• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

علی‌آبادی، ادامه فقر مدیریت و بحران برنامه‌ریزی در وزارت نیرو

اعظم بهرامی
اعظم بهرامی

کنش‌گر محیط زیست

۷ شهریور ۱۴۰۳، ۰۰:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

تلاش و برنامه‌ریزی برای تامین منابع پایدار در حوزه آب و انرژی و افزایش بازدهی در این حوزه‌ها، متاثر از مصرف بی‌‌‌رویه منابع آب زیرزمینی و انرژی فسیلی، سال‌هاست به محاق رفته و با توجه به کمبود منابع و فرسودگی زیرساز‌ها، سیاست وزارت آب همیشه تامین آب و انرژی به هر قیمتی بوده است.

وزارت نیرو، با نقش کلیدی و تقریبا انحصاری درمدیریت و تملک منابع آب و انرژی، یکی از وزارتخانه‌های بسیار مهم در تخصیص بودجه و مالکیت بر زیرسازهای عمرانی و صنعتی درآمدزاست.

وزارت‌ نیرو همچنین به خاطر داشتن تضاد منافع با شماری دیگر از وازتخانه‌ها و همزمان نقش مهم در پیشبرد اسناد بالادستی توسعه اهمیت به‌سزایی در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور دارد.

در فقدان برنامه برای همکاری مشترک و پایدار میان وزارت نیرو با سایر وزارتخانه‌ها، مشکلات این حوزه به مراتب تشدید شده است. برای نمونه،در برنامه‌های دوره‌ای وزارت نیرو در موضوع مدیریت و کنترل مصرف و زیرسا‌زهای تولید انرژی و بازچرخانی آب، برای وزارت صمت و کشاورزی سهم و وظیفه‌ای در نظر گرفته نشده است.

در همه این سال‌ها، وزرای نیرو برای تحقق حقابه‌های مشترک با همسایگان مرزی در سیاست خارجی و مسائل محیط زیستی در داخل، درارتباط با وزارت امور خارجه و سازمان محیط زیست بسیارمنفعل و آسیب‌رسان عمل کرده‌اند.

هنوزهیچ پروتکل وهمکاری میان وزارت کار و وزارت نیرو برای سامان دادن این همه کشاورز و کارگر که کار خود را در بحران‌های ناشی از کمبود آب و انرژی از دست داده‌اند وجود ندارد.

وزارت نیرو هیچ استراتژی روشنی برای سازگاری با کم‌آبی و تغییراقلیم ندارد و هنوز مشخص نیست ساعت‌ها جلسه و گزارش مدیریت‌های استانی برای برنامه سازگای با کم‌آبی چه کارکرد و نتایجی داشته است. ایستادن جمهوری اسلامی در میان ۵ کشور انتهای لیست جهان در مدیریت تغییر اقلیم نشان می‌دهد که ایران برای بحران‌های جدی پیش‌ رو نقشه راه روشنی ندارد.

به گواهی گزارش‌های نهادهای معتبر بین‌المللی، آسیب تغییراقلیم و گرمایش جهانی ایران را چند برابر سایر نقاط دنیا و حتی خاورمیانه درگیرهزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی خواهد کرد.

ظرفیت تولید در برخی مجموعه‌های صنعتی در سال‌های اخیر حتی تا بیش از ۵۰ درصد کاهش یافته است. کشاورزان از قطع مدام آب و انرژی بسیار متضرر شده‌اند و موج گسترده‌ای از اعتراضات به این وضعیت شکل گرفته است. بنا به آمار داخلی، هر دو دقیقه یک فرد روستایی در ایران، کشاورزی را رها می‌کند.

در همین ۳ ماهی که در ایران دولتی به شکل عملی در بر سر کار نبود ایران درگیر بحران‌های جدی قطع آب و برق حتی در کلان‌شهرها، سیل و آبگرفتگی و خسارت ناشی از آن در استان‌های مختلف، آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌های زاگرس و آغاز به کار پروژه‌های تازه‌ سدسازی و انتقال آب علی‌رغم تخلفات قانونی آشکار بوده است.

فروش و قطعه‌بندی بیابان‌ها برای تاسیس مزارع خورشیدی و حصول انرژی تجدیدپذیرو اصرار پرهزینه بر انرژی هسته‌ای که ایران عملا به آن نیازی ندارد اما با ضررهای بسیار همچنان دنبال می‌شود در حالی است که حتی پالایشگاه‌ها و صنایع مادر ظرفیت تامین ابتدایی‌ترین نیاز خود در تامین آب و انرژی با قیمت عادلانه را ندارند.

تالاب‌ها گروگان وزارت نیروهستند و با تجاوز و دست‌اندازی به حریم رودها، آن‌ها را هم در اشکال مختلف به منابع درآمد انحصاری تبدیل کرده‌اند. عدم دسترسی به منابع پایدار آب و انرژی یکی از فاکتو‌رهای شاخص فقر است و ایران امروز با موج وسیعی از مهاجرت و بیکاری ناشی از توسعه نیافتگی و سیاست‌های دستوری بی‌پشتوانه در این حوزه دست به گریبان است و به سمت سرنوشتی نگران کننده در حرکت است.

عباس علی‌آبادی؛ ادامه تجربه‌های زیان‌بار گذشته

نام عباس علی‌آبادی یادآور سه ضلعی مپنا، صمت و مالک اشتر است. علی‌آبادی که از سپاه می‌آید از ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲ مدیر مپنا بود. مپنا در ۱۳۷۱ تاسیس شد و در حوزه‌های ساخت و تعمیرنیروگاه‌ها، واردات و ساخت انواع توربین‌ها و زیرساخت‌های دیگر در حوزه انرژی فعال است.

مپنا در وبسایتش خود را یک شرکت سهامی معرفی می‌کند اما بخش عمده‌ای از سهام آن با واسطه مهاب قدس در دست آستان قدس و وزارت نیرو است. مپنا از سال ۱۳۸۴ و با قراردادی برای ساخت و بهره‌برداری یک نیروگاه در پیوند با پالایشگاه عسلویه قدرت بیشتری گرفت و حالا به عنوان بزرگ‌ترین پیمان‌کارعمومی نیروگاهی در ایران و خاورمیانه شناخته می‌شود.

فعالیت‌های مپنا را باید در چارچوب الگوی مشترک شرکت‌های خصولتی دید: شرکتی با پرونده‌های فساد، انحصار و انتخاب مدیرانی با سوابق ناشفاف و فروش رویای بورس. مشابه بسیاری از هولدینگ‌های چند کاره متعلق به نهادهای نظامی و اقتصادی وابسته به حاکمیت مانند مهاب و خاتم و برکت و...

دوره مسئولیت علی‌آبادی در وزارت صمت هم دوره ویرانگری برای صنایع ایران بود.

آمارها در ۱۴۰۰ نشان داد که تنها در کمتر از یک دهه بیشتر از هزار کارخانه در ایران تعطیل شدند. این تعطیلی‌ها اغلب در استان‌هایی رخ داد که اتقاقا بیش از سایر استان‌ها نیازمند حفظ این کارخانه‌ها بودند تا از وابستگی آن‌ها به مشاغل کشاورزی و دامداری کاسته شود. استان‌هایی که امروز هم در شاخص فلاکت و مهاجر فرستی پرچمدارهستند ازلرستان و هرمزگان گرفته تا کرمان و خوزستان.

این شیوه عملکرد و سابقه، استراتژی و رویکرد علی‌آبادی به چگونگی اداره صنابع و اولویت‌بندی‌اش را نشان می‌دهد. ربط او به رگه‌های نفوذ منفعت‌طلبانه نهادهای امنینتی و نظامی را نیز می‌توان در سابقه حضورش در دانشگاه مالک اشتر و امام حسین دنبال کرد.

ادامه راه پرآسیب مدیریت در آب و انرژی

سودهای کلان در انحصار فعالیت‌های اقتصادی غیررقابتی و با حمایت مستمر دوبتی و در قالب انواع رانت و بهره‌کشی‌های سازمانی نهفته است. غلطیدن از پستی به پست دیگر و از وزارتخانه‌ای به وزارتخانه دیگر هم این انحصار را تضمین می‌کند.

تامین اعتبار پروژه‌هایی که او برای وزارت نیرو تعریف کرده است در بخش انرژی متوجه برنامه‌های خصوصی‌سازی شده است اما در بخش آب با توجه به کاهش یارانه، جز بخشی که مربوط به افزایش قیمت آب‌ بهاست محل تامین اعتبارهای این بخش نامشخص است.

این در حالی‌ است که به نقل از رییس اتاق بازرگانی و براساس گزارش مرکز پژوهش‌های اتاق ایران، فضای کسب و کار بخش خصوصی امروز بسیار ناامن است و قطع مکرر آب و برق مشکلات آن‌ها را دو چندان هم کرده است.

ایران در هیچ حوزه‌ای زیرسازهای نهادی خصوصی‌سازی را ندارد. رشد اقتصادی، اشتغال و افزایش بهره‌وری، توسعه انسانی و تقویت نیروی انسانی با تجربه، هیچکدام محقق نشده است.

پرسش اساسی هم این است که با توجه به محدودیت‌های مالی و تحریم‌ها و گسترش ناامنی چه شرکت‌های توانمندی در حوزه آب و انرژی در ایران سرمایه‌گذاری خواهند کرد؟

با توجه به اتلاف ۶۰ درصدی آب در بخش کشاورزی و ۳۰ درصدی در بخش آشامیدنی، مشخص نیست ضروورت سرمایه‌گذاری برای توسعه زیرساخت‌ها در این حوزه کجا دیده شده است؟

تجربه نشان داده است ساز و کار خصوصی‌سازی در ایران خود بحران‌زاست و به دلیل فرآیندهای ناشفاف واگذاری شرکت‌ها به اشخاص و نهادهای شبه دولتی و حاکمیتی، فساد افزایش یافته و شمار کارگران بیکار یا استثمار شده رشد تصاعدی داشته است.

مشخص نیست دولت و به طور مشخص وزارت نیرو در شرایط بحرانی فعلی، چگونه برای پذیرش افزایش قیمت خدمات و منابع با همان کیفیت و حتی کیفیت بدتر متاثر از فقدان زیرسازهای توسعه، فرهنگ‌سازی یا زمینه‌سازی کرده است؟

مسئله آب با امنیت غذایی و خاک و بی‌عدالتی در توسعه، سلامت شهروندان و آینده سرزمینی ما گره خورده است. روش‌ها و قیمت‌های دستوری و تکلیفی، استراتژی درهای بسته به جهان و توسعه‌نیافتگی و فرسودگی بدنه آب و انرژی ایران دیگر تنها نگران‌کننده نیست بلکه نشانگر حرکت در مسیر از دست دادن همه فرصت‌هاست.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵

عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز در نخستین روز محاصره آمریکا

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

۶۸ سازمان و نهاد حقوق بشری خواستار حمایت جهانی از «سه‌شنبه‌های بدون اعدام» شدند

۶ شهریور ۱۴۰۳، ۱۸:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

۶۸ سازمان و نهاد حقوق بشری ایرانی و بین‌المللی با انتشار بیانیه‌ای، ضمن اعلام همبستگی با «سه‌شنبه‌های بدون اعدام»، خواستار حمایت جامعه بین‌الملل از این جنبش شدند.

در این بیانیه که روز سه‌شنبه ششم شهریور منتشر شد، آمده است: «ما امضاکنندگان این بیانیه، همبستگی و حمایت خود را از جنبش «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در زندان‌های ایران اعلام می‌کنیم. ما خواستار توقف تمامی اعدام‌ها در ایران هستیم و از جامعه‌ی بین‌الملل می‌خواهیم تا جنبشِ رو به رشد «لغو اعدام» در ایران را حمایت کند.»

سازمان حقوق بشر ایران، ائتلاف جهانی علیه مجازات اعدام، ایمپکت ایران، باهم علیه مجازات اعدام، کانون مدافعان حقوق‌ بشر (شیرین عبادی)، سازمان بین‌المللی کاهش آسیب، سازمان جهانی علیه شکنجه، فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر و ﺷﺒﮑﻪ ﺿﺪ ﻣﺠﺎزات اﻋﺪام ﺁﺳﻴﺎ از جمله نهادهای حقوق بشری امضاکننده این بیانیه هستند.

آنان افزودند: «جمهوری اسلامی از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب سیاسی استفاده می‌کند و احکام اعدام در دادگاه‌هایی بدون رعایت حداقل‌های استاندارد دادرسی و روند قضایی صادر می‌شوند.»

کارزار اعتصاب غذای زندانیان سیاسی روزهای نهم و دهم بهمن ۱۴۰۲ و در اعتراض به اعدام وفا آذربار، محمد فرامرزی، پژمان فاتحی و محسن مظلوم شکل گرفت.

این کارزار برای توقف اعدام‌ها، از سوی زندانیان سیاسی محبوس در قزلحصار کرج آغاز شد و سپس زندانیانی از سایر زندان‌ها نیز به آن پیوستند.

زندان قزلحصار کرج در یک سال گذشته بزرگ‌ترین مرکز اجرای حکم اعدام در کشور بوده است.

این اعتصاب غذای هفتگی اکنون سی‌ویکمین هفته‌ خود را می‌گذراند و به ۱۷ زندان دیگر در ایران گسترش یافته است.

شرکت‌کنندگان در این اعتصاب‌ها به رغم سرکوب خشونت‌بار بر خواسته‌ی خود برای لغو اعدام پای می‌فشارند.

نهادهای حقوق بشری در بیانیه خود نوشتند: «در ۲۰ روز نخست ماه اوت به‌طور میانگین هر شش ساعت، یک نفر در زندان‌های ایران اعدام شده است. از سال ۲۰۲۱ میلادی، آمار اعدام‌ها هر سال افزایش یافته؛ تا جایی که در سال ۲۰۲۳ میلادی دست‌کم ۸۳۴ تن به دار آویخته شدند.»

بر اساس گزارش، سازمان حقوق بشر ایران، این سازمان در سال جاری میلادی، تا روز ۲۶ اوت، دست‌کم ۳۹۵ اعدام را ثبت و تأیید کرده است.

بر اساس این گزارش، اعدام‌هایی که برای اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر اجرا می‌شوند، کماکان بیشترین تعداد را دارند و گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده و اقلیت‌های اتنیکی، به‌ویژه کردها و بلوچ‌ها، نسبت به جمعیتشان، درصد بالایی را در میان اعدام‌شدگان تشکیل می‌دهند.

محمود امیری‌مقدم، مدیر این سازمان، گفت: «استقامت و پایداری زندانیان ایرانی که ۳۱ هفته علیه اعدام اعتصاب کرده‌اند، جنبش جهانی علیه مجازات اعدام را تحت تاثیر قرار داده و الهام‌بخش مبارزه آنها بوده است.»

او افزود: «پیام ما به این افراد شجاع این است که صدای شما را شنیدیم و تا لغو این مجازات غیرانسانی کنار شما خواهیم ایستاد».

با افزایش شدید آمار صدور و اجرای احکام اعدام در زندان‌های جمهوری اسلامی در سه ماهه نخست سال جاری، سازمان عفو بین‌الملل اوایل خرداد با انتشار نامه‌ای نسبت به خطر جدی اجرای احکام اعدام دست‌کم ۱۵ زندانی در ارتباط با اعتراضات سراسری در ایران هشدار داد.

پیش از آن سازمان حقوق بشر ایران در گزارشی اعلام کرده بود جمهوری اسلامی در دو هفته نخست اردیبهشت امسال، بدون پرداخت هیچ هزینه سیاسی‌ای، هر پنج ساعت یک نفر را اعدام کرده است.

آمار ارائه شده از سوی نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهند شمار اعدام‌شدگان سال ۱۴۰۲ نسبت به شمار اعدام‌ها در سال ۱۴۰۱، حدود ۸۵ درصد و نسبت به سال ۱۴۰۰، حدود ۱۳۰ درصد افزایش داشته است.

دیوان عالی کشور با طرح ۱۲ ایراد جدی، رای دادگاه نظامی هواپیمای اوکراینی را رد کرد

۶ شهریور ۱۴۰۳، ۱۷:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

محمود علیزاده طباطبایی وکیل پرونده جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی به انصاف نیوز گفت در پی شکایت او علیه رای دادگاه نظامی درباره این پرونده، شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور با طرح «۱۲ ایراد جدی» به پرونده، رای دادگاه را نقض کرده و این پرونده باید مجددا بررسی شود.

به گفته علیزاده بعضی ایرادات دیوان عالی کشور اتهام متهمان را به محاربه می‌رساند.

علیزاده در این مصاحبه تاکید کرد خواسته‌ی دادخواهان، رسیدگی تخصصی، منصفانه و عادلانه به این پرونده بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی و امنیتی است.

او در فروردین ۱۴۰۲ درباره حکم صادر شده برای این پرونده گفته بود: «️دادگاه اتهام نیروهای مسلح را محاربه در نظر گرفته است و عجیب اینجاست که برای حکم محاربه تنها ۱۰ سال حبس صادر شده است. امروز افکار عمومی از خود می‌پرسد این محاربه با سایر احکام محاربه که طی ماه‌های اخیر هم بسیار صادر شده چه فرقی دارد که اینجا ۱۰ سال حبس داده می‌شود و در خصوص برخی دیگر از پرونده رخدادهای اخیر، حکم اعدام صادر می‌شود.»

علیزاده در بخش دیگری از صحبت‌های خود با بیان اینکه یک قطعه بزرگ در آرامستان «بهشت زهرا»ی تهران به خلبانان کشته‌شده در جنگ ایران و عراق اختصاص دارد، گفت: «این‌ها، همه کسانی هستند که خودمان زدیم. چون اگر آن‌ها را در عراق زده بودند، جنازه‌شان در عراق بود. این‌ها همه به دلیل عدم هماهنگی‌هایی که در پدافند در طول جنگ وجود داشت، این‌جا کشته شدند.»

محسن اسدی لاری، پدر محمد حسین و زینب، از کشته‌شدگان این پرواز با اشاره به اینکه پنجاه و چند موضوع درباره‌ این پرونده را در اختیار مقامات عالی کشور قرار داده، ایرادهای دیوان عالی را محتوایی دانست و گفت دادگاه باید به تمام موارد مجددا رسیدگی کند.

زهرا مجد، مادر این دو جان‌باخته پرواز هواپیمای اوکراینی هم با اشاره به اینکه فرزندان‌شان قربانی یک فاجعه‌ای شدند که هنوز ابعاد آن مشخص نشده، گفت بالاخره پرونده‌ آنچه در آن شب رخ داد مشخص خواهد شد.

رای اولیه این دادگاه پس از سه سال در فروردین ۱۴۰۲ صادر شد و متهم ردیف اول به اتهام «مباشرت» در «قتل شبه‌عمد سرنشینان» به سه سال زندان و در ارتباط با اتهام «لغو دستور ابلاغی و با توجه به گستردگی آثار و تبعات این اقدام» به ۱۰ سال حبس تعزیری دیگر محکوم شد.

هواپیمای پرواز پی‌اس ۷۵۲ اوکراین بامداد ۱۸ دی سال ۹۸ به‌فاصله کوتاهی پس از بلند شدن از فرودگاه امام تهران با شلیک دست‌کم‌ دو فروند موشک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرنگونی شد که در جریان تمام ۱۷۶ سرنشین آن جان باختند.

جمهوری اسلامی پس از سه روز تاخیر و پنهان‌کاری پذیرفت که شلیک پدافند هوایی سپاه پاداران عامل سقوط این هواپیما بوده و تلاش کرد دلیل این فاجعه را «خطای انسانی» معرفی کند اما اوکراین، کانادا و سایر کشورهایی که اتباع خود را در این سانحه از دست داده‌اند بر این باورند جمهوری اسلامی در حال لاپوشانی دلایل اصلی این ماجراست.

پوپولیسم به سبک پزشکیان؛ تقویت استبداد تحت نام اصلاحات

۶ شهریور ۱۴۰۳، ۱۶:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

از همان لحظات اولیه انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رییس‌ دولت در جمهوری اسلامی، بحث پوپولیست بودن او در رسانه‌ها مطرح شد.

این بحث در ابتدا نه بر اساس گفتمان یا سیاست‌های اعلامی او، بلکه بیشتر به دلیل پوشش غیررسمی‌اش، به ویژه کاپشنی که بسیاری را به یاد پوشش محمود احمدی‌نژاد می‌انداخت، شکل گرفت. کاپشنی که بسیاری را بر آن داشت تا از احتمال جان گرفتن دوباره پوپولیسم در ایران به واسطه نشست پزشکیان در پاستور بگویند.

پزشکیان اکنون کابینه خود را معرفی کرده و سیاست‌هایش نسبت به روزهای ابتدایی آشکارتر شده‌اند. به همین دلیل، مساله پوپولیسم در ریاست‌جمهوری او دیگر به یک نماد ساده محدود نمی‌شود. ترکیب غیرمنتظره و متنوع اعضای کابینه، به همراه مواضع او در حوزه‌های مختلف، نشان می‌دهد که این فرد معتمد خامنه‌ای آگاهانه در حال محو کردن مرزهای سیاسی است و سیاست‌هایش را بدون ارایه وعده‌های مشخص و در فضایی پر از ابهام دنبال می‌کند.

در این میان، به‌رغم وعده روز نخست، برگزار نکردن کنفرانس خبری برای توضیح و شفاف‌سازی مواضع و سیاست‌ها، این ابهام سیاسی را تشدید کرده و فضای تحلیل و ارزیابی سیاست‌های او را پیچیده‌تر ساخته است.

 کاپشن پزشکیان یادآور احمدی‌نژاد و سیاست پوپولیستی او است
100%
کاپشن پزشکیان یادآور احمدی‌نژاد و سیاست پوپولیستی او است

ابهام؛ ابزاری برای پوپولیسم

ریاست‌جمهوری پزشکیان می‌تواند مسیر تازه‌ای برای پوپولیسم در ایران باز کند؛ پوپولیسمی که بر پایه ابهام در سیاست‌ها و مواضع سیاسی بنا شده است.

او با رویکردهای کلی و نامشخصی مانند ارجاع به برنامه‌های موجود و سیاست‌های کلی نظام یا خواندن بخش‌هایی از نهج‌البلاغه برای توضیح مواضعش، به‌جای شفاف‌سازی، به ابهام دامن می‌زند. این کلی گویی‌ها و فقدان وعده، عملا امکان نقد یا مخالفت موثر را نیز دشوار می‌سازد، چرا که او با از بین بردن معیارهای ارزیابی، از پاسخگویی دقیق اجتناب می‌کند.

این مبهم‌سازی سیاست‌ها و از بین بردن معیارها، یکی از استراتژی‌های پوپولیستی است. استراتژی‌ که در آن از ابهام برای جلب نظر مردم و دوری از پاسخگویی استفاده می‌شود. برخی از پژوهشگران حوزه پوپولیسم معتقدند که ابهام سیاسی در شرایطی که شهروندان به نخبگان اعتماد ندارند، می‌تواند موجب ظهور رهبرانی شود که وعده‌های مشخصی ارائه نمی‌دهند اما با استفاده از نمادها، گفتمان مردم‌پسند و ابهام در گفتار، حمایت مردمی را جذب می‌کنند.

پزشکیان در این مدت بارها تاکید کرده است: «باید از متخصصان برای حل مشکلاتمان استفاده کنیم»، اما هیچ‌گاه روشن نکرده که چه سیاست‌هایی برای به‌کارگیری این متخصصان دارد یا چگونه قرار است از دانش و تخصص آن‌ها بهره ببرد. او حتی روشن نکرد و نمی‌کند منظورش از متخصصان کیست؛ جایی که دست او را برای به‌کارگیری نیروهای نظامی و امنیتی در دولت باز می‌گذارد.

او از یک سو به مشکلات متعدد کشور اشاره می‌کند و از سوی دیگر به لزوم اجرای برنامه‌های بالادستی، اما توضیح نمی‌دهد که تا چه حد همین برنامه‌ها ممکن است بخشی از مشکلات کنونی را ایجاد کرده باشند. این سیاستمدار در جایگاه رییس‌جمهوری با بیان کلی اینکه این برنامه‌ها به درستی اجرایی نشده‌اند، به جای روشن‌سازی بیشتر، راه‌حلی مشخص هم ارائه نمی‌دهد. این ابهام در نهایت به او اجازه می‌دهد که با اقشار مختلف مردم یا گروه‌ها و سازمان‌های مدنی ارتباط برقرار کند و نشست‌هایی نمایشی برگزار کند، بدون آنکه مجبور به ارائه توضیحات دقیق یا پاسخگویی مشخص باشد.

تضعیف مرزبندی‌های سیاسی و اجتماعی

با انتخاب کابینه‌ای تحت عنوان «فرا جناحی» که اکثریت آن نیروهای نزدیک به اصولگرایان و وفادار به رهبر جمهوری اسلامی هستند، پزشکیان مرزهای بین دو جناح حکومتی اصلاح‌طلب و اصولگرا را مبهم‌تر کرده است.

با وجود غیردموکراتیک بودن جمهوری اسلامی، باز هم وجود و فعالیت حداقلی گروه‌ها و جریان‌های سیاسی رقیب و دارای مرزبندی از نیازهای سیاست مدرن و چرخش نخبگان است و نبود آن‌ها مسیر اقتدارگرایی بیشتر از همیشه تسهیل می‌کند.

در حالی که گفتار پزشکیان، چه در مجلس و چه در طول دوره انتخابات، نشان‌دهنده آمادگی‌اش برای اصلاحات به‌ویژه در مسائل اجتماعی و اقتصادی بود، اما انتخاب‌های کابینه او داستان دیگری را روایت می‌کند.

به‌رغم انواع حمایت‌هایی که اصلاح‌طلبان در طول دوره تبلیغات انتخاباتی از پزشکیان انجام دادند، او تنها چند وزیر اصلاح‌طلب معرفی کرد و همین برخی از بدنه حامیان وی را واداشت تا از شرکت در رای‌گیری و حمایت از او ابراز «پشیمانی» کنند. اما نکته اینجاست که این رویکرد سیاسی او با توجه به تعارض دیدگاه‌های افرادی که در کابینه او هستند مسیر احتمالی سیاسی دولت او را نیز نامشخص می‌کند.

در واقع رویکرد پزشکیان در کابینه‌اش این استراتژی ابهام سیاسی را تقویت می‌کند و در پایان روز معلوم نیست او به کدامین رویکرد و جریان سیاسی متعهد است. هرچند پزشکیان نشان داده و تاکید هم کرده که ارادت و تعهدش تنها برای رهبر جمهوری اسلامی است.

همین ابهام را در زمینه سیاست خارجی او نیز می‌توان یافت. پیش از انتخابات پزشکیان از لزوم احیای برجام، گفت‌وگو با جهان و رفع تخاصم حرف می‌زد اما پس از انتخابات او گفتمان «مقاومت»- حمایت از نیروهای نیابتی- را بیشتر برجسته کرده و وزیر خارجه‌اش هم برجام را مرده خوانده و گفته به دنبال رفع تخاصم با آمریکا نیستند.

پزشکیان به صراحت گفته است: «ایران هرگز فلسطین را رها نخواهد کرد» و «ملت ما همچنان در برابر ظلم خواهد ایستاد». این اظهارات ، بدون تاکید بر گفت‌وگو و تعامل با جهان به جز در متنی که او در تهران‌تایمز منتشر کرد، نشان از آن دارد که رییس‌جمهور در مسائل کلیدی سیاست خارجی با جناح اصولگرا و هسته سخت قدرت همسوتر شده و حتی مرز بین اصلاح‌طلبی و اصولگرایی در چارچوب همان نظام اقتدارگرای جمهوری اسلامی هم در گفتمان او مبهم است.

ادبیات مبهم و غیرروشن پزشکیان راه را برای چرخش سیاسی و فرار از پاسخگویی او باز می‌کند
100%
ادبیات مبهم و غیرروشن پزشکیان راه را برای چرخش سیاسی و فرار از پاسخگویی او باز می‌کند

فرار از وعده‌های مشخص

گفتمان پوپولیستی مبهم و بدون وعده‌های مشخص پزشکیان از نارضایتی عمومی تغذیه می‌کند و در عین حال او همیشه از ارائه تعهدات روشن خودداری می‌کند.

پزشکیان به‌طور مکرر از ضرورت «عدالت و انصاف برای همه» سخن می‌گوید، اما هیچ‌گاه توضیح نمی‌دهد که این مفاهیم چگونه به سیاست‌های عملی تبدیل و با چه روشی اندازه‌گیری و قضاوت خواهند شد. این رویکرد به او امکان می‌دهد تا بدون تعهد به اقدامات مشخص، حمایت طیف گسترده‌ای از رای‌دهندگان را جذب کند—تاکتیکی که خود از الگوهای کلاسیک پوپولیسم به شمار می‌رود.

تمرکز پزشکیان بر مقولاتی مانند عدالت و فسادستیزی و خودداری از بیان چگونگی انجام و یا امکان‌پذیری اصلاحات داخلی در راستای تحقق آن‌ها، او را به چهره‌ای تبدیل کرده که بر موج احساسات پوپولیستی سوار شده و آن را تقویت می‌کند. او و حتی وزرای کابینه‌اش این موارد را در حالی مطرح می‌کنند که هیچ اشاره‌ای به موانع موجود یا نهادهایی که سد راه تحقق این اهداف شده‌اند، ندارند.

در جریان بررسی صلاحیت‌های کابینه معرفی‌شده، تقریبا هیچ بحثی در مورد لزوم پیوستن به اف‌ای‌تی‌اف یا مشکلات اقتصادی ناشی از تصویب نشدن این لوایح مطرح نشد. همچنین، هیچ اشاره‌ای به نقش سپاه پاسداران به عنوان نهادی که در تمام امور اجرایی و حوزه‌های مهم کشور از تولید تا فرهنگ مداخله می‌کند، نشد. با این حال، موضوعاتی مانند شفافیت و پاسخگویی بارها مورد تاکید قرار گرفتند. این شرایط نشان می‌دهد که پزشکیان با پذیرش ساختار استبدادی موجود، بدون دادن وعده‌های جدید، صرفا به مدیریت حفظ شرایط موجود بسنده کرده و از طرح چالش‌های جدی طفره می‌رود .

مسیر تشدید استبداد

با توجه به همسویی نزدیک پزشکیان با خامنه‌ای و نهادهای وابسته به او در مسائل کلیدی، به‌ویژه مواضعش در سیاست خارجی و ترکیب کابینه، خطر قابل توجهی وجود دارد که ریاست‌جمهوری پزشکیان نه تنها به تقویت استبداد بینجامد، بلکه راه را برای سرکوب‌های بیشتر نیز هموار کند.

اظهارات او در مجلس از جمله «ما با هماهنگی اینجا آمده‌ایم» و تاکید بر اینکه نهادهای امنیتی افراد کابینه را تایید کرده‌اند، در کنار تاکید مکرر بر اجرای «منویات رهبری»، نشان‌دهنده همسویی او با اهداف اقتدارگرایانه جمهوری اسلامی است. علاوه بر این، تصمیم او برای نگه‌داشتن وزیر اطلاعاتی که سابقه‌ای مناقشه‌برانگیز دارد و انتصاب چهره‌ای نظامی-امنیتی مانند اسکندر مومنی به عنوان وزیر کشور، نشان‌دهنده احتمال هم‌راستایی او با سویه‌های سرکوبگر حکومت است.

این سیاست‌ها نمایانگر شکلی پیچیده از پوپولیسم است که با تکیه بر ابهام و نمادگرایی تلاش می‌کند حمایت عمومی را جلب کند، در حالی که هم‌زمان به تقویت اقتدار نظام سیاسی می‌انجامد. امتناع پزشکیان از ارائه سیاست‌های روشن و شفاف، همراه با ترکیب کابینه‌ای که عملا به دستورات رهبر حکومت تمکین می‌کند، نشان می‌دهد که این نوع پوپولیسم نه به سمت تغییرات رادیکال، بلکه به سوی تثبیت قدرت و کنترل بیشتر گرایش دارد.

این پوپولیسم، با استفاده از استراتژی ابهام و نمادهای سیاسی، به جمهوری اسلامی این امکان را می‌دهد که به نام اصلاحات، به اجرای سیاست‌های استبدادی خود ادامه دهد.

مقام سازمان محیط‌زیست: تا ۲۰ سال آینده، یک‌چهارم دریای خزر خشک می‌شود

۶ شهریور ۱۴۰۳، ۱۶:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

یک مقام سازمان حفاظت محیط‌زیست هشدار داد که احتمالا تا ۲۰ سال آینده، یک‌چهارم تراز آب دریای خزر خشک می‌شود. پیش‌تر برخی مقام‌های دولت جمهوری اسلامی تایید کرده بودند که نرسیدن حقابه از روسیه، بیشترین تاثیر را در کاهش تراز دریای خزر گذاشته است.

امید صدیقی، مدیرکل دفتر بررسی و مقابله با آلودگی‌های دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست روز سه‌شنبه شش شهریور در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا از روند نگران‌کننده خشک شدن دریای خزر خبر داد و گفت اگر تا دو دهه آینده تراز آب کاهش پیدا کند، تقریبا یک‌چهارم آن، یعنی در قسمت شمالی خشک و از دسترس خارج می‌شود.

او گفت در صورت تداوم افزایش دما و کاهش بارندگی، ورودی آب دریای خزر کم می‌شود و سطح رودخانه ولگا کاهش می‌یابد. در نتیجه، روند کاهش تراز آب تا چندین سال آینده ادامه خواهد داشت.

به گفته صدیقی، «پیش‌بینی بسیار بدبینانه‌تر» حاکی از کاهش ۱۸ متری تراز آب دریای خزر تا چند سال آینده است.

روند کاهش تراز آب دریای خزر تقریبا از سال ۱۳۷۴ آغاز شد اما از سال ۱۴۰۰ شدت گرفت.

صدقی افزایش آلودگی را از تبعات عقب رفتن آب دریای خزر دانست و توضیح داد که در جریان این روند، سواحل ایران «به‌شدت دچار عقب‌نشینی شده‌اند» و در این شرایط، ممکن است تاسیسات و بنادر در معرض خطر قرار بگیرند.

حل این مشکل نیز به گفته او «هزینه‌های زیادی دارد» و باید لایروبی انجام بگیرد تا آب به اسکله و بنادر برسد.

100%

او گفت روسیه بیشترین آسیب را از کاهش سطح تراز دریای خزر می‌بیند و بیشتر از سایر کشورهای حاشیه دریا هم در این زمینه نگرانی دارد، چون چندین بندر بزرگ در آن دارد.

صدیقی با این‌حال تلویحا، روسیه را مقصر کاهش تراز این پهنه آبی معرفی کرد: « لازم است حق‌آبه رودخانه‌ها را تامین کنیم. البته رودخانه‌های ایران پنج درصد آب رودخانه دریای خزر را تامین می‌کند اما رودخانه ولگا تامین‌کننده ۸۵ درصد آب آن است. در نتیجه با روسیه باید تعامل و هماهنگی بیشتری داشته باشیم.»

اواخر مرداد امسال الهام علی‌اف، رییس‌جمهوری آذربایجان با ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه دیدار و نگرانی خود را در مورد کوچک شدن «فاجعه بار» دریای خزر با او مطرح کرد.

او گفت که دو طرف برای تجزیه و تحلیل اوضاع به توافق رسیده‌اند.

مقام‌های دولتی جمهوری آذربایجان اخیرا به خبرگزاری رویترز گفته بود کاهش ورود آب رود ولگا به خزر به خاطر استفاده بی‌رویه از آن در مصارف کشاورزی روسیه، باعث افت سطح آب دریا شده است.

مرداد سال گذشته نیز علی منتصر کوهساری، رییس اداره ایمنی و حفاظت دریایی اداره‌کل بنادر و دریانوردی استان گیلان، بر نقش روسیه در شکل‌گیری این بحران تاکید کرده و گفته بود عدم رعایت حقابه و کاهش دِبی رودخانه‌های ورودی بر اثر سدسازی و احداث سازه باعث کاهش تراز خزر شده است.

علاوه بر ایران و روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان هم جزو کشورهای ساحلی دریای خزر به شمار می‌روند.

این پنج کشور در سال ۱۳۸۲ «کنوانسیون تهران» را با هدف حفاظت از محیط‌زیست و اکوسیستم دریای خزر امضا کرده بودند.

متجدد و پیشرو یا از زمینه‌سازان انقلاب؟ رضا قطبی درگذشت

۶ شهریور ۱۴۰۳، ۱۶:۲۷ (‎+۱ گرینویچ)

رضا قطبی، مشهور به «مهندس قطبی» اولین رییس سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران در ۸۶ سالگی درگذشت. چهره‌‌ای جنجالی که سال‌های پس از انقلاب ۵۷ را بیشتر به سکوت گذراند و به بسیاری از پرسش‌ها پاسخ نداد. موافقانش او را چهره‌ای پیشرو و مخالفانش او را از زمینه‌سازان انقلاب می‌دانند.‌

عبدالرضا قطبی متولد سال ۱۳۱۷ در لاهیجان بود و بعد از تحصیلات مقدماتی، برای ادامه تحصیل در دانشگاه به فرانسه رفت. قطبی پس از بازگشت به ایران مدتی در سازمان برنامه و بودجه شاغل بود. گفته شده او در دوران دبیرستان هوادار محمد مصدق بوده است. با وجود این، سندی برای این گفته وجود ندارد، اما حمایت او از نویسندگان و هنرمندان مخالف یا منتقد شاه مشخص است.

بیوگرافی رضا قطبی در مجلسه تلاش، مورخ فروردین ۱۳۴۶
100%
بیوگرافی رضا قطبی در مجلسه تلاش، مورخ فروردین ۱۳۴۶

قطبی پسردایی فرح پهلوی، شهبانوی ایران پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ بود. او در زمان تاسیس رادیو و تلویزیون ملی ایران در سال ۱۳۴۲ و راه اندازی رسمی تلویزیون ملی در سال ۱۳۴۵، رییس این سازمان شد و تا ۲۰ شهریور ۱۳۵۷ که از سمت خود استعفا کرد در این سمت بود.

قطبی که تجربه مدیر عاملی جشن هنر شیراز را هم داشت، در دوره مدیریت خود از نظر تولیدات تلویزیونی موفقیت‌هایی کسب کرد. در دوران ریاست قطبی، مجموعه‌های تلویزیونی موفقی نظیر «سلطان صاحبقران»، «ایتالیا-ایتالیا» و «دایی جان ناپلئون» ساخته و پخش شد. علاوه بر این، شوهای تلویزیونی پرشماری در زمان مدیریت او تولید و پخش شدند.

شهریور ۱۳۵۷، چند ماه مانده به انقلاب ۱۳۵۷، رضا قطبی از ریاست رادیو و تلویزیون ملی استعفا داد
100%
شهریور ۱۳۵۷، چند ماه مانده به انقلاب ۱۳۵۷، رضا قطبی از ریاست رادیو و تلویزیون ملی استعفا داد

با این حال قطبی تنها چهره‌ای رسانه‌ای نبود. او یکی از کسانی بود که در نوشتن سخنرانی معروف محمدرضا شاه پهلوی، در آبان ۱۳۵۷، با جمله مشهور«پیام انقلاب شما را شنیدم» دست داشت. او از سوی منتقدانش به میدان دادن به نیروهای انقلابی در زمان محمدرضا شاه پهلوی متهم است.

علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد و رییس دانشگاه تهران پیش از انقلاب، در صفحه ۳۱۰ از خاطرات خود، با اشاره به روحیات او می‌گوید در برخی جلسات در ماه‌های منتهی به انقلاب بهمن ۱۳۵۷، او و قطبی حضور داشتند. به گفته عالیخانی، قطبی به‌دلیل تحصیل در فرانسه اصطلاحا «سرش بوی قرمه‌ سبزی» می‌داد و حاضر نبود مسایل را آن‌طور که واقعا بود، ببیند.

عبدالرضا قطبی و فرح پهلوی در کودکی
100%
عبدالرضا قطبی و فرح پهلوی در کودکی

قطبی در دهه ۴۰ خورشیدی، بخشی از روشنفکران جریان چپ را وارد رادیو و تلویزیون ملی ایران کرد. چهره‌های شناخته شده مخالف حکومت محمدرضا شاه پهلوی مانند احمد شاملو و خسرو گلسرخی، در دوران ریاست قطبی رسما همکار سازمان تحت مدیریت او بودند.

پرویز ثابتی، از مدیران بلند پایه ساواک، در کتاب «در دامگه حادثه» به دخالت قطبی در انتخاب شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر محمدرضا شاه پهلوی، پرداخته است. به گفته ثابتی، قطبی به دلیل آشنایی خانوادگی که با بختیار داشته، نزد شهبانو فرح پهلوی از نامزدی بختیار برای تصدی پست نخست وزیری حمایت کرده است.

مشابه همین روایت را هوشنگ نهاوندیان رییس دفتر فرح پهلوی هم در کتاب خاطرات خود گنجانده است. با این حال شهبانو فرح پهلوی، در گفتگویی در مرداد ۱۳۹۰ با وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی، اساسا این روایت را رد و تاکید کرده است در زمان انتصاب بختیار به سمت نخست‌وزیری، در ویلای دایی خود (مادر رضا قطبی) اقامت داشته است و خویشاوندی زن دایی او (مادر رضا قطبی) با شاپور بختیار،‌ نقشی در انتخاب دکتر بختیار به‌عنوان نخست‌وزیر نداشته است.

برنامه ریزی برای تاسیس تلویزیون ملی ایران توسط تیمی از کارشناسان فرانسوی انجام شد.
100%
برنامه ریزی برای تاسیس تلویزیون ملی ایران توسط تیمی از کارشناسان فرانسوی انجام شد.

پرویز ثابتی در کتاب خاطرات خود که سال‌ها پس از پیروزی انقلاب ۵۷ منتشر شد، می‌گوید عملکرد قطبی از سوی ساواک، به خصوص در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، مورد انتقاد جدی ساواک قرار داشت.

ثابتی به طور مکرر به این اختلافات اشاره کرده است. از جمله او در خاطراتش به ماجرای بازداشت یکی از معاونان قطبی به نام فریدون مکانیک اشاره می‌کند. به گفته ثابتی پس از بازداشت مکانیک، قطبی در تماسی تلفنی به ثابتی گفته «اگر من یک کاروانسرا هم داشتم، شما باید به من اطلاع می‌دادید» و ثابتی به او پاسخ داده است: «خوشبختانه یا متاسفانه شما کاروانسرادار نیستید، شما پسردایی علیاحضرت شهبانو هستید. اگر این نسبت را نداشتید، خود شما را هم دستگیر می‌کردیم.»

با این همه، قطبی به سکوت خود ادامه داد و هرگز، دست کم به‌طور علنی به این اظهارنظرها و انتقادها پاسخی نداد.

قطبی بعد از وقوع انقلاب ۱۳۵۷، مدتی به‌طور مخفیانه در تهران زندگی کرد اما پس از آن، از ایران گریخت و سال‌های بعد از خروجش از ایران را بیشتر در سکوت گذراند. با اینکه او در اوج دوران توسعه ایران و التهابات سیاسی، در دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی در یکی از بالاترین سمت‌های کشور حضور داشت، مصاحبه یا مجموعه خاطراتی از او تا به حال منتشر نشده است.