• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مخاطب: مقام‌ها تلاش می‌کنند در گلستان خانواده‌ جان‌باختگان را با کارت ۵ میلیونی تطمیع کنند

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، در هفته‌های اخیر گروه‌هایی از فرماندهان سپاه و مقام‌های دولتی استان گلستان در قالب هیات‌های شش تا ۱۰ نفره و همراه با کارت‌های هدیه پنج میلیون تومانی به منازل برخی کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان در گرگان مراجعه کرده‌اند.

در این دیدارها ضمن ارائه روایت رسمی حکومت از حوادث و هشدار به خانواده‌ها درباره اطلاع‌رسانی، در پایان پوشه‌ای حاوی «لوح تقدیر» و یک یا دو کارت هدیه بانکی به خانواده‌ها داده یا در منزل‌شان جا گذاشته شده است.

این لوح‌ها که گفته می‌شود به نام مسئولان بنیاد شهید صادر شده‌اند، فاقد شماره، تاریخ و مهر رسمی هستند و اشاره‌ای به جزئیات حادثه یا مرجع صدور حکم «شهید» ندارند.

بر اساس این پیام‌ها، بسیاری از خانواده‌ها این اقدام را تحقیرآمیز دانسته و آن را تلاشی برای تطمیع، مهار اعتراض‌ها و جلوگیری از پیگیری حقوقی درباره نحوه کشته‌شدن فرزندانشان ارزیابی کرده‌اند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

تجمع مونیخ و همبستگی ایرانیان خارج کشور؛ مشارکت حداکثری با همت عالی

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
فرشید نوروزی

«خیلی‌ها تو آلمان سر کار بودن، بهشون مرخصی ندادن. گفتن ما پول خودمون رو می‌دیم، یکی که مشکل مالی داره جای ما بره مونیخ». این تنها یک روایت ساده نیست. موج همیاری ایرانیان خارج از کشور برای حضور پرشمار در تجمع مونیخ، جلوه‌هایی کم‌نظیر از دلبستگی به میهن را به تصویر کشیده است.

شاهزاده رضا پهلوی، شنبه ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) را «روز جهانی اقدام» نام‌گذاری کرد و از ایرانیان خارج کشور خواست با تجمع در سه شهر مونیخ، لس‌آنجلس و تورنتو و البته دیگر نقاط جهان، حمایت خود را از «انقلاب شیر و خورشید» و هم‌وطنان داخل کشور به نمایش بگذارند.

در فضای مجازی، شماری از ایرانیان این فراخوان را در امتداد فراخوان‌های ۱۸ و ۱۹ دی دانسته‌ و از آن به‌عنوان مرحله‌ای مکمل در مسیر خیزش ایرانیان داخل کشور یاد کرده‌اند.

یک دانشجوی ایرانی ساکن آلمان در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال، همکاری گسترده ایرانیان در تبعید برای تسهیل حضور هم‌وطنان در تجمع مونیخ را «باورنکردنی» خواند و گفت: «هر کسی یه گوشه کار رو گرفته. همه هر کاری دارن، گذاشتن زمین تا فقط بیان مونیخ.»

او افزود: «می‌دونین همش به چی فکر می‌کنم؟ که این بزرگ‌ترین اتفاق خارج از کشوره. ما می‌تونیم تفاوت رو رقم بزنیم. بعد در آینده بگیم ما تو این اتفاق نقش داشتیم، نه اینکه از دور تماشاگر بودیم.»

100%

«با اینکه دوریم از وطن»؛ همدلی فراتر از مرزها

‫یک مرور کوتاه در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد موجی از همبستگی و مسئولیت‌پذیری در میان ایرانیان خارج کشور شکل گرفته است.

این همیاری به‌ویژه با هدف حمایت از هموطنانی صورت می‌گیرد که قصد شرکت در تجمع مونیخ را دارند، اما با موانع مالی یا سایر مشکلات روبه‌رو هستند.

‫شماری از ایرانیان مقیم خارج، متناسب با توان اقتصادی خود، بخشی از هزینه‌های سفر سایرین به مونیخ را بر عهده گرفته‌اند. اقدامی که به‌ویژه برای دانشجویان ساکن کشورهای اروپایی اهمیت زیادی دارد.

‫در کنار کمک‌های مالی، برخی دیگر که امکان پرداخت هزینه نداشتند اما با خودروی شخصی از شهرهای مختلف اروپا راهی مونیخ بودند، اعلام کرده‌اند صندلی‌های خالی خودروهایشان را در اختیار دیگر ایرانیان قرار می‌دهند تا امکان حضور جمعی در این رویداد فراهم شود.

سامان، ساکن پاریس، دلیل حضور خود در مونیخ را این‌گونه توصیف کرد: «پیام‌های زیادی از ایران گرفتم. دوستانم، خانواده‌ام، مردم ایران چشم امیدشون به ماست. هر جوری بود، خودم رو رسوندم.»

او افزود: «خودم رو به جاویدنام‌ها، بازداشتی‌ها و خانواده‌هاشون مدیون می‌دونم. فقط می‌خوام از ته دل بهشون بگم شما تنها نیستین. لحظه‌ای نیست به شما فکر نکنیم.»

در یکی از گروه‌های ایرانیان ساکن فرانسه نیز این پیام از یک هم‌وطن به چشم می‌خورد: «اگر کسی قصد رفتن به مونیخ را دارد و در خصوص هزینه رفت و برگشت دارای محدودیت و یا کسری پول است، من هزینه اتوبوس ۱۰ نفر را برای حمایت از هم‌وطنانم پرداخت می‌کنم. به امید آزادی وطنم.»

100%

شبکه‌ای از کمک‌های خرد و تحسین‌برانگیز

فرخ‌رو، دانشجوی ۳۱ ساله ساکن برلین، در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال، روایتی از یکی از دوستان خود مطرح کرد: «دوستم کمردرد شدید داره و چون نمی‌تونست بیاد، هزینه سفر یک نفر رو به مونیخ تقبل کرد.»

فرخ‌رو افزود: «اما در نهایت دلش طاقت نیاورد و خودشم بلیت گرفت. با توجه به شرایط کمرش، سفرش رو با وجود همه هزینه‌ها سه‌روزه کرد تا هم مونیخ رو بیاد و هم بتونه به اندازه کافی استراحت کنه.»

‫او در ادامه به نمونه‌ای دیگر اشاره کرد: یک دانشجوی ایرانی علی‌رغم تنگنای مالی، مبلغ ۱۶۰ یورو را در اختیار گروهی از هماهنگ‌کنندگان در برلین گذاشت تا زمینه حضور شمار بیشتری از هم‌وطنان در مونیخ فراهم شود.

روایت سوم فرخ‌رو نیز جلوه دیگری از همیاری ایرانیان خارج از کشور را به نمایش می‌گذارد: «یک دختر دانشجو بهم پیام داد که می‌خواد بیاد مونیخ، اما چون تازه شهریه داده، دستش خالیه. از طریق دو تا از دوستان ۴۴ یورو برای هزینه سفرش تامین شد. اما جالب اینه که خود اون دختر دو روز بعد پیام داد ۵۰ یورو به دستش رسیده و اگر کسی می‌خواد بلیت بگیره، این پول رو هزینه می‌کنه. این روحیه واقعا قابل تحسینه.»

از گوتینگن آلمان نیز روایت‌های مشابهی از کمک و همکاری ایرانیان برای مشارکت حداکثری در مونیخ رسیده است.

100%

‫دست‌به‌دست برای وطن؛ داستان همراهی ایرانیان هلند

همتا، ۳۲ ساله و ساکن آمستردام، که مسئولیت مشترک هماهنگی اتوبوس‌های اعزامی به مونیخ را بر عهده دارد، از استقبال چشمگیر ایرانیان مقیم هلند برای شرکت در این سفر گروهی خبر داد.

همتا به ایران‌اینترنشنال گفت: «ما با یک اتوبوس شروع کردیم، اما از بس تقاضا زیاد بود، الان شدیم سه اتوبوس. پر شدن هر اتوبوس واقعا چند ساعت بیشتر زمان نبرد. اگر چند تا اتوبوس دیگه هم هماهنگ می‌کردیم پر می‌شد.»

او اضافه کرد: «بعضی‌ها بچه داشتن، پت داشتن، مریض بودن و سفر به مونیخ براشون سخت بود. هر کسی نیومد، کمکش رو فرستاد. ما تونستیم خیلی‌ها رو رایگان یا نیم‌بها ثبت‌نام کنیم.»

به گفته همتا، بسیاری از ایرانیان ساکن هلند برای حضور در مونیخ از خود انعطاف نشان دادند و «گفتند اگه اتوبوس یک شهر پر بود، خودشون رو به اتوبوس شهر دیگه می‌رسونن».

ایرانیان مقیم آمستردام برای تجمع مونیخ آماده می‌شوند
100%
ایرانیان مقیم آمستردام برای تجمع مونیخ آماده می‌شوند

نمی‌‌توانم بیایم، اما کمک می‌کنم

سارا، ساکن اشتوتگارت، گفت در گروه‌های عمومی ایرانیان خارج کشور در پیام‌رسان‌های گوناگون، بسیاری در روزهای اخیر برای کمک به هم‎وطنان به‌منظور شرکت در تجمع مونیخ اعلام آمادگی کرده‌اند.

در یکی از این پیام‌ها که در اختیار ایران‌اینترنشنال قرار گرفته، آمده است: «من به‌خاطر بچه‌هام که کوچک هستن، نمی‌تونم برم مونیخ. اما اگر کسی به‌خاطر هزینه نمی‌ره، من می‌تونم هزینه یک نفر رو پرداخت کنم.»

‫سارا افزود برای حمایت عملی، یکی از دوستانش را در منزل خود اسکان داده است تا او بتواند پس از اقامتی کوتاه در اشتوتگارت، بدون دغدغه راهی مونیخ شود و در تجمع حضور پیدا کند.

آنچه برای تجمع مونیخ شکل گرفته، صرفا یک فراخوان سیاسی نیست، بلکه نمایش شبکه‌ای خودجوش از همبستگی ایرانیان دور از وطن است. شبکه‌ای که با کمک‌های خرد، مسئولیت‌پذیری فردی و احساس دین به هم‌وطنان داخل کشور، معنای تازه‌ای از همراهی را رقم می‌زند.

گزارش یک قتل حکومتی؛ اعدام فراقضایی علی حیدری، معترض مجروح، در بازداشتگاه

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد علی حیدری، معترضی که شامگاه ۱۸ دی در جریان اعتراضات در مشهد مجروح و بازداشت شد و ۳۳ روز در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار داشت، حدود یک ماه پس از بازداشت با شلیک تیر مستقیم ماموران امنیتی به پیشانی‌اش در بازداشتگاه به قتل رسیده است.

پیکر این معترض ۲۰ ساله در حالی که ۱۸ دی‌ با شلیک تیر جنگی به پایش مجروح و زنده بازداشت شده بود، پس از یک ماه بی‌خبری مطلق، صبح ۲۰ بهمن به خانواده‌اش تحویل داده شد.

ماموران اداره آگاهی شهرک ویرانی از توابع شاندیز، بامداد همان روز با تلفن همراه پدر علی تماس گرفته و از او خواستند برای شناسایی و تحویل پیکر پسرش به سردخانه آرامستان «بهشت رضا» در مشهد مراجعه کند.

ماموران در همین تماس در پاسخ به پرسش پدر علی از سرنوشت فرزندش به او گفتند «او در جریان اعتراضات جان‌باخته است و پیکرش بیش از یک ماه است در سردخانه نگهداری می‌شود».

منابع نزدیک به خانواده حیدری که پیکر را دیده‌اند به ایران‌اینترنشنال گفتند آثار ضرب و جرح بر روی پیکر او، شکستگی بینی و از همه مهم‌تر جای حفره گلوله در سمت چپ پیشانی او نشان می‌دهد برخلاف ادعای جان‌باختن علی در جریان اعتراضات، ماموران او را در دوره بازداشت به شدت شکنجه کرده و سپس با شلیک تیر خلاص به سرش، کشته‌اند.

به گفته همین منابع، «دو نشانه آشکار دیگر بر پیکر علی به وضوح نشان می‌داد تنها چند روز از به قتل رسیدن او گذشته است».

منابع مطلع گفتند علی صبح پنج‌شنبه به آرایشگاه رفته بوده و ته‌ریش کوتاهی داشته، اما ریش‌های صورت او به طرز آشکاری بلند شده بود که نشان می‌دهد «او مدت‌ها پس از بازداشت در ۱۸ دی‌ زنده بوده و علاوه بر این، وضعیت ظاهری پیکر او نشان می‌داد چند روز بیشتر از قتل او نگذشته است».

100%

بازداشت در بلوار هفت تیر

علی، متولد هفتم فروردین ۱۳۸۴ در شهرک ویرانی شاندیز و ساکن مشهد، اگر اواسط بهمن‌ماه به دست ماموران جمهوری اسلامی به قتل نرسیده بود، ۴۰ روز دیگر، ۲۱ ساله می‌شد.

این جوان که در یک کارگاه خراطی کار می‌کرد، ۱۸ دی‌ همراه با هزاران نفر دیگر در بلوار هفت‌تیر مشهد در اعتراضات مردمی حاضر شد.

به گفته شاهدان، حدود ساعت ۹ شب، تیراندازی ماموران سرکوب به جمعیت زیادی از معترضان که حوالی کلانتری هفت‌تیر جمع شده بودند، شروع شد.

  • بلوار هفت‌تیر مشهد و شب‌هایی که شهروندان زیر آتش سرکوب ماندند

    بلوار هفت‌تیر مشهد و شب‌هایی که شهروندان زیر آتش سرکوب ماندند

بنا بر روایت یکی از معترضان که از کشتار مردم جان سالم به در برده است، «در همان لحظات اولیه تیراندازی، گلوله‌ای جنگی به پای علی اصابت کرده و او تعادلش را از دست داده و به زمین افتاده است».

به گفته این روای، در همین حین گوشی همراه علی از جیبش می‌افتد و او (راوی) آن را از زمین برمی‌دارد و جایی پناه می‌گیرد: «پای علی خونریزی داشت، ما نتوانستیم او را عقب بکشیم، نیروهای سرکوب بالای سر علی رسیدند، او را بلند کردند و کشان کشان با خود بردند.»

۳۳ روز ناپدیدسازی قهری

از لحظه بازداشت در شامگاه ۱۸ دی تا بامداد ۲۰ بهمن، هیچ اطلاعی از محل نگهداری، وضعیت جسمی یا سرنوشت علی به خانواده او که پیگیر سرنوشتش بودند، داده نشد.

خانواده علی که خبر مجروح شدن و بازداشت او را از شهروندی که گوشی همراه او را در دست داشت گرفته بودند، به هر دری زدند تا خبری از سلامت او و نهاد بازداشت‌کننده‌اش بگیرند.

هیچ نهادی از وزارت اطلاعات گرفته تا اطلاعات سپاه، نیروی انتظامی و آگاهی، مسئولیت بازداشت او را نپذیرفتند و خانواده ناچار بیمارستان‌ها و دادگاه‌ها و سردخانه‌ها را هم گشتند.

تنها پاسخ به خانواده این بود: اطلاعی نداریم.

انکار سیستماتیک اطلاع از سرنوشت شهروندی که ماموران امنیتی جلوی چشم شاهدان بازداشتش کرده بودند، مصداق بارز جرم بین‌المللی «ناپدیدسازی قهری» است که با هدف ایجاد رعب و وحشت در دل خانواده انجام شد.

این انکار عامدانه اطلاع از سرنوشت یک بازداشتی، یک پیام روشن داشته و دارد: حکومت راه هر پیگیری حقوقی را می‌بندد و خانواده را در تاریکی مطلق رها می‌کند؛ تاریکی‌‌ای که می‌تواند بستری برای اعدام فراقضایی باشد.

100%

پایان تلخ ۳۳ روز بی‌خبری

خانواده علی صبح زود دوشنبه ۲۰ بهمن پس از تماس مامور آگاهی عازم «بهشت رضا» شدند: «در سردخانه هیچ مامور امنیتی‌ای حضور نداشت. تنها چند کارمند آرامستان آن‌جا بودند.»

اما همین کارمندان پیام امنیتی‌ها را منتقل کردند: «به خانواده گفته شد حق ندارند پیکر را به حرم امام رضا ببرند.»

این منع در شهری که برای بسیاری از خانواده‌ها، وداع در حرم یک سنت مذهبی است، برای نزدیکان علی معنای روشنی داشت: کنترل کامل بر روایت مرگ، کنترل کامل بر صحنه وداع، و جلوگیری از هرگونه تجمع یا انتشار تصویر.

پیکری که گواهی جنایت می‌دهد

پیکر علی، با توجه به روایت شاهد عینی از شیوه بازداشت او و شرایط ظاهری‌اش در روز بازداشت، پرده از جنایتی کنار زد که در طول دوران بازداشت رخ داده و دستگاه سرکوب آن را انکار می‌کند.

صورت علی کبود بود و بینی او شکسته بود. شواهدی که نشان‌دهنده ضرب و شتم شدید پیش از قتل این معترض بازداشتی مجروح است.

اما علاوه بر جای زخم گلوله روی پای او، چیزی که نشانه آشکار قتل فراقضایی علی است، اثر یک سوراخ گلوله در سمت چپ پیشانی اوست: «وضعیت زخم نشان می‌داد که شلیک از فاصله نزدیک و احتمالا با اسلحه کمری انجام شده بود.»

دو نشانه دیگر، خانواده را به این نتیجه رساند که علی آن یک ماه را در بازداشت نیروهای امنیتی بود و در روزهای آخر پیش از تحویل پیکرش به قتل رسیده است: «علی پنج‌شنبه آرایشگاه رفته و اصلاح کرده بود و ته‌ریش بسیار کم‌پشتی داشت. ریش او بلند شده بود و پیکرش هم در وضعیتی بود که نمی‌خورد یک ماه از مرگش گذشته باشد.»

خاکسپاری با حضور لباس‌شخصی‌ها

پیکر این جان‌باخته در زادگاهش «ویرانی» به خاک سپرده شد. مراسم تدفین با حضور گسترده مردم و البته حضور پرشمار نیروهای لباس‌شخصی برگزار شد: «در حین برگزاری مراسم خاکسپاری، لباس‌شخصی‌ها قصد داشتند چند تن از شرکت‌کنندگان را در حاشیه مراسم بازداشت کنند، اما با مقاومت مردم ناکام ماندند.»

اما نیروهای امنیتی روز دوم خانواده را تهدید به لغو مراسم یادبود کردند که در یکی از مساجد ویرانی برگزار شد که «با این حال، با وساطت بزرگان فامیل مراسم برگزار شد».

بحران اطلاع‌رسانی و بی‌خبری افکار عمومی

شهرام سدیدی، فعال سیاسی اهل مشهد و ساکن بریتانیا، که نخستین بار خبر بازداشت و ناپدید‌شدن علی را منتشر کرد، در گفت‌و‌گو با ایران‌اینترنشنال گفت که معتقد است بی‌خبری افکار عمومی از بازداشت این معترض کار حکومت را برای کشتن او آسان‌تر کرد: «اگر خبر بازداشت او زودتر به ما می‌رسید تا درباره‌اش اطلاع‌رسانی کنیم شاید فشار افکار عمومی باعث می‌شد حکومت نتواند او را به این شیوه بی‌رحمانه به قتل برساند.»

سدیدی هشدار داد که گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد در مشهد در ۱۸ و ۱۹ دی و روزهای بعد از آن، بیش از هزار نفر و شاید چند هزار نفر بازداشت شده‌اند اما حتی درباره کمتر از یک‌دهم آن‌ها اطلاع‌رسانی نشده است و خطر ناپدیدسازی قهری شمار بیشتری از بازداشتی‌ها هست: «خانواده‌ها اغلب تجربه برخورد با ماموران امنیتی را ندارند و این تهدید آن‌ها را که اگر اطلاع‌رسانی کنید برای عزیز شما گران تمام می‌شود، باور می کنند و این موجب می‌شود درباره شمار قابل توجهی از بازداشتی‌ها هیچ خبری منتشر نشود.»

او گفت همین وضعیت این خطر را در پی‌ دارد که جان شمار بیشتری از معترضان در بازداشت با قتل حکومتی از دست برود: «من در روزهای اخیر پیام‌های زیادی از کسانی گرفته‌ام که می‌گویند عزیز آن‌ها پس از بازداشت ناپدید شده است، اما نااگاهی که با ترس از وحشی‌گری کنترل‌نشده حکومت تشدید شده، آن‌ها را از اطلاع‌رسانی بازداشته است و این موضوع در این اوضاع بسیار نگران‌کننده است.»

مستندسازی جنایات جمهوری اسلامی؛ دو نوجوان دیگر در فهرست «نیمکت‌های خالی»

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)

در ادامه روند ثبت و مستندسازی جنایات جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران نام دو نوجوان دیگر را که به دست نیروهای سرکوب حکومت کشته شدند، اعلام کرد.

این تشکل جمعه ۲۴ بهمن در کانال تلگرام خود نوشت امیرحسین کارگران، نوجوان ۱۷ ساله، که در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه زخمی شده بود، در بهمن‌ماه جان خود را از دست داد.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ضمن استفاده از هشتگ «نیمکت‌های خالی» برای گرامی‌داشت یاد دانش‌آموزان کشته‌شده، بر «پایان فوری خشونت، تضمین امنیت جانی کودکان و آزادی تمامی بازداشت‌شدگان» تاکید کرد.

در ادامه این پیام آمده است: «خون کودکان بی‌گناه محصول مستقیم سرکوب بی‌رحمانه است. هر نیمکت خالی فریاد خاموش نسلی است که با تیر و وحشت از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شده و یادآور نسلی است که با خشونت، آینده‌اش ربوده شد.»

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در بیانیه‌ای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، کشته شده‌اند.

۲۳ بهمن، پارلمان اروپا در قطعنامه‌ای ضمن محکوم کردن سرکوب خشونت‌بار مردم ایران هشدار داد کشتار معترضان از سوی جمهوری اسلامی می‌تواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد.

این نهاد خواستار مستندسازی مستقل این موارد از سوی نهادهای سازمان ملل، حفظ شواهد برای پیگردهای احتمالی آینده و پیگیری روند پاسخگویی از طریق سازوکارهای قضایی بین‌المللی شد.

100%

جاویدنام آریا شوقی تکمه‌داش، ۱۷ ساله

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران شامگاه ۲۳ بهمن اعلام کرد آریا شوقی تکمه‌داش، نوجوان ۱۷ ساله، یکی دیگر از قربانیان دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در اعتراضات اخیر بوده است.

بر اساس این گزارش، شوقی تکمه‌داش ۱۸ دی در فردیس کرج کشته شد.

این تشکل همچنین از ادامه بازداشت ایلیا کرمی، نوجوان ۱۷ ساله اهل دالاهو و از پیروان آیین یارسان، خبر داد و افزود با گذشت ۳۵ روز از دستگیری، هنوز اطلاعات دقیقی درباره مکان نگهداری، وضعیت جسمی و سرنوشت او منتشر نشده است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان تداوم بازداشت کرمی و بی‌اطلاع نگه داشتن خانواده او را قاطعانه محکوم کرد و افزود: «بازداشت کودکان، محروم کردن خانواده‌ها از حق اطلاع، و نگهداری افراد زیر ۱۸ سال در شرایط نامعلوم، نقض آشکار حقوق کودک، آزادی‌های بنیادین و تعهدات بین‌المللی دولت ایران است.»

۱۹ بهمن، این تشکل در بیانیه‌ای اعلام کرد در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۲۰۰ دانش‌آموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان تاکید کرد نیمکت‌های خالی در مدارس یادآور جنایات جمهوری اسلامی و سیاستی هستند که «کودک را از کلاس به گورستان فرستاد».

گزارش‌ها همچنین از بازداشت خشن کودکان و نوجوانان در جریان اعتراضات اخیر و بی‌خبری مطلق خانواده‌ها از وضعیت آنان حکایت دارند.

  • بازداشت ایلتای آخوندی، نوجوان ۱۴ساله مبتلا به آسم در گنبدکاووس

    بازداشت ایلتای آخوندی، نوجوان ۱۴ساله مبتلا به آسم در گنبدکاووس

پیام مخاطب: بازار قشم با فضای امنیتی پس از اعتراضات راکد شده است

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۴۴ (‎+۰ گرینویچ)

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از رکود گسترده بازار در قشم پس از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه خبر می‌دهد. به گفته یک شهروند، از ۱۸ تا ۲۵ دی تقریباً همه مغازه‌های سیتی‌سنتر، بازار ستاره، مال‌های بزرگ و بازار قدیم بسته بودند و اجازه فعالیت نداشتند.

پس از بازگشایی نیز مشتریان بازنگشته‌اند و بسیاری از کسبه با ضرر سنگین روبه‌رو شده‌اند.

به گفته او، اجاره برخی واحدها در سیتی‌سنتر به ماهی ۶۰ میلیون تومان می‌رسد و در مناطقی مانند درگهان و گیاهدان که مرکز فروش لوازم خانگی است، مغازه‌های زیادی خالی مانده‌اند. نوسان نرخ درهم نیز باعث زیان مضاعف شده؛ فروش با یک نرخ و خرید مجدد با نرخ بالاتر. این شهروند می‌گوید به‌دلیل فضای عزاداری و شرایط امنیتی، خریداران از شهرستان‌ها نیز کمتر به قشم سفر می‌کنند.

پیش‌تر نیز گزارش‌هایی از رکود کافه‌ها و مراکز خدماتی در شهرهای مختلف منتشر شده بود که نشان می‌دهد فضای امنیتی و پس‌لرزه‌های اعتراضات، فعالیت اقتصادی را در بسیاری از مناطق تحت تأثیر قرار داده است.

روزنامه شرق درباره حملات رسانه‌های حکومتی به سروش رفیعی: اگر غم ندارید، دهانتان را ببندید

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

سایت روزنامه شرق در یادداشتی درباره حمله صداوسیما و رسانه‌های حکومتی به سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس، بابت حمایت از انقلاب ملی ایرانیان، نوشت: «بی‌غمی شما یا وانمود کردن به بی‌غمی، خشم عمومی را بیشتر می‌کند. به جای تاختن به مردم و مسخره کردن آنها، دهان بسته نشسته به کنجی به.»

در این یادداشت با اشاره به اظهارات رفیعی درباره «اجباری» بودن حضور بازیکنان در مسابقات فوتبال، آمده است: «بازیکن پرسپولیس از حاکم شدن یک سوگ جمعی و اندوه فراگیر در سطح جامعه صحبت کرد که رمق و توانی برای کسی نمانده است. فقط او نیست که با یک درد بزرگ دست‌وپنجه نرم می‌کند و این موضوع کاملا عملکردش را تحت تاثیر قرار داده است، این رخوت و خمودگی در بازیکنان تیم‌های دیگر هم دیده می‌شود.»

در ادامه آمده است: «تنها خاصیت جامعه فوتبال نیست که به گفته رفیعی مجبور به بازی هستند. شاید در دیگر مشاغل هم این ناامیدی و سرخوردگی دیده شود، ولی از آنجا که فوتبال یک پدیده اجتماعی است که افکار عمومی آن را دنبال می‌کند، اتفاقات آن بیشتر بازخورد دارد. نگاهی به مشاغل دیگر هم همین سرخوردگی را نشان می‌دهد.»

در بخش دیگری از این یادداشت با اشاره به وضعیت اقتصادی آمده است: «هر آنچه در اطراف می‌بینیم، می‌تواند بی‌انگیزگی کافی برای صاحبان مشاغل ایجاد کند تا در بلاتکلیفی و رنج معیشت گرفتار باشند. یک زیست ساده هم این روزها برای مردم به‌سختی مهیا است و یک بازیکن فوتبال نسبت به آنچه در دی‌ماه گذشت واکنش نشان داد.»

در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: «حالا که تریبون دست کسانی است که یا دغدغه‌ای ندارند، یا دغدغه مردم را ندارند، کاش در همان حد آیا این گل آفساید بود یا نه بیشتر صحبت نمی‌کردند. بی‌غمی شما یا وانمود کردن به بی‌غمی، خشم عمومی را بیشتر می‌کند. به جای تاختن به مردم و مسخره کردن آنها، دهان بسته نشسته به کنجی به.»