• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مرموز و عجیب؛ موج دچار شدن کاربران جوان رسانه‌های اجتماعی به تیک

۳ آذر ۱۴۰۰، ۰۹:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)

میشل مدت‌ها از طرفداران تیک‌تاک بود و به‌گفته خودش روی آن وقت می‌گذراند تا لبخند به لبش بیاورد.

او به چالش‌های لب زدن تیک‌تاک پیوست و به صفحه ایوی مِگ، اینفلوئنسری که می‌کوشد درباره نشانگان تورت، عارضه‌ای عصبی از حرکات و صداهای ناخواسته یا همان تیک عصبی، آگاهی رسانی کند را دنبال کرد.ایوی مِگ ۱۴ میلیون دنبال‌کننده داشت.

در آوریل ۲۰۲۰ بود که میشل پس از یک حرکت تصادفی همسرش دچار حمله عصبی شد و اختلال اضطراب پس از سانحه ناشی از یک ترومای روحی پیشین در او زنده شد.

طی هفته‌های پس از آن اتفاق، میشل متوجه شد که دچار تیک شده است و صداهایی ناخواسته از او بیرون می‌آید. اصوات کم‌کم به کلمات و عبارات و سپس به حرکات بدل شدند. تیک صوتی هم به تیک حرکتی تبدیل شد. میشل به دیوارها مشت می‌زد و خودش را بر روی اثاثیه پرتاب می‌کرد. ژوئیه ۲۰۲۱ بود که دچار تشنج شد و مجبور شد از کارش استعفا دهد. او سرآشپز بود و هیچ امنیتی در آن شغل برای کسی که تشنج می‌گرفت، وجود ندارد.

پزشک عمومی میشل را به یک متخصص مغز و اعصاب ارجاع داد و متخصص برای او تشخیص اختلال عملکرد عصب‌شناختی، موسوم به اف‌ان‌دی، داد. افراد مبتلا به این اختلال، به شرایط عصبی مبتلایند که از نظر پزشکی قابل‌توضیح نیست، اما می‌تواند به‌شدت فرد را از پا بیندازد. دکتر جرمی استرن، متخصص اعصابی که با خیریه‌ای در زمینه مقابله با نشانگان تورت همکاری می‌کند گفت که ۳۰ درصد موارد ابتلا توضیح‌دادنی نیست. در مورد میشل، این اختلال در تیک کلامی و حرکتی آشکار شد که بی‌شباهت به علایم مبتلایان به نشانگان تورت نبود. البته این دو عارضه مشخصا با هم متفاوت‌اند.

میشل حالا روزانه بیست بار دچار تشنج می‌شود و مجبور است از صندلی چرخدار استفاده کند. او هم مانند ایوی مِگ، روی تیک‌تاک اینفلوئنسر شده است تا درباره اِف‌اِن‌دی آگاهی‌رسانی کند. او می‌گوید که اگر این پلتفرم نبود، احساس انزوا می‌کرد، اما حالا می‌داند که افراد دیگری نیز به این عارضه مبتلایند.

پیش‌تر نیز وال استریت ژورنال از افزایش بروز تیک عصبی ناگهانی در زنان خبر داده بود. در گزارش این نشریه آمده بود که پزشکان باور دارند که بروز این عارضه تیک‌مانند ممکن است مرتبط به تیک‌تاک باشد. این مقاله با انتقادات تند جامعه افراد مبتلا به نشگانگان تورت و اف‌ان‌دی روبه‌رو شد. میشل محتویات این مقاله را «چرند» خواند و گفت که تیک‌تاک افراد را به نشانگان تورت مبتلا نمی‌کند و این که او پس از دنبال کردن ایوی مِگ بر روی تیک‌تاک، به این اختلال مبتلا شد، تصادفی است.

اما اخیرا شمار زنان جوانی که به تیک‌های عصبی غیرقابل‌توضیح و ناگهانی مبتلا می‌شوند بیشتر و بیشتر می‌شود. آن هم بسیار دیرتر از زمانی که علایم معمول نشانگان تورت در افراد پدیدار می‌شود. برخی از این مبتلایان جوان از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و بعضی نه. داستان واقعا از چه قرار است؟

100%

یک بیماری جامعه‌زاد جمعی؟

نشریه‌ای تخصصی در حوزه اعصاب به‌نام «مغز» در ماه اوت ۲۰۲۱، مقاله‌ای به‌قلم دکتر کیرستن مولر وال، محقق آلمانی، منتشر کرد که در آن پژوهشگرانی از دانشگاه پزشکی هانوفر آلمان تشخیص داده بودند که این سندروم تیک‌مانند تازه‌ پدیدارشده، نشانگان تورت نیست. بلکه یک بیماری «جامعه‌زاد» جمعی، موسوم به اِم‌اِس‌آی، است که تنها به تورت یا همان اختلال تیک عصبی شباهت دارد و در حال فراگیر شدن در میان نوجوانان آلمانی است. به‌باور مولر وال افرادی که در تماس نزدیک با یکدیگرند و بدون وجود «عامل زمینه‌ای»، بیشتر درگیر علایم مشابه این عارضه می‌شوند.

شیوع ام‌اس‌آی پیش‌تر و در یک مدرسه در لنکشر بریتانیا در سال ۲۰۱۵ نیز گزارش شده بود؛ هنگامی که ۴۰ دانش‌آموز پس از بروز علایم سرگیجه ناشی از اضطراب در سالن اجتماعات گرم مدرسه، تحت مداوای پزشکی قرار گرفتند. ام‌اس‌آی همچنین ممکن است دلیل احتمالی بروز نشانگان مرموز هاوانا باشد که دیپلمات‌های آمریکایی ساکن کشورهای خارجی در سراسر جهان را درگیر می‌کند. اما تا زمان انتشار تحقیق مذکور پژوهشگران دانشگاه پزشکی هانوفر، متخصصان فکر نمی‌کردند که این عارضه بتواند از طریق رسانه‌های اجتماعی نیز منتقل شود.

پژوهشگرانی که درباره این عارضه تحقیق می‌کنند می‌گویند که این اختلال از «بیمار صفر» آغاز می‌شود و با تولید امواجی از بیماری ناشی از اضطراب گریبانگیر اشخاص پیرامون آن فرد می‌شود. به‌گفته مولر وال، امروزه مردم آنچنان از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند که این رسانه‌ها، جایگزین همان بستر معمول ایجاد شیوع این عارضه شده‌اند. نزدیکی بسیار به یک فرد بر روی رسانه‌های اجتماعی می‌تواند باعث برانگیخته شدن احساسات و همذات‌پنداری با فرد اینفلوئنسر شود. مولر وال فکر می‌کند که در مثال اخیر، یان زیمرمن، یک یوتیوبر آلمانی مبتلا به نشانگان تورت، بیمار صفر محسوب می‌شود. کانال یوتیوب زیمرمن ۲/۲ میلیون مشترک دارد.

مولر وال در سال ۲۰۱۹ در مطبش پذیرای نوجوانانی شد که با بروز علایمی تیک‌مانند مشابه نشانگان تورت به او مراجعه می‌کردند. اما نشانگان تورت معمولا در کودکی پدیدار می‌شود و میانگین سنی ظهور آن ۶ سالگی است؛ این سن برای مراجعان مطب مولر حدود ۱۹ سال بود و علایم بروز و ظهور تیک عصبی هم در این افراد سریع‌تر از مبتلایان به نشانگان تورت پیشروی کرده بود.

در سال ۲۰۱۹، مولر ۵۰ مراجع جوان مبتلا به چنین عارضه را در مطبش ویزیت کرد. تمامی آنان، عضو کانال یوتیوب زیمرمن بودند. مولر عقیده دارد که اف‌ان‌دی، یک شیوع ناشی از رسانه اجتماعی است. به همان شکلی که در جمعیت به‌هم‌فشرده در سالن اجتماعات آن مدرسه‌ در لنکشر بریتانیا، دانش‌آموزان دومینو وار، یکی پس از دیگری، از هوش رفتند.

مولر وال از پزشکان خواست که از تشخیص نشانگان تورت برای مبتلایان به این عارضه تیک‌مانند دست بکشند. چرا که این عارضه اف‌ان‌دی است و نشانگان تورت نیست.

100%

اف‌ا‌‌ن‌دی بیشتر گریبانگیر زنان می‌شود

پژوهش‌هایی مشابه تحقیق مولر وال در دیگر نقاط جهان نیز در دست انجام است و به‌نظر می‌رسد که اغلب مبتلایان زن‌اند. مثلا گروه‌هایی از دانش‌آموزان دختر یک مدرسه، دسته‌جمعی به این اختلال مبتلا می‌شوند.

یک متخصص اعصاب کودکان در بریتانیا می‌گوید که نوجوانان مبتلا به این عارضه اغلب کلمه‎‌ای را بلند ادا می‌کنند و یا علایم شدیدتری نشان می‌دهند. او مقیاس اف‌ا‌ن‌دی در بریتانیا را وسیع توصیف کرد و گفت رسانه‌های اجتماعی در آن نقش دارند.

در آمریکا نیز دکتر کارولین اولورا، متخصص اعصاب، شاهد شمار روزافزون مبتلایان جوانی است که ناگهان تیک عصبی پیدا می‌کنند. بیشتر آنها دخترند. پژوهش او که بر پایه تحقیق بر روی بیش از ۳ هزار ویدیو تیک‌تاک از اینفلوئنسرهای مبتلا به نشانگان تورت بود، نشان داد که اغلب مبتلایان تیک کلامی یکسانی دارند.

او تاکید کرد که این گفته‌ها به‌هیچ‌وجه به این معنا که مبتلایان ادا درمی‌آورند و این عارضه ارزش پرداختن به آن را ندارد، نیست.

100%

تورت یا اف‌ا‌ن‌دی؟ مساله این است

بیشتر جدل‌های اخیر بر سر بروز این علایم تیک‌مانند ناشی از کج‌فهمی‌هایی است که گفته می‌شود دکترها مبتلایان جوان را به درآوردن ادای نشانگان تورت برای جلب‌توجه متهم می‌کنند و یا می‌گویند که تیک‌تاک افراد را به تیک عصبی مبتلا می‌کند که هیچ‌کدام از اینها صحیح نیست. اولورا تاکید کرد که رسانه‌ها آن را جوری جلوه داده‌اند که اگر دکتران می‌گویند این‌دست مبتلایان نشانگان تورت ندارند به این منظور برداشته می‌شود که مبتلایان ادای آن را درمی‌آورند. اما گفتن اینکه این عارضه، نشانگان تورت نیست به این معنا نیست که این یک عارضه واقعی نیست. این عارضه ممکن است تورت نباشد اما بسیار مخل و استرس‌زاست.

مِگ جونز ۱۷ ساله، در فوریه ۲۰۲۱ تیک پیدا کرد. او در دوران استرس‌زایی قرار داشت. از درس‌های مدرسه‌اش عقب مانده بود و سگش هم بیمار بود. معلمانش مدام با او تماس و سراغ تکالیفش را می‌گرفتند. تیک‌ها با حرکات گردن شروع شد و به‌سرعت و در طی هفته‌ها بدتر شد. مگ دوستانش را می‌زد و با سر به چیزها ضربه می‌زد. حوالی سه ماه بعد بود که تشنج هم اضافه شد.

برای مگ به‌تازگی تشخیص ابتلا به نشانگان تورت داده شده است. در حالی که برای تشخیص فرد مبتلا به نشانگان تورت لازم است که فرد درگیر با عارضه دست‌کم یک سال تیک کلامی و حرکتی داشته باشد. مگ می‌گوید آینده او در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و اگر به این چیزها فکر کند به‌شدت افسرده می‌شود.

مگ هم اینفلوئنسرهای مبتلا به تیک را پس از تشخیص با این عارضه، بر روی تیک‌تاک دنبال می‌کند. مگ می‌گوید دیدن اینکه افراد دیگری نیز به چنین عارضه‌ای مبتلایند به او بسیار کمک می‌کند اما از سوی دیگر، دیدن تیک‌های عصبی دیگران موجب شده که او تیک‌های جدید، مثلا تیک‌های کلامی، پیدا کند.

متخصصان باور دارند که افراد مبتلا به تیک‌های عصبی می‌توانند موجب بروز تیک‌های جدید در یکدیگر شوند. به‌گفته یک متخصص اعصاب، این افراد در جلسات حمایتی، تیک‌های جدیدی پیدا می‌کنند که اغلب البته تنها چند ساعت دوام می‌آورد. او بر این باور است که رسانه‌های اجتماعی افراد را به تیک مبتلا نمی‌کنند. بلکه ممکن است آغازگر آن برای فردی باشد که در برابر دچار شدن به چنین عارضه‌ای آسیب‌پذیر است.

سخنگوی تیک‌تاک در واکنش به پژوهش‌های اخیر گفت که در حال مشاوره با متخصصان برای درک این پدیده است و تاکید کرد که تیک‌تاک از اینکه افراد مبتلا به نشانگان تورت جایی برای ابراز خودشان بر روی این پلتفرم پیدا کرده‌اند خشنود است.

نقش همه‌گیری در بروز اف‌ا‌ن‌دی

اما بروز تیک در برخی جوانان طی دوره استرس‌زای همه‌گیری نباید مایه تعجب باشد. چرا که تیک عصبی اغلب با استرس و اضطراب بدتر می‌شود. اینکه رسانه‌های اجتماعی ممکن است تیک در افرادی با آسیب‌پذیری زمینه‌ای را تشدید کنند هم نباید اسباب حیرت باشد چرا که این رسانه‌ها با دیگر موارد منفی مربوط به سلامت روان نیز مرتبطند. جرمی استرن از مبتلایان به اف‌ان‌دی می‌خواهد که استفاده از رسانه‌های اجتماعی را محدود کنند.

متخصصان همچنین توصیه می‌کنند که بروز تیک، چه ازعلایم ناشی از نشانگان تورت باشند و چه اف‌ان‌دی، در هر صورت حقیقی‌اند و نیاز مبتلایان جوان به کمک نباید نادیده گرفته شود. چرا که حمایت چندانی از آنان وجود ندارد.

همچنین در غیاب وجود متخصصانی در این زمینه در برخی مناطق، جوانان تنها می‌توانند برای مدیریت تیک‌هایشان به گذر زمان امید ببندند. مگ جونز می‌گوید دوست دارد مانند دوستانش سال آینده به دانشگاه برود و گرچه از دنیای ناشناخته‌ پیش‌روی خود هراس دارد اما نمی‌خواهد از زندگی کردن با وجود این عارضه بترسد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد
۱

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد

۲
تحلیل

محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

۳

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند

۴
تحلیل

چگونه یک کشور بی‌ثبات به میانجی اصلی میان واشینگتن و تهران تبدیل شد؟

۵

اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

انتخاب سردبیر

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

  • دولت و بازسازی آسیب‌های جنگ؛ مالکان خانه‌های آسیب‌دیده، خود را رهاشده می‌بینند

    دولت و بازسازی آسیب‌های جنگ؛ مالکان خانه‌های آسیب‌دیده، خود را رهاشده می‌بینند

  • محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟
    تحلیل

    محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

  • چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟
    تحلیل

    چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟

  • مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

    مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

•
•
•

مطالب بیشتر

دومین ریه زمین در حال نابودی به دست شرکت‌های چینی و اروپایی

۲ آذر ۱۴۰۰، ۱۱:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

جنگل‌های باران‌خیز در حوزه کنگو یکی از مهم‌ترین زیست‌بوم‌های جهان است. این جنگل‌ها از منابع عظیم جذب کربن در زمین هستند و پس از جنگل‌های آمازون به عنوان دومین ریه زمین شناخته می‌شوند.

اگر روند جنگل‌زدایی بی‌وقفه و غیرقانونی در این منطقه ادامه یابد کربنی که در دام این جنگل‌ها می‌افتد در جو زمین رها می‌شود. اما با اینکه این جنگل‌ها به عنوان یک منطقه حفاظت شده در سازمان ملل ثبت شده، طمع سیری‌ناپذیر شرکت‌های اروپایی و آمریکایی و چینی از یک سو و بی‌کفایتی رهبران کشورهای منطقه از سوی دیگر، باعث از بین رفتن تدریجی این جنگل‌ها شده، به گونه‌ای که اگر این روند متوقف نشود، پیش‌بینی می‌شود این جنگل‌ها تا سال ۲۱۰۰ کاملا محو شوند.

نشریه فارین پالیسی در یک مقاله کارشناسی-تحلیلی، نوشته محمد مقاسی، عضو اتحادیه اقتصادی آفریقای غربی به این معضل پرداخته است. مقاسی معتقد است نشست اقلیمی گلاسکو و بیانیه آن در زمینه توقف جنگل‌زدایی بی اساس است زیرا چین و کشورهای غربی خود عامل ادامه روند جنگل‌زدایی هستند و اساسا تمایلی به از دست دادن منافع خود از این روند ندارند.

در اولین روزهای آغاز نشست اقلیمی گلاسکو یک توافق مهم برای پایان دادن به جنگل‌زدایی اعلام شد. بیش از ۱۰۰ کشور «اعلامیه رهبران حاضر در نشست گلاسکو در مورد جنگل‌ها و استفاده از زمین» را امضا کردند، تعهدی برای «توقف از بین بردن جنگل‌ها و تخریب زمین تا سال ۲۰۳۰».

بزرگترین مخزن کربن جنگلی جهان، حوضه کنگو، نیز در این تعهد‌نامه گنجانده شد. ائتلافی به رهبری دولت‌های غربی - از جمله آمریکا بریتانیا، نروژ و اتحادیه اروپا - بودجه‌ای به ارزش ۱/۵ میلیارد دلار برای حفاظت از جنگل‌های باران‌خیز استوایی کنگو تخصیص داد.

همه اینها باید خبرهای بسیار خوبی باشند. اما همزمان که نخبگان سیاسی در نشست اقلیمی گلاسکو معروف به کاپ ۲۶ در حال ژست‌‌دادن‌های بزرگ برای حفاظت از اکوسیستم‌های ارزشمند بودند، شرکت‌های اروپایی، چینی و آمریکایی همچنان مشغول بهره‌برداری از جنگل‌های باران‌خیز آفریقای مرکزی بودند.

100%


وعده جنگل‌زدایی در نشست اقلیمی گلاسکو نمونه دیگری از بی‌صداقتی غرب است: غرب بار دیگر نقش «نجات‌دهنده سفید پوست» را به عهده می‌گیرد و در عین حال نقش خود را در تخریب محیط‌زیست در سرزمین‌های آفریقا نادیده می‌گیرد.

کشورهای حوزه کنگو قرن‌هاست از بهره برداری بی‌رویه چوب در این منطقه رنج می‌برند. در چند دهه گذشته، انبوه الوار غیرقانونی از این منطقه به طور پیوسته به اتحادیه اروپا، آمریکا و به طور فزاینده‌ای به چین سرازیر شده است. این کشورها بدون توجه به قوانین ملی یا توافق‌نامه‌های بین المللی از این جنگل‌ها بهره‌برداری کرده‌اند. تجارت غیرقانونی چوب علاوه بر آسیب‌های زیست‌محیطی و اقتصادی، به فساد نیز دامن می‌زند و اغلب با جرایم سازمان یافته مرتبط است.

پژوهش‌های موسسه سلطنتی روابط بین‌المللی چتم هاوس در سال ۲۰۱۴ رقم تکان‌دهنده‌ای را در این زمینه ارائه داد: ۸۷ درصد از قطع درختان در مرزهای جمهوری دموکراتیک کنگو در سال ۲۰۱۱غیرقانونی بوده و این کشور را به طور بالقوه به پرخطرترین مرکز تولید فرآورده‌های چوبی در جهان تبدیل کرد. در آمار اخیر‌تر موسسه گلوبال ویتنس در سال ۲۰۱۸ افشا کرد که بزرگترین شرکت چوب‌بری در کنگو، یک شرکت پرتغالی ثبت شده در لیختن اشتاین (کشوری بسیار کوچک در اروپا) است که در ۹۰ درصد سایت‌های برداشت چوب خود به طور غیرقانونی فعالیت می‌کرده است.

در حالی که اتحادیه اروپا به طور ظاهری واردات غیرقانونی الوار را ممنوع کرده، تجارت الوار غیرقانونی همچنان ادامه دارد. تجارت غیرقانونی چوب یک صنعت چند میلیارد دلاری است که بین ۱۵ تا ۳۰ درصد از تجارت الوار در سراسر جهان را تشکیل می‌دهد و ارزش آن بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار است. مقدار زیادی از این الوار به مصرف کنندگان در اروپا فروخته می‌شود. خبرگزاری فرانسوی تی اف۱ در سال ۲۰۲۰ در گزارشی اعلام کرد الوار غیرقانونی برداشت شده در کنگو احتمالاً حتی با وجود مقرراتی که اتحادیه اروپا برای جلوگیری از تجارت غیرقانونی چوب وضع کرده وارد بازارهای اروپایی می‌شود.

در آمریکا نیز، قانون لیسی (Lacey) برای رسیدن به همین هدف در سال ۲۰۰۸ تصویب شد. این قانون اولین قانون ممنوعیت در تاریخ در مورد برداشت غیرقانونی محصولات چوبی بود.

با این حال، موسسه بین‌المللی گلوبال ویتنس بارها به این نتیجه رسیده که «اتحادیه اروپا و آمریکا در انجام تعهدات قانونی خود کوتاهی می‌کنند» و این قوانین برای محدود کردن تقاضا برای چوب غیرقانونی تا به امروز ناموفق بوده است. بر اساس برآوردهای این موسسه، تنها در سال۲۰۱۴، بیش از ۲۱ میلیون دلار الوار غیرقانونی از کنگو وارد اروپا و آمریکا شده است.

چین به صادرکننده اصلی چوب کنگو تبدیل شده است و از سال ۲۰۰۹، صادرات چوب از آفریقای مرکزی به چین ۶۰ درصد افزایش داشته است. در سال ۲۰۲۰، یک قانون جدید در چین برای ممنوعیت خرید، تولید یا حمل الواری که از منابع غیرقانونی چوب به دست می‌آیند، تصویب شد.اما به نظر می‌رسد این قانون تغییر چندانی در روند کار شرکت‌های چینی در آفریقای مرکزی ایجاد نکرده است. در اوایل سال جاری، فعالان محیط زیست، کلود نیاموگابو، وزیر محیط‌زیست سابق کنگو را به اتهام اعطای غیرقانونی ۹ امتیاز، که بر اساس آن در مجموع بیش از ۲ میلیون هکتار جنگل را به ۲ شرکت چینی واگذار کرده بود، به دادگاه بردند.

اجرای دقیق و جدی‌تر قوانینی که اروپا و آمریکا برای ممنوعیت‌ تجارت غیرقانونی چوب وضع کرده‌اند برای توقف تجارت غیرقانونی چوب حیاتی است. اما حتی با اجرای دقیق قوانین، اگر الوارهای غیرقانونی بتوانند از حوزه کنگو به چین برسند، برای تولید کالاهای مصرفی مانند مبلمان، مصالح ساختمانی، آلات موسیقی و غیره - دوباره وارد بازار جهانی می‌شوند. به همین دلیل صادرات ناپایدار چوب باید در نطفه متوقف شود.

اگر اسناد فاش شده در مورد ۱/۵ میلیارد دلار بودجه برای کمک به حفاظت از جنگل‌های باران‌خیز کنگو درست باشد، شاید این روند جنگل‌زدایی در کنگو اتفاق نیفتد. به نظر می‌رسد که همه هیاهوهای روابط عمومی پیرامون بیانیه گلاسکو حقیقت تاریک‌تری را پنهان می‌کند و آن این است که تخصیص بودجه جدید فقط یک لاپوشانی برای ادامه قطع درختان باشد و احتمالاً همه جنگل‌ها ظرف چند دهه از بین می‌روند.

اما این فقط یک سویه داستان است. کشورهایی که در حوزه کنگو زندگی می‌کنند همواره با فقر دست و پنجه نرم کرده‌اند. بر اساس آمار بانک جهانی در سال ۲۰۱۸، بیش از ۷۰ درصد مردم در این منطقه با روزی ۱/۹ دلار زندگی می‌کنند و دولت‌های این منطقه همواره در تلاش برای افزایش درآمد ملی هستند.

در ماه ژوئیه، خیلی پیشتر از نشست اقلیمی گلاسکو، کنگو قصد خود را برای لغو ممنوعیت ۲۰ ساله قطع درختان برای حفاظت از جنگل‌های باران‌خیز کنگو اعلام کرد - تصمیمی که با انتقاد و هشدار شدید فعالان محیط زیست مواجه شد.

گروه‌های فعال در این زمینه می‌گویند لغو این ممنوعیت باعث فروش گسترده قلمرو ملی می‌شود، جوامع محلی را به خطر می‌اندازد و بحران‌های اقلیمی و تنوع زیستی را تشدید می‌کند. با اینکه قوانین بسیاری در زمینه حفاظت از جنگل‌ها در کنگو وجود دارد اما هیچکدام در عمل موثر نیستند و خلا های موجود در این قوانین به راحتی راه را برای سوءاستفاده شرکت‌های خارجی هموار کرده است.

نشست گلاسکو اکنون پایان یافته و رهبران جهان می‌توانند به توافق‌های به دست آمده در این نشست دلخوش کنند؛ اما این رهبران باید بدانند که تنها در صورتی در نجات جنگل‌های کنگو موفق خواهند شد که تصمیمات آنها با در نظر گرفتن نگرانی‌های زیست‌محیطی و سیاست‌های سختگیرانه‌ای که از قطع غیرقانونی درختان جلوگیری می‌کند، گرفته شود نه صرفا برای تظاهر به اینکه دارند کاری در این مورد انجام می‌دهند.

آیا فناوری در خانه‌های آینده در خدمت ما خواهد بود یا ابزاری برای نفوذ در حریم خصوصی؟

۲ آذر ۱۴۰۰، ۱۱:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)

تجربه دو سال زندگی در دوران همه‌گیری برای بشر تجربه‌ای تکان‌دهنده بود. بشر ناگهان با بحرانی روبرو شد که همه ابعاد زندگی او را تحت کنترل خود درآورد. از نوع کار کردن و روابط اجتماعی گرفته تا نحوه غذا‌خوردن و حتی استفاده از فناوری‌ها.

به باور بسیاری از کارشناسان، همه‌گیری ویروس کرونا یکی از تبعات تغییرات زیست‌محیطی است. و پر‌بیراه نخواهد بود اگر بگوییم بروز آن تلنگری بود برای بشر در مواجهه با بحران‌های اقلیمی و تغییرات ناشی از آن است. بشر البته سعی خواهد کرد با استفاده از فناوری خود را از این بحران برهاند. روزنامه بریتانیایی گاردین در مقاله‌ای ما را سه دهه به جلو می‌برد و به ما نشان می‌دهد خانه‌های ما در آینده در مواجهه با بحران‌های اقلیمی چگونه جایی خواهند بود.

یک اتاق کوچک و مایل به آبی را تصور کنید که پر است از سیم، صفحه نمایش و حس‌گرهای مختلف. ساکن این خانه به دلیل یک بیماری همه‌گیر مشترک بین انسان و دام در داخل خانه زندانی شده و دولت بیرون رفتن از خانه را برای او غیرقانونی اعلام کرده است.

یک آشپزخانه در پایین راهرو وجود دارد که او و چند غریبه که به صورت آنلاین با هم آشنا شده‌اند به طور مشترک از آن استفاده می‌کنند اما او بیشتر غذاهای خود را آنلاین سفارش می‌دهد. میکروفون‌ها تعاملات او را ضبط می‌کنند. یک حسگر حرکتی روی مچ دست او به او یادآوری می‌کند که عملکرد خود را بهینه کند. در حالی‌که از اندوه برای دنیایی که پر است از مرگ و میر‌های روزانه رنج می‌برد، چند گیاه خریده است تا فضای خانه را روشن کند و یک دستگاه دیجیتال جیبی به او یادآوری می‌کند که به آنها آب بدهد. در همین حال او این خبر را می‌شنود که ثروتمندترین مرد جهان به تازگی جو زمین را ترک کرده است.

داشتن خانه‌هایی با این ویژگی‌ها در سال ۲۰۲۱ کمی زیادی است. اما خانه‌های آینده ما در سال ۲۰۵۰ چگونه خواهند بود؟ آیا ممکن است فضاهایی امیدوار‌کننده‌تر نسبت به آنچه در دوران همه‌گیری تجربه کردیم داشته باشیم یا ناگزیر در دنیایی خالی از حفظ حریم خصوصی و در حالی که اتمیزه شده‌ایم و با بحران‌های اقلیمی و بحران مسکن دست و پنجه نرم می‌کنیم و هدست‌های متا داده‌های ما را از روح ما بیرون می‌کشند در تنهایی خود آرام آرام غرق می‌شویم؟

سارا داگلاس، رئیس شرکت «فضای لیمینال» می‌گوید: « ما در آینده احتمالا کمی از هر دو دنیا را تجربه خواهیم کرد. او در نمایشگاهی به نام «خانه‌های آینده» در لندن، به ما نشان می‌دهد ما سه دهه دیگر چگونه زندگی خواهیم کرد. او می‌گوید: «خانه‌های آینده می‌توانند به ما کمک کنند تا به روش‌های طراحی‌شده‌تر و پیچیده‌تر شکوفا شویم». اما این فرآیند تا زمانی‌که یاد بگیریم چگونه از مزایای فوق‌العاده و پرسش‌های اخلاقی که فناوری‌های تعاملی جدید به ارمغان می‌آورند گذر کنیم، آشفته خواهد بود.»

این نمایشگاه خانه‌ای را به نمایش گذاشته که سه نفر (بدون جنسیت) در آن زندگی می‌کنند. یکی از آنها کای ۱۷ ساله است که برای یک شرکت چاپ سه بعدی کار می‌کند، در اتاق متاورس می‌پلکد و هرگز گوشت نخورده (و نمی‌تواند بفهمد چرا کسی گوشت می‌خورد). دیگری پدربزرگ/مادربزرگی است به نام مو، که ۷۶ ساله و یک معلم بازنشسته است که دچار زوال عقل زودرس شده و برای روزهای خوب گذشته احساس دلتنگی می‌کند؛ و چارلی ۳۴ ساله که فلج مغزی دارد و در یک شرکت تولید کننده پروتئین در بوینس آیرس کار می‌کند. زندگی در سال ۲۰۵۰ بر اساس سه «روند کلان» کلی شکل می‌گیرد: بحران آب و هوایی، پیری جمعیت؛ و «انقلاب صنعتی چهارم» که شاهد نفوذ فناوری‌های جمع آوری داده از طریق نفوذ در خصوصی‌ترین فضاهای ما خواهد بود.

البته که ما هیچ‌کدام از این روندهای آینده را با جان و دل نمی‌پذیریم. ریچل کولدیکات، یک مدیر صنایع مراقبتی، که در مورد چگونگی تعامل فناوری با انسان‌ها تحقیق می‌کند، می‌گوید ما ممکن است در آینده با سه دسته از مردم روبرو باشیم. «طبقه‌ای که بسیار [با این سیستم و شبکه]مرتبط هستند، طبقه‌ای که هنوز سردرگم‌‌اند و طبقه‌ای که تصمیم می‌گیرند کاملا خارج از این سیستم زندگی کنند.» او البته هشدار می‌دهد برای کسانی که می‌خواهند خانه خود را به صورت یک پناهگاه خصوصی نگه دارند، این کار آسان نخواهد بود. قدرتمندترین شرکت‌های فناوری جهان قبلاً تمرکز خود را از تلفن‌ها به خانه‌ها تغییر داده‌اند: شرکت گوگل دارای لانه‌ای از سیستم‌های امنیتی «هوشمند» است. آمازون فناوری‌هایی را که قادر به خواندن «داده‌های احساسی» شما هستند به ثبت رسانده و فیس بوک در حال راه اندازی «متاورس» خود است.

کولدیکات می‌گوید مردم به گونه‌ای نگرانی‌های قبلی خود را نسبت به این فناوری‌ها از دست خواهند داد و به گفته او مثلا« اگر مردم هم‌اکنون الکسا نمی‌خرند زیرا دستگاهی است که به حریم خصوصی نفوذ پیدا می‌کند، در آینده بدون توجه به این ویژگی الکسا آن را می‌خرند زیرا استفاده هندزفری از آن در آشپزخانه خوب است.»

برخی از ما ممکن است چاره‌ای جز تسلیم شدن نداشته باشیم. اگر خانه‌های ارزان قیمت شهرداری همچنان در آینده وجود داشته باشند، آیا ممکن است ساکنان آن ملزم شوند که زیر نظر قرار گیرند تا «ثابت کنند» که حق زندگی در این خانه‌ها را دارند؟ آیا کسانی که از بیمه‌های بیکاری استفاده می‌کنند اگر تا ساعت ۸:۳۰ صبح هنوز در رختخواب باشند، برای آنها مشکلی ایجاد خواهد شد؟ کلودیکات معتقد است که ممکن است اینطور باشد.

امادست‌کم از بیرون، خانه‌های ما تقریباً یکسان به نظر می‌رسند. هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم که مثلا ذائقه مردم بریتانیا برای تراس‌های ویکتوریایی تا سال ۲۰۵۰ از بین خواهد رفت. پیرز تیلور معمار سرشناس بریتانیایی می‌گوید: با این تفاوت که «خانه‌ها باید سخت تر کار کنند.» خانه‌های ما در آینده هم فضای کاری و هم فضایی برای ورزش و هم جایی برای خوردن و خوابیدن ما خواهند بود و به همین دلیل باید فضاهایی انعطاف‌پذیرتر باشند.

حدود ۸۰ درصد از کربن منتشر شده در ساخت و سازها از بتن و فولاد به کار برده تولید می‌شود، بنابراین استفاده از مواد تجدیدپذیر مانند الوار در خانه‌های جدید و همچنین ساختمان‌های کم ارتفاع رایج‌تر خواهند بود. طراحی داخلی ساختمان‌ها به گونه‌ای خواهد بود که بتواند به سرعت تغییر کند و مثلاً ورود یک کودک یا یک پناهنده نجات یافته از یک فاجعه آب وهوایی را در خود جای دهد. ما شاید به سرعت خرید آبونمان خود را به شرکت‌هایی که مبلمان، لوازم خانگی و وسایل نقلیه ارائه می‌کنند، تغییر دهیم، همانطور که امروزه با نت‌فلیکس و برخی سینماهای خانگی مشترک هستیم.

نگاهی بیندازیم به برخی از تغییراتی که ممکن است در آینده در خانه‌های خود شاهد آن باشیم.

100%

اتاق نشیمن

استفاده از حسگرها، میکروفون‌ها، دوربین‌ها، نمایشگرها در اتاق‌های نشیمن‌ آینده احتمالاً تا سال ۲۰۵۰ بسیار رایج‌تر و البته پنهان‌تر خواهند شد. نسخه آینده الکسا ممکن است در یک شمعدان یا یک گلدان تعبیه شود و با مواد طبیعی بیشتر (چوب، کنف، کاه و غیره) ترکیب شود. الکسای آینده نه تنها به آنچه شما می‌گویید پاسخ می‌دهد، بلکه به لحن و حجم صدای شما نیز پاسخ می‌دهد، و متوجه می‌شود که چه زمانی سر فرزندانتان فریاد می‌زنید.

ایوون راجرز، رئیس دانشکده علوم کامپیوتری در دانشگاه یو سی ال لندن می‌گوید، اگر بتوانیم کنترل داده‌های خود را در دست بگیریم، هیچ یک از اینها نباید چیز وحشتناکی باشد. ما می‌توانیم در اینجا بر جنبه‌های پادآرمان‌شهری (دیستوپیایی) تمرکز کنیم، اما اگر انتزاعی‌تر به این فکر کنیم که چگونه می‌توانیم از داده‌هایی که این دستگاه‌ها جمع‌آوری می‌کنند استفاده کنیم، این فناوری‌ها جنبه‌های جالبی دارند که می‌توانیم از آنها بهره ببریم.»

با توجه به اینکه بیشتر ما از خانه کار خواهیم‌ کرد (یا به دلیل اتوماسیون بیکار هستیم) و احیانا کمتر می‌توانیم سفر کنیم، به دنبال راه‌های بیشتری برای ارتباط‌های مجازی خواهیم بود. راجرز می‌گوید: «ما احتمالاً می‌توانیم کمی باهوش‌تر از متاورس فیسبوک باشیم. دستیابی به هولوگرام سه‌بعدی، شبیه به جنگ ستارگان، از عزیزانمان نیز چندان دور از دسترس نخواهد بود. ما همین حالا می‌توانیم از واقعیت افزوده برای امتحان مبلمان در اتاق نشیمن خود استفاده کنیم اما این فناوری در آینده بیشتر توسعه خواهد یافت.


100%

آشپزخانه

طراحی و استفاده از آشپزخانه در میان نسل‌های اخیر تغییرات بزرگی را به خود دیده است: از پیدایش اتاقی شبیه گالری که برای خدمتکار طراحی شده تا ساخت یک فضای بزرگ و جمعی در آشپزخانه که کانون خانواده است و جای اتاق ناهارخوری را گرفته است. اما هیچکدام از اینها به این معنا نیست که ما بیشتر آشپزی می‌کنیم. به نظر می‌رسد تحویل غذا با هواپیماهای بدون سرنشین، خوردن گوشت‌های آزمایشگاهی و پیروی از برنامه‌های غذایی بهینه‌سازی شده، در آینده مهارت‌های آشپزی مردم را کمتر خواهد کرد و این کار را بیشتر به یک سرگرمی شیک تبدیل خواهد کرد. خوردن گوشت حیوانات احیانا به چیزی شبیه به سیگار کشیدن تبدیل خواهد شد؛ و شاید همانقدر ناسالم، منسوخ و اندکی طغیانگرانه تلقی شود.

100%

حمام و دستشویی

ریچارد بکت، استاد طراحی بیو-دیجیتال در دانشگاه یو سی ال لندن می‌گوید: « وقتی ما حدود ۹۰ درصد از زمان خود را در داخل خانه می‌گذرانیم، مواجهه با آنچه که «طبیعت متنوع» نامیده می‌شود، را از دست می‌دهیم. این باعث می‌شود که ما تنوع میکروبی مورد نیاز بدنمان را دریافت نکنیم که خود منجر به بروز بسیاری از بیماری‌های مزمن جدید می‌شود.»

ریچارد بکت برای مقابله با این مشکل، در حال طراحی و توسعه مصالح ساختمانی است که طبیعت را به داخل خانه می‌آورند. مصالح ساختمانی مانند کاشی‌های حمام که حاوی میکروب‌های مفید هستند و یا معادل سرامیکی کلم ترش. او می‌گوید: «ممکن است مصالح ساختمانی نیاز به بافت بیشتر و پرمنفذ‌تری داشته باشند و ما شاید با دیوارها و سطوح خانه به شکل متفاوتی برخورد کنیم. مثلا شاید مجبور باشیم همانطور که به گیاهان آب می‌دهیم، مواد مغذی روی دیوارهای خود بپاشیم.»

در همین حال، توالت‌های هوشمند مدفوع و ادرار شما را رصد می‌کنند تا از سلامت فلور روده و هورمون‌های شما اطمینان حاصل کنند و در عین حال شما را با دوش‌های سفارشی خود درمان کنند؛ البته تا زمانی که اشتباهاً روی توالت دیگران ننشینید. اما اگر برخی مردم تصمیم بگیرند از این امکانات دیجیتال استفاده نکنند، چه چیزی از دست خواهند داد؟ آیا اگر این افراد اطلاعات خود را به شرکت‌های فروش توالت ندهند، مثلا مکمل‌های رایگان منیزیم تحویل نمی‌گیرند؟

آینه‌های خانه‌های آینده ما نیز احتمالا بسیار جذاب‌تر خواهند شد. این آینه‌ها جملات امیدوار‌کننده صبحگاهی می گویند، به شما یادآوری می‌کنند که قرص‌های خود را مصرف کنید، به شما کمک می‌کنند آرایش کنید و کودکان را تشویق می‌کنند تا دندان‌های خود را با فیلترها و انیمیشن‌های واقعیت افزوده مسواک بزنند.

اتاق خواب

پتو یا احتمالاً تشک شما نیز می‌تواند خواب شما را رصد کند. داگلاس می‌گوید: «در حال حاضر، وقتی به گجت‌های قابل پوشیدن فکر می‌کنیم، دستگاه‌هایی شبیه آیفون با صفحه‌نمایش به ذهن می‌آید. ما در آینده شاهد خواهیم بود که این دستگاه‌های جمع‌آوری داده بسیار انسانی‌تر می‌شوند.»

همچنین پیش‌بینی می‌‌شود دیگر مردم به جای خرید و دور ریختن لباس، آنها را به صورت مجازی با هم مبادله کنند.

اتاق بازی

به عنوان یک کارشناس علوم کامپیوتری، ایوون راجرز تمایل دارد که خوشبین باشد. او می‌گوید: « باید به این فکر کنیم که چگونه وسایلی بسازیم که واقعاً شرایط بازی را برای کودکان فراهم و تقویت می‌کنند و به آنها اجازه می‌دهد در اتاق خواب خود خلاقیت داشته باشند.»

او معتقد است اسباب‌بازی‌ها بسیار جذاب‌تر خواهند شد. تصور کنید که یک دریا را به کف اتاق خواب خود آورده‌اید یا می‌توانید از یک فرش واقعی به عنوان فرش پرنده مجازی استفاده کنید. یا اینکه عروسک‌هایی وجود داشته باشد که می‌توانند با کودکان بیمار ارتباط برقرار کنند. واقعاً خوب است به این فکر کنیم که چگونه می‌توانیم یادگیری از طریق خانه را شادتر کنیم و فناوری‌هایی داشته باشیم که واقعا کودکان را به کنجکاوی و خلاقیت بیشتر تشویق می‌کنند.»

100%


باغچه

ما در آینده به طور طبیعی زباله‌های خود را بازیافت خواهیم کرد و سیستم‌هایی برای تامین انرژی خانه‌های خود ایجاد خواهیم کرد. از طرفی ما قادر خواهیم بود میوه‌جات و سبزیجات مورد نیاز خود را در کشور خود تولید کنیم و ما این کار را به صورت اشتراکی انجام خواهیم داد. تا آن‌زمان احیانا آب‌وهوای بریتانیا برای کاشت انار و گلابی خاردار مناسب خواهد بود.

پیرز تیلور، معمار سرشناس بریتانیایی، می‌گوید: « وجود یک حصار کوچک در اطراف باغچه‌های کنونی ما بسیار غیر‌منطقی است. داشتن فضایی که به صورت مشترک بین ۱۰ یا ۲۰ خانه مشترک باشد، بسیار منطقی‌تر است.»

او بر این باور است که امیدوارکننده ترین راه‌حل‌ها در آینده در فضای بین خانه‌ها نهفته است. او می‌گوید: «حتی اگر در آینده همچنان از خودرو استفاده کنیم ، نوع مالکیت باید تغییر کند. اجاره مادام‌العمر و کوتاه مدت بسیار منطقی‌تر خواهد بود. اتومبیل‌ها فضای زیادی برای پارکینگ و حتی نگهداری از آنها اشغال می‌کنند. اما وقتی تعداد اتومبیل‌ها را کم کنیم شهرها مکان‌های بسیار زیباتری می‌شوند.» تصور کنید که فضایی که هم‌اکنون به خودروها اختصاص داده شده در اختیار عابران پیاده، دوچرخه سواران، پارک‌ها، گیاهان، انسان‌ها و حیوانات قرار داده شود. چرا که نه؟

سه پیمانه علمی برای اندازه‌‌گیری مهربانی

۲ آذر ۱۴۰۰، ۱۱:۲۷ (‎+۰ گرینویچ)

مهربانی ورزیدن دلپذیر و مورد مهرورزی قرار گرفتن از آن هم بهتر است. اما چیزی نیست که بتواند با چشم دیده و یا لمس شود. بو، صدا و طعمی هم ندارد. پس علم چگونه می‌تواند آن را مورد پژوهش قرار دهد؟

البته که راهی برای آن وجود دارد و آن، نحوه رفتار مغز ما به‌هنگام انجام یک رفتار خوب در حق دیگری است. این رفتار می‌تواند ثبت و تحلیل شود. بی‌بی‌سی با سه پژوهشگر در این باره گفت‌وگو کرده است که در پی می‌آید.

مغزمان ما را هنگامی که مهربانیم دوست دارد

آیا تاکنون برای کسی از خودگذشتگی به خرج داده‌اید و پس از آن حس خوبی داشته‌اید؟ این به آن دلیل است که بخشی از مغز شما به‌نام «نوکلئوس آکومبنس»، قسمتی از گذرگاه پاداش مغز، با آزاد کردن مواد شیمیایی در بدن، به شما پاداش می‌دهد و برای همین است که احساس خوبی می‌کنید.

یک استاد روانشناسی، عکس‌العمل مغز هنگام انجام اعمالی همچون کمک به دیگری و یا اهدا به یک خیریه را به خوردن یک تکه کیک لذیذ تشبیه می‌کند. به‌گفته او، فرآیندی که در مغز هنگام انجام این‌دست اعمال روی می‌دهد بسیار شبیه به فرآیندی است که در هنگام تجارب مثبت دیگر اتفاق می‌افتد؛ این کارها قسمت‌هایی از مناطق پاداش در مغز را فعال می‌کند و به‌نوعی به آن پاداش می‌دهد و موجب چشمک زدن همان بخش‌هایی از مغز می‌شود که هنگام خوردن یک تکه کیک خوشمزه برای آن روی می‌دهد.

دوپامین، یکی از این مواد شیمیایی است که به‌شکل یک پیام‌رسان در مغز عمل میکند، به ما می‌گوید که آنچه انجام دادیم رفتاری خوب بوده است و ما را به تکرار آن عمل وامی‌دارد. دیگری اکسی‌توسین است که در ایجاد پیوند با و اعتماد به دیگران نقش دارد. اگر پس از وقت‌گذرانی با کسانی که با آنان پیوند عاطفی عمیقی دارید از حس خشنودی لبریزمی‌شوید، این به‌دلیل ترشح اکسی‌توسین است.

دیگری هورمون سروتونین است که در تنظیم خل‌وخو، ایجاد تعادل در برنامه خواب، پایین آوردن اضطراب و افزایش شادی نقش دارد.

چشمان ما به افراد غمگین واکنش نشان می‌دهد

می‌توانید زمانی را به خاطر بیاورید که یکی از دوستان یا اقوام یا حتی یک غریبه غمگین به نظر می‌رسیده است و شما هم برای آنها ناراحت شده‌اید؟ این یک مثال از همدلی است که در جریان آن توانسته‌اید احساسات دیگری را درک کنید. همدلی عامل نشان دادن نگرانی برای دیگران و مهربانی ورزیدن در هنگام نیاز است.

افراد از درجات متفاوتی از همدلی بهره‌مندند. در ادامه، یک متخصص عصب‌پژوهی، درباره اینکه چه آزمایشی برای اندازه‌گیری این مورد در افراد گوناگون استفاده شده است توضیح می‌دهد.

به‌گفته او، وقتی افراد غمگین‌اند، این ناراحتی در جسم آنها پدیدار می‌شود. مردمک چشمشان تنگ‌تر می‌شود و هنگامی که کسی که دارای حس همدلی بالایی باشد به آنان نگاه کند، او نیز بر روی همان موج پیام‌های جسمی اندوه تنظیم و مردمک‌ چشمان او هم تنگ‌تر خواهد شد.

در این آزمایش، افرادی که از حس همدلی بیشتری برخوردار بودند، به مردمک تنگ‌تر چشمان غریبه‌ها هم واکنش نشان دادند. در حالی که افرادی که حس همدلی پایین‌تری داشتند، به آن اصلا واکنش نشان ندادند.

بخشی از مغزمان به ما درس سخاوت می‌دهد

مغز ما با «نوکلئوس آکومبنس» برای مهربانی به ما پاداش می‌دهد اما قسمتی دیگر از آن هم از ما می‌خواهد که با دیگران مهربان باشیم.

یک استاد روانشناسی در سال ۲۰۱۶ و در جریان یک آزمایش در دانشگاه آکسفورد، از وجود بخشی در مغز که هنگام کمک به دیگران چشمک می‌زند، پرده برداشت.

در این آزمایش از داوطلبان خواسته شد تا از چندین نماد استفاده کنند. انتخاب یک نماد، به آنان پاداش می‌داد، در حالی که با انتخاب دیگر نمادها، پاداش نصیب بقیه می‌شد. هنگامی که افراد تعمدا انتخاب کردند که دیگران پاداش بگیرند تا خودشان، ناحیه‌ای در قشر کمربندی قدامی مغز فعال می‌شد که پس از انتشار پژوهش مذکور،«مرکز سخاوت» مغز نام گرفت.

وقتی عملی برای نفع صرف دیگری انجام می‌دهیم، مرکز سخاوت مغز ما سوسو می‌زند. به‌گفته پژوهشگری که هدایت این آزمایش را بر عهده داشت، این قسمت از مغز به‌ویژه برای سود رساندن به دیگری تنظیم شده است.

در این آزمایش نیز، همانند آزمایش مربوط به مردمک چشم، همدلی، به‌ویژه در سرعت افراد در کمک‌رسانی به دیگران، نقش داشت و فعال بودن این بخش ویژه در مغز، در تمامی داوطلبان یکسان نبود. در نتیجه داوطلبانی که خود را همدل‌تر توصیف می‌کردند زودتر برای منفعت رساندن به دیگران وارد عمل شدند تا آنانی که از حس همدلی بهره کمتری برده بودند.

کریسمس در اروپا؛ صف‌آرایی واکسینه در برابر غیرواکسینه

۱ آذر ۱۴۰۰، ۱۳:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)

کریسمس ۲۰۲۱ در راه است؛ قرار بود امسال خانواده‌ها و دوستان در اروپا با آغوش باز به استقبال آن بروند و یکدیگر را در آغوش بفشارند. اما در عوض، با افزایش موارد ابتلا به کرونا به ارقامی بی‌سابقه در برخی کشورهای اروپا، قاره سبز به مرکز شیوع کوویدـ۱۹ در جهان بدل شده است.

با اوج گرفتن موارد ابتلا پس از نزدیک به دو سال محدودیت، بحران سلامت شهروندان را به جان یکدیگر انداخته است و موجب صف‌آرایی واکسینه در برابر غیرواکسینه شده است.

دولت‌ها برای حمایت از نظام‌های درمان که کمرشان زیر بار فشار خم شده است، مستاصلند و می‌کوشند با اعمال مقرراتی برای محدود کردن انتخاب‌های افراد غیرواکسینه، نرخ واکسیناسیون را افزایش دهند.

اتریش؛ مردم با زبان خوش واکسن بزنند

اتریش روز جمعه یک گام فراتر نهاد و واکسیناسیون را از یکم فوریه ۲۰۲۲ اجباری کرد.

الکساندر شالنبرگ، صدراعظم اتریش، در این باره گفت که دولت برای مدتی طولانی و احتمالا زیادی طولانی، فکر می‌کرد که ممکن است بتوان مردم اتریش را راضی کرد که خودشان داوطلبانه واکسن بزنند.

او اجباری کردن واکسیناسیون را راه برون‌رفت اتریش از چرخه معیوب موج‌های پی‌درپی شیوع و قرنطینه، یک بار برای همیشه، عنوان کرد.

اتریش فعلا تنها کشور اتحادیه اروپاست که واکسیناسیون را اجباری کرده است اما رفته‌رفته حکومت‌های بیشتری به سختگیری‌های این‌چنینی روی می‌آورند.

اسلواکی؛ تنگ کردن حلقه به‌ گرد افراد غیرواکسینه

اسلواکی هم از دوشنبه، ۲۲ نوامبر، یکم آذرماه، ورود افراد غیرواکسینه به تمامی فروشگاه‌های غیرضروری و مراکز خرید را ممنوع می‌کند. افراد غیرواکسینه در این کشور اجازه نخواهند داشت در مراسم عمومی و تجمعات شرکت کنند و هفته‌ای باید دو بار تست کرونا بدهند تا بتوانند سر کارشان حاضر شوند.

نخست‌وزیر اسلواکی گفت که کریسمس مبارک به‌معنای کریسمس عاری از کوویدـ۱۹ نیست. او تاکید کرد که برای داشتن کریسمسی مبارک، اسلواکی باید نرخ واکسیناسیون بسیار متفاوتی از آنچه دارد داشته باشد.

او محدودیت‌های اعلام‌شده را «قرنطینه افراد غیرواکسینه» توصیف کرد.

تنها کمی بیش از ۴۵ درصد جمعیت ۵/۵ میلیون نفری اسلواکی به‌طور کامل واکسینه شده‌اند. شمار موارد ابتلا به کرونا در این کشور چند روز پیش به بیش از ۸ هزار مورد رسید.

اما تنها اروپای مرکزی و شرقی نیست که با امواج جدید شیوع کرونا دست‌به‌گریبان است. کشورهای ثروتمند غرب اروپا هم زیر تازیانه‌اند و دولت‌های آنها محدودیت‌های جدیدی اعمال کرده‌اند.

آلمان؛ سبک‌ سنگین کردن واکسیناسیون اجباری

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، چند روز پیش گفت که وقت، وقت دست به کار شدن است. تنها ۶۷/۵ درصد جمعیت آلمان واکسینه شده‌اند و این کشور نیز در حال بالا و پایین کردن اجباری‌سازی واکسیناسیون کرونا برای شمار زیادی از نیروهای بهداشت و درمان در این کشور است.

یونان؛ غیرواکسینه‌ها در بند

در یونان نیز غیرواکسینه‌ها مورد هدف قرار گرفته‌اند. نخست‌وزیر یونان چند روز پیش از محدودیت‌های جدیدی برای اشخاص غیرواکسینه خبر داد و ورود این افراد به میکده‌، رستوران، سینما، تئاتر، موزه و باشگاه را، حتی در صورت منفی بودن تست کرونایشان، ممنوع اعلام کرد.

او این محدودیت‌ها را اقدامات فوری برای حفاظت از افراد و البته، تشویق غیرمستقیم به تزریق واکسن عنوان کرد.

حفظ حقوق جمعی یا لگدمال کردن حقوق فردی؟

یک قانونگذار ایرلندی اتحادیه اروپا در واکنش به اعلام محدودیت‌های اخیر برای افراد غیرواکسینه گفت که ملت‌ها به پایمال کردن حقوق فردی شهروندان روی آورده‌اند و در برخی موارد آنان را حتی از رفتن به سر کار بازداشته‌اند. او تصمیم اتریش برای قرنطینه غیرواکسینه‌ها را سناریویی خوفناک خواند. او افزود که در ایرلند، کشوری که ۷۵ درصد جمعیت آن واکسینه شده‌اند، نوعی نفرت‌پراکنی درباره افراد غیرواکسینه در حال شکل گرفتن است.

اما واکسیناسیون اجباری برای مقابله با برخی بیماری‌ها در بسیاری کشورهای جهان بی‌تاریخچه نیست. واکسیناسیون آبله‌ و فلج اطفال، از آن جمله است. هنگامی که سخن از کوویدـ۱۹ به میان می‌آید، به‌رغم گذشتن آمار مرگ‌ومیر جهانی ابتلا به کرونا از ۵ میلیون نفر و با وجود مدارک پزشکی فراوان برای اثبات ایجاد محافظت واکسن در برابر مرگ و وخامت بیماری و کند کردن روند همه‌گیری، گروهی از جمعیت جهان همچنان لجوجانه با واکسن سر عناد دارند.

این هفته، نزدیک به ده هزار نفر در پراگ، پایتخت جمهوری چک، گرد آمدند و در مخالفت با اعمال محدودیت‌های جدید برای افراد غیرواکسینه در این کشور، شعار «آزادی، آزادی» سر دادند.

پل گراوه، استاد دانشگاه اقتصاد لندن، با بیان اینکه هیچ آزادی فردی مطلقی وجود ندارد، گفت آزاد گذاشتن افراد برای واکسن نزدن باید برای تضمین آزادی دیگران برای لذت بردن از سلامت، محدود شود.

همین اصل است که موجب روی‌گردانی دوستان از همدیگر و فاصله انداختن میان خانواده‌ها در کشورهای اروپایی شده است.

بیریگیتا شون‌ماکر، پزشک عمومی و استاد دانشگاه لووِن‌ در بلژیک می‌گوید او هر روزه شاهد این است که واکسن زدن یا نزدن به نبردی میان افراد تبدیل شده است.

شون‌ماکر افزود گرچه او تنش‌های سیاسی حاصل از تئوری توطئه‌پراکنی مردم را می‌بیند، اما این مسائل بُعدی انسانی هم دارد؛ مثلا یکی از بیماران او که از تزریق واکسن می‌ترسد از رفتن به خانه پدر و مادرش محروم شده است.

او گفت که در حالی که مقامات کشورها مدت‌ها برای اجباری‌سازی واکسن دست‌ دست می‌کردند، گونه بسیار مسری دیتا سر بر آورد و طرز تفکر آنها را عوض کرد. شون‌ماکر بازگشت به وضعیت پیشین را بی‌اندازه دشوار توصیف کرد.

با وجود شمار روزافزون موارد ابتلا و محدودیت‌ها برای مهار آنها، بوی دومین تعطیلات کریسمس ناخوشایند در اروپا به مشام می‌رسد.

در بلژیک، همین حالا هم بازار کریسمسی شهر لوون برچیده شده است و سرنوشت بازار کریسمس بروکسل، پایتخت، هم در دست بالا نرفتن شمار موارد ابتلاست.

پس از دو سال سخت، اروپا چشم در راه بازگشت کریسمس همیشگی است.

در آستانه دو سالگی کرونا؛ بالاخره بیمار صفر کیست؟

۱ آذر ۱۴۰۰، ۱۳:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)

نیویورک تایمز در گزارشی به یافته‌های جدید درباره روزهای نخستین شیوع کوویدـ۱۹ پرداخته است.

به‌گزارش مایکل وروبی، دانشمندی که درباره آغاز همه‌گیری کوویدـ۱۹ در چین پژوهش می‌کند، سازمان بهداشت جهانی به‌احتمال زیاد در ترتیب زمانی شرح وقایع برای یافتن آغاز همه‌گیری، دچار خطا شده است. در گزارش وروبی آمده است که بیمار صفر کوویدـ۱۹، یک فروشنده زن در بازار زنده‌فروشی ووهان چین بوده است و نه حسابدار مردی که کیلومترها دور از این بازار زندگی می‌کرده است. گزارش این دانشمند در نشریه پزشکی «علم» منتشر شده است.

این گزارش، بحث بر سر اینکه اولین فرد مبتلا به کوویدـ۱۹ کیست را دوباره باز کرده است اما همچنان هم مشخص نیست که این ویروس ابتدا از بازار شهر ووهان سر بر آورد یا از آزمایشگاه ویروس‌شناسی ووهان نشست پیدا کرد یا جور دیگر به بزرگترین فاجعه سلامت قرن اخیر تبدیل شد.

مایکل وروبی، یک متخصص پیشگام در زمینه پژوهش تکامل ویروس در دانشگاه آریزونا در آمریکا، با جمع‌آوری اختلافات موجود منتشرشده درباره آغاز کرونا در نشریات پزشکی و ویدیوهایی در شبکه‌های خبری چین درباره نخستین دو بیمار ثبت‌شده مبتلا به کرونا، یک نمودار زمانی تنظیم کرد.

بنا بر استدلال وروبی، اولین مورد ابتلا که در بازار ووهان فروشنده بوده، در کنار بررسی دیگر موارد اولیه بستری مبتلایان به کرونا که با این بازار مرتبط بوده‌اند، نشان می‌دهد که به احتمال فراوان همه‌گیری از بازار ووهان آغاز شده است.

به‌گفته دکتر وروبی، در شهر ۱۱میلیون نفری ووهان، نیمی از نخستین مبتلایان به بازاری مرتبط بودند که سایز یک زمین فوتبال است؛ اگر شیوع کوویدـ۱۹ از این بازار نبوده باشد، توضیح انتقال آن بسیار دشوار می‌شود.

بسیاری متخصصان، از جمله پیتر دشک، یکی از بازرسان تیم سازمان بهداشت جهانی که برای یافتن منشا کرونا به ووهان چین سفر کرده بود، گفت که اظهارات وروبی صحیح است و اولین بیمار مبتلا به کرونا احتمالا یک فروشنده در بازار ووهان بوده است.

برخی متخصصان همچنان مدارک در دست برای دانستن اینکه همه‌گیری کوویدـ۱۹ چگونه آغاز شد را ناکافی می‌دانند و بر این باورند که ویروس ابتدا بیمار صفری غیر از این فروشنده را مبتلا کرده است و سپس با انتقال سریع بین افراد، پایش به بازار ووهان باز شده است. تحقیقات بر روی سیر تغییر ژنوم ویروس عامل کوویدـ۱۹، از جمله یکی از پژوهش‌های خود وروبی، نشان می‌دهد که اولین مورد عفونت حدودا در نیمه نوامبر ۲۰۱۹ و هفته‌ها پیش از بیمار شدن فروشنده مذکور رخ داده است.

به‌گفته یک ویروس‌شناس، این نخستین بار نیست که در گزارش سازمان بهداشت جهانی درباره منشا ویروس کرونا، که با همکاری پژوهشگران چینی انجام شده است، ایراد پیدا شده است اما گزارش وروبی هم برای تعیین خاستگاه کوویدـ۱۹ چندان دقیق نیست.

اشتباه از کجا آغاز شد؟

مقامات ووهان پیش‌تر و در اوایل ژانویه ۲۰۱۱ گفتند که نخستین موارد ابتلا به کرونا در ووهان چین ۸ دسامبر ۲۰۱۹ پیدا شد؛ در فوریه ۲۰۲۱، بیمار صفری را مشخص کردند که ۸ دسامبر ۲۰۱۹ بیمار شده بود اما این فرد با بازار ووهان مرتبط نبود.

رییس سازمان مهار و پیشگیری از بیماری‌ها در چین پیش‌تر گفته بود که ابتدا تصور می‌شده که بازار ووهان خاستگاه کروناست اما دیرتر مشخص شده است که این بازار تنها یکی از قربانیان کوویدـ۱۹ در ووهان بوده است.

سفر تیم بازرسان سازمان بهداشت جهانی به ووهان چین در ژانویه ۲۰۲۱ برای یافتن منشا کرونا، بیمار صفری که مقامات ووهان پیش‌تر اعلام کرده بودند را تایید کرد. این تیم با مرد حسابدار مذکور هم مصاحبه کرد.

پیتر دشک، یکی از متخصصانی که تیم بهداشت جهانی را در این سفر همراهی کرده بود، می‌گوید که طبق بررسی‌های دکتر وروبی، آنان در یافتن بیمار صفر اشتباه کرده‌اند و تاریخ ۸ دسامبر، تاریخ صحیحی نیست.

به‌گفته دشک، تیم سازمان بهداشت جهانی از حسابدار نپرسید که علایم او چه وقت آغاز شد و به تاریخی که دکترهای بیمارستان در ووهان به آنان داده بودند اکتفا کرد؛ اشتباه از همان جا رقم خورد.

به‌گفته دشک اگر تیم سازمان بهداشت جهانی بیمار صفر را درست شناسایی کرده بود می‌توانست سوالات بهتری از این زن درباره اینکه او در چه غرفه‌ای کار می‌کرد و محصولاتی که می‌فروخت از کجا آمده بود بپرسد.

اشتباهات و اظهارات ضدونقیض

نهایتا در گزارش سازمان بهداشت جهانی آمد که ویروس کرونا از حیوان به انسان منتقل شده است اما این سازمان نمی‌تواند آغاز شیوع کوویدـ۱۹ از بازار زنده‌فروشی ووهان را تایید کند. اما از آن سو با اطمینان اعلام کرد که فرضیه مطرح‌شده درباره نشت ویروس از آزمایشگاه ویروس‌شناسی ووهان «بسیار نامحتمل» است.

گزارش سازمان جهانی بهداشت به‌دلیل اشتباهات و کمبودهایش مورد انتقادهای فراوان قرار گرفته است. روزنامه واشینگتن پست در ژوئیه ۲۰۲۱ گزارش داد که لیست نمونه‌های ویروسی اولین مبتلایان، از جمله نخستین مورد ابتلای تاییدشده، که در این گزارش آمده است اشتباه دارد. سازمان بهداشت جهانی قول داد که اشتباهات گزارش را رفع کند، اما این اطلاعات همچنان بر وبسایت این سازمان باقی مانده‌اند.

وروبی، که در پیدایش خاستگاه آنفلوانزا و اچ‌آی‌وی تخصص دارد، کوشید از ارتباط نخستین روزهای همه‌گیری کوویدـ۱۹ سر در آورد. او گزارش ماه مه ۲۰۲۰ مقامات سلامت و بیمارستان ووهان را خواند و از اینکه یک حسابدار مرد ۴۱ ساله که هیچ ارتباطی با بازار زنده‌فروشی ووهان نداشت بیمار صفر معرفی شده بود متعجب شد. در این گزارش همچنین ظهورعلایم بیماری در این مرد ۱۶ دسامبر، نه ۸ دسامبر، قید شده بود.

وروبی مصاحبه‌ای از مرد حسابدار به‌تاریخ مارس ۲۰۲۰ با یک نشریه در شانگهای پیدا کرد که در آن می‌گفت که ۱۶ دسامبر تب کرده است. بنا بر ویدیوی این مصاحبه، او هرگز به بازار ووهان نرفته بود؛ در گزارش سازمان بهداشت جهانی او کیلومترها دورتر از این بازار زندگی می‌کرد. این مرد علایم خود را علایمی شبیه به کرونا توصیف کرد و گفت که احساس تنگی‌نفس و درد در قفسه سینه داشته است.

به‌گفته وروبی این که این مرد در حوالی آن تاریخ باید برای جراحی دندان به بیمارستان می‌رفت و برای او آنتی‌بیوتیک هم تجویز شده بود. بنابراین ممکن است این موارد در قید تاریخ اشتباه برای اولین مورد ابتلا به همه‌گیری کوویدـ۱۹ دخیل بوده باشد.

رنگ باختن امید برای یافتن حقیقت

طبق بررسی‌های مایکل وروبی، نخستین مورد ابتلا به کوویدـ۱۹ زنی فروشنده در بازار ووهان است که علایم او حوالی ۱۱ دسامبر ۲۰۱۹ ظاهر شد.

تا ۳۰ دسامبر ۲۰۱۹، تاریخ قیدشده برای زمانی که مقامات ووهان به دکترها اعلام کردند که به‌دنبال ارتباط بین موارد ابتلا با با بازار ووهان‌اند، ده‌ها مورد احتمالی ابتلا به کرونا به بیمارستان‌های ووهان مراجعه کرده بودند.

تا آن زمان دو بیمارستان ووهان هر کدام حدود ۷ مورد ابتلا به ذات‌الریه پذیرش کرده بودند که نمی‌توانستند علت وقوع آن را توضیح دهند؛ مواردی که در حقیقت کوویدـ۱۹ بوده است. ۴ مورد از هر هفت مورد در هر دو بیمارستان، با بازار ووهان مرتبط بود.

با این حال، برخی دیگر دانشمندان همچنان بر این باورند که اینکه کوویدـ۱۹ از بازار ووهان شروع شد هیچ حتمی نیست.

به‌گفته بعضی متخصصان، ممکن است هرگز به منشا کوویدـ۱۹ پی نبریم. چرا که گرچه تلاش وروبی برای بازسازی وقایع با اطلاعات در دست، ستودنی است اما کار او نیز فرضیه‌ای همچون دیگر فرضیات پیش‌تر مطرح‌شده است و تنها جزئیاتی جدید از نخستین موارد ابتلا، که به نیمه نوامبر ۲۰۱۹ بازمی‌گردد، به دانشمندان در ردیابی منشا ویروس عامل کوویدـ۱۹ کمک خواهد کرد.