• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

«جنگ دوم نزدیک است»؛ هشداری از درون بیت خامنه‌ای و خطر بی‌تفاوتی اجتماعی

کامبیز حسینی
کامبیز حسینی

ایران‌اینترنشنال

۲۸ مرداد ۱۴۰۴، ۱۵:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)

جامعه ایران، گرفتار در بحران‌های معیشتی، خاموشی‌های مکرر و کمبود آب، ممکن است دیگر همان ترس گذشته را از جنگ نداشته باشد. این بی‌حسی عمومی خطری تازه است.

وقتی جامعه‌ای از فشار بی‌امان خسته شود، ممکن است نسبت به تبعات جنگ بی‌تفاوت گردد. چنین بی‌تفاوتی نه‌تنها حکومت را در مسیر جنگ جسورتر می‌کند، بلکه امکان مقاومت مدنی در برابر تصمیمات خطرناک را کاهش می‌دهد.

هشداری از درون بیت
زمزمه‌های آغاز جنگی تازه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، بار دیگر منطقه را در التهاب فرو برده است. این‌بار اما منشأ هشدار نه رسانه‌های اسرائیلی و نه تحلیل‌گران غربی، بلکه فردی از نزدیک‌ترین حلقه‌های مشورتی علی خامنه‌ای است. یحیی رحیم صفوی، فرمانده پیشین سپاه و مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی، در اظهاراتی کم‌سابقه هشدار داده «احتمال دارد میان جمهوری اسلامی و اسرائیل جنگ دیگری رخ دهد، اما پس از آن ممکن است دیگر جنگی نباشد.»

این بیان دوپهلو ـ که در آن تهدید و پیش‌بینی در هم تنیده شده ـ بیش از آن‌که یک تحلیل نظامی باشد، به یک پیام سیاسی شباهت دارد. در جمهوری اسلامی، چنین سخنانی معمولاً تصادفی نیست و نشانه‌ای است از آغاز فرآیند آماده‌سازی جامعه، نیروهای نظامی، دستگاه دیپلماسی و رسانه‌ها برای مواجهه با یک سناریوی بحران است.

چرا جمهوری اسلامی از جنگ استقبال می‌کند؟
رفتار جمهوری اسلامی در طول تاریخ نشان می‌دهد که بحران برای این نظام نه تهدید، بلکه فرصت است. در دهه ۱۳۶۰، جنگ ایران و عراق بهانه‌ای برای تثبیت حکومت تازه‌ تأسیس شد؛ فضایی که به سرکوب مخالفان سیاسی و اجتماعی، تحکیم ولایت فقیه و شکل‌گیری اقتصاد نظامی کمک کرد. در دهه‌های بعد، هر بار که بحران داخلی اوج گرفت، تنش خارجی بالا رفت. از برنامه هسته‌ای و تحریم‌ها تا حضور نظامی در سوریه و لبنان، برای جمهوری اسلامی، بحران خارجی حکم «اکسیژن» دارد؛ چیزی که ناکارآمدی ساختاری را موقتاً می‌پوشاند و امکان بازتولید مشروعیت را فراهم می‌کند.

پیامدهای جنگ دوم برای مردم ایران
اگر جنگی دوباره میان جمهوری اسلامی و اسرائیل رخ دهد، بازندگان اصلی مردم ایران خواهند بود. برخلاف تبلیغات رسمی درباره «نبرد متقارن»، ارتش اسرائیل دارای فناوری و توان نظامی پیشرفته است. این بار پیامدهای احتمالی چنین جنگی برای مردم ایران بسیار سنگین‌تر از جنگ ۱۲ روزه خواهد بود. در جنگی تمام عیار که اسراییل با هدف « تمام کردن کار رژیم» وارد شود قطعا حملات بزرگ‌تر و آسیب‌ها جدی‌تر خواهد بود. شاید گروه زیادی از مردم از ضربه خوردن جمهوری اسلامی و احتمال فروپاشی آن ابراز رضایت داشته باشند ولی در نهایت این شهروندان بی‌دفاع هستند که هزینه این فروپاشی را پرداخت می‌کنند و از بین رفتن جمهوری اسلامی با جنگ دوم برای مردم رایگان تمام نمی‌شود. ایران نه تنها فاقد پناهگاه‌های ایمن، برنامه دفاع شهری یا مدیریت بحران ملی است بلکه فضای جنگی به حکومت اجازه خواهد داد کوچک‌ترین اعتراض را به‌عنوان «خیانت» سرکوب کند. جمهوری اسلامی تا آخرین لحظه انتقام خود را از مردم خواهد گرفت و بعد به زباله‌دان تاریخ خواهد پیوست.

برنامه با کامبیز حسینی؛ هشدار جنگ دوم با اسرائیل!
امشب در «برنامه با کامبیز حسینی» با حضور از مخاطبان پرسش شد که آیا جمهوری اسلامی به عمد به استقبال جنگ دوم با اسرائیل می‌رود؟ محمد قائدی مهمان اصلی برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان به این پرسش‌ها پاسخ دادند.

«برنامه با کامبیز حسینی» یکشنبه تا پنجشنبه ساعت ۱۱ شب از شبکهٔ ایران اینترنشنال به‌صورت زنده پخش می‌شود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵

عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز در نخستین روز محاصره آمریکا

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

شکریا برادوست: هدف آمریکا و اسرائیل نابودی حماس است

۲۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۶:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

شکریا برادوست، پژوهشگر امنیت بین‌الملل و سیاست خارجی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال تاکید کرد: «موقعیت جمهوری اسلامی تغییر کرده است؛ به دلیل ضعفی که بعد از جنگ ۱۲ روزه دارد و احتمال آغاز جنگ دیگری، جمهوری اسلامی در موقعیتی نیست که حماس بخواهد روی آن حساب کند.»

به گفته او، فشار کشورهایی که حامی حماس هستند، به‌ویژه قطر که در صدر این فهرست قرار دارد، افزایش یافته است: «حماس یک هدف دارد و بنیامین نتانیاهو هدفی دیگر. هدف حماس این است که جنگ پایان یابد و این گروه بتواند قدرت خود را در غزه دوباره به‌دست بیاورد. چیزی که حماس به هیچ عنوان نمی‌پذیرد این است که پایان جنگ به پایان قدرتش در غزه منجر شود.»

برادوست در ادامه گفت: «در مقابل، هدف نتانیاهو و اسرائیل، با توجه به پست اخیر دونالد ترامپ، نابودی کامل حماس است و بدون پایان حماس، نمی‌توانند به نتیجه‌ای برسند.»

بیانیه جبهه اصلاحات و واکنش رقبای هم‌کاسه؛ طوفان در فنجان جمهوری اسلامی

۲۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۴:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
جمشید برزگر

انتشار بیانیه جبهه اصلاحات درباره شرایط کنونی و پیشنهادها و مطالبات این جبهه برای بیرون کشیدن جمهوری اسلامی از گردابی که در آن اسیر شده و پایانش را بیش از هر زمان دیگر ممکن و متصور کرده، به مجادله لفظی گسترده‌ اما کاملا بیهوده‌ای بین طیف‌های مختلف قدرت انجامیده است.

این مجادلات، که اغلب با تندترین اتهامات از خیانت به کشور و سوق دادن حکومت و «کشور» به ورطه نابودی تا تلاش برای کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی و ترجمه و بیان مطالبات اسرائیل و آمریکا همراه است، بیشتر به طوفانی در فنجان شبیه است که دامنه بازتاب آن از حلقه‌های نزدیک به قدرت در جمهوری اسلامی فراتر نمی‌رود.

هم بیانیه اصلاح‌طلبان جمهوری اسلامی و هم واکنش‌ طیف رقیب در جمهوری اسلامی، نمایشی تکراری است که اکنون حتی در میان حامیان جمهوری اسلامی هم تماشاگر ی ندارد، چه رسد به آنکه بخواهد ارتباط معناداری با خواسته‌ها و رویکرد اکثریت شهروندان ایرانی داشته باشد که با همه اختلاف نظرها و پراکندگی‌ها، دست کم در یک امر با هم اشتراک نظر دارند: ضرورت گذار از جمهوری اسلامی و تمامی مولفه‌های سازنده آن.

بیانیه جبهه اصلاحات که یک‌شنبه ۲۶ مرداد منتشر شد، اگر چه به گفته خود نویسندگانش پس از جنگ ۱۲ روزه و در زمانی منتشر شده که «روان جمعی ایرانیان زخمی است و سایه ناامیدی و اضطراب، هم‌چنان بر زندگی روزمره مردم سنگینی می‌کند»، اما در مجموع مطالبات و پیشنهادهایی را ارائه کرده که زمان آنها دیری است سپری شده است.

رفع حصر از میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، رفع محدودیت‌های محمد خاتمی، آزادی زندانیان سیاسی و «پایان دادن به سرکوب منتقدان مصلح و کاهش نگاه امنیتی به جامعه»، انحلال نهادهای موازی و تغییر معنادار در نهادهای انتصابی بازگشت نیروهای نظامی به پادگان‌ها و خروج آنان از حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ، حذف نگاه گزینشی خودی و غیرخودی، اصلاح رویکرد و مدیریت صدا و سیما و آزادی رسانه‌ها، حذف سانسور و تغییر در قوانین مربوط به حقوق زنان، خارج کردن اقتصاد کشور از تیول الیگارش‌های حکومتی، تعلیق غنی‌سازی اورانیوم و اصلاح سیاست خارجی، نه فقط مطالبات نویسندگان این بیانیه، بلکه وعده‌های آنان برای رسیدن به قدرت و داشتن سهمی بیشتر از سفره انقلاب در دست‌کم ۱۶ سال ریاست جمهوری محمد خاتمی و حسن روحانی بوده است.

  • جبهه اصلاحات خواستار تعلیق غنی‌سازی، آزادی زندانیان سیاسی و پایان سرکوب منتقدان مصلح شد

    جبهه اصلاحات خواستار تعلیق غنی‌سازی، آزادی زندانیان سیاسی و پایان سرکوب منتقدان مصلح شد

هدف اصلی، اولیه و نهایی این مطالبات نه تنها حفظ بقای جمهوری اسلامی است بلکه عملا هیچ پیوندی با مطالبات و خواسته‌های واقعی و بنیادین ایرانیان ندارد.

نمایشنامه‌ای قدیمی، اجرایی قدیمی‌تر

اصلاح‌طلبان جمهوری اسلامی سال‌هاست همین خواسته‌های حداقلی را از هسته مرکزی قدرت و علی خامنه‌ای طلبیده و همواره نیز پاسخی منفی گرفته‌اند حال آنکه جامعه، برخلاف اقلیت بهره‌مندی که دور سفره انقلاب نشسته است، فرسنگ‌ها از این مطالبات فراتر رفته و سال‌هاست که به چیزی کمتر از گذار از جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی دموکراتیک، سکولار، مقید به اعلامیه جهانی حقوق بشر که زندگی عادی در ایران و جهان را برای ایرانیان ممکن سازد نمی‎‌اندیشد و با بدبینی ناشی از چند دهه تجربه به هر اقدام و تلاشی که رو به سوی این اهداف نداشته باشد و نتیجه‌اش حفظ و بقای جمهوری اسلامی باشد می‌نگرد و آن را پس می‌زند.

در این میانه، واکنش گسترده و تند رقبای هم‌کاسه و متمرکز شدن رسانه‌های وابسته در یکی دو روز اخیر بر این بیانیه، درست به همین دلایل، تصنعی و بی‌دلیل به‌نظر می‌رسد و این گمانه را تقویت می‌کند که گویی هر دو طرف تلاش می‌کنند آبی رفته را به جوی و تیری رها شده را به کمان بازگردانند.

در ایران امروز، که حتی بیانیه‌ها یا اقداماتی که به روشنی از گذار از جمهوری اسلامی سخن می‌گویند، به‌ندرت می‌توانند اعتماد عمومی در جامعه را برانگیزند و اغلب عمری کوتاه دارند، بیانیه‌هایی مانند بیانیه جبهه اصلاحات به‌ طریق اولی اساسا در مرکز توجه افکار عمومی قرار نمی‌گیرند.

نمایندگی و مدیریت منازعات و مطالبات

جمهوری اسلامی که برای بیش از سه دهه موفق شده بود منازعات و مطالبات واقعی موجود در متن جامعه را به مجادلات و رقابت‌های دو طیف درون قدرت تقلیل دهد و از این راه، مدیریت آنها را در دست گیرد، دست‌کم از سال ۱۳۹۶ به این‌سو، به‌شکلی فزاینده این توانایی را از دست داده است.

جمهوری اسلامی در بیش از سه دهه در سایه رقابتی ظاهری و مهندسی‌شده و کاملا تحت کنترل، در عمل نه تنها خود را یگانه مرجع تعریف و به‌رسمیت شناختن نیروهای خواهان مشارکت در فرآیندهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری معرفی کرد و دست به سرکوب هر نیرو و جریان سیاسی بیرون از این چارچوب در قالب خودی و غیرخودی زد، بلکه مطالبات شهروندان را نیز به مطالبات مشروع و نامشروع تقسیم کرد و سپس پاسخگویی به مطالبات مشروع را به‌طور انحصاری در اختیار طیف‌های گوناگون درون قدرت قرار داد و در مقابل آنچه که آنها را خواسته‌های غیرقانونی و نامشروع قلمداد می‌کرد، راهی جز سرکوب و زندان و کشتار در پیش نگرفت.

بازیگران این عرصه، هر چند با نام‌های مختلفی که در طول سال‌ها بر خود نهادند، از چپ و راست تا اصلاح‌طلب و محافظه‌کار و اصولگرا، از تندرو و افراطی و ارزشی تا میانه‌رو و معتدل در بسیاری از زمینه‌ها تفاوتی اصولی و بنیادین با یکدیگر نداشتند. اشتراک آنها فقط به سوابق و عملکردها و مواضع قبلی محدود نبوده است. هدف آنها نیز مشترک بوده است: بقا و حفظ جمهوری اسلامی.

نبود ساختار حزبی و داشتن خصلت ژله‌ای، در غیاب نهادهایی که این بازیگران، یا به‌گفته خودشان نشستگان دور سفره انقلاب را در قبال گفته‌ها و کرده‎‌هایشان پاسخگو کند، اتخاذ مواضع متضاد و متناقض این جریان‌ها در هر دوره و زمان را نیز به رفتاری رایج و معمول بدل کرده است.

راهکاری که بی‌اثر شد

اما ناکارآمدی و فساد فراگیر دامن این راهکار را نیز گرفت و جامعه سرانجام در سال ۱۳۹۶ با شعار «اصلاح‌طلب- اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» به تلاش جمهوری اسلامی برای تجمیع و غربالگری مطالبات و مدیریت آنها واکنش نشان داد.

پیامدهای چنین واکنشی بزرگ و فراگیر بوده است. از آن زمان تا کنون، صورت مسئله به‌طور بنیادین تغییر کرده و مرزهای ترسیم شده از سوی جمهوری اسلامی به‌طور کامل به هم ریخته است تا آنجا که دیگر هیچ مرز ممیزی باقی نمانده که نیروهای سازمان‌یافته در جناح‌های حکومتی را از یکدیگر متمایز کند.

نمونه روشن این یکسانی و همسانی را نه فقط در ذوب‌شدگی مسعود پزشکیان در علی خامنه‌ای بلکه در اظهارات چهره‌های اصلاح‌طلبی می‌توان دید که در میانه جنگ ۱۲ روزه، از «برادران نظامی» می‌خواستند مقداری از گلوله‌های خود را برای دوره پس از جنگ حفظ کنند تا بتوانند تابستان ۶۷ را تکرار کنند و بعد، بکوشند کنار گذاشتن دعواهای خود در زمانی که موجودیت کل جمهوری اسلامی به خطر افتاده را به اسم همبستگی ملی به مردمی نسبت دهند که جنگ را به آنان تحمیل کرده‌اند.

به این ترتیب، وضعیتی شکل گرفته است که در یک سوی آن اکثریت شهروندان با همه تنوع نیروهای سیاسی خود خواهان گذار از جمهوری اسلامی هستند و در سوی دیگر، کسانی قرار گرفته‌اند که هدف اصلی و اولیه آنها حفظ جمهوری اسلامی و بیرون کشیدن آن از بحرانی تمام‌عیار است که بیش از هر زمان دیگر موجودیتش را تهدید می‌کند.

در چنین فضایی، واقعیت آن است که نه بیانیه جبهه اصلاحات می‌تواند محلی از اعراب داشته باشد نه واکنش‌هایی که کیهان و وطن امروز و فارس و … به آن نشان می‌دهند زیرا بازی در میدان دیگری جریان دارد که در آن، کسی تفاوت چندانی بین نویسندگان بیانیه جبهه اصلاحات و کیهان نمی‌بیند.

در ایران امروز نه مطالبات اصلاح‌طلبان چنگی به دل کسی می‌زند، نه تندی و معرکه‌گیری رقیبان هیجانی می‌آفریند. و این دو اگر همچنان این مسیر بارها پیموده شده را از نو طی می‌کنند، نه به‌خاطر آن است که اختلافی بر سر حفظ اصل جمهوری اسلامی دارند، بلکه امید دارند شاید بار دیگر همان چارچوب قدیمی و منسوخ برای کنترل شهروندان را به ملت ایران تحمیل کنند.

برادوست: حضور آمریکا در تضمین‌های امنیتی اوکراین به معنای ساختاری مشابه ناتو است

۲۷ مرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

شکریا برادوست، پژوهشگر امنیت بین‌الملل و سیاست خارجی به ایران اینترنشنال گفت: «اینکه زلنسکی یادداشت‌های خود را به‌صورت عمدی در معرض دید دوربین رسانه‌ها قرار داده است، دارای پیامی واضح و روشن بوده است.»

به گفته او، زلنسکی با بیان اینکه «نقشه‌ای که نشان دادید بسیار زیباست و من آن را پس خواهم گرفت» خطاب به دونالد ترامپ، در واقع قصد داشته است پیامی مشخص را منتقل کند.

برادوست همچنین تأکید کرده است که حضور ایالات متحده به‌عنوان بخشی از تضمین‌های امنیتی اوکراین به معنای شکل‌گیری ساختاری مشابه ناتو، اما خارج از چارچوب رسمی آن بوده است.

او افزود که اگر اظهارات ترامپ مبنی بر حمایت ولادیمیر پوتین از این تضمین‌ها صحیح باشد، می‌توان آن را نکته‌ای مثبت ارزیابی کرد.

عرفان نوربخش: جنگ امروز اوکراین ریشه در تاریخ طولانی سلطه‌جویی روسیه دارد

۲۷ مرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

عرفان نوربخش کارشناس مسائل اوراسیا به ایران اینترنشنال گفت: «جنگ امروز روسیه و اوکراین صرفاً نزاعی بر سر ناتو یا چند سال اخیر نیست، بلکه ریشه در تاریخ طولانی سلطه‌جویی روسیه دارد؛ از دوران امپراتوری تزاری تاکنون همواره تلاش کرده اوکراین را زیر سلطه نگه دارد. بنابراین، برخلاف روایت کرملین، مسئله اصلی جنگ نه عضویت در ناتو بلکه استمرار همین نگاه تاریخی است.»

او افزود که رهبران اروپایی هشدار می‌دهند اگر روسیه بتواند مرزهای بین‌المللی را با زور تغییر دهد، نظم امنیتی اروپا پس از جنگ جهانی دوم فروخواهد ریخت و این تهدید تنها متوجه اوکراین نیست، بلکه کشورهای بالتیک، لهستان و حتی آلمان را هم در بر می‌گیرد.

نوربخش گفت: «در این میان، مواضع رئیس‌جمهوری کنونی آمریکا نیز نگرانی‌ها را دوچندان کرده است؛ چراکه او بیشتر همسو با کرملین دیده می‌شود تا در کنار متحدان اروپایی و ناتو. همین وضعیت، رسیدن به صلح واقعی را دشوار ساخته و بیش از آنکه زمینه‌ساز پایان جنگ باشد، به تقویت مواضع روسیه منجر می‌شود.»

حسین آقایی: صلح پایدار بدون عقب‌نشینی نسبی دو طرف ممکن نیست

۲۷ مرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

حسین آقایی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال گفت: «صلح پایدار میان روسیه و اوکراین بدون عقب‌نشینی نسبی دو طرف ممکن نیست.»

او افزود: «پرسش اصلی این است که کدام‌یک حاضر است هزینه بیشتری بپردازد. اگر اوکراین کوتاه بیاید، باقی ماندن حتی بخشی از مناطق اشغالی در دست روسیه به‌عنوان پیروزی مسکو تعبیر خواهد شد.»

این تحلیلگر ادامه داد: «رهبران اروپایی از همراهی زلنسکی در دیدار با ترامپ دنبال دو هدف کلیدی هستند: تضمین ادامه کمک‌های مالی و نظامی آمریکا به اوکراین و نیز ایجاد مکانیسم‌های نظارتی برای آتش‌بس احتمالی. اروپا همچنین می‌کوشد با حفظ بخشی از تحریم‌های آمریکا علیه روسیه، فشار بر کرملین را افزایش دهد تا امتیازهای بیشتری بگیرد.»