• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

دارایی‌زاده: سرکوب دو روزه در ایران مصداق روشن «جنایت علیه بشریت» است

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۰۳ (‎+۰ گرینویچ)

بهنام دارایی‌زاده، پژوهشگر ارشد کمپین حقوق بشر ایران، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت آنچه در ایران تنها در فاصله دو روز رخ داد، بدون هیچ تردیدی خونین‌ترین سرکوب سیاسی در تاریخ صد و پنجاه ساله معاصر ایران است و از نظر حقوقی مصداق روشن «جنایت علیه بشریت» به شمار می‌آید.

او تاکید کرد ابعاد این کشتار هنوز به‌طور کامل روشن نشده، اما شواهد موجود نشان می‌دهد با یک حمله سازمان‌یافته، عامدانه و سراسری علیه جمعیت غیرنظامی روبه‌رو بوده‌ایم؛ حمله‌ای که نه به یک منطقه محدود، بلکه به کل کشور تعمیم داده شد. به گفته دارایی‌زاده، این سرکوب صرفا معترضان را هدف قرار نداد و صدها نفر از عابران، رهگذران، بیماران، کودکان و خردسالان نیز در جریان این کشتار جان خود را از دست دادند.

این پژوهشگر حقوق بشر با اشاره به اظهارات پیام اخوان، حقوقدان و دادستان پیشین جنایت‌های جنگی، گفت در قتل‌عام صربرنیتسا در دهه نود میلادی، حدود هشت هزار نفر در بازه‌ای سه‌هفته‌ای کشته شدند، اما در ایران، در بازه‌ای به‌مراتب کوتاه‌تر، ده‌ها هزار شهروند که تنها خواهان حقوق و آزادی‌های اولیه خود بودند، قربانی سرکوب شدند.

دارایی‌زاده افزود از منظر حقوق بین‌الملل، تردیدی وجود ندارد که این وقایع در چارچوب «جنایت علیه بشریت» قرار می‌گیرد و جامعه جهانی باید سازوکارهای مشخص و موثری را برای پاسخ‌گویی عاملان این جنایت و جلوگیری از تداوم آن به کار بگیرد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

علوی، حقوقدان: تشدید تحریم‌ها درآمدهای نفتی ایران را بیش از پیش کاهش می‌دهد

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)

فرهاد علوی، حقوقدان و کارشناس تحریم‌های مالی و بانکی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت تشدید تحریم‌ها می‌تواند فشار قابل‌توجهی بر اقتصاد ایران وارد کند، چرا که اقتصاد کشور به‌شدت به درآمدهای نفتی وابسته است.

او توضیح داد در شرایطی که نفت ایران به‌دلیل تحریم‌ها و محدودیت‌های گسترده، از جمله تحریم «کشتی‌های سایه» و اعمال تحریم‌های ثانویه، با دشواری فزاینده‌ای در بازارهای جهانی روبه‌روست، شمار خریداران آن کاهش یافته است. به گفته علوی، بسیاری از خریداران بالقوه تمایلی ندارند خود را در معرض ریسک تحریم‌های آمریکا قرار دهند و به همین دلیل از خرید نفت ایران خودداری می‌کنند.

جهانبگلو: اگر ترامپ مداخله نکند،‌ایرانیان آن را به عنوان عقب‌نشینی بزرگ ارزیابی خواهند کرد

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۴۳ (‎+۰ گرینویچ)

رامین جهانبگلو، مدیر مرکز مطالعات عدم خشونت و صلح ماهاتما گاندی، در یادداشتی نوشت:‌ «اگر دونالد ترامپ به‌رغم سخنانش اقدام به مداخله نکند، ایرانیان آن را به عنوان یک عقب‌نشینی بزرگ تفسیر خواهند کرد و جمهوری اسلامی آن را چراغ سبزی برای موج دیگری از قتل‌عام خواهد دید.»

جهانبگلو در این یادداشت که سه‌شنبه هفتم بهمن در روزنامه ایندین اکسپرس منتشر شد، با اشاره به سرکوب اعتراضات سراسری در ایران نوشت: «فراموش نکنیم که این کشتارها که عمدتا جوانان را هدف گرفته بود، به‌طور قطع بر تصور اجتماعی-سیاسی ملت ایران تاثیر خواهد گذاشت.»

او افزود: «بسیاری با چشم‌انداز تغییر به زندگی خود ادامه خواهند داد، اما با وحشی‌گری و سرکوب فعلی، طبقه متوسط ​​و کسانی که در فقر زندگی می‌کنند، کم‌کم به این باور می‌رسند که تنها یک شورش مسلحانه یا مداخله خارجی می‌تواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند.»

جهانبگلو «این تغییر به سمت خشونت توسط نسلی صلح‌جو» را «مایه تاسف»‌ خواند و آن را «مغایر با ایده ایران به عنوان تمدنی زیبا و مدارای بین فرهنگی و بین قومی» ارزیابی کرد.

  • آمریکا هم‌زمان با گرفتن آرایش حمله، شروط خود برای جمهوری اسلامی را تکرار کرد

    آمریکا هم‌زمان با گرفتن آرایش حمله، شروط خود برای جمهوری اسلامی را تکرار کرد

او در بخشی از یادداشت خود با اشاره به «شکست اخلاقی» بریتانیا در توافق‌نامه مونیخ در سال ۱۹۳۸ که با واگذاری بخشی از چکسلواکی به آلمان نازی موافقت کرد، افزود: «رییس‌جمهوری آمریکا، با وارد شدن به بازی اگر و مگر با دولت ایران، همان خطای استراتژیک را تکرار می‌کند.»

اشاره جهانبگلو به هشدار ترامپ به مقامات جمهوری اسلامی در مورد سرکوب معترضان بود که پس از گذشت چند روز، «لحن خود را ملایم‌تر کرد» و گفت تضمین‌هایی دریافت کرده که اعدام‌ها و کشتار معترضان متوقف شده است.

او اضافه کرد رییس‌جمهوری آمریکا در روزهای اخیر بارها در مورد کمک به مردم ایران صحبت کرده اما «واقعیت تلخ این است که او و دولتش یک هفته دیر کرده‌اند.»

جهانبگو در ادامه یادداشت خود به کشته شدن هزاران نفر، بازداشت هزاران شهروند دیگر و متهم شدن به محاربه اشاره کرد که می‌تواند صدور حکم اعدام را برای آنان به همراه داشته باشد.

  • عبدالله مهتدی: اجازه ندهید رژیمی که دشمن مردم ایران است خاورمیانه را به آتش بکشد

    عبدالله مهتدی: اجازه ندهید رژیمی که دشمن مردم ایران است خاورمیانه را به آتش بکشد

او نوشت مقامات جمهوری اسلامی تصمیم گرفته‌اند قدرت خود را به هر قیمت که شده، حفظ کنند، و اضافه کرد رژیم با فراخواندن سپاه پاسداران و بسیج، به شدت از نیروی مرگ‌بار و سرکوب‌های خشونت‌آمیز استفاده کرده است.

جهانبگلو با اشاره به گزارش‌های مربوط به استفاده مقامات جمهوری اسلامی از شبه‌نظامیان نیابتی عراقی و دیگر خارجی‌ها برای سرکوب اعتراضات نوشت: «این شبه‌نظامیان نیابتی عمدتاً اعضای شبه‌نظامیان شیعه عراقی از جمله نیروهای حشدالشعبی هستند. به نظر می‌رسد که حکومت ایران شبه‌نظامیان شیعه خارجی را به کار می‌گیرد، زیرا نیروهای امنیتی داخلی ممکن است نشانه‌هایی از تردید در کشتن هموطنان ایرانی خود نشان دهند.»

پیش‌تر ایران‌اینترنشنال ۱۷ دی در گزارشی اختصاصی نوشته بود شبه‌نظامیان عراقیِ وابسته به حکومت ایران،‌ از جمله حشدالعشبی شروع به جذب نیرو برای کمک به نیروهای جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات در ایران کرده‌اند.

این گزارش ۲۵ دی از سوی شبکه خبری سی‌ان‌ان تایید شد. منبع اروپایی در مصاحبه با سی‌ان‌ان تایید کرده بودند که ۸۰۰ نیروی شیعه از استان‌های دیالی، میسان و بصره عراق، در پوشش سفرهای زیارتی، برای مشارکت در سرکوب‌ها عازم ایران شده‌اند.

کاظمیان: قدیانی از زندان اوین خامنه‌ای را به صدور فرمان کشتار متهم کرد

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

مرتضی کاظمیان، روزنامه‌نگار، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال درباره پیام ابوالفضل قدیانی از زندان اوین گفت صدور این پیام، آن هم از سوی زندانی‌ای که نزدیک به دو سال است در حبس و تحت فشار قرار دارد، از نظر سیاسی و اخلاقی اهمیت ویژه‌ای دارد.

به گفته کاظمیان، قدیانی در پیام خود بدون ملاحظه و تعارف، سرکوب اعتراض‌ها را «جنایت، قتل‌عام و جنایت علیه بشریت» نامیده و به‌صراحت تاکید کرده است که فرمان این کشتار از سوی علی خامنه‌ای صادر شده است. او در این زمینه به سخنرانی خامنه‌ای در سیزدهم دی‌ماه اشاره می‌کند؛ سخنرانی‌ای که پنج روز پیش از آغاز کشتار انجام شد و در آن، رهبر جمهوری اسلامی معترضان را «اغتشاشگر» خواند و خواستار برخورد با آنان شد.

کاظمیان افزود قدیانی در پیام خود تاکید کرده خامنه‌ای به‌خوبی می‌داند اکثریت مردم ایران او را نمی‌خواهند و به همین دلیل، برای حفظ قدرت، به هر قیمتی متوسل شده است.
به گفته این روزنامه‌نگار، بخش مهم دیگری از پیام قدیانی خطاب به جریان‌های سیاسی است؛ جایی که او از همه نیروها، به‌ویژه طیف‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان، می‌خواهد مرز خود را به‌طور شفاف با حکومت جدا کنند، در کنار مردم بایستند و این جنایت علیه بشریت را محکوم کنند.

سکوت معنادار گرتا تونبرگ

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
مهران عباسیان

ایران‌اینترنشنال برای روشن شدن موضع گرتا تونبرگ در مورد انقلاب ملی ایرانیان، از طریق تماس تلفنی و ایمیل تلاش کرد با او گفت‌وگو کند، اما او از انجام هرگونه مصاحبه یا اظهارنظر درباره اعتراضات ایران خودداری کرد؛ سکوتی که برای بسیاری، گویاتر از هر پاسخ صریحی است.

گرتا تونبرگ در سال‌های اخیر به نماد نسل جدیدی از کنشگران جهانی تبدیل شده است؛ چهره‌ای که نه‌تنها درباره بحران اقلیمی، بلکه در موضوعات سیاسی و انسانی نیز مواضعی صریح اتخاذ می‌کند.

او در یک سال گذشته، بارها با چفیه و پرچم فلسطین در راهپیمایی‌ها حاضر شد، پیام‌های تندی علیه اسرائیل منتشر کرد و کوشید خود را «صدای قربانیان غزه» معرفی کند.

همین حضور پررنگ، برای بسیاری او را به «الگویی از شجاعت اخلاقی و تعهد انسانی» تبدیل کرد، اما همین تصویر، امروز به‌طور جدی زیر سؤال رفته است.

در حالی‌که سرکوب اعتراضات سراسری در ایران، بنا بر گزارش‌ها، به کشته شدن ده‌ها هزار نفر و زخمی شدن صدها هزار نفر انجامیده است و شمار قابل توجهی از قربانیان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند، گرتا تونبرگ ترجیح داده است سکوت کند؛ سکوتی کامل، بدون حتی یک پیام هم‌دلانه یا اشاره کوتاه.

این سکوت، نه در حاشیه، بلکه در تضاد مستقیم با ادعاهای پیشین او درباره دفاع از جان انسان‌ها قرار دارد.

منتقدان می‌گویند مساله، دیگر «فراموشی» یا «بی‌اطلاعی» نیست. گرتا تونبرگ نشان داده است که وقتی بخواهد، می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن به تحولات جهانی واکنش نشان دهد. بنابراین پرسش اصلی این است: چرا ایران نه؟ چرا وقتی معترضان غیرمسلح در خیابان‌ها کشته می‌شوند ، بسیاری از کنشگرانی که مدعی عدالت جهانی‌اند، ناگهان خاموش می‌شوند؟

این سکوت در بستری رخ می‌دهد که خود به‌شدت سیاسی شده است. دوشنبه ششم بهمن در سوئد، برخی از گروه‌های حامی فلسطین که طی دو سال گذشته به‌طور مستمر در خیابان‌های این کشور راهپیمایی می‌کردند، این بار پرچم جمهوری اسلامی را نیز به تجمع‌های خود افزودند؛ اقدامی که در بخشی از شهر گوتنبرگ به حمله به راهپیمایی ایرانیان آزادی‌خواه انجامید.

برای بسیاری از ایرانیان، این اتفاق نماد روشنی از پیوند خطرناک میان برخی جریان‌های به‌اصطلاح «ضدجنگ» با یکی از سرکوگرترین حکومت‌های منطقه خاورمیانه بود.

در چنین فضایی، سکوت گرتا تونبرگ دیگر یک «عدم موضعگیری» ساده تلقی نمی‌شود، بلکه به‌عنوان بخشی از یک الگوی بزرگ‌تر دیده می‌شود: کنشگری انتخابی. الگویی که در آن، برخی قربانیان شایسته همدلی و پوشش رسانه‌ای‌هستند و برخی دیگر، به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک، نادیده گرفته می‌شوند.

این رویکرد، نه‌تنها اعتبار اخلاقی چهره‌هایی مانند گرتا تونبرگ را زیر سؤال می‌برد، بلکه اساس مفهوم حقوق بشر جهانی را تضعیف می‌کند. اگر دفاع از جان انسان‌ها وابسته به جغرافیا، ائتلاف‌های سیاسی یا روایت‌های محبوب باشد، دیگر نمی‌توان از «عدالت» سخن گفت؛ آنچه باقی می‌ماند، سیاست‌ورزی با نقاب اخلاق است.

سوگواری برای کشته‌شدگان دی ۱۴۰۴؛ آیینی که از نظم نمادین خارج می‌شود

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

سوگواری همواره ابزاری برای بازتولید نظم جامعه زندگان تلقی شده است. آیین‌های جمعی از جمله عزاداری، لحظاتی هستند که جامعه با رجوع به نمادهای مشترک، انسجام خود را ترمیم می‌کند.

آنچه در سوگواری‌های جان‌باختگان دی ۱۴۰۴ رخ می‌دهد اما دقیقا وارونه این منطق است: آیین‌ها نه برای ترمیم نظم، بلکه برای افشای فروپاشی آن شکل گرفتند.

این سوگ‌ها نه بازگشت به «ما»ی تثبیت‌شده، بلکه اعلام گسست از آن هستند. جامعه، به‌جای آن که از خلال سوگ دوباره با نظم مسلط آشتی کند، از سوگ به‌عنوان لحظه‌ای برای نامشروع کردن آن نظم استفاده می‌کند. از این روست که باید این آیین‌ها را نه «سوگواری»، بلکه نوعی «کنش آیینیِ اعتراضی» فهمید.

  • ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

    ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

سوگ در وضعیت بینابینی

آیین‌ها اغلب در لحظه‌هایی رخ می‌دهند که معنا در حالت تعلیق است. زمانی که فرد یا جامعه نه کاملا در وضعیت قبلی قرار دارد و نه هنوز به وضعیت تازه‌ای رسیده است. سوگواری‌های دی ۱۴۰۴ دقیقا در همین میانه شکل گرفته‌اند. این مراسم‌ نه شبیه عزاداری‌های شناخته‌شده است و نه به‌طور کامل به جشن شباهت دارد. نه خاموش و فروخورده است و نه صرفا فریاد خشم. آن‌ها در جایی میان اندوه و اعتراض ایستاده‌اند و از همین موقعیت میانی، معنای تازه‌ای ساخته‌اند.

رقص در سوگ، موسیقی در تشییع، شبه‌عروسی برای مردگان جوان و موارد مشابه، همه نشانه‌های یک وضعیت آستانه‌ای‌اند: جامعه‌ای که میان زندگی و مرگ، امید و خشم، اندوه و مقاومت، معلق مانده است.

اما تفاوت مهم اینجاست که این تعلیق، منفعل نیست و آستانه، به صحنه مداخله بدل می‌شود. یعنی جامعه، به‌جای عبور آرام از این آستانه، در آن مکث می‌کند و معنا را بازمی‌نویسد.

بدن سیاسی؛ وقتی بدن سوگوار سخن می‌گوید

بدن صرفا حامل معنا نیست؛ خود معناست. در این چارچوب، آنچه در رقص‌های سوگوارانه دیده می‌شود، چیزی فراتر از بیان احساسات است.

بدن، در برابر قدرتی که می‌خواهد آن را به ابژه‌ای خاموش بدل کند، به فاعل تبدیل می‌شود.

سوگ، به ویژه سوگ فرد کشته‌شده به دست حکومت، امری سیاسی است، زیرا تعیین می‌کند کدام زندگی «سوگ‌پذیر» است.

رقص در این سوگ‌ها، اعلان این حقیقت است که این جان‌ها خلاف آنچه حکومت سعی کرد با ایشان بکند، سوگ‌پذیرند، ارزش‌مندند و مرگشان قابل عادی‌سازی نیست.

بدن رقصان، در برابر بدن سرکوب‌شده، به شهادت‌نامه‌ای زنده بدل می‌شود.

در ادامه بدن فرد جان‌باخته، حالا بدن سوگوار است که اطاعت نمی‌کند: نه می‌نشیند، نه فرو می‌ریزد، نه خاموش می‌شود. حرکت، خود مقاومت است.

در این معنا، رقص نه تزیین سوگ، بلکه سیاست بدن است.

صدا در برابر الهیات سکوت

نفی نوحه و دعا و جایگزینی آن با موسیقی، شکل دیگری از سوگواری‌های امروز برای جان‌باختگان وطن‌اند.

این کنار گذاشتن سنت‌های مذهبی، شکلی از قطع پیوند با «الهیات سکوت» است.

در منطق رسمی، آیین مرگ باید یا قدسی برگزار شود یا خاموش.

دعاخوانی، وعده معنا در جهانی دیگر است. روشی برای تعلیق خشم و به تعویق انداختن میل به عدالت برای زندگان. اما موسیقی، معنا را به این‌جا و اکنون بازمی‌گرداند.

موسیقی در این آیین‌ها نه تسلی می‌دهد و نه پاسخ نهایی است، بلکه فقدان را زنده نگه می‌دارد. این همان چیزی است که قدرت از آن هراس دارد: سوگی که بسته نشود، سوگی که به نتیجه نرسد، سوگی که مطالبه بماند.

جشن جوانان ناکام

شبه‌عروسی‌ها و آیین‌های جشن‌گون هم شکل دیگری از این سوگواری‌ها هستند.

این گونه مراسم را باید از منظر «سیاست زمان» دید.

مرگ جوانان، فقط حذف یک بدن نیست؛ قطع یک آینده است که می‌توانست سرشار از اتفاق‌ها باشد.

این آیین‌ها، زمان از دست رفته را احضار می‌کنند. جامعه با برگزاری مراسمی که باید در آینده رخ می‌داد، خشونت را نه در لحظه مرگ، بلکه در تغییر معنای زمان افشا می‌کند.

در این معنا، سوگ از گذشته‌محور بودن فاصله می‌گیرد و آینده‌محور می‌شود.

این سوگ، برای آنچه رخ داده نمی‌گرید؛ برای آنچه هرگز اجازه نیافت رخ دهد، عزاداری می‌کند.

این همان نقطه‌ای است که سوگ به نقد ساختاری بدل می‌شود.

  • جاویدنامان وحید و حمید ارزانلو، برادرانی که دغدغه میهن داشتند نه معیشت

    جاویدنامان وحید و حمید ارزانلو، برادرانی که دغدغه میهن داشتند نه معیشت

رنگ، نماد و گسست از اقتصاد رسمی معنا

برخی خانواده‌های داغدار خلاف رسم سنتی ایران، پوشش سفید را برای مراسم سوگ برگزیدند.

انتخاب سفید به‌جای سیاه را هم باید در چارچوب بازی با قدرت فهمید.

سیاه، رنگ سوگ مشروع است. رنگی که نظام معنا آن را مجاز کرده است. خروج از سیاه، خروج از مجوزهای رسمی است.

سفید، در اینجا نه رنگ پاکی مذهبی، بلکه رنگ امتناع است. امتناع از همدلی با روایتی که مرگ را طبیعی جلوه می‌دهد.

اینجاست که رنگ، به زبان بی‌صدا بدل می‌شود. انتخاب رنگ، کنشی است که بدون شعار و بدون بیانیه، نظم نمادین را مختل می‌کند.

  • بیش از ۴۰ نویسنده و فعال هنر کودک، سرکوب خونین کودکان و نوجوانان در ایران را محکوم کردند

    بیش از ۴۰ نویسنده و فعال هنر کودک، سرکوب خونین کودکان و نوجوانان در ایران را محکوم کردند

سوگ مدنی در برابر سیاست مرگ

در نهایت، این آیین‌ها را می‌توان مقاومت در برابر «سیاست مرگ» دانست: جایی که قدرت تصمیم می‌گیرد چه کسی بمیرد و مرگش چگونه معنا شود.

سوگواری‌های دی ۱۴۰۴ تلاشی‌ هستند برای پس زدن این رویکرد.

این آیین‌ها نمی‌خواهند مرگ را توجیه کنند، قدسی کنند یا فرد درگذشته را فراموش کنند بلکه می‌خواهند آن را افشا کنند.

در این معنا، سوگ به کنش بدل می‌شود؛ کنشی زیبایی‌شناسانه، بدنی، جمعی و عمیقا سیاسی.

سوگواری‌های دی ۱۴۰۴ را باید به‌مثابه لحظه‌ای نادر در تاریخ معاصر ایران دید: لحظه‌ای که جامعه، حتی در مرگ، از اطاعت سر باز می‌زند. می‌رقصد، می‌نوازد، رنگ عوض می‌کند، آیین‌ها را می‌شکند و از دل فقدان، معنا می‌سازد.

این سوگ‌ها پایان نیستند. تعلیق هستند. پرونده‌ای که هنوز بسته نشده و قرار نیست بسته شود.