• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

حملات گسترده اسرائیل به مراکز امنیتی در تهران

۴ فروردین ۱۴۰۵، ۰۶:۵۶ (گرینویچ)

ارتش اسرائیل اعلام کرد با استفاده از بیش از ۱۰۰ بمب، موج گسترده حملات هوایی خود به تهران را به پایان رسانده و مواضع نظامی و امنیتی را هدف قرار داده است.

هوشنگ حسن‌یاری، کارشناس مسائل خاورمیانه و امور نظامی، در این باره توضیح می‌دهد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

ونس پس از مذاکرات فشرده با جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد: به توافق نرسیدیم
۱

ونس پس از مذاکرات فشرده با جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد: به توافق نرسیدیم

۲

مذاکرات میان آمریکا و جمهوری اسلامی فعلا متوقف شد؛ اختلاف‌ها همچنان پابرجاست

۳

تایمز: افسر آمریکایی با یک فناوری فوق‌سری و احتمالا جاسوس‌افزار پگاسوس نجات یافت

۴

کویت از کشف شبکه تامین مالی «تروریستی» خبر داد

۵

هم‌زمان با مذاکرات اسلام‌آباد، عربستان از استقرار جنگنده‌های پاکستان در این کشور خبر داد

Banner

انتخاب سردبیر

  • تهران بار دیگر کشورهای منطقه را تهدید کرد: امنیت بنادر یا برای همه است یا برای هیچ‌کس

    تهران بار دیگر کشورهای منطقه را تهدید کرد: امنیت بنادر یا برای همه است یا برای هیچ‌کس

  • محاصره تنگه هرمز؛ فشاری که می‌تواند اقتصاد ایران را به زانو درآورد
    تحلیل

    محاصره تنگه هرمز؛ فشاری که می‌تواند اقتصاد ایران را به زانو درآورد

  • ترامپ مقاله‌ای را درباره «محاصره دریایی» ایران در شبکه اجتماعی خود بازنشر کرد

    ترامپ مقاله‌ای را درباره «محاصره دریایی» ایران در شبکه اجتماعی خود بازنشر کرد

  • سی‌ان‌ان: چین در حال آماده‌ شدن برای ارسال سامانه‌های پدافند هوایی به ایران است

    سی‌ان‌ان: چین در حال آماده‌ شدن برای ارسال سامانه‌های پدافند هوایی به ایران است

  • قالیباف، پل قدرت در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای؟

    قالیباف، پل قدرت در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای؟

•
•
•

مطالب بیشتر

اقتصاد ۱۴۰۵ ایران در یک قدمی دلاریزه شدن

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۳۹ (گرینویچ)
•
محمد ماشین‌چیان

اقتصاد ایران سال ۱۴۰۵ را در سرازیری دلاریزه شدن آغاز کرده است. مهار روند کنونی دیگر با اهرم‌های سیاستی و تمهیدات تکنیکال ممکن نیست و تغییرات اساسی داخلی و خارجی می‌طلبد. تحقق دلاریزه شدن، چهره اقتصاد ایران را دگرگون خواهد کرد.

در چنین شرایطی، نگرانی اصلی، آسیب دیدن خانوارهای فقیر و متوسط با درآمد ثابت زیر آوار ریال فروریخته است.

مقایسه سنجه‌های کلان اقتصادی، پیش و پس از جنگ ۱۲ روزه، می‌تواند به پیش‌بینی اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ کمک کند.

قدرت خرید ریال در بازه‌ای شش‌ماهه پس از آتش‌بس نصف شد. میانگین نرخ تورم که پیش از جنگ دوازده روزه حدود ۴۰ درصد اعلام می‌شد، پیش از آغاز عملیات «خشم حماسی» از ۷۰ درصد عبور کرده بود. تورم خوراکی‌ها که با اغماض حدود ۷۰ درصد بود، سه‌رقمی شد و بین ۱۰۵ تا ۱۱۵ درصد تخمین زده می‌شد. همه این جهش‌ها در کمتر از یک سال اتفاق افتاد.

انتخاب سیاستگذار

واکنش دولت پس از جنگ ۱۲ روزه و انعکاس آن در بودجه ۱۴۰۵، جمع‌بندی و پیش‌بینی حکومت برای سال نو را توضیح می‌داد.

هدف‌گذاری تبدیل سهمیه لیتری بنزین به سهمیه ریالی و افزودن ضریب تورم در فرمول قیمت‌گذاری کلیدی‌ترین لنگر کالایی ایران نشان می‌داد که دولت تورم‌های بالاتر را پیش‌بینی کرده و برای آن آماده می‌شود. این سیاست ابتدا در پاییز نشت کرد، سپس انکار شد و در نهایت با عجله ابلاغ و اجرا شد.

حذف بی‌مقدمه ارز ترجیحی در دی‌ماه، بزرگ‌ترین تعهد ارزی دولت به مردم را به یارانه ریالی تبدیل کرد.

کاهش تاریخی سهم درآمدهای نفتی در بودجه ۱۴۰۵ نیز نشان می‌داد که رابطه مردم و منابع طبیعی به‌صورت یک‌طرفه و به نفع حکومت تغییر کرده است و این احتمال را تقویت می‌کرد که موفقیت سیاست فشار حداکثری ۲.۰، دلالی نفت را به بن‌بست کشانده و در نتیجه، جمهوری اسلامی خود را برای قطع صادرات نفت و درگیری احتمالی آماده می‌کند.

مخرج مشترک همه سیاست‌های جدید دولت، حذف تعهدات ارزی و کالایی و تبدیل آن‌ها به تعهدات ریالی بود.

  • جمهوری اسلامی در تلاش برای بازتعریف معادله اقتصاد ایران

    جمهوری اسلامی در تلاش برای بازتعریف معادله اقتصاد ایران

جنگ دوم در چنین بافتاری آغاز شد. اقتصاد ایران با سرعتی فزاینده به سمت تورم سه‌رقمی حرکت می‌کرد و سیاستگذار از طریق تبدیل تعهدات دولت به ریال بی‌پشتوانه، بقای خود را به دسترنج و دارایی مردم گره می‌زد.

معاش مردم ایران

حتی اگر تورم سه‌رقمی در سال ۱۴۰۵ محقق نشود، ثبت رکوردهای بالا اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. ترکیب کمبود ارز، اختلال در زنجیره تامین، قطعی اینترنت و تعطیلی گسترده، قدرت خرید پس‌اندازهای ریالی و حقوق ثابت را تضعیف کرده و به کمبود کالاهای اساسی، شکل‌گیری صف و بازار سیاه و گسترش فقر منجر خواهد شد.

عدم اطمینان، برنامه‌ریزی برای کسب‌وکارها را دشوار کرده و به رشد قیمت‌گذاری روزانه یا ساعتی، ورشکستگی بنگاه‌ها، کاهش تولید، توقف سرمایه‌گذاری و افزایش بیکاری خواهد انجامید.

نتیجه این شرایط، تحقق نیافتن درآمدهای مالیاتی پیش‌بینی‌شده در بودجه سال نو خواهد بود. افزایش هزینه‌های بازسازی شهری و نظامی نیز به مخارج دولت می‌افزاید. در چنین وضعیتی، تنها ابزار سیاستگذار، چاپ پول بی‌پشتوانه و تشدید تورم خواهد بود.

فرسایش ریال به‌عنوان واحد مبادله، وسیله محاسبه و محل ذخیره ارزش در سال ۱۴۰۴ شدت گرفت. تشدید این روند در سال نو، در سناریو خوش‌بینانه به رشد و در سناریو بدبینانه به فراگیری دلاریزه شدن و سقوط ریال خواهد انجامید.

  • اختصاصی؛ با جهش و نوسان پیوسته قیمت دلار، بازار تهران دچار رکود شدید شد

    اختصاصی؛ با جهش و نوسان پیوسته قیمت دلار، بازار تهران دچار رکود شدید شد

دلاریزه شدن

وقتی «پیتزا پنج دلاری» در تهران افتتاح شد، بسیاری آن را رویکرد بازاریابی در شمال تهران دانستند. مبادله غیررسمی با دلار در ایران پدیده جدیدی نیست، اما عموما برای کالا و خدمات خاص و مشتریان خارجی توجیه می‌شد. با این حال، در ماه‌های منتهی به جنگ ۱۲ روزه، با وجود خروج گسترده اتباع خارجی، فروش و حتی اجاره ملک با قلاب دلاری افزایش یافت.

در اواخر آذر، حسین عبده تبریزی، دبیرکل پیشین بورس تهران، گفت: «اگر تورم ۶۰ درصدی در سال آینده تکرار شود و بودجه در چارچوب اعلام‌شده نماند، کشور وارد مرحله دلاریزه شدن می‌شود.» اکنون تورم از پیش‌بینی‌های قبلی فراتر رفته و تراز بودن دخل و خرج دولت پس از جنگ ناممکن شده است.

تعطیلی برخی بانک‌های بزرگ در طول جنگ دوم و تعطیلی بازار و کاهش تقاضا به کاهش سرعت گردش پول و جلوگیری از انفجار تورم کمک کرده اما عدم پاسخگویی و بی‌اعتمادی گسترده به شبکه بانکی، به‌علاوه افزایش نگرانی‌ها از وضعیت بحرانی بسیاری از بانک‌های کشور ممکن است نهایتا شیب دلاریزه شدن را حادتر کند.

برآیند همه عوامل یاد شده، اعتماد عمومی به ریال را کاسته و شرایطی ایجاد می‌کند که استفاده از دلار یا سایر گزینه‌ها جایگزین مبادله و محاسبه قرار گیرد.

دلاریزه شدن یک شمشیر دولبه است. از یک سو توان دولت را برای اعمال سیاست‌های تورمی کاهش می‌دهد و از سوی دیگر با افزایش هزینه‌های زندگی، فشار بیشتری بر اقشار ضعیف وارد می‌کند. فعالان اقتصادی زودتر از عموم مردم برای این وضعیت آماده می‌شوند و ابزارهای بیشتری برای مدیریت آسیب یا حتی بهره‌برداری از آن دارند.

تنها راه باقی‌مانده برای مردم عادی، آگاهی از درجه حرارت ریال داغ و تبدیل فوری درآمد ریالی به مایحتاج و نیازهای اساسی است.

متغیرهای فراوانی می‌تواند روی سناریوهای محتمل برای سال ۱۴۰۵ تاثیر بگذارد اما تا جایی که چشم کار می‌کند، سقوط قدرت خرید و رفاه شهروندان ایرانی ادامه خواهد یافت.

مهدی مهدوی‌آزاد: بر اساس صحبت ترامپ، مجتبی خامنه‌ای از تصمیم‌گیری‌ها کنار گذاشته شده است

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۹:۲۹ (گرینویچ)

مهدی مهدوی‌آزاد در برنامه «چشم‌انداز» دوشنبه سوم فروردین گفت: «دونالد ترامپ فاش کرده دولت آمریکا به‌صورت محرمانه در حال مذاکراتی عمیق با یکی از رهبران جمهوری اسلامی است و تاکنون به توافقات مهمی نیز رسیده‌اند.»

او افزود: «به‌نظر می‌رسد این مقام مجتبی خامنه‌ای نیست و او از روند تصمیم‌گیری کنار گذاشته شده است.»

تشدید یهودی‌ستیزی در جهان و اقدامات جمهوری اسلامی علیه یهودیان

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۷:۴۷ (گرینویچ)

عفرت سوفر، از کنگره جهانی یهود، به ایران‌اینترنشنال گفت: «یهودی‌ستیزی به‌صورت تصاعدی در حال افزایش است و در بریتانیا اعضای جامعه یهودی تلاش می‌کنند امنیت خود را حفظ کنند. دولت بودجه‌هایی را افزایش داده، اما برای پاسخگو کردن جمهوری اسلامی کافی نبوده است.»

او افزود: «قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی می‌تواند ابزار حقوقی موثرتری برای مهار این فعالیت‌ها فراهم کند.»

فرزین ندیمی:‌ اگر توافقی رخ دهد، جمهوری اسلامی در پذیرش شرایط، ماهیت خود را از دست می‌دهد

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۴۷ (گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، دوشنبه سوم فروردین گفت که جمهوری اسلامی توافق کرده سلاح هسته‌ای نداشته باشد.

این اظهارات پس از تعیین ضرب‌الاجل برای حمله به نیروگاه‌های ایران مطرح شد.

در روزهای اخیر جمهوری اسلامی مواضعی در اسرائیل را هدف قرار داده و موشک‌هایی به سوی پایگاه دیه‌گو گارسیا در فاصله چهار هزار کیلومتری شلیک کرده است.

گفت‌وگو با فرزین ندیمی، پژوهشگر امور دفاعی و امنیتی

نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۰۶:۴۵ (گرینویچ)
•
صبا آلاله

این روزها، بسیاری از ما مجموعه‌ای از احساسات سنگین و گاه متناقض را تجربه کرده‌ایم: اندوه عمیق برای عزیزانی که از دست رفته‌اند، خشم از ناعادلانه بودن شرایط، اضطراب و نگرانی نسبت به آینده، ترس و سردرگمی، و در عین حال لحظاتی از امید، سبکی یا حتی آرامش کوتاه.

این هیجانات گاهی به شکل دوگانه و هم‌زمان در ذهن ما حضور دارند: ممکن است در لحظه‌ای غمگین و سوگوار باشیم و در لحظه‌ای دیگر، با مشاهده نشانه‌هایی از تغییر یا امید، احساس رضایت یا خوشحالی کنیم.

در چنین شرایطی، تجربه‌های روانی نه تنها پیچیده و چندلایه‌اند، بلکه متفاوت و شخصی هستند.

همین پیچیدگی در رابطه با آیین‌ها نیز نمود پیدا می‌کند. هر آیین فرهنگی، بسته به تجربه و شرایط فرد می‌تواند هم‌زمان فرصتی برای امید و بازسازی پیوند اجتماعی باشد و هم یادآور فقدان‌ها و خلأها.

به این ترتیب، هر آیین، در دل بحران، می‌تواند تجربه‌ای چندلایه و متناقض ایجاد کند.

در فرهنگ ما، برخی آیین‌ها صرفا مجموعه‌ای از مراسم نیستند؛ آن‌ها بخشی از حافظه‌ جمعی و هویت فرهنگی جامعه‌اند.

نوروز از مهم‌ترین این آیین‌هاست؛ جشنی که در سنت ما، نماد نو شدن، امید و آغاز چرخه‌ای تازه از زندگی است. نوروز نه فقط آغاز سال، بلکه یادآور امکان بازگشت زندگی، عبور از زمستان و شروع دوباره بوده است.

اما زمانی که جامعه با بحران‌های عمیق، خشونت سیاسی یا تجربه‌ جنگ روبه‌رو می‌شود، رابطه با چنین آیین‌هایی می‌تواند پیچیده و چندلایه شود. در چنین موقعیت‌هایی، آیین‌های شادی‌آور گاهی به نوعی تناقض عاطفی و گره‌ای روان‌شناختی و فرهنگی تبدیل می‌شوند.

پرسش‌هایی که در ذهن بسیاری شکل می‌گیرد، تنها درباره‌ یک جشن نیست، بلکه درباره‌ نسبت میان اندوه و ادامه‌ زندگی است:

آیا در چنین زمانی می‌توان جشن گرفت؟ آیا شادی به معنای بی‌توجهی به رنج‌ها نیست؟ آیا کنار گذاشتن آیین‌هایی که بخشی از زندگی فرهنگی جامعه بوده‌اند، به معنای تسلیم شدن در برابر بحران است؟

برخی افراد می‌توانند در دل بحران و سوگ، حتی در لحظات کوتاه، نوروز را فرصتی برای بازسازی امید و پیوند با خانواده و جامعه ببینند؛ لحظه‌ای که احساس ادامه زندگی و بازگشت نوعی ثبات را ایجاد می‌کند.

برای برخی، همین آیین می‌تواند یادآور فقدان عزیزان، خلأها و شکاف میان گذشته و حال باشد و تجربه آن را دشوار یا حتی غیرممکن کند.

این وضعیت نشان می‌دهد که احساسات متناقض، هم‌زمان سوگ و امید، خشم و آرامش، نگرانی و میل به تداوم زندگی، بخشی طبیعی از تجربه جمعی در دوران بحران است.

وقتی جامعه‌ای با جنگ، خشونت و بی‌ثباتی روبه‌روست، ذهن و روان افراد واکنش ساده و خطی ندارند؛ هیجانات روی هم انباشته می‌شوند، لایه‌لایه عمل می‌کنند و تجربه‌ای چندگانه شکل می‌دهند.

این وضعیت بازتاب پیچیدگی تجربه‌ عاطفی در جامعه‌ای بحران‌زده است. در چنین شرایطی، احساسات اغلب به‌صورت هم‌زمان و متناقض تجربه می‌شوند: سوگ برای فقدان‌ها، خشم نسبت به شرایط، اضطراب درباره‌ آینده و در عین حال نیاز عمیق به ادامه دادن زندگی.

این هم‌زمانی احساسات متضاد، پدیده‌ای شناخته‌شده در تجربه‌های جمعی مرتبط با تروما و بحران است و به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا واکنش‌ها نسبت به نوروز و سایر آیین‌های فرهنگی، همواره یکدست و ساده نیستند.

  • سور و سوگ در نوروز؛ «نم اشکی و با خود گفت‌وگویی»

    سور و سوگ در نوروز؛ «نم اشکی و با خود گفت‌وگویی»

آیین‌های فرهنگی و بازسازی روانی در بحران

در چنین فضای پیچیده روانی، جامعه به دنبال راه‌هایی برای مدیریت احساسات متناقض و ایجاد معناست. اندوه، خشم، اضطراب و امید همگی هم‌زمان در ذهن و روان افراد حضور دارند و هر یک به شکل متفاوتی تجربه می‌شوند.

شدت این احساسات و نحوه‌ ترکیب آن‌ها در افراد مختلف متفاوت است و واکنش‌ها به بحران را غیرقابل پیش‌بینی و چندلایه می‌کند.

در این میان، آیین‌های فرهنگی به‌عنوان ابزارهای تثبیت‌شده تاریخی و اجتماعی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند و می‌توانند نقطه‌ای از ثبات در شرایط بی‌ثبات ارائه دهند.

آیین‌های فرهنگی، به‌ویژه نوروز، فرصتی برای بازسازی روانی فراهم می‌کنند. گردهم آمدن افراد در قالب آیین‌ها، تکرار نمادهای مشترک و یادآوری چرخه‌های طبیعی زندگی، حس تداوم، پیوستگی و ثبات را به جامعه منتقل می‌کند.

این تجربه به افراد کمک می‌کند تا با فشارها و آسیب‌های روانی مقابله کنند، احساس تعلق اجتماعی خود را دوباره بسازند و حتی در دل بحران، لحظاتی از آرامش و امید را تجربه کنند.

نقش آیین‌های فرهنگی در بحران محدود به سرگرمی یا شادی سطحی نیست. آن‌ها مکانی هستند که افراد می‌توانند احساسات متناقض خود، سوگ و امید، خشم و آرامش، اضطراب و میل به ادامه زندگی را هم‌زمان تجربه کنند و از دل همین تضاد، معنا بسازند.

حضور در آیین‌ها به افراد اجازه می‌دهد که روان خود را بازتعریف و تجربه جمعی خود را با دیگران همسو کنند، به نحوی که حتی در شرایط فقدان و ناامنی، حس پیوند با جامعه حفظ شود.

در همین حال، تجربه آیین‌ها برای همه یکسان نیست. برای بخشی از جامعه، نوروز و سایر آیین‌ها می‌توانند فرصتی برای بازسازی امید، بازیابی انرژی روانی و ایجاد لحظاتی از شادی و اتصال اجتماعی باشند.

اما برای گروه دیگری، شدت سوگ، خشم یا اضطراب ممکن است آن‌قدر زیاد باشد که حضور در جشن‌ها دشوار یا حتی غیرممکن شود. برای این افراد، تجربه‌ شادی جمعی با تضاد روانی همراه است و شرکت در آیین‌ها می‌تواند یادآور فقدان‌ها و خلأهای عاطفی باشد.

به این ترتیب، آیین‌های فرهنگی در بحران هم‌زمان چند نقش دارند: ابزار ترمیم روانی، تقویت حافظه و هویت فرهنگی، پل میان تجربه فردی و جمعی و محل ایجاد معنا در مواجهه با درد و فقدان.

هم‌زمان، آن‌ها یادآوری می‌کنند که تجربه انسانی در شرایط بحرانی پیچیده و چندلایه است و واکنش‌ها همیشه یکدست نیستند.

حتی با تمام اثرات مثبت، برای برخی افراد، عبور از سوگ و حضور در شادی جمعی ممکن است سخت باشد و این تضاد خود بخشی طبیعی و جدایی‌ناپذیر از تجربه‌ روانی و اجتماعی بحران است.

  • نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

    نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

رابطه آیین‌های فرهنگی با ساختار قدرت و مقاومت فرهنگی

در عین حال، آیین‌های فرهنگی در شکل‌گیری تجربه انسانی در بحران، از تاثیر ساختار سیاسی نیز مصون نبوده‌اند.

در دهه‌های اخیر، جمهوری اسلامی بارها تلاش کرده است مناسک مذهبی-دینی را در مرکز زندگی عمومی قرار دهد و منابع و توجه بیشتری به آن‌ها اختصاص دهد.

مراسم مذهبی و دینی معمولا با حمایت مالی و سازمانی گسترده برگزار شده‌اند، در حالی که آیین‌های فرهنگی ریشه‌دار در سنت تاریخی ما، مانند نوروز، شب یلدا یا چهارشنبه‌سوری، در اولویت سیاست‌های فرهنگی رسمی قرار نگرفته‌اند و توجه کمتری به آن‌ها شده است.

این تفاوت در سرمایه‌گذاری و توجه، به‌تدریج برای بخشی از جامعه روشن کرده است که آیین‌های فرهنگی، بخشی از هویت مستقل فرهنگی-تاریخی هستند؛ هویتی که ربط مستقیمی به ساختار قدرت ندارد و باید حفظ و بازتولید شود.

نوروز برای بسیاری از مردم تنها یک جشن فصلی نیست، بلکه یادآور تداوم تاریخی و فرهنگی است که فراتر از تغییرات و تحولات سیاسی روز عمل می‌کند و حسی از پیوستگی با گذشته و جامعه به وجود می‌آورد.

از این منظر، آیین‌های فرهنگی حامل حافظه‌ جمعی جامعه هستند؛ حافظه‌ای که از طریق تکرار آیین‌ها، نمادها و روایت‌های مشترک زنده نگه داشته می‌شود و امکان بازسازی تجربه‌های جمعی، ایجاد پیوند اجتماعی و تثبیت هویت فرهنگی را فراهم می‌کند.

استمرار این آیین‌ها حتی می‌تواند نوعی مقاومت در برابر به حاشیه‌ راندن نمادهای هویتی تلقی شود؛ جامعه با ادامه دادن به فرهنگ، استقلال هویتی و هویت فرهنگی خود را حفظ می‌کند و نشان می‌دهد که این نمادها به قدرت‌های سیاسی محدود نمی‌شوند.

در برخی موارد، این رفتار حتی شکل ظریفی از نافرمانی نمادین به خود می‌گیرد. اجرای آیین‌های فرهنگی، به‌ویژه نوروز، چهارشنبه‌سوری و شب یلدا، نه‌تنها عملی فرهنگی، بلکه بازپس‌گیری نمادین فضاهای فرهنگی محسوب می‌شود؛ جامعه از طریق این فعالیت‌ها، هویت و استقلال فرهنگی خود را به صورت نمادین و آشکار بازمی‌گرداند.

این روند در شرایطی که شکاف میان جامعه و ساختار قدرت عمیق‌تر می‌شود، پررنگ‌تر و ملموس‌تر است. هرچه فشارها و محدودیت‌ها بیشتر شود، تاکید بر حفظ و برگزاری آیین‌ها نیز بیشتر می‌شود.

در چنین شرایطی، آیین‌هایی مانند نوروز فراتر از جشن‌ فصلی ساده عمل می‌کند؛ آن‌ها به نمادهایی از پایداری فرهنگ، حافظه تاریخی و احساس تعلق جمعی بدل می‌شوند و بازتابی از مقاومت و هوشیاری فرهنگی جامعه هستند.

  • ۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط  جمهوری اسلامی

    ۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط جمهوری اسلامی

پایان‌بندی

امروز ما با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که مرزهای روان‌شناسی، فرهنگ و سیاست در آن به‌طور کامل درهم تنیده شده‌اند.

وقتی خانواده‌های داغدار سفره‌ هفت‌سین خود را بر مزار عزیزان از دست‌رفته‌شان در بحران‌ها پهن می‌کنند، یا وقتی نمادهای فرهنگی با مفاهیم دادخواهی، امید و آزادی گره می‌خورند، این هم‌نشینی پیچیده از احساسات، معناها و هویت‌ها روشن می‌شود.

این تجربه نشان می‌دهد که آیین‌ها فراتر از شکل ظاهری خود عمل می‌کنند؛ آن‌ها مکانیسم‌های روان‌شناختی و اجتماعی‌اند که در دل بحران، امکان بازسازی امید، پردازش سوگ و ایجاد پیوند جمعی را فراهم می‌آورند.

در عین حال، این تجربه‌ها پیچیده و متناقض‌اند: شادی، امید و پیوند اجتماعی هم‌زمان با اندوه، فقدان و خشم در ذهن و روان افراد حضور دارند و نشان می‌دهند که زندگی و فرهنگ در شرایط بحران هرگز خطی و ساده نیستند.

پیام نهایی این است که آیین‌ها و فرهنگ جمعی نه‌تنها حافظه و هویت ما را حفظ می‌کنند، بلکه به ما امکان می‌دهند تا در مواجهه با جنگ، فقدان و نابرابری، بخشی از روان و جامعه خود را بازسازی کنیم.

آن‌ها به ما یادآوری می‌کنند که حتی در دل سوگ و ویرانی، امکان بازگشت به زندگی، ایجاد معنا و تجربه هم‌زمان درد و امید وجود دارد.

نوروز و سایر آیین‌ها، به این ترتیب، نه‌تنها جشن و مناسک فرهنگی‌اند، بلکه نقطه‌ای از تاب‌آوری جمعی و انسانی‌اند که مسیر ادامه زندگی را در دل بحران قابل تحمل‌تر و معنادارتر می‌سازند.