• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

قطع اینترنت؛ قتل خاموش مردم ایران در جنگ جمهوری اسلامی

کامیار بهرنگ
کامیار بهرنگ

ایران‌اینترنشنال

۳۰ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

در زمانی که ایران بار دیگر در میانه تنش‌های نظامی و بحران‌های امنیتی قرار گرفته، مردم بیش از هر زمان دیگر درگیر پیامدهایی هستند که نه در شکل‌گیری آن نقشی داشته‌اند و نه لزوماً بهره‌ای از آن می‌برند.

جنگ جاری میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، فراتر از تقابل نظامی یا سیاسی، پرده از واقعیتی قدیمی‌تر برمی‌دارد: شکاف عمیق و روزافزون میان حکومت و مردم.

در حالی‌که رسانه‌های رسمی از پیروزی و مقاومت می‌گویند و موشک‌ها در آسمان جابه‌جا می‌شوند، میلیون‌ها ایرانی در خاموشی دیجیتال فرو می‌روند. قطع اینترنت، نه یک اقدام صرفاً امنیتی، بلکه ابزاری برای محروم کردن جامعه از حق دانستن، کمک خواستن و روایت کردن واقعیت است. این تصمیم، شهروندان را عملاً از امکان دفاع از خود و از اتصال به جهان جدا می‌کند.

قطع اینترنت، قتل خاموش

اینترنت در جهان معاصر، نه فقط ابزاری ارتباطی، بلکه سازه‌ای حیاتی برای بقا، انتقال اطلاعات، امدادرسانی و شهادت‌دادن به حقیقت است. در شرایط بحران، از جنگ تا زلزله، اینترنت همان چیزی است که فرد را به جمع، و جامعه را به جهان متصل می‌کند.

در چنین لحظاتی، قطع اینترنت صرفاً یک محدودیت نیست، بلکه قتل عملکردی جامعه است؛ قتل در سکوت، بی‌صدا، بدون شلیک گلوله، اما با همان پیامد: محروم‌سازی انسان از امکان زیستن.

یکی از دلایل کلیدی برای قطع اینترنت در چنین شرایطی، تلاش حکومت برای پنهان‌کردن تصویر واقعی تحقیر نظامی و امنیتی‌اش در برابر حملات اسرائیل است. در حالی‌که انفجارها و حملات به عمق مراکز فرماندهی و موشکی-هسته‌ای حکومت گسترش می‌یابد، مردم ایران این وقایع را می‌بینند و روایت می‌کنند.

روایت‌هایی که در تضاد کامل با تبلیغات رسمی و لاف‌زنی‌های حکومتی است. حکومت نمی‌خواهد شکست‌ها و آشفتگی‌اش را کسی ببیند یا بازگو کند؛ به همین دلیل، خاموشی اینترنت، نه محافظت از امنیت ملی، بلکه پوشاندن واقعیت تحقیر حکومتی است.

جامعه‌شناسی معاصر، اینترنت را بخشی از «ساختار حیاتی شبکه‌ای» معرفی می‌کند؛ ساختاری که بدون آن، جامعه وارد مرحله «خاموشی ارتباطی» می‌شود و در برابر قدرت، ناتوان و منزوی باقی می‌ماند. در این خاموشی، نه فقط اطلاع‌رسانی، بلکه امکان مراقبت، سازمان‌یابی، و درخواست کمک از بین می‌رود.

ما در میدان آن‌ها نیستیم

جمهوری اسلامی در تمام روایت‌های رسمی‌اش از جنگ، خود را نماینده مردم معرفی می‌کند؛ از «عمق استراتژیک» در منطقه تا «وحدت جبهه مقاومت». اما واقعیت اجتماعی ایران چیز دیگری می‌گوید. تجربه‌های پی‌درپی، از اعتراضات ۹۶ تا ۱۴۰۱، از تحریم‌های پی در پی انتخابات مهندسی شده تا کرونا، نشان داده‌اند که مردم ایران بارها از صحنه رسمی فاصله گرفته‌اند، قهر کرده‌اند، و راه خود را رفته‌اند.

جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل، میدان تازه‌ای برای همین فاصله است. مردم ایران در این جنگ، نه مشارکت‌جو، بلکه تماشاگر مضطرب، و در بسیاری موارد، قربانی هستند. آن‌ها نه از پیروزی حکومت سود می‌برند و نه از شکست آن در امان می‌مانند. فارغ از اینکه جمهوری اسلامی چگونه از این جنگ بیرون خواهد آمد اما مردم بار دیگر اینجا هم مسیر خود را و آنچه می‌خواهند یا حتی نمی‌خواهند را از ریل جمهوری اسلامی جدا کرده‌اند.

اینترنتِ قطع‌شده، روایتِ مصادره‌شده

در روزهایی که موشک‌ها در آسمان‌اند و رسانه‌های جهانی در جست‌وجوی خبر، تنها صدای رسمی جمهوری اسلامی در جهان می‌پیچد. مردم، اگرچه در خطرند، اما امکان روایت کردن خطر را ندارند. این خاموشی اجباری، همان نقطه‌ای است که فاجعه را دو برابر می‌کند؛ هم رنج هست، هم انکار رنج.

در جامعه‌شناسی سیاسی، میشل فوکو قدرت را در کنترل بر بدن و دانایی می‌داند. حکومت جمهوری اسلامی، با قطع اینترنت، بدن‌های مردم را در میدان جنگ تنها می‌گذارد، و دانش و روایت آن‌ها را حذف می‌کند. این، شکلی از قتل دوگانه است؛ حذف فیزیکی و حذف معرفتی.

جدایی کامل مردم از ماشین جنگی

در تقابل با این انحصار روایتی، رفتار اجتماعی مردم ایران چیز دیگری می‌گوید. جامعه، به‌جای همراهی با حکومت، سکوت می‌کند، مهاجرت می‌کند، با زبان طنز و امتناع، از میدان تحمیلی جنگ کنار می‌کشد. این سکوت، همان‌طور که الی ویزل در تجربه هولوکاست توصیف می‌کند، نشانه خشم نیست، بلکه نشانه پایان رابطه است.

وقتی اینترنت قطع می‌شود، آن‌چه از بین می‌رود فقط ارتباط نیست، بلکه نخ آخرِ پیوند ملت و دولت است. حکومتی که مردمش را در خطر می‌گذارد و هم‌زمان صدایشان را خاموش می‌کند، دیگر نمی‌تواند مدعی نمایندگی آن مردم باشد.

قطع اینترنت، اعلان پایان مشروعیت

در جهانی که تکنولوژی زیربنای بقاست، قطع اینترنت در جنگ، همان معنایی را دارد که قطع اکسیژن در بیمارستان. نمی‌توان آن را صرفاً ابزار امنیتی دانست؛ این تصمیم، تصمیمی است علیه زندگی.

قطع اینترنت در ایران، در میانه جنگی که مردم آغاز نکرده‌اند، قتل خاموش است و جامعه ایران، با هر امتناع، هر سکوت، و هر تلاش برای ساختن مسیرهای موازی، اعلام می‌کند: در این میدان، ما نیستیم.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

خامنه‌ای، معمار جنگ؛ رهبر جمهوری اسلامی چگونه ایران را به رویارویی با اسرائیل کشاند؟

۳۰ خرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
روزبه میرابراهیمی

در حالی که تنش نظامی بی‌سابقه‌ای میان جمهوری اسلامی و اسرائیل در جریان است، بسیاری از تحلیل‌گران مسئولیت مستقیم این بحران را متوجه شخص علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، می‌دانند.

سیاست‌های ایدئولوژیک، منطقه‌گرایی تهاجمی و نادیده گرفتن منافع ملی در طول سه دهه گذشته، ایران را به نقطه‌ای رسانده‌اند که اکنون درگیر یک جنگ تمام‌عیار است؛ جنگی که نه حاصل اجبار، بلکه محصول انتخاب‌های سیاسی و ایدئولوژیک رهبر آن است.

تثبیت قدرت در نبود مشروعیت مذهبی

علی خامنه‌ای پس از درگذشت روح‌الله خمینی در سال ۱۳۶۸، با حمایت سیاسیون قدرتمند و تغییر قانون اساسی، رهبری جمهوری اسلامی را به‌دست گرفت؛ در حالی که فاقد جایگاه مرجعیت دینی لازم بود. از همان آغاز، پروژه تمرکز قدرت را با حذف رقبای سیاسی، تقویت نهادهای امنیتی و ایجاد شبکه‌ای از وفاداران در سپاه، قوه قضائیه، شورای نگهبان و دیگر ارکان حکومت آغاز کرد.

سرکوب داخلی به‌مثابه ابزار تثبیت

از جنبش سبز ۱۳۸۸ تا اعتراضات آبان ۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱، خامنه‌ای همواره پاسخ اعتراضات مردمی را با سرکوب خشن داده است. هزاران نفر بازداشت، صدها نفر

کشته، و قطع اینترنت و سانسور شدید، از ویژگی‌های‌ مشترک این رویدادها بوده‌اند. رهبر جمهوری اسلامی معترضان را «اغتشاشگر» و اعتراضات را «توطئه دشمن» خوانده و با اعطای مجوز به نهادهای سرکوب، فضای عمومی را امنیتی کرده است.

مهندسی نهادهای انتخابی و حذف مشارکت مردمی

در دوره خامنه‌ای، شورای نگهبان به ابزاری برای حذف سیستماتیک نامزدهای غیرهم‌سو بدل شد و انتخابات، به‌ویژه در سال‌های اخیر، به رویدادهایی بی‌رمق با کمترین مشارکت تاریخی تنزل یافته‌اند. او سیاست را به انحصار جناح‌های وفادار به خود درآورد و از طریق نظارت استصوابی، ساختار انتخاباتی را بی‌اثر کرد.

سیاست خارجی خامنه‌ای؛ ایدئولوژی پیش از منافع ملی

رهبر جمهوری اسلامی سیاست خارجی را نه در خدمت توسعه و امنیت ملی، بلکه در مسیر تقابل با غرب و پیشبرد «محور مقاومت» تعریف کرد. حمایت نظامی و مالی از حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن، گروه‌های شبه‌نظامی شیعه در عراق و سوریه، و دشمنی ساختاری با اسرائیل، سیاست‌هایی بودند که کشور را درگیر منازعات پرهزینه منطقه‌ای کرد.

همین راهبردها به افزایش تحریم‌ها، فشار اقتصادی، و انزوای جهانی ایران انجامید. در حالی که بسیاری از کارشناسان هشدار دادند که این مسیر هزینه‌های سنگینی برای مردم دارد، خامنه‌ای با تاکید بر «اقتصاد مقاومتی» و «ایستادگی»، از تغییر مسیر خودداری کرد.

کنترل رسانه و فضای عمومی

خامنه‌ای با تسلط بر صداوسیما، فیلترینگ گسترده، و ایجاد نهادهایی چون شورای عالی فضای مجازی، جریان اطلاعات را به شدت محدود کرد. هر صدای منتقد، اعم از روزنامه‌نگار، هنرمند، یا کاربر شبکه‌های اجتماعی، با سرکوب، تعقیب قضایی یا زندان روبه‌رو شد.

دستگاه سرکوب، ابزار بقا

در دوران رهبری خامنه‌ای، نهادهای اطلاعاتی چون وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه به ابزارهای مرکزی برای کنترل جامعه تبدیل شدند. این نهادها نه‌تنها در سرکوب اعتراضات، بلکه در مهار هرگونه دگراندیشی فرهنگی و اجتماعی نیز نقش‌آفرین بودند. ماموریت اصلی آنها، حفظ ساختار ایدئولوژیک نظام است، نه امنیت عمومی.

نتیجه یک راهبرد: تقابل دائمی، جنگ محتمل

رهبر جمهوری اسلامی با اولویت‌دادن به منافع ایدئولوژیک نظام بر منافع ملت، کشور را به انزوای جهانی، فروپاشی اقتصادی و در نهایت رویارویی نظامی سوق داده است. درگیری نظامی اخیر با اسرائیل نه حادثه‌ای ناگهانی، بلکه نتیجه مستقیم سه دهه سیاست‌ورزی رهبری است که به جای تعامل، تقابل را برگزید.

علی خامنه‌ای نه‌فقط به‌عنوان رهبر یک کشور، بلکه به‌عنوان معمار یک ساختار اقتدارگرای ایدئولوژیک، مسئول مستقیم وضعیت کنونی ایران است. ساختاری که بر سرکوب، انزوا، تحقیر مشارکت مردمی و دشمن‌تراشی بنا شده، اکنون کشور را درگیر جنگ کرده است. این جنگ، پیش از آن‌که تقصیر اسرائیل یا آمریکا باشد، نتیجه راهبردی است که از دفتر خامنه‌ای در تهران هدایت شده است.

مراد ویسی: اراده فعلی اسرائیل بر کشتن خامنه‌ای است

۲۹ خرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)

مراد ویسی، تحلیل‌گر ارشد ایران‌اینترنشنال، گفت: «به نظر می‌رسد اراده فعلی اسرائیل بر کشتن علی خامنه‌ای است.»

او افزود: «خامنه‌ای در وضعیتی قرار دارد که حتی با کاروان‌های گسترده نیز امکان جابه‌جایی امن از مخفی‌گاهش را ندارد و لحظه جابه‌جایی نیز او را به‌شدت آسیب‌پذیر می‌کند.»

ویسی تاکید کرد که چالش اصلی برای هدف قرار دادن رهبر جمهوری اسلامی، یافتن محل اختفای او نیست، بلکه مدیریت روند و زمان‌بندی اقدامات از سوی اسرائیل است.

به گفته او «ممکن است اسرائیل قصد داشته باشد ابتدا توان موشکی جمهوری اسلامی را از میان بردارد تا در صورت ترور خامنه‌ای، امکان حمله موشکی تلافی‌جویانه به اسرائیل وجود نداشته باشد.»

مسعود کاظمی: موج تازه‌ای از بازداشت‌ها از سوی جمهوری اسلامی آغاز شده است

۲۹ خرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

مسعود کاظمی، روزنامه‌نگار، با اشاره به قطع گسترده اینترنت در ایران گفت با وجود محدودیت شدید در دسترسی به اخبار، گزارش‌ها از آغاز موج تازه‌ای از بازداشت‌ها از سوی جمهوری اسلامی حکایت دارد.

او افزود: «توماج صالحی نیز در جریان این موج سرکوب، در جزیره کیش بازداشت شده است.»

به گفته کاظمی، رسانه‌های حکومتی نیز از بازداشت‌هایی در نقاط مختلف کشور تحت عناوینی چون «تشویش اذهان عمومی» و «حمایت از اسرائیل در شبکه‌های اجتماعی» خبر داده‌اند.

او تاکید کرد برخی گزارش‌ها حاکی از بازداشت‌های جمعی با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» است.

کاظمی همچنین اشاره کرد که روز پنج‌شنبه رسانه‌های داخلی از بازداشت ۲۴ نفر در غرب تهران با همین اتهام خبر داده‌اند.

او در ادامه گفت که در آستانه نشست روز جمعه میان وزرای خارجه تروئیکای اروپا و عباس عراقچی در ژنو، «قطع اینترنت اقدامی از سوی جمهوری اسلامی برای عادی جلوه دادن شرایط زندگی مردم است.»

کاظمی افزود خبرگزاری فارس نیز پنج‌شنبه، هم‌زمان با ادامه حملات اسرائیل، با حضور در سطح شهر تلاش کرده با انتشار گزارش‌هایی از شهروندان، وضعیت را عادی جلوه دهد.

علیرضا منافی:‌ اینترنت در ۱۲ ساعت گذشته به‌طور کامل در ایران قطع شده است

۲۹ خرداد ۱۴۰۴، ۰۷:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)

علیرضا منافی، پژوهشگر اینترنت و امنیت دیجیتال می‌گوید:‌ «اینترنت در ۱۲ ساعت گذشته به‌طور کامل در ایران قطع شده است. البته جمهوری اسلامی پیش‌تر هم با اقداماتی مانند مسدودسازی گسترده وی‌پی‌ان‌ها، تلاش زیادی برای محدود کردن دسترسی مردم به اینترنت انجام داده بود.»

نت‌بلاکس که وضعیت اینترنت در کشورهای مختلف را رصد می‌کند، پیش‌تر اعلام کرد آمارها نشان می‌دهد بیش از ۱۲ ساعت است که دسترسی به اینترنت در ایران به‌طور کامل قطع شده است

.

موشک‌ها در آسمان، خامنه‌ای زیر زمین؛ ایرانی‌ها در میانه بحران

۲۸ خرداد ۱۴۰۴، ۲۲:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
بهروز تورانی

تضاد میان لحن تهدید آمیز حساب کاربری علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در شبکه ایکس و ظاهر او در دو پیام ویدیویی اخیر — که به نظر می‌رسد از درون پناهگاه ضبط شده‌اند — نمی‌توانست بارزتر از این باشد.

از زمان آغاز حملات اسرائیل در ۲۳ خرداد، خامنه‌ای فردی فرسوده به نظر می‌رسد: مردی نشسته زیر نور کم، با عمامه‌ای سیاه که به‌سختی بر سر دارد، پشت‌سرش عکسی از روح‌الله خمینی که به‌طرز ناشیانه‌ای به پرده‌ای وصل شده است. سخنان او تلاش دارد اراده‌ای محکم را القا کند. اما گفتار لرزان و ضعف آشکار جسمانی‌اش بیشتر نشانی از فشار و فرسودگی دارد.

در این فضا، دشوار است تصویر فردی که همین چند روز پیش وعده «فتح قریب‌الوقوع» داده بود و تهدید می‌کرد «زندگی برای صهیونیست‌ها تلخ خواهد شد» را با فردی که در قاب ویدیو ظاهر می‌شود، یکی دانست.

از تهدید تا گسست

این شکاف — میان گفتار و واقعیت — بازتاب نوعی گسست فراگیرتر است.
در حالی‌که حساب‌های رسانه‌ای رهبر جمهوری اسلامی تهدیدهایی بلندپروازانه و تصاویر ساخت هوش مصنوعی از حملات موشکی منتشر می‌کنند، آنچه در شهرهای ایران رخ می‌دهد، روایت متفاوتی دارد: دود در آسمان تهران، فرار غیرنظامیان، کمبود کالا، و ماشین تبلیغات حکومتی که پس از نابودی مرکز فرماندهی‌اش، سردرگم است.

مکان دقیق خامنه‌ای را معدودی از افراد می‌دانند. از تاریخ ۲۷ خرداد، به مقامات دستور داده شده از ابزارهای الکترونیکی استفاده نکنند تا ردیابی نشوند. برخی معتقدند خامنه‌ای احتمالاً از طریق تونل‌هایی از پایتخت خارج و به مشهد منتقل شده است.

دونالد ترامپ روز سه‌شنبه مدعی شد مکان دقیق خامنه‌ای را می‌داند، اما فعلاً تصمیم به حذف او ندارد: «فعلاً».

حتی در میان نزدیکان او نیز ارتباط‌ها محدود شده است. افرادی که پست‌های آنلاین او را مدیریت می‌کنند، شاید تنها با تکیه بر سخنرانی‌های پیشین یا فرضیات عمل می‌کنند و دسترسی مستقیمی به او ندارند.

در ۲۴ خرداد، در یکی از پست‌ها نوشت: «نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ضربات سنگینی به دشمن خبیث صهیونیست وارد خواهند کرد»، در حالی‌که آسمان ایران پر از پهپاد و موشک بود.

ملت دوپاره، روز حساب نزدیک

اما برای بسیاری از ایرانیان — فارغ از گرایش سیاسی‌شان — این شعارها توخالی به نظر می‌رسند. خشونت‌ها به وحدت ملی منجر نشده، بلکه شکاف‌های عمیق را نمایان کرده‌اند. در فضای مجازی، جدال‌های ایدئولوژیک شدت گرفته است.

در رسانه‌های رسمی، وحدت نمایش داده می‌شود. چهره‌های اصلاح‌طلب — از جمله روسای جمهوری پیشین محمد خاتمی و حسن روحانی و رئیس سابق مجلس مهدی کروبی — تحت فشار وادار به حمایت شده‌اند.

با این‌حال، حتی برخی منتقدان دیرپای نظام نیز دچار دوگانگی احساسی هستند. حس وطن‌دوستی عمیق است و تماشای حملات خارجی به شهرهای ایران — به‌ویژه زمانی که با استقبال خارجی همراه است — حس انزوا و بیگانگی ایجاد کرده است.

بسیاری از کسانی که از خامنه‌ای بیزارند، از افرادی که جنگ را خوش‌آمد می‌گویند نیز منزجرند.

در ۲۳ خرداد، حساب خامنه‌ای نوشت: «رژیم صهیونیستی از این جنایت هولناک جان سالم به در نخواهد برد»، بدون تمایز قائل شدن میان اهداف نظامی و غیرنظامی.
برخی نیز نگران‌اند پاسخ‌های اسرائیل همین خط‌کشی‌ها را نادیده بگیرند.

مکالمات تلفنی میان تهرانی‌ها و بستگان خارج‌نشین، میان امیدی محتاطانه و تسلیم تلخ در نوسان است. برخی معتقدند این بحران ممکن است آغازگر تغییر باشد. برخی دیگر، چون امیر سلطان‌زاده، روزنامه‌نگار ساکن لندن، از بی‌تفاوتی جهان ابراز تأسف می‌کنند.

او در شبکه ایکس نوشت: «ایران زیر حمله نظامی قرار گرفت، ترامپ فرمان تخلیه تهران را صادر کرد، اما هیچ‌کس در دنیا اعتراض نکرد. نه تظاهراتی برگزار شد، نه حتی یک خط در رسانه‌های عربی یا غربی نوشته شد. این‌قدر جمهوری اسلامی منفور است.»

اما برای بسیاری از ایرانیان، این نفرت امری انتزاعی نیست. آن‌ها با پیامدهایش زندگی می‌کنند — در میانه رژیمی که مدعی نمایندگی آن‌هاست و جهانی که اغلب قادر به دیدن آن‌ها نیست.