• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

برنده‌ گنکور ۲۰۲۴؛ نویسنده‌ الجزایری حامی زنان ایران

امید کشتکار
امید کشتکار

دبیر ارشد خبر در ایران‌اینترنشنال

۱۵ آبان ۱۴۰۳، ۱۳:۵۶ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۲۷ (‎+۰ گرینویچ)

جایزه‌ بسیار معتبر ادبی گنکور، سال ۲۰۲۴ به کامل داود ​Kamel Daoud نویسنده‌ برجسته‌ الجزایری اهدا شد. کامل داود این جایزه را برای رمان جدید خود «حوریان» دریافت کرد؛ کتابی که به عمق زخم‌های به‌جامانده از «دهه‌ سیاه» در الجزایر می‌پردازد.

دهه‌ سیاه، به دوره‌ای وحشتناک از جنگ داخلی بین گروه‌های اسلام‌گرای افراطی و ارتش الجزایر اطلاق می‌شود که بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۲ رخ داد.

در این رمان، داود داستان زندگی زنی به نام «اوب» را روایت می‌کند که پس از حمله‌ای وحشیانه در دوران کودکی‌اش، قادر به حرف زدن نیست و تنها با خود و دنیای درونی‌اش در ارتباط است. او تلاش می‌کند این تراژدی‌ و سرکوب‌ها را از دریچه نگاه خود و با یک روایت زنانه به نسل آینده منتقل کند.

کامل داود نویسنده و روزنامه‌نگاری است که به دلیل سبک نوشتاری جسورانه و نگاه انتقادی‌اش به موضوعات اجتماعی و سیاسی، به ویژه نقد اسلام‌گرایی و خشونت‌های دهه‌ ۹۰ الجزایر، شهرت یافته است.

او در فرانسه با رمان «مورسو، بررسی مجدد» که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد به شهرت رسید. این رمان برداشتی مجدد از رمان «بیگانه» آلبر کامو است و از زاویه دید خانواده‌ مرد عربی که به دست مورسو شخصیت بیگانه کشته‌شد، روایت می‌شود.

داود که از زندگی در الجزایر و نوشتن در زمینه‌های حساس سیاسی تجربه‌های سختی داشته، سرانجام به فرانسه مهاجرت کرد و اکنون ساکن این کشور است.

داود در کنار فعالیت‌های ادبی، به‌عنوان روزنامه‌نگار و ستون‌نویس به موضوعات فرهنگی و سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا می‌پردازد. نوشته‌های او به‌دلیل بی‌پروایی در بیان موضوعات حساس، بارها او را هدف انتقاد و تهدید قرار داده است.

100%

داود در گفت‌وگویی که پس از دریافت جایزه گنکور با رسانه‌ها انجام داد، گفت که این رمان در حقیقت تلاشی برای بازسازی و رستاخیز است، نه صرفا روایتی از جنگ. او گفت که نوشتن حوریان برای او راهی بود برای یافتن معنایی جدید از شادی و زندگی پس از مهاجرت به فرانسه.

داود می‌گوید در الجزایر، بسیاری از افراد با باری از احساس گناه از عدم شرکت در جنگ استقلال بزرگ می‌شوند؛ احساسی که با زندگی در کشوری همچون فرانسه که آزادی‌های بیشتری دارد، کمرنگ‌تر می‌شود و به افراد اجازه می‌دهد تا مستقل‌تر به زندگی بپردازند.

بلافاصله پس از اعلام نام کامل داود به‌عنوان برنده، او در پیامی در شبکه‌ی اجتماعی ایکس با انتشار عکس پدر و مادرش نوشت که «این رویای شماست، تاوان سال‌های زندگی شما. به پدرم که درگذشت. به مادرم که هنوز زنده است اما دیگر چیزی به یاد نمی‌آورد. هیچ واژه‌ای برای بیان یک سپاس‌گذاری واقعی وجود ندارد.»


حوریان را می‌توان اثری دانست که داود از طریق آن، سکوتی را که دهه‌ها بر الجزایر حاکم بوده، به چالش می‌کشد. در کشوری که صحبت کردن درباره‌ جنگ داخلی و دهه‌ سیاه ممنوع است.

داود با نوشتن این رمان، این دوره‌ تلخ و سیاه را به مردم یادآوری می‌کند. او معتقد است که این سکوت تنها به نفع کسانی است که نمی‌خواهند جامعه‌ الجزایر با زخم‌های خود روبه‌رو شود و به بازسازی و درک واقعیت‌های تاریخی بپردازند. داود گفته حوریان کتابی است برای فراموش نکردن و انتقال تجربه‌ها به نسل‌های آینده.

داود معتقد است که یک کتاب نمی‌تواند جهان را تغییر دهد، اما می‌تواند پیام و نمادی از مقاومت و پایداری باشد. او ابراز امیدواری کرد که حوریان در غرب، ارزش آزادی‌ها و هزینه‌هایی را که زنان و اقلیت‌ها برای آن پرداخت می‌کنند نمایان سازد و در الجزایر، به مردم نشان دهد که برای ساخت آینده‌ای روشن، باید با تمام بخش‌های تاریخ خود روبه‌رو شوند و تنها به دوره‌ای خاص از آن اکتفا نکنند.

شخصیت اصلی حوریان، اوب، نمادی از زنانی است که با مقاومت و سرسختی به جنگ با سرکوب و محدودیت‌ها پرداخته‌اند. داود با این کار به زنان خاورمیانه و شمال آفریقا که همچنان با محدودیت‌ها و تبعیض‌ها مواجه هستند، ادای احترام می‌کند.

او این رمان را به تمام زنانی تقدیم کرده که در برابر نظام‌های سرکوبگر و فرهنگ‌های سنتی می‌ایستند و تلاش می‌کنند صدای خود را به گوش دیگران برسانند.

شاید در همین راستا ساعتی پیش از اهدای جایزه‌ گنکور، کامل داود در توییتی با انتشار عکس دختر علوم و تحقیقات و با نوشتن کلمه‌ «ایران» از اعتراض برهنه‌ این دختر تقدیر کرده بود.


جایزه‌ گنکور مهم‌ترین جایزه ادبی فرانسه است که در سال ۱۹۰۳ از سوی انجمن برادران گنکور بنیان‌گذاری شد. این جایزه هر سال به بهترین رمان نوشته‌شده به زبان فرانسوی اهدا می‌شود. برنده‌ گنکور تنها جایزه‌ای نمادین به مبلغ ۱۰ یورو دریافت می‌کند؛ اما این جایزه موجب فروش چند صدهزارجلدی کتاب برنده می‌شود و تاثیر قابل‌توجهی بر شهرت و فروش آثار قبلی و بعدی او می‌گذارد.

پربازدیدترین‌ها

انتقاد شهروندان از تیم محافظان شاهزاده رضا پهلوی در پی پاشیدن ماده رنگی به او
۱
روایت شما

انتقاد شهروندان از تیم محافظان شاهزاده رضا پهلوی در پی پاشیدن ماده رنگی به او

۲

شاهزاده رضا پهلوی خواستار طرح مساله اینترنت و حقوق بشر در مذاکرات با جمهوری اسلامی شد

۳
اختصاصی

حلقه مجتبی خامنه‌ای و خط قرمز هسته‌ای، مانع اصلی مذاکرات با آمریکا شد

۴

نفت‌کش‌های ایرانی برای عبور از محاصره آمریکا «در تاریکی» حرکت می‌کنند

۵
تحلیل

۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

  • آیا جنگ جمهوری اسلامی را رادیکال‌تر کرده؟ بله، اما حذف آن را نیز آسان‌تر ساخته است
    تحلیل

    آیا جنگ جمهوری اسلامی را رادیکال‌تر کرده؟ بله، اما حذف آن را نیز آسان‌تر ساخته است

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
    تحلیل

    جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

•
•
•

مطالب بیشتر

کوئینسی جونز، اسطوره موسیقی آمریکا در ۹۱ سالگی درگذشت

۱۴ آبان ۱۴۰۳، ۱۴:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

کوئینسی جونز، یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های صنعت سرگرمی آمریکا که با هنرمندان بزرگی چون فرانک سیناترا، مایکل جکسون و ویل اسمیت همکاری کرده بود، در سن ۹۱ سالگی درگذشت. آرنولد رابینسون، سخنگوی جونز اعلام کرد او در خانه‌اش و در کنار خانواده‌اش در لس آنجلس چشم از جهان فرو بست.

به گزارش نشریه گاردین خانواده جونز در بیانیه‌ای اعلام کرد: «امشب با قلبی سنگین و در عین حال پر از عشق، خبر از دست دادن پدر و برادر عزیزمان، کوئینسی جونز را اعلام می‌کنیم. این ضایعه‌ای عظیم برای خانواده ماست، اما زندگی پربار او را گرامی می‌داریم و می‌دانیم که دیگری مانند او نخواهد بود.»

جونز را می‌توان یکی از چندوجهی‌ترین چهره‌های فرهنگ عامه قرن بیستم دانست.

او عمدتا به خاطر تهیه‌کنندگی آلبوم‌های «هیجان‌انگیز» (Thriller)، «خارج از دیوار» (Off the Wall) مایکل جکسون در دهه ۱۹۸۰ شناخته می‌شود؛ آلبوم‌هایی که جکسون را به بزرگ‌ترین ستاره پاپ جهان تبدیل کردند.

او برای هنرمندانی چون فرانک سیناترا، آرتا فرانکلین و دانا سامر موسیقی تولید کرده است.

کوئینسی جونز علاوه بر فعالیت در دنیای موسیقی، آهنگساز موفق فیلم‌های بسیاری نیز بود و حتی آثار پرفروشی نیز به نام خود داشت.

او رهبر گروه‌های بزرگ جَز، تنظیم‌کننده برجسته موسیقی و نوازنده‌ای چیره‌دست، به‌ویژه در سازهای ترومپت و پیانو، بود.

شرکت تولید تلویزیونی و سینمایی او که در سال ۱۹۹۰ تاسیس شد، با ساخت سریال‌هایی همچون «شاهزاده تازه بل ایر» (The Fresh Prince of Bel-Air) به موفقیت‌های بزرگی دست یافت.

او حتی در ۸۰ سالگی همچنان نوآور بود و در سال ۲۰۱۷ سرویس تلویزیونی موسیقی کیو‌وست تی‌وی (Qwest TV) را راه‌اندازی کرد.

جونز در طول دوران حرفه‌ای خود ۸۰ بار نامزد جایزه گرمی شد و پس از بیانسه و جی‌زی، بیشترین تعداد نامزدی را دارد و با ۲۸ جایزه گرمی، سومین هنرمند پرافتخار این جوایز است.

از جمله افراد سرشناسی که به او ادای احترام کردند، مایکل کین، بازیگر بریتانیایی بود که در همان روز تولد جونز، ۱۴ مارس ۱۹۳۳، به دنیا آمده است.

کین در پیامی نوشت: «هم‌زاد آسمانی من، کوئینسی، یکی از غول‌های دنیای موسیقی بود. افتخار آشنایی با او را داشتم. او انسانی فوق‌العاده و منحصر‌به‌فرد بود.»

پیشینه و زندگی حرفه‌ای کوئینسی جونز

جونز در شیکاگو متولد شد. پدرش، که نیمی از تبارش اروپایی بود، فرزند یک مالک برده‌دار ولزی و یکی از بردگانش بود و خانواده مادرش نیز از نسل بردگان بودند.

او در سن هفت سالگی نواختن پیانو را آغاز کرد و علاقه‌اش به موسیقی از همان دوران کودکی شکل گرفت.

پس از طلاق والدین، همراه پدرش به واشینگتن رفت و در دبیرستان نواختن سازهای مختلف بادی را آموخت. او در ۱۴ سالگی به همراه دوستش ری چارلز، که دو سال از او بزرگ‌تر بود، در کلوب‌های سیاتل نوازندگی می‌کرد.

جونز در دهه ۱۹۵۰ به نیویورک نقل مکان کرد و با بزرگان جنبش بی باب در موسیقی جاز، مانند چارلی پارکر و مایلز دیویس، آشنا شد.

او با رهبران گروه‌های جاز همچون لایونل همپتون و دیزی گیلسپی در تورهای بین‌المللی شرکت کرد و در پاریس به تحصیل موسیقی پرداخت و با چهره‌های برجسته‌ای همچون پابلو پیکاسو و جیمز بالدوین ملاقات داشت.

او به عنوان مدیر موسیقی و تنظیم‌کننده در شرکت مرکوری رکوردز مشغول به کار شد و با هنرمندانی چون الا فیتزجرالد، دینا واشینگتن و سمی دیویس جونیور همکاری کرد.

جونز آهنگسازی فیلم‌های معروفی همچون شغل ایتالیایی (The Italian Job) و در قلب شب (In the Heat of the Night) را نیز برعهده داشت و در سال ۱۹۶۸ به عنوان اولین فرد آفریقایی‌تبار، نامزد جایزه اسکار برای بهترین ترانه اورجینال شد.

کارهای او با فرانک سیناترا در سال ۱۹۵۸ آغاز شد و تا آلبوم آخر سیناترا در سال ۱۹۸۴ ادامه یافت.

جونز همچنین در اواخر دهه ۱۹۵۰ آلبوم‌های بسیاری به نام خود ضبط کرد و در آن‌ها با نوازندگان سرشناسی همچون چارلز مینگوس و آرت پپر همکاری داشت.

جونز در دهه ۱۹۸۰ و در کنار مایکل جکسون و لایونل ریچی، تهیه‌کنندگی تک‌آهنگ خیریه ما «ما دنیاییم» (We Are the World) را که برای کمک به قحطی‌زدگان اتیوپی تولید شده بود، برعهده داشت.

او در سال ۲۰۱۷ توانست از دادگاه حکم دریافت ۹/۴ میلیون دلار بابت حق‌الزحمه معوقه آثار جکسون را بگیرد، اگرچه در سال ۲۰۲۰ این مبلغ به ۶/۸ میلیون دلار کاهش یافت.

پس از موفقیت فیلم «رنگ ارغوانی» (The Color Purple)، شرکت فیلم‌سازی و تلویزیونی خود را تاسیس کرد و سریال‌هایی همچون The Fresh Prince of Bel-Air و MadTV را تولید کرد و وایب (Vibe)،مجله موسیقی سیاهان را راه‌اندازی کرد.

جونز سه بار ازدواج کرد و از همسرانش صاحب هفت فرزند شد.

عوامل و سازندگان فیلم «کیک محبوب من» در پرونده‌ای جدید به اشاعه فساد متهم شدند

۷ آبان ۱۴۰۳، ۱۲:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند مریم مقدم و بهتاش صناعی‌ها، کارگردانان فیلم «کیک محبوب من» همراه با تهیه‌کننده، دو بازیگر اصلی و تصویربردار این فیلم، در پرونده‌ای جدید به «اشاعه فساد از طریق تولید، توزیع و انتشار فیلم مبتذل» متهم شده‌اند.

بر اساس این اطلاعات، لیلی فرهادپور و اسماعیل محرابی، بازیگران فیلم، محمد حدادی، فیلم‌بردار و غلامرضا موسوی، تهیه‌کننده اثر نیز در این پرونده به اشاعه فساد متهم شده‌اند.

طبق گفته منابع آگاه، مقدم و صناعی‌ها در حال گذراندن جلسات بازپرسی بوده و به زودی پرونده آن‌ها به دادگاه انقلاب ارجاع خواهد شد.

برای این زوج سینماگر قرار بازداشت نیز صادر و هر دو با قید کفالت آزاد شده‌اند.

مقدم و صناعی‌ها پیش‌تر از سوی مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی به «تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی» متهم و ممنوع‌الخروج شده‌اند.

اسماعیل محرابی و لیلی فرهادپور در نمایی از فیلم
100%
اسماعیل محرابی و لیلی فرهادپور در نمایی از فیلم

صناعی‌ها روز یک‌شنبه ششم آبان به خبرآنلاین گفت کیک محبوب من به تازگی جایزه هوگوی نقره‌ای بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی شیکاگو را کسب کرده اما او و همسرش، مریم مقدم، به دلیل ادامه‌دار بودن ممنوع‌الخروجی خود نتوانسته‌اند به مراسم اهدای جایزه بروند.

مقدم و صناعی‌ها از حدود یک سال و نیم پیش به دلیل ساخت این فیلم تحت فشارهای امنیتی و قضایی قرار گرفته‌اند.

با این که آن‌ها اواسط شهریور ماه امسال اعلام کردند ممنوعیت خروجشان از ایران برداشته شده اما مریم مقدم روز ۲۱ شهریور اطلاع داد در فرودگاه از سفر خارجی ایشان جلوگیری و پاسپورتشان توقیف شده است.

این زوج سینماگر روز هشتم مهر سال گذشته هنگامی که برای ادامه کار بر روی فیلمشان (کیک محبوب من) قصد سفر به فرانسه را داشتند گذرنامه‌هایشان از سوی نیروهای انتظامی ضبط و برای آن‌ها پرونده قضایی تشکیل شد.

کیک محبوب من بدون مجوزهای مرسوم جمهوری اسلامی ساخته شده است و در آن زنان بازیگر بدون حجاب اجباری حضور دارند.

این فیلم در اوایل اسفند سال گذشته برنده جایزه فیپرشی (جایزه هیات داوران منتقدان بین‌المللی) جشنواره برلین شد و نمایش آن، تحسین مخاطبان و منتقدان را به همراه داشت.

دانه انجیر معابد؛ روایت گویای «زن، زندگی،‌آزادی»

۲۹ مهر ۱۴۰۳، ۰۹:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
امید کشتکار

تازه‌ترین فیلم محمد رسول‌اف که به‌صورت مخفیانه و بدون رعایت قوانین حجاب اجباری در ایران ساخته‌شد، پس از موفقیت‌های بین‌المللی در فستیوال‌های مختلف از جمله کسب جایزه‌ ویژه‌ هیات داوران از جشنواره‌ فیلم کن و اکران موفق در فرانسه، این هفته در جشنواره‌ فیلم لندن به‌روی پرده رفت.

نخستین جملات فیلم «دانه‌ انجیر معابد» توصیفی است از این درخت. درختی که دانه‌های آن از طریق فضله‌ی پرندگان بر روی تنه‌ی درختان دیگر سقوط می‌کنند، روی این تنه‌ها جوانه زده، رشد کرده و ریشه‌هایشان را رو به‌ زمین می‌فرستند. شاخه‌های این گیاه تنه‌ درخت میزبان را در برگرفته و به‌تدریج آن را خفه می‌کنند. هرچه پس از آن در فیلم اتفاق می‌افتد ادامه‌ای بر همین داستان تمثیلی است. نظامی پوسیده که هرکس که داخلش باشد را به نابودی می‌کشد.

«ایمان» (با بازی میثاق زارع) مردی جاه‌طلب است که پس از سال‌ها تلاش، بازپرس دادگاه انقلاب شده. به این امید که بتواند خانه‌ای سه‌خوابه، حقوقی بالاتر و اعتباری بیشتر کسب کند و در سال‌های بعد بر کرسی قضاوت بنشیند. در ابتدای فیلم او تلاش می‌کند وجدان قضایی داشته باشد اما خیلی زود تن به سیستمی می‌دهد که از او فقط اطاعت و صدور حکم اعدام می‌خواهد. در پشت این زندگی کاری، در خانه‌ ایمان، همسر و دو دخترش قرار دارند. سه زن از سه نسل مختلف که هر کدام قرار است نقش یک نسل تاریخی را بازی کنند. در این میان دو ماجرا اتفاق می‌افتد که قصه را ‌پیش می‌برد. اول اسلحه‌ای که برای حفاظت به ایمان داده شده و دوم شروع انقلاب مهسا و اعتراضات «زن، زندگی، آزادی». اسلحه‌ی ایمان در نیمه‌ی فیلم ناپدید می‌شود و این آغازی‌ است بر درامی که سرنوشتش با زندگی و خانواده‌ او گره خورده است. در لابه‌لای فیلم، رسول‌اف از تصاویر واقعی اعتراضات «زن، زندگی،‌آزادی» استفاده کرده. همچنین سکانسی بسیار تکان‌دهنده از دختری دارد که چشمش با گلوله‌های ساچمه‌ای نیروهای امنیتی آسیب دیده است.

فیلم «دانه انجیر معابد» قرار است حکایت تغییر مردی باشد که از «انسان» به «حیوان» و از «بازپرس» به «قاتل» تبدیل می‌شود. سه زن زندگی ایمان، نجمه همسرش (با بازی سهیلا گلستانی) و دو دخترش (با نقش‌آفرینی مهسا رستمی و ستاره ملکی) هرکدام به‌روش خود می‌کوشند در برابر این دگماتیسم روبه‌رشد بایستند. همسر ایمان زنی‌ست سنتی که از موجودی تسلیم که فقط آرامش می‌خواهد و خواسته‌ مهمش ماشین ظرفشویی است، به‌مرور و به‌کندی تغییر می‌کند. دختر بزرگتر جوانی است باهوش و تحصیل‌کرده که می‌کوشد نسل پیش از خود را با زبان گفتار و منطق متوجه اشتباهاتش کند. اما دختر کوچکتر که ۱۶سال دارد، از نسل زد، فرصت این بازی‌ها را ندارد. او با شجاعت بر مردسالاری نهادینه‌شده می‌شورد و برای غلبه بر پدر از همان اسلحه‌ای استفاده می‌کند که در ابتدای فیلم با نشانه‌هایی جنسی وارد داستان شده و نمادی از مردسالاری است.

ما ایمان را هرگز در برابر متهمانش نمی‌بینیم، اما در خلال فیلم می‌فهمیم که او نقشی مهم در سرکوب معترضان «زن، زندگی،‌ آزادی» ایفا کرده است. تا به آن‌جا که نامش در شبکه‌های اجتماعی افشا می‌شود. یکی از سکانس‌های درخشان فیلم همان وقتی است که ایمان هراسان از افشای نامش به خانه بازمی‌گردد و در طول مسیر حتی از سایه‌ی خودش هم می‌ترسد. با این‌حال ایمان دقیقا مانند جمهوری اسلامی عمل می‌کند. هر لحظه بیشتر و بیشتر از واقعیت جامعه و از جمله خانواده‌اش دور می‌شود، به خرابه و ساختارهای سنتی نابودشده پناه می‌برد و دست آخر وقتی اقتدارش را از دست می‌دهد، برای نشان‌دادن قدرتش، به خشونت، بازجویی و زندانی کردن همسر و دخترانش دست می‌زند. اما مانند جمهوری اسلامی هیچ‌کدام از این‌ها نمی‌تواند او را از ورطه‌ی نابودی نجات دهد.

رسول‌اف مانند فیلم‌های پیشین خود از نمادگرایی به‌عنوان عنصری پیش‌برنده استفاده می‌کند. هرچند اگر این نمادها لزوما برای مخاطب غربی قابل درک نباشند، اما رسول‌اف اصرار دارد تا با بردن مخاطب به فرامتن، او را در جایگاهی بنشاند که نه لزوما بیننده‌ اثر، بلکه تکمیل‌کننده‌ آن باشد. نمادها در سرتاسر داستان پراکنده‌اند. از اسم شخصیت اصلی فیلم «ایمان» گرفته تا تصاویر دست انتهای فیلم که یادآوری دست قطع‌شده‌ قاسم سلیمانی است. پیش‌تر هم در سکانس‌هایی از فیلم که در راهروهای دادسرا می‌گذرد، تصاویر مقوایی سلیمانی را دیده بودیم که یادآور همان «امام مقوایی» معروف مراسم دهه‌ فجر است. نشانه‌ای دیگر از باسمه‌ای بودن حکومتی که بر پروپاگاندا بنا شده است. این نمادپردازی‌ها گاهی افراطی می‌شوند، از جمله وقتی پدر خانواده برای بازداشتی‌هایش به‌سبک زندان‌های آلمان نازی کنسرو لوبیا باز می‌کند. با این‌حال فیلم «دانه انجیر معابد» مجموعا توانسته از گردنه‌ی خطرناک شعار بگذرد. گردنه‌ای که خصوصا در فیلم‌های سیاسی روز به‌راحتی قربانی می‌گیرند.

فیلم «دانه انجیر معابد» شاید بهترین فیلم رسول‌اف نباشد. خصوصا برای کارگردانی که آثاری مانند «جزیره‌ی آهنی»، «به امید دیدار»، «لرد» و «شیطان وجود ندارد» را در کارنامه دارد. با این‌حال «دانه انجیر معابد» فیلمی بسیار ارزشمند در تاریخ سینمای ایران است. از آن‌رو که زبان گویای بی‌پروای تاریخ معاصر است. زبانی بدون سانسور و بدون افتادن در دام ایهام‌گرایی‌های شبه‌هنری. رسول‌اف در این فیلم با زبانی روشن و بدون لکنت، قصه‌ای کاملا امروزی را با بهترین روش ممکن (با توجه به محدودیت‌های فیلم‌سازی مخفی در ایران) روایت می‌کند.

فیلم‌هایی مانند «دانه درخت انجیر معابد» و «کیک محبوب من» نشانه‌هایی هستند از سینمایی که دیگر تن به قوانین قرون وسطایی سانسور و ممیزی نمی‌دهند. سینمایی پیشرو که تصویری واقعی‌تر از ایران را نمایش می‌دهند. تصویری از جامعه‌ای که نمی‌خواهد تن به ساختارهای سنتی بدهد.

فیلم «شهید»، ساخته نرگس کلهر، برنده بهترین فیلم سینمایی ایالت هسن آلمان شد

۲۸ مهر ۱۴۰۳، ۰۷:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

فیلم «شهید» ساخته نرگس کلهر، برنده بهترین فیلم سینمایی و بهترین موسیقی فیلم سال در ایالت هسن آلمان شد. این فیلم در بخش فوروم دوره هفتادوچهارم جشنواره فیلم برلین نیز موفق به کسب دو جایزه جنبی از جمله جایزه «آرت‌هاوس» شده بود.

نرگس کلهر در فیلم «شهید»، به روایت حذف کلمه «شهید» از نام خانوادگی‌اش در آلمان پرداخته است.

«شهید» اولین فیلم بلند داستانی کلهر پس از ۱۴ سال پناهندگی‌ او در آلمان است.

فیلمنامه‌ این فیلم کار مشترک کلهر و آیدین عالی‌نژاد است و بهارک عبدلی‌فرد، نیما نظری‌نیا و نرگس کلهر، بازیگران آن هستند.

این فیلم پیش از این در آلمان اکران عمومی شده و فرزاد رستمیان در یادداشتی برای ایران‌اینترنشنال به آن پرداخته است: «شاید مفهوم مرکزی شهید را بتوان در این جمله خلاصه کرد: پاک کردن تاریخ مردانه از خاطرات یک زن. اگر این جمله به‌نظر ناممکن می‌رسد، پس فیلم نیز دست به دامان تخیل می‌برد و با به هم ریختن قالب‌های رایج سینما، انگار که تاریخ کشورش را در هم می‌کند و از طریق خیال، تاریخ را دوباره می‌نویسد.»

رستمیان در ادامه یادداشت خود درباره این فیلم نوشته است: «شهید درامی خود-زندگی‌نامه‌ای است که از زاویه دید یک دختر، مفهوم زن را می‌جوید؛ زنی که در طول این سال‌های مدنیت، تنها ابزاری بیش برای مردان نبوده و مهم‌ترین وظیفه‌اش، تولید مثل و بقای نسل همان مردانی است که خود آغازگر این تاریخ ضد زنانه بوده‌اند. داستان از این قرار است: دختری ایرانی-آلمانی‌ (که نامش هم‌نام با کارگردان است: نرگس شهید کلهر) قصد دارد واژه شهید را از نام خانوادگی‌اش پاک کند زیرا این واژه مردانه است و برای او یادآور تاریخ مردانه که در آن سایه‌های سرکوب، هویت زن را در هم می‌شکند. انگار زن دارد از هویت تاریخی‌اش می‌گریزد و با حذف این کلمه می‌تواند از سرنوشت ناکام خویش رهایی یابد.»

نرگس کلهر، فرزند مهدی کلهر، از مقام‌های پیشین جمهوری اسلامی است که در پاییز سال ۱۳۸۸ به آلمان پناهنده شد.

مهدی کلهر در آن زمان مشاور محمود احمدی‌نژاد، رییس‌ وقت دولت جمهوری اسلامی بود. او در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب ۵۷ نیز مسئولیت‌هایی از جمله معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در دولت‌های محمدعلی رجایی و میرحسین موسوی بر عهده داشت.

درباره هان کانگ، برنده نوبل ادبیات؛ راوی شاعرانه زنان

۲۰ مهر ۱۴۰۳، ۰۸:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
امید کشتکار

جایزه‌ نوبل ادبیات سال ۲۰۲۴ به هان کانگ نویسنده‌ای درخشان از کره‌ جنوبی رسید. زنی که به‌دلیل نثر شاعرانه و زبان قوی‌اش تحسین می‌شود.

آکادمی نوبل ادبیات در بیانیه‌اش خانم هان را «به‌دلیل نثر شاعرانه‌ای که با آن به آسیب‌های تاریخی می‌پردازد و شکنندگی زندگی بشری را آشکار می‌کند» شایسته‌ دریافت معتبرترین جایزه‌ ادبیات جهان دانست.

انتخاب هان کانگ انتخابی بسیار غافلگیرکننده بود. خصوصا از آن‌رو که نام او در میان نام‌های مطرح‌شده در محافل ادبی نبود. او نخستین زن آسیایی و نخستین کره‌ای است که جایزه‌ی نوبل ادبیات را دریافت می‌کند. خانم هان در بین بیش از ۱۲۰ برنده‌ نوبل ادبیات، هجدهمین زن برنده‌ این جایزه است. از میان زنان برنده ۱۲ زن پس از سال ۱۹۹۰ میلادی انتخاب شده‌اند که از میان آن‌ها ۴ نفر پس از سال ۲۰۱۸ برنده‌ی نوبل ادبیات شده‌اند. آخرین زنی که نوبل ادبیات را به خانه برد، آنی ارنوی نویسنده‌ی شهیر فرانسوی بود که سال ۲۰۲۲ برنده‌ی جایزه‌ نوبل ادبیات شد.

به گزارش آکادمی نوبل خانم هان شام را با پسرش در خانه تمام کرده بود که از خبر برنده‌شدنش مطلع شد. او گفت که از این جایزه بسیار مفتخر است و شگفت‌زده شده است. همچنین به خبرنگاران گفت می‌خواهم با پسرم چای بخورم و نوبل ادبیات را بی‌سر و صدا جشن خواهم گرفت.

هان کانگ سال ۱۹۷۰ در گوانگجو در جنوب‌غربی کره‌ی جنوبی متولد شد. در ده‌سالگی با خانواده‌اش به سئول نقل‌مکان کرد. در دانشگاه یانسه ادبیات کره‌ای خواند و ابتدا به شعر روی آورد. مجموعه‌ای از اشعار او در مجله‌ی «ادبیات و جامعه‌» درکره منتشر شد. اما هان به‌زودی به‌سوی داستان‌نویسی رفت. نخستین مجموعه داستانش با نام «عشق یوسو» سال ۱۹۹۵ منتشر شد.

مطرح‌شدن نام هان کانگ در غرب به کمتر از ده‌سال پیش باز می‌گردد. وقتی رمان «گیاه‌خوار» که سال ۲۰۰۷ منتشر شده بود به انگلیسی ترجمه و سال ۲۰۱۶ برنده‌ی جایزه‌ی بوکر بین‌المللی شد. در آن زمان این انتخاب، «انتخابی عجیب از نویسنده‌ای گمنام» بود. رمان گیاه‌خوار داستان زنی است که با تصمیم به ترک خوردن گوشت و گیاه‌خواری، از هنجارهای اجتماعی سرپیچی می‌کند. این تصمیم به ظاهر ساده روابط او با شوهر، خانواده و جامعه را تغییر می‌دهد. رمان گیاه‌خوار به مسائل مربوط به اختیار بر بدن و کنترل اجتماعی و شورش در برابر آن در جامعه‌ی سنتی مردسالار کره می‌پردازد. جامعه‌ای که هنجارهایش مانند بسیاری از جوامع مردسالار آسیا است.

یکی‌دیگر از آثار تحسین‌شده‌ی هان کانگ رمان «اعمال انسانی» است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. خانم هان در این رمان به قیام سال ۱۹۸۰ گوانگجو می‌پردازد. در آن سال دولت کودتا که یک‌سال قبل‌تر به‌قدرت رسیده بود با خشونتی هرچه تمام‌تر قیام دانشجویان و هواداران دموکراسی را سرکوب کرد. صدها و بنا به آمار غیررسمی هزاران نفر کشته‌شدند و ده‌ها هزارنفر بازداشت شدند. «اعمال انسانی» رمانی چندروایی است که کشتار، سرکوب و همچنین تاثیر ادامه‌دار آن بر قربانیان و بازماندگان را روایت می‌کند.

آثار هان کانگ مانند رمان بعدی‌اش «کتاب سپید» که در سال ۲۰۱۶ به چاپ رسید، به موضوعاتی دردناک و درگیر با احساس می‌پردازد. او تجربه‌های زنانه را در بستری از تاریخ و در کنش با جامعه به تصویر می‌کشد. در بسیاری از آثار هان کانگ ما زنانی را می‌بینیم که در برابر جامعه‌ی مردسالار و فشارهای اجتماعی می‌ایستند. شاید به همین دلیل انتخاب هان کانگ با استقبال بین‌المللی مواجه شده است. مکس پورتر نویسنده و ویراستار ترجمه‌ی انگلیسی «گیاه‌خوار» به روزنامه‌ی گاردین گفته «هان یک صدای حیاتی و نویسنده‌ای با انسانیت فوق‌العاده است. آثار او هدیه‌ای برای همه‌ی ماست.» همچنین ایمیر مک‌براید، هان کانگ را «یکی از بزرگترین نویسندگان زنده» خوانده که «صدایی برای زنان، حقیقت و از همه مهم‌تر قدرت ادبیات است.»

انتخاب هان کانگ گرچه انتخابی نامنتظره بود اما نشان می‌دهد مرزهای ادبیات مورد توجه جهان می‌تواند از مرزهای اروپا و آمریکا فراتر برود. این جایزه تاکنون بسیار کم به کشورهای غیر انگلیسی و غیر فرانسوی‌زبان تعلق گرفته است.

از هان کانگ سه رمان «گیاه‌خوار»، «اعمال انسانی» و «کتاب سپید» به فارسی ترجمه شده است.