• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

اخراج از تیم ملی و توقیف اموال؛ سردار آزمون پای مردم ایران ایستاد

محسن صالحی
محسن صالحی

ایران‌اینترنشنال

۷ فروردین ۱۴۰۵، ۱۱:۲۷ (‎+۰ گرینویچ)

جمهوری اسلامی از فضای تند جنگ برای انتقام از چهره‌های محبوب ورزشی استفاده می‌کند. جدیدترین هدف این روند، آزمون، مهاجم تیم ملی فوتبال ایران است که اکنون با موجی از حملات سازمان‌یافته، ترور شخصیت و به نوشته رسانه‌های حکومتی با توقیف اموال و اخراج از تیم ملی روبه‌رو شده است.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، پیش‌قراول حملات علیه آزمون بود. فارس و دیگر رسانه‌های حکومتی با برجسته کردن تصاویری از دیدار آزمون با حاکم دبی، زمینه اخراج او از تیم ملی و برخورد قضایی با او را فراهم کردند.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز با ادبیاتی تند، توسط مجریانی چون محمدحسین میثاقی، این ملی‌پوش را «بی‌عقل» خطاب کرد و او را فاقد صلاحیت برای پوشیدن پیراهن ملی دانست.

با این حال، مرور کنشگری‌های آزمون نشان می‌دهد که موضوع اصلی نه انتشار یک عکس با حاکم دبی، بلکه همراهی او با مردم در بزنگاه‌های مختلف بوده است.

کارنامه ایستادگی: از حمایت از جنبش «زن، زندگی، آزادی» تا مخالفت با اعدام
آزمون در سال‌های اخیر به یکی از صداهای معترضان در میادین ورزشی تبدیل شده است.

او از نخستین ملی‌پوشان فوتبال ایران بود که در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» سکوت را شکست و نوشت: «به خاطر قانون تیم ملی تا الان نتوانستیم چیزی بگوییم؛ اما دیگر طاقت نیاوردم، تهش خط خوردن از تیم ملی است که فدای یک تار موی زنان ایرانی. شرم بر شماها که آدم‌ها را به راحتی می‌کشید.»
او در ادامه با تجلیل از مقاومت زنان ایران، آن‌ها را قهرمانانی توصیف کرد که «در بدترین شرایط و تو بدترین جاها که بهتون توهین می‌شد، ولی با جان و دل برای مردمتون می‌جنگیدین.»

آزمون در مقاطع مختلف از چهره‌های مورد انتقاد حکومت حمایت کرد؛ از انتشار عکس در کنار عارف غلامی، مدافع استقلال، تا حمایت از علی دایی در برابر حملات رسانه‌های دولتی که درباره او نوشت: «بمیرید هم نمی‌توانید علی دایی را خراب کنید. این اسطوره از جنس همین مردم است.»

او همچنین با گذاشتن علامت پیروزی زیر پست حامد اسماعیلیون، از کمپین اخراج سفرای جمهوری اسلامی حمایت کرد.

در واکنشی دیگر، به گزارش صدا و سیما درباره تجمع ایرانیان در برلین پاسخ داد و نوشت: «خودم تو آلمان زندگی می‌کنم، یخرده این‌جا زندگی کردن سخته. ولی فقط امیدوارم بنزین هر چه سریع‌تر بیاد پایین.»

این بازیکن هم‌زمان با چهلم مهسا امینی و قطع اینترنت نوشت که «اینترنت ایران قطع شده اما صداها هنوز شنیده می‌شود».

آزمون همچنین از ورزشکارانی بود که به کارزار «#اعدام_نکنید» برای نجات امیر نصر آزادانی پیوست.

100%

حمایت از آوارگان جنگ ۱۲ روزه
آزمون در پی جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل اعلام کرد که فضایی برای اسکان موقت خانواده‌ها در گنبد آماده کرده است: «در این شرایط حساس تلاش کردم فضایی برای اسکان موقت خانواده‌ها در گنبد آماده کنم. اولویت با خانواده‌هایی است که نوزاد، کودک یا افراد مسن دارند.»
او همچنین برای مسافرانی از شهرهای مختلف از جمله تهران، اصفهان، تبریز، کرمانشاه و شیراز، اقامت رایگان یک‌ماهه در هتل در نظر گرفت.

اعتراضات اقتصادی و انقلاب ملی ایرانیان
آزمون در واکنش به اعتراضات و افزایش قیمت دلار نوشت: «حق ما مردم صبور و عزیز کشورم این نیست که از آرزوهاشون اینقدر دور شن.»
او همچنین تاکید کرد: «به عنوان یک ورزشکار، همیشه کنار مردم کشور می‌مانم.»

در واکنشی دیگر، تصویری از خالکوبی دست خود با عبارت «از خون جوانان وطن، لاله دمیده» منتشر کرد.

او همچنین با انتشار تصاویر کشته‌شدگان نوشت: «این‌ها قصه نبودند، واقعی بودند. هیچ‌وقت شما را از یاد نمی‌بریم.»

برخورد با چهره‌های محبوب
برخورد قضایی با آزمون نشان‌دهنده چالش میان حکومت و چهره‌های پرطرفدار است.

در سال‌های اخیر، نقش اجتماعی ورزشکاران و میزان تاثیرگذاری آن‌ها در افکار عمومی افزایش یافته و همین موضوع به یکی از محورهای تنش تبدیل شده است.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

واکنش مخاطبان ایران‌اینترنشنال به آتش‌بس: امید، خشم، سرخوردگی

۴

فاکس‌نیوز: ایران برای دور زدن محاصره، ۲۰ میلیون بشکه نفت را از شبکه پنهان جابه‌جا می‌کند

۵
تحلیل

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

انتخاب سردبیر

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • شهریار ریشه در خاک ایران دارد، حذف شدنی نیست

    شهریار ریشه در خاک ایران دارد، حذف شدنی نیست

•
•
•

مطالب بیشتر

ایران با وجود سال‌ها تلاش، همچنان به تنگه هرمز وابسته است

۷ فروردین ۱۴۰۵، ۰۳:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
دالغا خاتین اوغلو

براساس داده‌های ردیابی نفتکش‌ها از شرکت «کپلر» (Kpler) که در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار گرفته، تلاش‌های جمهوری اسلامی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز تاکنون تغییر عملی قابل‌توجهی ایجاد نکرده است.

بیش از یک دهه است که تهران سرمایه‌گذاری سنگینی روی پایانه نفتی جاسک انجام داده؛ پروژه‌ای که هدف آن انتقال بخشی از صادرات نفت خام به دریای عمان و ایجاد مسیر جایگزین خارج از خلیج فارس در زمان بحران بوده است. با این حال، داده‌ها نشان می‌دهد این پایانه هنوز نقش حاشیه‌ای در سیستم صادراتی ایران دارد.

بر اساس داده‌های کپلر، ایران در ۲۵ روز نخست ماه مارس به‌طور میانگین روزانه حدود ۱.۸۴ میلیون بشکه نفت خام بارگیری کرده است، اما سهم پایانه جاسک در این میان بسیار محدود بوده است.

میانگین بارگیری از جاسک در این دوره حدود ۸۱ هزار بشکه در روز بوده - کمتر از ۵ درصد کل صادرات نفت ایران.

الگوهای گذشته نیز نشان می‌دهد این محدودیت احتمالاً ساختاری است. ایران نخستین بار در اکتبر ۲۰۲۴ و همزمان با افزایش تنش‌های نظامی با اسرائیل، صادرات از جاسک را آغاز کرد، اما حتی در آن زمان نیز حجم صادرات حدود ۷۷ هزار بشکه در روز بود. در مارس ۲۰۲۵ نیز این رقم به‌طور متوسط حدود ۵۴ هزار بشکه در روز گزارش شده است.

این در حالی است که جاسک از طریق خط لوله‌ای نزدیک به هزار کیلومتر به مناطق اصلی تولید نفت ایران متصل است. زیرساختی که با هدف افزایش ظرفیت صادرات خارج از خلیج فارس طراحی شده بود.

در عمل، وابستگی ایران به جزیره خارک همچنان بسیار بالا باقی مانده است.

بر اساس داده‌ها، بیش از ۸۴ درصد صادرات نفت ایران در ماه مارس از خارک انجام شده، در حالی که سهم جاسک تنها ۴.۴ درصد بوده است. حدود ۱۰ درصد دیگر نیز از پایانه‌های سروش و پارس جنوبی در خلیج فارس صادر شده‌اند.

این تمرکز، یک آسیب‌پذیری راهبردی آشکار ایجاد می‌کند: هرگونه اختلال در خارک می‌تواند صادرات نفت ایران را به‌شدت مختل کند.

  • تایمز اسرائیل: آمریکا معتقد است ایران تحت فشار عملیات زمینی تسلیم خواهد شد

    تایمز اسرائیل: آمریکا معتقد است ایران تحت فشار عملیات زمینی تسلیم خواهد شد

این موضوع با تشدید جنگ میان حکومت ایران و ایالات متحده و اسرائیل اهمیت بیشتری یافته است. تنگه هرمز - که حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت از آن عبور می‌کند - به نقطه‌ای مرکزی در تنش‌ها تبدیل شده و تهران به‌طور دوره‌ای عبور و مرور دریایی را محدود کرده است.

در همین حال، گزارش‌هایی درباره گسترش عملیات نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده، از جمله طرح‌هایی برای استفاده از جزایر استراتژیک نزدیک تنگه هرمز جهت کنترل دسترسی به این آبراه.

در چنین سناریویی، وابستگی مداوم ایران به زیرساخت‌های صادراتی متمرکز در خارک، تجارت نفت این کشور را در معرض اختلال جدی قرار می‌دهد.

در مجموع، داده‌های صادراتی یک واقعیت اساسی را برجسته می‌کند: با وجود سال‌ها سرمایه‌گذاری، ایران نتوانسته وابستگی خود به تنگه هرمز - و مهم‌تر از آن، به پایانه خارک - را به‌طور معناداری کاهش دهد.

در شرایط بی‌ثبات کنونی منطقه، این وابستگی یک ضعف ساختاری مهم برای اقتصاد ایران محسوب می‌شود.

ممنوعیت جمهوری اسلامی برای حضور ورزشکاران و تیم‌های ایرانی در مسابقات بین‌المللی

۶ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

در حالی که فدراسیون فوتبال اردوی آماده‌سازی تیم ملی برای جام جهانی آمریکا را در ترکیه برپا کرده است، وزارت ورزش حضور تیم‌های باشگاهی و ملی در «کشورهای متخاصم» را ممنوع اعلام کرد. این دستور در واکنش به الزام برگزاری بازی تراکتور در لیگ نخبگان آسیا در عربستان سعودی صادر شده است.

وزارت ورزش جمهوری اسلامی مدعی شده است که «کشورهای متخاصم قادر به تأمین امنیت ورزشکاران و اعضای تیم‌های ایرانی نیستند.»

در حالی که وزارت ورزش در پایان هفته چهارم جنگ، حضور تیم‌های ملی و باشگاهی در کشورهایی را که «متخاصم» خوانده، ممنوع کرده است، تعدادی از بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان ایران که در روزهای نخست جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا برای شرکت در جام قهرمانی آسیا به استرالیا رفته بودند، به دلیل تهدیدهای امنیتی در این کشور پناهنده شدند.

کنفدراسیون فوتبال آسیا اعلام کرده مسابقات منطقه غرب که به دلیل جنگ در خاورمیانه به تعویق افتاده بود، در نیمه دوم فروردین ۱۴۰۵ در جده برگزار می‌شود.

بر اساس اعلام کنفدراسیون فوتبال آسیا، تراکتور در جده باید به مصاف شباب‌الاهلی امارات برود و برنده این دیدار در مرحله یک‌چهارم نهایی با بوریرام یونایتد تایلند روبه‌رو خواهد شد.

همچنین دیدارهای یک‌چهارم نهایی، نیمه‌نهایی و فینال نیز در اوایل اردیبهشت در همین شهر برگزار خواهد شد.

اشغال جنوب لبنان؛ برنامه بلندمدت ارتش اسرائیل برای مقابله با حزب‌الله چیست؟

۶ فروردین ۱۴۰۵، ۱۰:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)

آیا اسرائیل واقعا برای استقرار طولانی‌مدت تا رودخانه لیتانی آماده است یا سیاست فعلی تنها تاکتیکی موقت برای اعمال فشار کوتاه‌مدت بر حزب‌الله محسوب می‌شود؟

اورشلیم‌پست شامگاه چهارشنبه، پنجم فروردین، در گزارشی تحقیقی به تحلیل دیدگاه ارتش اسرائیل برای مقابله با حزب‌الله و اشغال احتمالی و بلندمدت جنوب لبنان پرداخت.

در روزهای اخیر، مقام‌های ارشد سیاسی اسرائیل بدون شفاف‌سازی کامل درباره جزئیات، رویکرد و سیاست خود را در قبال جنوب لبنان تغییر داده‌اند.

پرسش بنیادین این است که آیا تل‌آویو قصد دارد مانند تجربه سال‌های ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰، برای کاهش تهدیدهای حزب‌الله، جنوب لبنان را تا کرانه لیتانی در اشغال نگه دارد یا این رویکرد جدید صرفا اهرمی برای وادار کردن حزب‌الله به عقب‌نشینی و پذیرش شرایط است.

  • «رد پول را دنبال کنید»؛ چگونه حزب‌الله در لبنان دوباره قدرت گرفت

    «رد پول را دنبال کنید»؛ چگونه حزب‌الله در لبنان دوباره قدرت گرفت

مواضع متناقض در بدنه سیاسی
بتسالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، نخستین کسی بود که در روزهای اخیر از «الحاق جنوب لبنان» سخن گفت؛ پیشنهادی که بسیار بعید است دولت به‌طور جدی آن را در دستور کار قرار دهد.
اما روز سه‌شنبه، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، موضعی گرفت که به نظر می‌رسید تصرف جنوب لبنان تا رودخانه لیتانی را مستقیما به مساله خلع سلاح حزب‌الله گره زده است.

از آنجا که حزب‌الله به‌شدت با خلع سلاح مخالف است و ارتش لبنان نیز ترس و ناتوانی خود را در برخورد با این گروه نشان داده، موضع کاتز عملا می‌تواند به معنای اشغال جنوب لبنان برای سال‌ها یا زمانی نامعلوم باشد؛ حتی اگر اسرائیل رسما از واژه «اشغال» استفاده نکند.

100%

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز سرانجام روز چهارشنبه با ادبیاتی خاص وارد بحث شد: «ما تهدید تهاجم زمینی به اسرائیل را رفع کردیم و در حال گسترش منطقه حائل هستیم. ما مصمم هستیم وضعیت در لبنان را تغییر دهیم.»

اگرچه اظهارات نتانیاهو مبهم‌تر از سخنان وزیرانش بود، اما ایده «تغییر وضعیت» و «گسترش منطقه حائل»، احتمال حمایت او از یک اشغال طولانی‌مدت را تقویت می‌کند.

تغییر نگاه در ستاد کل ارتش

منابع آگاه اشاره می‌کنند که موضع حرفه‌ای و غیرسیاسی ارتش اسرائیل طی ماه گذشته دستخوش تغییرات رادیکال شده است.

در ابتدا، ارتش امیدوار بود با تهاجمی محدود به روستاهای خط اول مرزی و تشدید حملات هوایی، حزب‌الله را متوقف کند. اما این اقدام نه‌تنها شلیک راکت‌ها را کاهش نداد، بلکه در مقاطعی باعث تشدید حملات به مناطقی چون حیفا و الجلیل سفلی شد.

در مرحله دوم، ارتش آماده حرکت به سمت خط دوم روستاهای جنوب لبنان شد تا فشار را بر حزب‌الله افزایش داده و آن‌ها را دورتر کند. این اقدام تهدید موشک‌های ضدتانک را کاهش داد، اما حزب‌الله همچنان قادر به پرتاب راکت به روستاهای مرزی و مناطق دورتر است.

  • سپاه پاسداران چگونه حزب‌الله را بازسازی کرد تا دوباره برای جنگ آماده شود

    سپاه پاسداران چگونه حزب‌الله را بازسازی کرد تا دوباره برای جنگ آماده شود

هراس از باتلاق ۱۹۸۲

ارتش اسرائیل در تمامی سطوح، نسبت به تصرف بخش‌های وسیعی از جنوب لبنان و نزدیک شدن به لیتانی بسیار بی‌میل است.

ارتش تجربه سال‌های ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ را فراموش نکرده است؛ دورانی که فرماندهان کنونی ارتش در آن زمان افسرانی جوان بودند. آن‌ها صدها هم‌رزم خود را در نبردهای متعدد از دست دادند و در نهایت در سال ۲۰۰۰ عقب‌نشینی کردند، بدون آنکه مشخص شود اشغال طولانی‌مدت چه دستاوردی داشته است.

از نظر استراتژیک، ارتش معتقد است که نگهداری طولانی‌مدت زمین، نیروها را در وضعیتی ایستا قرار داده و آن‌ها را به هدفی آسان برای کمین‌های حزب‌الله تبدیل می‌کند؛ برخلاف عملیات‌های متحرک که ریسک کمتری دارند.

همچنین اشغال بلندمدت، اسرائیل را در عرصه بین‌المللی با فشارهای شدید روبه‌رو خواهد کرد.

  • وزیر دفاع اسرائیل: عملیات زمینی در جنوب لبنان تا رفع تهدید حزب‌الله ادامه دارد

    وزیر دفاع اسرائیل: عملیات زمینی در جنوب لبنان تا رفع تهدید حزب‌الله ادامه دارد

قمار بر سر زمان

اگر حزب‌الله ظرف سه تا شش ماه آینده با برنامه خلع سلاح موافقت کند، برنامه نظامی فعلی ممکن است موفقیت‌آمیز باشد.

اما در غیر این صورت، ارتش به‌شدت نگران یک اشغال فرسایشی است. با این حال، به دلیل ناتوانی دولت لبنان در مهار حزب‌الله، ارتش فعلا آماده است تا برای مدتی این مخاطره را بپذیرد.

چالش واقعی زمانی رخ خواهد داد که تلفات نیروها در کمین‌ها افزایش یابد؛ در آن صورت احتمالا ارتش خواستار عقب‌نشینی خواهد شد، در حالی که طبقه سیاسی برای حفظ وجهه خود، بدون داشتن نقشه‌ای برای خروج، بر ماندن اصرار خواهد کرد.

شادی، سوگ و امید؛ حس‌های سه‌گانه نوروز امسال

۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۷:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

جامعه ایران یکی از پیچیده‌ترین و متناقض‌ترین دوره‌های تاریخی خود را تجربه می‌کند؛ دوره‌ای که در آن شادی، سوگ و امید به‌طور هم‌زمان در هم تنیده شده‌اند و تصویری کم‌سابقه از وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور را شکل داده‌اند.

ماه‌های گذشته برای جامعه ایران، ماه‌هایی خونین و سرنوشت‌ساز بوده است. سرکوب گسترده اعتراضات در دی‌ماه، به بزرگ‌ترین کشتار خیابانی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد؛ رخدادی که از نظر ابعاد و شدت خشونت، حتی در مقیاس جهانی نیز کم‌نظیر توصیف می‌شود.

هدف اصلی حکومت از این سرکوب، ایجاد رعب و وحشت در جامعه بود؛ تلاشی برای پایان دادن به چرخه اعتراضات، جلوگیری از شکل‌گیری مجدد جنبش‌های اجتماعی و خاموش کردن صدای مخالفت.

اما برخلاف این انتظار جامعه ایران نه‌تنها عقب‌نشینی نکرد، بلکه در بسیاری از موارد واکنشی معکوس نشان داد. یکی از نشانه‌های این وضعیت، حضور و اعتراض دوباره مردم در مراسم چهلم جان‌باختگان بود؛ مراسمی که به‌جای آنکه صرفا به سوگواری محدود شود، به بستری برای طرح مطالبات سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. در این تجمع‌ها، جامعه معترض ایران خواستار توجه و حمایت جامعه بین‌المللی شد و حتی از حمله خارجی علیه جمهوری اسلامی استقبال کرد.

  • نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

    نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

این واکنش‌ها را می‌توان در چارچوبی گسترده‌تر تحلیل کرد. در شرایط عادی، هنگامی که کشوری مورد حمله خارجی قرار می‌گیرد، انتظار می‌رود مردم در کنار نیروهای مسلح خود قرار بگیرند. اما تجربه ایران در ماه‌های اخیر نشان داد که این قاعده همواره صادق نیست.

هنگامی که مردم در کنار ساختار نظامی قرار نمی‌گیرند، معمولا سه عامل اساسی در کار است:

نخست، بحران مشروعیت و کارآمدی حکومت است. وقتی بخش قابل‌توجهی از جامعه، حاکمیت را نماینده واقعی خود نمی‌داند یا آن را ناکارآمد تلقی می‌کند، انگیزه‌ای برای حمایت از آن در شرایط بحرانی باقی نمی‌ماند.

دوم، نوع برداشت مردم از ماهیت درگیری است. در شرایط کنونی، بسیاری از شهروندان احساس نمی‌کنند که «ایران» به‌عنوان یک کشور هدف حمله قرار گرفته، بلکه تصور غالب این است که «جمهوری اسلامی» به‌عنوان یک ساختار سیاسی نامشروع و فاسد و جنایتکار هدف قرار گرفته است. این تمایز، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری واکنش اجتماعی دارد.

  • نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

    نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

سومین عامل، نحوه ادراک از نیروی خارجی است. در حالی که در اغلب جنگ‌ها، نیروی مهاجم به‌عنوان «متجاوز» تلقی می‌شود، در بخش غالب افکار عمومی ایران، این تصور شکل گرفته که نیروی خارجی نه لزوماا متجاوز، بلکه «عامل فشار» یا حتی «عامل تغییر» و کمک کننده به مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. چنین برداشتی، نتیجه سال‌ها انباشت نارضایتی، سرکوب و جنایت است.

در چنین بستری، شروع سال نو۱۴۰۵ معنایی متفاوت پیدا کرده است . جامعه ایران در این مقطع، ترکیبی از سه حس عمده را تجربه می‌کند:

نخست، حس شادی و امیدی که با نوروز و آغاز بهار گره خورده است؛ احساسی که ریشه در فرهنگ دیرینه ایرانی دارد و حتی در سخت‌ترین شرایط نیز خود را بازتولید می‌کند.

  • ۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط  جمهوری اسلامی

    ۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط جمهوری اسلامی

دوم، حس عمیق اندوه ناشی از کشته شدن ده‌ها هزار نفر در ماه‌های گذشته؛ اندوهی که تقریبا هیچ خانواده‌ای را بی‌تاثیر نگذاشته و به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شده است.

و در نهایت، سومین حس، امید به تغییر و سرنگونی جمهوری اسلامی است؛ امیدی که پس از تحولات اخیر و افزایش فشارهای داخلی و خارجی بر جمهوری اسلامی، در جامعه تقویت شده است. این امید، البته با نگرانی و دغدغه همراه است و این طبیعی است.

هم‌زمانی این سه حس شادی، سوگ و امید نشان‌دهنده شرایطی ویژه و متفاوت در جامعه ایران است. جامعه‌ای که نه در وضعیت عادی قرار دارد و نه در یک نقطه پایانی، بلکه در میانه یک گذار تاریخی ایستاده است. گذاری که سرنوشت ایران و مردم ایران را می‌تواند برای دهه‌ها و حتی قرن‌های آینده تعیین کند.

بهار ۱۴۰۵، بیش از هر زمان دیگری، بازتاب‌دهنده این وضعیت است؛ جایی که مردم، هم‌زمان با تبریک سال نو، یاد جان‌باختگان را گرامی می‌دارند و در عین حال، چشم به آینده‌ای متفاوت و سرنگونی جمهوری اسلامی و بازگشت به زندگی عادی دارند. ملت ایران ایستاده که این تغییر بزرگ را رقم بزند.

سردار دکتر خلبان محمدباقر قالیباف، مدیر فاسدی که ارزان می‌فروشد و گران می‌سازد

۵ فروردین ۱۴۰۵، ۱۱:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
امید کریمی

به استناد روایت‌های رسانه‌ای، اگر طرف حساب دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی محمدباقر قالیباف باشد که «هدیه‌ای شگفت‌انگیز» به رییس‌جمهوری آمریکا پیشکش کرده، به فرض توافق باید در انتظار معاهده‌ای شبیه گلستان و ترکمانچای بود؛ فردی که کارنامه‌ای سیاه در ارزان‌فروشی و گران ساختن دارد.

در جمهوری اسلامی، مدیریت پرهزینه، رفتاری بعید و دور از انتظار نیست. عمده مدیران تراز این حکومت مدیران هزینه‌اند و در میان آن‌ها کمتر کسی پیدا می‌شود که ابتدا به درآمدزایی فکر کند و سپس چاه ویلی برای مجموعه تحت فرمانش حفر کند.

یکی از سردمداران چنین رویکردی که شهره عام و خاص است، کسی نیست جز «سردار خلبان، دکتر» قالیباف، از فرماندهان پرنفوذ سپاه پاسداران و رییس فعلی مجلس شورای اسلامی، عزیزکرده علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده تهران.

جدا از اینکه او و تیمش در جمهوری اسلامی به انواع فساد اقتصادی سیستماتیک شهره‌اند - بدون نیاز به افشاگری - آرشیو رسانه‌ها در دهه ۸۰ و ۹۰ خورشیدی نشان می‌دهد قالیباف در مقام شهردار تهران، چگونه زمین‌ها و باغ‌های شهر را با کمترین قیمت می‌فروخت و مجوز ساخت‌وساز بلندمرتبه صادر می‌کرد تا، به ادعای خودش، برای پروژه‌های متعدد شهری مانند توسعه زیرزمینی مترو، اتوبان‌های دوطبقه، تونل‌های شهری و طرح‌هایی مانند باغ‌موزه‌ها تامین بودجه کند.

  • ترامپ: با یک رهبر عالی‌رتبه و مورد احترام که اداره امور را در دست دارد، گفت‌وگو کرده‌ایم

    ترامپ: با یک رهبر عالی‌رتبه و مورد احترام که اداره امور را در دست دارد، گفت‌وگو کرده‌ایم

با این حال، گزارش‌های حسابرسی تهیه شده از سوی شورای شهر تهران نشان داده است قالیباف عمده این پروژه‌ها را با بالاترین هزینه به سرانجام رسانده است. هرچند میزان رانت و فساد جاری در این پروژه‌ها، قراردادهای مشکوک با اشخاص و نهادها و واگذاری‌های متعدد بی‌حساب‌وکتاب نیز خود بحثی جداگانه است.

او در سال ۸۷ در گفت‌وگویی اعتراف کرد که به دلیل روابط حسنه با خامنه‌ای، مجوز «هرگونه درآمدزایی» را برای توسعه شهر تهران دارد.

قالیباف این مجوز را با توجیه ناسازگاری محمود احمدی‌نژاد، رییس دولت‌های نهم و دهم، برای تامین بودجه مورد نیاز پروژه‌های عمرانی تهران گرفته بود. اصطکاکی آشکار که بعدها با حسن روحانی، رییس دولت یازدهم، نیز داشت.

در نتیجه، او بی‌محابا شهر را به نام نوسازی و ساخت صدها مرکز خرید، برج اداری و تجاری و آسمان‌خراش مسکونی، به ثمن بخس به خودی‌ها و نیمه‌خودی‌ها واگذار کرد. رویه‌ای سیستماتیک که علاوه بر توزیع رانت میان پاسداران و نزدیکانشان، به قطع گسترده درختان و تخریب باغ‌های پایتخت منجر شد.

احتمالا در سال‌های آینده، با فروکش کردن غبار جنگ، روایت ساخت پناهگاه چندطبقه زیر «بیت رهبری» نیز به این کارنامه سیاه افزوده خواهد شد. پناهگاهی که در روزهای نخست حملات اسرائیل و آمریکا در اسفند ۱۴۰۴ نابود شد و مطابق برخی مستندات، در دوره شهرداری قالیباف ساخته شده بود.

  • آیا ترامپ در حال آزمودن هسته قدرت در جمهوری اسلامی از طریق قالیباف است؟

    آیا ترامپ در حال آزمودن هسته قدرت در جمهوری اسلامی از طریق قالیباف است؟

اکنون پایتخت ایران، به‌دلیل مدیریت پرهزینه قالیباف، با بحران‌های زیست‌محیطی ناشی از قطع درختان، تصرف و تخریب باغ‌ها و زمین‌های بایر، برج‌سازی گسترده و هجوم جمعیت روبه‌رو است و همزمان با بحران جمعیتی، بی‌آبی، هوای آلوده، ترافیک کلافه‌کننده و گسست‌های اجتماعی حل‌نشده دست‌وپنجه نرم می‌کند و به غده‌ای سرطانی در کشور بدل شده است.

اگر یک دهه عقب‌تر برویم، در نیمه دوم دهه ۷۰، ماجرای خرید هزاران دستگاه مرسدس بنز برای نوسازی ناوگان پلیس از سرمایه ایرانیان در اروپا، که در دوره فرماندهی قالیباف در نیروی انتظامی رخ داد، نیز روایتی اسف‌بار و شوکه‌کننده دارد. همچنین ایده مهار «گازانبری» دانشجویان معترض در جریان اعتراضات کوی دانشگاه در سال ۷۸.

و باز هم عقب‌تر، یک دهه پیش از آن، در دهه ۶۰، او که فرمانده تیپ ۲۱ «امام رضا» و سپس لشکر ۵ نصر خراسان بود، در عملیات‌های مختلف نیروهای نظامی ایران در جبهه جنگ با عراق، تلفات بالایی بر جای می‌گذاشت.

«قالیباف با لشکر رفت، با دسته برگشت ...» جمله‌ای تکراری از سوی برخی همرزمان پیشین او در سپاه پاسداران درباره هزینه‌های بالای فرماندهی‌اش بود که از دهه ۸۰ به بعد علیه فعالیت‌های سیاسی او به کار می‌رفت.

گویا قالیباف که زمانی به‌دنبال بازسازی «رضا خان» در جمهوری اسلامی بود، اکنون و ظاهرا با هر هزینه‌ای و به بهانه حفظ جمهوری اسلامی، در به در به‌دنبال کارفرمای جدید می‌گردد؛ و چه کسی بهتر از ترامپ؟