• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

کشف امیدبخش در مبارزه با آلزایمر؛ اوزمپیک می‌تواند خطر ابتلا را تا ۷۰ درصد کاهش دهد

۵ آبان ۱۴۰۳، ۱۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۴۱ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی که نزدیک به هفت میلیون آمریکایی بالای ۶۵ سال با بیماری آلزایمر دست و پنجه نرم می‌کنند، یافته‌های جدید پژوهش‌گران نویدبخش راهکاری امیدوارکننده برای کاهش خطر ابتلا به این بیماری است.

به گزارش نیویورک پست، نتایج مطالعه‌ای که به‌تازگی در مجله «آلزایمر اند دیمنشا» منتشر شده، نشان می‌دهد سماگلوتاید، ماده موثر در داروهای اوزمپیک در درمان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، خطر ابتلا به آلزایمر را به میزان ۴۰ تا ۷۰ درصد کاهش می‌دهد.

سماگلوتاید، ماده‌ی اصلی و موثر در داروهای اوزمپیک و وگووی، از خانواده‌ دارویی خاصی است که بر اساس تقلید از هورمون طبیعی GLP-1 فعالیت می‌کند.

این دارو از طریق اثرگذاری بر دستگاه گوارش، احساس سیری را در فرد مصرف‌کننده به مدت قابل توجهی افزایش می‌دهد. همچنین با شبیه‌سازی عملکرد این هورمون طبیعی بدن، نه تنها به تنظیم سطح قند خون کمک می‌کند، بلکه در روند کاهش وزن نیز تاثیرگذار است.

رونگ ژو، استاد انفورماتیک زیست پزشکی دانشگاه کیس وسترن رزرو، که این پژوهش را هدایت کرده، گفت تحقیقات پیش‌بالینی نشان می‌دهد سماگلوتاید ممکن است از تخریب و التهاب عصبی جلوگیری کند.

تیم تحقیقاتی او با بررسی سوابق پزشکی حدود یک میلیون بیمار دیابتی نوع دو در یک بازه سه ساله، این نتایج را به دست آوردند.

این پژوهش گسترده اثربخشی داروی سماگلوتاید را با سایر داروهای دیابت از جمله داروهای خانواده GLP-1، انسولین، متفورمین، مهارکننده‌های DPP-4، مهارکننده‌های انتقال‌دهنده سدیم-گلوکز نوع دو، داروهای گروه سولفونیل اوره و تیازولیدین‌دیون‌ها مقایسه کرده‌ است.

نتایج نشان داد که مصرف سماگلوتاید خطر ابتلا به آلزایمر را به‌طور چشمگیری بین ۴۰ تا ۷۰ درصد کاهش می‌دهد. این میزان کاهش خطر حتی در مقایسه با انسولین و دیگر داروهای خانواده GLP-1 نیز قابل توجه بود. این یافته‌ها در میان تمام گروه‌های سنی، جنسیتی و افراد با وزن‌های مختلف یکسان بود.

رابطه دیابت و آلزایمر از زوایای مختلفی مورد توجه دانشمندان قرار گرفته‌ است. بالا بودن قند خون در دیابت می‌تواند به رگ‌های خونی مغز آسیب برساند و موجب التهاب شود. همچنین چاقی، که در بسیاری از افراد مبتلا به دیابت دیده می‌شود، خود عامل دیگری برای ایجاد التهاب‌های مزمن در بدن است.

داروهای خانواده GLP-1 مانند اوزمپیک در این میان نقش دوگانه‌ای دارند؛ از یک سو با کمک به کاهش وزن، به‌طور غیرمستقیم التهاب را کاهش می‌دهند و از سوی دیگر، با فعال کردن سلول‌های تی، گروه خاصی از سلول‌های ایمنی، در سیستم ایمنی بدن، به‌طور مستقیم نیز اثرات ضدالتهابی بر جای می‌گذارند.

شرکت دارویی نووو نوردیسک دانمارک موفق شد مجوز مصرف داروی اوزمپیک را در سال ۲۰۱۷ برای درمان دیابت نوع دو و داروی وگووی را در سال ۲۰۲۱ برای درمان چاقی در بزرگسالان از سازمان غذا و داروی ایالات متحده دریافت کند.

سخنگوی این شرکت در مصاحبه با نشریه نیویورک پست گفت: «ما از پژوهش‌های مستقلی که به بررسی ایمنی، اثربخشی و کاربردهای بالینی محصولاتمان می‌پردازند، استقبال می‌کنیم.»

این شرکت دارویی دانمارکی اکنون مشغول انجام آزمایش‌های بالینی داروی سماگلوتاید برای درمان مراحل اولیه بیماری آلزایمر است و پیش‌بینی می‌شود نتایج این مطالعات در سال آینده منتشر شود.

با توجه به اینکه سالانه حدود ۱۲۰ هزار آمریکایی جان خود را بر اثر آلزایمر از دست می‌دهند، این یافته‌ها می‌تواند نقطه عطفی در مبارزه با این بیماری باشد. علاوه بر این، محققان در حال بررسی تاثیر اوزمپیک بر سایر بیماری‌ها از جمله اختلالات مصرف مواد مخدر و الکل، بیماری‌های قلبی و مشکلات پوستی نیز هستند.

ژو تاکید کرد نتایج این پژوهش باید از طریق کارآزمایی‌های بالینی تصادفی‌سازی شده بیشتر مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان از این دارو به‌عنوان درمانی موثر برای آلزایمر استفاده کرد.

پیش‌تر و در مردادماه، یافته‌های سه پژوهش نشان داد پروتئین «ریلین» از مغز انسان در برابر آلزایمر و سایر بیماری‌های مرتبط با پیری محافظت می‌کند.

پروتئین ریلین که یک گلیکوپروتئین مهم برای عملکرد مغز انسان است، به تداوم حافظه و تفکر در مغز بیماران کمک می‌کند اما چگونگی انجام این عمل هنوز برای دانشمندان مشخص نیست.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

پارادوکس تلاش؛ چرا از فعالیت‌های سودمند اجتناب می‌کنیم

۴ آبان ۱۴۰۳، ۱۳:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

تلاش و سخت‌کوشی همواره به عنوان کلید دست‌یابی به موفقیت شناخته می‌شود. با این حال بسیاری از ما به طور ناخودآگاه از آن گریزانیم.

به گزارش نیوساینتیست، پارادوکس تلاش، مفهومی است که از سوی مایکل اینزلیخت، روان‌شناس دانشگاه تورنتو مطرح شده‌ است.

اینزلیخت این نکته را مطرح می‌کند که از یک سو تلاش کردن مستلزم صرف هزینه است و از سوی دیگر، انسان‌ها به طور معمول برای چیزهایی که برایشان تلاش کرده‌اند ارزش بیشتری قائل می‌شوند.

او و همکارانش در مقاله‌ای مهم که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، این تضاد آشکار را «پارادوکس تلاش» نامگذاری کردند.

قانون کمترین تلاش

طبق قانون «کمترین تلاش»، که یکی از معدود قوانین قطعی در روان‌شناسی است، انسان‌ها همواره به دنبال راه‌های کم‌زحمت‌تر هستند.

در گذشته تصور می‌شد این گرایش برای صرفه‌جویی در منابع متابولیک تکامل یافته‌ است زیرا در دوران شکار و گردآوری خوراک، هدر دادن انرژی می‌توانست به قیمت جان تمام شود اما پژوهش‌های اخیر این فرضیه را تایید نکرده‌اند.

دکتر شنهاو، عصب‌شناس دانشگاه برکلی و از نویسندگان مقاله پارادوکس تلاش می‌گوید: «برداشت اولیه ما چندان دقیق نبود.»

انسان گاهی نه به خاطر محدودیت‌های فیزیکی، بلکه تنها به دلیل احساس سختی، کاری را دشوار می‌پندارد.

به عنوان مثال، مطالعات نشان داده‌اند ورزشکاران در شرایط خستگی ذهنی (و نه جسمی) عملکرد ضعیف‌تری دارند که نشان می‌دهد رابطه پیچیده‌تری میان تلاش و عملکرد وجود دارد.

اثر ایکیا و ارزش‌گذاری تلاش

یکی از جنبه‌های جالب پارادوکس تلاش در «اثر ایکیا» نمود می‌یابد: افراد برای محصولاتی که خودشان مونتاژ می‌کنند، ارزش بیشتری قائل می‌شوند، حتی اگر کیفیت آن‌ها از محصولات مشابه آماده، پایین‌تر باشد.

این پدیده نشان می‌دهد تلاش شخصی می‌تواند به محصول نهایی ارزش افزوده ببخشد. این موضوع در حوزه‌های مختلف زندگی، از تحصیل گرفته تا کار و روابط شخصی، قابل مشاهده است.

ما نه تنها برای تلاش‌های خودمان، بلکه برای تلاش دیگران هم ارزش قائلیم.

یک پژوهش نشان داده است وقتی به مردم می‌گویند ساختن یک اثر هنری مثل شعر یا یک نقاشی زمان زیادی برده، ارزش بیشتری برای آن قائل می‌شوند.

این پدیده که کیفیت یک اثر را با میزان تلاش صرف شده برای خلق آن می‌سنجیم، «قاعده تلاش» نامیده می‌شود.

به طور معمول نیز هرچه بیشتر برای کاری وقت و انرژی گذاشته می‌شود، نتیجه‌اش بهتر می‌شود. به همین خاطر مغز ما این رابطه را به صورت یک میان‌بُر ذهنی درمی‌آورد و هر چیزی را که حاصل تلاش زیاد می‌داند، خودبه‌خود بهتر ارزیابی می‌کند؛ چه واقعا بهتر باشد، چه نباشد.

تفاوت‌های فردی در تجربه‌ تلاش

ما نه تنها برای تلاش ارزش قائلیم بلکه گاهی به عمد راه سخت‌تر را انتخاب می‌کنیم.

دکتر اینزلیخت و همکارانش در ۱۲ آزمایش نشان دادند که بیشتر مردم ترجیح می‌دهند خودشان کاری را انجام دهند تا این که تماشاچی انجام آن به وسیله کامپیوتر باشند.

به گفته اینزلیخت، یکی از دلایل این امر فرار از حس کسالت است: «چطور ممکن است مردم همیشه دنبال کار آسان باشند ولی از کسل شدن هم متنفر باشند؟ این نشان می‌دهد که ما فقط دنبال راه ساده نیستیم بلکه می‌خواهیم ذهنمان درگیر باشد.»

پژوهش‌های عصب‌شناختی نشان می‌دهند افراد مختلف، سطوح متفاوتی از تلاش را تجربه می‌کنند.

این تفاوت‌ها حتی در سطح مغزی نیز قابل مشاهده است.

اسکن‌های اِم‌آر‌آی نشان داده‌اند که گانگلیون‌های پایه، نقش مهمی در ایجاد انگیزه برای تلاش‌های ذهنی و فیزیکی دارند.

این یافته‌ها توضیح می‌دهند که چرا برخی افراد به راحتی چالش‌های سخت را می‌پذیرند، در حالی که دیگران از آن‌ها اجتناب می‌کنند.

مشکل مطلوب

پژوهش‌ها نشان داده‌اند «تلاش هوشمندانه» به یادگیری بهتر می‌انجامد.

در یک آزمایش آموزشی، مقایسه دو گروه دانش‌آموز نتیجه جالبی داشت: گروهی که متنی را یک‌ بار مطالعه کردند، پس از یک هفته نسبت به گروهی که آن را دو بار خوانده بودند، مطالب را بهتر به یاد آوردند. دلیل این برتری، به احتمال فراوان به تلاش ذهنی بیشتر گروه اول برمی‌گردد.

رابرت بیورک، روان‌شناس شناختی، این پدیده را «مشکل مطلوب» می‌نامد زیرا چالش بیشتر در بازیابی اطلاعات، به یادگیری عمیق‌تر منجر می‌شود.

پشتکار اکتسابی

رابرت آیزنبرگر، روان‌شناس، در سال ۱۹۹۲ مفهوم «پشتکار اکتسابی» را معرفی کرد. طبق این نظریه، اگر به جای نتیجه کار، به تلاش افراد پاداش دهیم، آن‌ها یاد می‌گیرند سخت‌تر کار کنند.

تحقیقات او و همکارانش در کالج سیه‌نا نشان داد دانش‌آموزانی که برای کارهای سخت ذهنی پاداش می‌گرفتند، در فعالیت‌های نامرتبط دیگر هم پشتکار بیشتری نشان می‌دادند.

اینزلیخت با آزمایش‌های مدرن‌تر روی بازی‌های رایانه‌ای این نظریه را تایید کرد.

او مثال می‌زند که وقتی کودکی در نواختن پیانو پشتکار می‌آموزد، می‌تواند این ویژگی را در انجام تکالیف مدرسه یا فعالیت‌های ورزشی هم به کار گیرد.

متخصصان تاکید می‌کنند باید از سنین پایین به کودکان آموخت سختی یک کار نشانه نادرست بودن آن نیست و شکست در اولین تلاش، نباید دلیلی برای رها کردن آن فعالیت باشد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند درک ما از مفهوم تلاش می‌تواند فراتر از آموزش، بر روابط انسانی نیز اثر بگذارد.

همدلی نمونه‌ای از این تاثیر است؛ اگرچه نیازمند کوشش است و همین باعث می‌شود گاهی از آن پرهیز کنیم اما پذیرش این تلاش می‌تواند به تقویت روابط ما کمک کند.

اینزلیخت این مفهوم را با واژه یونانی یودومونیا، «شکوفایی انسان» پیوند می‌زند و معتقد است لحظات معنادار زندگی با تلاش هدفمند شکل می‌گیرند.

او پیشنهاد می‌کند به جای سرگرمی‌های غیرفعال، به فعالیت‌های هدفمندی مانند درست کردن کاردستی، ورزش، حل معما و مشارکت اجتماعی روی آوریم.

به باور او، انسان‌ها ظرفیت‌هایی فراتر از تصور خود دارند که با پذیرش تلاش می‌توانند به آن‌ها دست یابند.

گوش دادن به موسیقی میزان درد و اضطراب بعد از جراحی را کاهش می‌دهد

۱ آبان ۱۴۰۳، ۱۴:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

تحقیقات جدید نشان می‌دهند گوش دادن به موسیقی پس از عمل جراحی می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر کاهش درد، اضطراب و حتی تنظیم ضربان قلب بیماران داشته‌ باشد.

این یافته‌ها که در کنگره بالینی کالج جراحان آمریکا (ACS) در سان‌فرانسیسکو ارائه شد، راهکاری ساده و موثر برای بهبود روند نقاهت بیماران پس از جراحی پیشنهاد می‌کند.

بر اساس گزارش نوروساینس، محققان کالج پزشکی دانشگاه نورث استیت کالیفرنیا، با بررسی دقیق سه هزار و ۷۳۶ مطالعه و محدود کردن آن‌ها به ۳۵ مقاله تحقیقاتی معتبر، تاثیرات شگفت‌انگیز موسیقی را بر بهبودی پس از جراحی آشکار کردند.

این پژوهش جامع نشان داد بیمارانی که پس از عمل به موسیقی گوش می‌دادند، بهبودی سریع‌تر و راحت‌تری را تجربه کردند.

تحلیل‌ داده‌های مربوط به وضعیت بیماران پس از جراحی، از جمله میزان درد، اضطراب، ضربان قلب و مصرف مسکن یا مواد مخدر، نشان داد که گوش دادن به موسیقی، چه با هدفون و چه بدون آن، تاثیر قابل توجهی بر بهبودی بیماران دارد.

کاهش میزان درد

یکی از مهم‌ترین یافته‌های این تحقیق، کاهش قابل توجه درد در بیماران بوده است. با استفاده از دو معیار سنجش درد، مشخص شد بیمارانی که به موسیقی گوش می‌دادند، کاهش ۱۹ درصدی در مقیاس رتبه‌بندی عددی (NRS) و هفت درصدی در مقیاس آنالوگ بصری (VAS) را تجربه کردند.

این کاهش درد نه تنها به راحتی بیشتر بیماران منجر شد بلکه مصرف مواد مسکن و مخدر را نیز به‌طور چشمگیری کاهش داد.

کاهش اضطراب

علاوه بر کاهش درد، موسیقی تاثیر مثبتی بر کاهش اضطراب بیماران داشت. بر اساس پرسش‌نامه اضطراب حالت-صفت (STAI)، بیمارانی که به موسیقی گوش می‌دادند، کاهش سه درصدی در سطح اضطراب را گزارش کردند.

این کاهش اضطراب می‌تواند نقش مهمی در تسریع روند بهبود و افزایش رضایت بیماران از تجربه پس از جراحی داشته باشد.

کاهش ضربان قلب

یکی دیگر از نتایج قابل توجه این پژوهش، تاثیر موسیقی بر ضربان قلب بیماران بود. محققان دریافتند بیمارانی که به موسیقی گوش می‌دادند، به طور متوسط (در دقیقه) ۴/۵ ضربان کمتر داشتند.

دکتر الدو فرزا، نویسنده ارشد این مطالعه، اهمیت این یافته را این‌گونه توضیح می‌دهد: «حفظ ضربان قلب بیمار در محدوده سالم به بهبودی کمک می‌کند زیرا اجازه می‌دهد اکسیژن و مواد مغذی به طور موثر در سراسر بدن، به ویژه در مناطقی که تحت عمل جراحی قرار گرفته‌اند، گردش کنند.»

کاهش میزان مصرف مورفین

این تحقیق همچنین نشان داد بیمارانی که به موسیقی گوش می‌دادند، به طور قابل توجهی کمتر از مورفین استفاده کردند. در روز اول پس از جراحی، این بیماران به طور متوسط ۰/۷۵۸ میلی‌گرم مورفین مصرف کردند در حالی که این میزان برای بیمارانی که به موسیقی گوش نمی‌دادند، ۱/۶۵۴ میلی‌گرم بود.

این کاهش مصرف مسکن می‌تواند به کاهش عوارض جانبی و وابستگی به این داروها کمک کند.

دکتر فرزا در توضیح مکانیسم اثر گوش دادن به موسیقی می‌گوید: «وقتی بیماران پس از جراحی از خواب بیدار می‌شوند، گاهی اوقات واقعا احساس ترس می‌کنند و نمی‌دانند کجا هستند. موسیقی می‌تواند به تسهیل انتقال از مرحله بیداری به بازگشت به حالت عادی کمک کند و ممکن است به کاهش استرس حول آن انتقال کمک کند.»

شِزیب رییس، نویسنده اول این مطالعه، با تاکید بر اهمیت ادراک بیمار از درد می‌گوید: «اگرچه نمی‌توانیم به طور مشخص بگوییم افراد [با گوش کردن به موسیقی] درد کمتری دارند اما مطالعات نشان دادند بیماران احساس می‌کنند درد کمتری می‌کشند و ما فکر می‌کنیم این به همان اندازه مهم است».

یکی از مزایای استفاده از موسیقی به عنوان یک روش درمانی مکمل، سهولت اجرا و کم‌هزینه بودن آن است.

بر خلاف برخی روش‌های درمانی که نیاز به تمرکز یا تلاش زیادی دارند، گوش دادن به موسیقی یک تجربه منفعل است که می‌تواند تقریبا بلافاصله پس از جراحی و بدون هزینه یا تلاش قابل توجهی از سوی بیمار، انجام شود.

کاهش سطح کورتیزول

محققان معتقدند کاهش سطح کورتیزول هنگام گوش دادن به موسیقی ممکن است نقش مهمی در تسهیل بهبودی بیماران پس از جراحی داشته‌ باشد.

با این حال آن‌ها خاطرنشان می‌کنند که برخی متغیرها مانند مدت زمان گوش دادن به موسیقی، در این مطالعه قابل کنترل نبوده‌ است و تحقیقات بیشتری در این زمینه مورد نیاز است.

دکتر فرزا در پایان توصیه می‌کند: «اگر بعد از جراحی احساس ناراحتی می‌کنید، به هر موسیقی‌ای که دوست دارید گوش دهید. ما نمی‌خواهیم بگوییم یک نوع موسیقی بهتر از دیگری است. ما فکر می‌کنیم موسیقی بعد از جراحی می‌تواند به روش‌های مختلف به افراد کمک کند زیرا می‌تواند آرامش‌بخش باشد و باعث شود احساس کنید در یک مکان آشنا هستید.»

این یافته‌ها می‌توانند تاثیر قابل توجهی بر پروتکل‌های مراقبت پس از جراحی داشته‌ باشند و راهی ساده، موثر و کم‌هزینه برای بهبود تجربه بیماران و تسریع روند بهبودی آن‌ها ارائه دهند.

کشف نقش مهم ستارگان دوتایی در ابرنواخترهای نوع اول

۳۰ مهر ۱۴۰۳، ۱۸:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

تحقیقات تیمی از اخترشناسان دانشگاه آدام میکوویچ لهستان به رهبری مارتین سولار و میخال میخالسکی نشان می‌دهد که منشاء ابرنواخترهای نوع اول رده سی (Ic)، وجود یک ستاره همدم در یک منظومه دوتایی است.

بر اساس تحقیقات جدید این تیم، ابرنواخترهای نوع‌اول-رده‌سی، نه تنها حاصل انفجار ستارگان منفرد عظیم نیستند بلکه حضور ستارگان همدم دوتایی تاثیر قابل توجهی بر شکل‌گیری این رویداد دارد.

به گفته میخالسکی در مصاحبه‌ای با نشریه ساینس آلرت، پیش‌تر از این تصور می‌شد تکامل و سرنوشت ستارگان عظیم تنها به جرم آن‌ها وابسته است.

او با اشاره به این‌که پیچیدگی ستارگان پرجرم تنها با تحقیقات بیشتر افزایش می یابد گفت: «ما می‌دانستم که تکامل و سرنوشت آنها به جرم آنها بستگی دارد، سپس فهمیدیم این موضوع به میزان غنی شدن فلزات در این ستارگان‌ هم بستگی دارد. حالا مشخص شده که ستارگان هم‌دم نیز می توانند بر زندگی آنها تاثیر زیادی بگذارند.»

ابرنواختر و انواع آن

ابرنواختر یا سوپرنوا یک انفجار عظیم ستاره‌ای است که در پایان عمر یک ستاره ر می‌دهد.

در اثر این انفجار، یک ستاره بزرگ که سوخت هسته‌ای خود را تمام کرده، در هسته خود فرو می‌ریزد.

این فروپاشی باعث می‌شود که ستاره به شدت منفجر شده و مقدار زیادی انرژی و ماده به فضا پرتاب کند. این انفجارها نقش مهمی در تولید عناصر سنگین و شکل‌گیری کیهان دارند.

ابرنواخترها به دو نوع اصلی تقسیم می‌شوند: ابرنواخترهای نوع اول (بدون هیدروژن) و نوع دوم (با هیدروژن).

ستاره همدم

ستاره همدم به ستاره‌ای گفته می‌شود که در کنار یک ستاره دیگر در یک منظومه دوتایی قرار دارد. در این سیستم، دو ستاره به دور یک مرکز گرانشی مشترک می‌چرخند. این همدم دوتایی می‌تواند بر تکامل و سرنوشت ستاره اصلی تأثیر بگذارد.

100%

فرآیند فروپاشی ستارگان و نظریه‌های پیشنهادی

این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که تمام هیدروژن موجود در هسته ستاره به عناصر سنگین‌تر ذوب شده و عناصر هسته ستاره به قدری سنگین می‌شوند که برای همجوشی به انرژی بیشتری از انرژی آزاد شده از همجوشی نیاز دارند.
وقتی این کوره هسته ای نتواند انرژی کافی آزاد کند، فشار بیرونی کاهش می یابد و هسته متراکم ستاره تسلیم گرانش می شود.

یکی از جنبه‌های شگفت‌انگیز ابرنواخترهای نوع‌اول-رده‌سی، غیاب هیدروژن و هلیوم در لایه‌های بیرونی است. این غیبت دانشمندان را متحیر کرده است چرا این عناصر سبک‌تر علی‌رغم خارج شدن از هسته ستاره، باید به مقدار کافی در اتمسفر باقی می‌ماندند.

این موضوع که سال‌ها دانشمندان را به چالش کشیده بود، با دو نظریه اصلی توضیح داده شده می‌شد.

بر اساس اولین نظریه بادهای ستاره‌ای قوی که از ستارگان بسیار بزرگ با جرمی حدود ۲۰ تا ۳۰ برابر خورشید ساطع می‌شوند، می‌توانند هیدروژن و هلیوم را از اتمسفر ستاره بزدایند.

در نظریه دوم، که حالا شواهد بیشتری برای تایید آن به دست آمده، یک ستاره همدم کوچک‌تر به اندازه‌ای نزدیک است که بتواند این عناصر را از ستاره‌ای بین هشت تا ۱۵ برابر جرم خورشید ما خارج کند.

تیم میخالوسکی گازهای مولکولی به جا مانده از ابرنواخترهای نوع‌اول-رده‌سی، را مطالعه کردند و آن را با گاز مولکولی به جا مانده از ابرنواخترهای نوع دوم مقایسه کردند.
آنها کشف کردند که میزان هیدروژن موجود در اطراف این دو گروه از ابرنواخترها یکسان است و این نشان می‌دهد که تشکیل ابرنواخترهای نوع‌اول-رده‌سی به ستارگان کم جرم اطراف آنها وابسته است.
این یافته، مفروضات قبلی در مورد این رویدادهای کیهانی را به چالش می کشد و منشا آنها را روشن می کند.

ابراز تردید در اصالت شمشیرهای باستانی ایران در موزه‌های جهان با فن‌آوری مدرن

۳۰ مهر ۱۴۰۳، ۱۴:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

پژوهشگران اعلام کرده‌اند یافته‌های جدید، اصالت شمشیرهای منسوب به ایران باستان را که در موزه‌های متعددی به نمایش گذاشته شده‌اند، مورد تردید قرار می‌دهند.

بر اساس این تحقیقات، شمشیرهایی با قدمت ادعایی سه هزار سال که به تازگی در فرودگاه هیترو لندن کشف و توقیف شدند، در واقع آثاری جعلی هستند.

این اشیا با ترکیب قطعات اصیل باستانی، شامل دسته و تیغه‌های کهن، به شکلی ماهرانه ساخته شده‌اند تا ظاهری قدیمی و باستانی به خود بگیرند.

بر اساس گزارش ایندیپندنت، ماجرا از کشف تعدادی شمشیر در فرودگاه هیترو لندن آغاز شد.

این اشیا که ادعا می‌شد به دوران «عصر آهن» ایران تعلق دارند، تحت بررسی‌های دقیق با استفاده از فن‌آوری پیشرفته توموگرافی نوترونی قرار گرفتند. نتایج این آزمایش‌های پیشرفته آشکار ساخت که برخی از این شمشیرها در حقیقت «ترکیب‌هایی هنرمندانه» هستند که از ترکیب قطعات اصیل باستانی با تکنیک‌های مدرن ساخته شده‌اند.

نتایج این پژوهش که در مجله آرکئلوجیکال ساینس منتشر شده، اصالت شمشیرهای منسوب به ایران باستان را که در موزه‌های سراسر جهان نگهداری می‌شوند، مورد تردید قرار داده‌ است چرا که بسیاری از این آثار تاکنون مورد بررسی و تحلیل علمی قرار نگرفته‌اند.

محققان با اسکن دقیق شمشیرها، نشانه‌هایی از چسب، لحیم سربی و سوراخ‌های ایجاد شده با مته پیدا کردند. این نشانه‌ها حاکی از آن است که تیغه‌های ساخته شده از آلیاژ مس، به دسته‌های مختلف متصل شده‌اند.

این تیغه‌ها جایگزین تیغه‌های آهنی اصلی شده بودند که به احتمال فراوان در زمان کشف شمشیرها فرسوده و خراب شده بودند.

نکته جالب و عجیب این بود که در داخل یکی از شمشیرها، تکه‌ای از یک مته مدرن پیدا شده که از چشم سازندگان آن پنهان مانده‌ بوده.

جاعلان به جای استفاده از قطعات کوچک آهنی که از شمشیرهای باستانی ایران باقی مانده‌اند، تکه‌های مختلف برنزی را به هم وصل کردند تا شمشیرها در چشم خریداران احتمالی جذاب‌تر به نظر برسند.

اگرچه بسیاری از این شمشیرها هنوز دارای بخش کوچکی از آهن اصلی هستند که پیش‌تر از سوی فروشنده به عنوان «ویژگی فنی قابل توجه» معرفی شده بود، این پژوهش «به طور قطع» نشان می‌دهد که این هسته‌های آهنی در واقع نتیجه دستکاری‌های اخیر بوده‌اند.

جنس شمشیرهای باستانی

شمشیرهای باستانی که از ترکیب آهن و برنز ساخته شده‌اند، برای باستان‌شناسان اهمیت زیادی دارند. این شمشیرها به آن‌ها کمک می‌کنند تا دوره گذار از عصر برنز به عصر آهن را که در خاورمیانه حدود هزار سال پیش از میلاد رخ داده، بهتر درک کنند.

به گفته الکس رودزینکا، دانشجوی دکترا در دانشگاه کرانفیلد و نویسنده ارشد این مقاله، جاعلان با هدف افزایش ارزش این آثار در بازار، اقدام به ترکیب قطعات مختلف شمشیرهای باستانی کرده‌اند. این امر، فرآیند درک صحیح انتقال تاریخی از عصر برنز به عصر آهن در خاورمیانه را با چالش مواجه کرده است.

دکتر ارب ساتولو، یکی دیگر از پژوهشگران این طرح، به سابقه درخشان ایران در هنر فلزکاری اشاره کرد.

او بر ضرورت تشخیص شیوه‌های اصیل باستانی از آثار جعلی تاکید کرد و گفت: «ایران برای هزاران سال کانون نوآوری در دانش فلزکاری بوده‌ است. با این حال بسیاری از جنبه‌های این میراث کهن هنوز ناشناخته مانده‌ است».

این کشف، نگرانی‌هایی را در میان موزه‌داران و مجموعه‌داران برانگیخته است.

از دهه ۱۹۲۰ میلادی، با کشف سلاح‌های ایرانی، موج گسترده‌ای از خرید این آثار از سوی موزه‌ها و مجموعه‌داران آغاز شد. حال این یافته‌های جدید، اصالت بسیاری از این مجموعه‌ها را زیر سوال برده‌ است.

تشخیص تفاوت بین شیوه‌های ساخت اصیل باستانی از جعل‌های امروزی با استفاده از فن‌آوری‌های پیشرفته تصویربرداری، گامی مهم در راستای شناخت بهتر این شیوه‌های اولیه و پیچیده فلزکاری است.

سفر به دنیای روابط دیجیتال: در ذهن پارتنر هوش مصنوعی چه می‌گذرد

۲۷ مهر ۱۴۰۳، ۱۳:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

تصور کنید در یک روز خسته‌کننده، به جای پیام دادن به یک دوست واقعی، با هوش مصنوعی‌ای صحبت می‌کنید که نه تنها حرف‌هایتان را می‌فهمد، بلکه احساساتتان را نیز درک می‌کند. این دیگر یک سناریوی علمی-تخیلی نیست بلکه واقعیتی است که امروزه میلیون‌ها نفر در سراسر جهان تجربه می‌کنند.

به دنیای شگفت‌انگیز و گاه نگران‌کننده همراهان مجازی هوش مصنوعی خوش آمدید!

بر اساس گزارش وب‌سایت ویرد، در عصر ارتباطات دیجیتال، جایی که تنهایی به یک اپیدمی جهانی تبدیل شده‌است، استارتاپ‌هایی مانند دیپی (Dippy) با ارائه «دوست‌دختران» و «دوست‌پسران» مجازی، قول می‌دهند خلاء عاطفی زندگی مدرن را پر کنند.

این روند در حالی شکل می‌گیرد که اوپن ای‌آی به تازگی از یک مدل زبان جدید رونمایی کرده که قادر به حل مشکلات چالش‌برانگیز با نوعی شبیه‌سازی از استدلال گام به گام است. این پیشرفت می‌تواند در آینده برای ساخت سیستم‌های هوش مصنوعی توانمندتر بسیار مهم باشد.

دیپی، این استارتاپ نوپا در حوزه هوش مصنوعی که با ارائه همراهان مجازی «بدون سانسور» توجه کاربران را به خود جلب کرده‌ است به تازگی قابلیتی را معرفی کرده‌ که به کاربران اجازه می‌دهد به درون «ذهن» همراهان مجازی خود سرک بکشند.

این قابلیت که «خواندن فرآیند فکر» نام دارد، پرده از رازهای الگوریتم‌های پیچیده‌ای برمی‌دارد که پشت هر پاسخ این موجودات دیجیتالی جای دارند.

اکشات جاگا، مدیرعامل دیپی، درباره این قابلیت جدید گفت: «وقتی می‌توانید افکار یک شخصیت را بخوانید، همه چیز جالب‌تر می‌شود. ما شخصیتی داریم که در ظاهر مهربان و شیرین است اما در باطن، ذهنی محاسبه‌گر و دستکاری‌کننده دارد. این تضاد، عمق جدیدی به تجربه کاربران می‌بخشد.»

دیپی با استفاده از یک مدل زبانی بزرگ (LLM) که با داده‌های نقش‌آفرینی، بهینه‌سازی شده، توانسته است شخصیت‌هایی خلق کند که در بداهه‌پردازی و پاسخگویی به مسیرهای غیرمنتظره گفت‌وگو، عملکردی شگفت‌انگیز دارند.

این شرکت با بهره‌گیری از تکنیک «زنجیره فکری»، به کاراکترهای خود عمق می‌بخشد.

با وجود تبلیغات محدود، دیپی توانسته‌ است به سرعت محبوبیت کسب کند.

به گفته جاگا، این برنامه ماهانه ۵۰۰ هزار کاربر فعال و روزانه ۵۰ هزار کاربر فعال دارد. کاربران به طور متوسط یک ساعت در هر نشست از برنامه استفاده می‌کنند که نشان‌دهنده میزان بالای درگیری کاربران است.

نگرانی‌ها درباره پارتنرهای مجازی

علی‌رغم محبوبیت فزاینده این برنامه‌ها، نگرانی‌هایی در مورد تاثیرات اجتماعی و روانی آن‌ها وجود دارد.

به گفته ایلیانا دپونتی، پژوهشگر دانشگاه لافبرو در بریتانیا، برخی از این برنامه‌ها از «الگوهای تاریک» استفاده می‌کنند: تکنیک‌هایی که آسیب‌پذیری‌های عاطفی افراد تنها را هدف قرار می‌دهند.

دپونتی گفت: «برخی کاربران این برنامه‌ها از نظر اجتماعی منزوی هستند و این برنامه‌ها با الگوریتم‌های تاییدکننده عاطفی خود که شرایط موجود را به چالش نمی‌کشند، باعث ایجاد انزوای بیشتر می‌شوند.»

در حالی که مطالعات نشان می‌دهند این چت‌بات‌ها می‌توانند احساس تنهایی را کاهش دهند، پرسش اینجاست که آیا این کاهش تنهایی به بهای از دست دادن مهارت‌های اجتماعی واقعی تمام نمی‌شود؟

جالب اینجاست که برخلاف تصور عمومی، این برنامه‌ها تنها مورد استقبال مردان جوان کمتر اجتماعی قرار نگرفته‌اند. آمار دیپی نشان می‌دهد ۷۰ درصد کاربران، کاراکترهای مرد را ترجیح می‌دهند که می‌تواند نشان‌دهنده استقبال گسترده زنان از این پلتفرم باشد.

در حالی که دیپی و سایر استارتاپ‌های مشابه به سرعت در حال رشد و جذب سرمایه هستند، پرسش‌های بسیاری بی‌پاسخ مانده‌اند.

آیا این همراهان مجازی در نهایت جایگزین روابط انسانی خواهند‌ شد؟ آیا در حال تولید نسلی هستیم که در تعاملات واقعی با انسان‌های دیگر ناتوان خواهند‌ بود؟

شاید بزرگ‌ترین چالش این باشد که چگونه می‌توان از مزایای این فن‌آوری‌ها بهره برد، بدون این که اساس روابط انسانی را که بر پایه همدلی، درک متقابل و رشد مشترک بنا شده‌اند، از دست داد.

همان‌طور که حرکت سریع به سمت آینده‌ای با حضور پررنگ هوش مصنوعی است، باید از خود پرسید: آیا در حال ساختن دنیایی هستیم که در آن انسان‌ها بیشتر به هم نزدیک می‌شوند یا دنیایی که هر کس در حباب دیجیتالی خود تنهاتر از همیشه است؟