• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

رفاقت پرهزینه؛ روسیه، ظریف و بازی ملامت

سمیرا قرائی
سمیرا قرائی

ایران اینترنشنال

۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۰:۲۷ (‎+۰ گرینویچ)

مکانیسم ماشه از کجا آمد؟ ابتکار که بود؟ روسیه کجا دست ایران را گرفت و کجا پشت ایران را خالی کرد؟ و چرا این روزها از صحن علنی مجلس، رییس مجلس در دفاع از کشوری خارجی به وزیر خارجه سابق حمله می‌کند؟ آیا این دفاع و پذیرفتن انگ روس‌پرستی ارزشش را دارد؟

هجمه‌ تندی علیه محمدجواد ظریف و حسن روحانی به پا خواسته است. انتقادات صریح ظریف از روسیه تازه نیست. بیش از چهار سال پیش، زمانی که نوار گفت‌وگوی ظریف و سعید لیلاز لو رفت، انتقادات عیان شد.

دلگیری‌های ظریف، دلایل استعفایش و پشت‌پرده‌های شنیدنی سیاست خارجه ایران در سال‌های ریاست‌جمهوری حسن روحانی عیان شدند. و این روزها در یک «بازی ملامت» دیگر، باز زبان ظریف علیه روسیه در حال چرخیدن است.

لاوروف و ظریف در بگومگویی تاریخی و کم‌سابقه یکدیگر را بابت مکانیسم ماشه، بندی که لاوروف آن را «دام حقوقی» می‌نامد، ملامت کردند.

لاوروف می‌گوید در حالی که روسیه نظاره‌گر دلدادگی جمهوری اسلامی و آمریکا بود، مقابل چشمان باز آن‌ها مکانیسم ماشه با استقبال ظریف در متن توافق گنجانده شد.

ظریف از آن سو می‌گوید مکانیسم ماشه مطرح شد، چون روس‌ها در کنار فرانسوی‌ها می‌خواستند هر شش ماه یک بار جمهوری اسلامی را دست به دامن تمامی اعضای شورای امنیت کنند تا دوره‌ای لغو تحریم‌ها تمدید شود.

در میان این بگومگوها و حملاتی که اینجا و آنجا به روحانی شده، نظیر اطلاع او از زدن هواپیمای اوکراینی یا ندادن بودجه دفاعی کافی برای امور تحقیقاتی، دم روس‌پرستی بسیاری هم بیرون افتاده.

در شرایطی بین جنگ و صلح، قالیباف و برخی دیگر نگران رنجش روس‌ها از صحبت‌ها و زبان ظریف‌ هستند.

روزنامه هم‌میهن حاضرجوابی ظریف را برخلاف منافع ملی ایران می‌داند و معتقد است که روسیه چون حق وتو دارد، می‌تواند از جمهوری اسلامی در شورای امنیت در مواقع ضروری دفاع کند.

گویی در جهان موازی برخی در ایران مکانیسم ماشه هنوز فعال نشده است. روسیه چه در جریان فعال شدن مکانیسم ماشه و چه در جنگ ۱۲ روزه قدمی در دفاع از جمهوری اسلامی برنداشت.

در جلسه‌ای فرمالیته در شورای امنیت، روسیه قطعنامه لغو تحریم‌ها را به رای گذاشت و در همان جلسه هم اصیل‌ترین و قابل‌باورترین درامای رخ‌داده میان فرانسه و جمهوری اسلامی بود و روسیه تنها رفع تکلیف می‌کرد.

در جریان جنگ ۱۲ روزه هم جای خالی وعده‌های پوچ روسیه در دادن سامانه اس-۴۰۰ یا سوخو-۳۵ چشم را می‌زد.

شاید حرف‌های دیمیتری پسکوف، نماینده کرملین، که می‌گفت اگر جمهوری اسلامی سقوط کند ما آن را قویا محکوم می‌کنیم، هنوز به گوش سیاست‌مداران حکومت ایران نرسیده باشد؛ یا شاید حبل‌المتین دیگری جز رفیق پوتین برای چنگ زدن باقی نمانده باشد.

فراموش نکنیم پس از جنگ ۱۲ روزه تنها یک پیام از علی خامنه‌ای به خارج فرستاده شده: پیام به پوتین که توسط لاریجانی به مسکو برده شد. آن‌ هم در روزهایی که زمزمه آمد روسیه می‌تواند میان ایران و اسرائیل میانجی‌گری کند و نتانیاهو به پوتین گفته قصد افزایش تنش ندارد.

نیم‌نگاهی به مواضع روسیه در قبال ایران، نه در ۵۰ سال گذشته، که از روزهای گریبایدوف که خاک و مال و نسخ خطی ما را به یغما بردند، نشان می‌دهد که طمع پوتین در میانجی‌گری منفعتی برای ایران نخواهد داشت.

شاید قالیباف و شرکا امیدوارند روسیه تحریم‌های شورای امنیت را اجرایی نکند، روسیه‌ای که خود مثل جمهوری اسلامی برای تجارت جهانی به راهزنان نیازمند است.

قالیباف در صحبت‌های خود در صحن علنی می‌گوید روحانی و ظریف به مسیر همکاری‌های راهبردی با روسیه ضربه زده‌اند.

روشن نیست که منظور او چند هفته اخیر است یا این اظهارات به دوران ریاست‌جمهوری روحانی بازمی‌گردد.

هر چه باشد، بدیهی است که قالیباف برای عقده‌گشایی و ابراز ارادت شرقی خود، دیواری کوتاه‌تر از روحانی و ظریف نیافته و نگاه به تمامی جوانب این رویداد نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجه هر چه کرده، اشتباه بوده.

چه روزگاری که حسن روحانی به سمت غرب بادبان کشیده بود، چه حالا که جز روسیه، دوستی که از صد دشمن بدتر است، کسی کنار جمهوری اسلامی نمانده.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۳
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۴

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۵

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • انتقاد تند قالیباف از روحانی و ظریف: به همکاری ما با روسیه لطمه زدید

    انتقاد تند قالیباف از روحانی و ظریف: به همکاری ما با روسیه لطمه زدید

•
•
•

مطالب بیشتر

ترامپ در آسیا به کجا می‌رود و از هر کشور چه می‌خواهد؟

۳ آبان ۱۴۰۴، ۲۰:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

سفر پنج‌روزه دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به آسیا، او را به سه کشور مالزی، ژاپن و کره‌ جنوبی می‌برد. این سفر با حضور دست‌کم ۱۰ رهبر جهان و در چارچوب دو نشست مهم منطقه‌ای انجام می‌شود: اجلاس آسه‌آن در کوالالامپور و نشست همکاری اقتصادی آسیا-اقیانوسیه (اپک) در کره‌ جنوبی.

این سفر نخستین حضور ترامپ در این قاره طی دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش است؛ دوره‌ای که به‌ گفته مقام‌های آمریکایی، او می‌خواهد خود را هم‌زمان به‌عنوان «معامله‌گر اقتصادی» و «میانجی صلح» معرفی کند.

جنوب‌ شرقی آسیا؛ بازاری بزرگ، اعتمادی شکننده

ترامپ مسیر خود را از مالزی آغاز می‌کند. او امیدوار است درباره توافق تجاری جدید به گفت‌وگو بنشیند و از میانجی‌گری در صلح تایلند و کامبوج بهره‌برداری سیاسی کند؛ توافقی که واشنگتن مدعی است توانسته در آن به آتش‌بس میان دو کشور کمک کند.

در حاشیه اجلاس آسه‌آن، ترامپ با رهبران کشورهای جنوب‌ شرقی آسیا دیدار می‌کند؛ منطقه‌ای که به‌ گفته تحلیلگران، برای مهار نفوذ چین سپر ژئوپلیتیک واشینگتن و برای شرکت‌های آمریکایی قطب جدید زنجیره‌های تامین است.

اما فضای استقبال در این کشورها سرد است. بسیاری از دولت‌ها هنوز از تعرفه‌های ۱۹ تا ۲۰ درصدی که ترامپ بدون تمایز علیه آنها اعمال کرد، آسیب اقتصادی دیده‌اند.

یک دیپلمات ارشد آسیایی به رسانه‌های منطقه گفت: «همه چیز ممکن است در یک توییت تغییر کند.»

  • آمریکا اولین روز مذاکرات تجاری با چین در کوالالامپور را سازنده توصیف کرد

    آمریکا اولین روز مذاکرات تجاری با چین در کوالالامپور را سازنده توصیف کرد

ژاپن؛ نخستین آزمون نخست‌وزیر زن

ایستگاه دوم، ژاپن است؛ متحد دیرینه‌ای که اکنون سانائه تاکائیشی، نخستین نخست‌وزیر زن، را بر سر کار دارد.

او باید در مقابل فشارهای رییس‌جمهوری آمریکا که همچنان خواهان امتیازهای بیشتر اقتصادی است، موضعی متعادل اتخاذ کند.

ژاپن تابستان امسال برای جلوگیری از تشدید تعرفه‌ها، متعهد شد ۵۵۰ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا تزریق کند.

اختلاف اصلی اکنون چگونگی تخصیص این مبلغ است: سرمایه‌گذاری مستقیم؟ وام؟ تضمین اعتباری؟

تاکائیشی برای اطمینان‌بخشی به آمریکا گفته است بودجه دفاعی ژاپن تا بهار آینده به دو درصد تولید ناخالص داخلی خواهد رسید؛ اقدامی که عملا تسریع برنامه دفاعی ژاپن در برابر افزایش قدرت نظامی چین است.

کره‌جنوبی؛ میان امنیت و اقتصاد

در گیونگجو، کره‌ جنوبی میزبان اجلاس اپک خواهد بود؛ بزرگ‌ترین رویداد بین‌المللی این کشور در دوره ریاست‌جمهوری لی ‌جه ‌میونگ.

هدف اصلی کره‌جنوبی، مانند ژاپن، کاستن از پیامدهای جنگ تعرفه‌ای با واشینگتن است.

سئول برای دوری از خطر تعرفه‌های سنگین‌تر پذیرفت ۳۵۰ میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کند، اما تعرفه‌های ۲۵ درصدی بر خودروهای کره‌ای همچنان باقی مانده و صنایع این کشور را در برابر ژاپن و اروپا در موضع ضعف قرار داده است.

در حالی‌ که اتحاد نظامی آمریکا و کره‌ جنوبی ستون ثابت امنیت شرق آسیا است، اقتصاد صادرات‌محور کره به بازار چین وابستگی جدی دارد.

روزنامه‌های سئول این سفر را «آزمون دشوار دیپلماسی موازنه‌گر» رییس‌جمهور لی توصیف کرده‌اند.

  • ترامپ برای دیدار با رهبر کره شمالی اعلام آمادگی کرد

    ترامپ برای دیدار با رهبر کره شمالی اعلام آمادگی کرد

تقابل ترامپ و شی؛ میدان اصلی رقابت

اوج این سفر روز پنج‌شنبه در دیدار ترامپ با شی جین‌پینگ، رییس‌جمهوری چین، رقم خواهد خورد؛ گفت‌وگویی که به باور بسیاری می‌تواند سرنوشت اقتصاد جهان را تعیین کند: ادامه تنش یا گامی به‌سوی توافق.

چین دست بالا را در منابع معدنی حیاتی مانند عناصر خاکی کمیاب دارد؛ موادی که تقریبا برای تمامی فناوری‌های مدرن ضروری‌ هستند.

در سوی دیگر، ترامپ نیز ابزارهایی چون تهدید به تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی و محدودیت‌های فناوری‌های پیشرفته را در دست دارد.

  • ترامپ: مایلم چین در تعاملات آمریکا با روسیه، به واشینگتن کمک کند

    ترامپ: مایلم چین در تعاملات آمریکا با روسیه، به واشینگتن کمک کند

آمریکا زیر ذره‌بین

آسیایی‌ها به استقبال ترامپ نمی‌روند، بلکه انتظار می‌کشند ببینند آیا این بار سیاست آمریکا قابل پیش‌بینی‌تر خواهد بود یا نه.

عقب‌نشینی از تعهدات توسعه‌ای، فشارهای تعرفه‌ای و حمایت بی‌قید و شرط واشینگتن از عملیات اسرائیل در غزه، همه موجب بی‌اعتمادی شده است.

مالزی که میزبان روز اول سفر است، برای جلوگیری از خشم افکار عمومی مجبور شده توضیح دهد دعوت از ترامپ ابتکار آسه‌آن بوده و به معنای گرم‌شدن روابط دوجانبه نیست.

جمع‌بندی: سفری برای نمایش پیروزی؟

ترامپ می‌خواهد نشان دهد همچنان بازیگر تعیین‌کننده در آسیا است؛ میانجی صلح تایلند و کامبوج و موتور توافق‌های تجاری. اما پرسش‌های مهمی درباره دوام این دستاوردها باقی است:

  • آیا پس از گرفتن عکس یادگاری، واشینگتن پشت این توافق‌ها می‌ماند؟
  • آیا کشورهای آسیایی همچنان حاضرند روی آمریکا به‌عنوان تکیه‌گاه حساب کنند؟
  • و مهم‌تر از همه: آیا این سفر کاهش تنش به همراه دارد یا آغاز دور جدیدی از جنگ تجاری؟

توازن آسیا میان دو ابرقدرت شکننده است. پنج روز آینده نشان خواهد داد ترامپ می‌تواند به این معادله ثبات اضافه کند — یا بی‌ثباتی.

سناتور تام توبِرویل: جمهوری اسلامی ایران نقشی در غزه ندارد

۲ آبان ۱۴۰۴، ۲۱:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

سناتور جمهوری‌خواه تام توبِرویل در گفت‌وگو با ایران اینترنشنال اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران اکنون نقشی در معادله غزه ندارد.»

او با اشاره به ریشه‌های طولانی‌مدت جنگ و بی‌ثباتی در منطقه گفت: «ما دو هزار سال است که می‌جنگیم — نمی‌شود این را با یک آتش‌بس یک‌هفته‌ای و یک توافق ساده صلح حل کرد.»

این اظهارات بازتاب‌دهنده نگاه بخشی از سیاستگذاران آمریکایی است که معتقدند تهران — دست‌کم در روند رسمی آتش‌بس و برنامه‌ریزی‌های مرتبط با آینده غزه — به حاشیه رانده شده است، هرچند نقش غیرمستقیم آن در منطقه همچنان موضوع ارزیابی و نگرانی امنیتی است.

سازوکار عملیاتی و «کمربند بشردوستانه»: طرحی برای تحکیم آتش‌بس
طی سفر اخیر تیم عالی‌رتبه دیپلماتیک آمریکا به اسرائیل، مارکو روبیو، وزیر خارجه، دو پیام کلیدی را آشکارا مطرح کرد: «هیچ پلانِ B وجود ندارد» و آتش‌بس فعلی باید به نتیجه برسد. در همین راستا، کاخ سفید دیپلمات باسابقه، استیون فاگین — سفیر سابق آمریکا در یمن — را مسئول هماهنگی عملیات‌های مدنی و دیپلماتیک در مرکز فرماندهی جنوب اسرائیل معرفی کرده است. مقامات آمریکایی همچنین از استقرار حدود ۲۰۰ نیروی پشتیبانی در این مرکز خبر می‌دهند که نقش اصلی‌ آنها تسهیل عملیات امدادرسانی و نظارت امنیتی تعریف شده است.

یکی از ابتکارات اصلی که از سوی واشینگتن مطرح شده، ایجاد «کمربند بشردوستانه غزه» است: شبکه‌ای شامل ۱۲ تا ۱۶ مرکز امدادرسانی در امتداد خط عقب‌نشینی نیروهای اسرائیل. این مراکز قرار است به‌صورت مستقیم آب، غذا و خدمات درمانی در اختیار غیرنظامیان قرار دهند و از ایجاد گلوگاه‌های توزیعی جلوگیری کنند. همچنین، در کنار این هاب‌ها سازوکاری برای «آشتی داوطلبانه» پیش‌بینی شده است تا افراد مسلحی که حاضر به تحویل سلاح هستند، بتوانند تحت برنامه‌های بازپروری و ادغام مجدد در جامعه قرار گیرند.

با این حال، منابع دیپلماتیک تاکید می‌کنند که اجرای این طرح منوط به توافق نهایی با سازمان‌های بین‌المللی و همراهی کشورهای منطقه است — امری که ممکن است به‌دلیل اختلافات سیاسی و امنیتی با چالش روبرو شود.

مسیر آتش‌بس در غزه و تحرک دیپلماتیک واشینگتن
مرحله نخست آتش‌بس میان حماس و اسرائیل از ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ آغاز شده است؛ فازی که قرار است راه را برای کاهش تنش‌های میدانی، تسهیل ورود کمک‌های انسانی و آغاز بازسازی هموار کند.

در هفته گذشته، سه مقام ارشد آمریکایی به اسرائیل سفر کردند تا نظارت مستقیم بر اجرای تعهدات داشته باشند:

• مارکو روبیو در بازدید ۲۴ اکتبر از مرکز هماهنگی نظامی ـ مدنی گفت: «هیچ طرح B وجود ندارد. این تنها مسیری است که می‌تواند به نتیجه برسد.»

• جی.دی. وِنس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، از «خوش‌بینی زیاد» درباره حفظ آتش‌بس خبر داد و بر ضرورت جلوگیری از بازگشت به درگیری تاکید کرد.

• جِرد کوشنر و استیو ویتکاف نیز با ماموریت پیگیری طرح‌های امنیتی و بازسازی وارد اسرائیل شدند؛ کوشنر گفته است عملیات ساخت‌وساز باید «بدون اتلاف وقت» آغاز شود.

نقش جمهوری اسلامی؛ غیبت در میز، حضور در میدان؟
درحالی‌که واشینگتن تلاش دارد ساختاری امنیتی و اجرایی برای غزه ایجاد کند که ایران در آن حضور نداشته باشد، تحلیلگران معتقدند تهران همچنان از مسیر شبکه نیابتی خود در منطقه — از جمله حماس و حزب‌الله — بازیگری تأثیرگذار باقی خواهد ماند.

آیا حذف رسمی ایران از روند مذاکرات، به کاهش نقش آن در میدان منجر خواهد شد؟ یا جمهوری اسلامی تلاش خواهد کرد با ابزارهای دیگر بر روند آینده تأثیر بگذارد؟ این پرسشی است که پاسخ آن تا حد زیادی به پایداری آتش‌بس و شکل‌گیری سازوکارهای جدید امنیتی بستگی خواهد داشت.

چشم‌انداز: میان صلح شکننده و بازگشت به بحران
آینده غزه بیش از هر زمان دیگری به ظرافت دیپلماسی، اجرای دقیق تعهدات و مدیریت اختلاف‌ها وابسته است.

سناریوهای پیش‌رو چنین ترسیم می‌شوند:
۱. پایداری آتش‌بس و حرکت تدریجی به‌سوی بازسازی و امنیت محلی
۲. فروپاشی توافق در نتیجه نقض تعهدات یا تشدید درگیری‌ها
۳. بازگشت بازیگران حذف‌شده — به‌ویژه جمهوری اسلامی — به صحنه در قالب نفوذ پنهان

در شرایطی که دولت آمریکا می‌کوشد ترتیبات امنیتی جدید غزه را شکل دهد، نقش غایب و درعین‌حال پررنگ جمهوری اسلامی، همچنان یکی از متغیرهای کلیدی در معادله آتی منطقه باقی خواهد ماند.

رویارویی پنهان ایران و اسرائیل در آسیای میانه؛ جنگ سردی در سایه تجارت و ترانزیت

۱ آبان ۱۴۰۴، ۲۲:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه

در ظاهر، آسیای میانه منطقه‌ای آرام و بی‌طرف میان روسیه، چین و خاورمیانه است. اما پشت این آرامش، رقابتی پیچیده میان جمهوری اسلامی و اسرائیل جریان دارد.

این کشاکش نه در میدان جنگ، بلکه در شبکه‌های پنهان اطلاعاتی، مسیرهای ترانزیتی، پروژه‌های اقتصادی و لایه‌های تاریک تجارت غیررسمی شکل گرفته است.

کشورهایی مانند قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان که تا چند دهه پیش بخشی از شوروی بودند، امروز در میانه دو نفوذ متضاد گرفتار شده‌اند؛ از یک‌سو تهران که به دنبال گسترش عمق استراتژیک خود است و از سوی دیگر اسرائیل که می‌کوشد این نفوذ را مهار کند.

پس از خروج آمریکا از افغانستان، ایران کوشید جای خالی واشینگتن را در معادلات منطقه پر کند و آسیای میانه را به حاشیه‌ای امن برای خود بدل سازد. تهران با عضویت در سازمان همکاری شانگهای و پروژه‌های حمل‌ونقل منطقه‌ای مانند کریدور شمال–جنوب، تلاش دارد مسیرهای زمینی تازه‌ای به سوی روسیه، چین و در نهایت اروپا باز کند. برای کشورهای محصور در خشکی، ازبکستان و قزاقستان، دسترسی به بندرعباس یا چابهار جذاب است، اما همین مسیرها در عمل برگ برنده‌ای در دست جمهوری اسلامی به شمار می‌آیند.

در کنار این نفوذ اقتصادی، ایران با ظرافت بیشتری نفوذ فرهنگی و سیاسی خود را بازسازی کرده است. زبان فارسی و میراث مشترک فرهنگی در تاجیکستان و بخش‌هایی از ازبکستان همچنان ابزار نرم قدرت تهران است. با این حال، ایدئولوژی مذهبی حاکم بر جمهوری اسلامی، همواره مانع اعتماد واقعی دولت‌های سکولار منطقه بوده است. تاجیکستان نمونه‌ای روشن از این تناقض است؛ کشوری که با وجود پیوند زبانی و فرهنگی با ایران، سال‌هاست از دخالت‌های احتمالی تهران در سیاست داخلی‌اش نگران است و حتی در مقاطعی مراکز فرهنگی وابسته به ایران را تعطیل کرده است.

100%

در عرصه پنهان‌تر، تهران متهم است که از شبکه‌های وابسته به روسیه برای دور زدن تحریم‌ها، خرید تجهیزات نظامی و حتی مواد حساس استفاده می‌کند. گزارش‌های مستقل غربی به وجود حلقه‌هایی در قزاقستان و قرقیزستان اشاره دارند که در معاملات غیرقانونی مواد صنعتی و سوختی نقش دارند. هیچ مدرک علنی و قطعی از خرید مستقیم اورانیوم یا تجهیزات ممنوعه توسط ایران وجود ندارد، اما الگوی فعالیت‌های غیرشفاف و واسطه‌ای در مسیرهای ترانزیتی این گمانه را تقویت می‌کند که سپاه و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی از این منطقه به‌عنوان کانال خاکستری خود بهره می‌گیرند.

در برابر این نفوذ خزنده، اسرائیل در سال‌های اخیر توانسته جای پایی آرام اما مؤثر در آسیای میانه باز کند. دولت‌های منطقه که از سیاست‌های ایدئولوژیک ایران خسته‌اند، به دنبال شرکایی می‌گردند که امنیت، فناوری و سرمایه‌گذاری بیاورند، نه مذهب و انقلاب. اسرائیل با فناوری‌های کشاورزی، مدیریت منابع آب، انرژی خورشیدی و امنیت سایبری وارد و به سرعت به شریک قابل اعتماد قزاقستان و ازبکستان بدل شد.

این کشورها با دقت دیپلماتیک در پی حفظ توازن‌ هستند. آن‌ها در سازمان ملل به قطعنامه‌های محکومیت حملات اسرائیل رأی می‌دهند، اما هم‌زمان قراردادهای فناوری و آموزشی جدیدی با تل‌آویو امضا می‌کنند. قزاقستان و ازبکستان از همکاری با اسرائیل به عنوان راهی برای مدرن‌سازی اقتصاد و ارتقای جایگاه بین‌المللی خود استفاده می‌کنند، بدون آنکه روابط خود با ایران را به خطر بیندازند. این سیاست چندوجهی، بازتاب روح کلی سیاست خارجی آسیای میانه است: بی‌طرفی فعال، تعامل با همه، وابستگی به هیچ‌کس.

اما این توازن همیشه آسان نیست. در آذربایجان، مرز میان نفوذ تهران و تل‌آویو از همیشه باریک‌تر است. باکو پس از جنگ قره‌باغ روابط دفاعی خود با اسرائیل را تقویت کرد و تسلیحات اسرائیلی را به ابزار کلیدی در پیروزی نظامی خود بدل ساخت. ایران در پاسخ رزمایش‌های مرزی برگزار کرد و با ادبیاتی تهدیدآمیز نسبت به «پایگاه‌های جاسوسی اسرائیل در نزدیکی مرزهایش» هشدار داد. در پشت این رویارویی آشکار، لایه‌ای پنهان از روابط اقتصادی غیررسمی، قاچاق سوخت و پول‌شویی نیز وجود دارد که بازیگرانش گاه از هر دو سوی منازعه تغذیه می‌شوند.

در سطح عمومی، کشورهای آسیای میانه می‌کوشند از تبدیل‌شدن به میدان تقابل قدرت‌ها پرهیز کنند، اما در سطح زیرین، این منطقه به میدان جنگ سردی میان سرویس‌های اطلاعاتی، شرکت‌های پوششی و مسیرهای پنهان سرمایه بدل شده است. جمهوری اسلامی با تکیه بر شبکه‌های اقتصادی و فرهنگی خود در حال گسترش نفوذ خاموش است، در حالی که اسرائیل از طریق سرمایه‌گذاری و همکاری امنیتی، در حال ساختن دیوار نرم در برابر آن است.

100%

فساد ساختاری و ضعف نهادهای نظارتی در برخی جمهوری‌های سابق شوروی، زمینه را برای نفوذ این بازیگران خارجی فراهم کرده است. گزارش‌هایی از قاچاق اسلحه، مواد مخدر و منابع معدنی نادر از مرزهای تاجیکستان و قرقیزستان منتشر شده که مسیرهای آن با شبکه‌های روسی و ایرانی هم‌پوشانی دارد. اگرچه بخش بزرگی از این اطلاعات تایید رسمی نشده، اما تکرارشان در منابع منطقه‌ای و غربی نشان می‌دهد آسیای میانه به یکی از گره‌گاه‌های تاریک اقتصاد غیررسمی متصل به تهران تبدیل شده است.

در این میان، روسیه و چین سقف و کف این رقابت را تعیین می‌کنند. مسکو، که پس از جنگ اوکراین بخشی از نفوذ سنتی خود را از دست داده، هنوز نمی‌خواهد ایران یا اسرائیل در حیاط خلوتش آزادانه بازی کنند. پکن هم که نگران امنیت مسیرهای «کمربند و جاده» است، از هرگونه بی‌ثباتی در آسیای میانه گریزان است. به همین دلیل، هر دو قدرت سعی دارند رقابت تهران و تل‌آویو را در محدوده‌ای کنترل‌شده نگاه دارند.

در این شرایط، رویارویی ایران و اسرائیل در آسیای میانه بیش از آن‌که نظامی یا آشکار باشد، نبردی بی‌صدا بر سر نفوذ، ایجاد کریدور ژئوپلوتیک و مشروعیت است. ایران این منطقه را گذرگاهی برای تنفس اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود می‌بیند و با ابزارهای فرهنگی، تجاری و اطلاعاتی به دنبال گسترش حضور است. در مقابل، اسرائیل با فناوری، همکاری امنیتی و سرمایه‌گذاری نرم می‌کوشد این نفوذ را مهار کند.

دولت‌های آسیای میانه نیز با واقع‌گرایی سیاسی، میان منافع اقتصادی و خطرات ژئوپلیتیکی تعادل برقرار کرده‌اند. در نهایت، آسیای میانه به آرامی در حال تبدیل شدن به صفحه جدیدی از جنگ سرد ایران و اسرائیل است؛ جنگی که صدای گلوله ندارد، اما در خطوط ریلی، قراردادهای تجاری و شبکه‌های سایه‌ای منطقه نفس می‌کشد. ثبات آینده این منطقه، بیش از هر چیز، به توانایی رهبرانش در حفظ فاصله برابر با هر دو بازیگر بستگی دارد و این یک شرایط برای این کشورها نزدیکی به جمهوری اسلامی در شرایط بحران سیاسی و عدم مشروعیت بین المللی می‌تواند بازی در زمین سوخته باشد. جایی که به نظر می‌رسد جمهوری از ابزارهای ناپذیرفته در معادلات بین‌المللی استفاده می‌کند در مقابل اسرائیل تلاش خود را با معاملات فن‌آوری و تکنولوژیک و دکترین امنیت به کشورها نزدیک شود. تا وقتی دولت‌های منطقه سیاست «موازنه‌گرایی منفعت‌محور» را ادامه دهند و روسیه/چین سقف بازی را تعیین کنند، درگیری مستقیم محتمل نیست. اما هر اختلال بزرگ—از فروپاشی آتش‌بس‌ها تا شوک‌های امنیتی—می‌تواند این تعادل شیشه‌ای را بشکند و منطقه را از «گذرگاه اتصال» به میدان نبرد بدل کند.

بازگشت جرد کوشنر به صحنه دیپلماسی خاورمیانه؛ سرمایه‌گذار یا میانجی؟

۱ آبان ۱۴۰۴، ۲۱:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ و مشاور ارشد او در دورهٔ نخست ریاست‌جمهوری، بار دیگر در مرکز تلاش‌های آمریکا برای مدیریت بحران خاورمیانه قرار گرفته است.

او که در دولت اول نقش مهمی در شکل‌گیری توافق‌های ابراهیم داشت، اکنون به‌عنوان یکی از چهره‌های اصلی مذاکره بر سر آتش‌بس غزه و گفت‌وگو میان اسرائیل و کشورهای عربی معرفی شده است.

دولت آمریکا می‌گوید حضور او نتیجه تجربه و روابطی است که طی سال‌های گذشته با رهبران منطقه ایجاد کرده؛ اما منتقدان معتقدند فعالیت‌های اقتصادی کوشنر در همان کشورها، پرسش‌هایی درباره تعارض منافع ایجاد کرده است.

قدرت در دست خانواده؟
بازگشت جرد کوشنر در شرایطی صورت گرفته که بحث درباره افزایش نقش خانواده ترامپ در سیاست خارجی آمریکا دوباره پررنگ شده است؛ موضوعی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نیز در مرکز توجه رسانه‌ها بود. ایوانکا ترامپ، همسر کوشنر، در نشست‌های گروه ۲۰ حضور داشت، در مذاکرات تجاری با چین مشارکت می‌کرد و در ابتکارهای بین‌المللی نقش داشت — اموری که بسیاری از دیپلمات‌های حرفه‌ای آن را تخطی از سازوکارهای رسمی تصمیم‌گیری توصیف کرده بودند.

گذشته از آن، فعالیت‌های اقتصادی خانواده ترامپ در خارج از آمریکا نیز به نگرانی‌ها افزوده است. رسانه‌هایی مانند نیویورک‌تایمز و واشینگتن‌پست گزارش دادند که برخی پروژه‌های تجاری شرکت‌های وابسته به سازمان ترامپ در دبی، قطر و عربستان سعودی در سال‌های اخیر گسترش یافته و همین امر پرسش درباره تلاقی منافع سیاسی و اقتصادی را جدی‌تر کرده است. منتقدان می‌گویند وقتی سیاستمداران و نزدیکان آن‌ها در برخی کشورها دارای منافع اقتصادی هستند، تمایز میان تصمیم برای کشور و تصمیم برای سرمایه دشوار می‌شود.

حامیان دولت اما استدلال می‌کنند که شناخت شخصی کوشنر و ایوانکا از رهبران عرب، به دلیل سال‌ها تعامل، مزیتی بی‌بدیل در مذاکرات خاورمیانه است. آن‌ها می‌گویند دیپلماسی معمول، گاه در حلقه پیچیده‌ای از بوروکراسی گیر می‌کند؛ درحالی‌که دیپلماسی مبتنی بر روابط خانوادگی سریع، مستقیم و نتیجه‌محور است — به‌ویژه در منطقه‌ای که روابط شخصی نقش پررنگی دارد.

در کنار این دو رویکرد متفاوت، تحلیلگران یادآور می‌شوند که تمرکز قدرت در حلقه‌ای کوچک و خانوادگی می‌تواند اعتماد متحدان و حتی دستگاه‌های داخلی آمریکا را به تصمیمات سیاست خارجی کاهش دهد. برخی کشورها ممکن است توافق با کوشنر را وابسته به فرد بدانند نه وابسته به دولت؛ عاملی که می‌تواند پایداری و اجرای توافق‌ها را دشوارتر کند.

با وجود تمام انتقادها، گزارش‌ها نشان می‌دهد اگر فاز نخست مذاکرات جاری به نتیجه برسد، کوشنر همچنان مشاور غیررسمی اما نزدیک به ترامپ باقی می‌ماند — نقشی که در آن نفوذ سیاسی خانواده و منافع اقتصادی فعال در خلیج فارس هم‌زمان ادامه خواهد یافت. در نهایت، این‌که چنین مدل تمرکز قدرتی می‌تواند به صلح در منطقه کمک کند یا آن را پرهزینه‌تر سازد، پرسشی است که پاسخ آن در روند تحولات پیش‌رو مشخص خواهد شد.

نقش جدید در مذاکرات
مسئولان آمریکایی می‌گویند کوشنر نقشی غیررسمی اما مؤثر در پیشبرد مذاکرات صلح غزه داشته است. او همراه با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، در تلاش است تا توافقی را که شامل آزادی گروگان‌ها و آتش‌بس مرحله‌ای در غزه است، نهایی کند.

ترامپ در جلسه‌ای در کاخ سفید گفته است که کوشنر «منطقه و بازیگران آن را به‌خوبی می‌شناسد» و همین امر دلیل اعتماد دوباره او به دامادش است. با این حال، دولت توضیح دقیقی دربارهٔ اختیارات رسمی کوشنر ارائه نکرده است.

کوشنر در دوره نخست ترامپ، از طراحان توافق ابراهیم بود؛ توافقی که به عادی‌سازی روابط اسرائیل با امارات و بحرین انجامید. طرفداران او می‌گویند این تجربه و روابط شخصی با رهبران عرب می‌تواند امروز نیز برای مصالحه در منطقه مؤثر باشد.

اما مخالفان توجه می‌دهند که همان روابط اکنون با سرمایه‌گذاری‌های بزرگ اقتصادی گره خورده است.

شرکت «افینیتی پارتنرز» (Affinity Partners)، به‌مدیریت کوشنر، میلیاردها دلار سرمایه از صندوق‌های ثروت ملی عربستان سعودی، قطر و امارات را جذب کرده است. رسانه‌های آمریکایی می‌گویند از جمله این سرمایه‌گذاری‌ها معامله‌ای بزرگ در صنعت فناوری و سرگرمی بوده است.

کاخ سفید نگرانی‌ها درباره تعارض منافع را رد کرده و گفته است حضور کوشنر «اقدامی داوطلبانه برای کمک به صلح» است. اما منتقدان معتقدند روابط اقتصادی و سیاسی او به‌قدری درهم‌تنیده‌اند که تفکیک آن‌ها دشوار است.

پرونده سخت‌تر از گذشته
اگرچه کوشنر در دوره پیش توانست برخی توافق‌ها را به نتیجه برساند، اما بحران امروز غزه پیچیدگی و حساسیت بیشتری دارد. شرایط فعلی چند عامل تعیین‌کننده دارد:
• موضع عربستان سعودی که پایان جنگ و تضمین مسیر تشکیل کشور فلسطینی را پیش‌شرط هر توافقی می‌داند
• چالش‌های امنیتی و سیاسی اسرائیل که مانع تصمیم‌گیری سریع شده است
• نقش ایران و گروه‌های همسو با آن که بر معادلات میدان تأثیر مستقیم دارد
• نگاه بدبینانه فلسطینی‌ها پس از سال‌ها محاصره و جنگ

به همین دلیل برخی تحلیلگران تردید دارند که مدل «معامله‌محور» کوشنر بتواند در این شرایط نتیجه‌بخش باشد.

کوشنر همچنین در حال بررسی طرح‌هایی برای بازسازی غزه در دوره پس از جنگ است. چند ماه پیش او همراه با تونی بلر، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، در کاخ سفید درباره این موضوع جلساتی داشت. حامیانش می‌گویند او توانسته توجه ترامپ را به نیازهای انسانی و اقتصادی غزه جلب کند؛ اما دستیابی به یک توافق سیاسی برای آغاز بازسازی همچنان در هاله‌ای از ابهام است.

سلبریتی‌ها و فرهنگ مصونیت؛ وقتی محبوبیت جای عدالت می‌نشیند

۱ آبان ۱۴۰۴، ۱۳:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

چرا در جامعه ایران وقتی اتهامی درباره خشونت جنسی یک چهره شناخته‌شده مطرح می‌شود، واکنش عمومی نه بر پایه عدالت، بلکه بر اساس محبوبیت، نفرت یا شایعات شکل می‌گیرد؟

انتشار خبر اتهام تجاوز جنسی علیه پژمان جمشیدی، چهره محبوب فوتبال و سینما، جامعه ایران را در شوک فرو برد. کاربران شبکه‌های اجتماعی در چند ساعت به قطب‌هایی متضاد تقسیم شدند: گروهی که از جمشیدی دفاع کردند، گروهی که برای قربانی حمایت خواستند و گروه کوچک‌تری که خواستار تحقیقات بی‌طرفانه شدند.

واکنش‌های کاربران، نشانه‌ بحرانی ریشه‌دارتر است: فرهنگ مصونیت سلبریتی‌ها، ضعف نظام پاسخ‌گویی اخلاقی و نقش رسانه‌های غیررسمی در شکل‌دهی افکار عمومی.

محبوبیت به‌مثابه سپر در برابر قضاوت

عمده هنرمندان سینما و تلویزیون و دیگر چهره‌های شناخته‌شده متاثر از تصویری که از خود در فضای عمومی می‌سازند، مادامی که درگیر حواشی سیاسی و جنجال‌های رسانه‌ای نشوند در ذهن مخاطبان تصویری مثبت و مورد احترام دارند.

همین تصویر باعث می‌شود بسیاری از مردم ناخودآگاه در برابر خبر اتهام یک چهره هنری محبوب، موضع دفاعی بگیرند: «محاله همچین کاری کنه، این همه سال هیچ‌کس ازش بد نگفته.»

این واکنش، فقط ناشی از علاقه نیست، بلکه ریشه در فرهنگ قهرمان‌سازی بی‌خطر دارد که جامعه ایران، در خلأ الگوهای اخلاقی قابل اعتماد برای خود می‌سازد.

  • از «علفزار» تا قزلحصار؛ بازداشت سوپراستار به اتهام «تجاوز و آدم‌ربایی»

    از «علفزار» تا قزلحصار؛ بازداشت سوپراستار به اتهام «تجاوز و آدم‌ربایی»

برای مثال، در دهه‌های اخیر چهره‌هایی مانند علی دایی یا برخی هنرمندان به‌دلیل موفقیت‌ها و برخی مواضعشان به‌عنوان قهرمان ملی دیده شده‌اند اما این قهرمان‌سازی گاهی مانع نقد رفتار می‌شود؛ چون در نظامی که چهره‌های سیاسی، مذهبی و حتی ورزشی یکی پس از دیگری بی‌اعتبار می‌شوند، مردم به چهره‌هایی پناه می‌برند که «بی‌حاشیه»‌اند.

محبوبیت این چهره‌ها، گاهی جای عدالت را می‌گیرد: مردم ترجیح می‌دهند باور نکنند تا تصویر ذهنی خود را از دست ندهند.

برخی نیز به اتهامات با دیده تردید می‌نگرند؛ نه فقط به‌دلیل محبوبیت متهم، بلکه به‌دلیل اتهامات نادرست گذشته (مانند پرونده‌های جنجالی در فضای مجازی که بعدا تکذیب شدند).

این بی‌اعتمادی، خود نتیجه نبود شفافیت نهادی و شایعات گسترده در پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، تلگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی است.

مصونیت سلبریتی در برابر نقد

در نبود نهادهای مستقل و شفاف، سلبریتی‌ها در ایران از نوعی مصونیت غیررسمی برخوردارند.

رسانه‌های رسمی از پرداختن به پرونده‌های اخلاقی چهره‌ها خودداری می‌کنند تا متهم به «سیاه‌نمایی» یا «تخریب» نشوند. رسانه‌های دیگر نیز اغلب از ترس شکایت یا محدودیت، از طرح جزییات طفره می‌روند.

در نتیجه، میدان برای فضای مجازی باز می‌ماند؛ فضایی که در آن، نه استاندارد روزنامه‌نگاری رعایت می‌شود و نه حریم قربانی حفظ.

برای مثال، در پلتفرم‌هایی مانند تلگرام، اخبار غیر‌رسمی با سرعت منتشر می‌شوند و اغلب بدون بررسی صحت، به قضاوت‌های شتاب‌زده منجر می‌شوند.

در این میان، چهره‌های مرد مشهور بیش از دیگران از مصونیت بهره‌مند می‌شوند چون ترکیب جنسیت، شهرت و قدرت اقتصادی، آنان را در موقعیتی قرار می‌دهد که بتوانند کنترل روایت را در دست بگیرند.

در فرهنگی که هنوز قربانی خشونت جنسی را زیر سؤال می‌برد، دفاع از مرد محبوب ساده‌تر از باور خشونت اوست. همین امر باعث می‌شود بسیاری از زنان قربانی، حتی اگر حقیقت را بگویند، از ترس قضاوت عمومی سکوت کنند.

سلبریتی و رابطه‌ یک‌سویه‌ قدرت

محبوبیت در ایران اغلب همراه است با فاصله طبقاتی و قدرت اجتماعی. ستاره‌ سینما یا بازیکن فوتبال، در برابر طرفداران یا همکارانش نه فقط مشهور، بلکه صاحب نفوذ است: او می‌تواند مسیر شغلی دیگران را تغییر دهد، در رسانه‌ها اثر بگذارد و حتی افکار عمومی را علیه کسی شکل دهد.

این ساختار نابرابر، زمینه‌ساز سوءاستفاده است.

در بسیاری از کشورها مانند آمریکا، فارغ از جنبش MeToo#، قوانین دقیق‌تری درباره رضایت جنسی، روابط کاری و مرزهای حرفه‌ای وجود دارد که سوءاستفاده‌ها را کاهش داده یا قابل پیگیری کرده است اما در ایران، چنین ضوابطی مبهم یا عملا غایب‌اند.

از همین رو، روابط قدرت در محیط‌های فرهنگی و ورزشی می‌تواند به‌راحتی به خشونت ساختاری تبدیل شود؛ خشونتی که معمولا با عبارت‌هایی مانند «سوء تفاهم» یا «رابطه دوطرفه» پنهان می‌شود.

فقدان نظام حقوقی روشن در زمینه خشونت جنسی

ایران هنوز هیچ تعریف قانونی دقیقی از «رضایت جنسی» ندارد. تجاوز در قانون فقط به معنای رابطه‌ جنسی بدون رضایت با دخول تعبیر می‌شود و بسیاری از اشکال دیگر خشونت، از جمله آزار کلامی، لمس ناخواسته یا سوءاستفاده از موقعیت شغلی، اساسا جرم‌انگاری نشده‌اند.

برای مثال، در پرونده‌های مشابه، شکایت‌کنندگان اغلب با موانعی مانند فقدان شواهد ملموس یا طولانی بودن روند قضایی روبه‌رو می‌شوند.

در نتیجه شکایت از چهره‌ای قدرتمند نه‌ تنها دشوار بلکه خطرناک است؛ چون زنان ممکن است با اتهام «افترا» یا «تشویش اذهان عمومی» مواجه شوند.

رسانه‌ای کردن ماجرا هم می‌تواند جرم تلقی شود.

نبود نهادهای حمایت از قربانیان، فقدان آموزش عمومی درباره مرزهای رضایت و تبعیض سیستماتیک در روند دادرسی، باعث می‌شود که خشونت جنسی در ایران نه دیده شود و نه پیگیری.

در پرونده‌هایی مانند آن‌چه امروز مطرح شده، مساله فقط اثبات یک جرم نیست، بلکه نبود مسیر عادلانه برای شنیده شدن صدای هر دو طرف است.

برخی خواستار تحقیقات بی‌طرفانه‌اند اما در نظام قضایی‌ای که اعتماد عمومی از آن سلب شده، مردم یا قربانی را دروغ‌گو می‌دانند یا متهم را پیشاپیش محکوم می‌کنند.

در هر دو حالت، این عدالت است که قربانی می‌شود.

فرهنگ مردسالار و سکوت ساختاری

فرهنگ عمومی به این بی‌عدالتی دامن می‌زند.

در گفتمان مردسالار مسلط، موفقیت و شهرت مردان با «حق دسترسی بیشتر» به بدن و زندگی زنان گره خورده است.

رسانه‌ها با عادی‌سازی این رفتارها، از شوخی‌های جنسیتی تا کلیشه‌های عاشقانه، تصویری از مرد قدرتمند می‌سازند که تسلطش بر زنان نشانه‌ جذابیت اوست.

در چنین فرهنگی، خشونت جنسی اغلب نه به‌ عنوان تجاوز، بلکه به‌ عنوان «خطای انسانی» دیده می‌شود.

در مقابل، رفتار زن با معیارهای اخلاقی سخت‌گیرانه سنجیده می‌شود.

بی‌اعتمادی نهادی و قضاوت توده‌ای

فروپاشی اعتماد به نهادهای رسمی باعث شده که افکار عمومی، نقش قاضی را برعهده بگیرد.

در شبکه‌های اجتماعی، هزاران نفر در عرض چند ساعت رای صادر می‌کنند؛ یا متهم را «شیطان» می‌نامند، یا قربانی را «دروغ‌گو».

این پدیده، نتیجه‌ مستقیم فقدان نهادهای مستقل رسانه‌ای و قضایی است.

برای مثال، در پرونده‌های مشابه گذشته، مانند اتهامات علیه برخی چهره‌های سینمایی، شایعات در تلگرام و اینستاگرام بدون تایید صحت، به سرعت قضاوت عمومی را شکل داده‌اند.

وقتی عدالت رسمی وجود ندارد، عدالت خیابانی جای آن را می‌گیرد اما عدالت خیابانی نه قابل اثبات است و نه پایدار.

در نهایت، جامعه وارد چرخه‌ای از شایعه و بی‌اعتمادی می‌شود که در آن هیچ‌کس مسئول نیست و هیچ حقیقتی روشن نمی‌شود.

  • روایت‌گری زنان ایرانی از آزار جنسی: از تجربه‌های شخصی تا تغییرات جمعی

    روایت‌گری زنان ایرانی از آزار جنسی: از تجربه‌های شخصی تا تغییرات جمعی

شکاف میان جامعه و حاکمیت در تعریف اخلاق

در سطح کلان‌تر، این پرونده آیینه‌ شکاف میان اخلاق رسمی و اخلاق اجتماعی است.

حاکمیت ایران دهه‌هاست که بر کنترل ظواهر - از پوشش زنان تا سانسور هنری - تمرکز کرده اما در عمل، نظام اخلاقی از درون تهی شده است.

وقتی فساد و ریا در ساختار قدرت نهادینه می‌شود، جامعه هم در واکنش، مرزهای اخلاقی را از دست می‌دهد.

در چنین شرایطی، پرونده‌های خشونت جنسی دیگر فقط مرتبط به رفتار فردی نیستند بلکه از «فرسودگی وجدان جمعی» سخن می‌گویند.