در روابط زناشویی که از شکلی کمدی به روایتی تلخ و دردناک می‌رسد.

جایزه بهترین بازیگر جشنواره برلین حالا چند سالی است بدون در نظر گرفتن جنسیت بازیگر اهدا می‌شود، یعنی به جای دو جایزه بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن، این جشنواره در راستای اهداف اجتماعی‌اش، تنها یک جایزه به بهترین بازیگر می‌دهد. این جایزه امسال به رز بایرن برای فیلم «اگه پا داشتم بهت لگد می‌زدم» ساخته ماری برونستین رسید؛ یک فیلم دیدنی عمدتاً متکی بر کلوزآپ بازیگر اصلی که زمان پرهیاهو و ترسناکی از زندگی یک مادر را روایت می‌کند که با مشکلات متعدد روبروست؛ یک فیلم زنانه جذاب که به غایت تلخ است و تکان‌دهنده، اما سعی دارد در پایان با امید به پایان برسد.

شهرزاد نه‌چندان قصه‌گو

سینمای ایران در سال‌های گذشته حضور پر رنگ‌تری در جشنواره داشت و تقریباً هر سال سه چهار فیلم از سینماگران مهاجر ایرانی یا ساکن ایران در بخش‌های مسابقه، پانوراما و فروم به نمایش درمی‌آمد، از جمله «کیک محبوب من» ساخته بهتاش صناعی‌ها و مریم مقدم در بخش مسابقه سال گذشته که به یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های سال بدل شد(در حالی که در ایران با برخورد قضایی روبروست).

امسال اما هیچ فیلمی از سینماگران ایرانی در بخش مسابقه پذیرفته نشد و تنها فیلم «هزار و یک فریم» ساخته مهرنوش علیا در بخش پانوراما نمایش داشت و فیلم «در بند» ساخته حسام اسلامی در بخش فیلم‌های کوتاه.

«هزار و یک فریم» که به شکل زیرزمینی و بدون رعایت حجاب اجباری ساخته شده، به تمامی در داخل یک استودیو می‌گذرد، جایی که یک فیلمساز شناخته شده در پشت دوربین نشسته و در حال گرفتن تست از دختران نوجوان و جوان برای بازی در فیلم آینده او درباره شهرزاد قصه‌گو و داستان هزار و یک شب است. فیلم در فضایی شبیه به «سلام سینما» ساخته محسن مخملباف، بیش از آن که بتواند در دل شخصیت‌ها و وضعیت اجتماعی ایران امروز دقیق شود، درباره سو‌ء استفاده از قدرت مردانه حرف می‌زند و سعی دارد در فضایی شبه‌رئالیستی به موضوعی باب روز بپردازد، اما ویژگی‌های ایرانی اثر رفته‌رفته کم‌رنگ‌تر می‌شوند و فیلمساز چه در فرم و چه در محتوا درگیر محدودیت‌هایی می‌شود که در نهایت توان غلبه بر آنها را ندارد.

عصبانیت مردم از هدیه میلیاردی خامنه‌ای به لبنانی‌ها

۲ اسفند ۱۴۰۳، ۱۰:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

انتشار گزارش اخیر ایران‌اینترنشنال درباره جزییات کمک میلیاردی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، به خانواده‌های لبنانی، واکنش‌های گسترده‌ای را در میان شهروندان به همراه داشته است و بسیاری از مخاطبان، با ارسال پیام‌هایی از این اقدام ابراز نارضایتی کرده‌اند.

این مردم معتقدند در شرایطی که شهروندان در ایران با مشکلات اقتصادی شدید دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اختصاص چنین مبالغی برای کمک به حزب‌الله لبنان و طرفداران آن غیرقابل توجیه است.

منتقدان این کمک مالی تاکید دارند که مقامات جمهوری اسلامی همواره مدعی کمبود بودجه برای حل مشکلات داخلی هستند اما در عین حال، مبالغ هنگفتی را صرف حمایت از گروه‌های وابسته به خود در کشورهای دیگر می‌کنند.

پرسش اساسی مطرح‌شده از سوی مردم این است که آیا بهتر نبود این منابع مالی برای کاهش مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم ایران هزینه شود؟

یکی از نکات برجسته در واکنش‌ها، حجم بالای خشم عمومی از این اقدام است.

بسیاری از مخاطبان ایران‌اینترنشنال که پیام ارسال کرده‌اند، در کنار بیان مشکلات اقتصادی خود، این پرسش را مطرح کرده‌اند که چرا وقتی مردم ایران برای تامین مایحتاج اولیه، از جمله غذا و دارو، با مشکلات جدی روبه‌رو هستند، چنین کمک‌هایی به خانواده‌های لبنانی اختصاص داده می‌شود؟

برخی از شهروندان گفته‌اند که هنگام مراجعه به صندوق‌های بازنشستگی برای دریافت مطالبات اندک خود، با پاسخ «خالی بودن صندوق» مواجه شده‌اند اما هم‌زمان شاهد اختصاص میلیاردها تومان به حزب‌الله لبنان هستند.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، کمک مالی خامنه‌ای شامل مبالغی بوده که به هر خانواده طرفدار حزب‌الله در بیروت تا سقف یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان و به خانواده‌های ساکن مناطق خارج از بیروت تا سقف یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان اختصاص یافته است.

علاوه بر این، مبلغی بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار نیز به ۲۳۳ هزار و ۵۰۰ خانواده لبنانی پرداخت شده که مجموع این مبلغ به حدود هفت تریلیون تومان می‌رسد.

این کمک‌های جمهوری اسلامی که سه ماه پیش انجام شده، به تایید نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان نیز رسیده است.

خشم عمومی نسبت به این کمک‌ها تا حدی بالا گرفته که بسیاری از مخاطبان با ادبیاتی تند و انتقادی نسبت به تصمیمات خامنه‌ای اظهار نظر کرده‌اند.

تحلیل‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهند این حجم از عصبانیت، ریشه در نارضایتی عمیق مردم از عملکرد حکومت، بی‌توجهی به مطالبات شهروندان و فساد گسترده دارد.

برخی از مردم حتی بر این باورند که حکومت جمهوری اسلامی، نه تنها ناکارآمد و فاسد است بلکه عمدا سیاست‌هایی را اتخاذ می‌کند که نوعی لجاجت با مردم تلقی می‌شود.

نکته دیگری که در پیام‌های مخاطبان به چشم می‌خورد، اشاره به پیوندهای تاریخی و خانوادگی بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی با روحانیون شیعه لبنانی است.

برخی منتقدان بر این باورند که مقامات جمهوری اسلامی، به‌ویژه روحانیون حاکم، به دلیل وابستگی‌های تاریخی، خود را ایرانی نمی‌دانند و به همین دلیل، منافع لبنان و عراق را بر ایران و مردم ایران ترجیح می‌دهند.

شواهد تاریخی نیز نشان می‌دهند پایه‌گذاری تشکیلات روحانیت شیعه در ایران در دوران صفویه، با ورود گروهی از روحانیون لبنانی انجام شد و این ارتباطات همچنان ادامه دارد.

همچنین، روابط خویشاوندی میان برخی از خانواده‌های مذهبی ایران و لبنان، از جمله خاندان صدر که از متنفذترین خانواده‌های مذهبی در ایران، لبنان و عراق به شمار می‌روند، همچنان پابرجاست.

برای نمونه، همسر احمد خمینی از این خاندان است و افراد وابسته به این خانواده، همچنان در نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی دارای نفوذند. محمد صدر، از مقامات ارشد جمهوری اسلامی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، از همین خاندان است.

علاوه بر این، پیوندهای مالی و سیاسی میان فرماندهان سپاه پاسداران و حزب‌الله لبنان نیز قابل‌ توجه است. نمونه‌ای از این روابط، ازدواج زینب سلیمانی، دختر قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده نیروی قدس سپاه پاسداران، با پسر هاشم صفی‌الدین، جانشین کشته شده حسن نصرالله است که نشان‌دهنده عمق این ارتباطات است.

در شرایطی که مردم ایران با مشکلات شدید اقتصادی مواجه‌اند، افشای این کمک‌های مالی هنگفت به حزب‌الله لبنان، باعث افزایش نارضایتی و عصبانیت عمومی شده است.

هدیه یک میلیارد تومانی خامنه‌ای به خانواده‌های لبنانی

۱ اسفند ۱۴۰۳، ۰۴:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، سه‌شنبه در تهران با رهبران جهاد اسلامی که به منظور دریافت کمک به ایران سفر کرده بودند، دیدار کرد. هم‌زمان، حزب‌الله در لبنان اقدام به افتتاح شعب جدید صندوق‌های قرض‌الحسنه جهت توزیع کمک‌های مالی جمهوری اسلامی کرده است.

بر اساس گزارش‌ها، جمهوری اسلامی اخیراً به هر خانواده آسیب‌دیده از جنگ در لبنان مبالغی بین یک میلیارد و صد میلیون تومان (۱۲ هزار دلار) تا یک میلیارد و سیصد میلیون تومان (۱۴ هزار دلار) اختصاص داده است تا برای اجاره مسکن و خرید لوازم خانگی استفاده شود.

نعیم قاسم، دبیرکل جدید حزب‌الله این کمک‌ها را به‌عنوان «هدیه جمهوری اسلامی» توصیف کرده است.

بررسی اظهارات نعیم قاسم نشان می‌دهد که علاوه بر پرداخت مبالغی بین ۱۲ هزار تا ۱۴ هزار دلار به ساکنان بیروت و دیگر مناطق، مبلغ دیگری نیز به‌عنوان «هدیه» خامنه‌ای و سپاه پاسداران بین ۲۳۳ هزار و ۵۰۰ خانواده لبنانی توزیع شده است.

متوسط این کمک‌ها به هر خانواده ۳۲۹ دلار بوده که مجموع آن ۷۷ میلیون دلار برآورد می‌شود. این مبلغ، با نرخ کنونی ارز در بازار تهران، معادل بیش از هفت تریلیون و ۱۱۴ میلیارد تومان است.

این در حالی است که مبالغ بیشتری نیز در قالب کمک‌های نقدی به این خانواده‌ها پرداخت شده است.

نعیم قاسم و حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزب‌الله، در سخنان خود تاکید کرده‌اند که جمهوری اسلامی همواره مسئولیت بازسازی لبنان پس از جنگ‌های ۲۰۰۶ و درگیری‌های اخیر را بر عهده داشته است.

در همین راستا، دولت جدید لبنان به دلیل نگرانی از ورود پول‌های غیرقانونی جمهوری اسلامی برای حزب‌الله، فرودگاه بیروت را تحت نظارت دقیق قرار داده و پروازهای ماهان‌ایر را لغو کرده است.

100%

علاوه بر این، در هفته اخیر لبنان تصمیم گرفته است که ممنوعیت پروازهای ایرانی به این کشور را تمدید کند. حتی برخی از طرفداران جمهوری اسلامی که با خطوط هوایی عراق به بیروت سفر کرده بودند، بازگردانده شده‌اند.

این در حالی است که در داخل ایران، مسعود پزشکیان، از مقامات ارشد جمهوری اسلامی، اعلام کرده است که دولت به دلیل کمبود منابع مالی، ناچار شده با مجوز خامنه‌ای، یک میلیارد دلار دیگر از صندوق توسعه ملی برداشت کند تا بتواند پیش از نوروز دو مرحله توزیع کالای کوپنی را انجام دهد.

این در حالی است که بسیاری از مردم ایران به دلیل مشکلات اقتصادی حتی برای تأمین نیازهای اولیه غذایی و دارویی خود با دشواری‌های جدی مواجه هستند.

در کنار این مسائل، دبیرکل خانه پرستار ایران اعلام کرده است که وجوهی که از صندوق توسعه ملی برای پرداخت مطالبات پرستاران برداشته شده بود، به پرستاران پرداخت نشده و در بخش‌های دیگری هزینه شده است.

این امر در شرایطی رخ داده که بسیاری از پرستاران ایرانی با مشکلات معیشتی روبه‌رو بوده و برخی از آنان در اعتراض به این وضعیت شغل خود را ترک کرده‌اند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که در حال حاضر بیش از ۵۰ هزار پرستار آموزش‌دیده در ایران به دلیل عدم پرداخت حقوق و مزایا از حرفه خود کناره‌گیری کرده‌اند.

علاوه بر این، برخی مقامات جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند که حدود ۷۰ میلیارد دلار به‌صورت پس‌انداز در اختیار مردم ایران است و باید برنامه‌ای تدوین شود که به گفته مقامات حکومتی نباید راکد بماند.

در نهایت، در حالی که مردم ایران با بحران‌های اقتصادی و معیشتی جدی دست و پنجه نرم می‌کنند، اولویت‌های مالی جمهوری اسلامی همچنان بر حمایت از گروه‌های منطقه‌ای همچون حزب‌الله و جهاد اسلامی متمرکز است.

این در حالی است که شهروندان ایرانی انتظار دارند که منابع مالی کشور بیش از هر چیز در جهت بهبود شرایط زندگی داخلی هزینه شود.