• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

حضور زنان در دولت پزشکیان؛ تاکتیک یا استراتژی

احمد علوی
احمد علوی

اقتصاددان

۷ شهریور ۱۴۰۳، ۱۸:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۰۲ (‎+۰ گرینویچ)

با انتصاب فاطمه مهاجرانی به سخنگویی دولت، چهارمین زن وارد کابینه مسعود پزشکیان شد و اینک این پرسش مطرح می‌شود که آیا جمهوری اسلامی به‌طور اساسی، قطعی و پایدار حضور زنان در سطوح بالای مدیریت دیوان‌سالاری را پذیرفته یا این اقدام نوعی تاکتیک برای گذار از بحران است.

بحرانی در ساختار جمهوری اسلامی که خیزش «زن، زندگی، آزادی» آن را به اوج رساند و شکاف میان حکومت و جامعه زنان را تشدید کرد.

نباید از یاد برد که علی خامنه‌ای بارها اقدامات تاکتیکی را مجاز و دگرگونی اساسی و بلندمدت در سیاست‌ها از جمله عقب‌نشینی در دیپلماسی را مستوجب «غضب الهی» دانسته است. او اخیرا به صراحت گفت عقب‌نشینی غیرتاکتیکی در هر میدانی غضب الهی را به دنبال دارد. اگر حضور زنان در کابینه را نوعی عقب‌نشینی تصور کنیم، مساله اینجاست که کدام شکاف‌ها این عقب‌نشینی را توضیح می‌دهد.

شاخص‌های شکاف میان جامعه زنان و حاکمیت ولایی

شکاف میان جنبش زنان و حاکمیت ولایی در ایران در چندین جنبه کلیدی نمود پیدا کرده است. این جنبه‌ها هرکدام نشان‌دهنده نارضایتی عمیق و گسترده جامعه و به خصوص زنان نسبت به سیاست‌های حکومت و تفاوت‌های فاحش میان خواسته‌های زنان و محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی نظام سیاسی است.

یکی از بارزترین نمودهای شکاف میان جنبش زنان و رژیم، کاهش چشمگیر مشارکت زنان در انتخابات است. بسیاری از زنان و جوانان با تحریم رای‌گیری‌ها، نارضایتی خود از نظام سیاسی حاکم و بی‌اعتمادی به اصلاحات از درون نظام را نشان می‌دهند. این تحریم‌ها به ویژه در انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس و شوراهای شهر در سال‌های اخیر- همگی با کمتر از پنجاه درصد مشارکت- مشهود بوده است.

نارضایتی از وضعیت حقوق زنان و نبود آزادی‌های مدنی موجب افزایش مهاجرت زنان از ایران نیز شده است. بسیاری از زنان تحصیل‌کرده، فعالان حقوق زنان و جوانانی که آینده خود را در ایران تاریک می‌بینند، کشور را ترک می‌کنند. این مهاجرت‌ها نه تنها به دلیل شرایط اقتصادی، بلکه به دلیل محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی نیز صورت می‌گیرد.

در این زمینه سالنامه مهاجرتی در آمار مربوط به سال ۲۰۲۱ اشاره کرد که بیش از نیمی از اقامت‌های دائم صادرشده برای ایرانی‌ها در کشور کانادا، ۴۵ درصد در فنلاند و ۴۹ درصد در استرالیا برای زنان بوده است.

کشف حجاب و اعتراض به حجاب اجباری یکی از جنبه‌های مهم شکاف میان زنان و جمهوری اسلامی است. این اعتراضات در قالب حرکت‌های اجتماعی مانند «دختران خیابان انقلاب» یا «چهارشنبه‌های سفید» نمود یافت اما با خیزش «زن، زندگی، آزادی» به‌صورت گسترده‌تر در جامعه به اوج خود رسید. این مقاومت‌ها نشان‌دهنده نارضایتی عمیق از قوانین محدودکننده مذهبی و تلاش برای کسب آزادی‌های فردی شهروندان و به‌خصوص زنان است.

همچنین زنان نقش فعالی در اعتراضات مدنی خیابانی، صنفی و اقشاری از جمله بازنشستگان پیدا کرده‌اند. حضور گسترده زنان در این اعتراضات نشان‌دهنده خشم و نارضایتی آن‌ها از وضعیت موجود از بعد صنفی و حقوقی و تلاش برای تغییرات اساسی است. این اعتراضات اغلب با سرکوب شدید مواجه می‌شوند، اما همچنان ادامه دارند و شکاف میان جنبش زنان و حکومت را بیشتر می‌کنند.

هم‌زمان بسیاری از زنان برای بیان نارضایتی‌های خود و سازماندهی اعتراضات، به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های آنلاین روی آورده‌اند. این فعالیت‌ها شامل افشای موارد نقض حقوق زنان، سازماندهی کمپین‌های آنلاین و اطلاع‌رسانی در مورد وضعیت زنان در ایران است.

رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به عنوان ابزاری قدرتمند برای مقابله با تبلیغات رسمی حکومت و انتشار واقعیت‌های جامعه عمل می‌کنند. زنان و فعالان حقوق زنان تلاش‌های زیادی برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز انجام داده‌اند. این تلاش‌ها شامل کمپین‌های حقوقی برای تغییر قوانین مربوط به حضانت، ارث، طلاق و سایر حقوق مدنی است. با وجود محدودیت‌ها و سرکوب‌ها، این جنبش‌ها نشان‌دهنده نارضایتی و تلاش برای تغییر قوانین و بهبود وضعیت حقوقی زنان است. کاهش نرخ ازدواج و افزایش طلاق یکی دیگر از شکاف‌های میان حاکمیت ولایی و جامعه زنان است.

بسیاری از زنان، به‌ویژه جوانان، به دلیل نارضایتی از وضعیت اجتماعی و محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی حکومت، تمایلی به ازدواج نشان نمی‌دهند یا ترجیح می‌دهند ازدواج خود را به تاخیر بیندازند. این در آمار نهادهایی از جمله مرکز آمار یا گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس مورد اشاره قرار گرفته است. همچنین، افزایش نرخ طلاق نیز به عنوان نشانه‌ای از نارضایتی زنان از قوانین و شرایط زندگی در ایران دیده می‌شود.

افزون بر این، زنان با استفاده از هنر و فرهنگ به عنوان ابزاری برای بیان مقاومت و اعتراض، تنش میان خود و حکومت را نشان می‌دهند. تولیدات هنری مرتبط با این اعتراض و تنش و شکاف مانند فیلم‌ها، قطعات موسیقی‌ و آثار ادبی که به نقد وضعیت موجود می‌پردازند، نه‌تنها در ایران بلکه در سطح جهانی تاثیرگذار بوده‌ است.

صرف حضور زنان در دولت به معنی تغییر استراتژیک حکومت نسبت به زنان نیست
100%
صرف حضور زنان در دولت به معنی تغییر استراتژیک حکومت نسبت به زنان نیست

کدام شاخص ها نماد دگرگونی ساختاری است

برای اینکه باور کرد حضور زنان در دولت چهاردهم یک تغییر با معنا، ساختاری و نه صرفا یک عقب‌گرد تاکتیکی است، باید دگرگونی عمیق و ساختاری در چندین عرصه حقوقی و حقیقی مشاهده شود.

برخی از این تغییرات عبارتند از لغو قوانین مربوط به حجاب اجباری و قوانین تبعیض مدنی در عرصه خانواده، اشتغال، حقوق مدنی و همین‌طور حمایت از زنان در برابر خشونت.

افزایش کمی، واقعی و معنادار در تعداد زنان در مناصب کلیدی حکومت و همچنین برابری جنسیتی در عرصه آموزشی، بازار کار و رسانه‌ها نیز از موارد الزامی تغییر اساسی است. اگر این تغییرات محدود به یک دوره یا وضع بحران خاص نباشد و در دولت‌های بعدی نیز ادامه پیدا کند، این نشانه‌ای از تعهد به یک تغییر استراتژیک خواهد بود.

حضور زنان در دولت چهاردهم در شرایط فعلی نوعی عقب‌نشینی تاکتیکی در قبال افزایش نارضایتی‌ها و شکاف‌های اجتماعی و فشارهای اجتماعی داخلی و بین‌المللی علیه حکومت به نظر می‌رسد، امری که پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» و وقایع مرتبط با آن به‌وجود آمد. این حضور نمی‌تواند به معنای دگرگونی پایدار و اساسی در رویکرد نظام سیاسی به نقش زنان تلقی شود، مگر اینکه نشانه های از دگرگونی پایدار و گسترده در عرصه حقوقی و حقیقی رخ دهد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

علی‌آبادی، ادامه فقر مدیریت و بحران برنامه‌ریزی در وزارت نیرو

۷ شهریور ۱۴۰۳، ۰۰:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
اعظم بهرامی

تلاش و برنامه‌ریزی برای تامین منابع پایدار در حوزه آب و انرژی و افزایش بازدهی در این حوزه‌ها، متاثر از مصرف بی‌‌‌رویه منابع آب زیرزمینی و انرژی فسیلی، سال‌هاست به محاق رفته و با توجه به کمبود منابع و فرسودگی زیرساز‌ها، سیاست وزارت آب همیشه تامین آب و انرژی به هر قیمتی بوده است.

وزارت نیرو، با نقش کلیدی و تقریبا انحصاری درمدیریت و تملک منابع آب و انرژی، یکی از وزارتخانه‌های بسیار مهم در تخصیص بودجه و مالکیت بر زیرسازهای عمرانی و صنعتی درآمدزاست.

وزارت‌ نیرو همچنین به خاطر داشتن تضاد منافع با شماری دیگر از وازتخانه‌ها و همزمان نقش مهم در پیشبرد اسناد بالادستی توسعه اهمیت به‌سزایی در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور دارد.

در فقدان برنامه برای همکاری مشترک و پایدار میان وزارت نیرو با سایر وزارتخانه‌ها، مشکلات این حوزه به مراتب تشدید شده است. برای نمونه،در برنامه‌های دوره‌ای وزارت نیرو در موضوع مدیریت و کنترل مصرف و زیرسا‌زهای تولید انرژی و بازچرخانی آب، برای وزارت صمت و کشاورزی سهم و وظیفه‌ای در نظر گرفته نشده است.

در همه این سال‌ها، وزرای نیرو برای تحقق حقابه‌های مشترک با همسایگان مرزی در سیاست خارجی و مسائل محیط زیستی در داخل، درارتباط با وزارت امور خارجه و سازمان محیط زیست بسیارمنفعل و آسیب‌رسان عمل کرده‌اند.

هنوزهیچ پروتکل وهمکاری میان وزارت کار و وزارت نیرو برای سامان دادن این همه کشاورز و کارگر که کار خود را در بحران‌های ناشی از کمبود آب و انرژی از دست داده‌اند وجود ندارد.

وزارت نیرو هیچ استراتژی روشنی برای سازگاری با کم‌آبی و تغییراقلیم ندارد و هنوز مشخص نیست ساعت‌ها جلسه و گزارش مدیریت‌های استانی برای برنامه سازگای با کم‌آبی چه کارکرد و نتایجی داشته است. ایستادن جمهوری اسلامی در میان ۵ کشور انتهای لیست جهان در مدیریت تغییر اقلیم نشان می‌دهد که ایران برای بحران‌های جدی پیش‌ رو نقشه راه روشنی ندارد.

به گواهی گزارش‌های نهادهای معتبر بین‌المللی، آسیب تغییراقلیم و گرمایش جهانی ایران را چند برابر سایر نقاط دنیا و حتی خاورمیانه درگیرهزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی خواهد کرد.

ظرفیت تولید در برخی مجموعه‌های صنعتی در سال‌های اخیر حتی تا بیش از ۵۰ درصد کاهش یافته است. کشاورزان از قطع مدام آب و انرژی بسیار متضرر شده‌اند و موج گسترده‌ای از اعتراضات به این وضعیت شکل گرفته است. بنا به آمار داخلی، هر دو دقیقه یک فرد روستایی در ایران، کشاورزی را رها می‌کند.

در همین ۳ ماهی که در ایران دولتی به شکل عملی در بر سر کار نبود ایران درگیر بحران‌های جدی قطع آب و برق حتی در کلان‌شهرها، سیل و آبگرفتگی و خسارت ناشی از آن در استان‌های مختلف، آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌های زاگرس و آغاز به کار پروژه‌های تازه‌ سدسازی و انتقال آب علی‌رغم تخلفات قانونی آشکار بوده است.

فروش و قطعه‌بندی بیابان‌ها برای تاسیس مزارع خورشیدی و حصول انرژی تجدیدپذیرو اصرار پرهزینه بر انرژی هسته‌ای که ایران عملا به آن نیازی ندارد اما با ضررهای بسیار همچنان دنبال می‌شود در حالی است که حتی پالایشگاه‌ها و صنایع مادر ظرفیت تامین ابتدایی‌ترین نیاز خود در تامین آب و انرژی با قیمت عادلانه را ندارند.

تالاب‌ها گروگان وزارت نیروهستند و با تجاوز و دست‌اندازی به حریم رودها، آن‌ها را هم در اشکال مختلف به منابع درآمد انحصاری تبدیل کرده‌اند. عدم دسترسی به منابع پایدار آب و انرژی یکی از فاکتو‌رهای شاخص فقر است و ایران امروز با موج وسیعی از مهاجرت و بیکاری ناشی از توسعه نیافتگی و سیاست‌های دستوری بی‌پشتوانه در این حوزه دست به گریبان است و به سمت سرنوشتی نگران کننده در حرکت است.

عباس علی‌آبادی؛ ادامه تجربه‌های زیان‌بار گذشته

نام عباس علی‌آبادی یادآور سه ضلعی مپنا، صمت و مالک اشتر است. علی‌آبادی که از سپاه می‌آید از ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲ مدیر مپنا بود. مپنا در ۱۳۷۱ تاسیس شد و در حوزه‌های ساخت و تعمیرنیروگاه‌ها، واردات و ساخت انواع توربین‌ها و زیرساخت‌های دیگر در حوزه انرژی فعال است.

مپنا در وبسایتش خود را یک شرکت سهامی معرفی می‌کند اما بخش عمده‌ای از سهام آن با واسطه مهاب قدس در دست آستان قدس و وزارت نیرو است. مپنا از سال ۱۳۸۴ و با قراردادی برای ساخت و بهره‌برداری یک نیروگاه در پیوند با پالایشگاه عسلویه قدرت بیشتری گرفت و حالا به عنوان بزرگ‌ترین پیمان‌کارعمومی نیروگاهی در ایران و خاورمیانه شناخته می‌شود.

فعالیت‌های مپنا را باید در چارچوب الگوی مشترک شرکت‌های خصولتی دید: شرکتی با پرونده‌های فساد، انحصار و انتخاب مدیرانی با سوابق ناشفاف و فروش رویای بورس. مشابه بسیاری از هولدینگ‌های چند کاره متعلق به نهادهای نظامی و اقتصادی وابسته به حاکمیت مانند مهاب و خاتم و برکت و...

دوره مسئولیت علی‌آبادی در وزارت صمت هم دوره ویرانگری برای صنایع ایران بود.

آمارها در ۱۴۰۰ نشان داد که تنها در کمتر از یک دهه بیشتر از هزار کارخانه در ایران تعطیل شدند. این تعطیلی‌ها اغلب در استان‌هایی رخ داد که اتقاقا بیش از سایر استان‌ها نیازمند حفظ این کارخانه‌ها بودند تا از وابستگی آن‌ها به مشاغل کشاورزی و دامداری کاسته شود. استان‌هایی که امروز هم در شاخص فلاکت و مهاجر فرستی پرچمدارهستند ازلرستان و هرمزگان گرفته تا کرمان و خوزستان.

این شیوه عملکرد و سابقه، استراتژی و رویکرد علی‌آبادی به چگونگی اداره صنابع و اولویت‌بندی‌اش را نشان می‌دهد. ربط او به رگه‌های نفوذ منفعت‌طلبانه نهادهای امنینتی و نظامی را نیز می‌توان در سابقه حضورش در دانشگاه مالک اشتر و امام حسین دنبال کرد.

ادامه راه پرآسیب مدیریت در آب و انرژی

سودهای کلان در انحصار فعالیت‌های اقتصادی غیررقابتی و با حمایت مستمر دوبتی و در قالب انواع رانت و بهره‌کشی‌های سازمانی نهفته است. غلطیدن از پستی به پست دیگر و از وزارتخانه‌ای به وزارتخانه دیگر هم این انحصار را تضمین می‌کند.

تامین اعتبار پروژه‌هایی که او برای وزارت نیرو تعریف کرده است در بخش انرژی متوجه برنامه‌های خصوصی‌سازی شده است اما در بخش آب با توجه به کاهش یارانه، جز بخشی که مربوط به افزایش قیمت آب‌ بهاست محل تامین اعتبارهای این بخش نامشخص است.

این در حالی‌ است که به نقل از رییس اتاق بازرگانی و براساس گزارش مرکز پژوهش‌های اتاق ایران، فضای کسب و کار بخش خصوصی امروز بسیار ناامن است و قطع مکرر آب و برق مشکلات آن‌ها را دو چندان هم کرده است.

ایران در هیچ حوزه‌ای زیرسازهای نهادی خصوصی‌سازی را ندارد. رشد اقتصادی، اشتغال و افزایش بهره‌وری، توسعه انسانی و تقویت نیروی انسانی با تجربه، هیچکدام محقق نشده است.

پرسش اساسی هم این است که با توجه به محدودیت‌های مالی و تحریم‌ها و گسترش ناامنی چه شرکت‌های توانمندی در حوزه آب و انرژی در ایران سرمایه‌گذاری خواهند کرد؟

با توجه به اتلاف ۶۰ درصدی آب در بخش کشاورزی و ۳۰ درصدی در بخش آشامیدنی، مشخص نیست ضروورت سرمایه‌گذاری برای توسعه زیرساخت‌ها در این حوزه کجا دیده شده است؟

تجربه نشان داده است ساز و کار خصوصی‌سازی در ایران خود بحران‌زاست و به دلیل فرآیندهای ناشفاف واگذاری شرکت‌ها به اشخاص و نهادهای شبه دولتی و حاکمیتی، فساد افزایش یافته و شمار کارگران بیکار یا استثمار شده رشد تصاعدی داشته است.

مشخص نیست دولت و به طور مشخص وزارت نیرو در شرایط بحرانی فعلی، چگونه برای پذیرش افزایش قیمت خدمات و منابع با همان کیفیت و حتی کیفیت بدتر متاثر از فقدان زیرسازهای توسعه، فرهنگ‌سازی یا زمینه‌سازی کرده است؟

مسئله آب با امنیت غذایی و خاک و بی‌عدالتی در توسعه، سلامت شهروندان و آینده سرزمینی ما گره خورده است. روش‌ها و قیمت‌های دستوری و تکلیفی، استراتژی درهای بسته به جهان و توسعه‌نیافتگی و فرسودگی بدنه آب و انرژی ایران دیگر تنها نگران‌کننده نیست بلکه نشانگر حرکت در مسیر از دست دادن همه فرصت‌هاست.

پوپولیسم به سبک پزشکیان؛ تقویت استبداد تحت نام اصلاحات

۶ شهریور ۱۴۰۳، ۱۶:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

از همان لحظات اولیه انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رییس‌ دولت در جمهوری اسلامی، بحث پوپولیست بودن او در رسانه‌ها مطرح شد.

این بحث در ابتدا نه بر اساس گفتمان یا سیاست‌های اعلامی او، بلکه بیشتر به دلیل پوشش غیررسمی‌اش، به ویژه کاپشنی که بسیاری را به یاد پوشش محمود احمدی‌نژاد می‌انداخت، شکل گرفت. کاپشنی که بسیاری را بر آن داشت تا از احتمال جان گرفتن دوباره پوپولیسم در ایران به واسطه نشست پزشکیان در پاستور بگویند.

پزشکیان اکنون کابینه خود را معرفی کرده و سیاست‌هایش نسبت به روزهای ابتدایی آشکارتر شده‌اند. به همین دلیل، مساله پوپولیسم در ریاست‌جمهوری او دیگر به یک نماد ساده محدود نمی‌شود. ترکیب غیرمنتظره و متنوع اعضای کابینه، به همراه مواضع او در حوزه‌های مختلف، نشان می‌دهد که این فرد معتمد خامنه‌ای آگاهانه در حال محو کردن مرزهای سیاسی است و سیاست‌هایش را بدون ارایه وعده‌های مشخص و در فضایی پر از ابهام دنبال می‌کند.

در این میان، به‌رغم وعده روز نخست، برگزار نکردن کنفرانس خبری برای توضیح و شفاف‌سازی مواضع و سیاست‌ها، این ابهام سیاسی را تشدید کرده و فضای تحلیل و ارزیابی سیاست‌های او را پیچیده‌تر ساخته است.

 کاپشن پزشکیان یادآور احمدی‌نژاد و سیاست پوپولیستی او است
100%
کاپشن پزشکیان یادآور احمدی‌نژاد و سیاست پوپولیستی او است

ابهام؛ ابزاری برای پوپولیسم

ریاست‌جمهوری پزشکیان می‌تواند مسیر تازه‌ای برای پوپولیسم در ایران باز کند؛ پوپولیسمی که بر پایه ابهام در سیاست‌ها و مواضع سیاسی بنا شده است.

او با رویکردهای کلی و نامشخصی مانند ارجاع به برنامه‌های موجود و سیاست‌های کلی نظام یا خواندن بخش‌هایی از نهج‌البلاغه برای توضیح مواضعش، به‌جای شفاف‌سازی، به ابهام دامن می‌زند. این کلی گویی‌ها و فقدان وعده، عملا امکان نقد یا مخالفت موثر را نیز دشوار می‌سازد، چرا که او با از بین بردن معیارهای ارزیابی، از پاسخگویی دقیق اجتناب می‌کند.

این مبهم‌سازی سیاست‌ها و از بین بردن معیارها، یکی از استراتژی‌های پوپولیستی است. استراتژی‌ که در آن از ابهام برای جلب نظر مردم و دوری از پاسخگویی استفاده می‌شود. برخی از پژوهشگران حوزه پوپولیسم معتقدند که ابهام سیاسی در شرایطی که شهروندان به نخبگان اعتماد ندارند، می‌تواند موجب ظهور رهبرانی شود که وعده‌های مشخصی ارائه نمی‌دهند اما با استفاده از نمادها، گفتمان مردم‌پسند و ابهام در گفتار، حمایت مردمی را جذب می‌کنند.

پزشکیان در این مدت بارها تاکید کرده است: «باید از متخصصان برای حل مشکلاتمان استفاده کنیم»، اما هیچ‌گاه روشن نکرده که چه سیاست‌هایی برای به‌کارگیری این متخصصان دارد یا چگونه قرار است از دانش و تخصص آن‌ها بهره ببرد. او حتی روشن نکرد و نمی‌کند منظورش از متخصصان کیست؛ جایی که دست او را برای به‌کارگیری نیروهای نظامی و امنیتی در دولت باز می‌گذارد.

او از یک سو به مشکلات متعدد کشور اشاره می‌کند و از سوی دیگر به لزوم اجرای برنامه‌های بالادستی، اما توضیح نمی‌دهد که تا چه حد همین برنامه‌ها ممکن است بخشی از مشکلات کنونی را ایجاد کرده باشند. این سیاستمدار در جایگاه رییس‌جمهوری با بیان کلی اینکه این برنامه‌ها به درستی اجرایی نشده‌اند، به جای روشن‌سازی بیشتر، راه‌حلی مشخص هم ارائه نمی‌دهد. این ابهام در نهایت به او اجازه می‌دهد که با اقشار مختلف مردم یا گروه‌ها و سازمان‌های مدنی ارتباط برقرار کند و نشست‌هایی نمایشی برگزار کند، بدون آنکه مجبور به ارائه توضیحات دقیق یا پاسخگویی مشخص باشد.

تضعیف مرزبندی‌های سیاسی و اجتماعی

با انتخاب کابینه‌ای تحت عنوان «فرا جناحی» که اکثریت آن نیروهای نزدیک به اصولگرایان و وفادار به رهبر جمهوری اسلامی هستند، پزشکیان مرزهای بین دو جناح حکومتی اصلاح‌طلب و اصولگرا را مبهم‌تر کرده است.

با وجود غیردموکراتیک بودن جمهوری اسلامی، باز هم وجود و فعالیت حداقلی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی رقیب و دارای مرزبندی از نیازهای سیاست مدرن و چرخش نخبگان است و نبود آن‌ها مسیر اقتدارگرایی بیشتر از همیشه تسهیل می‌کند.

در حالی که گفتار پزشکیان، چه در مجلس و چه در طول دوره انتخابات، نشان‌دهنده آمادگی‌اش برای اصلاحات به‌ویژه در مسائل اجتماعی و اقتصادی بود، اما انتخاب‌های کابینه او داستان دیگری را روایت می‌کند.

به‌رغم انواع حمایت‌هایی که اصلاح‌طلبان در طول دوره تبلیغات انتخاباتی از پزشکیان انجام دادند، او تنها چند وزیر اصلاح‌طلب معرفی کرد و همین برخی از بدنه حامیان وی را واداشت تا از شرکت در رای‌گیری و حمایت از او ابراز «پشیمانی» کنند. اما نکته اینجاست که این رویکرد سیاسی او با توجه به تعارض دیدگاه‌های افرادی که در کابینه او هستند مسیر احتمالی سیاسی دولت او را نیز نامشخص می‌کند.

در واقع رویکرد پزشکیان در کابینه‌اش این استراتژی ابهام سیاسی را تقویت می‌کند و در پایان روز معلوم نیست او به کدامین رویکرد و جریان سیاسی متعهد است. هرچند پزشکیان نشان داده و تاکید هم کرده که ارادت و تعهدش تنها برای رهبر جمهوری اسلامی است.

همین ابهام را در زمینه سیاست خارجی او نیز می‌توان یافت. پیش از انتخابات پزشکیان از لزوم احیای برجام، گفت‌وگو با جهان و رفع تخاصم حرف می‌زد اما پس از انتخابات او گفتمان «مقاومت»- حمایت از نیروهای نیابتی- را بیشتر برجسته کرده و وزیر خارجه‌اش هم برجام را مرده خوانده و گفته به دنبال رفع تخاصم با آمریکا نیستند.

پزشکیان به صراحت گفته است: «ایران هرگز فلسطین را رها نخواهد کرد» و «ملت ما همچنان در برابر ظلم خواهد ایستاد». این اظهارات ، بدون تاکید بر گفت‌وگو و تعامل با جهان به جز در متنی که او در تهران‌تایمز منتشر کرد، نشان از آن دارد که رییس‌جمهور در مسائل کلیدی سیاست خارجی با جناح اصولگرا و هسته سخت قدرت همسوتر شده و حتی مرز بین اصلاح‌طلبی و اصولگرایی در چارچوب همان نظام اقتدارگرای جمهوری اسلامی هم در گفتمان او مبهم است.

ادبیات مبهم و غیرروشن پزشکیان راه را برای چرخش سیاسی و فرار از پاسخگویی او باز می‌کند
100%
ادبیات مبهم و غیرروشن پزشکیان راه را برای چرخش سیاسی و فرار از پاسخگویی او باز می‌کند

فرار از وعده‌های مشخص

گفتمان پوپولیستی مبهم و بدون وعده‌های مشخص پزشکیان از نارضایتی عمومی تغذیه می‌کند و در عین حال او همیشه از ارائه تعهدات روشن خودداری می‌کند.

پزشکیان به‌طور مکرر از ضرورت «عدالت و انصاف برای همه» سخن می‌گوید، اما هیچ‌گاه توضیح نمی‌دهد که این مفاهیم چگونه به سیاست‌های عملی تبدیل و با چه روشی اندازه‌گیری و قضاوت خواهند شد. این رویکرد به او امکان می‌دهد تا بدون تعهد به اقدامات مشخص، حمایت طیف گسترده‌ای از رای‌دهندگان را جذب کند—تاکتیکی که خود از الگوهای کلاسیک پوپولیسم به شمار می‌رود.

تمرکز پزشکیان بر مقولاتی مانند عدالت و فسادستیزی و خودداری از بیان چگونگی انجام و یا امکان‌پذیری اصلاحات داخلی در راستای تحقق آن‌ها، او را به چهره‌ای تبدیل کرده که بر موج احساسات پوپولیستی سوار شده و آن را تقویت می‌کند. او و حتی وزرای کابینه‌اش این موارد را در حالی مطرح می‌کنند که هیچ اشاره‌ای به موانع موجود یا نهادهایی که سد راه تحقق این اهداف شده‌اند، ندارند.

در جریان بررسی صلاحیت‌های کابینه معرفی‌شده، تقریبا هیچ بحثی در مورد لزوم پیوستن به اف‌ای‌تی‌اف یا مشکلات اقتصادی ناشی از تصویب نشدن این لوایح مطرح نشد. همچنین، هیچ اشاره‌ای به نقش سپاه پاسداران به عنوان نهادی که در تمام امور اجرایی و حوزه‌های مهم کشور از تولید تا فرهنگ مداخله می‌کند، نشد. با این حال، موضوعاتی مانند شفافیت و پاسخگویی بارها مورد تاکید قرار گرفتند. این شرایط نشان می‌دهد که پزشکیان با پذیرش ساختار استبدادی موجود، بدون دادن وعده‌های جدید، صرفا به مدیریت حفظ شرایط موجود بسنده کرده و از طرح چالش‌های جدی طفره می‌رود .

مسیر تشدید استبداد

با توجه به همسویی نزدیک پزشکیان با خامنه‌ای و نهادهای وابسته به او در مسائل کلیدی، به‌ویژه مواضعش در سیاست خارجی و ترکیب کابینه، خطر قابل توجهی وجود دارد که ریاست‌جمهوری پزشکیان نه تنها به تقویت استبداد بینجامد، بلکه راه را برای سرکوب‌های بیشتر نیز هموار کند.

اظهارات او در مجلس از جمله «ما با هماهنگی اینجا آمده‌ایم» و تاکید بر اینکه نهادهای امنیتی افراد کابینه را تایید کرده‌اند، در کنار تاکید مکرر بر اجرای «منویات رهبری»، نشان‌دهنده همسویی او با اهداف اقتدارگرایانه جمهوری اسلامی است. علاوه بر این، تصمیم او برای نگه‌داشتن وزیر اطلاعاتی که سابقه‌ای مناقشه‌برانگیز دارد و انتصاب چهره‌ای نظامی-امنیتی مانند اسکندر مومنی به عنوان وزیر کشور، نشان‌دهنده احتمال هم‌راستایی او با سویه‌های سرکوبگر حکومت است.

این سیاست‌ها نمایانگر شکلی پیچیده از پوپولیسم است که با تکیه بر ابهام و نمادگرایی تلاش می‌کند حمایت عمومی را جلب کند، در حالی که هم‌زمان به تقویت اقتدار نظام سیاسی می‌انجامد. امتناع پزشکیان از ارائه سیاست‌های روشن و شفاف، همراه با ترکیب کابینه‌ای که عملا به دستورات رهبر حکومت تمکین می‌کند، نشان می‌دهد که این نوع پوپولیسم نه به سمت تغییرات رادیکال، بلکه به سوی تثبیت قدرت و کنترل بیشتر گرایش دارد.

این پوپولیسم، با استفاده از استراتژی ابهام و نمادهای سیاسی، به جمهوری اسلامی این امکان را می‌دهد که به نام اصلاحات، به اجرای سیاست‌های استبدادی خود ادامه دهد.

راهپیمایی اربعین؛ مغازه دو نبش حکومت شیعی در مقابل حج

۵ شهریور ۱۴۰۳، ۱۲:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مجید محمدی

نماز، روزه و حج به عنوان انجام فرائض، پدیده‌هایی مذهبی‌اند (اسلام عبادت و جماع)؛ نماز جمعه، مذهبی-سیاسی است اما راهپیمایی و مراسم اربعین برای جمهوری اسلامی در عراق صرفا سیاسی است.

نقش بی‌بدیل دولت در شکل دادن، ساخت مقابر و تاسیسات لازم، تامین هزینه ها و جابه‌جایی حدود دو میلیون نفر شرکت‌کننده سالانه و تامین مایحتاج چندین میلیون نفر در عراق، دولتی و لذا سیاسی بودن این مراسم را غیرقابل انکار می‌سازد.

سوال اینجاست که این مراسم چرا شکل گرفته، چرا همه دستگاه‌های دولتی و عمومی، حتی شهرداری‌ها در ایران برای چند هفته همه تمرکز خود را بر آن می گذارند و همچنین حکومت در چارچوب این مراسم چه پروژه‌هایی را دنبال می‌کند.

چرایی: بدیل‌سازی برای حج

جمهوری اسلامی برای سه دهه تلاش کرد مراسم حج در عربستان سعودی را سیاسی کرده و در اختیار خود بگیرد، اما موفق نشد. این شکست در کنار هدیه‌ای که جرج دبلیو بوش، رییس‌جمهور پیشین آمریکا، به جمهوری اسلامی در براندازی صدام حسین داد، مقام‌های نظام را به سمت شکل دادن به یک حج شیعی در عراق سوق داد.

منشاء این امر محوریت داستان کربلا در آیین‌های شیعی است. دولت شیعی ایران در پی آن رفت که مغازه‌ای در برابر حج برای شیعیان تاسیس کند تا آن‌ها قدرت اجتماعی و بسیج خود را به جهان نمایش دهند. اغراق‌های مبنی بر شرکت ۲۵ میلیون نفر در این مراسم نیز ناشی از همین اراده معطوف به قدرت بود.

البته پس از سال‌های اول مراسم، مقام‌های جمهوری اسلامی دیگر آن ارقام قلابی را تکرار نمی‌کنند و به رقم‌های باور پذیرتر رو آورده‌اند. ستاد مرکزی اربعین تعداد زائران عازم‌شده به کشور عراق را تا ۲۶ مرداد یک میلیون و ۵۷۲ هزار و تعداد زائران برگشتی از پنجم ماه صفر را حدود ۴۰۷ هزار اعلام کرد. البته خبرگزاری ایسنا در خبری دیگر این رقم را در همان روز ۱.۸ میلیون نفر ذکر کرد.

مراسم اربعین عینا از روی حج نسخه‌برداری شده است: برنامه‌ای چندملیتی حدودا دو هفته‌ای شامل راهپیمایی (نجف به کربلا به جای سعی میان صفا و مروه)، زیارت مرقد مقدس، دعاهای خاص و اخیرا «رجم شیطان». البته بر خلاف حج که بیانگر قدرت مسلمانان است، مراسم اربعین در واقع نه نمایش قدرت شیعیان بلکه نمایش قدرت جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی همانند میدان جنگ، مشمولان سربازی و حتی مجرمان و زندانیان را به این مراسم اعزام می‌کند. همچنین عینا همانند حج، به زائران اربعین ارز ارزان‌قیمت و وام داده می‌شود و مثل حج از عوارض خروج از کشور هم معاف‌اند.

سنت‌سازی مذهبی

برنامه جمهوری اسلامی از روز نخست نابودی سنت‌ها و آیین‌های محلی و ملی و جایگزینی آن‌ها با سنت‌های موجود مذهبی و در صورت لزوم، سنت‌سازی بوده است.

به همین دلیل، با اتکا بر اربعین، سنت تازه‌ای به نام راهپیمایی «جاماندگان اربعین» از سوی شهرداری تهران شکل گرفته است. علیرضا زاکانی، شهردار تهران در این مورد گفت: «هماهنگی خوبی میان بخش‌های مختلف از جمله سپاه برای برگزاری آیین جاماندگان اربعین انجام شده است... همانگونه که به شهروندان در کربلا خدمت‌رسانی می‌کنیم، باید به آیین راهپیمایی جاماندگان در تهران نیز کمک کرد.»

این مراسم در ری نیز انجام شد و بنا به ادعای یکی از مسئولان اوقاف این شهرستان، در مراسم «چهار میلیون نفر» شرکت کردند. این رقم با توجه به جمعیت شهرستان ری و حتی جمعیت حدود ۹ میلیونی تهران برای جاماندگان اربعین یک دروغ بزرگ است، مثل عدد ۵۰ میلیون شرکت‌کننده در مراسم ۲۲ بهمن که از سوی روزنامه کیهان اعلام می‌شود.

علاوه بر این، احسان مومنی، معاون عملیات پلیس راهور تهران از آیینی دیگر سخن می‌گوید، یعنی مراسم «بدرقه زائران اربعین» که در سال ۱۴۰۳ در میدان آزادی برگزار شد.

اقتصاد دولتی نهادهای دینی

نهادهای دینی همانند نهادهای دیگر برساخته بشر و نهادهایی دنیوی‌اند؛ مثل نهاد روحانیت، اوقاف یا مدارس مذهبی. وقتی مردم هزینه‌های جاری این نهادها و برنامه‌های توسعه آن‌ها را نپردازند، رهبران دینی می‌توانند با کسب قدرت و تاراج منابع عمومی این هزینه ها را تامین کنند.

بدون میلیاردها دلار خرج تدریجی برای بازسازی مقابر شخصیت‌های مقدس‌ شیعه در عراق و میلیاردها دلار برای اعزام چند هفته‌ای حدود دو میلیون زائر به این کشور و اداره این مراسم در آن، چنین مراسمی ممکن نمی‌شد. بخش بزرگی از سازمان‌های دولتی و عمومی جمهوری اسلامی در این کار مشارکت دارند. به دلیل پرداخت حقوق دولتی به کارکنان دستگاه‌ها و استفاده از امکانات دولتی در این مراسم بخشی از هزینه ها به طور غیرمستقیم از بودجه‌های دولتی صرف می‌شود.

این هزینه‌های میلیارد دلاری با پروژه امپراتوری شیعی و شیعه‌سازی جهان توجیه می‌شود. مراسم اربعین همانند جامعه‌المصطفی با ۵۰ هزار طلبه خارجی، تاسیس و نگهداری مساجد شیعی در سراسر جهان، تبدیل سفارتخانه‌ها و مراکز فرهنگی دولت در خارج به حسینیه و مراکز حمایت از تروریسم، بخشی از پروژه امپراتوری شیعی و گسترش «عمق نفوذ استراتژیک» نظام است. از همین جهت، هرگونه تسهیلاتی برای این مراسم به دستور علی خامنه‌ای در نظر گرفته شده است؛ از صدور و تحویل سریع یک میلیون و ۱۰۰ هزار گذرنامه زیارتی بسیار ارزان (۶۵ هزار تومان) به صورت آنلاین و پستی در سال ۱۴۰۳ تا توزیع رانتی ارز به ارزش بیش از چهار هزار میلیارد تومان در میان زائران به دست بانک مرکزی.بانک‌ها هر سال به مناسبت راهپیمایی اربعین، یک وام هم اختصاص می‌دهند. بانک ملی مبلغ وام را برای سال جاری ۱۰ میلیون تومان اعلام کرد.

در قانون بودجه، در ردیف‌های جداگانه‌ای، هزاران میلیاردها تومان برای توسعه «راهپیمایی اربعین» اختصاص داده شده است. در دولت سیزدهم طی ۳۳ ماه حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان فقط برای توسعه زیرساخت‌ها هزینه شد. در این قانون، اعتبارات متفاوتی برای برگزاری راهپیمایی اربعین به دستگاه‌های مختلف اختصاص داده شد: ۱۰۰ میلیارد تومان به وزارت کشور زیر عنوان تامین زیرساخت‌ها و هزینه‌های پشتیبانی از سفرهای زیارتی اربعین، ۳۸۰ میلیارد تومان برای تکمیل و توسعه زیرساخت‌های استان‌های غربی و جنوب غربی مرتبط با مراسم اربعین، ۵۰۴ میلیارد تومان برای کمک به تامین زیرساخت‌ها و هزینه‌های پشتیبانی از سفرهای زیارتی اربعین، ۲۰۰ میلیارد تومان برای کمک به کمیته هماهنگی و توسعه تسهیلات و خدمات اربعین در عراق و کمک به موسسه «بحر نجف اشرف» و ستاد بازسازی عتبات در موضوع اربعین و ۲۰ میلیارد تومان به ستاد اربعین برای فعالیت دینی و مذهبی.

در دولت جدید، محمدرضا عارف، معاون اول رییس‌جمهور، تصویب‌نامه هیات وزیران برای تامین هزینه‌های درمانی زائران اربعین تا ۴۰۰ میلیارد تومان را ابلاغ کرد.اولویت اول اعضای کابینه پزشکیان پس از گرفتن رای اعتماد از مجلس، حضور در مرز و کربلا برای نظارت، به خصوص بر خرج‌های این مراسم، بوده است.

عیسی زارع پور، وزیر ارتباطات پیشین، از استقرار بالن‌ فضایی در مرز مهران خبر داد و گفت: «یکی از این بالن‌ها در حال ارائه اینترنت رایگان به زائران است.» بنا به گفته رییس ستاد اجرایی «فرمان امام» این نهاد ۱۶ میلیون بطری آب معدنی و دو میلیون غذای آماده برای پیاده‌روی اربعین ذخیره کرده است.

این مخارج در سطح استانی نیز جریان داشته است. به عنوان نمونه طی دو ماه، بیش از ۱۵۰ تن کالای اساسی میان هیات‌ها و موکب‌ها برای پذیرایی از زائران گذرکننده از همدان توزیع شد. خبرگزاری تسنیم از اجرای طرح ایستگاه سیار «سی‌ان‌جی» از سوی یک شرکت دانش‌بنیان با همکاری وزارت دفاع و شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی و همچنین سوخت‌رسانی رایگان به خودروهای دوگانه‌سوز زائران خبر داد.

بنا به گفته استاندار کرمانشاه «به برکت اربعین حسینی حدود ۲۵۰ میلیارد تومان اعتبار به شهرداری‌های استان» تخصیص یافت.

تامین برق مسیر زائران اربعین هم با مخارج جداگانه‌ای از سوی وزارت نیرو انجام می‌شود.

اگر مراجع شیعه شجاع در ایران وجود داشتند که رانت‌خوار حکومت نبودند، این هزینه کردن‌ها حرام اعلام می‌شد، چرا که سرقت مستقیم از جیب مردم به حساب می‌آید. توجیه دیگر اعتراض نکردن به این هزینه‌ها، عظمت شیعه و بسط قدرت آن است.

مهرداد فرهمند، تحلیل‌گر: جمهوری اسلامی، اسرائیل و حزب‌الله از جنگ فراگیر استقبال نمی‌کنند

۴ شهریور ۱۴۰۳، ۲۰:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)

مهرداد فرهمند، تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت جمهوری اسلامی، حزب‌الله و اسرائیل هیچ‌کدام به دنبال جنگ فراگیر در منطقه نیستند.

او افزود طرف‌های درگیر تبادل حملات خود را «زیر سقف جنگ فراگیر» حفظ می‌کنند و از آن فراتر نمی‌روند.

به گفته این تحلیل‌گر، با در نظر گرفتن اظهارات مقام‌های حکومت ایران می‌توان چنین استنباط کرد که جمهوری اسلامی به دنبال حمله به اسرائیل نیست.

علی صدرزاده، تحلیل‌گر: آمریکا و اسرائیل از حمله حزب‌الله مطلع بودند

۴ شهریور ۱۴۰۳، ۱۹:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

علی صدرزاده، تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال، حمله حزب‌الله به اسرائیل را با حمله جمهوری اسلامی به پایگاه عین ‌الاسد پس از کشته شدن قاسم سلیمانی مقایسه کرد و گفت هم آمریکا از حمله حکومت ایران در آن زمان مطلع بود و هم اسرائیل از عملیات حزب‌الله خبر داشت.

او افزود ایالات متحده نیز از عملیات حزب‌الله آگاهی داشت و سفر چارلز براون، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا به منطقه در همین راستا بوده است.

صدرزاده تاکید کرد اسرائیل و حزب‌الله به دنبال محدود نگه داشتن دامنه درگیری‌ها هستند.