• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شناسایی با پهپاد، تفتیش جوانان در خیابان؛ موج بازداشت‌ها در ایران ادامه دارد

نیکی محجوب
نیکی محجوب

ایران‌اینترنشنال

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)

در روزهای اخیر، گزارش‌های متعددی از بازداشت‌ها در شهرهای مختلف ایران منتشر شده است. این بازداشت‌ها اغلب با یورش شبانه به منازل، تخریب درها، تهدید خانواده‌ها، بازداشت در اماکن عمومی و نبود پاسخ‌گویی شفاف قضایی همراه بوده و نگرانی‌های جدی درباره وضعیت بازداشت‌شدگان ایجاد کرده است.

یورش به منازل و بازداشت بدون توضیح
به گفته یکی از نزدیکان یک فرد بازداشت‌شده، حدود ۱۰ مامور در ساعات اولیه صبح به منزل آن‌ها یورش برده، درِ خانه را شکسته و با توهین و ارعاب، فرد مورد نظر را بدون ارائه حکم بازداشت با خود برده‌اند. خانواده می‌گویند ماموران در پاسخ به پرسش درباره محل انتقال و دلیل بازداشت تنها گفته‌اند: «بعداً تماس می‌گیریم».

در پاسخ به پرسش درباره اتهام، ماموران مدعی شده‌اند که فرد بازداشت‌شده در جریان «اغتشاشات» در یکی از خیابان‌ها حضور داشته است؛ ادعایی که خانواده آن را رد کرده‌اند. ماموران در واکنش گفته‌اند: «پهپاد دروغ نمی‌گوید».

این خانواده می‌گویند سه روز پیاپی مقابل زندان اوین مراجعه کرده‌اند اما هر بار به آن‌ها گفته شده که فرد بازداشت‌شده در این زندان نیست. به گفته آن‌ها، قوه قضاییه و نهادهای مسئول پاسخ روشنی نمی‌دهند و حتی وکیل خانواده نیز تاکنون موفق به دریافت اطلاعاتی درباره وضعیت پرونده نشده است.

بازداشت گروهی و تهدید به سکوت
در گزارشی دیگر، پنج نفر در جریان یورش ماموران به یک رستوران بین‌راهی در محدوده پل سفید به زیراب بازداشت شده‌اند. یکی از بستگان این افراد می‌گوید برادر همسر یکی از بازداشت‌شدگان که از نیروهای بسیج زیراب است، پیش‌تر توسط فرد بازداشتی در جریان تیراندازی به معترضان در ۱۸ دی‌ماه شناسایی شده بود.

پیگیری خانواده‌های این افراد تاکنون بی‌نتیجه مانده و به آن‌ها گفته شده در صورت اطلاع‌رسانی، «تنها تماسی دریافت خواهند کرد که محل دفن عزیزانشان را اعلام می‌کند». این تهدیدها نگرانی خانواده‌ها را به‌شدت افزایش داده است.

تفتیش بدنی جوانان در خیابان‌ها
بر اساس گزارش‌های رسیده از چند شهر، ماموران امنیتی در معابر عمومی جوانان را متوقف کرده و با بالا زدن لباس آن‌ها بدنشان را بررسی می‌کنند. به گفته شاهدان، در صورتی که آثار ضرب‌وشتم با باتوم یا زخم‌های ناشی از ساچمه بر بدن افراد مشاهده شود، آن‌ها با خشونت بازداشت می‌شوند.

شهروندانی در مشهد، اصفهان، تهران و رشت این شیوه برخورد را تایید کرده‌اند و می‌گویند اکثریت بازداشت‌شدگان جوان هستند و افراد مسن‌تر کمتر مورد تفتیش بدنی قرار می‌گیرند. به گفته شاهدان، این روش برای شناسایی شرکت‌کنندگان در اعتراضات به کار گرفته می‌شود، حتی اگر فرد در زمان بازداشت فعالیت روزمره عادی داشته باشد.

افزایش بازداشت کودکان
هم‌زمان، یک وکیل از افزایش نگران‌کننده بازداشت کودکان در روزهای اخیر خبر داده و گفته است برخی از آن‌ها از مقابل خانه‌هایشان یا حتی از مدارس بازداشت شده‌اند. به گفته این وکیل، تاکنون هیچ اطلاعی از محل نگهداری این کودکان به خانواده‌ها داده نشده و نگرانی‌ها به‌شدت افزایش یافته است.

پهپادها و احتمال «مسلح بودن»
یک فعال کارگری در یکی از شهرهای جنوب ایران اعلام کرده است که در شب‌های ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی‌ماه، پهپادها به‌طور مستمر بر فراز معترضان پرواز می‌کردند. به گفته او، علاوه بر تیراندازی تک‌تیراندازها، این احتمال وجود دارد که از پهپادها نیز به سوی معترضان شلیک شده باشد.

به گفته این فعال، اکنون تعدادی از جوانان شهر با یورش شبانه به منازلشان بازداشت شده‌اند و ماموران مدعی شده‌اند که آن‌ها در تصاویر پهپادی «مسلح» بوده‌اند؛ ادعایی که خانواده‌ها آن را دروغ و بی‌اساس می‌دانند.

فعالان حقوق بشری و وکلا تاکید دارند که ابعاد واقعی بازداشت‌ها بسیار گسترده‌تر از مواردی است که منتشر می‌شود. هم‌زمان، نگرانی‌ها درباره شکنجه، صدور احکام سنگین و حتی اعدام برخی بازداشت‌شدگان افزایش یافته است.

در چنین شرایطی، فعالان امنیت دیجیتال هشدار داده‌اند افرادی که احتمال بازداشت می‌دهند، باید تنها با کمک افراد متخصص و قابل اعتماد اقدامات پیشگیرانه برای حفاظت از اطلاعات شخصی خود انجام دهند.

بی‌خبری خانواده‌ها از سرنوشت عزیزانشان، نبود پاسخ‌گویی شفاف از سوی نهادهای مسئول، بازداشت کودکان و تفتیش بدنی جوانان در خیابان‌ها، همگی نشانه‌های تشدید بحران حقوق بشری در ایران است. فعالان حقوق بشر تأکید دارند که اطلاع‌رسانی مستمر و دقیق درباره وضعیت بازداشت‌شدگان می‌تواند نقش مهمی در کاهش خطرات جانی و قضایی برای آن‌ها داشته باشد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
۱
تحلیل

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

۲

جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۳

نفت‌کش‌های ایرانی برای عبور از محاصره آمریکا «در تاریکی» حرکت می‌کنند

۴
تحلیل

جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

۵
تحلیل

پاکستان چگونه با شناخت شخصیت ترامپ به میانجی اصلی مذاکره تهران و واشینگتن تبدیل شد؟

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

  • آیا جنگ جمهوری اسلامی را رادیکال‌تر کرده؟ بله، اما حذف آن را نیز آسان‌تر ساخته است
    تحلیل

    آیا جنگ جمهوری اسلامی را رادیکال‌تر کرده؟ بله، اما حذف آن را نیز آسان‌تر ساخته است

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
    تحلیل

    جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

  • وضعیت بحرانی زندان‌ها در ایران؛ تراکم چندبرابری و خطر جانی برای بازداشت‌شدگان

    وضعیت بحرانی زندان‌ها در ایران؛ تراکم چندبرابری و خطر جانی برای بازداشت‌شدگان

•
•
•

مطالب بیشتر

پیروزی استقلال در چهارمین بازی بدون تماشاگران، سامان فلاح باز هم خوشحالی نکرد

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

۳۱ روز پس از آغاز انقلاب ملی ایرانیان که با قتل دست‌کم ۳۶۵۰۰ نفر از سوی جمهوری اسلامی همراه شده، در ادامه تلاش حکومت برای عادی‌نمایی شرایط کشور با برگزاری مسابقات فوتبال، این بار استقلال بدون حضور تماشاگران، استقلال خوزستان را درحالی برد که سامان فلاح پس از گلزنی خوشحالی نکرد.

فلاح، زننده تک گل استقلال در این مسابقه، پیش‌تر نیز در بازی با فولاد هرمزگان، بعد از گلزنی، از شادی پس از گل خودداری کرده بود.

آبی‌پوشان تهران درحالی چهارمین بازی بدون تماشاگر خود را از زمان آغاز انقلاب ملی ایرانیان برگزار کردند که موسی جنپو، بازیکن اهل مالی این باشگاه، همچنان از حضور در تهران به‌دلیل وضعیت کشور، خودداری کرده است.

این سومین بازی استقلال بود که به‌دلیل هراس جمهوری اسلامی از گسترش اعتراضات به استادیوم‌ها، بدون حضور تماشاگران در ورزشگاه یزد برگزار شد.

در تنها مسابقه فوتبال برگزار شده با حضور تماشاگران از زمان آغاز انقلاب ملی ایرانیان، تماشاگران حاضر در استادیوم نقش‌جهان اصفهان، در پایان بازی سپاهان-استقلال، شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی سر دادند.

سکوت معنادار گرتا تونبرگ

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
مهران عباسیان

ایران‌اینترنشنال برای روشن شدن موضع گرتا تونبرگ در مورد انقلاب ملی ایرانیان، از طریق تماس تلفنی و ایمیل تلاش کرد با او گفت‌وگو کند، اما او از انجام هرگونه مصاحبه یا اظهارنظر درباره اعتراضات ایران خودداری کرد؛ سکوتی که برای بسیاری، گویاتر از هر پاسخ صریحی است.

گرتا تونبرگ در سال‌های اخیر به نماد نسل جدیدی از کنشگران جهانی تبدیل شده است؛ چهره‌ای که نه‌تنها درباره بحران اقلیمی، بلکه در موضوعات سیاسی و انسانی نیز مواضعی صریح اتخاذ می‌کند.

او در یک سال گذشته، بارها با چفیه و پرچم فلسطین در راهپیمایی‌ها حاضر شد، پیام‌های تندی علیه اسرائیل منتشر کرد و کوشید خود را «صدای قربانیان غزه» معرفی کند.

همین حضور پررنگ، برای بسیاری او را به «الگویی از شجاعت اخلاقی و تعهد انسانی» تبدیل کرد، اما همین تصویر، امروز به‌طور جدی زیر سؤال رفته است.

در حالی‌که سرکوب اعتراضات سراسری در ایران، بنا بر گزارش‌ها، به کشته شدن ده‌ها هزار نفر و زخمی شدن صدها هزار نفر انجامیده است و شمار قابل توجهی از قربانیان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند، گرتا تونبرگ ترجیح داده است سکوت کند؛ سکوتی کامل، بدون حتی یک پیام هم‌دلانه یا اشاره کوتاه.

این سکوت، نه در حاشیه، بلکه در تضاد مستقیم با ادعاهای پیشین او درباره دفاع از جان انسان‌ها قرار دارد.

منتقدان می‌گویند مساله، دیگر «فراموشی» یا «بی‌اطلاعی» نیست. گرتا تونبرگ نشان داده است که وقتی بخواهد، می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن به تحولات جهانی واکنش نشان دهد. بنابراین پرسش اصلی این است: چرا ایران نه؟ چرا وقتی معترضان غیرمسلح در خیابان‌ها کشته می‌شوند ، بسیاری از کنشگرانی که مدعی عدالت جهانی‌اند، ناگهان خاموش می‌شوند؟

این سکوت در بستری رخ می‌دهد که خود به‌شدت سیاسی شده است. دوشنبه ششم بهمن در سوئد، برخی از گروه‌های حامی فلسطین که طی دو سال گذشته به‌طور مستمر در خیابان‌های این کشور راهپیمایی می‌کردند، این بار پرچم جمهوری اسلامی را نیز به تجمع‌های خود افزودند؛ اقدامی که در بخشی از شهر گوتنبرگ به حمله به راهپیمایی ایرانیان آزادی‌خواه انجامید.

برای بسیاری از ایرانیان، این اتفاق نماد روشنی از پیوند خطرناک میان برخی جریان‌های به‌اصطلاح «ضدجنگ» با یکی از سرکوگرترین حکومت‌های منطقه خاورمیانه بود.

در چنین فضایی، سکوت گرتا تونبرگ دیگر یک «عدم موضعگیری» ساده تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان بخشی از یک الگوی بزرگ‌تر دیده می‌شود: کنشگری انتخابی. الگویی که در آن، برخی قربانیان شایسته همدلی و پوشش رسانه‌ای‌هستند و برخی دیگر، به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک، نادیده گرفته می‌شوند.

این رویکرد، نه‌تنها اعتبار اخلاقی چهره‌هایی مانند گرتا تونبرگ را زیر سؤال می‌برد، بلکه اساس مفهوم حقوق بشر جهانی را تضعیف می‌کند. اگر دفاع از جان انسان‌ها وابسته به جغرافیا، ائتلاف‌های سیاسی یا روایت‌های محبوب باشد، دیگر نمی‌توان از «عدالت» سخن گفت؛ آنچه باقی می‌ماند، سیاست‌ورزی با نقاب اخلاق است.

والانیوز: آمریکا در صورت حمله به ایران، به‌دنبال عملیات مرحله‌ای و چندبعدی است

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)

وب‌سایت والانیوز در گزارشی تحلیلی نوشت در صورت تصمیم آمریکا برای حمله به ایران، این اقدام یک عملیات سریع و ضربتی نخواهد بود. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد واشینگتن به‌دنبال حمله‌ای چندبُعدی و مرحله‌ای است؛ عملیاتی که ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها به طول بینجامد.

براساس این گزارش، برخلاف تصور رایج از حملات ناگهانی، آمریکا معمولاً پیش از ورود به فاز نظامی، وارد دوره‌ای از «صبر استراتژیک» می‌شود. در این مرحله، فشارها به‌تدریج افزایش می‌یابد؛ هم در حوزه اقتصادی، هم در حوزه اطلاعاتی و هم در میدان جنگ سایبری.

والا‌نیوز همچنین عنوان کرد در سناریوی فعلی نیز تحلیل‌گران معتقدند آمریکا احتمالاً در گام نخست تلاش می‌کند زیرساخت‌های حیاتی ایران را بدون شلیک گسترده گلوله تضعیف کند؛ از حملات سایبری و الکترونیکی گرفته تا ایجاد اختلال در سامانه‌های فرماندهی، ارتباطی و حتی شبکه‌های اقتصادی. هدف از این اقدامات، کاهش توان واکنش جمهوری اسلامی پیش از هرگونه درگیری مستقیم است.

براساس این گزارش، در این میان، خطر ورود حزب‌الله به جنگ در سطح یک بحران بزرگ منطقه‌ای وجود دارد، اما برای این گروه، چنین اقدامی می‌تواند پیامدهایی فاجعه‌بار و حتی خودکشی‌گونه به همراه داشته باشد و هزینه‌های سنگینی را متوجه خود حزب‌الله کند.

میلیاردر آمریکایی خطاب به ترامپ: وقت آن است که کار جمهوری اسلامی را تمام کنیم

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

بیل آکمن، میلیاردر و مدیر یکی از بزرگ‌ترین صندوق‌های سرمایه‌گذاری آمریکا، از رییس‌جمهوری، وزیر خارجه و وزیر جنگ آمریکا خواست گزارش تصویری ایران‌اینترنشنال در مورد یکی از بزرگ‌ترین جنایات علیه بشریت در دهه‌های اخیر را ببینند. او خطاب به ترامپ نوشت: وقت آن است که کار را تمام کنیم.

آکمن سه‌شنبه هفتم بهمن با بازنشر این گزارش مستند در شبکه اجتماعی ایکس، با تاکید بر اینکه سپاه پاسداران «صادرکننده تروریسم در سراسر جهان است» افزود: «رها کردن این هیولاها در کنترل دومین ذخایر بزرگ نفتی خاورمیانه که آنها همچنان از آن برای تأمین مالی تروریسم در سراسر جهان، بازسازی توانایی هسته‌ای خود و حمایت از دشمنان اصلی ما استفاده خواهند کرد، همچنان یک تهدید وجودی بسیار جدی، مداوم و بلندمدت برای ایالات متحده و جهان است.»

او با اشاره به این نکته که ایالات متحده قدرتمندترین کشور جهان است، خطاب به دونالد ترامپ نوشت: «شما مردی هستید که به حرف خود عمل می‌کنید» و اضافه کرد: ‌«شما خط قرمزی در مورد کشتار معترضان توسط رژیم ترسیم کردید. طبق گزارش‌ها، آنها اکنون ۴۳هزار نفر را کشته و صدها هزار نفر دیگر را نابینا و معلول کرده‌اند.»

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال یکشنبه پنجم بهمن در دومین بیانیه‌ خود با استناد به مدارک و روایت‌های تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، کشته‌ شده‌اند.

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال الگوی روشن‌تری از نحوه سرکوب، گستره جغرافیایی درگیری‌ها و رفتار نیروهای امنیتی ارائه می‌دهد و از اعدام‌های بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمی‌دارد.

  • ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند

    ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند

آکمن همچنین خطاب به ترامپ نوشت: «شما از مردم ایران خواسته‌اید که به اعتراضات خود ادامه دهند، همانطور که آنها شجاعانه و بدون سلاح و با هزینه گزاف، ده‌ها هزار جوان را در برابر این رژیم نسل‌کش از دست داده‌اند.»

او در ادامه با اشاره به این موضوع که رییس‌جمهوری آمریکا «به تمام تعهداتی که به مردم آمریکا و جهان داده» عمل کرده است، افزود: «‌شهرت شما در عمل به وعده‌های‌تان، ایالات متحده را دوباره به عنوان قدرتمندترین کشور جهان مورد احترام قرار داده است.»

او پیش از این، ۲۶ دی، با حمایت از انقلاب ملی ایرانیان گفته بود: «ترامپ به وعده‌ای که به مردم ایران داده است وفادار خواهد بود، مساله فقط زمان تحقق این وعده است.»

او افزوده بود: «ایرانیان زندگی خود را بر سر سخنان او گذاشته‌اند و در نهایت خواهند دید که انتخاب‌شان تصمیمی درست و هوشمندانه بوده است.»

آکمن در بخش دیگری از توییت سه‌شنبه خود به «دو بار تلاش جمهوری اسلامی برای ترور ترامپ» اشاره کرد و نوشت: «پرزیدنت ترامپ، وقت آن است که کار را تمام کنیم. ما دلایل استراتژیک، اخلاقی، اقتصادی و وجدانی مهمی برای انجام این کار داریم.»

ترامپ پیش‌تر بارها تهدید کرده بود اگر حکومت ایران به کشتن معترضان ادامه دهد، مداخله خواهد کرد.

آکمن تاکید کرد: «جهانی بدون کنترل سپاه پاسداران بر ایران، صلح را برای همیشه در سراسر جهان به ارمغان خواهد آورد» و افزود: «این یک نمونه قدرتمند و مهم خواهد بود که ایالات متحده بدترین شکل شر را تحمل نمی‌کند.»

او اضافه کرد:‌ «این یکی از مهمترین میراث‌های همیشگی شما به عنوان رییس‌جمهوری ایالات متحده خواهد بود.»

آکمن با تاکید بر اینکه «مردم ایران مردمی شگفت‌انگیز هستند که شایسته رهایی از ترور و شر هستند»، نوشت:‌ «ایالات متحده قدرتمندترین ارتش جهان را دارد، همانطور که شما به طرز شگفت‌انگیز و استادانه‌ای علیه مادورو در ونزوئلا نشان دادید.»

او در پایان تاکید کرد: «به نظر می‌رسد که ما اکنون کاملاً آماده‌ایم.»

اشاره آکمن به استقرار نیروهای ایالات متحده در منطقه خاورمیانه بود.

در این ارتباط، دو مقام آمریکایی دوشنبه ششم بهمن به خبرگزاری رویترز گفتند ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و ناوهای همراه آن وارد خاورمیانه شده‌اند؛ اقدامی که توانایی‌های ترامپ را برای دفاع از نیروهای آمریکایی یا اقدام نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی افزایش می‌دهد. 

رویترز نوشت علاوه بر ناو هواپیمابر و ناوهای جنگی همراه آن، پنتاگون همچنین در حال انتقال جنگنده‌ها و سامانه‌های پدافند هوایی به خاورمیانه است.

همزمان با افزایش احتمال حمله آمریکا و پس از رسیدن ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به نزدیکی آب‌های ایران، روزنامه اسرائیل‌هیوم فهرستی از بانک اهداف احتمالی آمریکا را منتشر کرد که شامل علی خامنه‌ای و شش فرمانده ارشد نظامی و شش مرکز حکومتی در قلب تهران است.

از سوی دیگر، اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که به‌دنبال ارزیابی مقام‌های ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی درباره افزایش احتمال حمله آمریکا، دیکتاتور تهران در پناهگاهی ویژه و زیرزمینی شامل تونل‌های تودرتو در پایتخت مخفی شده است.

سوگواری برای کشته‌شدگان دی ۱۴۰۴؛ آیینی که از نظم نمادین خارج می‌شود

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

سوگواری همواره ابزاری برای بازتولید نظم جامعه زندگان تلقی شده است. آیین‌های جمعی از جمله عزاداری، لحظاتی هستند که جامعه با رجوع به نمادهای مشترک، انسجام خود را ترمیم می‌کند.

آنچه در سوگواری‌های جان‌باختگان دی ۱۴۰۴ رخ می‌دهد اما دقیقا وارونه این منطق است: آیین‌ها نه برای ترمیم نظم، بلکه برای افشای فروپاشی آن شکل گرفتند.

این سوگ‌ها نه بازگشت به «ما»ی تثبیت‌شده، بلکه اعلام گسست از آن هستند. جامعه، به‌جای آن که از خلال سوگ دوباره با نظم مسلط آشتی کند، از سوگ به‌عنوان لحظه‌ای برای نامشروع کردن آن نظم استفاده می‌کند. از این روست که باید این آیین‌ها را نه «سوگواری»، بلکه نوعی «کنش آیینیِ اعتراضی» فهمید.

  • ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

    ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

سوگ در وضعیت بینابینی

آیین‌ها اغلب در لحظه‌هایی رخ می‌دهند که معنا در حالت تعلیق است. زمانی که فرد یا جامعه نه کاملا در وضعیت قبلی قرار دارد و نه هنوز به وضعیت تازه‌ای رسیده است. سوگواری‌های دی ۱۴۰۴ دقیقا در همین میانه شکل گرفته‌اند. این مراسم‌ نه شبیه عزاداری‌های شناخته‌شده است و نه به‌طور کامل به جشن شباهت دارد. نه خاموش و فروخورده است و نه صرفا فریاد خشم. آن‌ها در جایی میان اندوه و اعتراض ایستاده‌اند و از همین موقعیت میانی، معنای تازه‌ای ساخته‌اند.

رقص در سوگ، موسیقی در تشییع، شبه‌عروسی برای مردگان جوان و موارد مشابه، همه نشانه‌های یک وضعیت آستانه‌ای‌اند: جامعه‌ای که میان زندگی و مرگ، امید و خشم، اندوه و مقاومت، معلق مانده است.

اما تفاوت مهم اینجاست که این تعلیق، منفعل نیست و آستانه، به صحنه مداخله بدل می‌شود. یعنی جامعه، به‌جای عبور آرام از این آستانه، در آن مکث می‌کند و معنا را بازمی‌نویسد.

بدن سیاسی؛ وقتی بدن سوگوار سخن می‌گوید

بدن صرفا حامل معنا نیست؛ خود معناست. در این چارچوب، آنچه در رقص‌های سوگوارانه دیده می‌شود، چیزی فراتر از بیان احساسات است.

بدن، در برابر قدرتی که می‌خواهد آن را به ابژه‌ای خاموش بدل کند، به فاعل تبدیل می‌شود.

سوگ، به ویژه سوگ فرد کشته‌شده به دست حکومت، امری سیاسی است، زیرا تعیین می‌کند کدام زندگی «سوگ‌پذیر» است.

رقص در این سوگ‌ها، اعلان این حقیقت است که این جان‌ها خلاف آنچه حکومت سعی کرد با ایشان بکند، سوگ‌پذیرند، ارزش‌مندند و مرگشان قابل عادی‌سازی نیست.

بدن رقصان، در برابر بدن سرکوب‌شده، به شهادت‌نامه‌ای زنده بدل می‌شود.

در ادامه بدن فرد جان‌باخته، حالا بدن سوگوار است که اطاعت نمی‌کند: نه می‌نشیند، نه فرو می‌ریزد، نه خاموش می‌شود. حرکت، خود مقاومت است.

در این معنا، رقص نه تزیین سوگ، بلکه سیاست بدن است.

صدا در برابر الهیات سکوت

نفی نوحه و دعا و جایگزینی آن با موسیقی، شکل دیگری از سوگواری‌های امروز برای جان‌باختگان وطن‌اند.

این کنار گذاشتن سنت‌های مذهبی، شکلی از قطع پیوند با «الهیات سکوت» است.

در منطق رسمی، آیین مرگ باید یا قدسی برگزار شود یا خاموش.

دعاخوانی، وعده معنا در جهانی دیگر است. روشی برای تعلیق خشم و به تعویق انداختن میل به عدالت برای زندگان. اما موسیقی، معنا را به این‌جا و اکنون بازمی‌گرداند.

موسیقی در این آیین‌ها نه تسلی می‌دهد و نه پاسخ نهایی است، بلکه فقدان را زنده نگه می‌دارد. این همان چیزی است که قدرت از آن هراس دارد: سوگی که بسته نشود، سوگی که به نتیجه نرسد، سوگی که مطالبه بماند.

جشن جوانان ناکام

شبه‌عروسی‌ها و آیین‌های جشن‌گون هم شکل دیگری از این سوگواری‌ها هستند.

این گونه مراسم را باید از منظر «سیاست زمان» دید.

مرگ جوانان، فقط حذف یک بدن نیست؛ قطع یک آینده است که می‌توانست سرشار از اتفاق‌ها باشد.

این آیین‌ها، زمان از دست رفته را احضار می‌کنند. جامعه با برگزاری مراسمی که باید در آینده رخ می‌داد، خشونت را نه در لحظه مرگ، بلکه در تغییر معنای زمان افشا می‌کند.

در این معنا، سوگ از گذشته‌محور بودن فاصله می‌گیرد و آینده‌محور می‌شود.

این سوگ، برای آنچه رخ داده نمی‌گرید؛ برای آنچه هرگز اجازه نیافت رخ دهد، عزاداری می‌کند.

این همان نقطه‌ای است که سوگ به نقد ساختاری بدل می‌شود.

  • جاویدنامان وحید و حمید ارزانلو، برادرانی که دغدغه میهن داشتند نه معیشت

    جاویدنامان وحید و حمید ارزانلو، برادرانی که دغدغه میهن داشتند نه معیشت

رنگ، نماد و گسست از اقتصاد رسمی معنا

برخی خانواده‌های داغدار خلاف رسم سنتی ایران، پوشش سفید را برای مراسم سوگ برگزیدند.

انتخاب سفید به‌جای سیاه را هم باید در چارچوب بازی با قدرت فهمید.

سیاه، رنگ سوگ مشروع است. رنگی که نظام معنا آن را مجاز کرده است. خروج از سیاه، خروج از مجوزهای رسمی است.

سفید، در اینجا نه رنگ پاکی مذهبی، بلکه رنگ امتناع است. امتناع از همدلی با روایتی که مرگ را طبیعی جلوه می‌دهد.

اینجاست که رنگ، به زبان بی‌صدا بدل می‌شود. انتخاب رنگ، کنشی است که بدون شعار و بدون بیانیه، نظم نمادین را مختل می‌کند.

  • بیش از ۴۰ نویسنده و فعال هنر کودک، سرکوب خونین کودکان و نوجوانان در ایران را محکوم کردند

    بیش از ۴۰ نویسنده و فعال هنر کودک، سرکوب خونین کودکان و نوجوانان در ایران را محکوم کردند

سوگ مدنی در برابر سیاست مرگ

در نهایت، این آیین‌ها را می‌توان مقاومت در برابر «سیاست مرگ» دانست: جایی که قدرت تصمیم می‌گیرد چه کسی بمیرد و مرگش چگونه معنا شود.

سوگواری‌های دی ۱۴۰۴ تلاشی‌ هستند برای پس زدن این رویکرد.

این آیین‌ها نمی‌خواهند مرگ را توجیه کنند، قدسی کنند یا فرد درگذشته را فراموش کنند بلکه می‌خواهند آن را افشا کنند.

در این معنا، سوگ به کنش بدل می‌شود؛ کنشی زیبایی‌شناسانه، بدنی، جمعی و عمیقا سیاسی.

سوگواری‌های دی ۱۴۰۴ را باید به‌مثابه لحظه‌ای نادر در تاریخ معاصر ایران دید: لحظه‌ای که جامعه، حتی در مرگ، از اطاعت سر باز می‌زند. می‌رقصد، می‌نوازد، رنگ عوض می‌کند، آیین‌ها را می‌شکند و از دل فقدان، معنا می‌سازد.

این سوگ‌ها پایان نیستند. تعلیق هستند. پرونده‌ای که هنوز بسته نشده و قرار نیست بسته شود.