پوریا غلامعلی؛ ورزشکاری که در رویای آزادی کشته شد

پوریا غلامعلی، جوان ۳۲ ساله و فعال صنف کامپیوتر، در جریان اعتراضات ۱۸ دی تهران در منطقه هفتحوض با شلیک مستقیم به قلب و سر کشته شد.

پوریا غلامعلی، جوان ۳۲ ساله و فعال صنف کامپیوتر، در جریان اعتراضات ۱۸ دی تهران در منطقه هفتحوض با شلیک مستقیم به قلب و سر کشته شد.
او جوانی ورزشکار و شیفته طبیعت بود که به گفته اطرافیانش، توان مالی مناسبی داشت و تنها به امید آزادی ایران به اعتراضات پیوسته بود.
خانواده پوریا پس از دو روز، از کشته شدن او به دست ماموران حکومتی باخبر شدند.
اصابت گلوله به سر، شناسایی این جوان ۳۲ ساله را دشوار کرده بود. همکاران پوریا در نهایت از طریق تتوهایی که بر بدن داشت، توانستند او را شناسایی کنند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، علیاصغر غلامعلی، پدر پوریا و خادم مسجد، به دلیل ناتوانی مالی در تامین مبلغ مورد نیاز برای تحویل پیکر پسرش و تحت فشارهای امنیتی، پذیرفت او را «بسیجی» معرفی کنند.
ماموران به خانواده پوریا پیشنهاد استفاده از برخی امتیازات حکومتی را در ازای بسیجی خواندن او داده بودند.
با اینحال، دوستان پوریا برای جلوگیری از مصادره حکومتی این جاویدنام، در مراسم تشییع و خاکسپاری او، شعارهای اعتراضی سر دادند.







گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد ماموران حکومتی از نصب سنگ بر مزار جاویدنام محسن رشیدی خانیآبادی در مراسم چهلم او جلوگیری کردهاند.
بهگفته خویشاوندان این جاویدنام ۴۲ ساله، اگرچه سنگ قبر او برای نصب در باغ رضوان آماده بود، اما ماموران به بهانه درج بیت شعری مشابه آنچه بر مزار پدرش نوشته شده بود، جلوگیری کردند.
نوشتن عبارتی با عنوان «تا ابد در من و سرزمینم» بر بالای این سنگ، از دیگر دلایل مخالفت با نصب آن بود.
پیکر محسن اکنون در قبری دوطبقه به همراه مادربزرگش به خاک سپرده شده است.
روی این سنگ مزار پیشتر عبارت «مگر کانون مهرماه میشود خاموش بماند»، نوشته شده بود اما اکنون با وجود مخالفت اعضای خانواده، ماموران امنیتی اجازه ندادند بار دیگر این عبارت را بر سنگ مزار دو نفره آنان حک کنند.
با گذشت حدود چهار ماه از کشته شدن محسن، همچنان سنگی بر مزار او نصب نشده است.
پیشتر نیز گزارشهایی به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میداد در اواخر فروردین، سنگ مزار شماری از جاویدنامان مخدوش یا با لایههایی از سیمان پوشانده شده است.
همزمان با پوشاندن و مخدوش کردن قبور، گزارشهایی از فشار بر خانوادهها برای تغییر عبارات درجشده روی سنگها منتشر شده بود.
در مواردی، درج واژه «جاویدنام» یا عباراتی چون «فرزند ایران» با اعتراض برخی نهادهای حکومتی مواجه شده بود و تهدید به شکستن سنگ را در پی داشت.
این اقدامها که در «باغ رضوان» رشت و بخشهایی از «بهشت زهرا» در تهران با فشار و تهدید رخ داد، در برخی موارد با واکنش خانوادهها همراه بود.
محسن رشیدی خانیآبادی یکی از جدیدترین نمونهها در اعمال این محدودیتها و فشارهای حکومتی است.
او شامگاه ۱۹ دی در اعتراضات منطقه بهارستان شهر اصفهان کشته شد.
بهارستان اصفهان یکی از نقاط کانونی تجمعات اعتراضی در جریان انقلاب ملی ایرانیان بود.
سازمان حقوق بشر ایران پیشتر به نقل از شاهدان عینی و کادر درمان گزارش داده بود نیروهای حکومتی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی با استفاده از سلاحهای جنگی بهطور گسترده بهسوی معترضان و شهروندان در دستکم ۱۶ شهر و یک روستا در استان اصفهان شلیک کردهاند، به بیمارستانها یورش بردهاند و دست به انتقال سریع اجساد و فشار بر خانوادههای قربانیان زدهاند.
این نهاد حقوق بشری به نقل از شاهدان نوشته بود این دو شب، در منطقه بهارستان بین ۳۰۰ تا ۳۵۰ نفر معترض کشته شدند.
عرشیا احمدپور ۱۸ ساله و مهدی کناری خانیآبادی ۴۴ ساله دو تن از جاویدنامان این منطقه بودند.
با قطع اینترنت بینالمللی، میلیونها کاربر ناخواسته به سمت اپها و پیامرسانهای ایرانی سوق داده شدهاند. با وجود تلاش حکومت برای معرفی این فضا بهعنوان جایگزین نمونه خارجی، شهروندان از کندی و سانسور محتوا در برنامههای داخلی و البته تلاش برای دور زدن این محدودیتها خبر میدهند.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند اپها و پیامرسانهای داخلی برای بسیاری کارآمد و قابل اعتماد نیستند. کاربران از کندی، قطعیهای مکرر، نبود امکانات پایه، و ناتوانی در رقابت با سرویسهای جهانی میگویند؛ کسبوکارها هم از کاهش فروش و محدود شدن دسترسی به بازارهایشان.
در کنار این، نگرانیهای جدی درباره حریم خصوصی مطرح است: از احتمال رصد و دسترسی به دادهها تا سانسور محتوا و محدودیت در گردش آزاد اطلاعات.
اختلال و کندی گسترده
بخش بزرگی از پیامهای رسیده درباره پلتفرمهای داخلی، به اختلال شدید در بله، شاد و روبیکا اختصاص دارند.
به گفته یک شهروند، امکان ارسال عکس و ویدیو از طریق روبیکا در بسیاری از ساعات شبانهروز وجود ندارد و این پلتفرم، گالری کاربران را بررسی میکند.
مخاطب دیگری گفت ارسال یک تصویر در روبیکا یک ساعت طول میکشد.
دهها دانشآموز، والدینشان و شماری از معلمان نیز در پیامهایی گفتند در سکوی آموزش مجازی شاد، نه میتوان عکس و ویدیو دانلود کرد و نه بستر مناسبی برای تدریس وجود دارد.
مادر یک دانشآموز گفت: «کلاس بچهها آنلاین است اما فضای اپلیکیشن طوری طراحی شده که فقط معلم میتواند در آن صحبت کند و اگر دانشآموز سوالی داشته باشد یا موضوعی را نفهمد، باید تا ساعت پنج بعدازظهر که دسترسی دانشآموز باز میشود، صبر کند. در واقع دانشآموزان در کلاس آنلاین حضور دارند ولی اگر نباشند هم معلم متوجه غیبتشان نمیشود. روند آموزش فقط وابسته به نظارت والدین است.»
مخاطب دیگری نیز گفت اختلال و کندی در برنامه شاد باعث شده حضور دانشآموزان ثبت نشود و بهدنبال آن غیبت بخورند.
همزمان برخی معلمان از دانشآموزان انتظار تهیه کلیپ و آپلود آن را با وجود سرعت پایین اینترنت دارند.
این مشکل در دسترسی به اطلاعات در شبکههای داخلی، برای دانشجویان نیز وجود دارد.
یک هنرجوی رشته کامپیوتر در تهران گفت: «نه کلاس آنلاین کیفیت دارد نه در "شبکه دیکتاتوری اطلاعات" چیزی برای یاد گرفتن پیدا میشود.»
به گفته دانشجویان، روند آموزش و استفاده از تدریس اساتید عملا متوقف شده است.
وبسایت نتبلاکس، پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت اعلام کرد ۶۹ روز قطع گسترده اینترنت بینالمللی در ایران، به افزایش بیکاری در میان کارگران دامن زده و به بازتوزیع ثروت به نفع گروههای همسو با حکومت منجر شده است.
اعمال سانسوری مشابه صدور مجوز
در حالی که حکومت با قطع اینستاگرام، فرصت تبلیغ رایگان کالاها و خدمات را از ایرانیان گرفته است، به گفته شهروندان، اپهای ایرانی مانند روبیکا و «بله»، مبالغ هنگفتی را برای تبلیغات میگیرند و روندی فرسایشی و مبتنی بر سانسور را برای تایید تبلیغ طی میکنند.
چند شهروند اشاره کردند برای یک ربع تبلیغ در روبیکا، از صاحب کسبوکار حدود ٦٣ میلیون تومان هزینه میگیرند.
روبیکا پیامرسان و سرویس پخش ویدیو است که تلاش شده ترکیبی از تلگرام و اینستاگرام باشد.
یک زن در پیامی گفت: «پس از دو ماه بیکاری، مجبور شدم در یک اپلیکیشن داخلی تبلیغ بدهم تا حداقل بتوانم اجناسی را که روی دستم مانده، بفروشم. پیش از آنکه کانال مرا تایید کنند، از من پول دریافت کردند، اما بعد تبلیغم را با این بهانه که فعالیتت در اپ کم و آرنج دستت در ویدیو مشخص است، رد کردند.»
او به رفتار متناقض حکومت با شهروندان «خودی و غیرخودی» در ماههای اخیر اشاره کرد و گفت جمهوری اسلامی در جریان جنگ و پس از آن، برای تبلیغ تجمعات شبانه حکومتی از «زنان بیحجاب یا زنانی که پوشش کمتری دارند» استفاده میکند، اما یک تبلیغ کوتاه را بهدلیل صرفا چند ثانیه پیدا بودن آرنج دست، نمیپذیرد.
پیشتر ویدیوهایی منتشر شده بودند که نشان میدادند در ادامه نمایش و جولان خیابانی حامیان حکومت، تعدادی از زنان بدون حجاب اجباری و با لباس بسیج و سپاه پاسداران، به خیابانها اعزام شدهاند.
این شهروند توضیح داد وقتی برای پس گرفتن هزینه تبلیغ تماس گرفته به او گفتهاند پول در کیف پولتان باقی میماند تا زمانی که «ویدیو و کانالتان را اصلاح کنید».
او افزود: «یعنی من باید چند ماه روی آن کانال خالی کار کنم، جنس بیاورم و سرمایهگذاری کنم، فقط برای یک کانال خالی، تا شاید تبلیغ مرا قبول کنند؟ من هشت سال در اینستاگرام هزینه کردم و برای بالا آمدن صفحهام وقت گذاشتم، اما با قطع اینترنت عملا متوقف شدم. اکنون چگونه باید دوباره شروع کنم؟»
مخاطبی دیگر از «هزار قانون و تبصرهای که اپهای داخلی برای تبلیغات گذاشتهاند» گفت و توضیح داد از او «پول هنگفتی گرفتند» اما بعد گفتند «کانال لباس زیر» تبلیغ نمیکنند.
این شهروند افزود: «خب من این همه جنس را چه کار کنم؟ خودم را آتش بزنم یا جنسها را؟ کاسبی من با اینستاگرام بود. اینترنت را وصل کنید تا برگردم سر کارم.»
پیشتر کاربری در ایکس نیز نوشته بود در موتور جستوجوگر «ذرهبین» که به عنوان نمونه داخلی گوگل معرفی شده، اگر عبارت «شورت زنانه» را بگردید، به صفحه «جستوجوی بینتیجه» میرسید. این در حالی است که عبارت «شورت مردانه» به نتایج معناداری میرسد.
این کاربر گفته بود: «یعنی شما با اینترنت ملی نمیتوانی شورت زنانه بخری. خندهدار و گریهدار ...»
شمار دیگری از شهروندان نیز در پیامهایی به ایراناینترنشنال از ناکارآمدی این موتور جستوجو گفتند.
شهروندی در همین زمینه توضیح داد: «برنامه ذرهبین یک هِل پوک هم نمیارزد. همیشه باگ دارد و حتی سایتهای داخلی را که از نظر خود حکومت موردی ندارند هم در جستوجو نمیآورد یا جستوجو نمیکند. نتایج سرچ هم که همیشه به موضوع اصلی کاملا بیربط است.»
مخاطبانی نیز یادآوری کردند مردم «از سر ناچاری» و قطع دو ماهه اینترنت، به شبکههای «جعلی» جمهوری اسلامی مثل بله و روبیکا پناه بردهاند اما معلوم نیست حکومت با این پلتفرمها تا چه اندازه میتواند به گوشی شهروندان دسترسی داشته باشد و دستگاه آنان را شنود و رصد کند.
تلاش برای دور زدن سانسور
با وجود تحمیل محدودیتها، خلاقیت کاربران و تلاش برای دور زدن سانسور محتوا نیز راه خود را میرود.
چند شهروند یادآوری کردند با قطع دسترسی کاربران به تلگرام، حالا کانالهایی در سروش پلاس، روبیکا و بله راه افتادهاند که حتی کانفیگ رایگان یا ارزان برای دور زدن فیلترینگ ارائه میکنند.
کاربری در همین زمینه گفت: «اینترنت را ملی کردند تا برای حکومت طرفدار جمع کنند اما دقیقا برعکس این اتفاق در حال رخ دادن است.»
به گفته او، در همین پیامرسانهای داخلی کانالهای اخبار راه افتادهاند که در آن اخبار روز بدون سانسور از شبکههای فارسیزبان خارج از کشور و اخبار کانالهای تلگرامی را بازنشر میکنند.
این در شرایطی است که محتوای تولید شده از سوی چهرهها و کانالهای وابسته به حکومت، مبتنی بر اخبار دروغ و پروپاگاندا مانند برنده شدن جمهوری اسلامی در جنگ، مرگ نخستوزیر اسرائیل و روایتهایی نادرست درباره مذاکرات است.
به گفته یک کاربر، جمهوری اسلامی در روبیکا، کشور سرشار از «صلح و دوستی و حقوق بشر» است.
با وجود تلاش حکومت برای بسته نگه داشتن این فضا، حسابهای کاربری در این برنامهها با پروفایل «شیر و خورشید» و تصویر «محمدرضا شاه» ایجاد شدهاند.
البته که به گفته شهروندان، بعد از مدتی این حسابهای کاربری یا کانالهایی که اخبار جهان آزاد را بازنشر میکنند، مسدود و «بَن» میشوند.
با این حال، مقاومت روزمره شهروندان ادامه دارد و هر بار کانالهای جدید و بیشتری جای نمونههای قبلی را میگیرند.
سامان، شهری توریستی در استان چهارمحال و بختیاری و در نزدیکی شهرکرد در روزهای اعتراضات دیماه به صحنه حضور گسترده معترضان بدل شد.
تجمعات اعتراضی در این شهر از ۱۶ دیماه آغاز شد و روزهای ۱۸ و ۱۹ دی به اوج خود رسید. اهالی سامان در خیابان پاسداران، میدان انقلاب، بلوار معلم و محدوده اطراف کلانتری تجمع کردند.
نیروهای یگان ویژه و دیگر نیروهای امنیتی برای متفرقکردن جمعیت از گاز اشکآور، گلولههای ساچمهای و جنگی و ماشینهای آبپاش استفاده کردند و در برخی نقاط نیز تکتیراندازها به معترضان شلیک میکردند.
همچنین بر اساس اطلاعات دریافتی، حضور مخبران در میان جمعیت از دیگر عوامل تشدید فضای امنیتی بود؛ افرادی که با شناسایی و معرفی معترضان، زمینه بازداشت برخی از آنها را فراهم کردند.
مهدی سنایی؛ پدری که برای زندگی هدف گلوله قرار گرفت
مهدی سنایی سامانی، ۳۸ ساله و تکنسین داروخانه بود و همواره برای تامین داروهای کمیاب بیماران تلاش میکرد.
بر اساس گزارشها، مهدی عصر ۱۸ دیماه در بلوار معلم، از پشت هدف گلوله قرار گرفت و اصابت تیر به قلب، به مرگ فوریاش انجامید. او پیش از انتقال به مرکز درمانی، در همان محل جان باخت.
مهدی در اعتراضات مختلف از جمله اعتراضهای سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ حضور داشت و به گفته اطرافیانش، همواره نسبت به مسائل اجتماعی و شرایط جامعه حساس بود.
او پدر دو فرزند ۱۳ و ۷ ساله بود. مراسم چهلم مهدی سنایی در تاریخ ۳۰ بهمنماه در آرامستان سامان و همزمان با مراسم سوگواری احسان آقاجری، دیگر جانباخته این شهر برگزار شد.
احسان آقاجری؛ پنج هفته میان مرگ و زندگی
احسان آقاجری سامانی، مکانیک ۲۷ ساله اهل سامان، ۱۸ دیماه، پس از پایان ساعت کاری با دوستانش به تجمعات پیوست و در بلوار معلم هدف تیراندازی قرار گرفت.
بنا به گفتهها، گلوله از پشت به سر او اصابت کرد و باعث شد او به کما برود. احسان طی بیش از پنج هفته بستری، در وضعیت بحرانی قرار داشت و با وجود تلاش کادر درمان، سرانجام در اثر شدت جراحات وارده جان باخت.
مراسم این جوان ۲۷ ساله نیز ۳۰ بهمنماه در آرامستان سامان برگزار شد. بهگفته منابع محلی، اعضای خانواده از سوی مقامهای نظامی محلی از جمله فرماندار این شهرستان تحت فشار قرار گرفتند تا از سردادن هرگونه شعار خودداری کنند.
https://www.instagram.com/reel/DX_3xnQkckJ/
نتبلاکس، نهاد ناظر بر اختلالهای اینترنتی در جهان، اعلام کرد قطع اینترنت در ایران وارد شصتوهشتمین روز پیاپی خود شده و عموم مردم ایران در ۷۰ درصد سال ۲۰۲۶ تا حد زیادی از اینترنت جهانی محروم بودهاند.
نتبلاکس صبح چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت در شبکه اجتماعی ایکس نوشت از آغاز آخرین دور خاموشی اینترنت در ایران ۱۶۰۸ ساعت میگذرد و برخی کاربران از دیماه ۱۴۰۴ تاکنون، هیچگونه دسترسی به اینترنت آزاد نداشتهاند.
این در حالی است که جمهوری اسلامی کوشیده با راهاندازی نوعی از اینترنت طبقاتی به نام «اینترنت پرو»، علاوه بر کنترل جریان آزاد اطلاعات، به درآمدزایی کلان از نیاز شهروندان برای اتصال به اینترنت جهانی بپردازد.
در همین ارتباط، انجمن صنفی کسبوکارهای اینترنتی ۱۶ اردیبهشت هشدار داد اکوسیستم استارتاپی ایران در پی بیش از دو ماه قطع اینترنت عملا نابود شده است.
این انجمن افزود مهاجرت نیروی متخصص، خروج سرمایه، نابودی صدها هزار کسبوکار و اخراج گسترده نیروها بخشی از «واقعیت امروز» اقتصاد دیجیتال ایران به شمار میرود.
انجمن صنفی کسبوکارهای اینترنتی همچنین از «اینترنت پرو» انتقاد کرد و گفت دسترسی به اینترنت در شرایط کنونی به «رانت، وابستگی صنفی و پرداخت هزینههای سنگین» گره خورده است.
این نهاد تاکید کرد حاضر نیست در توزیع اینترنت طبقاتی مشارکت کند و اینترنت را زیرساختی عمومی مانند آب و برق دانست که باید بدون تبعیض در اختیار همه شهروندان قرار گیرد.
پیشتر در ۱۲ اردیبهشت، احسان چیتساز، معاون وزیر ارتباطات، گفت: «اینترنت پرو خارج از چارچوب این وزارتخانه و در سطح تصمیمگیریهای امنیتی کشور تعیین میشود.»
محمدحسن نامی، از فرماندهان سپاه پاسداران و دستیار ویژه وزیر کشور، نیز در مصاحبه با انصافنیوز گفت: «احتمال دارد اینترنت طی یک تا یکونیم ماه آینده و بسته به روند مذاکرات ایران و آمریکا به وضعیت عادی بازگردد.»
تبعیض اینترنتی
پایگاه خبری عصر ایران ۱۵ اردیبهشت به نقل از یک روانکاو، به تبعات اجتماعی قطع اینترنت و اینترنت طبقاتی پرداخت.
در این گزارش آمده است: «ادامه قطعی اینترنت و اجرای اینترنت پرو در میانه جنگ، احساس تبعیض، اضطراب و ناامنی روانی را در جامعه تشدید کرده است.»
عصر ایران افزود: «این وضعیت باعث گسترش خشم فروخورده، افسردگی، احساس بیگانگی و فرسایش روانی در میان شهروندان شده و تحقیر و سرخوردگی را به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل میکند.»
۱۳ اردیبهشت، سازمان حقوق بشری هانا در بیانیهای به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات تاکید کرد قطع و محدودسازی طولانی اینترنت، تلاشی سازمانیافته برای جدا کردن جامعه از حقیقت، جلوگیری از مستندسازی نقض حقوق بشر، خاموش کردن صدای قربانیان و قطع ارتباط مردم با جهان است.
اختلال در اینترنت دانشگاهیان
بهدنبال قطع نظاممند اینترنت بینالمللی در ایران، مقامهای دانشگاهی و فعالان اقتصاد دیجیتال از اختلال گسترده در آموزش، پژوهش و کسبوکارها خبر میدهند.
علیرضا استقامتی، رییس دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، ۱۳ اردیبهشت اعلام کرد محدودیتهای اینترنت در ایران فعالیت علمی استادان را با اختلال جدی روبهرو کرده است.
او گفت: «در چند نقطه دانشگاه امکان استفاده از اینترنت فراهم است اما در خارج از دانشگاه، بهویژه در ساعات شب که بسیاری از فعالیتهای علمی و آمادهسازی سخنرانیها و کلاسها انجام میشود، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه است.»
استقامتی افزود استادان ناچارند برای استفاده از اینترنت موجود، «بهصورت نوبتی و در صف» منتظر بمانند.
مهاجرت برای اینترنت آزاد
بر اساس گزارشها، بخشی از فعالان حوزه فناوری و صاحبان کسبوکارهای آنلاین برای حفظ ارتباط با مشتریان خارجی و ادامه فعالیت حرفهای خود، بهطور موقت به کشورهایی مانند ترکیه و ارمنستان مهاجرت کردهاند.
یک متخصص فناوری اطلاعات که در ایروان اقامت دارد، به ایراناینترنشنال گفت: «تمام پسانداز سال گذشتهام را خرج کردم تا دو ماه در ارمنستان بمانم. اگر وصل نشوم، تمام قراردادهای خارجیام فسخ میشود.»
او افزود برخی از افرادی که برای ادامه دسترسی به اینترنت ایران را ترک کردهاند، برای تامین هزینه سفر و اقامت ناچار به فروش داراییهای شخصی خود شدهاند.
سه شهروند ایرانی که برای ادامه فعالیت شغلی به استانبول سفر کردهاند، گفتند با استفاده از فرصت اقامت توریستی ۹۰ روزه، خانهای کوچک در حاشیه شهر اجاره کردهاند تا بتوانند پروژههای کاری خود را ادامه دهند.
دستکم ۳۰ زن بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه و همزمان با آغاز درگیریهای نظامی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل و تشدید فضای امنیتی ناشی از آن، در بند «آرامش» و قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشوند.
سایت حقوق بشری هرانا با اعلام این خبر نوشت در این بندها که با کمبود امکانات اولیه روبهرو هستند، زندانیان با مشکلاتی از جمله نبود تهویه مناسب، وضعیت نامناسب بهداشتی، کمبود تخت و محدودیت در دسترسی به خدمات درمانی مواجهاند.
بر اساس این گزارش، در حال حاضر دستکم ۲۳ زن در بند آرامش و هفت زن دیگر در واحد قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشوند.
شماری از این افراد از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ هستند و برخی دیگر در پی آغاز درگیریهای نظامی و تشدید فضای امنیتی اخیر بازداشت شدهاند.
ایراناینترنشنال ۲۸ فروردین گزارش داد محبوبه شعبانی، سیما انبایی فریمانی و آذر یاهو، سه زن زندانی سیاسی، پس از بازداشت در ماههای اخیر بهصورت بلاتکلیف در بند شش (بند زنان) زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشوند.
در پرونده این سه زن اتهامهایی از جمله «محاربه»، «ارتباط با اسرائیل»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «توهین به رهبر جمهوری اسلامی» مطرح شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این سه زن در ارتباط با اعتراضات دیماه یا فعالیتهای فردی و مدنی بازداشت شدهاند و با گذشت هفتهها، همچنان از روند رسیدگی قضایی و سرنوشت پروندههای خود بیاطلاعاند و از دسترسی به وکیل محروم ماندهاند.
هرانا در ادامه گزارش داد روند نگهداری بازداشتشدگان به این صورت است که زنان بازداشتشده ابتدا به «بند شش» منتقل میشوند و تا پایان مرحله بازجویی در وضعیت ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس قرار دارند. پس از پایان این مرحله، زندانیان بالای ۱۸ سال به بند آرامش یا قرنطینه منتقل میشوند.
در این گزارش آمده است بند آرامش ساختاری سولهمانند دارد و در سطحی پایینتر از سایر بندها و روبهروی بند یک قرار گرفته است.
این بند حالتی زیرزمینی دارد و یکی از شهروندان معترض که به تازگی آزاد شده، آن را به «لانه مورچه» تشبیه کرده است.
بر اساس گزارش هرانا، سقف کوتاه، کمبود پنجره و نقص در سیستم تهویه باعث دشواری در تنفس شده و مواردی از تنگی نفس و حملات پنیک در میان زندانیان گزارش شده است.
همچنین در ورودی این بند جز در موارد ضروری بسته نگه داشته میشود و تردد سایر زندانیان به آن ممنوع است.
از دیگر مشکلات این بند میتوان به کمبود ملافه و بالش، اختلال در سیستم گرمایش و سرمایش و وضعیت نامناسب بهداشتی از جمله نبود سرویسهای بهداشتی و حمام متناسب با جمعیت محبوس در آن اشاره کرد.
در خصوص بخش قرنطینه نیز یک منبع مطلع به هرانا گفته است این واحد فاقد استانداردهای لازم برای اسکان بوده و از نظر امکانات و نظافت در وضعیت نامناسبی قرار دارد.
به گفته این منبع آگاه، بوی فاضلاب به دلایل نامشخص به این بخش سرایت میکند و نبود تهویه مناسب، این وضعیت را تشدید کرده است.
در ادامه این گزارش آمده است امکانات درمانی در بند آرامش محدود است و در صورت بروز مشکل پزشکی، زندانیان به بهداری منتقل میشوند، اما به دلیل کمبود امکانات، درمان موثری انجام نمیشود و فرد بیمار دوباره به بند بازگردانده میشود.
بررسیها نشان میدهد بند آرامش پیشتر بهعنوان بند تنبیهی یا انضباطی یا محل نگهداری زندانیان با جرایم مرتبط با مواد مخدر مورد استفاده قرار میگرفت و اکنون به یکی از محلهای نگهداری بازداشتشدگان با اتهامات سیاسی تبدیل شده است.
از سوی دیگر، در ۵۰ روز گذشته، دستکم ۲۸ زندانی با اتهامهای سیاسی و امنیتی در ایران اعدام شدهاند که ۱۳ نفر از آنان از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه بودند.
۶۳ نماینده مجلس، ۱۴ اردیبهشت در بیانیهای از قوه قضاییه جمهوری اسلامی بابت اعدام معترضان دیماه تشکر کردند و از غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، خواستند با «عوامل اصلی و دانهدرشت» این اعتراضات برخوردی «قاطع، علنی و عبرتآموز» انجام دهد.
همزمان، صدها زندانی سیاسی و شهروند معترض بازداشتشده دیگر در معرض صدور، تایید یا اجرای حکم اعدام قرار دارند.
این وضعیت در کنار تهدیدهای مکرر مقامهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی، نگرانیها درباره تداوم چرخه اعدام و استفاده از مجازات مرگ برای سرکوب سیاسی را افزایش داده است.