• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

روایت دو زندانی از مشهد تا سن‌دیگو، مایکل وایت و مهدی وطن‌خواه

اردوان روزبه
اردوان روزبه

ایران‌اینترنشنال

۲ مرداد ۱۴۰۴، ۰۸:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

در گذرگاه مرزی میان آمریکا و مکزیک، مردی با چهره‌ای خسته اما لبخندی گرم به استقبالم آمد. مایکل وایت، گروگان سابق در ایران، با شوخی‌هایی شبیه ایرانی‌ها و چند واژه فارسی که برای باز شدن یخ صحبت استفاده کرد.

او همان اول گفت: «رژیم ایران مثل مردمش نیست. ایرانی‌ها فوق‌العاده‌اند. من فرهنگشان را دوست دارم. آن‌ها شایسته زندگی بهتری هستند.» این جمله‌ها آغازی بود برای مستندی که به‌عنوان نویسنده و تهیه‌کننده آن، سفری با دو شخصیت اصلی‌اش را آغاز کردم: مایکل وایت، گروگان آمریکایی آزادشده از زندان‌های جمهوری اسلامی، و مهدی وطن‌خواه، فعال سیاسی جوان ایرانی. سفری از سلول‌های انفرادی در مشهد تا آسمان‌های کالیفرنیا.

مایکل، متولد لس‌آنجلس و کهنه‌سرباز نیروی دریایی آمریکا، در سال ۲۰۱۸ برای دیدار با دختری به نام سمانه عباسی که در چت‌روم‌ها با او آشنا شده بود، به ایران رفت. اما سفر عاشقانه‌اش به کابوس بدل شد.

در سومین سفرش، در مشهد بازداشت و به اتهام «توهین به رهبر» و «انتشار عکس خصوصی» به ۱۰ سال زندان محکوم شد. در زندان مخفی وزارت اطلاعات، تحت بازجویی‌های شدید و شکنجه قرار گرفت تا اعتراف کند که برای آمریکا و اسرائیل جاسوسی می‌کند. فشارها چنان شدید بود که او یک‌بار تلاش به خودکشی کرد.

پس از هفته‌ها بازداشت در سلول انفرادی، به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد. آنجا، با مهدی وطن‌خواه، زندانی سیاسی جوان ایرانی، هم‌سلول شد. آن چهار دیوار سرد، سرآغاز داستانی شد که سرنوشت این دو را برای همیشه به هم پیوند زد.

مایکل می‌گوید پیش از بازداشت، دل‌باخته سمانه شده بود. در کیش با او دیدار کرده و از رفتار مردم ایران مجذوب فرهنگ‌شان شده بود. پس از بازگشت به آمریکا، چنان به این رابطه دل‌بسته شده که برای دیدار خانواده سمانه به مشهد سفر کرده و حتی در سن‌دیگو مسلمان شده تا مانعی بر سر این عشق نباشد.

اما در سفر سوم، که پیشتر دختر به او گفته بود که دیگر حاضر به رابطه با او نیست، قرار بود سمانه را در یک وعده ناهار ببیند و از او بخواهد که به طور رسمی ازدواج کنند. اما در راه، سه اتومبیل مشکی او را متوقف کردند، چشم‌هایش را بستند و به مکانی نامعلوم بردند.

مایکل وایت را در اتاقی با دوربین مداربسته نگاه می‌داشتند. فقط برای بازجویی خارج می‌شد؛ بازجویی‌هایی که با فریاد، تهدید، ضرب‌وشتم، و بیدارخوابی همراه بود. بازجویان می‌خواستند او اقرار کند برای کدام سرویس جاسوسی کار می‌کند. اما یک‌بار قاضی پرونده به او گفته: «شش وابسته جمهوری اسلامی در آمریکا زندانی‌اند، و تو تنها آمریکایی‌ای هستی که می‌توانیم برای مبادله استفاده کنیم.»

در نهایت، مایکل به زندان وکیل‌آباد منتقل شد، جایی که مهدی وطن‌خواه با او هم‌سلول شد. مهدی، فعال سیاسی، زبان انگلیسی خوبی داشت و توانست اعتماد مایکل را جلب کند. او می‌گوید: «وقتی برای نخستین بار دیدمش، از طرز راه‌رفتنش معلوم بود که از بیماری سختی رنج می‌برد. کم‌کم با هم دوست شدیم. او به کسی اعتماد نداشت. بعدها فهمیدم حتی مادرش نمی‌داند کجاست.»

در سال ۲۰۲۰، مهدی به‌طور موقت از زندان آزاد شد. با استفاده از اطلاعاتی که از مایکل گرفته بود، با خانواده او و وزارت خارجه آمریکا تماس گرفت. تا آن زمان، مقامات آمریکایی حتی نمی‌دانستند مایکل در ایران زندانی است. پس از این تماس‌ها، وایت توانست با سفارت سوئیس، حافظ منافع آمریکا در تهران، دیدار کند.

در جریان همه‌گیری کووید، او به بیماری مبتلا شد. مقامات امنیتی نگران مرگش در زندان بودند؛ مرگی که می‌توانست به بحرانی خبری علیه جمهوری اسلامی بدل شود. او را به خانه‌ای امن در تهران منتقل کردند.

در نهایت، در ۱۵ خرداد ۱۳۹۹ مایکل وایت با مجید طاهری، پزشک ایرانی-آمریکایی که به‌دلیل نقض تحریم‌ها در آمریکا زندانی بود، مبادله شد. طاهری پس از آزادی هیچگاه حاضر به بازگشت به ایران نشد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در توییتی نوشت: «هرگز از تلاش برای آزادی آمریکایی‌های گروگان‌گرفته‌شده دست نخواهیم کشید.» او از دولت سوئیس و حتی ایران برای این مبادله تشکر کرد و گفت این اتفاق نشان می‌دهد که «توافق ممکن است.»

اما گروگان‌گیری خارجی‌ها در ایران سابقه‌ای طولانی دارد؛ از نزار زکا و جیسون رضاییان تا سیامک نمازی و امروز، زوج فرانسوی، سیسیل کوهلر و ژاک پاریس. بازداشت‌هایی که ابزار فشار سیاسی هستند و در عمل ثابت شد چندان هم توافق با ایران ممکن نیست.

مادر مایکل پس از آزادی او نوشت: «در تمام ۶۸۳ روزی که پسرم گروگان نیروهای امنیتی بود، زندگی‌ام به کابوس بدل شده بود.»

این پایان ماجرا نبود. مایکل در زندان به مهدی قول داده بود اگر آزاد شود، برای آزادی و تحقق رویای او، که خلبانی بود، تلاش کند. با حمایت‌های قانونی مایکل، مهدی از طریق برنامه پناهندگی بشردوستانه به آمریکا آمد.

حالا در سن‌دیگو زندگی و خلبانی می‌کند. در یکی از پروازهای نخستینش، من در کابین کوچک هواپیما در کنارش نشسته بودم. وقتی از گذشته پرسیدم، فقط گفت: «حس می‌کنم همه‌اش یه کابوس بود، کابوسی که هیچ‌وقت فراموش نمی‌شود...»

اما زخم‌هایی که مایکل از ایران با خود آورد، فراتر از شکنجه و زندان بود: «شکستن، خیانت، عشقی نافرجام و سوالات بی‌پاسخ...» هنوز هم وقتی نام سمانه را می‌شنود، به نقطه‌ای دور خیره می‌شود و آرام می‌گوید: «نمی‌دونم چرا این اتفاق افتاد. من فقط عاشقش بودم.»

وقتی از او پرسیدم آیا سمانه مأمور بوده، پاسخ نداد. فقط گفت: «سمانه مثل مردم عادی ایران بود. بیرون روسری سر می‌کرد اما در خانه، او و خانواده‌اش شبیه آمریکایی‌ها بودند، مثل خیلی از ایرانی‌ها.»

مایکل می‌گوید: «حق مردم ایران این رژیم نیست. آن‌ها انسان‌های خوبی هستند و شایسته زندگی آزاد و بهترند.»

شاید قصه مایکل تمام شده باشد، اما آن‌چه جمهوری اسلامی سال‌هاست هدف گرفته، فراتر از یک فرد یا ملت است: انسانیت، روابط انسانی، آزادی بیان، و حق زندگی—نه فقط برای مردم ایران، که برای هر انسانی که به سرزمین تحت سیطره آن پا می‌گذارد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • کهنه‌سرباز آمریکایی از ایران به دلیل شکنجه شدن در زندان یک میلیارد دلار غرامت خواست

    کهنه‌سرباز آمریکایی از ایران به دلیل شکنجه شدن در زندان یک میلیارد دلار غرامت خواست

  • جبران محبت همبندی سابق؛ وطن‌خواه با کمک مایکل وایت به آمریکا رسید

    جبران محبت همبندی سابق؛ وطن‌خواه با کمک مایکل وایت به آمریکا رسید

•
•
•

مطالب بیشتر

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام: فقدان فرماندهان سپاه تلخ است، اما «شهادت‌شان» آثار بزرگی دارد

۲ مرداد ۱۴۰۴، ۰۵:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

صادق آملی لاریجانی، رییس تشخیص مصلحت نظام با اشاره به جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل و کشته شدن فرماندهان نظامی گفت: «گرچه فقدان آن‌ها تلخ است، اما شهادت‌شان آثار بزرگی برای ملت دارد.»

او اضافه کرد: آن‌ها «دشمن» را در هم کوبیدند و به تعبیر «مقام معظم رهبری» اسرائیلی‌ها له شدند.

آملی‌لاریجانی با اشاره به حمایت اروپا از اسرائیل گفت: «امروز آنچه در غرب متبلور است قانون جنگل است.»

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام مکانیزم ماشه را «زورگویی جدید» خواند و افزود: «این موضوع هیچ سند حقوقی ندارد.»

با وجود بحران‌ها و ناکارآمدی حاکمیت، مردم چه نقشی در سرنوشت خود می‌توانند ایفا کنند؟

۲ مرداد ۱۴۰۴، ۰۱:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

بحران آب در ایران به مرحله‌ای رسیده که نه برنامه‌ای برای حل آن وجود دارد، و نه اراده‌ای برای ایجاد تغییر. جمهوری اسلامی سال‌هاست که به‌جای ارائهٔ راهکارهای اجرایی و علمی، از پذیرش مسئولیت طفره می‌رود.

در چنین وضعیتی، بقای جامعه تمام‌قد بر دوش مردم افتاده است؛ مردمی که نه منابع در اختیار دارند، نه قدرت تصمیم‌گیری، و نه ابزار مشارکت مؤثر در ساختار حکمرانی.

بااین‌حال، مردم ناگزیرند هر روز تصمیم بگیرند؛ برای زنده ماندن، برای مقاومت، و برای بیدار ماندن در تاریکی. اما این اتکای دائمی به همبستگی اجتماعی و همیاری، تا کجا تاب می‌آورد؟ آیا هنوز ظرفیتی برای همدلی جمعی باقی مانده است؟ یا مردم ناگزیرند بار دیگر، به تنهایی، راهی دیگر بیابند؟

این‌که مردم ایران در سرنوشت خود چه نقشی می‌توانند ایفا کنند، پرسشی ساده اما بنیادین است. در ساختارهای حکمرانی عادی، دولت‌ها با اتکا بر دانش و برنامه‌ریزی، بحران‌ها را مدیریت می‌کنند. اما در جمهوری اسلامی، نه‌تنها نشانی از برنامه نیست، بلکه ساختار قدرت بر حذف تخصص و نادیده‌گرفتن مسئولیت استوار است. کارنامه حکومت در مواجهه با بحران‌ها، پر از وعده‌های توخالی و پاک‌کردن صورت‌مسئله است.

ایران امروز با انبوهی از بحران‌های درهم‌تنیده روبه‌روست؛ فروپاشی اقتصادی، بحران زیست‌محیطی، فروکاست سرمایهٔ اجتماعی و نابودی اعتماد عمومی. این بحران‌ها، صرفاً نتیجهٔ ناکارآمدی اجرایی نیست، بلکه حاصل دهه‌ها حذف سیستماتیک مردم از فرآیند تصمیم‌گیری‌ است.

در منطق جمهوری اسلامی، مردم نه شهروندان دارای حقوق، بلکه امتِ مطیعِ ولی‌فقیه تلقی می‌شوند. رهبر نه پاسخ‌گو، بلکه معصوم و منصوب از سوی خدا معرفی شده؛ و هر نقدی به او «کفر» تعبیر می‌شود. این ساختار، عاملیت شهروند را در نطفه خفه کرده و جامعه را در موقعیتی قرار داده که هیچ ابزاری برای تغییر ندارد؛ به جز هزینه کردن از جان خودش.

مردم نه بازیگر سیاسی، که تماشاگر سناریویی‌ هستند که نویسنده‌اش حکومتی است که پاسخ‌گو نیست. هر تلاشی برای ابراز نظر، با سانسور، سرکوب، بازداشت و حذف مواجه شده است. با این حساب، چگونه می‌توان از مردم انتظار داشت بار دیگر هزینه بدهند و در نهایت، نظاره‌گر دفن فرزندان خود باشند که به‌دست نیروهای اطلاعاتی کشته شده‌اند؟

هر بار که مردم کوشیدند فریاد اعتراض‌شان را به گوش حاکمیت برسانند، پاسخ نه گفت‌وگو، بلکه گلوله بود. نه‌تنها جان‌ها، بلکه روان‌ها نیز قربانی شدند. حاصل این وضعیت، جامعه‌ای است که نسل‌به‌نسل در اضطرابی مزمن زیسته و با این باور رشد کرده که «تغییر ممکن نیست»، اما تغییر ممکن است. همه می دانند که ممکن است. هیچکس نمی داند که زمان خوردن آن جرقه کی خواهد بود. ولی همه می‌دانند اگر جرقه زده شود حاکمیت در خودش می‌سوزد و نابود می‌شود. این یک آرزوی خوش بینانه نیست. حقیقتی است که بارها در تاریخ تجربه و به اثبات رسیده است. مردم ایران این وضعیت را تحمل نخواهند کرد و این وضعیت ناپایدار ولی غیر قابل تغییر کنونی تغییر می‌کند. مسئله این نیست که آیا اتفاق می‌افتد یا نه، مسئله این است که چه زمانی اتفاق می‌افتد.

مردم چه نقشی در سرنوشت خود می‌توانند ایفا کنند؟
ایران در بحرانی بی‌سابقه فرو رفته؛ بحرانی پیچیده که بدون برنامه‌ریزی و نیروی متخصص حل نمی‌شود. با ناکارآمدی جمهوری اسلامی، این مردم‌اند که قربانی سیاست‌های غلط شده‌اند و باید برای بقا تلاش کنند. در چنین وضعیتی، آیا مردم می‌توانند نقشی در آیندهٔ خود ایفا کنند؟ چه کاری واقعاً از دست مردم برمی‌آید؟ امشب در «برنامه با کامبیز حسینی» از شما همین سوال را پرسیدیم:

با وجود بحران‌ها و ناکارآمدی حاکمیت، مردم چه نقشی در سرنوشت خود می‌توانند ایفا کنند؟ مهمان این برنامه حامد شیبانی‌راد، دبیر نخست حزب ایران نوین بود و مخاطبان از سراسر جهان به این پرسش پاسخ دادند.

«برنامه با کامبیز حسینی دوشنبه تا جمعه، ساعت ۱۱ شب به وقت تهران، به‌صورت زنده از تلویزیون ایران‌اینترنشنال پخش می‌شود.»

عفو بین‌الملل: حکومت ایران در حمله به اسرائیل از مهمات خوشه‌ای استفاده کرد

۲ مرداد ۱۴۰۴، ۰۰:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد حکومت ایران در جریان جنگ با اسرائیل، از مهمات خوشه‌ای ممنوع استفاده کرده و غیرنظامیان را در معرض خطر قرار داده است.

مهمات خوشه‌ای در هوا منفجر می‌شوند و بمب‌های کوچکی را پراکنده می‌کنند. برخی از این بمب‌ها در لحظه برخورد منفجر نمی‌شوند و ممکن است با گذشت زمان باعث تلفات, به‌ویژه در میان کودکان شوند.

عفو بین‌الملل با استناد به تحقیقات تازه اعلام کرد: «نیروهای ایرانی موشک‌های بالستیکی را شلیک کردند که کلاهک‌های آن حامل بمب‌های فرعی بود و به مناطق مسکونی پرجمعیت در اسرائیل اصابت کرد.»

به گزارش خبرگزاری فرانسه، این نهاد حقوق‌بشری از جمله با استناد به تحقیقات تازه و بررسی عکس‌ها و ویدیوهایی که به‌گفته رسانه‌ها نشان می‌دهند این مهمات در ۲۹ خرداد به منطقه کلان‌شهری تل‌آویو اصابت کرده‌اند، این اتهام را مطرح کرد.

اریکا گوئه‌وارا روساس، مدیر ارشد در سازمان عفو بین‌الملل گفت: «با استفاده از چنین سلاح‌هایی در مناطق مسکونی یا نزدیک به آن، نیروهای ایرانی جان غیرنظامیان را به خطر انداختند».

او افزود: «استفاده عمدی نیروهای ایرانی از چنین سلاح‌هایی که ذاتا غیرقابل تفکیک هستند، نقض آشکار حقوق بشردوستانه بین‌المللی است.»

واشینگتن‌تایمز: انفجارهای مشکوک ایران را می‌لرزاند

۲ مرداد ۱۴۰۴، ۰۰:۱۲ (‎+۱ گرینویچ)

در پی آتش‌بس اعلام‌شده میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، موجی از انفجارهای مشکوک و آتش‌سوزی‌های غیر قابل توضیح، نقاط مختلف ایران را هدف قرار داده است.

گزارش نشریه واشنگتن‌تایمز حاکی از آن است که در حالی‌که مقامات جمهوری اسلامی تلاش دارند علت این حوادث را نشت گاز یا خطاهای فنی عنوان کنند، منابع امنیتی و تحلیل‌گران، احتمال خرابکاری هدفمند – و حتی دخالت اسرائیل – را رد نمی‌کنند.

انفجار در مجتمع‌های مسکونی و پالایشگاه نفت
از ابتدای ژوئیه تاکنون، دست‌کم چهار مجتمع مسکونی در شهرهای مختلف ایران دچار انفجار شده‌اند. دولت علت تمام این حوادث را نشت گاز اعلام کرده، با وجود آن‌که برخی از این ساختمان‌ها – از جمله یک مجتمع وابسته به سازمان قضایی نیروهای مسلح در تهران – اصلاً به شبکه گاز شهری متصل نبوده‌اند.

  • معاون آتش‌نشانی: حوادث گازی زیاد نشده حساسیت مردم بالا رفته است

    معاون آتش‌نشانی: حوادث گازی زیاد نشده حساسیت مردم بالا رفته است

در شهر قم نیز انفجاری در طبقه اول یک ساختمان، به زخمی شدن هفت نفر منجر شد. شدت حادثه و حجم تخریب، تردیدهایی جدی درباره توضیح رسمی دولت ایجاد کرده است. برخی منابع فنی معتقدند میزان گازی که برای چنین انفجاری لازم است، باید کل ساکنان را از بین می‌برد.

از فرودگاه مشهد تا پالایشگاه آبادان
در تاریخ ۱۳ ژوئیه، تصاویری از دود گسترده در فرودگاه مشهد منتشر شد که مقامات آن را به «سوزاندن کنترل‌شده علف‌های خشک» نسبت دادند. اما ساکنان مشهد در روزهای بعد از چندین آتش‌سوزی مشکوک دیگر نیز خبر دادند. چهار روز پس از آن، آتش‌سوزی بزرگی در پالایشگاه نفت آبادان جان یک کارگر را گرفت. علت حادثه، طبق روایت رسمی، «نشت از یک پمپ در حال تعمیر» اعلام شد.

  • وقوع آتش‌سوزی‌های گسترده در دست‌کم ۳ شهر ایران

    وقوع آتش‌سوزی‌های گسترده در دست‌کم ۳ شهر ایران

با این حال، افکار عمومی در ایران نسبت به این روایت‌ها واکنش طنزآلود و تردیدآمیز نشان داده‌اند. تصاویری تولیدشده با هوش مصنوعی از نخست‌وزیر اسرائیل در لباس کارمندان شرکت گاز ایران، در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شده است.

«موساد به فارسی» و گزارش نیویورک‌تایمز
حساب کاربری «موساد به فارسی» در پلتفرم ایکس در تاریخ ۱۲ ژوئیه نوشت: «انفجار پشت انفجار. کسی باید بررسی کنه چه خبره اونجا. خیلی از این اتفاقات به‌ظاهر تصادفی داره رخ می‌ده.»

روزنامه نیویورک‌تایمز نیز به نقل از سه مقام ایرانی که نام‌شان فاش نشده، گزارش داد که حداقل بخشی از این حوادث، تصادفی یا طبیعی نبوده‌اند. همچنین یک مقام اروپایی بی‌نام نیز به این روزنامه گفته که باور دارد اسرائیل در این انفجارها نقش داشته است.

هرچند هیچ‌یک از منابع مدرک مشخصی ارائه نکرده‌اند، اما اسرائیل نیز تاکنون مسئولیت رسمی این انفجارها را برعهده نگرفته است.

  • نیویورک‌تایمز: مقامات ایرانی معتقدند اسرائیل عامل خرابکاری‌ها در ایران است

    نیویورک‌تایمز: مقامات ایرانی معتقدند اسرائیل عامل خرابکاری‌ها در ایران است

سرکوب داخلی و اعدام‌های مرتبط با جاسوسی
در پی این موج از حوادث، ایران کارزاری گسترده علیه مظنونان به جاسوسی برای اسرائیل آغاز کرده است. طبق گزارش رسانه‌های دولتی، تاکنون بیش از ۷۰۰ نفر بازداشت و حداقل شش نفر به اتهام همکاری با موساد اعدام شده‌اند.

در عین حال، تهران به‌طور رسمی از نسبت دادن حوادث اخیر به اسرائیل خودداری کرده؛ چرا که چنین ادعایی می‌تواند به معنای نقض آتش‌بس و آغاز دوباره جنگ باشد.

بن‌بست راهبردی جمهوری اسلامی
جاناتان سایه، تحلیل‌گر ایرانی در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، در گفت‌وگو با واشنگتن‌تایمز گفت: «رژیم ایران در وضعیت باخت-باخت قرار دارد. اگر انفجارها کار اسرائیل باشد، رژیم نمی‌تواند آن را متوقف کند. اگر هم نباشد، یعنی زیرساخت کشور این‌قدر فرسوده و خطرناک است که خودش منفجر می‌شود.»

  • آتش‌سوزی‌ها و انفجارهای مشکوک در شهرهای ایران ادامه دارد

    آتش‌سوزی‌ها و انفجارهای مشکوک در شهرهای ایران ادامه دارد

او افزود که چنین فضایی به گسترش بدگمانی در میان نیروهای سپاه پاسداران منجر خواهد شد: «همه به هم مشکوک‌اند. ممکن است برخی از این‌ها نشت گاز باشد، اما اسرائیل انگیزه کاملاً واقعی برای ادامه این جنگ سایه‌وار دارد.»

تایید ادامه عملیات اطلاعاتی اسرائیل
دیوید بارنئا، رئیس موساد، نیز چندی پیش گفته بود: «ما متعهد به ادامه قاطعانه عملیات خود برای مقابله با تهدیدهای ایران و بهره‌گیری حداکثری از فرصت‌های راهبردی هستیم.»

در حالی‌که مقام‌های ایرانی انفجارها را «طبیعی» می‌خوانند، این احتمال که جنگ اطلاعاتی میان تهران و تل‌آویو پس از آتش‌بس همچنان ادامه دارد، به شکل روزافزونی در حال تقویت است.

مطهره گونه‌ای: حکومت می‌خواست زنان زندانی سیاسی را زیر آوار جنگ در اوین «دفن» کند

۱ مرداد ۱۴۰۴، ۲۳:۴۲ (‎+۱ گرینویچ)

مطهره گونه‌ای، فعال پیشین دانشجویی در یک رشته استوری در اینستاگرام خبر داد که ماموران حکومتی در زندان اوین، در زمان حمله اسرائیل به این زندان می‌خواستند زندانیان را زیر آوار جنگ دفن شوند

او که یکی از ۱۵ زن زندانی در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات بود، جزئیاتی را از وضعیت زندان پس از حمله اسرائیل منتشر کرد.

گونه‌ای نوشت در لحظه انفجارها، درهای سلول‌ها همچنان بسته بود و زنان زندانی خودشان با شکستن درها جانشان را نجات دادند.

این فعال پیشین دانشجویی اعلام کرد پس از انفجار، ماموران امنیتی آن‌ها را ابتدا به قرنطینه زندان قرچک منتقل کردند و پس از گذشت دو روز، به خانه‌ای امن متعلق به وزارت اطلاعات در مکانی نامعلوم فرستادند.

او درباره نحوه بازداشت خودش نیز نوشت به‌دلیل درخواست برای ارائه حکم قضایی از سوی ماموران، با خشونت مواجه شده و از ناحیه آرنج دستش دچار شکستگی شده است؛ آسیبی که به گفته او همچنان عوارض آن ادامه دارد.

این زندانی سیاسی پیشین تاکید کرد که ماموران وزارت اطلاعات در جریان بازداشت او از سلاح گرم در فضای بسته خانه استفاده کرده‌اند و سه گلوله به دیوار کنار او شلیک شده است. او افزوده که هنوز پوکه‌های آن گلوله‌ها را در اختیار دارد.

گونه‌ای همچنین از ضرب‌وجرح پدر و مادرش توسط ماموران امنیتی خبر داد و نوشت: «چهارشنبه ۲۸ خرداد، چهار روز پس از بازداشت، با پدر و مادرم تماس گرفتم و متوجه شدم که آن‌ها به‌شدت، به‌ویژه در ناحیه صورت، مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته‌اند و پس از مراجعه به پزشکی قانونی، طول درمان برایشان صادر شده است.»

او در ادامه اعلام کرد وزارت اطلاعات بدون صدور هیچ‌گونه قرار بازداشت، به‌مدت ۳۴ روز او را بازداشت و سپس در خیابان رها کرد.

این فعال پیشین دانشجویی خبر داد که در شعبه سوم بازپرسی دادسرای امنیت با موارد «تبلیغ علیه نظام به نفع گروه‌های معاند»، «نشر اکاذیب و سیاه‌نمایی به نفع معاندین»، «اهانت به رهبری» و «حضور بدون رعایت حجاب شرعی در ملاعام» تفهیم اتهام شده است.

او اسامی ۱۴ زن دیگر حاضر در بند ۲۰۹ را نیز منتشر کرد:

دنیا حسینی، ارغوان فلاحی، پرستو هاشمی که مبتلا به سرطان است، دنیا کمالی، رها ناظر، مینا که سالمند و نیازمند رسیدگی فوری است، لیدا، زندانی کلیمی، شیده، شیدا و نوشین که هر سه زنانیان بهایی هستند، سیسیل، زینب که زندانی عراقی-ترکی است، رودابه با نام دیگر زهرا و تکتم.