از یمن تا سودان؛ مهرههای جمهوری اسلامی برای ناامنی در دریای سرخ
در حالی که نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در لبنان و عراق فعال شده و توجهات بینالمللی را به خود معطوف کردهاند، با تداوم جنگ و افزایش تنشها، این خطر وجود دارد که تهران مهرههای خود را در جبهه دریای سرخ نیز بهطور کامل وارد میدان کند.
جمهوری اسلامی با بهرهگیری از توانمندی موشکی حوثیها در یمن و مهرههای خود در سودان، در دو سوی دریای سرخ نفوذ یافته است؛ نفوذی که میتواند مسیر پیونددهنده بازارهای آسیا به اروپا را با تهدیدی جدی روبهرو کند.
حوثیها و گشودن جبهه جدید
در ساحل شرقی دریای سرخ، حوثیها با حملات موشکی به اسرائیل، رسما جبهه جدیدی را در منازعات منطقهای گشودهاند. یحیی سریع، سخنگوی حوثیها، بر هماهنگی این حملات با «عملیات مجاهدین در ایران و حزبالله لبنان» تاکید کرده است.
اگرچه حوثیها ریشههای محلی دارند، اما اورشلیمپست با استناد به منابع یمنی در گزارشی از حضور نیروهای سپاه پاسداران در خاک یمن و نظارت آنها بر ظرفیتهای اطلاعاتی و موشکی خبر داد و نوشت: «حوثیها عمیقا در ساختار نظامی منطقهای سازماندهیشده به دست جمهوری اسلامی ادغام شدهاند. توانایی آنها برای ضربه زدن به دشمنان، مستقیما ناشی از رابطه با تهران است.»
سودان؛ سلاح در برابر نفوذ ایدئولوژیک
احیای روابط دیپلماتیک تهران و خارطوم در اکتبر ۲۰۲۳، مسیر را برای ورود تسلیحات ایرانی هموار کرد و باعث نفوذ این کشور در سوی دیگر دریای سرخ و در خاک آفریقا شد.
به گزارش کانال ۷ اسرائیل، نفوذ جمهوری اسلامی در سودان فراتر از ارسال سلاح و ادوات نظامی است.
تهران با استفاده از پیوندهای ایدئولوژیک، نفوذ خود را در لایههای اعتقادی این کشور گسترش داده است.
نمونه بارز این نفوذ، تیپ «البراء بن مالک» است؛ شبهنظامیانی وابسته به اخوانالمسلمین سودان که اکنون تحت آموزش مربیان ایرانی قرار دارند.
به گزارش کانال ۷ «پهپادها در نهایت زنگ میزنند، اما فداکاری و تعصب مذهبی مدت زیادی دوام میآورد. ایران در تبدیل میدانهای نبرد به پایگاههای ایدئولوژیک خود استاد است و فرهنگ نظامی سودان در حال جذب این الگوست.»
ایجاد پایگاه استراتژیک در سواحل غربی
به گزارش کانال ۷، ویدیوهای میدان نبرد در اواخر مارس ۲۰۲۶، پرواز پهپادهای ایرانی بر فراز خارطوم و حضور مربیان نظامی جمهوری اسلامی را برای آموزش نیروهای ارتش سودان تایید میکند. این همکاری که از اوایل سال ۲۰۲۵ ورق نبرد را به نفع ارتش سودان برگرداند.
جمهوری اسلامی در ازای این حمایت، «موقعیت جغرافیایی» سودان را به عنوان پاداش دریافت کرده است.
سودان اکنون به ایستگاه شنود و رصد تحرکات دریایی آمریکا، عربستان سعودی و امارات تبدیل شده است. به گزارش کانال ۷ «جمهوری اسلامی یک متحد وفادار و وابسته در سواحل استراتژیک دریای سرخ درست کرده؛ مدلی که بسیار شبیه به آنچه ایران با حوثیها در یمن انجام داد، به نظر میرسد.»
محاصره شریانهای اقتصادی در دریای سرخ
خطر اصلی زمانی جدی میشود که نفوذ ایران در سودان (ساحل غربی) با قدرت حوثیها در یمن (ساحل شرقی) ترکیب شود.
این هماهنگی میان دو سوی دریا، پیامدهای سنگینی برای اقتصاد جهان به همراه دارد. اورشلیمپست گزارش میدهد که با بسته شدن تنگه هرمز، عربستان از بندر «ینبع» در دریای سرخ برای صادرات نفت استفاده میکند؛ اما تهدید حوثیها این مسیر جایگزین را ناامن کرده و باعث جهش قیمت نفت شده است.
به نوشته کانال ۷، نفوذ در دریای سرخ دست جمهوری اسلامی را برای فشار بر غرب افزایش میدهد: «شما حوثیها را در جنوب و بندر سودان را در شمال دارید. این آبراه کارخانههای آسیایی را به بازارهای اروپایی پیوند میدهد و ایران اکنون در حال محکم کردن نفوذ خود بر این بخش کلیدی از اقتصاد جهانی است.»
فراتر از دریا؛ لژیون آفریقایی جمهوری اسلامی
استراتژی تهران در سودان، پلی برای نفوذ به عمق آفریقا و حضور در کشورهایی نظیر مالی، نیجر، بورکینافاسو و چاد است.
به گزارش کانال ۷، ایران با صادرات پهپادهای ارزانقیمت به حاکمان نظامی جدید این کشورها، در حال گسترش قلمرو نفوذ خود است: «یک کارخانه پهپاد در خارطوم میتواند تا سال ۲۰۲۷ گروههای شورشی را در سراسر این منطقه تغذیه کند. سرمایهگذاری در دریای سرخ میتواند به کنترلی گسترده در سراسر قاره منجر شود.»
ارتش آمریکا اعلام کرده در جریان جنگ اخیر، «برتری فضایی» بر ایران بهدست آورده است؛ اما به گزارش منبع اصلی، کارشناسان دفاعی درباره تاثیر واقعی این ادعا تردید دارند.
به نوشته وبسایت «دیفنسوان» (Defense One)، ارتش ایالات متحده این هفته اعلام کرد که در جریان عملیات «خشم حماسی» توانسته کنترل حوزه فضا را در برابر ایران بهدست بگیرد. برد کوپر، فرمانده سنتکام، روز سهشنبه ۱۱ فروردین گفت: «نیروی فضایی ما برتری نهایی را برای ما فراهم کرده و با ایجاد برتری فضایی، نقش حیاتی در این نبرد ایفا کرده است.»
این اظهارات حدود یک ماه پس از آن مطرح شد که سنتکام از نابودی «معادل فرماندهی فضایی ایران» خبر داده بود؛ اقدامی که به گفته مقامهای آمریکایی، توان سپاه پاسداران برای هماهنگی حملات تلافیجویانه را تضعیف کرده است.
تردید کارشناسان درباره «برتری فضایی» با این حال، به نوشته دیفنسوان، کارشناسان دفاعی با توجه به محدود بودن توان فضایی ایران، درباره معنای عملی این «برتری» تردید دارند. هنوز مشخص نیست که آیا [حکومت] ایران همچنان در حال ایجاد اختلال یا فریب در سامانههای فضایی آمریکا است یا نه، و مقامهای نظامی نیز به دلیل طبقهبندی اطلاعات از ارائه جزئیات خودداری کردهاند.
ویکتوریا سامسون، کارشناس امنیت فضایی، در این باره گفت: «این به این معنا نیست که آنها دیگر نمیتوانند از داراییهای فضایی استفاده کنند… هنوز ابهامات زیادی وجود دارد.» او افزود که [حکومت] ایران اساساً از فضا برای تحلیل تصاویر استفاده میکرده و مشخص نیست این توان تا چه حد مختل شده باشد.
وابستگی [حکومت] ایران به دادههای فضایی خارجی این گزارش تاکید میکند که [حکومت] ایران برای هدفگیری در منطقه، به اطلاعات و تصاویر فضایی کشورهایی مانند چین و روسیه متکی است. یک مقام آمریکایی در گفتوگو با دیفنسوان گفته است: «صرف اینکه ایرانیها اطلاعات فضایی دریافت میکنند، به این معنا نیست که ما برتری فضایی نداریم.»
بر اساس دادههای موجود، [حکومت] ایران از سال ۲۰۰۵ تاکنون ۲۶ ماهواره پرتاب کرده که تنها ۱۳ مورد آنها همچنان فعال هستند و سه مورد نیز به سپاه پاسداران تعلق دارند؛ در حالی که آمریکا بیش از ۵۰۰ ماهواره نظامی و اطلاعاتی فعال در اختیار دارد.
«رقابت نابرابر» اما با مزیت عملیاتی برای آمریکا چنس سالتزمن، فرمانده نیروی فضایی آمریکا، اذعان کرده است که این «رقابت واقعاً برابر نبوده»، اما گفته است نابودی توان فضایی [حکومت] ایران به آمریکا در حوزه ارتباطات و عملیات هوایی برتری داده است. او تاکید کرد: «شما زمانی برتری فضایی دارید که بتوانید از فضا آنطور که میخواهید استفاده کنید و دشمن نتواند همان کار را انجام دهد.»
مفهوم «برتری فضایی» چیست؟ به نوشته دیفنسوان، مفهوم «برتری فضایی» نخستینبار در دهه ۱۹۸۰ در اسناد نیروی هوایی آمریکا مطرح شد و بعدها بهعنوان معادل برتری هوایی در نظر گرفته شد. در دکترین جدید نیروی فضایی نیز این مفهوم بهعنوان هدف اصلی تعریف شده است.
در این دکترین آمده است: «برتری فضایی به میزان کنترلی گفته میشود که به نیروها اجازه میدهد بدون اختلال جدی از تهدیدهای فضایی عمل کنند و در عین حال، همین امکان را از دشمن سلب نمایند.»
تلاشی برای برجسته کردن نقش نیروی فضایی؟ برخی کارشناسان معتقدند اعلام این «برتری» بیش از آنکه بیانگر تغییری اساسی در میدان باشد، تلاشی برای برجسته کردن نقش نیروی فضایی در جنگهای مدرن است. سامسون در این باره گفت: «این حرف عجیبی است؛ به نظر میرسد بیشتر برای نشان دادن نقش جنگی نیروی فضایی مطرح شده باشد.»
در همین حال، کاری بینگن، تحلیلگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، تاکید کرد که ادغام توان فضایی در عملیات نظامی روندی طبیعی است، بهویژه در شرایطی که دشمنان بهدنبال هدف قرار دادن سامانههای فرماندهی، کنترل و ارتباطات هستند.
به گفته مقامهای آمریکایی، نیروهای نیروی فضایی در مناطق عملیاتی مستقر شدهاند و علاوه بر آن، از داخل خاک آمریکا نیز از عملیات پشتیبانی میکنند؛ نقشی که شامل هشدار موشکی، ارتباطات ماهوارهای و ایجاد اختلال برای دشمن است.
با این حال، همانطور که گزارش دیفنسوان نشان میدهد، هنوز این پرسش باقی است که «برتری فضایی» در مورد کشوری با توان محدود فضایی مانند ایران، دقیقاً چه تغییر ملموسی در میدان نبرد ایجاد کرده است.
مجله تایم گزارش داد که دونالد ترامپ در حالی بهدنبال راهی برای پایان دادن به «جنگ ایران» است که از یکسو نگران افزایش هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ در داخل آمریکاست و از سوی دیگر میخواهد این عملیات بهعنوان یک «پیروزی قاطع» ثبت شود.
به گزارش مجله تایم، در هفته سوم «جنگ ایران»، گروهی از نزدیکترین مشاوران دونالد ترامپ در دفتر بیضی کاخ سفید به او هشدار دادند که جنگی که آغاز کرده، بهطور فزایندهای در افکار عمومی آمریکا نامحبوب شده است. بر اساس این گزارش، نظرسنجیهای تونی فابریتزیو، نظرسنج دیرینه ترامپ، نشان میداد همزمان با عبور قیمت بنزین از ۴ دلار در هر گالن، سقوط بازارهای سهام به پایینترین سطح چندساله، کشته شدن ۱۳ نظامی آمریکایی و آمادگی میلیونها نفر برای اعتراض، ادامه جنگ میتواند حمایت عمومی از ترامپ و شانس جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر را تهدید کند.
تایم مینویسد این پیام را سوزی وایلس، رییس دفتر کاخ سفید، و گروه کوچکی از دستیاران به ترامپ منتقل کردند. به نوشته این مجله، وایلس نگران بود برخی مشاوران تصویر «بیش از حد گلوبلبل» و خوشبینانهای از نحوه دیده شدن جنگ در داخل آمریکا به رییسجمهوری ارائه میکنند و به جای آنچه باید بداند، آنچه دوست دارد بشنود را به او میگویند. به گفته دو منبع کاخ سفید که تایم با آنها گفتوگو کرده، او همکارانش را تشویق کرده بود که درباره ریسکهای سیاسی و اقتصادی «صریحتر با رییس» صحبت کنند.
بر اساس این گزارش، ترامپ بسیاری از صبحهای اخیر را با تماشای ویدئوهایی آغاز میکرد که مقامهای نظامی از موفقیتهای میدانی تهیه کرده بودند و به مشاورانش گفته بود که حذف تهدید هستهای ایران میتواند یکی از دستاوردهای شاخص دوره ریاستجمهوریاش باشد. اما در پشت صحنه، به نوشته تایم، واقعیتی شکل گرفته بود که کاخ سفید دیگر نمیتوانست نادیده بگیرد: زمان در حال از دست رفتن بود، آن هم در شرایطی که ترامپ با وعده احیای اقتصاد و دور نگه داشتن آمریکا از جنگهای خارجی به قدرت بازگشته بود.
ترامپ بهدنبال «راه خروج» است تایم به نقل از دو مشاور و دو عضو کنگره که در هفته گذشته با ترامپ صحبت کردهاند، گزارش میدهد که افزایش هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ باعث شده او بهدنبال یک «راه خروج» باشد. به نوشته این مجله، ترامپ به این افراد گفته است میخواهد کارزار نظامی را جمع کند، زیرا از یک جنگ طولانی که میتواند جمهوریخواهان را پیش از انتخابات میاندورهای زمینگیر کند، نگران است. در عین حال، او میخواهد این عملیات یک موفقیت قاطع به نظر برسد. به گفته متحدانش، ترامپ در جستوجوی راهی است که در آن بتواند اعلام پیروزی کند، جنگ را متوقف سازد و امیدوار باشد وضعیت اقتصادی پیش از تثبیت آسیب سیاسی، رو به بهبود بگذارد. یک مقام ارشد دولت به تایم گفته است: «یک پنجره زمانی باریک وجود دارد.»
این گزارش میگوید ترامپ در سخنرانی سراسری شامگاه اول آوریل کوشید این دو هدف را همزمان پیش ببرد: از یکسو از پیروزیهای نظامی سخن گفت و اعلام کرد عملیات «به پایان نزدیک میشود» و از سوی دیگر تهدید کرد که آمریکا در دو تا سه هفته آینده به جمهوری اسلامی «بسیار سخت» حمله خواهد کرد و زیرساخت انرژی کشور را هدف خواهد گرفت. او در آن سخنرانی گفت: «ما آنها را به عصر حجر بازخواهیم گرداند، جایی که به آن تعلق دارند.»
ترامپ به تایم: «آنها دارند نابود میشوند» تایم گزارش میدهد ترامپ صبح روز بعد از سخنرانیاش در مصاحبه تلفنی با این مجله تاکید کرد که [حکومت] ایران مشتاق توافق برای پایان دادن به جنگ است. او گفت: «چرا نباید تماس بگیرند؟ ما دیشب فقط سه پل بزرگشان را منفجر کردیم.» ترامپ افزود: «آنها دارند نابود میشوند. میگویند ترامپ با ایران مذاکره نمیکند. منظورم این است که این، یک جور مذاکره آسان است.»
با این حال، تایم مینویسد پشت این لحن پرخاشگرانه، در ساختمان غربی [وست وینگ] کاخ سفید این درک رو به افزایش بود که اوضاع ممکن است از کنترل خارج شود. بر اساس این گزارش، برخی مقامهای کلیدی دولت ترامپ، از جمله پیت هگست، وزیر جنگ، از دامنه حملات تلافیجویانه [حکومت] ایران علیه اهداف آمریکا و اسرائیل در سراسر منطقه غافلگیر شدند؛ حملاتی که کشورهایی چون کویت، بحرین، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر را نیز دربر گرفت. به نوشته تایم، این واکنش فرض پیشین را که تهران به تلافیهای نمایشی و محدود بسنده خواهد کرد، از بین برد.
یک فرد آگاه از طرز فکر هگست به تایم گفته است: «هگست غافلگیر شد، در این تردیدی نیست.» همان منبع در توضیح واکنش وزیر جنگ افزوده است: «او انتظار داشت ایرانیها به شکلی پاسخ بدهند. وقتی شروع کردند به حمله به تقریباً کل منطقه، برایش شبیه این بود که: “واو، ما واقعاً وارد این [موقعیت] شدهایم.”»
پنتاگون این روایت را رد کرده و شان پارنل، سخنگوی ارشد هگست، به تایم گفته است ارتش آمریکا از پیش همه سناریوهای واکنش [حکومت] ایران را پیشبینی و برای آن آماده شده بود. او گفته است: «هیچچیزى که [حکومت] ایران انجام دهد ما را غافلگیر نمیکند. ما آمادهایم، مسلط هستیم، و در حال پیروزی هستیم.»
موفقیت نظامی از نگاه پنتاگون، اما ابهام درباره اهداف بزرگتر تایم به نقل از ارزیابی پنتاگون مینویسد عملیات «خشم حماسی» از نظر نظامی موفقیتی روشن بوده و ۹۰ درصد توان موشکی [حکومت] ایران نابود یا تضعیف شده، حدود ۷۰ درصد پرتابگرها از کار افتاده، بیش از ۱۵۰ شناور دریایی منهدم یا از کار افتادهاند و علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به همراه بسیاری از مقامهای ارشدش کشته شدهاند. اما این مجله تاکید میکند که دستیابی به اهداف گستردهتری که ترامپ تبلیغ میکرد - از جمله جلوگیری دائمی از دستیابی تهران به سلاح هستهای، برچیدن برنامه موشکهای بالستیک و جایگزینی حاکمان تندرو با رژیمی «دوستتر»- در بازه زمانی کوتاهی که کاخ سفید برای خود در نظر گرفته، بهطور فزایندهای دور از دسترس به نظر میرسد.
در سخنرانی خود، ترامپ گفته بود: «ما همه کارتها را داریم. آنها هیچکدام را ندارند. ما بهزودی در مسیر تکمیل همه اهداف نظامی آمریکا هستیم.» اما تایم مینویسد که بازی پایانی همچنان مبهم است: ترامپ همزمان وعده تشدید جنگ و کاهش آن را داده است.
«من اجازه نمیدهم هوش مصنوعی تصمیم مرگ و زندگی بگیرد» تایم مینویسد ترامپ با وجود تمایل به تشدید فشار نظامی، گزینههای کمی را از روی میز کنار گذاشته است. با این حال، او در گفتوگو با این مجله تاکید کرده که هرگز اجازه نخواهد داد هوش مصنوعی درباره مرگ و زندگی تصمیمگیری کند. او با تاکید بر اینکه «من اجازه نمیدادم هوش مصنوعی این کار را انجام دهد» افزوده است: «من به هوش مصنوعی احترام میگذارم. [اما] این تصمیمی است که یک رییسجمهوری باید بگیرد - البته اگر صلاحیت داشته باشد.»
به نوشته تایم، استیو ویتکاف، دوست نزدیک ترامپ و فرستاده او، این وضعیت را بازتابی از تجربه تجاری رییسجمهوری میداند؛ رویکردی که در آن حفظ گزینههای متعدد نقش محوری دارد. ویتکاف به همکارانش در کاخ سفید و وزارت خارجه گفته است: «دونالد ترامپ همیشه چندین راه خروج دارد؛ گزینههای مختلف را حفظ میکند و در جریان کار، مسیر خود را پیدا میکند.» با این حال، تایم تاکید میکند که جنگها اغلب از برنامههای رییسجمهوری پیشی میگیرند و خطر قمار ترامپ این است که تشدید عملیات نظامی در هفتههای آینده، بهجای ایجاد مسیرهای خروج، آنها را محدودتر کند.
فرض اولیه دولت: حملهای سریع و پاسخ محدود بر اساس گزارش تایم، وقتی مقدمات جنگ فراهم میشد، دولت آمریکا تصور میکرد فرمول برندهای در اختیار دارد: آمریکا ضربهای افتتاحیه و چنان سهمگین وارد میکند که تنها پاسخ ممکن برای تهران، واکنشی محدود خواهد بود؛ پاسخی کافی برای اقناع افکار عمومی داخلی ایران، اما نه آنقدر شدید که حملات بیشتری را در پی داشته باشد. این فرضیه بر تجربههای قبلی استوار بود. به نوشته تایم، وقتی ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود دستور کشتن قاسم سلیمانی را داد، پاسخ حکومت ایران حمله موشکی به یک پایگاه آمریکایی بود که تلفات نداشت و از قبل بهنوعی اطلاع داده شده بود. پس از عملیات «چکش نیمهشب» در ژوئن ۲۰۲۵ نیز واکنش تهران محدود باقی ماند.
تایم مینویسد ترامپ از دیرباز به آنچه دستیارانش «عملیاتهای یکضرب و تمام» میخوانند علاقه داشته است؛ عملیاتی که در یمن، سوریه و سومالی به اجرا گذاشته بود. این مجله همچنین یادآوری میکند که او در ژانویه گذشته دستور عملیات جسورانه بازداشت نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، را صادر کرد و با انتقال او به آمریکا برای محاکمه، مسیر را برای روی کار آمدن شریک مطلوبتر واشینگتن، دلسی رودریگز، هموار ساخت. دستیاران ترامپ به تایم گفتهاند او ونزوئلا را نمونهای میدانست از اینکه یک مداخله سریع و دقیق میتواند رژیمی خصمانه را ساقط کند، جایگزینی همراه سرکار بیاورد و منافع آمریکا را بدون گرفتار شدن در یک تقابل فرسایشی تامین کند.
نقش نتانیاهو و طرح حمله به نوشته تایم، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نگاه متفاوتی داشت و در شش ماه گذشته بارها به ترامپ گفته بود که موفقیتهای پیشین علیه حکومت ایران باید مقدمه کارزاری طولانیتر و نهایی باشد. یک مقام اسرائیلی به تایم گفته است که نتانیاهو در دیدار خصوصی ۱۱ فوریه در واشینگتن به ترامپ گفته بود: «تا اینجا آمدهایم، دونالد. باید کاری را که شروع کردهایم تمام کنیم.» به گفته یک منبع حاضر در جلسه، نتانیاهو استدلال میکرد [حکومت] ایران وقت میخرد و بهطور پنهانی به سوی بمب پیش میرود.
تایم مینویسد طرح حمله حدود یک ماه پیش از اجرا نهایی شده بود و طی این مدت، هماهنگیهای فشرده و دقیقی - عمدتاً با مشورت نزدیک با همتایان اسرائیلی- انجام گرفت. با این حال، زمانی که نیویورکتایمز در ۱۷ فوریه جزئیاتی از برنامهریزی عملیات را منتشر کرد، ترامپ بهشدت خشمگین شد و به گفته یک مقام ارشد دولتی، با الفاظ تند به دستیارانش واکنش نشان داد. او سپس در برابر خبرنگاران اعلام کرد که ظرف «۱۰ تا ۱۵ روز» درباره حمله تصمیمگیری خواهد کرد، در حالی که از پیش میدانست آمریکا قصد دارد بسیار زودتر دست به اقدام بزند. یکی از مقامهای کاخ سفید به تایم گفته است: «او عمداً در فضای عمومی گمراهسازی میکرد تا [محرمانگی] ماموریت حفظ شود.»
فریب حتی برای برخی از مشاوران خودی به گزارش تایم، ترامپ چنان نسبت به درز اطلاعات بدگمان شده بود که برخی از دستیاران خودش نیز هدف پنهانکاری قرار گرفتند. روز ۲۷ فوریه او به مارالاگو رفت و دستیاران در یک اتاق بحران موقت جمع شدند. اما ترامپ از تعداد زیاد افراد حاضر خوشش نیامد. به گفته یک مقام، «او فکر میکرد جمع خیلی بزرگ است» و در میان آنان کسانی بودند که رییسجمهوری یا نمیشناخت یا احساس میکرد به اندازه کافی آنها را نمیشناسد. در مقطعی، او با تندی اعلام کرد عملیات لغو شده و گفت هنوز به بررسی ادامه خواهد داد. تایم مینویسد این هم یک فریب بود: ترامپ از قبل تصمیم خود را گرفته بود که همان شب حمله کند. پس از پراکنده شدن جمع، او حلقهای کوچکتر و مورد اعتمادتر را دوباره فراخواند؛ کسانی که میخواست در لحظه فرود نخستین بمبها کنار او باشند.
تایم گزارش میدهد که آن شب ترامپ در حیاط مارالاگو با گروهی شامل استیون میلر، مارکو روبیو، استیو ویتکاف و دیوید وارینگتون شام خورد. جِیدی ونس، معاون رییسجمهوری، در آن جمع نبود و در اتاق بحران واشینگتن حضور داشت. به گفته یک مقام دولت ترامپ، این موضوع بازتاب پروتکلهای معمول تداوم حکومت بود که بر اساس آن رییسجمهوری و معاونش در عملیات حساس امنیت ملی، هنگامی که هر دو در کاخ سفید نیستند، از هم جدا نگه داشته میشوند.
اما تایم همچنین مینویسد که ونس در میان حلقه نزدیک ترامپ، بیش از همه با عملیات مخالفت کرده بود. به گفته دو منبع آگاه از رایزنیها، ترامپ آن شب به افراد حاضر در جمع زیر آسمان پالمبیچ گفت: «جیدی واقعاً این را دوست ندارد. اما وقتی تصمیم گرفته میشود، دیگر تصمیم گرفته شده، درست است؟» یکی از منابع کاخ سفید به تایم گفته است ونس پیش از حمله، هم مزایا و هم ریسکها را توضیح داده بود و پس از تصمیم رییسجمهوری نیز «۱۱۰ درصد» از او حمایت کرد.
شوک تنگه هرمز و فشار اقتصادی تایم مینویسد «خشم حماسی» با موجی گسترده از حملات آغاز شد که به کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی انجامید. اما پاسخ تهران گسترده بود: حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکا در عراق و سوریه، حملات به شهرهای اسرائیل، آزار و اخلال در کشتیرانی تجاری در خلیج فارس و حملات هماهنگ نیروهای نیابتی در سراسر منطقه.
این گزارش همچنین تاکید میکند که دولت آمریکا ظاهراً از اقدام [حکومت] ایران برای استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار نیز غافلگیر شد. در واکنش به حملات آمریکا، تهران عملاً یک محاصره ایجاد کرد و مسیر را برای کشتیها محدود ساخت. به نوشته تایم، پیامد اقتصادی این اقدام فراتر از چیزی بود که حلقه نزدیک ترامپ انتظار داشت و با جهش قیمت سوخت در آمریکا، رییسجمهوری ناچار شد افزایش قیمتها را بهعنوان هزینهای کوتاهمدت و لازم برای حذف تهدید ایران هستهای توجیه کند.
با این حال، تایم مینویسد ترامپ در واکنش تهاجمی حکومت ایران نوعی فایده هم میدید و معتقد بود این رفتار، استدلال او درباره خطر بیثباتکننده جمهوری اسلامی را تقویت میکند. او در تماس تلفنی ۴ مارس به تایم گفته بود: «حالا که رفتار آنها را در دو روز گذشته علیه دیگر کشورها در منطقه دیدهاید، آنها همهشان را نابود میکردند.»
اما در همان حال، مشاورانش نگران بودند که جنگ، بخشی از هواداران سیاسی او را که بهخاطر وعده پرهیز از درگیریهای تازه خارجی جذبش شده بودند، از او دور کند. تایم یادآوری میکند که ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ با وعده توان خرید بیشتر، حمله به دولت بایدن بر سر تورم و تکیه بر نوستالژی اقتصاد پیش از همهگیری به قدرت بازگشت و «جنگ ایران» اکنون برخی از اصلیترین وعدههای انتخاباتی او را تهدید میکرد.
تناقض اصلی: پایان جنگ یا جلوگیری از بازگشت تهدید؟ بر اساس گزارش تایم، ترامپ با نوعی بنبست مواجه شده است. او میخواهد جنگ را پایان دهد، اما نه پیش از آنکه مطمئن شود [حکومت] ایران دیگر به سمت سلاح هستهای حرکت نخواهد کرد. برخی مقامهای امنیت ملی در بحثهای داخلی هشدار دادهاند که یک حمله طولانیمدت حتی ممکن است بیش از آنکه بازدارنده باشد، انگیزه تهران برای دستیابی به سلاح هستهای را بیشتر کند. یک مقام دیگر کاخ سفید به تایم گفته است: «تنها راهی که آنها فکر میکنند میتوانند جلوی تکرار چنین چیزی را بگیرند، داشتن سلاح هستهای است.» او افزوده است: «اکنون بار بیشتری روی دوش ماست که یک توافق ملموس و قابل اجرا داشته باشیم که آنها را به اندازه کافی از عبور از آستانه هستهای دور نگه دارد.»
در عین حال، ترامپ به تایم گفته است که تحت تاثیر میزان پایداری تهران قرار گرفته است. او گفته است: «آنها خیلی سرسخت هستند. قادرند درد عظیمی را تحمل کنند.» و افزوده است: «برای همین به آنها احترام میگذارم. واقعیت این است که فکر میکنم مذاکرهکنندگان بهتری هستند تا جنگجو.»
تغییر رژیم؛ هدفی که خود ترامپ پیشتر مطرح کرده بود تایم مینویسد دولت ترامپ اکنون با چالشی پیچیده روبهرو است: یافتن راه خروج بدون آنکه به نظر برسد دستاورد بسیار کمی حاصل شده است. ساختن یک رژیم جانشین که از رژیمی که او میخواهد کنار بزند باثباتتر و غربگراتر باشد، بسیار دشوارتر از تصور ترامپ شده است. یکی از مقامهای دولت وضعیت را به تایم «بازی غمانگیز ضربه به موش کور» توصیف کرده است؛ حملاتی که رهبران پیدرپی را حذف میکند، در حالی که مقامها در ویرانهها بهدنبال جایگزینی قابل اتکا میگردند.
این مجله یادآور میشود که ترامپ اوایل مارس در گفتوگو با تایم آشکارا از تغییر رژیم سخن گفته بود. او گفته بود: «من میخواهم در انتخاب [رهبر جدید ایران] دخیل باشم.» و افزوده بود: «آنها میتوانند انتخاب کنند، اما ما باید مطمئن شویم کسی باشد که برای ایالات متحده معقول باشد.» تایم سپس مینویسد تصور چنین نتیجهای دشوار است، بهویژه آنکه ترامپ در سخنرانی اول آوریل بهاشتباه گفت که تغییر رژیم هرگز هدف نبوده است.
به گفته دستیاران او، امید این است که نابودی ظرفیت نظامی حکومت ایران و قطع سرِ ساختار رهبری، هم امکان دولت هستهای را از بین ببرد، هم برنامه موشکهای بالستیک را نابود کند و هم شرایط تغییر داخلی را فراهم آورد. اما تایم تاکید میکند که این مسیر نیز پرمخاطره است، زیرا ایرانیان عادی عمدتاً غیرمسلحاند و با ارتشی پیشرفته روبهرو هستند که آماده است علیه مردم خود از نیروی عظیم استفاده کند.
نتانیاهو، بنسلمان و سایه انتخابات تایم به نقل از تحلیلگران مستقل مینویسد بازگشایی تنگه هرمز احتمالاً یا به اشغال نظامی طولانیمدت با حضور نیروهای آمریکایی نیاز دارد یا به پایان مذاکرهشده درگیری؛ و هیچیک آسان نیست. این مجله همچنین مینویسد نتانیاهو و محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، هر دو تمایل دارند جنگ طولانیتر شود، زیرا آن را فرصتی کمنظیر برای تضعیف دشمن مشترک میبینند. اما آنها نیز به جدول زمانی ترامپ وابستهاند. یک مقام اسرائیلی به تایم گفته است با نزدیک شدن انتخابات اسرائیل، نتانیاهو بدون پشتیبانی ترامپ فضای مانور زیادی ندارد.
ترامپ در گفتوگو با تایم درباره اسرائیلیها گفته است: «آنها هرچه من بگویم انجام خواهند داد.» او افزوده است: «آنها همبازی خوبی بودهاند. وقتی من متوقف شوم، آنها هم متوقف خواهند شد. آنها متوقف خواهند شد مگر آنکه تحریک شوند، که در آن صورت چارهای نخواهند داشت، اما وقتی من متوقف شوم، آنها هم متوقف میشوند.»
در پایان، تایم مینویسد پرسش درباره اینکه این جنگ چه اثری بر انتخابات نوامبر خواهد گذاشت و نتایج آن چه معنایی برای باقیمانده دوره ریاستجمهوری ترامپ خواهد داشت، بر تصمیمهای او سایه انداخته است. برخی مشاوران به گفته این مجله در طرز فکر ترامپ «رگهای از تسلیم» میبینند. یکی از دستیاران به تایم گفته است رییسجمهوری در گفتوگوهای خصوصی بارها یادآوری میکند که حزب حاکم معمولاً در انتخابات میاندورهای کرسی از دست میدهد و «او در عبور از این سابقه تاریخی مشکل دارد.» اما تایم در پایان هشدار میدهد که تاریخ همچنین نشان داده برای رییسجمهوری که کشور را وارد جنگ میکند، نتایجی بدتر از باخت در انتخابات هم ممکن است رخ دهد.
روزنامه واشینگتنپست با انتشار تحلیلی پیشنهاد میدهد دونالد ترامپ بهجای انتظار برای توافق با تهران، با پنج گام مشخص پیروزی را اعلام و شروط خود را تحمیل کند.
به گزارش واشینگتنپست، مارک تیسن، تحلیلگر و ستوننویس این روزنامه، در یادداشتی استدلال کرده است که دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ با حکومت ایران نیازی به توافق ندارد و میتواند «پیروزی را اعلام کرده و شرایط خود را تحمیل کند.»
تیسن با اشاره به سخنان ترامپ در سخنرانی چهارشنبهشب - که گفته بود در صورت عدم توافق، ایران را «به عصر حجر بازمیگرداند» - مینویسد که رییسجمهوری آمریکا در موقعیتی قرار دارد که بدون نیاز به مذاکره، اهداف خود را بهصورت یکجانبه پیش ببرد.
پنج گام پیشنهادی برای پایان جنگ
این تحلیل پنج گام مشخص را برای پایان دادن به جنگ پیشنهاد میدهد:
نخست، تکمیل تمامی ماموریتهای نظامی باقیمانده، از جمله نابودی یا تصرف مواد شکافتپذیر ایران، هدف قرار دادن تمامی اهداف باقیمانده و کنترل یا نابودی زیرساختهای کلیدی مانند جزیره خارک. همچنین پیشنهاد شده است که آمریکا با استفاده از زور تنگه هرمز را بازگشایی کرده و مدیریت آن را به یک ائتلاف بینالمللی واگذار کند.
به نوشته واشینگتنپست، تیسن معتقد است در صورت تحقق این اهداف، آمریکا «کنترل کامل» بر ایران خواهد داشت و این کشور دیگر قادر نخواهد بود اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد.
گام دوم، حذف رهبران حکومت ایران است که برای مذاکرات حفظ شدهاند. به گفته این تحلیل، اگر این رهبران شروط آمریکا را نپذیرند، «دیگر دلیلی برای بقای آنها وجود ندارد» و باید هدف حملات قرار گیرند.
گام سوم، اعلام یکجانبه پیروزی بدون آتشبس یا توافق رسمی است؛ به این معنا که پس از تحقق اهداف نظامی، آمریکا میتواند عملیات را متوقف کند.
در گام چهارم، ترامپ باید شرایط صلح را بهصورت یکجانبه اعمال کند و اعلام کند که هرگونه نقض این شروط—از جمله تلاش برای بازسازی برنامه هستهای یا حمایت از نیروهای نیابتی—با واکنش نظامی مواجه خواهد شد.
گام پنجم بر جلوگیری از سرکوب داخلی در ایران تمرکز دارد. این تحلیل پیشنهاد میکند که آمریکا بهصراحت اعلام کند در صورت شلیک به معترضان، نیروها و فرماندهان مسئول هدف قرار خواهند گرفت.
به نوشته واشینگتنپست، چنین تهدیدی میتواند مانند «شمشیر داموکلس» بر فراز حکومت باقی بماند و به تضعیف اراده آن برای ادامه حکومت منجر شود.
هدف نهایی: ایجاد شرایط فروپاشی رژیم
این یادداشت تاکید میکند که ترکیب فشار خارجی و داخلی میتواند به فروپاشی حکومت ایران منجر شود و زمینه را برای ظهور حکومتی «همسو با آمریکا» فراهم کند.
تیسن مینویسد اگرچه تغییر رژیم هدف رسمی عملیات نظامی نبوده، اما در صورت بقای حکومت فعلی- حتی به شکلی تغییر یافته - دستاوردهای جنگ ممکن است از بین برود و تهدید ایران دوباره بازگردد.
«موفقیت تاریخی» مشروط به تغییر شرایط
به نوشته این تحلیلگر، عملیات «خشم حماسی» میتواند «موفقیتی تاریخی» باشد، اما ماندگاری آن به ایجاد شرایطی بستگی دارد که به تضعیف یا فروپاشی حکومت ایران منجر شود.
او در پایان با اشاره به پیام ترامپ خطاب به مردم ایران - «وقتی کار ما تمام شد، دولت خود را به دست بگیرید» - مینویسد: «بمبها کار خود را کردهاند؛ اکنون زمان آن است که مردم ایران کار خود را انجام دهند.»
در نشست بینالمللی به ابتکار لندن، مقامها تاکید کردند که اقدام حکومت ایران در بستن تنگه هرمز بهمعنای «گروگان گرفتن اقتصاد جهانی» است و باید فوراً پایان یابد.
به گزارش وزارت خارجه بریتانیا، در نشستی به ریاست ایوت کوپر، وزیر امور خارجه بریتانیا، بیش از ۴۰ کشور و نهادهای بینالمللی از جمله سازمان بینالمللی دریانوردی و اتحادیه اروپا بر لزوم بازگشایی فوری تنگه هرمز تاکید کردند.
در بیانیه این نشست آمده است که حکومت ایران با بستن این آبراه حیاتی «در تلاش است اقتصاد جهانی را به گروگان بگیرد» و جامعه بینالمللی نباید اجازه دهد این وضعیت ادامه یابد.
هشدار درباره پیامدهای اقتصادی و انسانی در این نشست، تنگه هرمز بهعنوان یکی از حیاتیترین مسیرهای دریایی جهان توصیف شد که نقش کلیدی در انتقال نفت، گاز و کالاهای اساسی دارد. مقامها هشدار دادند که اختلال در این مسیر میتواند پیامدهای فوری و گستردهای برای قیمت انرژی، زنجیرههای تامین و ثبات اقتصادی جهانی داشته باشد و اثرات انسانی شدیدی بر جوامع مختلف وارد کند.
درخواست برای اقدام هماهنگ بینالمللی شرکتکنندگان خواستار بازگشایی «فوری و بدون قید و شرط» تنگه شدند و بر لزوم احترام به اصول آزادی کشتیرانی و حقوق دریاها تاکید کردند.
در این نشست همچنین مجموعهای از اقدامات هماهنگ، از جمله افزایش فشار دیپلماتیک از طریق سازمان ملل، بررسی تحریمها در صورت تداوم انسداد، همکاری برای آزادسازی کشتیها و خدمه گرفتار، و ایجاد سازوکارهای مشترک برای افزایش اعتماد بازار و تبادل اطلاعات مورد بررسی قرار گرفت.
تاکید بر راهحل دیپلماتیک و نگرانی از تاثیرات جهانی پنی وانگ، وزیر امور خارجه استرالیا، نیز اعلام کرد که بسته شدن عملی تنگه و حملات به کشتیها و زیرساختهای انرژی «شوکهای بیسابقهای» در عرضه جهانی ایجاد کرده و فشار اقتصادی قابلتوجهی بر کشورهای مختلف وارد کرده است.
او تاکید کرد که کشورش به همراه شرکای خود «استفاده ابزاری» از تنگه هرمز را محکوم کرده و از کاهش تنشها و راهحلهای دیپلماتیک حمایت میکند.
در همین حال، نماینده هند نیز با اشاره به تاثیر این بحران بر امنیت انرژی، بر ضرورت حفظ آزادی کشتیرانی و بازگشت به مسیر گفتوگو تاکید کرد.
ادامه رایزنیها برای تضمین آزادی کشتیرانی در پایان این نشست، کشورها توافق کردند که رایزنیها در سطوح کارشناسی و سیاسی ادامه یابد تا راهکارهایی برای تضمین آزادی کشتیرانی و کاهش تنشها در منطقه دنبال شود.
موضع روسیه: عبور برای برخی کشورها همچنان ممکن است در تحولی جداگانه، یوری اوشاکوف، دستیار ولادیمیر پوتین، اعلام کرد که تنگه هرمز برای روسیه «باز» است؛ موضوعی که نشان میدهد محدودیتها بهطور یکسان بر همه کشورها اعمال نشده است.
بر اساس دادههای سازمان بینالمللی دریانوردی، در حال حاضر حدود دو هزار کشتی در خلیج فارس گرفتار شدهاند، هرچند برخی کشتیهای مرتبط با ایران، چین، هند و پاکستان موفق به عبور از این مسیر شدهاند.
نشریه فارنپالیسی گزارش داد که «جنگ ایران»، تصویر خلیج فارس بهعنوان یک مرکز امن فناوری را تضعیف کرده، هرچند عوامل بنیادین اقتصادی همچنان پابرجاست.
به گزارش فارنپالیسی، «جنگ ایران» چشمانداز خلیج فارس بهعنوان یک «قطب هوش مصنوعی» را با چالش جدی مواجه کرده و سرمایهگذاریهای گسترده در حوزه فناوری و هوش مصنوعی را در معرض خطر قرار داده است.
این گزارش مینویسد که سفر دونالد ترامپ به عربستان سعودی، قطر و امارات در سال ۲۰۲۵ - که به انعقاد قراردادهایی چند تریلیون دلاری با شرکتهای فناوری انجامید - اکنون با پیامدهای جنگی که خود او آغاز کرده، زیر سوال رفته است.
بر اساس این گزارش، شرکتهایی مانند انویدیا و تسلا در میان ۱۷ شرکت آمریکایی هستند که حکومت ایران تهدید کرده زیرساختهای آنها در خاورمیانه را هدف قرار خواهد داد. در این فهرست همچنین نام شرکتهای بزرگی چون اپل، گوگل، مایکروسافت و آمازون دیده میشود.
فارنپالیسی مینویسد که حملات موشکی و پهپادی حکومت ایران به زیرساختهای منطقه، تصویری را که کشورهای خلیج فارس طی سالها و با صرف میلیاردها دلار بهعنوان یک محیط امن و باثبات برای شرکتهای فناوری ایجاد کرده بودند، خدشهدار کرده است.
آدام فرار، تحلیلگر بلومبرگ، در این گزارش میگوید: «پرسش این است که آیا دبی و ابوظبی همچنان جذابیت خود را حفظ خواهند کرد یا نه.» او افزود که چالش اصلی، جذب نیروی انسانی متخصص برای حفظ و توسعه این زیرساختها در آینده خواهد بود.
در ادامه گزارش آمده است که جنگ همچنین موجب طرح پرسشهایی درباره روابط امنیتی کشورهای خلیج فارس با ایالات متحده شده است. این کشورها سالها به واشینگتن برای تامین امنیت خود متکی بودهاند، اما اکنون برخی از نخبگان منطقه نسبت به کارآمدی این وابستگی دچار تردید شدهاند.
در عین حال، کارشناسان میگویند که کشورهای خلیج فارس در کوتاهمدت گزینهای جز ادامه همکاری با آمریکا ندارند، هرچند در بلندمدت به دنبال افزایش استقلال راهبردی خود هستند.
با وجود این چالشها، فارنپالیسی تاکید میکند که جریان سرمایهگذاری متوقف نشده است. از جمله، صندوقهای ثروت ملی قطر و ابوظبی همچنان در شرکتهای فناوری آمریکایی سرمایهگذاری میکنند.
این گزارش همچنین به نقش فزاینده شرکتهای چینی مانند هواوی و علیبابا اشاره میکند که میتوانند از شرایط جدید برای گسترش نفوذ خود در منطقه بهره ببرند.
در نهایت، فارنپالیسی نتیجهگیری میکند که اگرچه «جنگ ایران» ضربهای جدی به تصویر خلیج فارس بهعنوان قطب فناوری وارد کرده، اما عواملی مانند سرمایه عظیم، دسترسی به انرژی و موقعیت جغرافیایی، همچنان این منطقه را به بازیگری مهم در آینده اقتصاد دیجیتال تبدیل میکند.