• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

«حق مسلم ماست» با معنایی تازه؛ برای ملتی که نمی‌خواهد ابزار جنگ باشد

کامبیز حسینی
کامبیز حسینی

ایران‌اینترنشنال

۸ مرداد ۱۴۰۴، ۱۶:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۳:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

عبارت «حق مسلم ماست» روزگاری نماد سیاست هسته‌ای جمهوری اسلامی و ادعای ایستادگی در برابر غرب بود؛ شعاری که در دهه گذشته از تریبون‌های رسمی تا دیوارهای شهر طنین‌انداز می‌شد. حالا اما با صدایی دیگر بازگشته، نه از زبان حکومت، بلکه از دل خیابان‌های خمام، سبزوار و خشک‌بیجار.

بازگشتی با معنایی کاملاً متفاوت: نه انرژی هسته‌ای، نه سانتریفیوژ، بلکه آب، برق و زندگی؛ ابتدایی‌ترین حقوق انسانی.

جنگ ۱۲روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، اگرچه در سطح نظامی به آتش‌بس رسید، اما برای مردم ایران پایانی نداشت. بحران بی‌برقی و بی‌آبی، قطعی‌های گسترده، و کمبود مایحتاج روزانه، ادامه همان جنگی‌ است که حالا نه با آژیر قرمز و موشک، که با خاموشی و بی‌آبی پیش می‌رود.

شهروندان در این مناطق نه از حمله نظامی، بلکه از بی‌عملی حکومتی خسته‌اند که حتی پس از پایان جنگ نیز ناتوان از تامین ابتدایی‌ترین نیازهای آن‌هاست.

با پایان درگیری‌ها، جمهوری اسلامی به‌سرعت به الگوی رفتاری آشنای خود بازگشت: تمسخر معترضان، تصویب لوایح محدودکننده آزادی بیان، و قطع مکرر آب و برق در مناطق مختلف.

چهره‌هایی چون علی ضیا و رشیدپور—که در روزهای جنگ یا سکوت کرده بودند یا در کنار قدرت ایستاده بودند—اکنون دوباره در خدمت پوشاندن بحران‌ها قرار گرفته‌اند. همان علی خامنه‌ای که شب عاشورا با ژست ملی‌گرایانه «ای ایران» می‌خواند، امروز بار دیگر زبان تهدید و تقابل را برگزیده است.

در خیابان‌های خمام و سبزوار، مردم با صدایی رساتر از همیشه می‌گویند: «ما دیگر ابزار جنگ نیستیم.» مطالبه آن‌ها ساده، اما بنیادین است: آب، برق، امنیت و کرامت انسانی. شعاری که از دل جامعه برآمده و در ظاهر غیرسیاسی است، اما در جوهره، سیاسی‌ترین پیام را دارد. چراکه دقیقاً به آن نقطه‌ای حمله می‌برد که جمهوری اسلامی بیش از هر چیز از آن می‌هراسد: بازتعریف «حق مسلم» از غنی‌سازی و بمب، به زندگی و رفاه.

در هفته‌های پس از آتش‌بس، دستگاه‌های تبلیغاتی حکومت گفتند: «ما انتقام گرفتیم.» اسرائیل گفت: «ما ضربه زدیم.» رسانه‌ها اعلام کردند: «جنگ تمام شد.» اما برای مردم، جنگ هنوز تمام نشده است. تنها موشک‌ها به سکوی پرتاب‌شان برگشتند؛ زندگی مردم هرگز به وضعیت عادی بازنگشت. خاموشی‌ها ادامه دارد، بی‌آبی پابرجاست، و مردم همچنان درگیر جنگی نابرابرند—این‌بار نه با دشمن خارجی، بلکه با حکومتی که حقوق اولیه آن‌ها را انکار می‌کند.

شعار «آب، برق، زندگی، حق مسلم ماست» برای جمهوری اسلامی خطرناک‌تر از هر سلاحی‌ است. زیرا نه از سوی دشمنان خارجی، که از دل همان مردمی برمی‌خیزد که حکومت سال‌ها به‌نام آن‌ها جنگید، تحریم شد، و با وعده مقاومت، زندگی‌شان را به گروگان گرفت. این شعار، افشاگر بزرگ‌ترین دروغ تاریخ معاصر ایران است: اینکه ملت باید رنج بکشد تا نظام بماند.

اما مردم اکنون پاسخ می‌دهند: نه. ما مردم‌ایم، زنده‌ایم، و زندگی، نه مرگ، نه بمب، نه مقاومت بی‌پایان، حق مسلم ماست.

شما چه فکر می‌کنید؟

در تریبون آزاد «برنامه با کامبیز حسینی» مخاطبان از سراسر جهان از حق مسلم خود گفتند و یا یا دربارهٔ هر موضوعی که فکر می‌کردند ایران امروز باید بشنود.،‌حرف زدند. مهمان اصلی برنامه عطا حسینیان روزنامه‌نگار اقتصادی و حوزه انرژی از برلین بود.

برنامه با کامبیز حسینی دوشنبه تا جمعه، ساعت ۱۱ شب به وقت تهران، به‌صورت زنده از تلویزیون ایران‌اینترنشنال پخش می‌شود.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد
۱

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد

۲
تحلیل

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۳
اختصاصی

حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

۴

جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

۵
تحلیل

محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

انتخاب سردبیر

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

  • دولت و بازسازی آسیب‌های جنگ؛ مالکان خانه‌های آسیب‌دیده، خود را رهاشده می‌بینند

    دولت و بازسازی آسیب‌های جنگ؛ مالکان خانه‌های آسیب‌دیده، خود را رهاشده می‌بینند

  • محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟
    تحلیل

    محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

  • چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟
    تحلیل

    چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟

  • مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

    مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

•
•
•

مطالب بیشتر

مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم: اسرائیل و ایران برای دور تازه‌ای از درگیری آماده می‌شوند

۸ مرداد ۱۴۰۴، ۰۱:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم با اشاره به اینکه آتش‌بس بین اسرائیل و جمهوری اسلامی «باعث کاهش تنش‌ها بین دو کشور نشده» در گزارشی نوشت: «آمادگی‌های نظامی در خفا ادامه دارد و سراسر منطقه روی بشکه باروتی قرار گرفته که ممکن است هر لحظه منفجر شود.»

این مرکز مستقر در اسرائیل روز پنج‌شنبه اعلام کرد ایران همچنان توانایی شلیک صدها موشک بالستیک به‌سمت اهداف راهبردی در خاک اسرائیل را دارد، اما چنین اقدامی، خطر واکنش کوبنده و ویرانگر اسرائیل را در پی خواهد داشت.

به‌نوشته تحلیلگران مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم، مقام‌های امنیتی در هر دو کشور از آغاز «مرحله جدیدی» در تقابل دوجانبه سخن می‌گویند؛ مرحله‌ای که مشخصه آن، بازدارندگی متقابل شکننده و برنامه‌ریزی برای عملیات احتمالی آینده است. این تقابل به‌شدت تحت‌تاثیر تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای قرار دارد.

  • وزیر دفاع اسرائیل: در صورت ادامه تهدید، این بار دستمان به خود خامنه‌ای می‌رسد

    وزیر دفاع اسرائیل: در صورت ادامه تهدید، این بار دستمان به خود خامنه‌ای می‌رسد

از سوی اسرائیل، تولید موشک‌های پدافندی آرو شتاب گرفته و سامانه‌های دفاعی چون گنبد آهنین و فلاخن داوود به سطح بالاتری از آماده‌باش رسیده‌اند. در همین حال، جمهوری اسلامی نیز با نوسازی زرادخانه خود و تلاش برای خرید جنگنده‌ها و سامانه‌های پدافندی از چین، خود را برای دور تازه‌ای از نبرد آماده می‌کند.

به‌نوشته مرکز اورشلیم، جمهوری اسلامی پس از حمله غافلگیرکننده اسرائیل در ۱۳ ژوئن، در حال بررسی انجام حمله‌ای پیش‌دستانه است تا به‌نوعی انتقام بگیرد. همچنین مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت در جمهوری اسلامی، در مصاحبه‌ای با الجزیره هشدار داد که در صورت حمله اسرائیل، تهران با ضربه‌ای «دردناک» به مراکز حیاتی اسرائیل پاسخ خواهد داد.

از سوی دیگر، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز تصریح کرد که جمهوری اسلامی غنی‌سازی اورانیوم را متوقف نخواهد کرد، حتی با وجود آسیب‌های ناشی از حملات آمریکا در ماه ژوئن. این در حالی است که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، بار دیگر هشدار داده در صورت ازسرگیری فعالیت‌های هسته‌ای ایران، آمریکا تاسیسات هسته‌ای این کشور را هدف قرار خواهد داد.

مرکز امنیت اورشلیم در تحلیل خود یادآور شده که در دور اخیر درگیری که تنها ۱۲ روز به‌طول انجامید، اسرائیل تاسیسات هسته‌ای در فردو، نطنز و اصفهان، و همچنین مراکز موشکی و چهره‌های ارشد سپاه پاسداران را هدف قرار داد. جمهوری اسلامی نیز در پاسخ با شلیک موشک و پهپاد، تاسیسات راهبردی در اسرائیل را هدف گرفت.

این مرکز افزوده است که در هفته‌های اخیر مجموعه‌ای از انفجارها و آتش‌سوزی‌های مرموز در تاسیسات حیاتی ایران رخ داده که تهران معتقد است کار اسرائیل است. با وجود توقف نسبی درگیری، هیچ چارچوب نظارتی یا سیاسی برای تداوم آتش‌بس میان طرفین وجود ندارد.

در ارزیابی مرکز اورشلیم آمده است که جمهوری اسلامی در آینده نیز احتمالا از طریق نیروهای نیابتی‌اش نظیر حوثی‌ها در یمن، حزب‌الله لبنان، و شبه‌نظامیان شیعه در عراق دست به اقدام خواهد زد. حمله مستقیم از سوی ایران تنها در شرایطی رخ خواهد داد که نظام حاکم احساس خطر جدی برای بقای خود کند.

  • خامنه‌ای در چهلم کشته‌شدن فرماندهان سپاه: ضربه سنگین بود اما دشمن به هدف خود نرسید

    خامنه‌ای در چهلم کشته‌شدن فرماندهان سپاه: ضربه سنگین بود اما دشمن به هدف خود نرسید

به‌باور کارشناسان مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم، تهران به‌دنبال بازیابی بازدارندگی از‌دست‌رفته و احیای غرور ملی‌اش پس از ضربات اخیر است، اما هرگونه اقدام نظامی مستقیم از سوی ایران، با خطر انزوای بین‌المللی و پاسخ گسترده اسرائیل مواجه خواهد شد.

مرکز اورشلیم هشدار داده است که یک اشتباه محاسباتی، نظیر ترور یک فرمانده ارشد یا حمله سایبری گسترده، می‌تواند به‌سرعت آتش جنگی تازه در خاورمیانه را شعله‌ور کند. در چنین شرایطی، اسرائیل برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، سیاست ترور هدفمند و حمله به زیرساخت‌های راهبردی جمهوری اسلامی را ادامه خواهد داد.

تاسیان؛ روایتی عاشقانه برای بازنویسی حافظه سیاسی

۷ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
تهمینه رستمی

در سریال «تاسیان» به کارگردانی تینا پاکروان، مامور ساواک نه بازجوی خشن است و نه عامل سرکوب. او مردی‌ است با نگاهی اندوهگین و دل‌بستگی‌ای ناتمام.

در زمانی که جامعه هنوز از خشونت نهادهای امنیتی عبور نکرده، چنین بازنمایی‌ای از گذشته، بیش از آن‌که تنها انتخاب بستری برای داستان باشد، تلاشی‌ است برای دست‌کاری حافظه عمومی—و شاید برای ترمیم چهره‌هایی شبیه‌تر به امروز تا دیروز.

توقیفی که تبلیغ بود نه تهدید
پخش چند قسمت ابتدایی سریال برای مدتی متوقف شد؛ رویدادی که برخی رسانه‌ها آن را نشانه جسارت روایت دانستند. اما بازگشت سریال، بدون هیچ تغییر، به‌سرعت روشن کرد با یک تاکتیک تبلیغاتی مواجه بوده‌ایم: توقفی کنترل‌شده برای القای فضایی انتقادی. این الگو پیش‌تر نیز تکرار شده بود: شگردی آشنا که در آن سانسور نه برای خاموش کردن صدا، بلکه برای مشروعیت‌بخشی به همان صدای مجاز به‌کار می‌رود.

وقتی حافظه تاریخی پالایش می‌شود
شخصیت امیر، مامور ساواک، از سر عشق و برای محافظت، نه سرکوب، وارد نهاد امنیتی می‌شود. همین مسیر، ساختار روایی را از واقعیت تاریخی جدا می‌کند: نهادی که مسئول پیگرد، شکنجه و حذف فیزیکی مخالفان بود، این‌بار با چهره‌ای رنج‌کشیده و نجیب بازنمایی می‌شود.

سریال تلاشی‌ است برای تفکیک چهره فردی مامور از مسئولیت نهادی او—درست همان‌گونه که در روایت‌های رسمی امروز نیز، افراد وابسته به ساختارهای سرکوبگر، نه به‌عنوان عامل خشونت، بلکه به‌عنوان آدم‌هایی معمولی با دغدغه‌های شخصی معرفی می‌شوند.

غیبت مقاومت، پررنگی مامور
دهه پنجاه، دوره‌ای بود که سیاست در همه چیز جریان داشت؛ از دانشگاه تا خانه. اما در «تاسیان»، سیاست حذف شده، و مقاومت بی‌صداست. شخصیت‌های مخالف، سطحی‌اند یا افراطی، و گفت‌وگوهایشان بیشتر شبیه به مونولوگ‌هایی خشمگین است تا تحلیل سیاسی.

در غیاب روایت مبارزه، مامور امنیتی تنها روایت معتبر سریال می‌شود. مخاطب به‌جای آن‌که میان دو سوی تاریخ قرار گیرد، فقط یک زاویه را می‌بیند—و آن‌چه غایب است، همان چیزی‌ست که خطرناک‌تر از هر حضور پررنگ است.

خاکستری‌سازی یا تطهیر هدفمند؟
ادبیات معاصر قهرمان‌های خاکستری را پذیرفته؛ شخصیت‌هایی که میان خیر و شر سرگردان‌اند. اما امیر در «تاسیان» از ابتدا در جایگاه قربانی است، نه عامل. از شلیک پرهیز می‌کند، با تردید درگیر است، و هیچ‌گاه با تبعات نقش امنیتی خود مواجه نمی‌شود.

این‌جا با خاکستری واقعی طرف نیستیم؛ بلکه با پاک‌سازی هویتی که هنوز در حافظه جمعی، مسئول سرکوب و کنترل است—همان‌طور که امروز نیز در روایت رسمی، برخی نهادهای امنیتی، نه به‌عنوان بازوهای سرکوب، بلکه مدافعان نظم و اخلاق بازنمایی می‌شوند.

بازنویسی گذشته، برای عادی‌سازی امروز
سریال برای نسلی ساخته شده که دهه پنجاه را ندیده و تصویر روشنی از آن ندارد. در چنین شرایطی، وقتی مامور امنیتی تصویر انسانی می‌گیرد و مبارزه به حاشیه می‌رود، روایت رسمی تقویت می‌شود: اینکه قدرت، خطرناک نبوده و سرکوب، سوء‌تفاهمی بوده در گذشته‌ای دور.

این بازنویسی، بیش از آن‌که نگران گذشته باشد، در پی طبیعی جلوه‌دادن چهره امروز قدرت است—چهره‌ای که همچنان سایه‌اش بر دانشگاه، خیابان و خانه سنگینی می‌کند.

پایان‌بندی: با مامور هم‌دل شو، با مقاومت خداحافظی کن
«تاسیان» سریالی‌ است خوش‌ساخت، با قاب‌های دقیق و بازی‌های سنجیده. اما زیبایی آن، فقط نیمی از ماجراست. نیم دیگر، روایتی‌ است که از مامور امنیتی چهره‌ای انسانی می‌سازد، در حالی که صدای مقاومت حذف شده است.

این نوع روایت، اگرچه زیر نور ملایم و در سکوتی شاعرانه پیش می‌رود، اما در نهایت، تماشاگر را از قضاوت درباره قدرت بازمی‌دارد—و درست به همین دلیل، باید آن را جدی گرفت.

«هفت روز» و یک عمر قضاوت: روایت مادران زندانی در سایه سرکوب سیاسی

۶ مرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
تهمینه رستمی

فیلم «هفت روز»، محصول مشترک ایران و آلمان به نویسندگی محمد رسول‌اف و کارگردانی علی صمدی احدی، درامی روان‌کاوانه درباره تجربه مادران زندانی در ایران است؛ زنانی که در حبس تنها آزادی‌شان را از دست نمی‌دهند، بلکه نقش مادری‌شان نیز زیر سوال می‌رود.

مرخصی کوتاه، مواجهه‌ای بلندمدت با عذاب

داستان درباره مریم است، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی‌ای که پس از شش سال حبس، تنها یک هفته مرخصی دارد؛ فرصتی محدود که در آن باید میان بازگشت به زندان یا پیوستن به خانواده‌اش در خارج از کشور تصمیم بگیرد.

اما درون‌مایه اصلی فیلم نه انتخاب میان دو مقصد، بلکه تقابل میان دو هویت است: زن مبارز و مادر غایب.

این تقابل، با نگاهی انسانی و روان‌شناختی به تصویر کشیده می‌شود، بی‌نیاز از شعار یا اغراق.

مادری که نه تبرئه می‌شود، نه فراموش

گره‌گاه احساسی فیلم در مواجهه مریم با دختر نوجوانش شکل می‌گیرد؛ دختری که قضاوتش نه متوجه حکومت، بلکه متوجه غیبت مادر است. این قضاوت، شخصی، بی‌پرده و سنگین است - و در نهایت، بی‌رحم‌تر از هر حکم قضایی.

فیلم با ظرافت، تجربه‌های زیسته زنانی مانند نرگس محمدی و نسرین ستوده را به یاد می‌آورد؛ چهره‌هایی که در کنار سال‌ها زندان، بار سنگین دوری از نقش مادری را نیز به دوش کشیده‌اند. «هفت روز» بازتابی سینمایی از همین رنج خاموش است.

100%

زنانی که دو بار محاکمه می‌شوند

فیلم با زبانی موجز اما موثر نشان می‌دهد که زنان زندانی در ایران بیش از یک بار محاکمه می‌شوند. نخست در دادگاه، و بار دیگر در خانه؛ از سوی فرزندان، جامعه و حتی خودشان. غیبت طولانی در نگاه اطرافیان، اغلب نه ضرورت مبارزه، بلکه «بی‌مسئولیتی» تلقی می‌شود.

از منظر حقوق بشری، این وضعیت نمونه‌ای روشن از خشونت مضاعف است: حبس در جمهوری اسلامی نه‌ فقط آزادی، بلکه هویت اجتماعی و خانوادگی زنان را نیز از آن‌ها سلب می‌کند.

سادگی اجرا، عمق بازی

«هفت روز» از نظر بصری اثری ساده و به‌دور از زرق‌وبرق‌های مرسوم است. قاب‌بندی‌های ایستا، طراحی صحنه مینیمال و نورپردازی سرد، همگی در خدمت برجسته‌سازی بحران درونی مریم قرار دارند.

ویشکا آسایش در یکی از پخته‌ترین نقش‌آفرینی‌هایش، این بحران را بی‌هیاهو اما موثر به تصویر می‌کشد. فیلم از کلام نمی‌سازد؛ بلکه از سکوت، نگاه و فاصله.

روایتی فراتر از یک داستان شخصی

«هفت روز» فقط روایت تصمیم دشوار یک زن نیست؛ بلکه سندی است از اثرات درازمدت سرکوب سیاسی بر زندگی زنان، مادران و فرزندان‌شان.

مریم نه قهرمان است، نه قربانی. او انسانی معلق است؛ در جایی میان عذاب وجدان و وجدان سیاسی.

فیلم این پرسش را مطرح می‌کند که آیا جامعه‌ای که زنان را به‌دلیل کنشگری سیاسی طرد می‌کند، می‌تواند آن‌ها را بار دیگر به نقش‌های از دست‌رفته‌شان بازگرداند؟

100%

قضاوتی که پایان ندارد

فیلم با تصمیمی پایان می‌یابد، اما با قضاوتی که همچنان ادامه دارد. انتخاب مریم مساله‌ای را حل نمی‌کند؛ تنها تعلیقی را به تعلیقی دیگر منتقل می‌کند.

آنچه باقی می‌ماند، نه نتیجه‌ای قطعی، که احساسی ناتمام از فاصله، بی‌اعتمادی و زخم‌هایی است که در روابط خصوصی نیز دوام می‌آورند.

در «هفت روز» زندان صرفا یک مکان نیست، بلکه حالتی ذهنی است که حتی پس از خروج از آن، شخصیت‌ها را رها نمی‌کند. این همان جایی‌ست که سیاست، به‌جای ختم شدن در بیانیه‌ها، وارد سکوت اتاق نشیمن و نگاه فروخورده‌ یک دختر می‌شود.

تهدید اسرائیل به کشتن خامنه‌ای

۶ مرداد ۱۴۰۴، ۰۰:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، در سخنانی تهدیدآمیز خطاب به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، هشدار داد که در صورت تداوم تهدیدات جمهوری اسلامی، دست‌های اسرائیل، حتی به شخص او هم خواهد رسید.

او این هشدار را در جریان بازدید از پایگاه هوایی رامون داد؛ پایگاهی که خلبانان آن در حملات هوایی اخیر علیه ایران مشارکت داشته‌اند.

کاتس تاکید کرد که قصد دارد پیامی روشن به خامنه‌ای، دیکتاتور ایران بدهد. او گفت: تهدید نکنید تا آسیبی نبینید.

این دومین بار طی دو ماه اخیر است که وزیر دفاع اسرائیل مستقیماً رهبر جمهوری اسلامی را تهدید به کشتن می‌کند. بار نخست نیز پس از حملات موشکی سپاه به مناطق مسکونی تل‌آویو، کاتس اعلام کرد خامنه‌ای با این اقدامات دیگر نمی‌تواند زنده بماند.

تکرار چنین تهدیدی در مدت‌زمانی کوتاه نشان می‌دهد که این موضوع از نگاه اسرائیل کاملاً جدی است. در سخنان وزیر دفاع اسرائیل تاکید خاصی بر عبارت «دست‌های بلند اسرائیل» وجود دارد؛ عبارتی که به‌طور خاص اشاره به نیروی هوایی این کشور دارد.

از ابتدای تاسیس اسرائیل در ۷۷ سال پیش، نیروی هوایی نقش اصلی را در برتری نظامی این کشور داشته و توانسته در جنگ‌های چندجانبه علیه کشورهای منطقه، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند.

در جریان جنگ ۱۲ روزه اخیر نیز مشخص شد که جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، برخلاف ادعاهای پیش از جنگ، نتوانستند در برابر نیروی هوایی اسرائیل مقاومت مؤثری نشان دهند. قالیباف، از فرماندهان ارشد سپاه نیز این برتری هوایی را به‌صراحت تایید کرده است.

نیروی هوایی اسرائیل در کمتر از سه روز با نابود کردن سامانه‌های پدافندی جمهوری اسلامی، به برتری کامل رسید. خامنه‌ای به مخفیگاه منتقل شد و زندگی‌اش همچنان به‌صورت نیمه‌مخفی ادامه دارد.

بسیاری از سامانه‌های پدافندی در جنگ اخیر نابود شدند و حتی در صورت جایگزینی با تجهیزات جدید، این احتمال وجود دارد که اسرائیل بتواند آنها را نیز پیش از فعال‌شدن نابود کند.
کیفیت سامانه‌های بومی تولیدشده نیز به‌شدت زیر سؤال رفته و برخلاف ادعاها، نتوانسته‌اند حتی یک جنگنده اسرائیلی را سرنگون کنند.

از سوی دیگر، نگرانی‌هایی جدی در سطح عالی‌ترین مقامات جمهوری اسلامی در خصوص نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در ساختار امنیتی و نظامی کشور وجود دارد.

برخی مقامات این نفوذ را گسترده و در سطوح بالا توصیف کرده‌اند و برخی دیگر آن را ناشی از توانمندی فنی اسرائیل می‌دانند. این عدم قطعیت در تحلیل، نشان‌دهنده سردرگمی نهادهای اطلاعاتی کشور است.

آنچه موجب می‌شود تهدید اخیر اسرائیل درباره کشتن خامنه‌ای جدی تلقی شود، چند عامل کلیدی است:
اراده آشکار اسرائیل برای سرنگونی جمهوری اسلامی که به‌نظر می‌رسد حذف شخص رهبر را بخشی از این راهبرد می‌داند.

ضعف شدید پدافند هوایی جمهوری اسلامی پس از جنگ اخیر؛ به‌گونه‌ای که حتی توان مقابله با پروازهای شناسایی اسرائیل را ندارد.

نفوذ اطلاعاتی بالا که مشخص نیست تا چه حد در سطوح عالی جمهوری اسلامی گسترش دارد.
امروز با تهدید جدید وزیر دفاع اسرائیل، احتمال انجام چنین عملیاتی به‌مراتب بیشتر از قبل به نظر می‌رسد؛ چراکه از دید مقامات اسرائیل، خامنه‌ای ستون اصلی بقای نظام جمهوری اسلامی است و حذف او می‌تواند منجر به فروپاشی ساختار تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی شود.

با در نظر گرفتن این شرایط، می‌توان گفت تهدیدات اسرائیل مبنی بر هدف قرار دادن شخص رهبر جمهوری اسلامی، بیش از پیش جنبه عملیاتی پیدا کرده‌اند.

در حال حاضر، به نظر می‌رسد مهم‌ترین اولویت امنیتی جمهوری اسلامی، حفظ جان رهبر و جلوگیری از کشته شدن او است.

درخواست عباس عراقچی در مذاکرات با آمریکا برای گرفتن «تضمین عدم حمله»، در واقع می‌تواند پوششی برای تضمینی دیگر باشد: عدم هدف‌قراردادن خامنه‌ای و مقامات ارشد جمهوری اسلامی از سوی آمریکا و اسرائیل. با این حال، چنین تضمینی بعید به نظر می‌رسد، چراکه اسرائیل آشکارا خامنه‌ای را تهدیدی وجودی تلقی می‌کند.

در نهایت، به‌نظر می‌رسد اسرائیل راهبرد خود را بر مبنای حمله به مراکز حیاتی نظامی، هسته‌ای و فرماندهی جمهوری اسلامی و در عین حال، تشویق مردم ایران به تغییر از درون بنا کرده است.

این راهبرد اسرائیل، بدون نیاز به حضور زمینی نیروهای خارجی، مبتنی بر این فرض است که حذف رهبر نظام می‌تواند منجر به فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی شود.

خامنه‌ای در گذشته بارها گفته که نظام به شخص او وابسته نیست، اما شواهد تاریخی و تحلیل‌های امنیتی حاکی از آن‌اند که جمهوری اسلامی تا حد زیادی متکی به حضور و رهبری شخص اوست.

با توجه به نارضایتی شدید بخش زیادی از مردم ایران از وضعیت موجود و ساختار سرکوب‌گر نظام، در صورت کشته شدن احتمالی خامنه‌ای، این امر می‌تواند احتمال قیام مردم را افزایش دهد و بقای نظام را به طور جدی به خطر بیندازد.

«خلاف واقع»؛ اسم رمزی برای حذف هر روایت ناهمسو

۵ مرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
تهمینه رستمی

در برهه‌ای که جمهوری اسلامی با چالش‌های انباشته‌ای از درون و بیرون مواجه است، تصویب لایحه‌ای با عنوان «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» را نمی‌توان اقدامی منفصل از زمینه‌ی سیاسی-اجتماعی فعلی تلقی کرد.

این لایحه، برخلاف عنوان ظاهری‌اش که القای نوعی مسئولیت‌پذیری در برابر اطلاعات نادرست دارد، در ذات خود تلاشی ساختاری برای محدود کردن گفتار عمومی و جرم‌انگاری روایت مستقل است. از آنچه در ساختار واژگانی لایحه دیده می‌شود تا زمینه‌های تصویب آن، همه‌چیز نشانگر آن است که با یکی از گسترده‌ترین و مبهم‌ترین پروژه‌های قانونی‌سازی سانسور در تاریخ جمهوری اسلامی مواجهیم.

در ماده‌ی نخست این لایحه، مفاهیمی چون «تحریف‌شده»، «ناقص»، «موجب فریب عرفی» و «تشویش ذهن مخاطب» به‌عنوان ملاک‌های تشخیص محتوای خلاف واقع معرفی شده‌اند. این واژگان نه‌تنها از شفافیت حقوقی لازم برخوردار نیستند، بلکه عملا میدان تفسیر را برای نهادهای قضایی و امنیتی باز می‌گذارند تا بر اساس اراده سیاسی، هر نوع محتوای ناهمسو با روایت رسمی را مجازات‌پذیر سازند. این الگوی قانون‌نویسی، پیش از آن‌که تابع اصول دادرسی عادلانه باشد، ابزار پیشگیرانه‌ی سرکوب است.

  • پزشکیان لایحه «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع» را به مجلس فرستاد

    پزشکیان لایحه «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع» را به مجلس فرستاد

مفهوم آزادی بیان، در نظام‌های سیاسی مبتنی بر جمهوریت، نه یک امتیاز قابل سلب، بلکه شرط بنیادین گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری قدرت و امکان اصلاح است. در جمهوری اسلامی، این مفهوم همواره در تعارضی بنیادین با ساخت قدرت قرار داشته. از نخستین سال‌های پس از انقلاب، برخورد با نویسندگان مستقل، توقیف مطبوعات، و حذف فیزیکی دگراندیشان، تا ترور روشنفکران در دهه‌ی هفتاد، سانسور نه یک واکنش، بلکه بخشی از سیاست رسمی بوده است.

تجربه قتل‌های زنجیره‌ای تنها یک نقطه عطف بود: نظام، دیگر نه فقط از نقد، بلکه از نفس نوشتن مستقل هراس داشت. در سال‌های بعد، این هراس با ابزارهای نوین تقویت شد: فیلترینگ اینترنت، نظارت دائمی بر فضای مجازی، کنترل سازمان‌یافته مطبوعات و ایجاد ساختارهای مجوزمحور برای تولید رسانه.

لایحه‌ جدید، در این زنجیره، نه یک استثنا، بلکه نقطه‌ی اوج است: نخستین‌بار است که تلاش می‌شود سازوکارهای مبهمِ جرم‌انگاری روایت، در قالب قانون مصوب با دامنه‌ی سراسری و عام به اجرا گذاشته شود.

با این لایحه، هر فردی که در فضای عمومی، مجازی یا رسانه‌ای، سخنی بگوید که از نظر قدرت حاکم «تحریف» تلقی شود، می‌تواند با حبس‌های سنگین مواجه شود. این یعنی مسئولیت از تولید محتوا فراتر رفته و به بسترهای انتشار نیز تسری یافته است.

  • دولت پزشکیان در پاسخ به منتقدان: مجازات نشر محتوای خلاف واقع فقط ۲ سال است

    دولت پزشکیان در پاسخ به منتقدان: مجازات نشر محتوای خلاف واقع فقط ۲ سال است

کنترل روایت، ضرورت بقا برای نظامی در بحران

کنترل روایت حالا نه فقط یک دغدغه ایدئولوژیک، بلکه ضرورت بقا برای نظامی در بحران است. همان‌گونه که در جنگ نظامی، کنترل خاک اهمیت دارد، در وضعیت فعلی، کنترل گفتار، معادل کنترل میدان است.

حکومت جمهوری اسلامی به‌خوبی می‌داند که شکست در نبرد روایت، مقدمه‌ی زوال ساختار است. به همین دلیل است که نه تنها روایت معارض، بلکه حتی روایت‌های ناقص یا شخصی نیز به عنوان تهدید تلقی می‌شوند.

  • نرگس محمدی: جمهوری اسلامی از جنگ با اسرائیل برای تشدید سرکوب داخلی استفاده می‌کند

    نرگس محمدی: جمهوری اسلامی از جنگ با اسرائیل برای تشدید سرکوب داخلی استفاده می‌کند

قانونی که در بطن آن، همه‌چیز را قابل تعقیب و هیچ‌چیز را شفاف تعریف نمی‌کند، عملاً ابزار مهندسی ترس است. ترسی که تنها به سانسور بیرونی منتهی نمی‌شود، بلکه به خودسانسوری درونی‌شده در میان کنشگران اجتماعی، هنرمندان، روزنامه‌نگاران و حتی شهروندان عادی منجر خواهد شد. در چنین فضایی، دیگر کسی نمی‌پرسد، نمی‌نویسد، و حتی نمی‌اندیشد؛ زیرا هزینه‌ی فکر، نامعلوم و فاجعه‌بار است.

از منظر حقوق عمومی، این لایحه ناقض اصل بنیادین قانونی بودن جرم و مجازات است؛ اصلی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز (اصل ۳۶ و ۳۷) به آن تصریح شده و در اسناد بین‌المللی همچون ماده ۱۹ میثاق حقوق مدنی و سیاسی به‌عنوان معیار آزادی بیان پذیرفته شده است. مفاهیمی که در لایحه آمده، فاقد عناصر چهارگانه‌ الزام حقوقی‌اند: ضرورت، تناسب، مشروعیت هدف، و مرجع بی‌طرف برای تشخیص. وقتی معیار «عرف» یا «فریب ذهن مخاطب» به عنوان اساس جرم‌انگاری به کار می‌رود، دیگر نه دادرسی معنا دارد، نه دفاع.

این لایحه را باید یکی از نشانه‌های گذار نظام از فاز اقتدارگرایی کلاسیک به مرحله‌ی انزوای کامل سیاسی دانست. نظامی که حتی در سطح بیان نیز احساس تهدید می‌کند، نه در موقعیت قدرت، بلکه در موقعیت ضعف ساختاری قرار دارد.

فروپاشی مشروعیت، وقتی از پاسخ‌گویی به حذف گفتار منتقل شود، به‌جای ترمیم، بحران را عمیق‌تر می‌سازد. این قانون، نه نشانه‌ ثبات، بلکه سند واهمه است.

سانسور، حقیقت را حذف نمی‌کند

در نهایت، سانسور اگرچه ممکن است انتشار حقیقت را متوقف کند، اما هرگز آن را حذف نمی‌کند.

تاریخ معاصر ایران نشان داده که حقیقت، حتی از دل سکوت و حتی از تبعید، باز خواهد گشت. جامعه‌ای که به سکوت واداشته شود، تنها زنده به‌نظر می‌رسد، اما در عمل، در مسیر انجماد و زوال قرار گرفته است.

چنین جامعه‌ای، نه می‌تواند از اشتباهات بیاموزد، نه خود را بازسازی کند، و نه آماده‌ی مواجهه با بحران‌های آینده خواهد بود.

لایحه‌ سرکوب روایت، بیش از آن‌که برای نظم باشد، برای ترس است. و نظامی که بر ترس استوار شود، در نهایت نه پایدار خواهد ماند، و نه قابل ترمیم خواهد بود.