• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

فارسی در نسل دوم؛ وقتی زبان خانه دیگر زبان زندگی نیست

تهمینه رستمی

ایران‌اینترنشنال

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

کودک فارسی را می‌فهمد، اما به انگلیسی، آلمانی یا زبانی دیگر جواب می‌دهد. با پدربزرگ و مادربزرگش حرف می‌زند، اما واژگان فارسی او برای توضیح اضطراب، رابطه عاطفی، سیاست یا آینده کافی نیست.

او ممکن است همچنان خود را ایرانی بداند و با فرهنگ ایران احساس نزدیکی کند، اما فارسی دیگر زبان اصلی زندگی‌اش نیست.

در مطالعات مهاجرت و دوزبانگی، فارسی برای بسیاری از فرزندان مهاجران ایرانی یک زبان میراثی است؛ زبانی که از خانواده و پیشینه فرهنگی به کودک می‌رسد، در حالی که زبان غالب آموزش و زندگی اجتماعی او زبان دیگری است.

این اصطلاح با زبان مادری یکسان نیست؛ زبان مادری معمولا نخستین زبان یا زبان‌های آموخته‌شده در کودکی است، اما زبان میراثی ممکن است خیلی زود جایگاه مسلط خود را از دست بدهد.

برای ایرانیان، این فقط مساله آموزش زبان نیست. بیش از چهار دهه مهاجرت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، جامعه‌ای چندنسلی در خارج از ایران ساخته است؛ جامعه‌ای که بخشی از آن اکنون وارد نسل سوم شده است. مساله دیگر فقط این نیست که کودکان چند واژه فارسی می‌دانند، بلکه این است که چه مقدار از زبان، حافظه خانوادگی و ارتباط مستقیم با ایران به نسل‌های بعد خواهد رسید.

یک نسل زبان را ضعیف می‌کند؛ نسل بعد ممکن است آن را از دست بدهد

ورود کودک به مدرسه یکی از مهم‌ترین نقاط تغییر در زندگی زبانی اوست. زبان کشور میزبان فقط زبان درس نیست؛ همان زبان، زبان دوستی، بازی، شوخی، موسیقی، اینترنت و بخش بزرگی از ارتباط اجتماعی او می‌شود. حتی در خانواده‌ای که والدین در خانه فارسی حرف می‌زنند، سهم واقعی فارسی از زندگی روزمره کودک به‌تدریج کاهش پیدا می‌کند.

پژوهش‌های مربوط به دوزبانگی نشان داده‌اند مقدار و کیفیت مواجهه با هر زبان، فرصت استفاده از آن و نیاز واقعی کودک به صحبت کردن، در میزان حفظ زبان خانواده نقش تعیین‌کننده دارند. شنیدن فارسی در خانه می‌تواند به حفظ فهم زبان کمک کند، اما لزوما کافی نیست تا کودک در نوجوانی بتواند درباره موضوعات پیچیده به فارسی حرف بزند، بخواند یا بنویسد.

100%

این تغییر معمولا ناگهانی رخ نمی‌دهد. کودک ابتدا فارسی را می‌فهمد و فارسی پاسخ می‌دهد. بعد ممکن است همچنان حرف والدین را بفهمد اما به زبان غالب جواب دهد. در مرحله بعد، فارسی بیشتر به موضوعات خانوادگی و روزمره محدود می‌شود و برای بیان احساسات، موضوعات درسی یا اختلاف‌های شخصی، زبان دیگری جای آن را می‌گیرد.

فهمیدن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن نیز یک مهارت واحد نیستند. ممکن است فردی فارسی را تقریبا کامل بفهمد اما هنگام حرف زدن واژه کم بیاورد، یا روان صحبت کند اما نتواند یک متن ساده را بخواند. در چنین شرایطی، دسترسی مستقیم او به ادبیات، رسانه، تاریخ و بخش بزرگی از جهان مکتوب فارسی نیز محدود می‌شود.

تجربه برخی جوامع مهاجر نشان می‌دهد تغییر الگوی استفاده از زبان می‌تواند ظرف دو یا سه نسل بسیار عمیق شود. در آمریکا، ۸۹ درصد جوانان لاتین نسل اول و ۷۹ درصد نسل دوم توانایی بالایی در صحبت به اسپانیایی گزارش کرده‌اند؛ این نسبت در نسل سوم به ۳۸ درصد کاهش یافته است. در خواندن و نوشتن اسپانیایی نیز تنها ۲۶ درصد نسل سوم مهارت بالا گزارش کرده‌اند.

داده‌های کانادا نیز تغییر زبان درون خانواده را نشان می‌دهد. در خانواده‌هایی که هر دو والد مهاجر یک زبان مادری غیررسمی مشترک داشتند، ۲۴.۴ درصد فرزندان فقط یکی از زبان‌های رسمی کانادا، یعنی انگلیسی یا فرانسوی، را در خانه استفاده می‌کردند؛ در حالی که این نسبت در میان والدین آنها تنها ۲.۵ درصد بود.

این آمار مربوط به ایرانیان نیست و نمی‌توان آن را مستقیما به جامعه ایرانی تعمیم داد، اما یک الگوی روشن را نشان می‌دهد: قدرتمند بودن زبان در نسل اول، تضمینی برای انتقال آن به نسل سوم نیست.

وقتی زبان مشترک کوچک می‌شود، گفت‌وگوهای مهم دشوارتر می‌شوند

پیامد تغییر زبان فقط فرهنگی نیست. یکی از مهم‌ترین مسائل در خانواده‌های مهاجر، فاصله‌ای است که ممکن است میان توانایی زبانی والدین و فرزندان شکل بگیرد.

کودک معمولا زبان کشور میزبان را سریع‌تر و عمیق‌تر از والدین می‌آموزد. پدر یا مادر ممکن است زبان جدید را برای کار و زندگی روزمره به خوبی بداند، اما هنگام بیان احساس، خاطره یا موضوعی پیچیده همچنان فارسی را دقیق‌تر بداند. فرزند، در مقابل، ممکن است دقیقا در همان موضوعات فارسی کافی در اختیار نداشته باشد.

در کودکی این فاصله شاید چندان محسوس نباشد. برای صحبت درباره مدرسه، غذا یا برنامه فردا، دامنه محدودی از زبان هم کافی است. نوجوانی اما گفت‌وگوهای دیگری می‌طلبد: اضطراب، رابطه عاطفی، هویت، تبعیض، جنسیت، سیاست، آینده و اختلاف‌های خانوادگی.

100%

کم شدن زبان مشترک به‌تنهایی باعث بحران خانوادگی نمی‌شود و مشکلات خانواده‌های مهاجر را نمی‌توان فقط با زبان توضیح داد. وضعیت اقتصادی، تجربه مهاجرت، تفاوت نسلی، تبعیض و فشارهای اجتماعی هم نقش دارند. با این حال، هرچه موضوع گفت‌وگو پیچیده‌تر باشد، محدودیت زبانی بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

در خانواده‌های ایرانی، رابطه با نسل پیشین نیز اهمیت دارد. کودکی که فارسی محدودی دارد ممکن است بتواند با پدربزرگ و مادربزرگ خود درباره امور روزمره صحبت کند، اما شنیدن روایت زندگی، خاطرات مهاجرت یا بحث درباره تاریخ برایش دشوارتر باشد.

برای جامعه‌ای که تجربه معاصر آن با انقلاب، جنگ، سرکوب، اعتراض و موج‌های متعدد مهاجرت گره خورده، این مسئله فقط به حفظ ادبیات و فرهنگ محدود نیست. زبان یکی از مهم‌ترین راه‌های انتقال حافظه خانوادگی و تاریخی است. هرچه این زبان محدودتر شود، دسترسی نسل بعد به تجربه زیسته خانواده نیز بیشتر به روایت‌های خلاصه‌شده و ترجمه‌شده وابسته خواهد شد.

نسل سوم؛ فارسی را چه کسی و با کدام روایت از ایران منتقل می‌کند؟

درباره نسل‌های بعدی ایرانیان هنوز داده جامع وجود ندارد. نمی‌دانیم چه تعداد از کودکان ایرانی خارج از کشور فارسی را می‌فهمند، چه تعداد صحبت می‌کنند و چه تعداد قادر به خواندن و نوشتن‌اند. حتی اندازه‌گیری دقیق جمعیت دیاسپورای ایرانی دشوار است، زیرا کشورهای مختلف افراد را بر اساس محل تولد، تابعیت، تبار، قومیت یا زبان طبقه‌بندی می‌کنند.

با این حال، چالش نسل سوم از همین حالا قابل پیش‌بینی است. نسل اول معمولا فارسی کامل را با خود از ایران آورده است. نسل دوم ممکن است نسخه محدودتری از آن داشته باشد: درک خوب، گفتار ضعیف‌تر و سواد نوشتاری کمتر. وقتی همین نسل خود والد می‌شود، کاهش مهارت زبانی دیگر فقط مساله شخصی او نیست و می‌تواند مستقیما بر امکان انتقال فارسی به فرزندش اثر بگذارد.

در مورد ایرانیان، آموزش فارسی یک پیچیدگی سیاسی هم دارد. بسیاری از خانواده‌های مهاجر میان نیاز به حفظ زبان و بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی یا وابسته به جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند. همه به مدرسه فارسی دسترسی ندارند و بخشی از والدین نیز نمی‌خواهند آموزش زبان فرزندشان با آموزش مذهبی، محتوای ایدئولوژیک یا روایت رسمی حکومت از تاریخ و هویت ایران پیوند بخورد.

در نتیجه، پرسش فقط این نیست که فارسی چگونه باید آموزش داده شود؛ این پرسش هم مطرح است که چه کسی آن را آموزش می‌دهد، با چه محتوایی و با چه تصویری از ایران.

چند ساعت کلاس در آخر هفته به‌تنهایی کافی نیست. زبان زمانی شانس بیشتری برای ماندن دارد که کودک برای استفاده از آن دلیل داشته باشد؛ کتاب و محتوای مناسب سنش در دسترس باشد، با همسالان فارسی‌زبان ارتباط داشته باشد و بتواند با فارسی نه فقط درباره خانه و غذا، بلکه درباره جهان خودش حرف بزند.

برای بخشی از نسل دوم ایرانیان، فارسی هنوز زبان خانه است اما دیگر زبان اصلی زندگی نیست. برای نسل سوم، مسئله بنیادی‌تر است: آیا فارسی اصلا زبان خانه باقی خواهد ماند؟

این پرسش فقط درباره دوام یک زبان نیست. پاسخ آن تا حدی نشان خواهد داد نسل‌هایی که شاید هرگز در ایران زندگی نکنند، چقدر می‌توانند بی‌واسطه به حافظه خانواده، تاریخ معاصر و تجربه ایرانی دسترسی داشته باشند؛ و آیا ایران برای آنها سرزمینی خواهد بود که زبانش را می‌شناسند، یا روایتی که همیشه باید از زبان دیگری ترجمه شود.

Banner

پربازدیدترین‌ها

مجتبی خامنه‌ای ۶ فرمانده ارشد نیروهای مسلح را منصوب کرد
۱

مجتبی خامنه‌ای ۶ فرمانده ارشد نیروهای مسلح را منصوب کرد

۲
روایت شما

کافه‌گردی زیر فشار تورم؛ از «هیچ» تا ۳۰ میلیون در ماه

۳

مجتبی خامنه‌ای دستور داد ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا تکمیل شود

۴

از کربلای ۴ تا آمیا؛ محسن رضایی به راس ساختار امنیتی جمهوری اسلامی رسید

۵
روایت شما

کارگران معادن و کارکنان شرکت‌ها ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند

انتخاب سردبیر

  • فارسی در نسل دوم؛ وقتی زبان خانه دیگر زبان زندگی نیست
    تحلیل

    فارسی در نسل دوم؛ وقتی زبان خانه دیگر زبان زندگی نیست

  • بشار اسد همراه با برادرش ماهر اسد و ۷ تن دیگر به اعدام محکوم شدند

    بشار اسد همراه با برادرش ماهر اسد و ۷ تن دیگر به اعدام محکوم شدند

  • انجمن حمایت از حقوق کودکان از موارد پرتعداد آزار جنسی و اضطراب حاصل از جنگ در ۱۴۰۴ خبر داد

    انجمن حمایت از حقوق کودکان از موارد پرتعداد آزار جنسی و اضطراب حاصل از جنگ در ۱۴۰۴ خبر داد

  • گهواره‌های خالی، مرزهای شلوغ؛ آینده اروپا به کدام سمت می‌رود؟
    تحلیل

    گهواره‌های خالی، مرزهای شلوغ؛ آینده اروپا به کدام سمت می‌رود؟

  • از کربلای ۴ تا آمیا؛ محسن رضایی به راس ساختار امنیتی جمهوری اسلامی رسید

    از کربلای ۴ تا آمیا؛ محسن رضایی به راس ساختار امنیتی جمهوری اسلامی رسید

•
•
•

مطالب بیشتر

دو سناتور آمریکا خواستار دسترسی به مکاتبات بازداشتگاه‌ها با دیپلمات‌های جمهوری اسلامی شدند

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%
بازداشتگاه اداره مهاجرت و گمرک آمریکا، آیس، در ایالات مینه‌سوتا، رویترز

دو سناتور دموکرات آمریکایی از وزارت امنیت داخلی آمریکا خواسته‌اند به همه مکاتبات احتمالی میان دو بازداشتگاه خصوصی مهاجران و دیپلمات‌های جمهوری اسلامی دسترسی پیدا کنند. این درخواست پس از شکایت پناهجویان ایرانی درباره افشای اطلاعات محرمانه پرونده‌هایشان به حکومت ایران مطرح شد.

آسوشیتدپرس سه‌شنبه ۲۰ مرداد با استناد به دو نامه‌ای که در اختیار این خبرگزاری قرار گرفت، گزارش داد ریچارد بلومنتال و آدام شیف این درخواست را مطرح کرده‌اند.

گروهی از پناهجویان ایرانی ۱۶ تیر در دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده برای ناحیه کلمبیا دادخواستی ثبت کردند که دولت آمریکا را به در اختیار گذاشتن غیرقانونی اطلاعات محرمانه پرونده‌های پناهندگی آنان به حکومت ایران متهم می‌کند.

وکلای گروه دعاوی عمومی «پابلیک سیتیزن» در این پرونده نمایندگی صندوق دفاع حقوقی ایرانی-آمریکایی را بر عهده دارند.

در دادخواست آمده است دولت آمریکا از سال ۲۰۲۵ سیاستی را در پیش گرفته که بر اساس آن، اطلاعات محرمانه پرونده‌های مهاجرتی شهروندان ایرانی متقاضی پناهندگی در آمریکا را در اختیار جمهوری اسلامی قرار می‌دهد.

بر اساس اسناد دادگاه، شماری از این پناهجویان گفتند در دوران بازداشت وادار شدند با مقام‌های دفتر حافظ منافع ایران دیدار کنند. به گفته آنان، این مقام‌ها به اطلاعات محرمانه مربوط به دلایل درخواست پناهندگی‌شان، از جمله آزار و تعقیب به‌دلیل گرویدن به مسیحیت، گرایش جنسی یا شرکت در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، دسترسی داشتند.

در دادخواست تاکید شده است بسیاری از افراد متاثر از این سیاست، معترضان حامی دموکراسی، اعضای اقلیت‌های مذهبی از جمله مسیحیان انجیلی و اعضای جامعه رنگین‌کمانی هستند که بازگشت به ایران می‌تواند جانشان را به خطر اندازد.

وزارت امنیت داخلی آمریکا، که اداره مهاجرت و گمرک آمریکا زیرمجموعه آن است، با انتشار بیانیه‌ای این اتهام را رد کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «این ادعاها مبنی بر اینکه اداره مهاجرت و گمرک آمریکا سوابق درخواست‌های پناهندگی را با حکومت ایران به اشتراک گذاشته، کاملا نادرست است.»

این وزارتخانه افزود اداره مهاجرت و گمرک آمریکا متعهد است اطمینان حاصل کند اتباع خارجی فاقد مجوز اقامت از حق خود برای ارتباط با نمایندگان کنسولی کشورشان آگاه باشند.

جمهوری اسلامی در آمریکا سفارت یا کنسولگری ندارد و دفتر حافظ منافع ایران، مستقر در سفارت پاکستان در واشینگتن دی‌سی، امور کنسولی مربوط به شهروندان ایرانی را انجام می‌دهد.

شاکیان از دادگاه خواسته‌اند با انتصاب یک ناظر مستقل، از افشای اطلاعات محرمانه پناهجویان به حکومت ایران جلوگیری و هرگونه تبادل احتمالی این اطلاعات را متوقف کند.

بازگشت طائب به هسته سخت قدرت؛ تدارک حکومت برای سرکوب

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرتضی کاظمیان
100%

حسین طائب، از چهره‌های ارشد امنیتی جمهوری اسلامی با حکم مجتبی خامنه‌ای، به حلقه نخست قدرت بازگشته است.

طائب که به حکم علی خامنه‌ای از تابستان ۱۴۰۱ از ریاست سازمان اطلاعات سپاه پاسداران کنار رفته بود، حالا و با حکم پسر دیکتاتور، رییس سازمان بسیج مستضعفین شده، و به هسته سخت قدرت در رژیم ولایت فقیهی بازگشته است.

سرکوب خونین جنبش سبز و اعتراض‌های خیابانی دی ۱۳۹۶، مرداد ۱۳۹۷ و آبان ۱۳۹۸ علاوه بر احضار و تهدید و بازداشت فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و روزنامه‌نگاران و حتی فعالان محیط زیست، بخشی از کارنامه سیاه نقض حقوق بشر در دوران ریاست طائب بر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و بسیج است.

  • مجتبی خامنه‌ای دستور داد ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا تکمیل شود

    مجتبی خامنه‌ای دستور داد ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا تکمیل شود

طائب با چنین پیشینه‌ای، و متکی بر مناسبات درازمدت با رهبر سوم جمهوری اسلامی، اکنون به‌عنوان یکی از معتمدان و بازوهای مهم امنیتی و حکمرانی مجتبی خامنه‌ای، رییس سازمان شبه‌نظامی و سرکوبگر بسیج شده است؛ موقعیت و مقامی که قرار است همزمان با بحران بی‌سابقه اقتصادی و تورم و گرانی تاریخی و نیز تشدید نارضایتی و خشم اکثریت از حکومت، تبلور مشت آهنین رژیم باشد.

در حکم مجتبی خامنه‌ای به حسین طائب، علاوه بر انتصاب او، تاکیدهای معنادار و مهمی فهرست شده است: «تقویت شبکه‌ اطلاعات مردمی و افزایش مهارت‌ها و آموزش‌های لازم و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین برای مقابله‌ مردم‌پایه با تهدیدات دشمن»، «گسترش گروه‌های جهادی» و «ترویج فرهنگ بسیجی و الگوی مقاومت».

این ملاحظات، جز تاکید بر آمادگی برای مقابله خشونت‌بار با خیزش‌های اعتراضی و ضدحکومتی آتی، معنایی ندارد. به تعبیر دیگر، مجتبی خامنه‌ای، و جریان امنیتی و نظامی همراه او در صدر رژیم، تحقق اعتراض‌های گسترده خیابانی را مفروض گرفته‌اند و جز تقویت نیروی سرکوبگر و شلیک بی‌پروا به معترضان، راهبردی برای مقابله با بحران ندارند.

  • وال‌استریت ژورنال: خامنه‌ای با تغییر مقام‌های ارشد امنیتی بر تقابل با آمریکا تاکید کرد

    وال‌استریت ژورنال: خامنه‌ای با تغییر مقام‌های ارشد امنیتی بر تقابل با آمریکا تاکید کرد

احکام مهم مجتبی خامنه‌ای برای محسن رضایی، احمد وحیدی و دیگر مقام‌های ارشد نظامی، و به‌ویژه حسین طائب، نه تنها نشانه‌ای از تداوم وضع جنگی در کشور و تلاش هسته سخت قدرت برای آمادگی و انطباق با جنگ فرسایشی و درازمدت است، بلکه از ادامه و حتی تشدید رویکرد امنیتی و سیاست ارعاب و سرکوب خونین در حکومت، گزارش می‌دهد.

این‌که رهبر پنهان و تونل‌نشین رژیم ولایت فقیهی، تا کی زنده خواهد بود و چگونه امکان مدیریت وضع بحرانی را از مخفیگاه خواهد داشت، روشن نیست. همچنان‌که رخدادهای منحصر‌به‌فردی چون انفجار محتمل خشم و اعتراض شهروندان ناراضی و حمله مجدد و احتمالی اسرائیل و آمریکا، پیشِ روی جمهوری اسلامی و البته ایران است.

اَبَرمولفه‌هایی که می‌تواند دوران تاریخی جدید ایران پس از قتل عام دی‌ماه، کشته‌شدن دیکتاتور و جنگ ۴۰روزه را وارد مدار جدیدی کند.

مخاطبان در واکنش به اختلال گسترده در اینترنت: معلوم نیست باز چه خوابی برای ما دیده‌اند

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از شهرهای مختلف ایران نشان می‌دهند بار دیگر اختلال در اینترنت و کاهش سرعت آن، تشدید شده است.

شماری از شهروندان می‌گویند اتصال به اینترنت بین‌المللی و فیلترشکن‌ها با مشکل جدی مواجه شده و در برخی مناطق، سرعت اینترنت به اندازه‌ای کاهش یافته که حتی استفاده از سرویس‌های معمول همچون گوگل نیز دشوار یا ناممکن شده است.

روایت‌های رسیده از شهرهای مختلف در روزهای اخیر نشان می‌دهند اینترنتی که پس از ماه‌ها محدودیت با کیفیت پایین در دسترس شهروندان قرار گرفته بود، بار دیگر با اختلال جدی روبه‌رو شده است.

برای مردمی که تجربه قطعی ۸۸ روزه اینترنت در اعتراضات و روزهای جنگ را پشت سر گذاشته‌اند، کاهش دوباره سرعت و دشوار شدن اتصال به اینترنت تنها یک مشکل فنی نیست؛ برخی از آنان با اشاره به تجربه‌های گذشته، اکنون این پرسش و نگرانی را مطرح می‌کنند که این دور تازه اختلال‌ها مقدمه چه محدودیت دیگری می‌تواند باشد.

مخاطبی از شیراز با اشاره به وضعیت اینترنت در شامگاه نوزدهم دی می‌گوید: «اینترنت به‌شدت ضعیف و مختل شده. نمی‌دانم باز چه خوابی برای ما دیده‌اند.»

  • تلاش جمهوری اسلامی برای راه‌اندازی یک پروژه جدید با هدف قطع کامل و طولانی‌مدت اینترنت

    تلاش جمهوری اسلامی برای راه‌اندازی یک پروژه جدید با هدف قطع کامل و طولانی‌مدت اینترنت

مخاطبی از متاع، از توابع استان مازندران، در پیامی به ایران‌اینترنشنال از کاهش شدید اینترنت در این منطقه خبر می‌دهد و می‌نویسد مردم قادر نیستند به هیچ اپلیکیشنی دسترسی داشته باشند.

یکی دیگر از شهروندان ضمن اشاره به اختلال اینترنت و قطع مکرر برق می‌گوید: «اینترنت بسیار ضعیف است و برخی اوقات به صورت کامل قطع می‌شود و این ناشی از وضعیت ناپایدار برق است.»

شهروندی از تبریز از «اختلال خیلی شدید» اینترنت همراه اول در این شهر خبر می‌دهد و می‌گوید که هیچ‌ یک از فیلترشکن‌هایش متصل نمی‌شوند.

یک شهروند در کرمانشاه نیز با اشاره به قطع اینترنت، آب و برق در این شهر می‌گوید: «با این وجود، مبلغ قبض‌ها به شکل سرسام‌آوری بالاست.»

از مهرشهر کرج نیز یکی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال خبر می‌دهد اینترنت همراه اول به اندازه‌ای ضعیف شده که گاهی به نظر می‌رسد کاملا قطع است.

به گفته او، حتی دسترسی به گوگل هم امکان‌پذیر نیست.

  • اتصال مستقیم ماهواره به موبایل؛ امیدی برای آینده، نه راه‌حل امروز قطع اینترنت

    اتصال مستقیم ماهواره به موبایل؛ امیدی برای آینده، نه راه‌حل امروز قطع اینترنت

مخاطبی دیگر توضیح می‌دهد: «حدود سه روز است که با این سرعت اینترنت حتی نمی‌شود به فیلترشکن وصل شد. در واقع فقط کسانی که اینترنت پرو دارند، با صرف هزینه‌های ۱۰ برابری می‌توانند وصل شوند.»

اینترنت پرو، همان اینترنت بدون «محدودیت» شماری از گروه‌ها مانند روزنامه‌نگاران است که از آن با عنوان «اینترنت طبقاتی» یا «سیم‌کارت سفید» یاد می‌شود.

این نوع از اینترنت تنها در دسترس افراد خاص قرار می‌گیرد و دیگر شهروندان حتی اگر بخواهند به شکل غیرقانونی به آن دسترسی داشته باشند، باید هزینه‌های میلیونی صرف کنند.

اختلال‌های طولانی و کاهش سرعت اینترنت در ماه‌های گذشته به کسب‌وکارهای آنلاین و افرادی که درآمدشان به دسترسی پایدار به اینترنت وابسته است، آسیب زده است.

در پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، ارتباط میان قطعی برق و از دست رفتن دسترسی به شبکه تلفن همراه و اینترنت هم به چشم می‌خورد.

یکی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال از تهران می‌نویسد: «برق که قطع می‌شود، بعد از مدتی آنتن‌دهی از بین می‌رود و اینترنت قطع می‌شود.»

پیش‌تر نیز شهروندان به ایران‌اینترنشنال گفته بودند پس از جنگ و دسترسی دوباره به اینترنت، حجم بسته‌های اینترنت همراهشان با سرعتی غیرعادی تمام می‌شود.

به گفته کاربران، به‌دلیل «دزدی» اپراتورها، آنان برای حجم کمتر، ناچارند در فاصله‌های کوتاه‌تر پول بیشتری بپردازند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»: علیه اعدام‌های افسارگسیخته دست به اعتراض بزنیم

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در صدوسی‌وسومین هفته فعالیت خود، از مردم خواست علیه «اعدام‌های افسارگسیخته» اعتراض کنند و به حمایت از جنبش «نه به اعدام» و خانواده‌های اعدام‌شدگان بپیوندند.

این کارزار در بیانیه‌ای که سه‌شنبه ۲۰ مرداد منتشر شد، اعلام کرد اعضایش در صدوسی‌وسومین هفته فعالیت خود در ۵۹ زندان اعتصاب غذا کرده‌اند.

اعضای کارزار از هنرمندان و دیگر اقشار اجتماعی که از جنبش «نه به اعدام» و خانواده‌های اعدام‌شدگان حمایت کرده‌اند، قدردانی کردند.

آن‌ها همچنین از مردم خواستند همانند بازنشستگانی که در تجمعات خود علیه مجازات اعدام شعار داده‌اند، در برابر «اعدام‌های افسارگسیخته» اعتراض کنند و حمایت خود را از جنبش «نه به اعدام» و کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» اعلام کنند.

  • دیوان عالی کشور حکم اعدام رسول رضایی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه را تایید کرد

    دیوان عالی کشور حکم اعدام رسول رضایی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه را تایید کرد

بازنشستگان کرمانشاه ۱۸ مرداد مقابل ساختمان تامین اجتماعی تجمع کردند و در کنار مطالبات معیشتی، خواستار آزادی زندانیان سیاسی و توقف احکام اعدام شدند.

کانال تلگرامی «خبرانه‌ها»، متعلق به مهدی محمودیان نیز ۱۷ مرداد گزارش داد نزدیک به صد چهره شناخته‌شده، از جمله ده‌ها هنرمند و سینماگر، پس از اعتراض به اعدام معترضان و انتشار مطالبی با هشتگ «نه به اعدام» به نهادهای امنیتی یا دادسراها احضار شده‌اند.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ادامه نوشت جمهوری اسلامی از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون دست‌کم ۳۴۲ زندانی، از جمله ۱۰ زن و دو نفر را که هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال داشتند، اعدام کرده است.

  • دادگاه انقلاب ایلام، مهدی روشنی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، را به اعدام محکوم کرد

    دادگاه انقلاب ایلام، مهدی روشنی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، را به اعدام محکوم کرد

ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، ۱۴ مرداد اعلام کرد طی حدود چهار ماه‌ و نیم گذشته دست‌کم ۵۶ زندانی سیاسی در ایران اعدام شده‌اند که پرونده ۲۷ نفر از آنان به اعتراضات دی‌ماه مربوط بوده و بیش از ۱۰۰ تن دیگر نیز در خطر اعدام قرار دارند.

همچنین بر اساس آمار سازمان حقوق بشر ایران، از آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی تاکنون بیش از ۴۶۰ نفر در زندان‌های ایران اعدام شده‌اند.

اعضای کارزار همچنین به صدور حکم اعدام برای مجتبی دهبندی و کیانوش حمزه‌ای، دو تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز، در هفته گذشته اشاره کردند و روند دادرسی آن‌ها را «ناعادلانه و غیرشفاف» خواندند.

در این بیانیه آمده است جمهوری اسلامی با افزایش اعدام‌ها در پی ایجاد رعب و وحشت در جامعه و خاموش کردن اعتراض‌هاست.

اعضای کارزار همچنین نوشتند شماری از زندانیانی که علیه اعدام اعتراض کرده‌اند، به سلول انفرادی منتقل شده یا با پرونده‌های جدید روبه‌رو شده‌اند.

رضا اکوانیان، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، ۱۸ مرداد به ایران‌اینترنشنال گفت با ادامه بحران‌های اقتصادی و سیاسی و افزایش احتمال بازگشت اعتراضات، جمهوری اسلامی با صدور احکام اعدام، به‌ویژه برای معترضان، می‌کوشد هزینه حضور دوباره مردم در خیابان را افزایش دهد.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با اشاره به پرونده‌های گروهی میدان علیخانی، میدان «شهدای اصفهان»، شاندیز و اسفراین نوشت صدور احکام اعدام و حبس‌های طولانی برای متهمان با هدف «مرعوب کردن جامعه» انجام می‌شود، اما خشم عمومی را افزایش می‌دهد.

کانون نویسندگان ایران، مصطفی تاجزاده، ابوالفضل قدیانی، محمد نجفی و رضا ولی‌زاده، زندانیان سیاسی، و آذر منصوری، رییس جبهه اصلاحات، نیز در هفته‌های گذشته در بیانیه‌ها و مواضعی جداگانه افزایش اعدام‌ها را محکوم و خواستار توقف یا بازنگری در اجرای این احکام شده‌اند.

داروهای اعصاب و روان کم‌یاب و گران شده‌اند

۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
سبا حیدرخانی
100%

مخاطبان ایران‌اینترنشنال در پیام‌هایی از افزایش چشم‌گیر قیمت داروهای اعصاب و روان و کم‌یاب یا حتی نایاب شدن شماری از نمونه‌های خارجی این داروها برای درمان افسردگی، اضطراب و کنترل خشم، خبر دادند.

بر اساس این پیام‌ها، بیماران و خانواده‌هایشان گفتند تهیه داروهای پرمصرفی مانند کلونازپام، سرترالین (آسنترا)، ونلافاکسین، ریسپریدون و کلوزاپین طی ماه‌های اخیر به چالش جدی تبدیل شده است. بسیاری از آن‌ها ناچارند برای یافتن حتی یک ورق از این داروها به چندین داروخانه در شهرهای مختلف سر بزنند و در نهایت با قیمت‌هایی روبه‌رو می‌شوند که گاه چند برابر نرخ‌های قبلی است.

نمونه‌های خارجی این داروها که برای برخی بیماران سازگاری بهتری داشته‌اند، یا به‌طور کامل از بازار حذف شده‌اند یا با ارقام نجومی در بازار آزاد عرضه می‌شوند.

شهروندی از «ناموجود» شدن داروی آلوینتا خبر داد و گفت: «چندین داروخانه را گشتم، ندارند. می‌گویند موادش خارجی است و دیگر وارد نمی‌شود. به جای غذا، نان خشک هم شاید بتوان خورد، ولی بدون دارو باید چه‌کار کنیم؟»

آلوینتا نام تجاری داروی ونلافاکسین است که برای کنترل استرس، اضطراب و درمان افسردگی، از سوی شرکت داروسازی ایرانی اکتوورکو تولید می‌شود.

مخاطبی دیگر از تهران در پیامی مشابه گفت هیچ کدام از داروهای اعصاب شرکت اکتوور پیدا نمی‌شود و داروخانه‌ها می‌گویند «تولید کننده نمی‌فروشد تا افزایش قیمت بگیرد».

شهروندی دیگر توضیح داد وضعیت دارو در تهران بعد از اربعین، بحرانی‌تر از قبل شده و حتی داروهای ساخت شرکت‌های داخلی، در داروخانه‌هایی مانند ۱۳ آبان، هلال‌احمر و ارتش پیدا نمی‌شود.

پیش‌تر نیز شهروندان تاکید کرده بودند در ماه‌های اخیر، داروهای روان‌پزشکی، از جمله سرترالین، به شدت در شماری از شهرها کمیاب شده است.

این وضعیت در حالی ادامه دارد که پوشش بیمه‌ای نیز نتوانسته افزایش هزینه‌ها را جبران کند و بخش عمده بار مالی بر دوش خود بیماران افتاده است.

در این شرایط، مهدی پیرصالحی، رییس سازمان غذا و دارو، سه‌شنبه ۲۰ مرداد «کمبود دارویی» در ایران را تایید کرد و بدون ارائه راه‌حلی مشخص، گفت دلیل این کمبودها «بسته شدن مسیرها و محدودیت‌های انتقال» است.

هزینه‌های سنگین دارو و درمان

شماری از مخاطبان گفتند به‌دلیل گرانی و کمبود، مجبور به تغییر برند دارو یا کاهش دوز مصرفی شده‌اند؛ اقدامی که به گفته آن‌ها می‌تواند عوارض جدی برای وضعیت روانی‌شان به همراه داشته باشد.

روان‌پزشکان نیز پیش‌تر نسبت به پیامدهای قطع درمان یا جایگزینی ناگهانی این داروها هشدار داده و آن را تهدیدی برای سلامت روان جامعه دانسته‌اند.

مخاطبی با اشاره به هزینه‌های قابل توجه درمان، گفت مراجعه به پزشک متخصص مغز و اعصاب و خرید یکی از داروهایش دو میلیون و ۷۰۰ هزار تومان خرج روی دستش گذاشته و داروی دومش هم نایاب بوده و پیدا نشده است.

شهروندی دیگر توضیح داد سه جعبه کلردیازپوكسايد، دو جعبه پروپرانولول، دو جعبه ترانكوپين، دو جعبه کلداکس، یک جعبه فلوکستین ١٠ میلی‌گرم و یک پماد در مجموع شده است چهار میلیون و ٣٠٠ هزار تومان.

قیمت آسنترا دوز ۵۰ از ۵۰ هزار تومان به ۸۰۰ هزار تومان و دوز ۱۰۰ از ۶۵۰ هزار تومان به یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.

آسنترا نام تجاری سرترالین و از داروهای ضدافسردگی گروه اس‌اس‌آر‌آی (SSRI) است که برای افسردگی، اضطراب، وسواس و حملات پنیک تجویز می‌شود.

این دارو با نسخه‌ فروخته می‌شود و مصرف یا قطع مصرف آن باید با نظر پزشک باشد.

شهروندی دیگر گفت: «چهار سال است که تحت نظر روان‌پزشک، داروی ضدافسردگی و ضدخشم مصرف می‌کنم. اخیرا اما داروهایی مثل ترانکوپین، دپاکین و فلوکستین در داروخانه‌ها پیدا نمی‌شود. سه ماهی می‌شود که داروهایم را نمی‌توانم مرتب مصرف کنم و حالم خوب نیست.»

مخاطب ۲۶ ساله دیگری در پیامی مشابه گفت داروهای ضدافسردگی‌ و اضطراب مصرف می‌کند و برخی قرص‌هایش مانند دپاکین بسیار کم‌یاب و به شدت گران شده‌اند: «برای چند عدد از این قرص باید نزدیک پنج میلیون پول بدهیم که خیلی هم شامل بیمه نمی‌شود. چه کسی می‌خواهد به داد ما برسد؟»

دپاکین نام تجاری والپروات/سدیم والپروات است؛ دارویی برای کنترل صرع و برخی موارد اختلال دوقطبی و پیشگیری از میگرن.

این دارو مانند اغلب داروهای مرتبط با اعصاب و روان، نسخه‌ای است و به‌ویژه در بارداری محدودیت‌های جدی دارد و باید فقط با نظر پزشک مصرف شود.

  • برخی بیماران با گرانی و کمبود داروهای اعصاب، درمان را متوقف کرده‌اند

    برخی بیماران با گرانی و کمبود داروهای اعصاب، درمان را متوقف کرده‌اند

بحران کمبود و گرانی دارو در ایران به داروهای اعصاب و روان محدود نیست و طیف گسترده‌ای از اقلام حیاتی از جمله داروهای قلب، دیابت، سرطان و آنتی‌بیوتیک‌ها را در بر گرفته است.

بیماران در شهرهای مختلف گزارش می‌دهند که حتی در داروخانه‌های بیمارستانی نیز بسیاری از اقلام تجویزشده موجود نیست و تهیه آن‌ها از داروخانه‌های سطح شهر با صرف زمان طولانی و پرداخت هزینه‌های چندبرابری همراه است.

در عین حال، پوشش بیمه‌های پایه و تکمیلی هم اغلب ناکافی یا با تاخیرهای چندماهه همراه است و سهم قابل توجهی از هزینه‌ها به شکل مستقیم از جیب بیماران پرداخت می‌شود.

یک بازنشسته تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی به ایران‌اینترنشنال گفت برای دریافت داروهای قلبی به داروخانه بیمارستان میلاد مراجعه کرده، اما از هشت قلم داروی تجویزشده، پنج قلم در این داروخانه موجود نیست و تهیه آن‌ها از داروخانه‌های بیرون نیز دشوار است.

او با انتقاد از هزینه‌های درمان و عملکرد بیمه تکمیلی گفت فرزندش ۲۵ میلیون تومان برای پزشک و دارو پرداخت کرده، اما بیمه تکمیلی آتیه‌سازان حافظ پس از ۹ ماه تنها ۹۰۰ هزار تومان بازپرداخت کرده است.

مخاطبی گفت قرص ۱۰۰ عددی مادوپار برای درمان علائم پارکینسون را سوم مرداد دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان خریده بوده اما همان دارو روز ۱۸ مرداد با قیمت هفت میلیون تومان فروخته شده است.

مخاطبی دیگر گفت به‌دلیل آسیب به زانو به بیمارستان مراجعه کرده، پس از عکس‌برداری، برایش زانوبند و قرص گلوکوزامین تجویز کرده‌اند، اما وقتی به داروخانه مراجعه کرده است، با قیمت یک‌ونیم میلیون تومانی زانوبند و هزینه یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومانی گلوکوزامین مواجه شده و ترجیح داده است به جای آن‌ها، به یک قرص مسکن معمولی بسنده کند.

شهروندی از قصرقند از کم‌یاب شدن شماری از داروهای عادی و بدون نسخه در استان سیستان و بلوچستان خبر داد و گفت برخی داروها مثل کلیدینیوم سی برای معده و مسکن و ضدالتهاب مفنامیک اسید، اصلا پیدا نمی‌شوند.