• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

سلاح خشونت جنسی علیه کودکان را از کار بیندازید

حامد فرمند
حامد فرمند

فعال حقوق کودکان

۸ خرداد ۱۴۰۳، ۱۱:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۴۳ (‎+۰ گرینویچ)

در نبود قوانین بازدارنده در ایران چه راهکاری می‌توان برای حمایت از آسیب‌دیدگان و جلوگیری از تکرار خشونت جنسی علیه شهروندان از جمله کودکان ارائه داد؟

سازمان عفو بین الملل در گزارش مفصل خود، «به من وحشیانه تجاوز کردند» که آذر ۱۴۰۲ درباره خشونت جنسی علیه معترضان خیزش «زن، زندگی، آزادی» منتشر شد، نقل کرده است که ماموران، فردی را که به او تجاوز کرده بودند، وادار کردند بگوید: «نیکا شاکرمی دختری منحرف و همجنس‌گرا بود. به همین دلیل مستحق تجاوز جنسی بود.»

در زمان انتشار آن گزارش هنوز نحوه قتل نیکا پس از آزار جنسی او مشخص نشده بود.

انتشار گزارش تحقیقی سرویس جهانی بی‌بی‌سی از اظهارات عاملان آزار جنسی و قتل نیکا شاکرمی، دختر نوجوان ۱۶ساله‌ای که ۲۹ یا ۳۰ شهریور دچار ناپدیدسازی قهری شد و جنازه‌اش ۹ روز بعد از سوی خانواده‌اش در سردخانه پزشکی قانونی کهریزک شناسایی شد، یک بار دیگر موضوع آزار جنسی و تجاوز توسط ماموران حکومتی در جریان دستگیری و سرکوب اعتراضات بعد از قتل ژینا مهسا امینی را مطرح کرد.

آزار جنسی و قتل نیکا؛ استفاده از سلاح خشونت جنسی توسط حکومت

بر اساس سند منتشر شده از سوی سرویس جهانی بی‌بی‌سی و گزارش تحقیقی این رسانه، مرتضی جلیل، مسوول تیم ۱۲ نفره‌ای که نیکا شاکرمی را ربوده یا دستگیر کرده‌ بودند، به دلیل «فحاشی و شعار دادن» توسط او و ترس این مامور از تغییر جو بازداشتگاه توسط او و ایجاد «شورش»، از تحویل نیکا به بازداشتگاه خودداری کرد. شعار دادن نیکا و تقلای او برای نجات از دست «مردان» دستگیر کننده‌اش، در نهایت به «نشستن یکی از آن‌ها»، صادق منجزی، بر روی او و آزارجنسی او منجر شد. اما صادق منجزی به همراه بهروز صادقی و آرش کلهر، آزار جنسی را برای «تنبیه» او کافی ندانستند و دختری را که برای نجات خود تلاش می‌کرد، با باتوم و سایر وسایل ضرب و شتم زدند و در نهایت او را به قتل ‌رساندند. مرتضی جلیل نیز با هماهنگی مسوول ارشد خود، که احتمالا فردی به نام محمد زمانی بوده است، جسد نیکا را در خیابان رها کرد.

پیش از آن نیز در اسفند ۱۴۰۲، گروه هکری عدالت علی، نامه خیلی محرمانه عباس مسجدی آرانی، رییس سازمان پزشکی قانونی کشور به انصاری، معاون سیاسی – اجتماعی شورای عالی امنیت ملی را منتشر کرده بود که در آن «آثار مبنی بر تجاوز یا برقراری رابطه جنسی خشن» را در معاینه تناسلی جسد نیکا شاکرمی تایید کرده بود.

آن چه در این گزارش آمده، در همان بستری رخ داده است که پیش‌تر سازمان عفو بین‌الملل با استناد به شهادت ۴۵ نفر و بررسی گسترده شهادت‌ها و اظهارات آن‌ها و اطلاعات موجود، مستند کرده بود و کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل در بخشی از گزارش مفصل خود به آن پرداخته بود: استفاده از خشونت جنسی و تجاوز به عنوان سلاحی علیه شهروندان توسط حکومت.

حکومت ایران نیز مانند بسیاری از دولت‌ها و گروه‌های نظامی از تجاوز و خشونت جنسی برای اعمال قدرت، تنبیه، ترساندن، مطیع‌کردن و کنترل شهروندان، به خصوص زنان و کودکان دختر استفاده می‌کند. بنا به تحقیق سازمان عفو بین‌الملل، این استفاده «نظام‌مند و گسترده» نسبت به موج‌های قبلی اعتراضات در ایران افزایش «نگران کننده‌ای» پیدا کرده است.

زمینه‌های اجتماعی خشونت جنسی به خصوص علیه زنان و کودکان دختر

کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل در گزارش نهایی خود که ۲۴ اسفند ۱۴۰۲ منتشر شد، با اشاره با موارد متعدد خشونت جنسی و تجاوز به معترضان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، توضیح می‌دهد که احساس شرم و نگرانی از طرد شدن توسط خانواده، از یک طرف به گزارش نکردن موارد متعدد این شکل از اعمال خشونت منجر شده، از طرف دیگر آسیب دیدگان را از دریافت خدمات محروم کرده است. این کمیته در گزارش خود تاکید کرده که «تمام» کسانی که خدمات مراقبتی و درمانی دریافت کرده‌اند و این کمیته شهادت آن‌ها را ثبت کرده است، تنها پس از خروج‌شان از ایران به این خدمات دست پیدا کرده‌اند. سازمان عفو بین‌الملل نیز در گزارش تحقیقی خود، «به من وحشیانه تجاوز کردند»، نمونه‌های مختلفی از این شرم و ترس از واکنش جامعه و خانواده را مستند کرده است. از جمله این گزارش از زینب، دختر نوجوان آسیب دیده تجاوز نام می‌برد که پدرش او را به دلیل اتفاقی که برایش افتاده، به «کشتن» تهدید کرده بود.

گرچه کودکان پسر و مردان نیز قربانی آزار جنسی و تجاوز بوده‌اند، اما بستر شکل‌گیری و تقویت خشونت‌های مبتنی بر جنسیت و تجربه دیگر کشورها، ما را به این تحلیل می‌رساند که جنسیت و سن، نقش تعیین کننده‌ای در آسیب پذیری در برابر تجاوز و آزار جنسی ایفا می‌کند، به نحوی که کودکان دختر نوجوان بیشتر در معرض آزار جنسی و تجاوز هستند. خواندن گزارشات مرتبط با خشونت جنسی و تجاوز در جریان مناقشات مسلحانه در سایر کشورها، نتیجه‌گیری سازمان عفو بین‌الملل در گزارشش را قابل فهم‌تر می‌کند:

«انتظارات فرهنگی در جامعه پیرامون باکرگی برای کودکان دختر و زنان ازدواج نکرده و نداشتن رابطه خارج از ازدواج برای زنان متاهل و دیدگاه‌های مضر جنسیتی، در همه اشکال خشونت جنسی، زنان و کودکان دختر آسیب دیده را به جای مجرمان مقصر می‌داند.»

ایجاد مدلی برای حمایت از کودکان در برابر اسلحه خشونت جنسی

کاملا متوجه هستم که نه تنها قوانین و مقررات بازدارنده در برابر خشونت‌های جنسی در ایران وجود ندارد، بلکه برعکس زمینه‌های قانونی مصونیت در برابر خشونت‌های جنسی و سایر انواع شکنجه بر روی متهمان و بازداشت شدگان وجود دارد. در عین حال بر اساس شواهد موجود، مثل موارد مشابه در کشورهای دیگر، عاملان تجاوز و خشونت جنسی یا مستقیما دستوری برای اعمال خشونت جنسی دریافت کرده‌اند، یا این خشونت‌ها با آگاهی و نهایتا چشم‌پوشی مقامات مسوول اعمال‌شده یا به دلیل نبود قوانین بازدارنده و پاسخ‌گوکننده، زمینه اعمال بدون مجازات این خشونت‌ها وجود دارد.

در چنین شرایطی، چه راهکاری می‌توان برای حمایت از آسیب‌دیدگان و جلوگیری از تکرار خشونت جنسی علیه شهروندان از جمله کودکان ارائه داد؟

موسسه نجات کودکان در گزارش «جنایت ناگفتنی علیه کودکان»، مدل «ارائه، توانمندسازی، تغییر، اصلاح» را معرفی کرده است. در ادامه، با افزودن مواردی دیگر و با آگاهی از ناکارآمدی و نبود اراده‌ حکومتی برای جلوگیری از خشونت جنسی در ایران، این مدل بسط داده شده را به عنوان راهکاری برای از کار انداختن اسلحه خشونت جنسی علیه کودکان و بزرگسالان، پیشنهاد می‌کنم:

-ارائه خدمات فراگیر کودک‌محور از جمله خدمات روان‌درمانی و پزشکی

در حال حاضر متخصصان و افراد مختلفی در حوزه‌های مختلف روان‌شناسی و پزشکی فعالیت می‌کنند که خدمات خود را به صورت مجازی یا در مواردی، با رعایت نکات ایمنی، به شکل محلی ارائه می‌دهند. تمرکز بر آسیب‌های مرتبط با تجاوز و خشونت جنسی، قرار دادن کودکان در محور خدمات تعریف شده، ارائه آموزش‌های لازم به خدمات‌دهندگان، به خصوص درمانگران و مددکاران محلی، می‌تواند زمینه را برای دسترسی بیشتر آسیب دیدگان به خدمات مورد نیاز فراهم کند. سازمان بهداشت جهانی در این زمینه برنامه و منابع آموزشی ارائه کرده که ممکن است برای فعالان این حوزه قابل استفاده یا الگوبرداری باشد.

- توانمندسازی کودکان و جامعه اطراف‌شان از طریق آموزش و سایر روش‌ها

بخشی از برنامه‌های آموزشی و خدمات ارائه‌شده باید به توانمندسازی کودکان به طور کلی و کودکان آسیب دیده از تجاوز و خشونت جنسی اختصاص یابد. هدف چنین برنامه‌هایی آگاهی بیشتر کودکان از حقوق خود، افزایش تاب‌آوری و یافتن گروه‌های حامی است.

- تغییر عادات اجتماعی برای کاهش زمینه‌های ایجاد خشونت جنسی علیه کودکان

در صورتی که رفتارها و عادات اجتماعی، قربانی نکوهی را ترویج کند، به مردسالاری دامن بزند و کلیشه‌ها و رفتاری مضر مبتنی بر جنسیت را تشویق کند، نمی‌توان انتظار داشت تا خدمات ارائه‌شده به دست گروه هدف برسد و نتیجه پایداری برای آن‌ها داشته باشد. به این ترتیب رسانه‌ها، فعالان حقوق بشری، حقوق زنان و کودکان و نهادهای مدنی باید تلاش منسجم و دامنه‌داری انجام دهند تا به تغییر عادت‌های مضر اجتماعی کمک کنند. نتیجه چنین برنامه‌های آموزشی و آگاهی رسانی عمومی باید بتواند خود را در کاهش حس شرم برای بازماندگان تجاوز و آزار جنسی و قدرت گرفتن آن‌ها در بیان روایت‌هایشان منجر شود. در این حوزه نیز تلاش‌هایی توسط برخی فعالان در حال انجام است که می‌تواند در جهت جلوگیری از خشونت جنسی توسعه پیدا کند. همکاری نظام‌مند گروه‌های مختلف در این زمینه ضرورت دارد.

- اصلاح قوانین و نهادها و ایجاد اراده سیاسی برای پیشگیری و مقابله با خشونت جنسی

در حال که چنین اراده‌ای از جانب حکومت وجود ندارد، فعالان حقوق بشری و حقوق‌دانان با همکاری سایر فعالان از جمله فعالان حقوق زنان می‌توانند در تنظیم اسناد قابل استفاده در آینده اقدام کنند. در جریان خیزش زن، زندگی،‌ آزادی اسنادی از این دست تهیه شد که می‌توان با در نظر گرفتن نیازهای مرتبط با جلوگیری از بروز خشونت‌های جنسی، آن‌ها را بازنگری کرد.

- استفاده از فرصت تمدید ماموریت کمیته حقیقت‌یاب برای مستندسازی دقیق‌تر موارد خشونت جنسی

برای این منظور آموزش مدافعان حقوق بشر و مستندسازان حقوق بشری در نحوه مستندسازی موارد تجاوز و آزارجنسی، به خصوص در مورد کودکان، اهمیت فوق العاده‌ای دارد. آسیب‌دیدگان و شاهدان نیز باید آموزش ببینند که چه مواردی می‌تواند در مستندسازی رنجی که متحمل شده‌اند، مهم و کمک کننده باشد. نهادها و کارشناسان حقوق بشری همواره بر اهمیت ثبت اطلاعات مرتبط با خشونت‌های جنسی تاکید می‌کنند. علاوه بر شکل‌های مرسوم مستندسازی حقوق بشری، گروه‌های فعال در حوزه‌های زنان و کودکان نیز می‌توانند از دیگر مدل‌های ثبت اطلاعات الگو بردارند. این اطلاعات علاوه بر این که می‌تواند در زمانی که امیدواریم چندان دور نباشد، به اجرای عدالت کمک کند، همچنین حق خانواده‌ها و جامعه به حقیقت را نیز تامین می‌کند. در زمینه ثبت داده‌ها از جمله در موارد خشونت علیه زنان نیز اقداماتی از سوی برخی فعالان در حال انجام است که همچنان با تمرکز بر خشونت جنسی علیه زنان، کودکان و مردان، می‌تواند به شکل نظام‌مندی بسط داده شود.

تنها در صورت بلند شدن فریاد آسیب‌دیدگان تجاوز و خشونت جنسی و مستند شدن حرفه‌ای و هدفمند این شکل از شکنجه و نقض جدی حقوق بشری، در کنار اصلاح فرهنگ مردسالارانه و مروج خشونت جنسی است که می‌توان امیدوار بود آروزی مهتاب در گفت‌وگو با سازمان عفو بین الملل محقق شود: «من نمی‌خواهم مقامات بتوانند به این راحتی مردم را بکشند، تجاوز کنند، شکنجه کنند و سلامت روحی مردم را به بازی بگیرند.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

دادگاهی برای ادعاهای تحقق نیافته ستاد احیای دریاچه ارومیه

۴ خرداد ۱۴۰۳، ۱۹:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
منصور سهرابی

در آخرین جلسه علنی مجلس یازدهم در سه‌شنبه اول خرداد ماه ١٤٠٣ نمایندگان مجلس با ارسال گزارش تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه با ۱۵۶ رأی موافق، پنج رأی مخالف و هشت رأی ممتنع، موافقت کردند و گزارش مذکور به قوه قضاییه ارسال شد.

پس از آن‌که ستاد احیای دریاچه ارومیه با صرف هزینه‌های گزاف نتوانست به اهداف خود برسد، مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری تصمیم به بررسی و ارزیابی برنامه ستاد احیای دریاچه ارومیه گرفت و نتایج این بررسی را در مرداد ١٣٩٩ منتشر کرد. در این گزارش به هدف‌گذاری‌های ستاد احیای دریاچه ارومیه و اثر بخشی آن پرداخته شد. این مرکز با صراحت اعلام کرد نتایج ملموس و قابل سنجشی از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه در دسترس نیست.

انتشار این گزارش و وضعیت نامطلوب دریاچه در تابستان سال‌های ١٤٠٠ و ١٤٠١ و مطالبات مردمی، نمایندگان مجلس را مجبور به واکنش کرد و در جلسه علنی ٢١ تیرماە ١٤٠١ نمایندگان مجلس با انجام تحقیق و تفحص از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه موافقت کردند.

ستاد احیا چگونه شکل گرفت

در ٢٧ مهر ١٣٨٧ تفاهم‌نامه‌ای میان سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت کشور و استانداری‌های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و کردستان برای حفاظت و مدیریت پایدار حوضه آبریز دریاچه ارومیه امضا شد که در نتیجه آن کمیته ملی مدیریت پایدار حوضه آبریز دریاچه و شورای منطقه‌ای مدیریت حوضه آبریز دریاچه ارومیه شکل گرفت.

در فروردین ١٣٨٩ تشکیل ستاد اجرایی مدیریت حوضه آبخیز دریاچه ارومیه با پیشنهاد سازمان حفاظت محیط زیست در هیات وزیران تصویب می‌شود و دبیرخانه ستاد هم در سازمان حفاظت محیطزیست قرار داده می‌شود.

وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه در سال ١٣٩٢ نشان از ناکامی ستاد اجرایی مدیریت حوضه آبخیز دریاچه ارومیه در بهبود وضعیت دریاچه و ایفای وظایف خود دارد. هیات دولت این بار در اواخر مرداد ١٣٩٢ کارگروه نجات دریاچه ارومیه با مسوولیت وزیر نیرو را تشکیل می‌دهد. 

در بهمن ١٣٩٢ دولت ریاست کارگروه نجات دریاچه ارومیه را بر عهده معاون اول رییس‌جمهوری گذاشته و عیسی کلانتری را به عنوان دبیر کارگروه مشخص می‌کند. در نهایت در مرداد ١٣٩٣ نقشه راه احیای دریاچه ارومیه که ستاد احیا تهیه کرده بود به امضای رییس‌جمهوری وقت می‌رسد.

در رابطه با چرایی وضعیت دریاچه ارومیه در سال ١٣٩٣ مطالب زیادی منتشر شده است.

اما بر اساس بررسی‌های صورت گرفته می‌توان سه عامل اصلی موثر در خشکی دریاچه ارومیه را شامل برداشت بیش از حد مجاز از منابع آبی حوضه، توسعه بی‌رویه بخش کشاورزی و کشت محصولات با الگوی مصرفی آب زیاد در حوضه آبریز دریاچه و تغییرات آب وهوایی و وقوع خشکسالی‌های طولانی مدت در منطقه دانست.

هدف اصلی ستاد احیای دریاچه، بازگشت دریاچه به تراز اکولوژیک ( تراز اکولوژیک ترازی است که موجودات زنده در دریاچه امکان زیست و تعامل با محیط داشتە باشند) در سال ١٤٠٢ در یک بازه ١٠ ساله تعیین شدە بود. بازه‌ای که‌شامل سه دوره زمانی می‌شد:

١- دوره تثبیت ١٣٩٤-١٣٩٢

٢- دوره احیای دریاچه ١٤٠١- ۱۳۹۵

٣- دوره احیای نهایی١٤٠٢- ١٤٠١

اهدافی که محقق نشد

برخی از مهم‌ترین اهداف ستاد احیای دریاچه ارومیه که تحقق نیافت و در گزارش تحقیق و تفحص هم به آن اشارە شده، به شرح زیر است:

از مهم‌ترین اهداف ستاد، ممنوعیت افزایش برداشت آب و هر گونه توسعه کشت در بخش کشاورزی بود که نه تنها این هدف مهم محقق نشد بلکه در دوران فعالیت ستاد احیای دریاچه ارومیه طبق گزارش تحقیق و تفحص مجلس، فقط در استان آذربایجان غربی کشاورزی به میزان ۱۸ هزار هکتار سطح کشاورزی آبی افزایش یافته است! این در حالی‌ست که مسعود تجریشی، مدیر وقت دفتر برنامه‌ریزی ستاد احیای دریاچه ارومیه در آبان ١٣٩٧ گفت «کاهش مصرف ۴۰ درصدی آب به ویژه در بخش کشاورزی نیز در دستور کار ستاد احیا قرار دارد و تاکنون کاهش ۳۰ درصدی در مصارف حوزه کشاورزی آذربایجان‌غربی محقق شده است.»

نتایج تحقیق و تفحص مجلس خلاف گفته‌های تجریشی را ثابت می‌کند.

از موارد دیگری که مجلس به آن اشاره کرده طرح جمع‌آوری فاضلاب شهری و انتقال پساب از تصفیه‌خانه‌ها به دریاچه ارومیه است که نه تنها این هدف محقق نشده بلکه بخشی از اعتبارات این موضوع در محل‌های دیگری هزینه شده و بخشی دیگر هم مصرف نشده و به خزانه بازگشته است. در این رابطه هم قبلا مسعود تجریشی در شهریور ١٣٩٩ ادعا کرده بود با اقدامات ستاد اکنون تصفیه‌خانه شهر ارومیه دارای پیشرفت فیزیکی ۹۵ درصد و سیویل بخش مایع تصفیه‌خانه شهر تبریز دارای پیشرفت فیزیکی ۷۱ درصد است و مطابق با مصوبه دهمین جلسه کارگروه ملی نجات دریاچه ارومیه درسال ۹۷، تمامی پساب تصفیه‌شده تصفیه‌خانه‌های حوضه به حجم ۳۰۱.۵۹ میلیون متر مکعب باید به دریاچه ارومیه منتقل شود. انتقالی که طبق گزارش مجلس در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

در گزارش تحقیق و تفحص مجلس بیان شده که مناقصات انجام شده برای اجرای پروژه‌ها بدون تشریفات قانونی بوده و به‌صورت تک گزینه‌ای واگذار شده است. در این رابطه لازم است به پروژه انتقال آب بین حوضه‌ای از زاب به دریاچه ارومیه اشارە کرد که در اختیار شرکت‌های وابسته به سپاە پاسداران قرار گرفت و بیشترین هزینه ستاد احیای دریاچه هم برای این پروژه بود که صحبت از هزاران میلیارد تومان پول است. این انتقال نه تنها نمی‌تواند دریاچه را احیا کند بلکە مطالعات نشان داده جریان رودخانه زاب در مدت ٣٠ سال گذشته روند نزولی معناداری داشته و با توجه به روند افزایشی درجه حرارت در منطقه، انتقال بی‌رویه آب از این حوضه به دریاچه ارومیه اثرات مخربی بر منابع آب سطحی و زیرزمینی حوضه زاب و محیط زیست منطقه خواهد گذاشت. جالب آن‌که در اسناد مصوبات اولیه ستاد در سال ١٣٩٣ انتقال بین حوضه‌ای آب اصلا وجود ندارد!

از موارد دیگری که مجلس در گزارش خود آوردە است، عدم توجه به حضور ذی‌نفعان و ذی‌مدخلان در تصمیم‌سازی و برنامه‌ریزی‌هاست. با توجه به این‌که در حوضه آبریز دریاچه ارومیه مردمان کُرد وتُرک زندگی می‌کنند و عمدە فعالیت مردم در این منطقه کشاورزی است مشارکت دادن آن‌ها در تصمیم سازی و اجرا ضروری بود که ستاد احیای دریاچه به این موضوع توجهی نکرد و علی‌رغم مصوبات اولیه مبنی بر احیای اکولوژیک دریاچه صرفا نگاه سازه‌ای به مقوله احیای دریاچه داشت و عمده اعتبارات برای انتقال آب و احداث تصفیه‌خانه اختصاص یافت و اقدامات مربوط به معیشت جایگزین، تغییر الگوی کشت، توسعه روش‌های مشارکتی برای کاهش مصرف آب، تدوین الگوی آمایش سرزمین آب‌محور و هر آن‌چه کە بتوان آن را با احیای اکولوژیک دریاچه متناسب دانست جایگاهی نداشت. 

نحوه مدیریت، میزان و هزینه‌کرد اعتبارات بین‌المللی پرداخت شده برای احیای دریاچه از نکاتی است که در گزارش تحقیق و تفحص مجلس به آن اشارە شده و عنوان شده کە میزان و هزینه آن مشخص نیست. اما معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست در مهر ١٣٩٨ گفتە بود: «مجامع بین‌المللی تاکنون در شش مرحله و در مجموع شش میلیون دلار به احیای دریاچه ارومیه کمک کرده‌اند.» گزارش مجلس حاکی از آن است که اعتبارات دریافتی در محلی غیر از اهداف برنامه احیا هزینه شده است.

با توجه به آمارهای هیدرولوژیک میزان آب موجود در دریاچه در شهریور و مهر ماە سال ١٤٠٢ به مراتب کمتر از زمان آغاز پروژه احیای دریاچه بود لذا می‌توان بر شکست کامل پروژە های ستاد احیای دریاچه ارومیه تاکید کرد. در زمان‌هایی هم از جمله سال‌های ١٣٩٨ و ١٣٩٩ به دلیل بارش مناسب که میزان حجم آب دریاچه افزایش یافته بود مسوولان ستاد احیا آن را به فعالیت‌های خود نسبت می‌دادند.

وضعیت فعلی دریاچه هم علی‌رغم بارش‌های بهتر بهاره نسبت به سال قبل و انتقال آب از سد کانی‌سیب به دریاچه، اگر بدتر از خرداد ١٣٩٣ نباشد بهتر هم نیست و با ادامه این روند و نظر به این‌که در تابستان میزان تبخیر از سطح دریاچه افزایش چشمگیر خواهد داشت، امکان دارد تبخیر سالانه بە بیش از سه میلیارد متر مکعب برسد و با توجه به میزان آب موجود در دریاچه کە کمتر از سه میلیارد متر مکعب است، در پایان تابستان و اوایل پاییز امکان خشکی کامل دریاچه وجود دارد و عملا دریاچه تبدیل به تالابی فصلی خواهد شد.

این دومین بار است که پرونده‌ای برای ستاد احیای دریاچه ارومیه در قوە قضاییه تشکیل می‌شود. در پروندە قبلی مربوط جان ‌باختن دو خبرنگار در واژگونی اتوبوس خبرنگاران، قوه قضاییه مسوولان ستاد را تبرئه کرد. آیا این بار قوە قضاییه برای اجرای عدالت خواهد کوشید؟

عکس «نود» زنان در شادی مرگ رئیسی؛ بازپس‌گیری بدن‌های سرکوب‌شده

۴ خرداد ۱۴۰۳، ۰۷:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
زهرا باقری‌شاد

انبوه بدن‌ها با انبوه مطالبات و نیازها در نظام سلطه‌ تبعیض و سرکوب زیر سایه حکومت، مجال «بودن» پیدا نکرده‌اند؛ پس چرا نباید از بدن‌ها حرف بزنیم؟ و چرا زنان نمی‌توانند پیش‌قراولان تظاهرات بدن‌های ستمدیده باشند؟

آزاده آزاد، محقق فمینیست ایرانی در کتاب «پدریت غاصب» توضیح می‌دهد که از نظر تاریخی مردان چگونه با تصاحب «لحظه شکل گرفتن نطفه»، خود را مالک فرزند و در نتیجه مالک تن زن اعلام کردند.

این مالکیت و تصاحب تاریخی بدن زن به مرور شکل‌های مختلف به خود گرفته است؛ ممنوعیت سقط جنین، ازدواج و بارداری اجباری، خشونت‌های ناموسی، تجاوز و آزار جنسی، حجاب اجباری و حتی اجباری بودن برداشتن حجاب، و موارد دیگر که گویای این هستند: بدن زنان همواره محل تاخت و تاز و سلطه پدر/مردسالاری بوده است.

از سوی دیگر، نظام‌های سلطه بدن‌ها را می‌شکنند تا آن‌ها را بر اساس معیارها و ارزش‌هایی که می‌پسندند شکل دهند، خواه بدن زنان باشد، خواه بدن معلولان و سایر بدن‌هایی که از نظر نظام‌های سلطه «کامل» نیستند. نظام سلطه‌ مردسالاری بیشترین ضدیت را با بدن‌هایی دارد که از مردانگی تهی هستند: بدن زنان و جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو. اما حتی کودکان و افراد دارای معلولیت هم در نظام‌های سلطه بدن‌هایی تحت‌ستم هستند؛ عناصری از جامعه که به عنوان «دیگری» شناخته می‌شوند، به عنوان «آن‌ها» در برابر «ما» ی یکدستی که با معیارهای نظام حاکم بیشتر انطباق دارد.

متن کامل این تحلیل را در این‌جا ببینید.

امید معماریان، تحلیل‌گر: جمهوری اسلامی می‌کوشد اقلیت حامی خود را «مردم» معرفی کند

۳ خرداد ۱۴۰۳، ۱۷:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)

امید معماریان، تحلیل‌گر سیاسی و روزنامه‌نگار در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال گفت جمهوری اسلامی، مردم ایران و جامعه جهانی می‌دانند ابراهیم رئیسی رییس‌جمهوری انتصابی و یک جنایت‌کار بود.

او افزود شکافی بزرگیمیان اکثریت مردم ایران و اقلیت طرفدار حکومت به وجود آمده است و رسانه‌های حکومتی در تلاشند تا گروه دوم را که در مراسمی مانند تشییع جنازه رئیسی حضور می‌یابند، به عنوان «مردم» معرفی کنند.

او شرکت نکردن سه رییس‌جمهور پیشین در مراسم تشییع رئیسی را نشانه تنگ‌تر شدن حلقه قدرت در جمهوری اسلامی دانست.

عکس «نود» زنان در شادی مرگ رئیسی؛ بازپس‌گیری بدن‌های سرکوب‌شده

۳ خرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
زهرا باقری‌شاد

انبوه بدن‌ها با انبوه مطالبات و نیازها در نظام سلطه‌ تبعیض و سرکوب زیر سایه حکومت، مجال «بودن» پیدا نکرده‌اند؛ پس چرا نباید از بدن‌ها حرف بزنیم؟ و چرا زنان نمی‌توانند پیش‌قراولان تظاهرات بدن‌های ستمدیده باشند؟

آزاده آزاد، محقق فمینیست ایرانی در کتاب «پدریت غاصب» توضیح می‌دهد که از نظر تاریخی مردان چگونه با تصاحب «لحظه شکل گرفتن نطفه»، خود را مالک فرزند و در نتیجه مالک تن زن اعلام کردند.

این مالکیت و تصاحب تاریخی بدن زن به مرور شکل‌های مختلف به خود گرفته است؛ ممنوعیت سقط جنین، ازدواج و بارداری اجباری، خشونت‌های ناموسی، تجاوز و آزار جنسی، حجاب اجباری و حتی اجباری بودن برداشتن حجاب، و موارد دیگر که گویای این هستند: بدن زنان همواره محل تاخت و تاز و سلطه پدر/مردسالاری بوده است.

از سوی دیگر، نظام‌های سلطه بدن‌ها را می‌شکنند تا آن‌ها را بر اساس معیارها و ارزش‌هایی که می‌پسندند شکل دهند، خواه بدن زنان باشد، خواه بدن معلولان و سایر بدن‌هایی که از نظر نظام‌های سلطه «کامل» نیستند. نظام سلطه‌ مردسالاری بیشترین ضدیت را با بدن‌هایی دارد که از مردانگی تهی هستند: بدن زنان و جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو. اما حتی کودکان و افراد دارای معلولیت هم در نظام‌های سلطه بدن‌هایی تحت‌ستم هستند؛ عناصری از جامعه که به عنوان «دیگری» شناخته می‌شوند، به عنوان «آن‌ها» در برابر «ما» ی یکدستی که با معیارهای نظام حاکم بیشتر انطباق دارد.

جنبش زن، زندگی، آزادی علیه نظام‌های درهم‌تنیده‌ای از سلطه شکل گرفت و صحبت از بدن و بدن‌ها در آن یک اصل غیرقابل انکار بود. مساله حجاب اجباری که جرقه‌ این جنبش بود به روشنی با بدن زنان پیوند خورده، با بدنی که دهه‌هاست نادیده گرفته شده، سرکوب شده و امروز قیام کرده است. زن، زندگی، آزادی در مساله حجاب اجباری خلاصه نمی‌شود اما این بدان معنا نیست که مساله بدن در این جنبش یک حاشیه است. در این مبارزه و مقاومت روزمره‌ زنان که از آغاز زن، زندگی، آزادی تا به امروز ادامه داشته است تقابلی بین ذهن و بدن وجود ندارد که بخواهیم با ارزشگذاری بر آن‌ها یکی را نشانه تفاخر و دیگری را مظهر ابتذال بدانیم. هیچ ابتذالی در مفهوم بدن‌ها و حتی در برهنگی وجود ندارد و زنان این را به روش‌های مختلف و با «کنش‌»های گوناگون در این یک سال و اندی نشان داده‌اند.

برهنگی شاید عریان‌ترین شکل تظاهر بدن‌هایی باشد که می‌خواهند نظام سلطه را به چالش بکشند؛ اما این قیام تظاهرات دیگری هم دارد: برداشتن روسری از سر توسط زنان و آتش زدن آن یکی از رایج‌ترین‌ شکل‌های اعتراض زنان در آغاز جنبش زن، زندگی، آزادی بود. با این همه هنوز بدن‌های بسیاری نتوانسته‌اند به صراحت قیام کنند؛ هنوز بوسه‌ دو مرد همجنسگرا در خیابانی از خیابان‌های ایران در مقابل چشم عموم اتفاق نیفتاده، هنوز معلولان از حضور در بسیاری از مکان‌های عمومی محروم‌اند. به خاطر مناسب‌سازی نکردن معابر، هنوز کودکان بسیاری به خاطر بدن‌های آسیب‌پذیرشان توسری می‌خورند، تحقیر می‌شوند، مورد خشونت قرار می‌گیرند، هنوز مردان بسیاری با وجود میل باطنی جرات نمی‌کنند در انظار عمومی لباس صورتی و قرمز بپوشند، هنوز سالمندان از نظر بسیاری فرتوت و از کار افتاده به حساب می‌آیند و رقص و پایکوبی بر آن‌ها حرام است.

انبوه بدن‌ها با انبوه مطالبات و نیازها در نظام سلطه‌ تبعیض و سرکوب زیر سایه حکومت ایران مجال «بودن» پیدا نکرده‌اند؛ پس چرا نباید از بدن‌ها حرف بزنیم؟ و چرا زنان نمی‌توانند پیش‌قراولان تظاهرات بدن‌های ستمدیده باشند؟

نظام دیکتاتوری در ایران همواره کوشیده از بدن‌ها برده بسازد. از این رو گفت‌وگو درباره مفهوم بدن فقط امری فمینیستی نیست بلکه در عین حال امری ضدسلطه نیز به شمار می‌رود. زنان بیش از چهار دهه‌ است که در مسیر مبارزه با حجاب اجباری در مسیر استعمارزدایی از بدن‌هایشان قدم برداشته‌اند؛ چه وقتی که همچون هما دارابی و سحر خدایاری به خودسوزی اعتراضی دست زده‌اند، چه زمانی که روسری‌ها را از سر برداشته و از راهروی وحشت گشت‌های ارشاد عبور کرده‌اند، چه هنگامی که با نصب نوار بهداشتی روی دوربین‌های جاسوسی متروی تهران، یکی از انقلابی‌ترین تصاویر ماه‌های آغازین جنبش «زن، زندگی، آزادی» را رقم زده‌اند. از یادمان نمی‌رود که نوار بهداشتی که تا همین چند وقت پیش نماد شرمساری زنان بود، و حتی فروشندگان آن را در کیسه‌های سیاه به دست مردم می‌دادند چگونه در جنبش «زن، زندگی، آزادی» به یکی از ابزارهای مبارزه‌ زنان تبدیل شد، به خاری در چشم جمهوری پدرسالار اسلامی که از همه امور مرتبط با بدن زنان و جامعه کوییر تابو و شرم و تحقیر آفریده است.

در آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، نیلوفر فولادی، شاعر و پناهجوی ساکن هلند در یکی از تجمع‌های اعتراضی ایرانیان در حمایت از جنبش، با بدن برهنه ظاهر شد و گفت: «امروز خواهران و برادران من در ایران به خاطر پس گرفتن بدن‌شان می‌جنگند.» با وجود همراهی‌های بسیار صورت گرفته با او، موجی از انتقادها و حتی سرکوب‌ها نیز او را در برگرفت. چرا که برای زیر سوال بردن هویت اجتماعی و سیاسی زنان، بدن آن‌ها همواره دستمایه قرار می‌گیرد و سرکوبگران، چه سرکوبگران حکومتی و چه اپوزیسیون، زنان مبارز را که از بدن‌هایشان در مبارزه استفاده می‌کنند «خطاکار» و «منحرف» نامیده‌اند. اتهاماتی از این دست که حزب‌الهی‌ها به زنان مبارز سیاسی به ویژه زنان کمونیست و مجاهد می‌زدند: زنانی که قرص حاملگی می‌خورند چون در خانه‌های تیمی با هرکسی از راه برسد می‌خوابند... و افسانه‌هایی از این دست که نهایت همه‌ آن‌ها این بود که زنان مبارز «سر به زیر و پاک» نیستند.

این افسانه‌ها البته درباره زنانی هم که با شنیدن خبر قطعی مرگ ابراهیم رئیسی، عکس‌های برهنه و نیمه‌برهنه از خود منتشر کردند تکرار شد. هم خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و هم افرادی که در گروه مخالفان نظام قرار می‌گیرند و حتی از شنیدن خبر مرگ رییسی ابراز شادی کردند، این شکل از ابراز خرسندی گروهی از زنان ایرانی را به شدت مورد انتقاد، تمسخر و تحقیر قرار دادند و آن‌ها را «هرزه» نامیدند؛ ادبیاتی مشترک میان حکومت ایران و بخشی از مخالفان آن که هم از یک نگرش سرکوبگرانه نسبت به بدن زنان نشات می‌گیرد و هم از نگاهی تبعیض‌آمیز به زنان کارگر جنسی.

صرف‌نظر از این‌که برهنگی، با پورنوگرافی و تن‌فروشی یکی نیست، و صرف‌نظر از این‌که تاریخ مبارزه سیاسی و اجتماعی زنان با برهنگی بیگانه نبوده است، آن‌هایی که برای زنان در شکل و شیوه‌ ابراز شادی هم آزادی عمل و اندیشه قائل نیستند همان «ناموس‌پرستان» واپس‌گرا هستند که از قدرت گرفتن زنان واهمه دارند و هرجا که ردی از رهایی بدن زنان دیده شود، از ابتذال سخن به میان می‌آورند و حتی ادعا می‌کنند که «این عمل، فمینیستی نیست». حال آن‌که در عملکرد زنانی که به خواست و تمایل و تصمیم خودشان برهنه می‌شوند هیچ نوعی از جنسی‌سازی زنان یا اوبژه جنسی ساختن از بدن زنان دیده‌ نمی‌شود؛ خواه این برهنگی نماد اعتراض باشد خواه نشانه‌ شادی و جشن به خاطر مرگ یک دیکتاتور، خواه این برهنگی یک کنش فمینیستی باشد خواه یک واکنش ساده. انتشار عکس‌های برهنه‌ زنان در مرگ رییسی را نمی‌توان تنها یک واکنش ساده از سر شادی قلمداد کرد، بلکه به نظر می‌رسد تلاش دیگری است برای استعمارزدایی از بدنی که همواره سرکوب شده است.

زنانی که با شنیدن خبر مرگ ابراهیم رییسی به انتشار تصاویر «نود» از خود دست زدند از سوی برخی به عبارت‌هایی همچون «تن‌فروش»، «مبتذل»، «اوبژه جنسی»، «هرزه» و «پرستو» ملقب شدند. حال آن‌که در به کار بردن همه‌ این عبارت‌ها تحقیری جنسیت‌زده نهفته است.

نظام‌های سلطه، زنان کارگر جنسی را بی‌اعتبار‌ترین زنان می‌دانند که سایر زنان باید از آن‌ها فاصله بگیرند و با آن‌ها تداعی نشوند. در مفهوم «پرستو» بودن نیز تحقیری جنسیت‌زده نهفته؛ زنانی که از تن‌شان برای پیشبرد اهداف سیاسی بهره می‌گیرند؛ اما درستش این است که مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. خبر بد اما این است: زنان حتی اگر تن‌فروش و پرستو هم نباشند، در صورت سرپیچی از هنجارهای مردسالاری ممکن است درباره بدن‌شان با این اتهام‌ها روبه‌رو شوند. آن‌ها که در آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» زنان «موبلوند» و با آرایش غلیظ را پرستو و روسپی خواندند، تن‌فروشان را نیز شایسته تحقیر و شاید مجازات می‌بینند. آن‌هایی هم که برهنده شدن زنان را کاری خلاف جریان انقلابی و اعتراضی می‌دانند، بدن زن را عامل گناه می‌بینند که باید در حد و حدودی که مردسالاری تشخیص می‌دهد پوشانده شود؛ چه مردسالاری حکومتی باشد و چه مردسالاری از نوع اپوزیسیون.

زنان اما نشان داده‌اند که خیال ندارند در برابر این اتهام‌ها از خود دفاع کنند بلکه در برهه‌های مختلف با قدرت هرچه تمام این واقعیت را برای کسانی که هنوز مبلغ هنجارهای مردسالاری هستند یادآور می‌شوند: زنان مالک تن خودشان هستند.

هر گفتمانی که بخواهد بدن‌های به ستوه آمده، مبارز و مقاوم این جنبش را دوباره سرکوب کند محکوم به شکست است. چه گفتمانی که بدن زنان را با حجاب اجباری و دیگر اشکال تبعیض به سلطه بکشد، چه گفتمانی که برای بدن زنان و شکل استفاده از آن در مبارزه و شادی حد و حدود تعیین کند و چه گفتمانی که به اسم مبارزه، خشم خود را در ادبیات جنسی و آلت‌محور متبلور سازد.

جمشید برزگر، روزنامه‌نگار: خامنه‌ای تمایلی به حضور روسای جمهوری پیشین در عرصه سیاسی ندارد

۲ خرداد ۱۴۰۳، ۲۱:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)

جمشید برزگر، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال به نبود روسای جمهوری پیشین ایران در مراسم تشییع جنازه رئیسی در تهران اشاره کرد و آن را «یک روند کنترل‌شده» دانست.

به گفته او، این روند در انتخابات ریاست‌جمهوری آتی و همچنین انتخاب جانشین برای علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نمود پیدا خواهد کرد.

برزگر گفت خامنه‌ای قوای سه‌گانه را به طور کامل تصرف کرده است و تمایلی به ظهور مجدد چهره‌های برجسته سیاسی در معادلات قدرت ندارد.