• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

آزمایش موشکی احتمالی جمهوری اسلامی در سمنان

۳ مهر ۱۴۰۴، ۲۱:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)

آسوشیتدپرس با تحلیل تصاویر ماهواره‌ای می‌گوید جمهوری اسلامی هفته گذشته احتمالا آزمایش موشکی اعلام‌نشده‌ای در یک پایگاه فضایی در سمنان انجام داده است. تهران این پرتاب را هنوز تایید نکرده است.

گفت‌وگو با اردوان روزبه، خبرنگار ایران‌اینترنشنال و فرزین ندیمی، پژوهش‌گر امور دفاعی

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۳
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

جنگ جنگ تا نابودی! پزشکیان چطور نقش تلخکِ بیت را در صحن سازمان ملل ایفا کرد؟

۳ مهر ۱۴۰۴، ۰۵:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

وضعیت این است که مسعود پزشکیان در سخنرانیِ خود در نیویورک تمرکز را نه بر ایران، بلکه بر فلسطین گذاشت و از سیاست‌های جمهوریِ اسلامی دفاع کرد و بحث را اخلاقی کرد؛ مبنی بر اینکه «آنچه بر خود نمی‌پسندی، بر دیگران مپسند.»

هم‌زمان در داخلِ ایران صداهایی از مجلس و دیگر نهادها شنیده می‌شود که بر ضرورتِ بازدارندگیِ هسته‌ای پافشاری دارند؛ تازه‌ترین نمونه، نامهٔ ۷۱ نماینده مجلس برای بررسیِ ساخت و نگهداریِ سلاحِ هسته‌ای است. خامنه‌ای هم دیروز گفت مذاکره با آمریکا «بن‌بستِ محض» است و بر ادامهٔ غنی‌سازیِ اورانیوم تأکید کرد.

خامنه‌ای شهادت را ترجیح می‌دهد!
سخنانِ دیروزِ خامنه‌ای و سپسِ سخنانِ امروزِ پزشکیان نشان می‌دهد که اولویت‌های حکومت بحران‌های معیشتی و نیازهای روزمره مردم نیست و مسائلِ امنیتی و منطقه‌ای است؛ این به معنای تمرکزِ منابعِ محدودِ کشور بر حوزه‌هایِ نظامی و راهبردی است که در نهایت هزینه آن از جیبِ شهروندان پرداخت می‌شود. رفتارِ رئیس‌جمهوری در سازمانِ ملل نیز تلاشی برای مشروعیت‌بخشیِ بین‌المللی به سیاست‌هایی بود که در تهران توسطِ خامنه‌ای تدوین می‌شود. به نظر می‌رسد خامنه‌ای تصمیم گرفته شربتِ شیرینِ شهادت را بنوشد و از خود امامزاده‌ای بسازد؛ امامزاده‌ای که پس از مرگش بسیجیان دورِ گنبدش سینه‌زنی کنند و بگویند: «خدایی سایه‌ای رفت از سرِ ما.»

سناریویِ بد، میانه و مطلوب
در سناریویِ بد، اگر جنگِ دیگری صورت بگیرد، بارِ اصلی همواره بر دوشِ کارگران، معلمان، پرستاران و خانواده‌هایِ زیرِ خطِ فقر سنگینی می‌کند؛ همان کسانی که همین حالا نیز در تنگنایِ اقتصادی روزگار می‌گذرانند. جنگِ دوم با اسرائیل، همراه با افزایشِ تحریم‌ها، انزوایِ بین‌المللی و فشارِ اقتصادیِ شدیدتر بر طبقاتِ متوسط و ضعیف، فاجعه‌ای برای بخشِ عظیمی از مردمِ ایران خواهد بود. خامنه‌ای، بی‌تعارف، دارد به استقبالِ این جنگ می‌رود. حتی در سناریویِ میانه هم وضعیت زیاد خوب نیست؛ در این سناریو مسیرِ فعلی — یعنی انسدادِ دیپلماسی با هزینه‌هایِ اقتصادیِ قابل‌توجه و نمایش‌هایِ نمایشی در عرصهٔ بین‌المللی — ادامه خواهد یافت و نتیجهٔ آن چیزی جز اعتراضاتِ پراکنده و تداومِ فشارِ اجتماعی نخواهد بود. و در نهایت، مطلوب‌ترین، اما بعید ترین حالت، بازگشت به رویکردهایِ دیپلماتیکِ مؤثر و تمرکز بر مطالباتِ معیشتیِ مردم است؛ مسیری که تنها در صورتِ تغییرِ جدی در رأسِ هرمِ تصمیم‌گیری یا تحتِ فشارِ گسترده افکارِ عمومی و نخبگان ممکن خواهد شد.

جنگ، جنگ تا نابودی!
ترکیبِ مواضعِ رهبرِ جمهوریِ اسلامی و سخنانِ پزشکیان در نیویورک تصویری روشن از اولویت‌هایِ امروزِ نظام ارائه می‌دهد: تقابل به‌جای گفت‌وگو، مشروعیت‌سازیِ خارجی به‌جای پاسخ‌گویی به بحران‌هایِ داخلی، و تمرکز بر امنیت به بهایِ معیشت. منافعِ این سیاست‌ها در خدمتِ تثبیتِ قدرتِ حاکمیت و تقویتِ جایگاهِ منطقه‌ایِ آن خواهد بود، اما بهایِ آن بر دوشِ مردمِ عادیِ ایران سنگینی می‌کند. در نهایت، آنچه در سطحِ کلان به‌عنوانِ «مقاومت» و «بازدارندگی» تبلیغ می‌شود، در زندگیِ روزمرهٔ شهروندان به معنیِ محرومیت، ناامنی و فشاری مضاعف است؛ مسیری که نه به رفاه و ثبات، بلکه به تشدیدِ بحران و انزوایِ بیشتر می‌انجامد.

چرا جمهوری اسلامی به‌جای مذاکره، جنگ را انتخاب کرد؟
این پرسشی است که در «برنامه با کامبیز حسینی» از مخاطبان پرسیدیم. کیان امانی به‌صورت زنده از هتل محل اقامت هیأت ایرانی گزارش داد. مریم رحمتی و سمیرا قرایی از سازمان ملل به بررسی آخرین خبرها در مورد سفرِ پزشکیان و وضعیت کنونی جمهوری اسلامی پرداختند.


«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا پنج‌شنبه، ساعت ۱۱ شب به وقت تهران، به‌صورت زنده از شبکهٔ ایران‌اینترنشنال پخش می‌شود.

تایمز اسرائیل: نجات احمد الشرع توسط عراق نشانه ترک در محور ایران است

۳ مهر ۱۴۰۴، ۰۴:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

به نوشته تحلیل‌گر تایمز اسرائیل، اقدام دستگاه اطلاعاتی عراق در خنثی کردن توطئه ترور احمد الشرع، رئیس‌جمهوری موقت سوریه، می‌تواند نقطه عطفی در تحولات خاورمیانه باشد.

تحلیل‌گر این نشریه می‌نویسد هرچند غرب توجه چندانی به این خبر نشان نداد، اما برای اسرائیل اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نشان می‌دهد «زمین زیر پای محور مقاومت ایران در حال شکاف برداشتن است».

بر اساس این گزارش، روابط عراق و سوریه که در دهه‌های گذشته به دلیل رقابت دو رژیم بعثی سرشار از خصومت بود، اکنون با تغییر قدرت در دمشق به سمت همکاری حرکت کرده است. تایمز اسرائیل تاکید می‌کند حمایت بغداد از الشرع به معنای وجود یک رابطه کاری میان دستگاه‌های امنیتی عراق و سرویس‌های جدید اطلاعاتی سوریه است؛ رابطه‌ای که حتی به تبادل پرونده‌های امنیتی و بازگرداندن افسران پیشین برای تصفیه بقایای رژیم قدیم منجر شده است. این سطح از هماهنگی به نوشته این رسانه اسرائیلی پیامی روشن دارد: «بقای سوریه دیگر صرفاً از مسیر تهران نمی‌گذرد.»

  • آغاز مذاکرات امنیتی اسرائیل و سوریه؛ رهبری جدید دمشق خواستار پایان حملات هوایی شد

    آغاز مذاکرات امنیتی اسرائیل و سوریه؛ رهبری جدید دمشق خواستار پایان حملات هوایی شد

تحلیل‌گر این نشریه اضافه می‌کند که ایران از این روند خشمگین است، زیرا سال‌ها تلاش کرده بغداد را به طور کامل در محور مقاومت درگیر کند. اما اقدام عراق در حمایت از الشرع «توهینی مستقیم به دستورکار تهران» تلقی می‌شود و نشانه‌ای است از اینکه بغداد نمی‌خواهد آینده سوریه را در انحصار ایران ببیند. تایمز اسرائیل می‌نویسد هر گونه همکاری مرزی و امنیتی میان بغداد و دمشق «میخی بر تابوت رؤیای تسلط دائمی ایران بر دمشق» است.

از نگاه تحلیل‌گر اسرائیلی این رسانه، تحول اخیر برای اسرائیل فراتر از یک اتفاق نمادین است. گزارش یادآور می‌شود: «اگر دستگاه اطلاعاتی عراق می‌تواند از رئیس‌جمهوری سوریه محافظت کند، پس حتی دشمنان دیرینه هم قادرند بر اساس ضرورت بقا به تفاهم امنیتی برسند.» تایمز اسرائیل این روند را فرصتی برای کاهش سطح تقابل با سوریه و حتی زمینه‌ساز چارچوب‌های محدود امنیتی می‌داند که می‌تواند روزی به نفع ثبات مرزهای شمالی اسرائیل تمام شود.

این نشریه همچنین به اظهارات اخیر الشرع اشاره می‌کند که از احتمال توافق امنیتی با اسرائیل سخن گفته بود؛ توافقی که حتی می‌تواند به پیوستن دمشق به توافق‌های ابراهیم منجر شود. در پایان، تحلیل‌گر تایمز اسرائیل نتیجه می‌گیرد: «هر ترک در محور ایران یک فرصت برای اسرائیل است و این ترک هر روز گسترده‌تر می‌شود.»

تسکین تلخ؛ چرا بعضی از ما از رنج دیگران آرام می‌گیریم؟

۲ مهر ۱۴۰۴، ۲۲:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
امیر سلطان‌زاده

در شبکه‌های اجتماعی فارسی یک صحنه آشنا مدام تکرار می‌شود: به‌جای همدلی با کسی که ضربه خورده یا فکرکردن به راه‌حل‌های جمعی، به طعنه پناه می‌بریم و از لغزش یا بدبیاری دیگران، آرامشی لحظه‌ای می‌گیریم.

بعضی‌ها شکستِ یک چهره معروف را «فرونشاندن تب عدالت» می‌بینند؛ انگار جهان موقتاً منصف شده است. این رفتار نه صرفاً شوخی و تکه‌پرانی، که محصول فشارهای ممتد، امیدهای به تعویق‌افتاده و سازوکارهایی است که پلتفرم‌ها به آن پاداش می‌دهند.

برای فهم ماجرا دو مفهوم کلیدی به کار می‌آید. اول «دگرغم‌شادی»؛ یعنی لذت کوتاه از دیدن ناکامی دیگران. وقتی مسیرهای پیشرفت بسته و ناکامی طولانی می‌شود، روان دنبال مُسکن فوری می‌گردد. شکست «دیگری موفق» تهدید به عزت‌نفس را موقتاً خنثی می‌کند و این حس را می‌دهد که «تراز دنیا برابر شد».

دوم «محرومیت نسبی»؛ یعنی رنجی که از مقایسه می‌آید، نه لزوماً از فقر مطلق. وقتی آدم‌ها احساس می‌کنند چیزی که «حق طبیعی»‌شان بوده از آن‌ها دریغ شده است. حتی اگر وضع مادی‌شان تغییری نکرده باشد، احساس بی‌عدالتی شدت می‌گیرد. در اقتصاد ناپایدار و آینده مبهم، این رنج مقایسه‌ای بیشتر می‌شود: یک‌جا تسکین موقتی «او بدتر است»، جایی دیگر خشم «چرا او توانست و ما نه؟».

نمونه نزدیک: کیمیا علیزاده و میدانِ قضاوت عمومی
هر بار که مسیر حرفه‌ای یا تصمیم مهاجرت یک چهره شناخته‌شده به خبر تبدیل می‌شود، شبکه‌ها به میدان داوری جمعی بدل می‌شوند. درباره کیمیا علیزاده، همان تکواندوکاری که با مدال برنز «ریو» نامش در تاریخ ورزش ثبت شد، موج‌های پی‌درپی واکنش‌ها را دیده‌ایم: او از محدودیت‌ها گفت، از ایران جدا شد، یک دوره زیر پرچم تیم پناهندگان جنگید و بعد تابعیتی دیگر گرفت. هر پیچِ این مسیر، سیلی از طعنه، دلسردی یا تشفی را به راه انداخت: تحقیر مقصد، رابطه او با همسرش، برجسته‌کردن لغزش‌های ورزشی، و شادی از هر نشانه ناکامی. زیر این واکنش‌ها همان منطق آشنا کار می‌کرد: برای بسیاری «رفتن» رؤیایی دور از دسترس است؛ پس شکست «دیگری رفته» مثل یک مُسکن عمل می‌کند و فشارِ مقایسه را موقتاً پایین می‌آورد. همین الگو در مورد برخی دیگر از بازیگران سرشناس سینما و ورزشکاران ملی تکرار شد. کسانی که همه با نام‌های آنها اشنا هستیم.

100%

شبکه‌های اجتماعی این چرخه را تشدید می‌کنند. الگوریتم‌ها هیجان منفی را بالا می‌کشند؛ محتوای خشم‌آلود بیشتر دیده می‌شود، طعنه هنجار می‌شود و مرزهای همدلی عقب می‌نشیند. وقتی پاداش روانی فوری با پاداش الگوریتمی هم‌جهت می‌شود، ترک‌دادن عادت سخت‌تر می‌شود. در نتیجه، زبانِ روزمره‌ ما به‌تدریج تغییر می‌کند: جملات کوتاه، قضاوت‌های تند، و تمایل به «افشا» به‌جای «فهم».

در سوی دیگر، مقایسه‌های فرامرزی هم برای تسکین به‌کار می‌آید و هم برای سوزاندن. گاهی شبکه‌ها پر می‌شود از «ما تنها نیستیم، آن‌جا هم اوضاع خراب است»؛ این نسخه سبک‌درد است. امّا همان مقایسه‌ها وقتی به پرونده مهاجرت یا موفقیت همسایه‌ها می‌رسد، کارکرد معکوس پیدا می‌کند: «چرا آن‌ها راه پیدا کردند و ما نه؟» و همان‌جا آتش خشم و طعنه بلند می‌شود. این نوسان دائمی بین «حسرت» و «نفرت»، سوخت عاطفی بسیاری از واکنش‌های آنی ماست.

این چرخه هزینه اجتماعی دارد: فرسایش اعتماد. وقتی قاعده بازی به «مجموع صفر» نزدیک می‌شود، یعنی برد دیگری، باخت من تلقی می‌شود، همکاری فرو می‌ریزد. سرمایه اجتماعی ساییده می‌شود و جامعه به‌جای سازمان‌دهی برای بهبود، انرژی‌اش را صرف داوری‌های لحظه‌ای می‌کند. نتیجه، تاب‌آوری کمتر در بحران‌ها و کوچک‌شدن تخیل جمعی است: ما به‌جای تصورِ راه‌حل‌های نهادی، مدام همان مناسکِ تسکین را تکرار می‌کنیم.

در چنین وضعی، موعظه اخلاقی به‌تنهایی کار زیادی پیش نمی‌برد. کسی که دسترسی منصفانه به فرصت ندارد، با شنیدنِ «مهربان باش» حالش بهتر نمی‌شود. نسخه مؤثر باید هم «مسیر پیشرفت منصفانه» را واقعی‌تر کند، هم چرخه پاداش به هیجان منفی را بشکند. به زبان ساده، اگر در ایران «امکان» دوباره معنای داخلی پیدا نکند، زبان طعنه و تشفی هم کم نمی‌شود.

چه می‌شود کرد؟ راه‌های عملی برای ترمیم
اول، قواعد رقابت باید شفاف، قابل پیش‌بینی و عادلانه باشد؛ از مدرسه و دانشگاه تا استخدام و ارتقای شغلی و میادین ورزشی. احساس «نتیجه از قبل معلوم است» همان جایی است که دگرغم‌شادی ریشه می‌گیرد. دوم، شبکه‌های همکاری محلی باید تقویت شوند؛ کنش‌های جمعی کوچک که به زندگی روزمره نتیجه می‌دهند، تجربه «برد مشترک» می‌سازند و جای تشفی از شکستِ دیگری را می‌گیرند. سوم، پلتفرم‌ها (و البته کاربران) باید در برابر طعمه‌های الگوریتمی مقاومت کنند: کندکردن چرخه خشم با تأخیر در بازنشر، دیدنِ منبع، و پرهیز از انگ‌زنی. چهارم، سواد رسانه‌ایِ کاربردی لازم است؛ نه به‌عنوان درس اخلاق، بلکه به‌عنوان تکنیک زندگی دیجیتال: تشخیص «هیجانِ قابل‌سوءاستفاده»، و تمرین خاموش‌کردن اعلان‌هایی که ما را به سمت داوریِ سریع می‌کشد.

نکته آخر این‌که نقد دگرغم‌شادی به‌معنای «طبعاً بدطینت بودن» مردم نیست. بیشتر ما وقتی در مضیقه‌ای طولانی گیر می‌کنیم، به مُسکن‌ها آویزان می‌شویم. اما همان‌قدر که مضیقه «فردی» تجربه می‌شود، «نهادی» هم ساخته می‌شود. اگر راه‌های رسمی پیشرفت و اعتراض بسته باشد، پلتفرم‌ها به میدانِ تخلیه بدل می‌شوند و زبان، خشن‌تر می‌شود. راه برون‌رفت از این چرخه هم از اخلاق فردی می‌گذرد و هم در اخلاق جمعی و نهادهای قابل‌اعتماد تثبیت می‌شود: جایی که همکاری سود دارد، اعتماد می‌روید و «امکان» دوباره در داخل معنا پیدا می‌کند.

در پایان، اگر می‌خواهیم فضای عمومی‌مان از «تسکینِ تلخ» فاصله بگیرد، باید به دو سطح هم‌زمان فکر کنیم: سطح «عادت» (آنچه هر روز می‌نویسیم و بازنشر می‌کنیم) و سطح «ساختار» (قواعد عادلانه‌ای که امید را معنادار می‌کند). بدون دومی، اولی دوام ندارد؛ و بدون اولی، دومی مطالبه نمی‌شود. شاید اولین قدمِ عملی، ساده باشد: هر بار که وسوسه می‌شویم از لغزشِ دیگری خوشحال شویم، از خودمان بپرسیم: «این تشفی چه چیزی را در من تسکین می‌دهد که در ساختارها ناتمام مانده است؟» پاسخِ صادقانه به همین سؤال، گاهی آغازِ تغییر است.

سخنرانی احمد الشرع در سازمان ملل؛ تاکید بر نقش تازه سوریه در صلح منطقه‌ای

۲ مهر ۱۴۰۴، ۲۱:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

حضور و سخنرانی احمد الشرع، رییس‌جمهوری دوره انتقالی سوریه، در مجمع عمومی سازمان ملل با بازتاب گسترده در نیویورک همراه بود.

او با تاکید بر تغییر نقش سوریه در معادلات منطقه‌ای گفت: «سوریه به فرصتی برای صلح منطقه تبدیل شده است.»

گفت‌وگو با شکریا برادوست، پژوهش‌گر امنیت بین‌الملل

تور نیویورک؛ دیپلماسی یا تفریح با بودجه عمومی؟

۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

هر ساله با آغاز مجمع عمومی سازمان ملل متحد، هیات بزرگی از همراهان رییس‌جمهور وقت جمهوری اسلامی همراه او راهی نیویورک می‌شوند. آن‌چه در ظاهر «سفر دیپلماتیک» خوانده می‌شود، در عمل بیش از آن‌که دستاوردی برای مردم ایران داشته باشد، به تور تفریحی شباهت دارد.

سفری پرهزینه که بیشتر صرف دیدارهای نمایشی، جلسات تکراری و حاشیه‌های کم‌ثمر می‌شود.

امسال نیز مسعود پزشکیان، در حالی به نیویورک رفت که با محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی آمریکا، از احتمال عدم صدور ویزا برای خانواده‌اش تا ممنوعیت خرید کالاهای لوکس، روبه‌رو بود.

از رجایی تا پزشکیان؛ تاریخچه‌ای از حضورهای بی‌ثمر

از نخستین سال‌های پس از انقلاب، سفر روسای جمهور به نیویورک همواره با حاشیه‌هایی پررنگ‌تر از متن همراه بوده است. محمدعلی رجایی با رفتارهایی چون درآوردن کفش و گذاشتن پا روی میز سازمان ملل، تصویری ابتدایی و غیرحرفه‌ای از جمهوری اسلامی به نمایش گذاشت.

محمد خاتمی با طرح «گفت‌وگوی تمدن‌ها» کوشید نقشی متفاوت ایفا کند؛ پیشنهادی که هرچند از سوی سازمان ملل پذیرفته شد و سال ۲۰۰۱ به‌عنوان «سال گفت‌وگوی تمدن‌ها» نام گرفت، اما تنها چند ماه بعد با حملات یازده سپتامبر بی‌معنا شد.

روایت‌های طنزآمیز از تلاش او برای پرهیز از مواجهه با بیل کلینتون، تناقض میان شعار صلح‌طلبی و واقعیت سیاست‌های داخلی جمهوری اسلامی را پررنگ‌تر کرد.

محمود احمدی‌نژاد هشت سال متوالی در سازمان ملل حاضر شد و با انکار هولوکاست، پیش‌بینی سقوط اقتصاد جهانی و حمله به اسرائیل، نه‌تنها پیام تازه‌ای نداشت بلکه موجی از ترک سالن از سوی نمایندگان کشورهای مختلف، حتی لبنان، را رقم زد.

حسن روحانی با شعار «تعامل سازنده» آمد، اما دستاورد ملموس او تنها یک تماس تلفنی با باراک اوباما بود که بعدها «لوکوموتیو قوی مذاکرات» نام گرفت و باقی سفرهایش با ضیافت شام و لبخندهای دیپلماتیک گذشت.

ابراهیم رئیسی تنها دوبار فرصت حضور یافت و سخنانش تفاوتی با گذشتگان نداشت، جز نمایش عکس قاسم سلیمانی که حاشیه‌ای به سخنرانی‌اش افزود.

مسعود پزشکیان نیز در نخستین حضور خود از اسرائیل خواست اسلحه بر زمین بگذارد تا جمهوری اسلامی نیز چنین کند؛ سخنی که نه بازتابی جدی داشت و نه در داخل کشور از انتقاد رهبر جمهوری اسلامی و تندروها در امان ماند.

الگوی تکراری؛ شعارهای ثابت، نتیجه صفر

وجه مشترک همه این سفرها تکرار چند محور ثابت بوده است: دفاع از گروه‌های شبه‌نظامی منطقه، حمله لفظی به اسرائیل و آمریکا، مظلوم‌نمایی و القای تصویر «صلح‌طلب» از جمهوری اسلامی، و طرح مذاکره و اعتراض به تحریم‌ها بدون ارائهٔ راهکار واقعی.

این چرخه ملال‌آور هر سال تکرار می‌شود، بی‌آنکه تغییری در وضعیت مردم ایران ایجاد کند؛ تحریم‌ها پابرجا مانده، بحران‌های داخلی عمیق‌تر شده و تصویر بین‌المللی جمهوری اسلامی همچنان پر از تناقض است.

نیویورک؛ تور تشریفاتی یا فرصت ازدست‌رفته؟

واقعیت این است که در ذهن مقامات جمهوری اسلامی، سفر نیویورک بیش از آن‌که یک ماموریت دیپلماتیک باشد، به تسهیلاتی برای روسای جمهور تبدیل شده است. چهار شب و سه روز اقامت در آمریکا، همراه با شام و ناهار رسمی، خرید، مصاحبه با رسانه‌ها، دیدار با گروه‌های لابی‌گر و البته سخنرانی در مجمع عمومی.

این نمایش سالانه نه منجر به بهبود روابط خارجی ایران شده و نه باری از دوش اقتصاد بحران‌زده کشور برداشته است. آنچه باقی مانده، صرفا تکرار تشریفات پرهزینه‌ای است که دستاوردی برای ملت ندارد و بیش از پیش شکاف میان شعارها و واقعیت‌های حاکمیت را آشکار می‌کند.

از رجایی تا پزشکیان، روسای جمهوری در جمهوری اسلامی در سازمان ملل بیشتر به بازنمایی تناقضات جمهوری اسلامی پرداخته‌اند تا حل مشکلات کشور. آن‌چه مردم ایران از این سفرها نصیب برده‌اند، نه بهبود معیشت و جایگاه بین‌المللی، بلکه انباشت هزینه‌های بی‌ثمر و صحنه‌هایی از سردرگمی و تناقض بوده است.

تور سالانه نیویورک بیش از آنکه دیپلماسی باشد، آیینه‌ای از وضعیت سیاست در جمهوری اسلامی است: پرخرج، پرحاشیه و بی‌ثمر.

هیات جمهوری اسلامی چرا به نیویورک می‌رود؟

در «برنامه با کامبیز حسینی» از مخاطبان پرسیدیم که این سفرها چه فایده‌ای برای مردم ایران دارد؟ آیا سفر سالانه به نیویورک یک سفر دیپلماتیک است یا صرفاً تور تفریحی با بودجهٔ بیت‌المال؟

کیان امانی به‌صورت زنده از هتل محل اقامت هیأت ایرانی گزارش داد و اردوان روزبه هم از مقابل سازمان ملل آخرین خبرها را پوشش داد.

«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا پنج‌شنبه ساعت ۱۱ شب به وقت تهران به‌صورت زنده از شبکهٔ ایران اینترنشنال پخش می‌شود.