• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

فارین پالیسی: ترامپ جنگی را آغاز کرد که نمی‌تواند آن را کنترل کند

۱۹ خرداد ۱۴۰۵، ۰۲:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)

نشریه فارین پالیسی در تحلیلی با اشاره به درگیری‌های مستقیم یک‌شنبه شب جمهوری اسلامی و اسرائیل نوشت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا می‌خواهد به جنگ ایران پایان دهد، اما جمهوری اسلامی، حزب‌الله و اسرائیل ایده‌های دیگری دارند.

فارین پالیسی دوشنبه ۱۸ خرداد در گزارشی تحلیلی نوشت: «دونالد ترامپ با وجود آنکه پس از ماه‌ها تلاش ناموفق برای دستیابی به یک توافق صلح همچنان اصرار دارد که کنترل اوضاع را در دست دارد، عملا از پشت فرمان به کناری منتقل و به مسافری در جنگ ایران تبدیل شده است. او با تلاش برای القای این تصور که همچنان همه‌چیز تحت کنترلش است و با انکار واقعیت‌های پیچیده میدانی، تنها دستیابی به یک توافق را دشوارتر کرده است.»

به‌نوشته این نشریه محدود بودن توانایی ترامپ در تعیین مسیر جنگ، شامگاه یک‌شنبه آشکار شد؛ زمانی که اسرائیل و جمهوری اسلامی برای نخستین بار از زمان آغاز آتش‌بس در اوایل آوریل، بار دیگر به تبادل آتش پرداختند.

پس از حملات اسرائیل به بیروت در روز یک‌شنبه، حملاتی که ترامپ گفت از آنها «خوشحال نیست»، سپاه پاسداران موجی از موشک‌های بالستیک را به سوی اسرائیل شلیک کرد. این موشک‌ها رهگیری شدند و گزارشی از تلفات یا خسارت به زیرساخت‌ها منتشر نشد.

پس از حمله موشکی سپاه، ترامپ تلاش کرد نشان دهد که کنترل اوضاع را در دست دارد و اعلام کرد از بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، خواهد خواست که به این حملات پاسخ ندهد.

ترامپ به روزنامه فایننشال تایمز گفت: «من تصمیم می‌گیرم. همه تصمیم‌ها را من می‌گیرم. او [نتانیاهو] تصمیم‌گیرنده نیست.»

اما اسرائیل در نهایت حملات تلافی‌جویانه خود را انجام داد.

یحیئیل لایتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ایران ۱۱ موشک بالستیک به سوی اسرائیل شلیک کرد. هیچ کشوری در جهان که برای خود احترام قائل باشد چنین حمله‌ای را تحمل نمی‌کند و اسرائیل نیز چنین نخواهد کرد. اسرائیل اکنون در حال هدف قرار دادن سایت‌های پرتاب موشک‌های زمین‌به‌زمین ایران است.»

ترامپ دوشنبه خواستار برقراری فوری آتش‌بس میان دو طرف شد و در حال حاضر تبادل آتش متوقف شده است.

با این حال، جمهوری اسلامی هشدار داده که هرگونه تجاوز ادامه‌دار، از جمله در جنوب لبنان، با «اقدامات بسیار شدیدتر و کوبنده‌تر» مواجه خواهد شد.

از سوی دیگر، اسرائیل نیز تاکید کرده که به نبرد با حزب‌الله ادامه خواهد داد و اگر جمهوری اسلامی بار دیگر دست به حمله بزند، پاسخی قاطع و ویرانگر به تهران خواهد داد

به‌نوشته فارین افرز، در شرایطی که ترامپ مشتاق دستیابی به یک توافق صلح و جلوگیری از بازگشت به جنگی تمام‌عیار است، به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی به خوبی دریافته که می‌تواند هم از بن‌بست موجود بر سر تنگه هرمز و بحران انرژی ناشی از آن و هم از عملیات اسرائیل در لبنان به عنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده کند.

اوفر شلاح، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) وابسته به دانشگاه تل‌آویو، به فارین افرز گفت: «تهران معادله جدیدی در خاورمیانه ایجاد کرده است؛ معادله‌ای که در آن حمله اسرائیل به حزب‌الله می‌تواند موجب حمله از خاک ایران به اسرائیل شود.»

در این تحلیل تاکید شده که این وضعیت نشان‌دهنده دشواری‌هایی است که ترامپ همچنان در تلاش برای هدایت مجموعه‌ای پیچیده و درهم‌تنیده از بحران‌های خاورمیانه با آن روبه‌رو خواهد بود. هرچند آمریکا نزدیک‌ترین متحد اسرائیل محسوب می‌شود، اما به نوشته فارین افرز نفوذ واشینگتن بر رهبران اسرائیل محدودیت‌های مشخصی دارد.

کاخ سفید همچنان در بیانیه‌های خود از «حق دفاع اسرائیل از خود» در موضوع لبنان حمایت می‌کند، اما این بحران برای ترامپ به یک دردسر تبدیل شده است؛ آن هم در شرایطی که او به دنبال راهی برای خروج از جنگ ایران است؛ جنگی که محبوبیت او را کاهش داده و ممکن است به حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر آسیب بزند.

دولت ترامپ تلاش زیادی کرده تا درگیری لبنان را از جنگ ایران جدا نشان دهد، اما جمهوری اسلامی دستیابی به هرگونه توافق صلح را منوط به توقف خصومت‌ها در لبنان کرده است.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، هفته گذشته به سناتورها گفت: «ما تلاش می‌کنیم مذاکرات لبنان و اسرائیل را موضوعی جدا و مستقل از ایران ببینیم، اما ایران می‌خواهد همه این مسائل را با هم گره بزند.»

ترامپ همچنین از تشدید عملیات اسرائیل علیه حزب‌الله ابراز نارضایتی کرده است، اما نتانیاهو ملاحظات داخلی خاص خود را دارد.

به‌نوشته فارین افرز، نخست‌وزیر اسرائیل که برای آینده سیاسی خود می‌جنگد، در شرایطی قرار دارد که محبوبیتش در آستانه انتخابات در پاییز پیش رو به‌شدت کاهش یافته است. او با فشار داخلی شدیدی روبه‌روست تا مبارزه با حزب‌الله را ادامه دهد و درخواست‌های واشینگتن برای کاهش شدت عملیات را نادیده بگیرد.

ساکنان شمال اسرائیل، که بیشترین آسیب را از حملات حزب‌الله متحمل شده‌اند، از منتقدان جدی نتانیاهو هستند و از او خواسته‌اند رویکردی حتی سختگیرانه‌تر اتخاذ کند.

این دیدگاه تنها محدود به شمال اسرائیل نیست.

بر اساس نظرسنجی منتشرشده از سوی موسسه مطالعات امنیت ملی در اواخر ماه مه، اکثریت اسرائیلی‌ها ( ۵۹ درصد) معتقدند اسرائیل باید نبرد با حزب‌الله را تشدید کند.

به‌نوشته فارین افرز، تلاش‌های ترامپ برای وادار کردن نتانیاهو به عقب‌نشینی از عملیات لبنان، با هدف جلوگیری از تخریب فرصت‌های دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی، عملا موضع تهران را تقویت می‌کند؛ موضعی که بر غیرقابل تفکیک بودن این مسائل تاکید دارد.

فارین افرز سپس تاکید کرده که واقعیت نیز این است که جنگ لبنان و جنگ ایران به شکل بنیادینی به یکدیگر گره خورده‌اند. از همان روزهای نخست آتش‌بس جنگ ایران مشخص بود که لبنان به مشکلی جدی برای ترامپ و مانعی بر سر راه هر توافق نهایی تبدیل خواهد شد.

به|‌نوشته این نشریه، آتش‌بس تقریبا فروپاشید زیرا آمریکا و اسرائیل در ابتدا حاضر نبودند لبنان را بخشی از توافق بدانند.

در نهایت اسرائیل و لبنان در اواسط آوریل با یک آتش‌بس موافقت کردند، اما وضعیت همچنان متشنج باقی ماند و از آن زمان تاکنون تبادل آتش میان حزب‌الله و ارتش اسرائیل ادامه داشته است.

حزب‌الله که هم به عنوان یک نیروی سیاسی و هم یک سازمان مسلح نفوذ گسترده‌ای در لبنان دارد، درخواست‌ها برای خلع سلاح را رد کرده است.

اوفر شلاح به فارین افرز گفت: «آنچه نتانیاهو و اسرائیل اکنون درک کرده‌اند این است که از نگاه رییس‌جمهوری ترامپ، جنگ تمام شده است و تنها چیزی که اکنون برای او اهمیت دارد، دستیابی به نوعی توافق با ایرانی‌هاست تا بتواند اعلام کند جنگ پایان یافته است.»

شلاح معتقد است پس از موفقیت عملیات ژانویه که به دستگیری نیکلاس مادورو، رییس‌جمهوری وقت ونزوئلا منجر شد، ترامپ تصور کرد در ایران نیز فرصتی برای دستیابی به یک «پیروزی آسان» به دست آورده است.

به گفته شلاح، «سناریو مادورو» هرگز در ایران محقق نشد و ترامپ اکنون ظاهرا علاقه خود را از دست داده و می‌خواهد از این پرونده عبور کند اما همان‌گونه که روسای جمهوری پیشین آمریکا نیز بارها تجربه کرده‌اند، جنگ‌های خاورمیانه عادت دارند به باتلاق‌هایی تبدیل شوند که خروج آسانی از آنها وجود ندارد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد
۱

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد

۲

قوه قضاییه به‌دلیل تماس فیزیکی دو بازیگر علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد

۳

وال‌استریت ژورنال: ترامپ پیشنهاد تهران را رد کرد؛ حملات به ایران ممکن است از سر گرفته شود

۴

پزشکیان در مقابل پرسش‌های سی‌بی‌اس؛ از دیدار با ترامپ تا سرکوب معترضان

۵

هیئت مذهبی در محور کشتار؛‌ ابعاد سرکوب انقلاب ملی در خراسان شمالی

انتخاب سردبیر

  • ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

    ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

  • وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

    وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

  • «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟
    تحلیل

    «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟

  • وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟
    تحلیل

    وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟

  • تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

    تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

  • آکسیوس: تحولات اخیر نشان‌دهنده فاصله گرفتن منافع راهبردی آمریکا و اسرائیل از یکدیگر است

    آکسیوس: تحولات اخیر نشان‌دهنده فاصله گرفتن منافع راهبردی آمریکا و اسرائیل از یکدیگر است

  • جمهوری اسلامی «توقف عملیات» را اعلام کرد، نتانیاهو از «مهار درگیری» خبر داد

    جمهوری اسلامی «توقف عملیات» را اعلام کرد، نتانیاهو از «مهار درگیری» خبر داد

  • ادامه‌دار شدن جنگ با جمهوری اسلامی چگونه بر کارزار انتخاباتی نتانیاهو تاثیر می‌گذارد؟

    ادامه‌دار شدن جنگ با جمهوری اسلامی چگونه بر کارزار انتخاباتی نتانیاهو تاثیر می‌گذارد؟

  • خط قرمز اسرائیل در جبهه شمالی و پاسخ به تلاش تهران برای تغییر معادلات بازدارندگی

    خط قرمز اسرائیل در جبهه شمالی و پاسخ به تلاش تهران برای تغییر معادلات بازدارندگی

  • ترامپ: نتانیاهو ناچار به پذیرش توافق با ایران است؛ «من تصمیم نهایی را می‌گیرم»

    ترامپ: نتانیاهو ناچار به پذیرش توافق با ایران است؛ «من تصمیم نهایی را می‌گیرم»

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.