• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شلیک رژیم دروغ به چشم بینندگان حقیقت‌؛ صدها معترض با ساچمه فلزی و پلاستیکی نابینا شده‌اند

۱۰ آذر ۱۴۰۱، ۱۶:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

می‌گویند تاریخ تکرار می‌شود اما کمتر کسی توقع دارد این‌چنین سفاکانه تکرار شود.

قرن‌ها از روایت تپه از چشم ساختن آقامحمدخان قاجار در فتح کرمان و میل به چشم کشیدن نادر شاه افشار می‌گذرد و گرچه کورسوی امیدی در دل خوانندگان بوده که آنچه به قلم مورخان رفته تکرار نپذیرد، اما حالا بازگشت دردناک تاریخ را به چشم می‌بینند و در زمانه آن زندگی کنند.

از آغاز خیزش انقلابی مردم در ایران، صدها معترض به دلیل اصابت ساچمه‌های فلزی و پلاستیکی به چشم‌هایشان، بینایی یک یا هر دو چشم را از دست داده‌اند. این افراد گواهند که جمهوری اسلامی، در قرن بیست و یکم، برای چند صباحی بیشتر دوام آوردن و پس از گرفتن جان و مال و حال و هر آنچه هست و نیست از مردم ایران، تا گرفتن چشمان معترضان هم پیش رفت.

بازتاب گزارش‌های شلیک به چشم معترضان بسیار گسترده است. در رسانه‌های اجتماعی، کاربران می‌کوشند آسیب‌دیدگان را به چشم‌پزشکان مرتبط کنند و تصاویری هم از عینک‌های جوشکاری منتشر می‌شود که می‌گویند می‌توان برای حفاظت بر چشم گذاشت.

نیویورک تایمز در گزارشی به همین موضوع پرداخته است:

مرد معترض سوار بر موتورش می‌راند تا به اعتراضات در تهران بپیوندد که یک نیروی سرکوب از فاصله سه‌ متری، لوله تفنگش را بالا می‌گیرد و به چشم او تیر ساچمه‌ای شلیک می‌کند.

تیر به چشم چپ او می‌خورد ....

مرد معترض می‌گوید: «با هم چشم در چشم شدیم و بعد همه‌جا سیاه شد.»

معترض که نام مستعارش سامان است، دستش را بلافاصله روی چشمش می‌گذارد ...، می‌ترسد چشمش از حدقه دربیاید و از دست برود. همان‌طور دست‌ بر چشم می‌راند تا به بیمارستان می‌رسد.

در آن بیمارستان به او می‌گویند که نمی‌توانند درمانش کنند.

در نهایت، بیمارستان دولتی چشم فارابی است که او را پذیرش می‌کند. سامان ۲۴ ساعت بعد از این که به چشمش شلیک شد، جراحی می‌شود.

سامان ۳۰ ساله، از خارج ایران و تلفنی با نیویورک‌ تایمز گفت‌وگو کرده است. نیویورک تایمز نام حقیقی او و محل سکونتش را به‌ خاطر حفظ امنیتش افشا نمی‌کند.

افسری که چشم سامان را هدف قرار داده، او را یکی از معترضان خط مقدم می‌دانسته که هر شب به میدان ولیعصر می‌رود تا با نیروهای سرکوب مقابله کند.

سامان می‌گوید: «من چهره‌اش را می‌شناختم و او هم صورت مرا می‌شناخت.»

تاثیر شلیک، آن هم از فاصله به آن نزدیکی، نابینا شدن یک چشم سامان است. او مدارک پزشکی و تصاویر سی‌تی‌اسکن چشمش را برای نیویورک تایمز می‌فرستد. این مدارک برای بررسی در اختیار دو چشم‌پزشک قرار داده می‌شوند.

بنا بر تایید آنها، چشم سامان «به‌ شکلی جبران‌ناپذیر» آسیب دیده و نابینا شده است.

طبق تخمین پزشکان و مراکز درمانی، سامان تنها یکی از صدها قربانی است که چشمش به‌دست نیروهای سرکوب آسیب جدی دیده است.

در اعتراضات ضدحکومتی که در سراسر ایران با سرکوب گسترده مواجه شده، دست‌کم ۳۰۰ ایرانی نیز جان باخته‌اند و هزاران تن مجروح شده‌اند.

از جمله آثار جبران‌ناپذیر سرکوب حکومت برای در هم شکستن قیام مردم ایران، نابینا کردن چشم کسانی بوده که در اعتراضات شرکت می‌کنند.

در سراسر ایران، شمار زیادی از معترضان با چشمانی که با ساچمه صدمه دیده‌اند، روانه بیمارستان شده‌اند.

با قطع کردن اینترنت به‌دست جمهوری اسلامی، وسعت جراحات وارده به معترضان هم تا حد زیادی پنهان مانده است اما مدارک پزشکی که از معترضان، خانواده آنان، گروه‌های حقوق‌بشری و ... گردآوری شده، نشان می‌دهند در بخش چشم بیمارستان‌ها در ایران، به دلیل مراجعه صدها نفر که چشمشان آسیب جدی دیده، ازدحام شده است.

طبق روایت شاهدان عینی و بیش از ۸۰ صفحه مدارک پزشکی از بیمارستان‌های متعدد و کلینیک‌‌های چشم‌پزشکی، آسیب‌های وارده به چشمان معترضان شامل پارگی شبکیه، صدمه شدید اعصاب چشم و عنبیه سوراخ‌ شده است.

بسیاری از معترضان گزینه‌ای جز مراجعه به بیمارستان‌های دولتی برای درمان نداشته و ندارند؛ بیمارستان‌هایی که نیروهای سرکوب اغلب در آنها جولان می‌دهند.

بنا بر گفته وکیلان و پزشکان، به برخی زخمی‌ها اجازه درمان داده نشده/نمی‌شود و بعضی دیگر هم پس از جراحی دستگیر شده‌اند.

تصاویر و ویدیوهای سی‌تی اسکن که کادر پزشکی و گروه‌های حقوق‌ بشری آنها را همخوان کرده‌اند، تابلویی جگرخراش از چهره‌هایی قرار داده‌ شده در کنار یکدیگر است که تیر آنها را سوراخ‌ سوراخ کرده است.

در یکی از مدارک پزشکی منتشر شده، جزییات درد و رنج معترضی ۲۲ ساله که هر دو کره چشم او دچار پارگی شده، آمده است.

طبق پیام صوتی که به یک گروه حقوق‌ بشری کردی فرستاده شده نیز پدر یک معترض با جراحت جدی چشم، می‌گوید که پول کافی برای پرداخت هزینه شش عمل جراحی به منظور ترمیم شبکیه چشم پسرش را ندارد.

در این پیام صوتی، پدر او می‌گوید که پسر ۱۸ساله‌اش بینایی‌ خود را کاملا از دست داده است.

بسیاری از مدارکی که نیویورک‌ تایمز به آنها دست پیدا کرده، در یک گروه‌ خصوصی واتس‌اپ همخوان شده‌اند. این گروه به خط ویژه چشم‌پزشکان ایرانی برای رایزنی درباره کمک به معترضانی تبدیل شده است که آسیب چشمی دیده‌اند و راهنمایی می‌خواهند.

یک چشم‌پزشک که خواست نامش افشا نشود، در تماسی تلفنی از تهران به نیویورک تایمز می‌گوید: «در بسیاری موارد کاری از دست ما برنمی‌آید.»

او درباره بیماران تحت‌ درمانش هم می‌گوید: «شوکه شده بودند و باور نمی‌کردند دیدشان را و چشمشان این‌طور ناگهانی از دست داده باشند.»

100%

او می‌گوید که سعی می‌کند به بیمارانش امید دهد اما طبق تجربه می‌داند نتیجه جراحی چنین صدمات جدی‌ای اغلب خوب از آب درنمی‌آید.

او می‌گوید که گوشی‌اش پر از پیام‌های صوتی معترضان، اعضای خانواده‌های آنها و پزشکانی است که از او توصیه و راهنمایی می‌خواهند.

در یک پیام صوتی دیگر، معترض جوانی می‌گوید: «دکتر جان! به من گفته‌اند شما جراح چشم‌ هستید ....»

او که پیام را حدود یک ماه پیش وقتی در بیمارستان چشم فارابی بوده فرستاده، در ادامه می‌گوید: «همین الان بهم گفتند که چشم من باید تخلیه شود و می‌خواستم ببینم برای حفظ چشمم کاری از دست شما برمی‌آید یا نه؟ ...»

دکتر چشم می‌گوید که این معترض در نهایت از ایران خارج شده است تا درمانش را در جای دیگری پی بگیرد.

بنا بر تخمین متخصصان چشم در سه بیمارستان بزرگ تهران یعنی «فارابی، رسول‌اکرم و لبافی‌نژاد»، بخش چشم این بیمارستان‌ها دست‌کم ۵۰۰ بیمار را با جراحت شدید چشم پذیرش کرده‌اند و بسیاری در حالی که ساچمه پلاستیکی و فلزی در سرشان بوده، به بیمارستان آمده‌اند.

بنا بر تخمین پزشکان در استان کردستان نیز دست‌کم ۸۰ بیمار با جراحات چشم به مراکز درمانی مراجعه کرده‌اند اما دست پیدا کردن به شمار دقیق معترضانی که برای مداوای چشم به بیمارستان‌های دولتی مراجعه کرده‌اند آسان نیست.

در واکنش به این گزارش‌ها، ۲۳۰ چشم‌پزشک در بیانیه‌ای مشترک خطاب به محمود جباروند، رییس انجمن چشم‌پزشکی ایران، درباره «تبعات جبران‌ناپذیر این‌گونه آسیب‌های شدید چشمی» هشدار دادند.

حسن هاشمی، وزیر بهداشت دولت حسن روحانی و چشم‌پزشک، بر روی گروه واتس‌اپ جراحان چشم ایران گلایه کرده است که چرا چشم‌پزشکان زودتر از این وقایع ناگوار خبر نداده‌اند؟

او از بیمارستان‌ها خواست آمار آسیب‌های شدید به چشم را منتشر کنند تا از «نابینایی شمار بیشتری از هموطنان جلوگیری شود».

به‌ گزارش پزشکان و شاهدان، بیمارستان چشم فارابی، بیمارستان چشم طراز اول، با افزایش موارد مذکور تحت فشار قرار دارد.

اخیرا طی تنها سه هفته، این بیمارستان بیش از ۱۵۰ بیمار با آسیب این‌چنینی پذیرش کرده و سیل مراجعه این موارد، باعث استعفای اعتراضی دست‌کم یک پزشک این بیمارستان شده است.

مادر سامان به نیویورک تایمز می‌گوید که هرگز چنین صحنه‌هایی ندیده بوده و آنچه شاهدش بوده، بسیار ترسناک بوده است.

او که ساکن خارج ایران است، به تهران برگشته تا برای جراحی چشم، کنار پسرش باشد.

مادر سامان در مصاحبه تلفنی با نیویورک تایمز می‌گوید که وقتی به بیمارستان می‌رسد، با صحنه‌های هولناکی روبه‌رو می‌شود: «حدود ۲۰ بیمار در صف جراحی چشم بودند. مردی پس از شلیک ۲۴ ساچمه، بینایی‌اش را تا حدودی از دست داده بود. دختر بچه چهار ساله‌ای در راهرو بیمارستان با چشم پانسمان‌ شده راه می‌رفت و ماموران سرکوب اتاق به اتاق سرک می‌کشیدند و اسم بیمار و شماره تخت یادداشت می‌کردند.»

مادر سامان در ادامه می‌گوید که پرستاران به او گفته‌اند زخمی‌ها دستگیر می‌شوند.

او این صحنه‌ها را عجیب‌ و غریب توصیف می‌کند و می‌گوید که مثلا قرار بوده بیمارستان مامن بیمار باشد.

شهرام کردستی، متخصص سرطان ساکن لندن که با پزشکان در ایران در ارتباط است، به نیویورک تایمز می‌‌گوید به‌ جای حراست بیمارستان، مامورانی آنجایند که «از بیماران جاسوسی و حتی در روند درمان مداخله می‌کنند».

در بعضی موارد نیز نیروهای سرکوب جراحان را از تمام کردن جراحی بازداشته‌اند و یا آنها را مجبور کرده‌اند مراجعان را پیش از مداوای کامل، ترخیص کنند.

بسیاری نیز کادر درمان بیمارستان را برای اطلاعات کشیدن درباره معترضان زخمی تحت فشار قرار داده‌اند.

به گفته یک وکیل ایرانی که پرونده معترضان را می‌پذیرد، هشت موکل او در بیمارستان بازداشت شده‌اند.

سامان هم می‌گوید که وقتی بستری بوده، شنیده که یک افسر درباره خود او پرس‌و‌جو می‌کند: «می‌دانستم که وقت خیلی کمی برای فرار دارم.»

مادر سامان، با کمک یک دوست خانوادگی، سامان را فراری می‌دهد. هنوز لباس بیمارستان تن سامان بوده که مادرش او را با تاکسی به خانه دوستش می‌برد. دو روز بعد، وقتی حال پسرش برای سفر مساعدتر می‌شود، دو بلیط هواپیما می‌خرد تا با هم از کشور خارج شوند.

مادر سامان می‌گوید که می‌ترسیده از استرس سکته کند و بمیرد. او نگران بوده که کادر بیمارستان نام سامان را به ماموران داده باشند یا هنگام خروج، از وضعیت چشم او مشکوک شوند که او در اعتراضات شرکت داشته است.

او می‌گوید تا زمانی که هواپیما اوج گرفته، آرام و قرار نداشته و بعد احساس کرده که سامان بار دیگر به دنیا آمده است و «خدا بار دیگر پسرش را به او بخشیده است».

تصویر جای خالی چشم سامان در آینه اما بارها او را بر جای میخکوب کرده است. سامان می‌گوید که در چنین لحظاتی احساس گم‌گشتگی می‌کند و انگار همه‌ جا بار دیگر در تاریکی فرو می‌رود: «اما باز به یاد می‌آورم هدفم این است که به دنیا نشان دهم جمهوری اسلامی چه بر سرم آورده است و گواه آن، صورت من است که من به آن افتخار می‌کنم.»

سامان عکس‌ها و ویدیوهای جراحاتش را روی اینستاگرام به اشتراک می‌گذارد. او حالا حدود ۲۰ هزار فالوئر دارد و سیل پیام‌های معترضانی که چشمشان مثل خود او آسیب دیده و نیاز به راهنمایی دارند، به دستش می‌رسد.

در میان پیام‌‌ها، پیغامی هم از دوستش به او رسیده که بار دیگر برای اعتراض به خیابان رفته و ساعاتی بعد، عکسی از چشم مجروحش را برای سامان فرستاده است.

سامان در حالی که اشک می‌ریزد، می‌گوید که دوستش می‌خواسته انتقام چشم از دست‌ رفته او را بگیرد اما حالا خود او هم تا حدودی نابینا شده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

پاسداری از عدالت و خون؛ راه جمع‌آوری، طبقه‌بندی و آرشیو اسناد جنایات جمهوری اسلامی چیست؟

۵ آذر ۱۴۰۱، ۱۷:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

جنایات جمهوری اسلامی از زمان بر سر کار آمدنش تا به امروز، یک چاه ویل است. رژیم ایران همواره از کشته پشته ساخته و کوشیده تا رد پایش در جنایات را از بین ببرد و رد خون را از دستانش بشوید و البته که در این مسیر، به هر راه و وسیله‌ای متوسل شده است.

فارین پالیسی در مقاله‌ای به راه‌هایی که فعالان حقوق بشر و شهروندان در ایران می‌توانند با آن مستندات جنایات جمهوری اسلامی را جمع‌آوری، طبقه‌بندی و آرشیو کنند پرداخته است.

نویسندگان مقاله مذکور در نگارش آن از نظرات کارشناسانی همچون عبدالرحمان الحاج، مسوول پروژه آتی «حافظه سوریه» و فاضل عبدالغنی، موسس و مسوول شبکه حقوق بشر سوریه، کمک گرفته‌اند.

این افراد به مهارت ثبت و ضبط مستندات مجهز شده‌‌اند که البته کار آسانی نیست.

آنها نظراتشان را با نگارندگان مطلب مزبور در میان گذاشتند تا راه‌هایی را که افراد در ایران می‌توانند مدرک جمع کنند تا در نبرد برای پاسخگو کردن جنایتکاران در آینده پیروز شوند، به آنها نشان دهند.

از زمان کشته شدن مهسا امینی ۲۲ ساله در بازداشت گشت ارشاد، ایرانی‌ها نه‌ تنها در سراسر ایران بلکه در سراسر جهان به رژیم جمهوری اسلامی اعتراض کرده‌اند.

راه‌ و رویه معمول جمهوری اسلامی مثل همیشه قطع سراسری اینترنت و پاسخ به اعتراضات مسالمت‌آمیز با سلاح مرگ‌بار، بازداشت خودسرانه و نقض حقوق بشر بوده است.

با وجود قطع اینترنت، نقض حقوق بشر به‌ دست جمهوری اسلامی، بر روی برخی رسانه‌های مستقل ایرانی و خارجی و همچنین به وسیله روزنامه‌نگاران، فعالان و شهروندان، بر روی رسانه‌های اجتماعی ثبت شده و می‌شود.

مستندسازی جنایت‌های جمهوری اسلامی از طریق جمع‌آوری و آرشیو، باید اولویت باشد. حفظ اسناد برای پاسخگو کردن جنایتکاران، ثبت سابقه تاریخی وقایع، احترام به خون کشته‌شدگان و حمایت از قیام مردم ایران، ضروری است.

به کار بردن چنین اصولی راهنمای ساز و کار تحقیقی سازمان ملل به‌ ویژه درباره سوریه و همچنین ساز و کارهای بین‌المللی، بی‌طرف و مستقل درباره میانمار شد.

در هر دو مورد، تمرکز بر تشکیل پرونده برای دادگاه‌های احتمالی بود.

مستحق مجازات بودن رژیم ایران هر چقدر هم عریان به نظر برسد، عدالت بدون سند و مدرک به دست نمی‌آید. در نهایت هر فرآیندی که عمال جمهوری اسلامی را پاسخگو کند، باید طبق استانداردهای قانونی بین‌الملل صورت پذیرد. از جمله دستورالعمل‌هایی برای ثبت مستندات به‌شکلی که به‌ عنوان اسناد محکمه‌پسند پذیرفته شوند.

اعتراضات کنونی مردم در ایران اولین مورد از این‌ دست اعتراضات طی دهه گذشته نیست که در آن مدافعان حقوق بشر در جمع‌آوری، ضبط و ثبت مدارک جنبش مقاومت مدنی به مشکل برخورده باشند اما اصول جمع‌آوری جنایات جنگی برای دادخواهی قضایی آتی، از جمله موارد زیر است:

ثبت و ضبط مدارک را به تلاشی «نهادی» تبدیل کنید

جمع‌آوری شواهد و تمامی ملزومات آن، از جمله تلاش برای آرشیو و تحلیل داده، نمی‌تواند فردی یا ‌ذره‌ذره انجام شود بلکه یک نهاد باید مسوول آن باشد.

فارغ از کارآمد و حرفه‌ای بودن افراد ثبت‌کننده شواهد، مستندسازی به یک موسسه نیاز دارد تا از جامعیت فرآیند اطمینان حاصل شود و از تمرکز بر تک‌تک مسایل یا نقطه‌نقطه مناطق جغرافیایی پرهیز شود، چون تنها با پوشش جامع معقول است بافتی که وقایع (جنایات) در آن روی داده‌اند، روشن و مشخص شود.

100%

چنین نهادهایی می‌توانند دانشگاه‌ها، دیدبان‌های حقوق‌ بشری و اتاق‌های فکری باشند که از طریق ورودی‌هایی که به آنها از داخل یا خارج کشور می‌رسند، تغذیه می‌شوند و این نهادها باید این داده‌ها را در جایی امن و وقتی از ایران صحبت می‌کنیم، در خارج از ایران، نگهداری کنند.

دیگر این که جمهوری اسلامی از سرکوب دیجیتال هم طی اعتراضات استفاده کرده و مثلا شماری از وب‌سایت‌ها را مسدود و دسترسی به اینترنت و شبکه‌های خصوصی مجازی و وی‌پی‌ان‌ها را مختل کرده است.

پس با ادامه شرایط و تشدید اعتراضات، بازرسانی که در خارج ایران‌ هستند ممکن است به برخی سایت‌ها و ابزارهای تحقیقی دسترسی بهتری داشته باشند.

مسوولان این مستندات، باید از قواعد سختگیرانه و صحیح آرشیو و مستندسازی، همچون آن چه در «پروتکل برکلی» آمده، پیروی کنند. این پروتکل‌ها، دستورالعمل‌هایی از جمله ملاحظات اخلاقی، ملاحظات امنیتی (شامل ارزیابی تهدید و مدیریت آن) و ملاحظات کاربردی (مانند بهترین رویکردها برای ذخیره مستندات) را شامل می‌شوند.

بازرسان همچنین باید برای جمع‌آوری مستندات دوره دیده باشند تا شواهدی را جمع کنند که در فرآیندهای قانونی محکمه‌پسند باشند و مهارت‌هایی همچون تایید صحت شواهد و سلسله‌مراتب نگهداری از آنها را هم داشته باشند.

البته لزومی ندارد آموزش‌های لازم را به شکل حضوری و رسمی دیده باشند و اگر دوره آنلاین هم گذرانده باشند، خوب است.

جمع‌آوری شواهد آنلاین در دسترس

شواهد آنلاین می‌توانند اشکال متفاوتی داشته باشند: می‌توانند محتوای رسانه‌های اجتماعی، شاهدان عینی حاضر در صحنه مثل عکس، ویدیو، شهادت یا مقالات باشند.

بازرسان باید همه مستندات را جمع کنند و دست‌کم، یک پایگاه داده از وقایع روزانه تاسیس کنند که نشان دهد اعتراضات به چه شکل پیش می‌رود تا در آینده از تحریف این که جنایات در بستر چه وقایعی روی داده است، جلوگیری کنند.

مخزنی از مستندات هم که ممکن است حین مداخله قضایی آتی به کار پرونده‌شان بیاید، باید درست شود.

چنین مدارکی قبلا در کشورهایی مثل لیبی استفاده شده تا مکان‌هایی که در آن دولت اسلامی، داعش، سر می‌برید، شناسایی شود. همچنین در سوریه از این شیوه استفاده شده تا درباره حملات شیمیایی تحقیق شود.

در بریتانیا برای بررسی اقدام به قتل سرگئی اسکریپال و یولیا اسکریپال روسی و در اوکراین برای جمع کردن اطلاعات درباره سرنگونی هواپیمای مسافربری پرواز ام‌اچ‌۱۷ هواپیمایی مالزی، این روش مورد استفاده قرار گرفته است.

این مدارک می‌توانند دستی بر روی وب‌سایت‌های رسانه‌های اجتماعی طبقه‌بندی شوند و از ابزارهای تخصصی‌تر، از جمله خدمات ماهواره‌ای مثل «گوگل ارث پرو» و «فلایت‌رِیدار۲۴» که برای ردیابی نقل و انتقالات استفاده می‌شوند هم بهره گرفته شود.

100%

بخشی از فرآیند ثبت و ضبط مستندات هم می‌تواند اتوماتیک و از طریق وب‌سایت‌های رسانه‌های اجتماعی باشد و ابزاری خاص، اجرا شود.

فن‌آوری‌هایی پولی مانند «اپیفای»، «اسکریپینگ‌بی» و «فانتوم‌بوستر» که امروزه برای شخم زدن و پیدا کردن محتوایی خاص استفاده می‌شوند، به کاربران اجازه می‌دهند تا محتوا را بر حسب کلمات کلیدی در عنوان یا محتوا پیدا کنند. مثلا با ارائه فهرستی از شهرهای ایران یا ابرداده، مثلا کشوری که در آن اطلاعات بارگذاری شده است، آنچه به دنبال آنند استخراج کنند.

فورا ذخیره کنید و دیرتر تحلیل کنید

با این که تمامی شواهد و مدارک باید جمع‌آوری و ذخیره شود، معمولا در اول کار مشخص نیست آیا مدرکی ارزش ذخیره کردن دارد یا نه. برای مثال، یکی از تکه‌های گمشده و کلیدی پازل حل معمای سقوط ام‌اچ‌۱۷ هواپیمایی مالزی در سال ۲۰۱۴ از یک دوربین نصب‌ شده روی داشبورد یک ماشین به دست آمد که نشان داد در حمله به هواپیما از یک پرتاب‌گر موشک استفاده شده است. این ویدیو در سال ۲۰۱۶ روی یوتیوب بارگذاری شد و تنها ویدیویی بود که در حساب کاربری آن فرد بر روی یوتیوب بود. یک هفته پس از بارگذاری، دو کاربر توییتر این ویدیو را پیدا کردند و سریعا «بِلینگ‌کَت» برای ارزیابی و سنجش آن ویدیو استفاده شد.

100%

در دنیای مجازی، روزانه هزاران عکس و ویدیو درباره وقایعی که هر روزه در ایران اتفاق می‌افتد می‌چرخند و مرتب کردن و سازمان دادن آنها زمان‌بر است و به منابع قابل‌ توجهی نیاز دارد.

دیگر این که تشخیص زمان و مکان ویدیو با فن‌آوری‌های هوش مصنوعی روز به روز در حال پیشرفت است. پس آنچه امروز از نظر تحلیلی ممکن نیست، ممکن است به‌ زودی ممکن شود.

با در نظر گرفتن چنین عواملی، بهترین راه این است که این تصاویر و ویدیوهایی که در نگاه اول آنچنان به‌ درد بخور نمی‌رسند، ذخیره شوند تا بعدتر دسته‌بندی و تحلیل شوند.

مستندات آنلاین را به‌ محض مشاهده، آرشیو کنید

مستندات آنلاین باید سریعا آرشیو شوند چون سایت‌هایی که بر روی آنها قرار داده شده‌اند، ممکن است از کار بیفتند. حساب فعالان رسانه‌های اجتماعی هم ممکن است تعلیق یا پاک شوند و محتواهایی هم به دست دیگران یا هوش مصنوعی، به‌ عنوان محتوای خشونت‌آمیز گزارش و پاک شود.

چنین توصیه‌ای به‌ ویژه در پی خرید و از نو سازمان دادن توییتر از سوی ایلان ماسک فوریت بیشتری دارد چون این شرکت هم‌اکنون در معرض ورشکستگی یا تعطیلی است.

ماسک اشاره کرده که نهایتا یک مدیر‌عامل جدید برای توییتر پیدا خواهد کرد اما مشخص نیست در صورت ورشکست شدن توییتر، چه بر سر محتوای قرار داده‌ شده بر روی آن می‌آید.

100%

دیگر این که محتوای خشونت‌آمیز احتمالا بیشتر به کار دادخواهی قضایی می‌آید اما امکان پاک شدن آن هم بیشتر است. پاک کردن چنین محتواهایی اغلب پله‌پله است اما ممکن است ناگهانی هم باشد. به‌ عنوان مثال، صدها هزار ویدیو با فیلمبرداری آماتور که برخی از آنها خشونت فاحش در سوریه را نشان می‌دادند، در سال ۲۰۱۷ از یوتیوب ناپدید شدند و پیش از آن هم هشداری درباره پاک‌شدنشان داده نشده بود.

دلیل پاک شدن ویدیوها، تخطی از سیاست یوتیوب درباره تصاویر خشونت‌آمیز بود.

البته راه‌هایی برای بالا بردن احتمال جلوگیری از پاک شدن محتوا وجود دارد. مثلا می‌توان برای حساب فعالان درخواست تایید کرد. همچنین تلاش‌هایی از سمت قانونگذاران در آمریکا و سازمان‌های اجتماعی‌-مدنی شکل گرفته تا رسانه‌های اجتماعی را مقید کند هر محتوای مرتبط با شواهد نقض حقوق بشر را بر روی پلتفرم‌هایشان آرشیو کنند.

با این حال، بهترین راه همچنان این است که مستندات آنلاین به‌ محض دیده شدن، ذخیره شوند.

مستندات باید از طریق یک سرویس کلاود مطمئن با استفاده از وی‌پی‌ان، برای دور زدن محدودیت‌ها، ذخیره شوند. برای مثال، «مایکروسافت وان» درایو یک ترابایت جای ذخیره دارد و همچنین اجازه می‌دهد افراد، فارغ از محلی که در آنند، ویدیوهایشان را در یک جا بارگذاری کنند.

وقتی شواهد بارگذاری شد، ابرداده هم باید به‌شیوه استاندارد آرشیو شود. سپس تمامی مستندات باید روی یک سرور آفلاین ذخیره شوند تا از هر گونه از دست رفتن یا وارد شدن آسیب احتمالی به محتوا بر روی کلاود، جلوگیری شود.

وقتی مستندات آرشیو شد، ویدیوها می‌توانند از طریق خدمات پولی مانند «ویمیو»، همچنان پخش شوند.

گاهی یک عکس یا ویدیو می‌تواند تکه‌های پازل را تکمیل کند. پس هر تکه پازل اهمیت خودش را دارد. این نکته‌ای است که بارها و بارها به آن اشاره شده چرا که وقتی تکه‌های پازل در کنار هم قرار بگیرند، پاسخگو کردن جنایتکاران آسان‌تر می‌شود. از مدارک استفاده‌ شده در دادگاه‌های نورنبرگ تا پایه‌گذاری کمیسیون برای تحقیقات درباره جنایات در اوکراین، از این دست بوده و هستند. مورد ایران هم فرقی ندارد.

یک راه سرراست و مشخص برای حمایت از فرآیندهای پاسخگو کردن برای نقض حقوق بشر و جنایات جمهوری اسلامی این است که اعضای سازمان ملل متحد حمایتشان از سازمان‌های اجتماعی‌-مدنی را اعلام کنند.

در حال حاضر راه‌های محدودی برای پاسخگو کردن مقام‌های جمهوری اسلامی وجود دارد؛ به‌ ویژه این که ایران عضو دادگاه کیفری بین‌المللی هم نیست. آنچنان هم محتمل نیست که شورای امنیت سازمان ملل تصمیم بگیرد با توجه به اتحاد جمهوری اسلامی با دو کشور صاحب حق وتو یعنی چین و روسیه، پرونده ایران به آن مجموعه ارجاع یابد.

100%

با این حال در مورد جنایتکاران در سوریه، همچنان گزینه‌هایی وجود دارد. دادرسی جهانی، اصلی است که با آن برخی دولت‌ها می‌توانند جنایات جنگی، جنایات علیه بشریت و نسل‌کشی را پیگیری کنند حتی اگر این جنایات در کشور دیگری رخ داده باشد و اگرچه چنین راهی ایده‌آل نیست، همین راه بود که اجازه داد اولین دادگاه یک مقام عالی‌رتبه سوری در ژانویه ۲۰۲۲ در آلمان برگزار شود و او را محکوم کنند.

در این دادگاه، ساز و کارهای بین‌المللی، بی‌طرف و مستقل، حمایت از دادرسی برای سوریه را تایید کردند.

شش ماه پس از آن نیز حمید نوری، یک مقام پیشین جمهوری اسلامی، برای کشتار زندانیان سیاسی در ایران در دهه ۶۰ که در آن پنج هزار زندانی کشته شدند، محکوم شد.

عدالت بدون ارائه مستندات به دست نمی‌آید. پس شواهد و مدارک جمع کنید و از عدالت پاسداری کنید.

پروپاگاندای یهودستیزانه جمهوری اسلامی در بریتانیا؛ پای «سلام فرمانده» به شمال لندن رسید

۴ آذر ۱۴۰۱، ۱۲:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

به‌ گزارش وب‌سایت «جوییش کرونیکل»، ویدیویی در مدرسه‌ای (مدرسه جمهوری اسلامی ایران) در شمال لندن ضبط شده است که در آن ده‌ها کودک سرودی (سلام فرمانده) می‌خوانند که محتوای آن به ظهور امام دوازدهم شیعیان و تلویحا به کشتار یهودیان اشاره دارد.

از این مدرسه تا کنیسه «لندن نو» واقع در «سنت جانز وود»، پیاده تنها ۱۵ دقیقه راه است.

در این ویدیو که چندین ماه پیش در حیاط مدرسه «جمهوری اسلامی ایران» نزدیک ایستگاه کویینز پارک لندن فیلمبرداری شده، کودکان سرودی درباره «نبرد ۳۱۳ یار امام دوازدهم شیعیان با کفار» می‌خوانند که طبق باورهای جمهوری اسلامی، در آن جنگ، اسرائیل نابود و یهودیان کشته می‌شوند.

همچنین برخی صحنه‌های این ویدیو در نزدیکی مرکز اسلامی انگلستان (مرکز اسلامی لندن) ضبط شده که این مرکز نیز متعلق به جمهوری اسلامی و با مدرسه «جمهوری اسلامی ایران» نیز مرتبط است.

جوییش کرونیکل پیش‌ از این نیز دریافته بود کمیسیون خیریه انگلستان (نهاد نظارتی بر خیریه‌ها در انگلستان و ولز) در حال حاضر مرکز اسلامی انگلستان را تحت بررسی جزایی قرار داده است.

ربط آهنگ «سلام فرمانده» به یهودستیزی چیست؟

آهنگی که کودکان در ویدیو می‌خوانند، سلام فرمانده نام دارد که مورد ستایش علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نیز قرار گرفته است. بنا بر گزارش یک رسانه نزدیک به جمهوری اسلامی، خامنه‌ای ادعا دارد که «محبوبیت این آهنگ نشانه وفاداری مردم به نظام است».

اما ضبط چنین ویدیویی در محله «سنت جانز وود» که در آن محدوده، چندین کنیسه و مرکز یهودی قرار دارد، باعث نگرانی جدی مقام‌های امنیتی شده است.

در نسخه سلام فرمانده ضبط‌ شده در لندن، صفی از پسران، با بلوز سفید و شلوار سیاه اتوکشیده و ردیفی دختر، در دامن و شلوار آبی و سیاه و پیراهن و روسری سفید، سلام نظامی می‌دهند و در سرود، به سرسپردگی‌شان به «فرمانده»، «آیت‌الله علی خامنه‌ای» اشاره و با او بیعت می‌کنند.

100%

سرود این کودکان به نبرد نهایی مهدی، امام دوازدهم شیعیان، اشاره دارد. مهدی، طبق روایات شیعه، آخرین بار ۱۲۰۰ سال پیش رویت شده است.

بنا بر عقاید شیعیان، مهدی موعود ظهور می‌کند تا نیروهای مسلمان را در نبردی آخرالزمانی، همراه کند. او ۳۱۳ یار دارد که کودکان داخل ویدیو که سرود می‌خوانند، می‌خواهند در شمار آن یاران باشند.

مهدویت، فرقه‌ای با محوریت مهدی در منصه ظهور

کسری اعرابی، مسوول برنامه ایران «موسسه تونی بلر»، به جوییش کرونیکل می‌گوید همین تفکر «مهدویت»، سرچشمه سیاست‌های کنونی جمهوری اسلامی و تلاش این رژیم برای افراط‌گراسازی مسلمانان شیعه است.

اعرابی می‌گوید: «مهدویت سر تا پا یهودستیز است چرا که باور دارد برای آن که مهدی بتواند ظهور کند، اسرائیل باید نابود شود و تمام یهودیان جهان کشته شوند.»

اعرابی در ادامه می‌گوید که حامیان مهدویت بر این باورند که ظهور مهدی از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، استفاده از نیروهای شبه‌نظامی آن و به‌کارگیری سلاح‌های پیشرفته مانند موشک‌های بالستیک، شدنی است.

او هشدار می‌دهد که اگر دست جمهوری اسلامی به بمب اتم و سلاح هسته‌ای برسد، خود این مکتب مهدویت نظامی «بزرگ‌ترین تهدید برای جماعت یهودیان جهان و بقای اسرائیل است».

اما میر‌عباس حسین، سخنگوی مرکز اسلامی انگلستان، این موضوع را که متن ترانه سلام فرمانده ضبط‌شده در لندن محتوایی یهودستیزانه داشته باشد، تکذیب می‌کند.

او به جوییش کرونیکل می‌گوید قبول دارد که رهبران سپاه پاسداران گفته‌اند اسرائیل باید پیش از بازگشت مهدی نابود شود اما: «در کتب دینی هیچ‌ چیزی درباره نابودی اسرائیل وجود ندارد.»

به گفته او، آهنگی که در لندن ضبط شده نیز «هیچ نقشه سیاسی‌ای را پیش نمی‌برد و تاکید آن بر دین است».

بنا بر تصریح مرکز اسلامی انگلستان، یکی از متولیان این «خیریه»، نماینده شخصی علی خامنه‌ای در بریتانیا است.

بنا بر بخشی از گزارش خبرگزاری ایران پرس که حامی جمهوری اسلامی است، «سلام فرمانده، به نسل جدید، اهداف انقلاب اسلامی را می‌آموزد و آنان را تشویق می‌کند که پاسدارانی برای حفاظت از آنها باشند که این خود گامی در جهت رواج انقلاب در میان نسل‌های آینده است.»

بخشی از نسخه فارسی این ترانه اما به سرسپردگی کودکان به قاسم سلیمانی و ادامه دادن راه او اشاره دارد که این قسمت در نسخه‌ای که در لندن ضبط شده، نیامده است.

کمیسیون خیریه انگلستان به مرکز اسلامی انگلستان هشدار داده که ستایش از قاسم سلیمانی ممکن است موجب تخطی از قوانین بریتانیا شود.

مدرسه جمهوری اسلامی متعلق به رژیم ایران است و پیش از این، محمد شمالی، رییس پیشین مرکز اسلامی انگلستان در این مدرسه سخنرانی کرده است.

گزارش‌ها حاکی از آن است که شمالی، نماینده خامنه‌ای است.

در دوران شیوع کوویدـ۱۹، به مدرسه جمهوری اسلامی ایران، حدود ۱۳۹ هزار پوند کمک‌هزینه از مالیات مردم پرداخت شده و در همان حال، نهاد ناظر بر مدارس انگلستان، از استانداردهای نگهداری و آموزشی این مدرسه به‌ تندی انتقاد کرده است.

در آخرین بازرسی از این مدرسه در ماه مارس ۲۰۲۲، رتبه آن «نامناسب» ارزیابی شد و گفته شد که این مدرسه در حوزه‌های «حفاظت»، مدام ناموفق عمل کرده است.

مدیران مدرسه هم در اثبات داشتن دانش و مهارت‌های لازم برای مطابقت با استانداردهای مورد نیاز، ناموفق بوده‌اند.

کمیسیون خیریه انگلستان در حال حاضر درباره اقدام آخر مرکز اسلامی انگلستان در توهین به معترضان در ایران تحقیق می‌کند.

سید موسوی، رییس فعلی این مرکز و نماینده خامنه‌ای، در سخنرانی ماه اکتبر خود معترضان در ایران را «سربازان شیطان» نامید.

100%

پیش از این مورد، این مرکز در سال ۲۰۲۰، دو هزار نفر را برای شرکت در عزاداری قاسم سلیمانی دعوت کرده بود وسلیمانی را «شهید بزرگ» خوانده بود که به‌دست «شقی‌ترین آحاد بشر بر روی زمین» شهید شده است.

این برنامه به‌ دعوت سید موسوی بود.

نتیجه تحقیق مذکور کمیسیون خیریه انگلستان «اخطار رسمی» و «طرح اقدام» برای این مرکز بود. در آن مراسم، سخنرایان افراط‌گرا حضور داشتند و بیانیه سید موسوی درباره سلیمانی هم تحت قانون تروریسم بریتانیا، احتمالا به حد جرم رسیده بود.

بنا بر بیانیه کمیسیون خیریه انگلستان که این هفته منتشر شده، «متولیان (خیریه) از پیروی کامل از اخطار رسمی و طرح اقدام باز مانده‌اند» و شماری از نگرانی‌های مرتبط با آیین‌نامه هم همچنان برجاست.

مرکز اسلامی انگلستان، خانه یهودی‌ستیزی و اشاعه تروریسم

تحقیقات جوییش کرونیکل همچنین افشا کرد:

۱- مرکز اسلامی انگلستان طی سال‌ها میزبان سخنرانانی بوده که سیل نفرت‌پراکنی علیه یهودیان به راه انداخته‌اند. طی هفته‌های گذشته، یک آخوند در این‌ دست سخنرانی‌ها یهودیان را مسوول کشتن مسلمانان برمه معرفی کرد و گفت صهیونیسم «به همه بشریت آسیب می‌رساند».

۲- مرکز اسلامی انگلستان یکی از مراکز بسیار در سراسر بریتانیا و اروپاست که جمهوری اسلامی آن را می‌گرداند. پلیس و نیروهای امنیتی بریتانیا ارتباطاتی بین این مرکز و یک قطب حامی جمهوری اسلامی در آلمان که سابقه تروریسم دارد، پیدا کرده‌اند.

۳- مرکز اسلامی انگلستان و مرکز اسلامی منچستر، در گذشته میزبان سیاستمداران برجسته حزب کارگر از جمله جرمی کوربین بوده‌اند. کوربین، یک سال پیش از آن که رییس حزب کارگر شود، به این مراکز رفته بود و سال ۲۰۱۴، در مرکز اسلامی انگلستان سخنرانی با عنوان «پرونده ایران» انجام داده بود.

100%

نمایندگان ارشد مجلس بریتانیا، از هر دو حزب محافظه‌کار و کارگر، باور دارند که نظارت بر مرکز اسلامی انگلستان باید با حداکثر سخت‌گیری باشد.

لیام فاکس، وزیر دفاع بریتانیا، پیش‌ از این گفته بود بریتانیا در برابر هواداران افراط‌گرای رژیم ایران در انگلستان، زیادی بردباری به خرج می‌دهد.

فاکس تاکید کرده بود هواداران زهر رژیم دینی خودشان را در خاک این کشور می‌پراکنند و انگلستان باید دست پروپاگاندای آنها را از بریتانیا و اروپا کوتاه کند.

جان اسپلر، از اعضای حزب کارگر بریتانیا، درباره عملکرد سازمان اسلامی انگلستان بر این باور است: «دولت بریتانیا باید دست آخر چنین تهدیدهایی را جدی بگیرد و به اتهامات این مرکز رسیدگی و اقدام متناسب کند.»

یک مقام مرکز اسلامی انگلستان به جوییش کرونیکل می‌گوید که در متون دینی شیعی، باورمندان امام دوازدهم (مهدی)، مریدان و همراهان اویند و آماده‌سازی آنها برای رسیدن به چنین رتبه‌ معنوی‌ای، بسیار پسندیده است.

این مرکز در ادامه می‌گوید: «این پیشرفت معنوی از سنین کم در همه ادیان رواج داده می‌شود .... در همه ادیان ابراهیمی به منجی باور دارند که با اشخاص مقدس دیگر مانند عیسی مسیح، می‌آیند. در باور شیعی، ۳۱۳ نفر، از جمله عیسی مسیح، به کمک منجی می‌آیند.»

جوییش کرونیکل با مدرسه جمهوری اسلامی ایران در انگلستان و جرمی کوربین، رییس پیشین حزب کارگر بریتانیا نیز برای اظهار نظر درباره گزارش مذکور تماس گرفته است.

آرزوهای بزرگ خفته در خاک؛ دست‌کم ۶۰ بچه به‌دست عوامل جمهوری اسلامی کشته شده‌اند

۳ آذر ۱۴۰۱، ۱۸:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

گاردین درباره کودکان کشته‌شده در ایران در جریان خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی به‌دست نیروهای سرکوب، مقاله‌ای منتشر کرده است که در ادامه می‌توانید ترجمه‌ای از آن را بخوانید.

تا زمان انتشار این گزارش، شمار کودکان کشته‌شده دست‌کم ۵۸ نفر اعلام شده بود که از تاریخ انتشار این گزارش، روایت‌هایی مبنی بر مرگ چندین کودک دیگر در ایران نیز منتشر شده و جان باختن هستی نارویی، کودک هفت ساله بلوچ نیز به تایید رسیده است.

به گزارش گاردین، بر اساس آمار «مجموعه‌ فعالان حقوق‌ بشر در ایران»، از زمان آغاز اعتراضات اخیر، ۴۶ پسر و ۱۲ دختر زیر ۱۸ سال کشته شده‌اند.

در فهرست کودکانی که اخیرا کشته‌شده‌اند، نام کیان پیرفلک، کودک ۹ ساله هم به چشم می‌خورد. کیان در ایذه کشته شد.

مادر کیان در مراسم خاکسپاری کودکش گفت که نیروهای سرکوب، ماشین آنها را به رگبار بسته‌اند.

جمهوری اسلامی اما ادعا می‌کند تروریست‌ها جان کیان را گرفته‌اند.

نشانه‌ای از فروکش کردن اعتراضات به چشم نمی‌خورد و آمار مرگ کودکان کشته‌شده به‌دست نیروهای سرکوب در ایران نیز همچنان بالا می‌رود.

خانواده‌های برخی کودکان کشته‌شده در مصاحبه با آبزرور گاردین، از جزییات کشته شدن کودکانشان به‌دست نیروهای سرکوب گفته‌اند.

100%

کومار درافتاده، بزرگمرد کوچک

حسن درافتاده، پدر کومار ۱۶ ساله، می‌گوید که کومار همیشه به خانواده‌اش می‌گفته می‌خواهد «مرد بزرگی» شود اما او را روز هشتم آبان‌ ماه، در خیابان‌های پیرانشهر کشتند.

پدر کومار می‌گوید که از نزدیک به او تیراندازی کرده‌اند: «کومار فقط در خیابان ایستاده بود. حتی یک کلمه حرفی نزده بود.»

او می‌گوید که نمی‌داند وجدان قاتلان چطور اجازه داده خون پسرش را بریزند.

حسن درافتاده می‌گوید: «پیرانشهر شهر کوچکی است و شب مرگ کومار، از اعتراضات خبری نبود اما باز هم پسر من را شهید کردند. او فقط یک پسربچه بود.»

ویدیویی از سوگواری پدر کومار درافتاده بر سر مزار پسرش، بر روی رسانه‌های اجتماعی منتشر شده است.

او می‌گوید: «من پریشانم. نفس مادر کومار هم به نفس او بسته بود. رژیم ایران انکار می‌کند که او را کشته و می‌گوید خارجی‌ها او را کشته‌اند. اما ماموری که پسر مرا کشت چطور فرزند خودش را در آغوش می‌کشد؟ شب‌ها چطور سر به بالین می‌گذارد؟»

100%

محمد اقبال، گل سرخی تاراج دست خزان

یک ماه پیش از مرگ کومار، در روز جمعه‌ای که گروه‌های حقوق‌بشری آن را به‌ دلیل جان باختن ۹۳ نفر، «جمعه خونین» نامیدند، محمد اقبال، نوجوان ۱۷ ساله نیز کشته شد.

محمد در راه رفتن به نماز جمعه زاهدان بود که تک‌تیرانداز به پشت او شلیک کرد.

بنا بر آمار سازمان عفو بین‌الملل، ۱۰ کودک در جمعه خونین زاهدان به خاک و خون کشیده شدند.

محمد اقبال از ۹ سالگی سر کار رفته بود و سر ساختمان، کارگری می‌کرد تا کمک‌خرجی برای خانواده پرجمعیتش باشد.

آرزوی محمد این بود که آن‌قدری پول جمع کند تا با آن یک گوشی هوشمند بخرد و بتواند یک حساب اینستاگرام برای خودش داشته باشد.

یکی از اقوام او به گاردین می‌گوید که این آخرین درخواست محمد پیش از جان سپردن، از یک غریبه بود: «لطفا گوشی‌ام را از جیبم در بیاور و به پدرم زنگ بزن. به او بگو به من شلیک شده.»

وقتی خانواده محمد به بیمارستان می‌رسند تا او را پیدا کنند، با وضعیت یک «منطقه جنگی» مواجه می‌شوند: «جسد جان‌باختگان روی زمین بود و شیون و فریاد مادران فضا را پر کرده بود.»

خانواده او می‌گوید پس از مرگ محمد، در رسانه‌های دولتی، او را تروریست معرفی کردند: «گفتند محمد تجزیه‌طلب بوده. او فقط یک بچه بود و اصلا نمی‌دانست تجزیه‌طلب یعنی چه. حال پدرش حتی خراب‌تر از حال مادرش است. محمد شب‌ها کنار پدرش می‌خوابید.»

به‌گزارش سازمان حقوق‌بشری هه‌نگاو، تاکنون دست‌کم ۱۲ کودک در استان کردستان کشته شده‌اند که سه نفر از آنها در بازداشت نیروهای سرکوب جانشان را از دست دادند.

دست‌کم ۲۰۰ نوجوان کرد دستگیر شده‌اند و به ۳۰۰ نفر هم شلیک شده است.

100%

ابوالفضل آدینه‌زاده، مبارزه در خیابان برای حقوق زنان

یک هفته پس از مرگ محمد اقبال، ابوالفضل آدینه‌زاده ۱۷ ساله در زادگاهش مشهد به خیابان رفت. رفتنی که بی‌بازگشت بود.

یکی از خویشاوندان او به گاردین می‌گوید: «به ابوالفضل ۵۰ تیر ساچمه‌ای شلیک کرده بودند. کادر پزشکی فقط توانست ۲۷ ساچمه را دربیاورد. برای بی‌تابی مادر و خواهرانش نگرانیم. هرگز نخواهند توانست مرگ او را بپذیرند.»

خانواده ابوالفضل می‌گویند که دلیل شرکت او در اعتراضات، عشق او به سه خواهرش بود.

یکی از اقوام او به آبزرور گاردین می‌گوید: «ابوالفضل بچه مبادی‌آدابی بود و از آنجا که با سه خواهرش بزرگ شده بود، از چالش‌های پیش‌ روی زنان در ایران به خوبی آگاه بود. او یک فمینیست واقعی بود که حقوق برابر برای مردان و زنان می‌خواست.»

او در ادامه می‌گوید: «وقتی خواهرانش خبر را شنیدند (که به او شلیک شده) دوان‌دوان و در حالی که اسمش را فریاد می‌زدند روانه خیابان شدند. نمی‌شود خانواده‌اش را تسکین داد. او محبوب همه ما بود.»

100%

از زمان کشته شدن مهسا امینی ۲۲ ساله و آغاز اعتراضات، نیروهای سرکوب جان چندین دختر نوجوان از جمله اسرا پناهی، نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیل‌زاده و ... را هم گرفته‌اند.

کودکان و نوجوانان در خط مقدم اعتراضات در ایران بوده‌اند و حمله نیروهای سرکوب به آنان همچنان ادامه دارد.

گزارش ویژه سی‌ان‌ان از آنچه در زندان‌های ایران می‌گذرد: شکنجه سیستماتیک و تجاوز به معترضان

۲ آذر ۱۴۰۱، ۱۱:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)

خبرگزاری سی‌ان‌ان در پرونده‌ و گزارشی ویژه، به تجاوز و آزار جنسی معترضان بازداشت‌شده در جریان خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی پرداخته است. این گزارش را که در وب‌سایت سی‌ان‌ان منتشر شده، در زیر بخوانید.

جمعیتی کوچک، از مرز معمولا شلوغ، واقع در کوه‌های شمال عراق (پایانه مرزی تمرچین) می‌گذرند. یک زن ایرانی می‌گوید «آنجا یک زندان بزرگ است» و به دروازه غول‌پیکری که نشانه مرز ایران است اشاره می‌کند؛ ایران، کشوری که ماه‌هاست درگیر اعتراضات است.

تصویر چهره روح‌الله خمینی، بنیانگذار رژیم مذهبی ایران بر سر در دروازه، با پشت‌زمینه تپه‌های لغزان و چراغ‌های خیابان، تصویر مهیب و خوفناکی پدید آورده.

مکالمات آهسته مسافران، سکوت وهم‌آور را می‌شکند.

وحشت از بازداشت‌های بی‌حساب‌وکتاب، بسیاری را از این که به این‌ سوی مرز ایران سفر کنند، منصرف کرده است. برخی از آنهایی که از مرز رده شده‌اند می‌گویند که شرایط بغرنج‌تر شده؛ معترضان با شلیک گلوله کشته می‌شوند، حکومت نظامی در روستاهای مرزی برقرار است و شبانه هم به خانه‌ها حمله می‌شود.

پچ‌پچ‌کنان از معترضان زن حرف می‌زنند و می‌گویند بعضی‌شان دربازداشتگاه‌های ناجوری زندانی بوده‌اند و اتفاقات ترسناکی برایشان افتاده است.

جمهوری اسلامی در و دروازه ایران را به روی خبرنگاران خارجی «بی‌مجوز» بسته، اینترنت را قطع کرده و صدای معترضان را با دستگیری‌های گسترده خفه می‌کند. با تشدید سرکوب، سلطه وحشت بر ایران سایه افکنده است.

حنا، زن کُرد ایرانی که سی‌ان‌ان نام او را برای حفظ امنیتش تغییر داده، به این خبرگزاری می‌گوید که او، هم شاهد و هم قربانی تجاوز جنسی به افراد دربند بوده است.

به‌ گفته حنا، «به دخترانی تجاوز شده بود و بعد هم به (زندان‌های) شهرهای دیگر منتقل شده بودند و آنها (دختران) می‌ترسیدند که از این موضوع حرف بزنند.»

زنان نقشی محوری در قیام ایران بازی کرده‌اند. شعار «زن، زندگی، آزادی» و اصل کردی آن «ژن، ژیان، ئازادی» در اعتراضات علیه جمهوری اسلامی طنین‌افکن شده است. شعاری در ادای احترام به مهسا امینی ۲۲ ساله، که مرگش جرقه اعتراضات شد؛ ژینا (مهسا) امینی را گشت ارشاد بی‌رحمانه کتک زد و کشت.

از ابتدای اعتراضات، حقوق زنان در محوریت بحث آخوندهای حکومتی بوده است. برخی روحانیون و سیاستمداران خواستار تسهیل قوانین اجتماعی شده‌اند اما برخی دیگر دوچندان تاخته‌اند و زنان معترض را «هرزه» و آلت دست دولت‌های غربی خوانده‌اند.

از جمله نظرات اظهار شده در کارزار به‌راه‌افتاده علیه زنان معترض، حرف‌های زینب سلیمانی، دختر قاسم سلیمانی است که گفته زنان معترض می‌خواهند «لخت شوند».

از زمان آغاز اعتراضات، ویدیوهایی بر روی رسانه‌های اجتماعی منتشر شده‌اند که نشان می‌دهند نیروهای سرکوب در ایران، در خیابان هم زنان معترض را دستمالی می‌کنند و مورد آزار جنسی قرار می‌دهند.

در پی انتشار این ویدیوها، گزارش‌های خشونت جنسی علیه معترضان در زندان‌ها هم کم‌کم شروع شد.

این بود که با وجود محدودیت شدید رسانه در ایران، تیمی از سی‌ان‌ان راهی مرز ایران و عراق شد تا با شاهدان عینی و نجات‌یافتگان تجاوز و آزار جنسی که ایران را ترک کرده بودند مصاحبه کند.

صحت روایت‌های این افراد، از طریق نجات‌یافتگان و منابع دیگر، در داخل و خارج ایران، بررسی شده است.

سی‌ان‌ان بسیاری از گزارش‌ها درباره خشونت جنسی علیه معترضان را تایید و از بسیاری روایات دیگر هم آگاه شده است؛ دست‌کم یکی از این موارد تجاوز (تجاوز به آرمیتا عباسی) باعث آسیب شدید شده و مورد دیگر، تجاوز به پسری زیر سن قانونی است.

بر اساس منابعی که سی‌ان‌ان با آنها گفت‌وگو کرده، در برخی موارد، فیلم آزار جنسی برای باج‌خواهی از معترضان و وادار کردنشان به سکوت، ضبط شده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی هنوز به درخواست سی‌ان‌ان برای اظهارنظر در این باره پاسخی نداده‌اند.

آرمیتا عباسی، دختر شاد و رنگارنگ

آرمیتا عباسی، ۲۰ ساله، صاحب تمام مشخصه‌های نسل زِد، با مدل مویی متفاوت به رنگ بلوند پلاتینه، ابروی آژین‌کاری‌شده و لنز رنگی و گربه‌هایش که از سر‌ و کولش بالا می‌رفتند، از اتاق نشیمن خانه، ویدیو برای تیک‌تاک درست می‌کرد.

100%

خیزش علیه جمهوری اسلامی اما زندگی او را عوض کرد و به نظر می‌رسد نیروهای سرکوب درایران، او را مورد بدترین نوع خشونت قرار داده باشند.

پس از آغاز اعتراضات، حساب آرمیتا روی رسانه‌های اجتماعی با انتقادات تند از رژیم ایران پر شد. معلوم نیست که او در اعتراضات هم شرکت داشته یا نه اما می‌دانیم بر خلاف اغلب معترضان در ایران، او از حساب ناشناس برای انتشار مواضع ضدحکومتی‌اش استفاده نمی‌کرد.

آرمیتا در کرج زندگی می‌کرد و و حدود یک ماه پس از آغاز اعتراضات در همان شهر دستگیر شد. حکومت در بیانیه‌ای اعلام کرد که او «لیدر اغتشاشات» بوده و پلیس در خانه او «۱۰ کوکتل مولوتوف» پیدا کرده است.

چنین بیانیه‌ای در یک نگاه، خبری بد بود چون به نظر می‌رسید قوه قضاییه جمهوری اسلامی مجازات سختی برای آرمیتای ۲۰ ساله در نظر بگیرد اما برای حکومت، به کار تکذیب سلسله‌روایت‌هایی درباره آرمیتا هم می‌آمد. روایت‌هایی که بر روی اینستاگرام منتشر شده و در رسانه‌های اجتماعی سر و صدای زیادی به پا کرده و آرمیتا را هم در کنار مهسا امینی و نیکا شاکرمی، به نماد جنبش اعتراضی تبدیل کرده بود.

این روایت‌ها، روایت‌های درزکرده از چت خصوصی کادر درمان بیمارستان «امام علی» کرج روی پیام‌رسان اینستاگرام بود؛ محتوای گفت‌وگوها حاکی از آن بود که نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی آرمیتا را شکنجه کرده و او را مورد آزار جنسی قرار داده‌اند.

طبق این گفت‌وگوها، نیروهای لباس شخصی روز ۱۷ اکتبر ( ۲۵ مهر ماه) آرمیتا را به بیمارستان «امام علی» کرج می‌برند.

موی آرمیتا تراشیده شده بوده و مثل بید می‌لرزیده. در چت درز کرده، کادر درمانی که به او رسیدگی کرده‌اند، از وحشتی که با دیدن نشانه‌های تجاوز وحشیانه به آرمیتا بر آنها مستولی شده، حرف زده‌اند.

یک فرد مشغول‌ به‌ کار در بیمارستان «امام علی»، صحت این مکالمات افشا شده برای سی‌ان‌ان را تایید کرده اما خواسته است برای حفظ امنیت، نامش افشا نشود.

طبق آن گفت‌وگوها، یکی از اعضای کادر درمان نوشته: «وقتی (مامورها) آرمیتا را آوردند گفتند که در اثر تجاوز مکرر، دچار خونریزی مقعدی شده ... نیروهای لباس شخصی اصرار کردند که دکتر بنویسد تجاوز پیش از دستگیری او اتفاق افتاده است.»

در آن گفت‌وگو نوشته شده: «پس از آنکه برای همه معلوم شد واقعیت چه بوده، تمام داستان را عوض کردند.»

بنا بر تایید سی‌ان‌ان، چهار یا پنج نفر از کادر درمان این پیام‌ها را در رسانه‌های اجتماعی پخش کردند و طبق آنچه رد و بدل شده، همه‌شان باور داشتند که به آرمیتا در بازداشت تجاوز شده است.

یکی از اعضای کادر درمان نوشته بود: «خلاصه که گند زدند!»

او گفته بود که «گند (زدند) و نمی‌دانند چه‌جوری جمعش کنند.»

تکه‌های دیگری از این گفت‌وگو: «مریض خودمان بود. رفتیم بالای سرش. موهایش را تراشیده بودند، سرش بسته بود.از ترس به خودش می‌لرزید ...» و «حالش آن‌قدر بد بود که فکر کردیم سرطان دارد.»

طبق بیانیه جمهوری اسلامی، آرمیتا برای درمان «مشکلات گوارشی» به بیمارستان برده شده اما کادر درمان بیمارستان گفته‌اند چنین ادعایی با علایمی که آرمیتا نشان می‌داده، همخوانی ندارد.

یک پزشک زنان و یک روان‌پزشک هم آرمیتا را دیده‌اند که این هم طبق گفته‌های کادر درمان، با روایت حکومت تطابق ندارد.

سی‌ان‌ان روایت‌های درز کرده درباره جراحات واردشده به آرمیتا را به یک دکتر ایرانی در خارج کشور نشان داده و او گفته است که علایم آرمیتا، نشانه تجاوز جنسی وحشیانه بوده است.

به‌ گفته یک عضو کادر درمان، پلیس نمی‌گذاشته کارکنان بیمارستان با آرمیتا حرف بزنند و روایت مسوول بیمارستان از وضعیت پزشکی آرمیتا هم مدام تغییر می‌کرده.

وقتی سی‌ان‌ان به بیمارستان «امام علی» زنگ می‌زند، یکی از کارکنان آن می‌گوید که پرونده‌ پزشکی برای فردی به نام آرمیتا عباسی وجود ندارد. این در حالی است که خود حکومت بردن آرمیتا به آن بیمارستان را تایید کرده است.

بر اساس همان روایت‌های درز کرده، نیروهای سرکوب، آرمیتا را پیش از آن که خانواده‌اش برای ملاقات با او سر برسند، از در پشتی بیمارستان خارج کردند.

یکی از اعضای کادر درمان نوشته: «قلب منی که دیدمش و نتوانستم فراری‌اش بدهم دارد دیوانه‌ام می‌کند.»

بنا بر اعلام حکومت، آرمیتا فعلا در زندان مخوف فردیس در کرج زندانی است. سی‌ان‌ان موفق به تماس با اعضای خانواده او نشده است.

روسری‌سوزان حنا

بسیاری از کردها در این‌سو و آن‌سوی مرز ایران و عراق، خانواده و اقوام دارند و معمولا با سهولتی نسبی در هر دو سوی مرز جابه‌جا می‌شوند.

اما حنا، دختر کرد ایرانی، بیست‌وچند ساله، سفر مخاطره‌آمیز در گذرگاه‌های کوهستانی برای آمدن به کردستان عراق را به جان خریده تا از مسیر قانونی به این سوی مرز ایران نیاید. حنا پس از آزار جنسی در بازداشت پلیس، از ایران گریخته و حالا در خانه یکی از اقوامش در کردستان عراق است.

پیش از آن که حنا دستگیر شود، به او گفته شده که با زنان در بازداشتگاه‌ها بسیار بد برخورد می‌شود. حنا به سی‌ان‌ان می‌گوید که همسایه‌شان در تماس تلفنی با مادرش به او گفته بود که نگذارد دخترانش «تحت هیچ شرایطی» از خانه خارج شوند. همسایه یک مقام عالی‌رتبه در زندان مهاباد، واقع در شمال غرب ایران است.

حنا اما عزمش را جزم کرده بوده. او به اعتراضات پیوسته و مانند بسیاری زنان معترض، چرخیده و رقصیده و روسری‌اش را در هوا تکان داده و بعد آن را به آتش کشیده؛ حرکتی که به آیینی در اعتراضات سراسری ایران تبدیل شده است.

وقتی او دستگیر شده، پلیس گفته که آنها در تصویر دوربین‌های شهری دیده‌اند که حنا روسری‌اش را آتش زده است.

حنا برای ۲۴ ساعت در بازداشتگاه پلیس شهر ارومیه زندانی بوده. بازداشتگاهی که به‌ گفته او، در آن ۳۰ تا ۴۰ نفر زن و بقیه پسر بوده‌اند.

او می‌گوید: «بچه‌های ۱۳-۱۴ ساله بازداشت‌شده در اعتراضات هم بودند که به‌شدت کتک می‌خوردند. دخترها را بیشتر هم می‌زنند و به آنها تجاوز جنسی می‌کنند.»

حنا نقشه بازداشتگاهی که پلیس در آنجا معترضان را مورد آزار قرار می‌داده برای سی‌ان‌ان کشیده است.

طبق نقشه، یک سالن اصلی بوده که اتاق‌های خصوصی بازجویی کنار آن بوده‌اند.

100%

به گفته حنا افسران، زنان زیبایی که باب میلشان بوده‌اند را انتخاب می‌کرده‌اند و به اتاقی کوچک‌تر و خصوصی می‌برده‌اند و آنها را هدف تجاوز و آزار جنسی قرار می‌داده‌اند.

سی‌ان‌ان توانسته با توصیفات حنا، تایید شاهدان عینی و استفاده از نشانی برای تعیین موقعیت جغرافیایی، آن بازداشتگاه را پیدا کند؛ بازداشتگاه حنا در محله اسلام‌آباد ارومیه بوده است.

هزارتوی بازداشتگاه و زندان

شهادت شاهدان عینی از یک سیر پیروی می‌کند: بازداشتگا‌ه‌های مختلف و مارپیچ که در آنها، اول از همه از بازداشتی‌ها بازجویی می‌شود.

و این اماکن چرخشی هر از چند گاهی هم تغییر مکان می‌دهند و بازداشتی‌ها از زندان و بازداشتگاهی به زندان و بازداشتگاه دیگر جابه‌جا می‌شوند. و خانواده بازداشتی‌ها سرگردان که عزیزانشان را کجا برده‌اند؟

بنا بر گزارش گروه‌های حقوق‌بشری، تاکنون صدها نفر در این شبکه درهم‌تنیده زندان‌ و بازداشتگاه‌، گم شده‌اند.

برخلاف بسیاری از دیگر معترضان، حنا از ایران گریخته است. حنا و خانواده عمو/دایی او، روزها گروهی را دنبال کردند و از کوه‌های مرزی گذشتند.

اما تنها شمار اندکی از معترضان راهی چنین سفر مخاطره‌آمیزی شده‌اند؛ مرز از سمت ایران به‌ شدت نظامی‌ شده و نیروهای سرکوب، مدام به آنانی که از آن رد می‌شوند، شلیک می‌کند.

حنا حالا با اقوامش در کردستان عراق زندگی می‌کند. موی شبق‌فام او تا پایین کمرش ریخته و روسری سفیدی دور گردن بسته که کبودی آن را پنهان می‌کند. کبودی‌ای که وقتی یک مامور خواسته او را وحشیانه ببوسد، روی گردنش ایجاد شده است.

100%

بیرون سلول بازجویی کوچک، جایی بوده که مامور پلیس او را آزار داده و با وعده آزاد کردنش، حرف را به خواسته جنسی کشانده و درخواست جنسی مطرح کرده است. همان وقت بوده که صدای دعوا و درگیری آمده و پلیس ناچار شده برود تا به آن رسیدگی کند.

وقتی بازجوی حنا برگشته، دوباره مشغول وعده‌وعیدهای جنسی شده اما چند دقیقه بعد، پدر حنا از راه رسیده و برایش وثیقه گذاشته.

حنا می‌گوید این‌طور شده که توانسته از بدترین چیزی که ممکن بوده بر سرش بیاید جان سالم به در ببرد.

حنا می‌گوید زن‌ها را تهدید می‌کنند که «نگو چه کسی آزارت داد، چه کسی فحشت داد و چه کسی به تو تجاوز کرد ...»

حنا تعریف می‌کند که دختری در یک اتاق بازجویی دیگر گیر انداخته شده. برادر نوجوانش می‌خواسته که او هم داخل اتاق برود تا مطمئن شود برای خواهرش «اتفاقی نمی‌افتد». حنا می‌گوید که پلیس پسرک را با باتوم کتک می‌زند و در حالی که پسر زخمی و خاکی روی زمین می‌افتد، خواهرش هم در اتاق بازجویی فریاد می‌کشد.

حنا فکر می‌کند که زن را آزار جنسی می‌داده‌اند.

همبندیان حنا هم به او گفته‌اند که به آنها نیز در بازداشتگاه پلیس تجاوز شده.

اما همه زن‌های بازداشتگاه اسلام‌آباد مثل حنا جان به در نبرده‌اند. برای برخی تعیین وثیقه نشده و آنها در بازداشتگاه مانده‌اند و بنا بر گزارش‌های منابع و گروه‌های حقوق‌ بشری، در شبکه هزارتوی زندان به زندان، که گاه بازداشتگاه‌های پنهانی در پایگاه‌های نظامی هستند، گم شده‌اند.

گروه‌های حقوق‌بشری کردی می‌گویند صدها نفر به همین شکل در منطقه کردستان ایران ناپدید شده‌اند. این گروه‌ها اسناد بازداشتگاه‌های پنهان و پایگاه‌های نظامی را ثبت کرده‌اند.

بیشتر گزارش‌های خشونت جنسی که سی‌ان‌ان آنها را بررسی کرده است در غرب ایران و در مناطقی با اکثریت کرد اتفاق افتاده است. طی این بازجویی‌ها، سی‌ان‌ان با منابعی در کانون‌های اعتراضی در سراسر ایران، از جمله گروه‌های حقوق‌بشری و فعالان مرتبط با مناطقی با اکثریت کرد، فعالانی که دائما با بازداشتی‌های زن در زندان‌هایی مثل اوین در تماس بوده‌اند و شبکه فعالان بلوچ که در تماس با اکثریت بلوچ در جنوب شرق کشور است، گفت‌وگو کرده است.

در کنار بازداشت گسترده معترضان، خاموشی رسانه هم در ایران بدتر شده و حالا رسوایی تجاوز به قربانیان خشونت جنسی تنها برگ جدیدی به دفتر پنهان آنچه در ایران در حال وقوع است، افزوده است.

به‌رغم دشواری بررسی ادعاهای مرتبط با تجاوز و خطراتی که با گزارش آنها متوجه قربانی می‌شود، سی‌ان‌ان از ۱۱ مورد خشونت جنسی در زندان‌های ایران خبردار شده و توانسته تقریبا نیمی از این موارد را تایید کند؛ تقریبا تمامی موارد تایید شده در مناطق کردنشین روی داده است.

روایت پسرک ۱۷ ساله از تجاوز

در یک مورد، سی‌ان‌ان شهادت صوتی یک پسر ۱۷ ساله را دریافت کرده که پس از دستگیری در اعترضات، به او و دوستانش تجاوز شده و با شوک الکتریکی هم شکنجه شده‌اند.

شهادت‌هایی که به دست سی‌ان‌ان رسیده حاکی از آن است که تجاوز جنسی به این پسر نوجوان، یک تک‌مورد نبوده است.

در این فایل صوتی پسر می‌گوید: «چهار تا مرد را آوردند که کتک خورده بودند. در سلول دیگر بلندبلند جیغ می‌زدند و بعد تمام مردهایی که شکنجه شده بودند به اتاق انتظار که من آنجا بودم، فرستاده شدند.»

100%

او در ادامه می‌گوید: «من دلیل فریادها را از یکی‌شان پرسیدم. او گفت دارند به مردها تجاوز می‌کنند. یکی از نگهبان‌ها گفت‌وگویمان درباره آزار جنسی را شنید و من را هم شکنجه کرد. به من هم تجاوز کردند.»

از زمان آغاز اعتراضات اخیر در ایران، گروه‌های حقوق‌بشری دیدبان حقوق‌بشر و سازمان عفو بین‌الملل موارد بسیاری از آزار جنسی در زندان‌ها را ثبت کرده‌اند.

ربین رحمانی، رییس شبکه حقوق‌بشر کردستان، به سی‌ان‌ان می‌گوید که دو زن بازداشتی که او با آنها صحبت کرده، تهدید شده‌اند که به خواهرهای نوجوانشان تجاوز می‌شود تا آنها را مجبور به اعترافات اجباری تلویزیونی کنند.

در یکی از این موارد، نیروهای سرکوب خواهر نوجوان یکی از زنان را آورده‌اند و از او پرسیده‌اند که آیا «آماده است» که به خواهرش تجاوز کنند یا نه؟

طبق روایت زن برای رحمانی، او تسلیم شده و اعتراف کرده است.

سی‌ان‌ان در تهیه گزارش مذکور به منابع و نجات‌یافتگان داخل ایران که آزادی و زندگیشان را برای گزارش خشونت جنسی به خطر می‌اندازند، تکیه کرده است.

در مورد تجاوز وحشیانه به آرمیتا عباسی، اگر کادر درمان بیمارستان گفت‌وگوهایشان را به رسانه‌های خبری و اجتماعی درز نمی‌دادند، تجاوز به او برملا نمی‌شد.

یکی از آنها نوشته بود: «قصد انتشار ترس و وحشت ندارم ولی حقیقت و جنایتی است که دارد اتفاق می‌افتد و نمی‌شود ساکت ماند.»

خیزش انقلابی ایرانیان و مسیر پر پیچ‌ و خم آن

۲ آذر ۱۴۰۱، ۰۰:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

تحلیل زیر درباره خیزش انقلابی شهروندان در ایران علیه جمهوری اسلامی، در «ریسپانسیبل استیت‌کرافت» منتشر شده است:

وسعت اعتراضات در ایران هر لحظه بیشتر و شعارها آتشین‌تر می‌شود. تحلیلگران در داخل و خارج ایران از خود می‌پرسند آیا ایران به سمت انقلاب حرکت می‌کند؟
مخالفت گروه بزرگی از مردم ایران با حکومتشان انکارناپذیر است و این پرسش که نارضایتی عمیق کنونی چه‌ وقت به تغییر سیاسی منتهی می‌شود، سوالی به‌جاست.

در پاسخ به چنین پرسشی، نگاهی اجمالی به تفاوت خیزش فعلی رو به انقلاب و انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) خالی از فایده نیست.

انقلاب سال ۵۷ دو مشخصه اساسی داشت:

یکی این که مردم خواهان آن بودند و دوم این که برای آن سازماندهی می‌کردند.

از مساجد، به‌شکل پنهانی، برای دیدار، برنامه‌ریزی، پول جمع کردن و بسیج مردمی استفاده می‌شد.

در سیر انقلاب اسلامی، رهبری، به‌ویژه در مقاطع انتهایی مبارزه، اهمیت پیدا کرد و از حمایت مردمی برخوردار بود.

با مقایسه انقلاب اسلامی و انقلاب فعلی، کار برای انقلابیون امروز بسیار دشوارتر به نظر می‌رسد؛ مردان پیر سیاست جمهوری اسلامی و دست‌اندرکاران انقلاب ۵۷ هم درسشان را خوب از برند.

شاه هرگز باور نداشت که روحانیون بتوانند برای او چالشی ایجاد کنند و اگرچه ساواک فهرستی از رهبران میدانی به شاه داد، اما او، به‌دلایلی همچون رابطه خاص پادشاه با مردمش یا هر دلیل دیگر، به دنبال دستگیری آنان نرفت. این در حالی است که جمهوری اسلامی از دستگیری مخالفانش دست نمی‌کشد.

100%

انقلابیون ۵۷ که دور و بر علی خامنه‌ای را گرفته‌اند، تلاش زیادی به خرج می‌دهند تا کوچک‌ترین نشانه از مخالفت سیاسی را در نطفه خفه کنند و با اندک‌مشاهده مبنی بر احتمال رهبری یک فرد، او را دستگیر، بازجویی و برای مدت زیادی در حبس نگه ‌دارند و بعد، با این هشدار که یک کلمه حرف سیاسی نزند وگرنه بهای بسیار سنگینی می‌پردازد، رها یا آنها را به حصر خانگی دائم محکوم کنند.

مواردی از این دست، مبارزه با چنین حکومتی را دشوار می‌کند.

اما آیا این به آن معناست که قیام ناممکن است؟ البته که نه. زمانه تغییر کرده، شرایط عوض شده و وقتی مردم برای آزادی شخصی و ملی‌شان دست به مبارزه می‌برند، آن‌قدری شجاع و جسور هستند که مسیری متفاوت بیابند.

قطعا همین حالا هم در کنار اعتراضات و دور از چشم سپاه پاسداران، دیدارهایی پنهانی شکل می‌گیرد. در غرب و دیگر نقاط جهان، نمی‌توان از چنین وقایعی خبردار شد و احتمالا جهان هنگامی که این تلاش‌های پنهانی علیه حکومت ثمر دهد، از آنها خبردار می‌شود.

کمک ایالات متحده به انقلابیون می‌تواند از راه ساخت خانه‌ای مجازی (کمک به بهبود وضعیت اینترنت در ایران) برای آنها باشد.

اما جهان باید درباره انقلاب ایران صبوری به خرج دهد چون ممکن است این خیزش مدت‌ها به طول بینجامد.

آمریکا باید در این مدت فضایی برای تنفس معترضان ایرانی فراهم آورد تا خود، جنبششان را، در آن سخت‌ترین شرایط ممکن، پیش ببرند.