• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

تحلیل فارین پالیسی: خیزش مردم ایران همین حالا هم پیروز شده است

۵ مهر ۱۴۰۱، ۱۶:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

این بار خیزش مردم در ایران از پا نمی‌ایستد و جهان همچنان نظاره‌گر تحولات آن است. گوشه‌ای از تحلیل فارین پالیسی را درباره خیزش سراسری این روزهای مردم ایران بخوانید:

ایران در بحبوحه یک سلسله‌ اعتراضات سراسری خودجوش قرار گرفته که جرقه آن کشته شدن مهسا امینی به‌ دست پلیس گشت ارشاد بود. گرچه این کشور پیش از این هم موج اعتراضات این‌چنینی را دیده و تجربه کرده است، تکرار آن در این نوبت احتمالا در واقعیت تغییراتی ایجاد خواهد کرد.

گواه ناخوشایند این که نپوشاندن چند تار موی یک زن، می‌تواند حق امنیت، زندگی و آزادی او را این‌چنین سلب کند، وجدان ایران را تکان داده است و شعار «زن، زندگی، آزادی» از زمان مرگ مهسا امینی در ایران طنین افکنده است.

ایران پیش‌ از این هم درگیر مناقشات عمومی بر سر مساله حجاب اجباری بوده است اما تظاهرات اخیر از این باب، تغییر جهتی چشمگیر دارد: این نخستین بار پس از انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ (بهمن ۱۳۵۷) است که طیف وسیعی از احزاب و سازمان‌های اجتماعی-مدنی علنا خواستار حذف قوانین مربوط به حجاب اجباری و توقف اعمال قوانین این‌چنینی از سوی «گشت ارشاد» شده‌اند.

این بار طیف وسیعی از چهره‌های سیاسی و مذهبی برجسته، چهره‌های سرشناس و ورزشکاران نیز به مساله حجاب واکنش نشان داده‌اند.

این اعتراضات همچنین اولین جنبش اعتراضی طبقه متوسط جامعه در ایران، از زمان جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ (خرداد ۱۳۸۸) است اما بین این دو تفاوت‌های مهمی وجود دارد:

تفاوت اول در شمار معترضان است. نشانه‌ای از این که اعتراضات کنونی تعدادی که در سال ۲۰۰۹ (خرداد ۸۸) به جمع معترضان پیوسته بودند را به خیابان کشانده باشد، وجود ندارد. علاوه بر آن، معترضان سال ۲۰۰۹ (خرداد ۸۸) از سنین مختلف بودند در حالی که سردمداران اعتراضات اخیر بیشتر جوانند و به‌ گفته یک جامعه‌شناس، همانانی هستند که وقتی کودک یا نوجوان بودند، از جنبش سبز چیزی به گوششان خورده است.

این جوانان «بی‌باک، صریح، شجاع و خشمگین» هستند، می‌گویند که «سلطنت‌طلب» نیستند و خواهان آزادی و دموکراسی‌اند.

100%

وجه بارز دیگر اعتراضات کنونی در ایران، حضور زنان بسیار جوان در خط مقدم است.

در بسیاری از اعتراضات جاری، حضور زنان پررنگ‌تر از مردان است و به نظر می‌رسد از برداشتن حجاب، حتی در حضور نیروهای امنیتی، بیمی به خود راه نمی‌دهند.

مرگ مهسا اما یک تک‌مورد نیست بلکه «نوک کوه یخ» بی‌عدالتی، تحقیر، بی‌حرمتی و سرکوب مداومی است که زنان ایرانی بی‌شماری به‌ دست گشت ارشاد احساس می‌کنند.

حکومت بر بدن زنان در ایران، ریشه در قدرت سیاسی دارد. در سال‌های نخستین پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ (بهمن ۵۷) بود که دین و نمادهای دینی همچون حجاب، به‌ عنوان سلاحی در خدمت پاک‌سازی جناح‌های انقلابی از عرصه سیاست به خدمت گرفته شد.

مرگ مهسا امینی نشان داد تا زمانی که طبقه حاکم بر جامعه ایران، بر اعمال حجاب اجباری، یادگار انقلابی متحجر، اصرار بورزند، رابطه دولت با شهروندانش به سراشیبی خواهد غلتید. پس تا زمانی که رژیم ایران چند تار مو را دستمایه مشروعی برای ربودن یک زن و تمامی خانواده‌اش از احساس امنیت قرار دهد، مشروعیت عمومی رژیم همواره در خطر خواهد بود و ثبات سیاسی حکومت ایران هم همیشه در پرتگاه بحران امنیتی قرار خواهد گرفت که دستپخت خود حکومت است.

به همین دلیل، طبقه حاکم بر ایران، نه برای مردم ایران بلکه برای خودشان، امتیازاتی در مساله حجاب خواهند داد. اعتراضات کنونی، فارغ از این که به لغو کامل حجاب اجباری و پاسبانی دادن برای پوشش زنان بینجامد یا نه، ماندگار خواهد بود و همین حالا هم دستاورد آن چیزی است که تا همین چندی پیش، حتی تصور آن به ذهن خطور نمی‌کرد.

اکثریت ایرانیان بی‌حجابی را جرم که هیچ، اهانت هم نمی‌دانند.

از این لحظه، بهای مجازات زنان برای حکومت ایران گزاف‌تر خواهد بود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۳

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

یادداشت بلومبرگ: راه‌هایی که آمریکا می‌تواند از طریق آن‌ها به معترضان در ایران کمک کند

۲ مهر ۱۴۰۱، ۱۶:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

رسانه بلومبرگ درباره راه‌هایی که آمریکا می‌تواند به اعتراضات سراسری در ایران کمک کند، یادداشتی منتشر کرده است. در این یادداشت به این سوال نیز پرداخته شده که چرا هر گونه گفت‌وگو درباره احیای توافق هسته‌ای با حکومت ایران، باید متاثر و مرتبط با اعتراضات مردم در این کشور باشد.

بخش‌هایی از این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه که از ایران برای جنگ در اوکراین پهپاد گرفته است، به ابراهیم رئیسی، رییس‌جمهوری ایران بدهکار است. این است که در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد به همتایش لطف کرد و او را از سنگ روی یخ شدن در این مجمع نجات داد.

پوتین همچنین از بسیج ۳۰۰ هزار نیروی ذخیره روس برای جنگ اوکراین خبر داده و تهدید غیرتلویحی هم به استفاده از سلاح هسته‌ای کرده است. اعلام پوتین توجه بین‌المللی از ایران را منحرف کرد؛ جایی که قتل مهسا امینی، اعتراضات سراسری علیه رژیم ایران را برانگیخته است.

رفتار بد نیروهای امنیتی، معمول جمهوری اسلامی است اما مرگ مهسا امینی به‌ ناگاه، طاقت ایرانیان، به‌ویژه زنان را طاق کرد. رسانه‌های اجتماعی از ویدیوهای حجاب از سر برداشتن زنان، چیدن موهایشان و سوزاندن روسری‌ها پر شد.

رژیم ایران طبق معمول برای مقابله با چنین اقداماتی، «دست سنگین» خود را رو کرد.

وقتی رئیسی در نشست سازمان ملل سخنرانی می‌کرد، نیروهای امنیتی او جمع شده بودند و به مردم تیراندازی می‌کردند؛ اما ویدیوها چیز دیگری هم نشان می‌داد: شهروندان مقاومت می‌کردند، پلیس را کتک می‌زدند و ماشین‌هایشان را به آتش می‌کشیدند.

100%

جو بایدن، رییس‌جمهوری آمریکا در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «با شهروندان شجاع و زنان دلیر ایران که هم‌‌اکنون برای به دست آوردن حقوق اولیه خود تظاهرات می‌کنند، اعلام همبستگی می‌کنیم.»

اما اشاره بایدن به ایران در سخنرانی‌اش، مورد توجه واقع نشد چرا که لب کلام بایدن درباره پوتین و خطر افزایش تهدید هسته‌ای در اوکراین بود.

رئیسی هنگام سخنرانی بایدن حضور نداشت اما قطعا زیر لب تشکری کرده است از صدقه‌ای که دوست روس‌اش به او داده بود. پوتین تمام توجه مجمع سازمان ملل متحد را بلعیده بود.

رئیسی حالا به تهران بازگشته است و روی توجه معطوف جهان و بایدن به روسیه، حساب می‌کند آن هم در زمانی که رژیم ایران به تنها شکلی که بلد است، مشغول مقابله با اعتراضات است. نشانه‌های شومی که از سرکوب خشونت‌آمیز، مشابه آن‌چه در سال ۲۰۱۹ (آبان ۹۸) روی داد حکایت دارد.

تاکنون دست‌کم ده‌ها تن در این دور از اعتراضات کشته شده‌اند و حکومت ایران دسترسی به اینترنت و دیگر راه‌های ارتباطی را بسته است که خود نشان از این دارد که رژیم نمی‌خواهد حرف خشونت و قساوت آن به بیرون درز کند و به گوش افراد بیشتری برسد.

100%

چالش پیش روی بایدن اما کمک به معترضان داخل ایران است و اینکه اجازه ندهد رژیم ایران بار دیگر آنان را «مزدور » جلوه دهد.

بهترین کاری که آمریکا می‌تواند انجام دهد این است که صدای معترضان را رساتر کند و به آن‌ها کمک کند تا از قطع اینترنت به دست رژیم فرار کنند، بتوانند بهتر با هم ارتباط برقرار کنند و اعتراضاتشان را سازماندهی کنند.

یک راه دیگر همان راهی است که وزارت خزانه‌داری آمریکا انجام داد: در پی اعلام درخواست ایلان ماسک برای معافیت از تحریم‌های مرتبط با جمهوری اسلامی با هدف ارائه اینترنت ماهواره‌ای استارلینک در ایران، وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد صادرات برخی تجهیزات اینترنت ماهواره‌ای در راستای کمک به آزادی اینترنت در ایران ممکن است.

در سطح دیپلماتیک، وزارت امور خارجه آمریکا باید از هر فرصتی برای معطوف کردن توجه به سمت اعتراضات ایران استفاده کند و از متحدان خود بخواهد همین کار را بکنند.

هر گفته‌ای درباره مذاکره با رژیم ایران درباره احیای توافق هسته‌ای، باید همراه با ابراز مکرر همدلی صمیمانه با معترضان و همچنین تقبیح شدید سرکوب در ایران باشد.

100%

در نهایت، کاخ سفید باید روشن بیان کند هر مقام ایرانی که با سرکوب معترضان در ارتباط باشد، بر اساس «قانون جهانی مگنیتسکی» تحت تحریم قرار خواهد گرفت.

آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا همچنین از تحریم پلیس اخلاقی ایران (گشت ارشاد) خبر داده است و باید گفت دولت بایدن از جای خوبی شروع کرده است.

معترضان در ایران از خطرات عظیمی که به جان خریده‌اند تا در برابر رژیم بایستند آگاهند اما این بار، مهسا الهام‌بخش آنان برای بر پا خاستن و نه سر فرود آوردن، شده است.

جو بایدن باید پاسخ شجاعت معترضان در ایران را با کمک به آن‌ها برای بلند کردن صدایشان بر سر و صدایی بدهد که پوتین در جهان راه انداخته استقانون مگنیتسکی جهانی.

کشوری برخاسته به خونخواهی مهسا؛ زنی که مرد و نامی که هرگز نمی‌میرد

۱ مهر ۱۴۰۱، ۱۸:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

فایننشال تایمز در گزارشی تحلیلی از تظاهرات سراسری در ایران و جرقه آغاز آن نوشت که مهسا امینی به نمادی از زنان ایران برای جهان تبدیل شده است. گزارشی از تحلیل این روزنامه را در ادامه بخوانید.

مرگ دلخراش مهسای ۲۲ ساله به‌ دست گشت ارشاد، آنانی را که در جست‌وجوی آزادی‌اند، بی‌پرواتر کرده است.

مرگ مهسا زخمی تازه بر پیکر ملتی است که زخم‌های بسیار بر تن دارد.

ایران که از کشتار اعتراض‌کنندگان جوانش در طلب آزادی بیشتر، در رنج است، حالا با مرگ مهسا به دامان سوگواری تسکین‌نیافتنی غلتیده.

در ایران عزایی ملی برپاست.

عکس آخر مهسا، افتاده در بستر بیمارستان قبل از آن که چشم از جهان فروبندد، همه یاد‌آور خطراتی است که متوجه زنان ایران است.

100%

مهسا فعال سیاسی نبود و برخلاف بسیاری ایرانیان بر روی شبکه‌های اجتماعی، هیچ سابقه‌ای از حرف زدن علیه محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی در ایران نداشت.

در عکسی که ساعاتی پیش از دستگیری از او گرفته شده، مهسا شبیه هر دختر شادی است که با خانواده‌اش به تهران سفر کرده باشد.

مهسا قرار بود یک ماه دیگر دانشگاهش را شروع کند. مانتوی سیاه بلند و روسری مشکی‌رنگی که موهایش کمی از زیر آن پیدا بود، حتی از قوانین جمهوری اسلامی هم تخطی نکرده بود.

مرگ دلخراش او، می‌تواند برای رژیم ایران پرهزینه باشد؛ رژیمی که اعمال دستورالعمل پوشش اسلامی را دستمایه توقف جریان مدرنیته سکولار در ایران قرار داده است.

100%

زنانی که دهه‌ها، مسالمت‌آمیز و مستمر، مرزهای پوشش اسلامی را به عقب رانده‌اند و راه رفتن در خیابان و غذا خوردن در رستوران را با شالی که به دور گردن دارند به جان می‌خرند، حالا از خود می‌پرسند اصلا چرا باید قوانین دینی را تحمل کنند؟

از زمانی که تندرویان ایران چنبره‌ به‌ گرد قدرت را محکم‌تر کرده‌اند و اعمال سرکوبشان بر زنان به‌ خاطر پوشش را افزایش داده‌اند، زنان بیشتری هم راهی بازداشتگاه «وزرا» می‌شوند.

چنین تجربه‌ای، نفرت بیشتری در دل زنان و خانواده‌هایشان دوانده است.

یک نفر که امسال چندین بار به وزرا برده شده، قول داده است فارغ از بهایی که خواهد پرداخت، برای اولین بار در تظاهرات شرکت کند.

100%

یک مادر ۴۶ ساله که ماه گذشته در خیابان دستگیر و به وزرا برده شده بود هم گفته است که از شنیدن برنامه پسر ۲۴ ساله خود با دوستانش برای آتش زدن ماشین گشت ارشاد در تظاهرات به قتل مهسا امینی، بیمناک شده است.

در تظاهرات این بار، زنان از حمایت مردان و برخی جناح‌های مذهبی برخوردارند که با کارزار آن‌ها همدلی نشان می‌دهند.

علی کریمی، ستاره فوتبال ایران، در حساب اینستاگرامش گفته بود که «کاوه آینده ایران‌زمین یک زن است.»

مهسا، پس از مرگ به تندیسی برای نافرمانی مدنی تبدیل شده است؛ تندیس‌های دیگر، ندا آقاسلطان، سحر خدایاری، معروف به دختر آبی و ... هستند.

بر روی سنگ مزار (موقت) مهسا، جمله‌ای ساده (به زبان کُردی) نوشته شده است: «تو نمی‌میری، نام تو یک نماد می‌شود.»

تظاهرات سراسری در ایران؛ این بار از آن زنان

۳۱ شهریور ۱۴۰۱، ۱۸:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

نوشته زیر بخشی از یک مطلب تحلیلی منتشر شده در نشریه اسرائیلی جروزلم‌ پست است که نویسنده در آن به اعتراضات گسترده به دنبال «قتل دولتی» مهسا امینی پرداخته است.

تظاهرات اخیر با تظاهرات گسترده سال ۲۰۱۹ (آبان ۹۸) در ایران، که در آن نیروهای امنیتی به قتل هزار و ۵۰۰ نفر متهم شدند و همچنین با تظاهرات عظیم در سراسر ایران در سال ۲۰۰۹ (خرداد ۸۸) متفاوت است. تظاهرات ۲۰۰۹ (خرداد ۸۸) در پاسخ به تقلب در انتخابات و به ریاست‌جمهوری رسیدن محمود احمدی‌نژاد بود و انگیزه اعتراضات ۲۰۱۷ (دی ۹۶) هم خشم ناشی از مسائل اقتصادی. در سال ۲۰۱۹ (آبان ۹۸) هم موجی دیگر از تظاهرات به راه افتاد.

اعتراضات این بار اما متفاوت است و خشم مردم از برخورد رژیم با زنان، محرکه آن؛ به ویژه برخورد آن نوع پلیسی (گشت ارشاد) که مهسا را دستگیر کرد و به قتل رساند.

تظاهرات این بار از کردستان آغاز شد؛ نقطه‌ای که اقلیت کرد، برای دهه‌ها با سرکوب مواجه بوده است.

اعتراضات اخیر در ایران به دو دلیل رخ می‌دهد: این بار، سرکوب زنان و سرکوب اقلیت‌ها، دلایلی عجین با یکدیگرند. شورش اخیر، درجه نفرت مردم از رژیم را آشکار ساخته و اینکه آنان حاضرند برای نشان دادن خشمشان خیابان‌ها را در دست بگیرند.

برای کردها هم این دو مساله درهم ‌تنیده است؛ اعتصاب در نواحی کردنشین ایران در پی قتل مهسا، زن جوان و ویدیوهای شلیک و کتک زدن مردم به‌ دست نیروهای امنیتی، چالش عظیمی را نشان می‌دهد که رژیم ایران برای کنترل بخش‌هایی از این کشور با آن روبه‌روست.

رژیم ایران احتمالا این اعتراضات را هم مثل تظاهرات دفعات پیش سرکوب خواهد کرد اما آزادی کوتاه‌مدتی که مردم در خیابان‌ها، به‌ویژه در شب از آن لذت برده‌اند، لذتی است که آن را فراموش نخواهند کرد.

100%

تصاویر و ویدیوهای پخش‌شده در دنیای مجازی از رقصیدن زنان و یکی از پرانتشارترین ویدیوها که در آن زنی در میان تشویق مردان، موی خود را قیچی می‌کند، حاکی از همین امر است.

این‌‌ها برای چنگ زدن به آزادی موقت در خیابان‌هایی است که معمولا در اختیار رژیم است. رژیمی که زنان را برای نپوشاندن مو و رقصیدن، به زندان محکوم می‌کند.

آن‌چه برای «غربی‌ها» انجامش یک امر عادی و پیش پا افتاده است، در ایران اقدامی «انقلابی» تلقی می‌شود.

در دهه اخیر، مردم ایران به دلیل مسائل مختلف از تظاهرات تا اقتصاد، خشونت پلیس و سرکوب اقلیت‌ها، برای مقابله با رژیم راهی خیابان‌ها شده‌اند. با یک حساب‌وکتاب از فهرست بلند این دلایل، روشن است که کنترل رژیم ایران بر کشور ضعیف است و در هر کنج، با شمار بزرگی از شهروندان بیزار از «رهبر» روبه‌روست؛ این است که تنها با اعمال زور به شکل وحشیانه و گذران زمان، کنترل کشور را در دست نگه می‌دارد.

«آیت‌الله‌های ایران» از دیدن همراهی دیگر کشورهای خودکامه نفع می‌برند چرا که این دیگر کشورها هم نمی‌خواهند قوانین خودشان به چالش کشیده شود.

100%

حمایت گسترده از ایرانی‌ها در دیگر کشورهای خاورمیانه هم وجود ندارد چون حکومت‌های این کشورها از ترس برخاستن شهروندان در مقابلشان، در نشان دادن حمایت از اعتراضات مردم ایران دست دست می‌کنند.

ایران سیاست عراق را به یغما برده، متحد سوریه است و سرسپردگان حزب‌الله لبنان را هم در مشت دارد. کشورهای حوزه خلیج فارس هم نمی‌خواهند شاهد سرایت آشوب این کشور به خارج از مرزهای آن باشند.

و این همه، بدان معناست که مردم ایران بسیار تنهایند.

گرچه در آمریکا و اروپا به اعتراضات‌ آن‌ها واکنش نشان داده شده است اما در آن جبهه هم مردم با بالا رفتن از «سربالایی» دست و پنجه نرم می‌کنند چون رییس‌جمهوری رژیم، در زمان قیام مردم ایران، برای شرکت در نشست سازمان ملل متحد به آمریکا رفته است!

سوال این روزها اما این است که آیا اعتراضات مردم ایران به شهرهای بیشتری از این کشور تسری خواهد یافت یا نه؟

«در فاصله دو نقطه»؛ از جوشش خون از چشم ندا تا جاری شدن خون از گوش مهسا

۳۰ شهریور ۱۴۰۱، ۱۶:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

اعتراضات در ایران به مرگ مهسا امینی ادامه دارد و آتش خشم مردم که پس از سرکوب شدید اعتراضات آبان ۹۸ زیر خاکستر رفته بود، هر لحظه بیشتر شعله می‌کشد.

این بار، بازتاب قتل مهسا و اعتراضات در ایران، در جهان کم‌سابقه بوده است و دنیا نظاره‌گر است که ببیند آیا ایران سرانجام ققنوس‌وار از خاکستری که دهه‌هاست بر آن نشسته، برمی‌خیزد یا نه.

در ادامه گوشه‌ای از تحلیل گاردین را از حال و هوای این روزهای ایران بخوانید:

مرگ مهسا امینی، با شتاب به لحظه‌ای دیگر برای حساب‌وکتاب رژیم ایران تبدیل می‌شود؛ حکومتی که از قیام مردمی، بیش از نگاه خیره جهان به خود، هراسناک است.

با گذشت چندین روز از مرگ مهسا امینی، تظاهرات در تهران، پایتخت ایران، کمتر نشانه‌ای از آرام شدن دارد.

همچنین نشانه‌هایی از تشکیل یک حس همگانی و مشترک مشاهده می‌شود که اولین در نوع خود، از سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) بدین‌سو به شمار می‌رود. در آن سال هم مرگ زن جوان دیگری، روزهای قیامی گسترده را رقم زد که از زمان انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹(۱۳۵۷) تا بدان زمان بی‌سابقه بود.

حتی همین حالا، لحظه مرگ ندا آقا‌سلطان، همچنان گواه برخورد رژیم ایران با مخالفان و زنان است. ندا آقاسلطان هنگام شرکت در یک مبارزه ضد حکومتی در ژوئن سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) با شلیک گلوله کشته شد. در ادامه، آسیب‌پذیری کشوری که مدعی است نفوذ‌ناپذیرترین [حکومت پلیسی] در منطقه است، عیان شد.

100%

حالا مرگ مهسا، خاطرات مرگ ندا را زنده کرده است و یک بار دیگر، این پرسش و نگرانی را به میان آورده است: دولتی که مدام در برابر زنان و مردانی که با آن مبارزه می‌کنند اعمال خشونت‌آمیز شدید می‌کند، قادر به چه کارهای دیگری است؟

بیش از یک‌دهه فاصله بین مرگ ندا و مهسا، برای خود دورانی از افزایش سرکوب در ایران بوده است؛ دوره‌ای که در آن فعالان به سایه رانده شده‌اند و دولت ایران، تمام ردپای جنبش سبز را از بین برده است.

از زمان انتخاب ابراهیم رئیسی، رییس‌جمهوری، بسیجی‌هایی که مسئول مرگ ندا آقاسلطان بودند و سپاه پاسداران که مجری اعمال «ارزش‌»های جمهوری اسلامی است، اختیار خیابان‌ها را در دست گرفته‌اند.

رئیسی، یک تندرو با نظرات محافظه‎‌کارانه، جای مخالفان را تنگ‌تر کرده است، به پلیس اخلاقی قدرت بخشیده و تفسیری خشک از اسلام شیعی را در گوشه‌‌وکنار کشور جا انداخته است.

رهبران ایران تاکنون «توطئه‌گران» را مسوول مرگ مهسا دانسته‌اند و همچنین ادعا کرده‌اند شورش‌ها و اعتراضات، کار دشمنانی مانند عربستان سعودی بوده است. البته که این رویه آن‌ها و همچنین چرندیاتشان تازگی ندارد.

100%

تندروها در ایران اما از سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) درس گرفته‌اند؛ سالی که قیامی گسترده، تقریبا افسار اختیار را از دست دولت درآورد. حکومت ایران حالا صاحب بهترین و نافذترین امنیت دیجیتال در «منطقه» است و کنترلی سفت‌ و سخت بر جماعتی دارد که آنان را با وحشی‌گری به سکوت رانده است.

همین حکومت اما خود را روبه‌رو با شبکه‌ای فوق‌العاده از مهاجران می‌بیند که چیزهای دیگری برای ایران و مردمشان می‌خواهند و همچنین تحت‌ فشار از سوی «فعالان خانگی» که سازماندهی را خوب بلدند.

مرگ مهسا، چه به لحظه‌ای تاثیرگذار در جست‌وجوی خودمختاری برای خیل ایرانی‌ها بدل شود و چه اخگری باشد که در نهایت فروبنشیند، مهم است و مهم ‌می‌ماند.

رهبران ایران، از خیابانی که دیگر نتوانند آن را مهار کنند می‌ترسند. مرگ وحشیانه یک زن جوان دیگر، مایه قیام‌های دیگر است؛ اینجاست که رژیم، خود را در غرقاب می‌یابد.

اعتراضات در ایران به قتل مهسا امینی: لرزشی که پس از دیدن یک «فاطی‌ کماندو» به جانت می‌افتد

۲۹ شهریور ۱۴۰۱، ۱۶:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

قتل مهسا امینی در حالی که به شکلی خودسرانه از سوی «گشت ارشاد» بازداشت شده بود، بهانه نشریه تایمز برای پرداختن به روایت سرکوب زنان در ایران شده است.

این نوشته گوشه‌ای است از مطلبی به‌ قلم تارا کنگرلو، روزنامه‌نگار ایرانی-آمریکایی و نویسنده کتاب «ضربان قلب ایران» که در نشریه تایمز منتشر شده و کنگرلو در آن، از تجربه خود در برخورد با گشت ارشاد، بی‌اعتمادی بین مردم و حکومت و راه برون‌رفت ایران از بحران فعلی نوشته است:

پنهانکاری جهوری اسلامی در بازرسی‌ها، روایت‌های بی‌سر و ته و تکذیب مکرر اشتباهاتش، بارها و بارها آخرین ذره‌ها از اعتماد ۸۳ میلیون شهروندی که زندگی‌شان را در سرخوردگی اخلاقی، بی‌تفاوتی دینی و درماندگی مالی همیشگی سپری می‌کنند، خشکانده است.

هر کس تجربه مواجهه با نیروهای گشت ارشاد را داشته باشد، خبر دارد از لرزشی که پس از دیدن یک «فاطی کماندو» به جان آدم می‌افتد. پوشش سیاه بلندشان، طبیعت زمخت و لحن بی‌ادبانه‌شان، انعکاس شکافی عمیق بین شهروندان ایرانی و اقلیتی جاگیر و پاگیر است که با هر ابزار و اقدامی که بتوانند، به قدرت چنگ می‌زنند.

هرگز وحشت بی‌سابقه‌ای که در تنها بار برخوردم با آن‌ها احساس کردم از یاد نمی‌برم. نوجوان بودم، کمی برق‌لب و رژگونه داشتم و شال روشن بر سر و مانتوی سیاه بلند بر تن و با دوستم در محوطه خارجی یک باشگاه ورزشی در تهران راه می‌رفتم.

دوست‌پسر ۱۶ساله‌ام از ترس بازداشت احتمالی، پشت سر ما راه می‌آمد که در یک چشم بر هم زدن، دو مامور زن راهمان را سد کردند تا از ما درباره رابطه‌مان بپرسند.

در اوج اضطراب ناگهانی، منکر شناختن او شدم و او هم همین‌طور. آن‌ها از من و دوستم خواستند که برویم اما از او خواستند بماند. برای جستن از آن مهلکه، او وسایل تنیسش را به‌ عنوان مدرک رو کرد و توضیح داد که برای بازی تنیس اینجا بوده و در راه برگشت به خانه است.

100%

از بسیاری جزییات آن بعدازظهر خاطره محوی دارم اما قریب ۲۰ سال بعد، یادآوری آن ماجرا و عرق سردی که بر بدن لرزانم نشسته بود، صورت رنگ‌پریده دوستم و صدای مضطرب آن پسر، گواه ترومایی است که زنده بر جای مانده است.

«پلیس اخلاق»، به‌دور از ارکان پرهیزگاری و اخلاق، در طول دهه‌ها، جز کینه انباشتن، رواج فریب و کاشتن بذر انتقام در دل‌ها، کاری برای اسلام نکرده است.

برنامه اخیر حکومت برای جریمه کردن کسانی که «قوانین حجاب» را در فضای عمومی زیر پا می‌گذارند نیز اضافه شده تا نشان دهد این حکومت چه‌طور به‌اسم تقوا و دین پول به جیب می‌زند.

جهان باید بداند میلیون‌ها زن در ایران، از صمیم قلب به فضیلت حجابشان معتقدند اما از الزام و اجبار آن با سیاست‌های قدیمی و خشن رژیم ایران بیزارند. و به همان میزان، میلیون‌ها زن ایرانی‌اند که به چشم بر هم زدنی روسری از سر خواهند انداخت اما آنان نیز بیش از هر چیز، آرزومند «آزادی برای انتخاب» هستند.

100%

اعتراضات دنباله‌دار به قتل مهسا امینی در ایران، فراتر از سوگواری یا آن است که هر کس چطور روسری به سر می‌اندازد. خشم مردم انعکاس خستگی و نفرتی ریشه‌دوانده نسبت به نظامی است که پایه در دورویی، فساد و اعمال روش‌های قرون‌وسطایی در قبال شهروندانش دارد.

یک راه موثر برای تضعیف دستگاه سرکوب در ایران اما یافتن راه‌ برای دنبال کردن سیاست‌هایی است که بین شهروندان عادی یک کشور و نهادهای حکومتی آن فرق می‌گذارد. همچنین تحکیم روابط فرهنگی و اقتصادی با جمعیت جوان جوشان آن - قوی‌ترین سرمایه کشور - و کمک به آن‌ها برای اتصال با باقی جهان تا بتوانند قد بکشند و رشد کنند ... تا روزی نه‌چندان دور، آزاد شوند.