• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تاکسی‌های اینترنتی و امنیت زنان؛ یک بحران چندلایه

کامبیز حسینی
کامبیز حسینی

ایران‌اینترنشنال

۲۲ خرداد ۱۴۰۴، ۰۲:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

میلیون‌ها زن، هر روز، با ترس، بی‌اعتمادی و بدون هیچ تضمینی برای امنیت شخصی، سوار تاکسی‌های اینترنتی می‌شوند. این در حالی است که نه نظارتی موثر بر فعالیت این پلتفرم‌ها وجود دارد، نه سازوکار پاسخ‌گویی شفافی، و نه اراده‌ای برای اصلاح ساختارهای معیوب.

پلتفرم‌هایی که قرار بود سفرهای شهری را ایمن‌تر کنند، امروز خود به مسئله‌ای نگران‌کننده بدل شده‌اند.

از وعده‌های فناوری تا واقعیت‌های نگران‌کننده

فعالیت تاکسی‌های اینترنتی در ایران از سال ۱۳۹۳ با ورود شرکت‌هایی مانند اسنپ و تپسی آغاز شد. در غیاب رقبای بین‌المللی مانند اوبر، این شرکت‌ها در فضایی نسبتاً انحصاری و بدون نظارت رقابتی رشد کردند.

اسنپ اکنون در بیش از ۱۰۰ شهر فعال است و تپسی نیز به‌عنوان دومین بازیگر بزرگ بازار، وارد بورس شده و گزارش‌های مالی دوره‌ای منتشر می‌کند.

بر اساس اعلام پلیس فراجا، بیش از ۱۵ میلیون نفر تاکنون در این پلتفرم‌ها به‌عنوان راننده ثبت‌نام کرده‌اند؛ هرچند احتمالاً شمار قابل‌توجهی از این افراد غیرفعال‌اند، برخی برآوردها از حضور پنج تا ۹ میلیون راننده فعال به‌صورت سالانه حکایت دارد.

برای مقایسه، پلتفرم اوبر در سطح جهانی تنها حدود هشت میلیون راننده دارد.

رشد شتاب‌زده این صنعت، ایران را به یکی از بزرگ‌ترین بازارهای اشتغال غیررسمی در حوزه حمل‌ونقل شهری بدل کرده است؛ اما این گسترش، هم‌زمان زمینه‌ساز بحرانی دیگر شده: ضعف نظارت، بی‌مسئولیتی ساختاری و غیبت پاسخ‌گویی در مواجهه با تخلفات و جرایم.

روایت‌ها و سکوت‌ها

مسئولان انتظامی کشور از ضرورت غربال‌گری روانی رانندگان سخن گفته‌اند و مدیران پلتفرم‌ها مدعی‌اند که جذب راننده منوط به دریافت تاییدیه‌های امنیتی و رفتاری است. اما در برابر این ادعاها، آمار و روایت‌های رسمی با تجربه‌های عینی کاربران فاصله‌ای معنادار دارد.

فرشاد مومنی، اقتصاددان، با اشاره‌ای معنادار تاکید کرده که شمار رانندگان تاکسی‌های اینترنتی از کل نیروی کار بخش صنعت کشور بیشتر است. در همین حال، شبکه‌های اجتماعی مملو از روایت‌هایی است که زنان قربانی خشونت، آزار یا تهدید در تاکسی‌های اینترنتی به اشتراک گذاشته‌اند؛ روایت‌هایی که اغلب یا بی‌پاسخ مانده‌اند یا با واکنشی نمادین و بی‌اثر روبه‌رو شده‌اند.

ابزارهایی مانند «دکمه اضطراری» یا «ارسال موقعیت مکانی» از نظر بسیاری از کاربران، نه یک راه‌حل واقعی، بلکه تنها نمایشی تبلیغاتی هستند که امنیت را تضمین نمی‌کنند، بلکه صرفاً توهم امنیت می‌سازند.

وقتی نوآوری، امنیت نمی‌آورد

در ساختاری که فقر، بیکاری و نبود حمایت اجتماعی، میلیون‌ها نفر را به سمت رانندگی در تاکسی‌های اینترنتی سوق داده، و در شرایطی که تعداد رانندگان از مجموع کارگران صنعتی کشور فراتر رفته، دیگر نمی‌توان از «نوآوری فناورانه» سخن گفت. آن‌چه با آن روبه‌رو هستیم، نماد آشکاری از بحرانی ساختاری در بازار کار و ضعف نهادهای تنظیم‌گر است.

ما با بحرانی چندلایه مواجه‌ایم: بحران امنیت برای زنان در فضاهای عمومی، بحران نظارت بر پلتفرم‌های قدرتمند اما بی‌پاسخ‌گو، بحران اشتغال در قالب بازارهای غیررسمی، و در نهایت، بحران انکار؛ انکار نظام‌مند خشونت، بی‌عدالتی، و مسئولیت.

«برنامه» و پرسشی از دل جامعه

در تازه‌ترین قسمت «برنامه‌ با کامبیز حسینی»، به این ماجرا پرداختیم. حسین قاضیان، جامعه شناس، مهمان برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان نظرات خود در این زمینه را با ما در میان گذاشتند. ما از مردم خواستیم که تجربه خود را با ما در میان بگذارند. از شما پرسیدیم: تجربه شما از تاکسی‌های اینترنتی چیست؟ 

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

امید معماریان:‌ پلیس لس‌آنجلس می‌تواند اعتراضات را مدیریت کند

۲۱ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

امید معماریان، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی می‌گوید:‌ «پلیس لس‌آنجلس کارآزموده است و می‌تواند اعتراضات را مدیریت کند.»

او افزود: «اما این یک مسئله سیاسی است و فرستادن گارد ملی و تفنگداران دریایی توسط ریيس‌جمهور برای مهار اعتراضات، امری غیرطبیعی است.»

حسین آقایی: جمهوری اسلامی وضعیت «نه جنگ کامل، نه صلح پایدار» را ترجیح می‌دهد

۲۱ خرداد ۱۴۰۴، ۱۶:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

حسین آقایی، پژوهشگر روابط بین‌الملل و امور استراتژیک، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال می‌گوید: «ما اکنون در مهم‌ترین فاز از قمار دیپلماتیک میان دونالد ترامپ و علی خامنه‌ای قرار داریم.»

به گفته او، امروز پایان مهلت دوماهه‌ای است که ترامپ برای رسیدن به توافق به جمهوری اسلامی داده بود و با پایان این ضرب‌الاجل، اکنون نگاه‌ها به تصمیم‌های سرنوشت‌ساز سه طرف اصلی—دولت آمریکا، اتحادیه اروپا و جمهوری اسلامی—دوخته شده است.

آقایی هشدار می‌دهد که تصمیم‌های پیش‌رو می‌توانند به سه مسیر مختلف منتهی شوند: درگیری نظامی، صلح، یا وضعیتی بینابین که نه جنگ کامل است و نه صلح پایدار.

به گفته او، «این وضعیت خاکستری، همان چیزی است که جمهوری اسلامی آن را ترجیح می‌دهد؛ حتی اگر همراه با تحریم و فشار حداکثری آمریکا باشد.»

او معتقد است که تهران در چنین فضای مبهمی، توانسته سیاست بقا و مانور تاکتیکی خود را حفظ کند.

شهرام خلدی: جمهوری اسلامی در وقت‌کشی در مذاکرات با آمریکا خبره شده است

۲۱ خرداد ۱۴۰۴، ۱۰:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

شهرام خلدی، پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بین‌الملل، به ایران‌اینترنشنال گفت جمهوری اسلامی در وقت‌کشی در مذاکرات با آمریکا خبره شده است.

او گفت دونالد ترامپ متوجه شده جمهوری اسلامی هرگز درصدد نبوده که انعطافی در موضع خودش نشان بدهد.

این در حالی است که به گفته خلدی، آمریکا تاکنون چیزی حدود هفت تا هشت میلیارد دلار برای بسیج بمب‌افکن‌های استراتژیک در جزیره دیگو گارسیا در غرب اقیانوس هند و در شرق مدیترانه هزینه کرده است.

به باور این پژوهشگر، این موضوع دیر یا زود صدای متحدان ترامپ در سنا و مجلس نمایندگان آمریکا را در خواهد آورد.

خلدی در ارتباط با تاکتیک‌های جمهوری اسلامی در مذاکرات و هزینه این روند برای دولت آمریکا، افزود: «گزارشی که رافائل گروسی تقدیم شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی کرد، کاملا نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی با سوءنیت در بیست و چند سال گذشته در مسیر مذاکرات حضور داشته است.»

به گفته او، ترامپ احساس می‌کند در حال رودست خوردن از جمهوری اسلامی است و احتمال دارد دیر یا زود کاسه صبرش لبریز شود.

محمد قائدی: آمریکا و اروپا اکنون بیش از همیشه در موضوع هسته‌ای ایران هماهنگ‌اند

۲۱ خرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)

محمد قائدی، مدرس روابط بین‌الملل در دانشگاه جورج واشینگتن، به ایران‌اینترنشنال گفت اکنون برخلاف دوره اول ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، آمریکا و اروپا در موضوع هسته‌ای ایران هماهنگ هستند.

قائدی افزود: «در دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ، اروپایی‌ها بر سر موضوع ایران با آمریکا اختلاف نظر داشتند و تلاش کردند با سازوکاری به نام اینستکس به ایران کمک کنند. اگرچه این مکانیزم موفق نشد، اما نشان‌دهنده اختلاف میان اروپا و آمریکا بود.»

او افزود این بار با وجود اختلاف‌نظرها در موضوعاتی مانند تعرفه‌ها و جنگ اوکراین، آمریکا و اروپا درباره برنامه هسته‌ای ایران به اجماع و هماهنگی رسیده‌اند و مکانیزم ماشه نیز بخشی از این موضع است.

این استاد دانشگاه تاکید کرد اروپایی‌ها اکنون بیشتر تمایل دارند از ابزارهای فشار دیپلماتیک مانند مکانیزم ماشه استفاده کنند.

چگونه ایدئولوژی زن‌ستیز جمهوری اسلامی، مردان را به خشونت علیه زنان تشویق می‌کند؟

۲۰ خرداد ۱۴۰۴، ۲۳:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

زن‌کشی در ایران محصول تعامل گفتمان رسمی، قوانین تبعیض‌آمیز و ناکارآمدی نهادهای دولتی است؛ اینکه چگونه سیاست‌های رسمی از حجاب اجباری، قانون‌های قیمومیتی و با استفاده از رسانه‌های مرد محور، قتل زنان را نه استثنا که قاعده‌ای مشروع می‌سازند.

در سال‌های اخیر، ایران با موجی نگران‌کننده از قتل زنان، به‌ویژه در قالب زن‌کشی و قتل‌های به‌اصطلاح «ناموسی»، مواجه بوده است. این پدیده، گرچه سابقه‌ای تاریخی دارد، اما در بافت کنونی جمهوری اسلامی، به‌شکلی ساختاری، نهادینه و ایدئولوژیک بازتولید شده است.

در حالی‌که بسیاری از تحلیل‌ها به‌دلایل فرهنگی، ضعف آموزش، یا ساختارهای سنتی خانواده می‌پردازند، بُعد مغفول و کمتر بررسی‌شده این بحران، تاثیر مستقیم سیاست‌های رسمی، قوانین تبعیض‌آمیز و گفتمان ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بر مشروعیت‌بخشی به خشونت است.

100%

قتل الهه حسین‌نژاد و هانیه بهبودی؛ بازنمایی گفتمان خشونت‌زده در بستر رسمی

پرونده قتل الهه حسین‌نژاد و هانیه بهبودی در ماه خرداد، نمونه‌های زنده‌ای هستند از نحوه‌ای که گفتمان رسمی جمهوری اسلامی، خشونت علیه زنان را مشروع می‌سازد؛ آن‌هم نه صرفا به‌عنوان جرایم منفرد، بلکه به‌لحاظ ساختاری و نمادین.

در پرونده الهه حسین‌نژاد، قاتل -راننده تاکسی اینترنتی- در بازجویی‌های خود به «بی‌حیایی» و «تحقیر» خود از سوی قربانی اشاره کرده و حتی بازجویان با همدلی ضمنی گفته‌اند که «حقش بوده».

این مواجهه رسمی با قاتل ضمن آنکه این ظن را تقویت می‌کند که قتل در اثر درگیری به‌دلیل حجاب زن رخ داده، نشان می‌دهد که حتی پلیس نیز گفتمان مرد محور حاکم را بازتولید می‌کند، گویی مرد حق دارد برای دفاع از «شرافت» یا آرامش روانی خود بر اساس آموزه‌های ناشی از تبلیغات حکومتی از خشونت استفاده کند.

در پرونده هانیه بهبودی، همسر او- در اثر خشم از موفقیت ورزشی و حضور رسانه‌ای همسرش با آنچه آن را «حجاب نامتعارف» خوانده - دست‌های هانیه را قطع و سپس او را خفه می‌کند.

علاوه بر مسئله حجاب و غیرت، این قتل، از جنبه نمادین، تلاشی برای حذف جسم زنانه مستقل و موفق است.

در هر دو مورد، مرز بین خشونت خانگی و خشونت سیاسی- نمادین از بین رفته است؛ قاتلان کسانی‌اند که رابطه قدرت و اختیارشان نسبت به زن مخدوش شده و در فقدان حمایت قانونی و اجتماعی، از گفتمانی استفاده کرده‌اند که «خشونت برای دفاع از مردانگی » را مشروع جلوه می‌دهد.

وقتی دستگاه‌های رسمی و رسانه‌ها با ابهام یا تمجید ضمنی به این انگیزه‌ها می‌نگرند - مثلا با سخت‌گیری کمتر، روایت سرقت موبایل را در پرونده الهه برجسته می‌کنند یا قاتل را قربانی شرافت خود تصور می‌کنند- دیگر این رفتار قتل نیست که بنابر قانون تعریف می‌شود، بلکه کلیشه‌ها و گفتمان رسمی هستند که زمینه‌ساز شده‌اند.

100%

قانون، قیمومت و مصونیت از مجازات

یکی از ستون‌های خشونت مشروع علیه زنان در ایران، چارچوب حقوقی حاکم است که به مردان جایگاه قیمومت و کنترل بی‌قید و شرط زنان را می‌بخشد. به‌ویژه ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، که پدر یا جد پدری را از مجازات قصاص در صورت قتل فرزند معاف می‌کند، نشانگر ساختاری است که جان زن را در برابر اراده پدرانه بی‌ارزش جلوه می‌دهد. در موارد متعدد زن‌کشی که به‌دست پدر، برادر یا شوهر رخ می‌دهد، متهم یا تبرئه می‌شود یا به مجازاتی سبک محکوم می‌شود، که عملا اثربخشی بازدارنده‌ای ندارد.

افزون بر آن، ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی که ریاست خانواده را به مرد می‌دهد، و ماده ۱۱۳۳ که طلاق را حق یک‌جانبه مرد می‌داند، ساختاری سلسله‌مراتبی را بنا می‌گذارد که در آن زن فاقد قدرت تصمیم‌گیری مستقل است.

در چنین بستری، اعمال خشونت برای «حفظ اقتدار خانوادگی »از سوی مرد، در برخی موارد حتی از سوی نظام قضایی نیز قابل درک یا پذیرفته تلقی می‌شود؛ چنانکه در مواردی قاضی توصیه به گذشت می‌کند یا قتل را نتیجه «عصبانیت» ناشی از رفتار زن معرفی می‌کند.

گفتمان رسمی، بازتولید مردسالاری و خشونت

گفتمان رسمی جمهوری اسلامی بر اساس یک ایدئولوژی دینی- سیاسی بنا شده که نقش اجتماعی زن را به خانه، همسری، مادری و عفاف فرو می‌کاهد. در این گفتمان، زن اگر «مطیع »و «محجبه »باشد، مورد احترام است و اگر از این حدود عدول کند، به تهدیدی برای نظام اخلاقی و اجتماعی بدل می‌شود.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بارها در سخنرانی‌های رسمی، زن غربی را «متحجر و بی‌هویت »خوانده و تاکید کرده که زن ایرانی باید در قالب «زن اسلامی »باقی بماند؛ الگویی که اوج آن را در زینب و فاطمه زهرا ترسیم می‌کند.

در این چارچوب، مرد نه تنها مجاز، بلکه مکلف است تا «زن خود »را کنترل کند. نهادهایی چون گشت ارشاد، شورای فرهنگ عمومی، سازمان تبلیغات اسلامی و حتی آموزش‌وپرورش، این تصویر را به‌طور پیوسته در جامعه تزریق می‌کنند. کتاب‌های درسی از دبستان تا دبیرستان، زن را در نقش خانه‌دار و مطیع معرفی می‌کنند و مرد را قوام و نان‌آور خانواده می‌دانند. بدین‌ترتیب، از سنین پایین، ذهنیت سلسله‌مراتبی و مردسالارانه در نسل‌های جدید بازتولید می‌شود.

100%

نهادهای اجرایی، ناکارآمدی یا همدستی سیستماتیک؟

نهادهای اجرایی نه تنها در پیشگیری از خشونت، بلکه در رسیدگی به آن نیز عملکردی قاصر و گاه هم‌دستانه دارند. پلیس در موارد گزارش خشونت خانوادگی، اغلب زنان را به بازگشت به خانه و «حل اختلاف» تشویق می‌کند. مراکز مشاوره تحت نظر دولت، بیشتر بر «تحکیم خانواده» تاکید دارند تا حفظ جان زنان. تنها تعداد معدودی خانه امن در کشور فعالند و بودجه آنها ناچیز و در مواردی محرمانه است.

در مورد قتل‌های ناموسی، گزارش‌های صداوسیما یا خبرگزاری‌های وابسته به نهادهای امنیتی، گاه با نادیده‌گرفتن قربانی، به روایت خانواده یا قاتل می‌پردازند. قتل‌هایی چون رومینا اشرفی، مونا حیدری و غزل حیدری، نمونه‌هایی از رفتار رسان‌های نظام‌مند با این پدیده‌اند: تمرکز بر انگیزه «غیرت»، بازنمایی قاتل به‌عنوان پدری دلسوخته یا شوهری خشمگین و پرهیز از بررسی ساختارهای پشتیبان خشونت.

در این نظام سیاسی، حجاب اجباری تنها یک ابزار کنترل مذهبی نیست، بلکه به ابزاری سیاسی برای مشروعیت‌بخشی به خشونت علیه زنان تبدیل شده است. رهبر جمهوری اسلامی بی‌حجابی را «حرام سیاسی »خوانده و گفته بی‌حجابی دیگر صرفا تخلف شرعی نیست، بلکه جنگی علیه نظام تلقی می‌شود. به این ترتیب این بازنمود زبانی به زمینه‌ای برای سرکوب زنان بدل می‌شود. پلیس با استفاده از گشت ارشاد، قوانینی نظیر «قانون حجاب و عفاف »و بهره‌گیری از فناوری‌های نظارتی، زنان بدون حجاب را بازداشت، تحقیر و جریمه می‌کند.

این سیاستگذاری و گفتمان رسمی، خشونت علیه زنان را عادی می‌کند و پیام روشنی می‌فرستد: اگر زن پوشش اسلامی نداشته باشد، از نظر حکومت مشروع است که او را توبیخ، تنبیه یا حذف کنند.

خشونت به‌مثابه احیای هویت در نظم اقتدارگرا

در نظام‌های اقتدارگرا، مردان طبقه پایین یا متوسط که در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قدرتی ندارند، به‌گونه‌ای به تنها عرصه باقی‌مانده از سلطه، یعنی خانواده، پناه می‌برند. در چنین شرایطی، کنترل بر زن، نه فقط ابزاری برای اعمال قدرت، بلکه عنصری برای بازسازی هویت فروپاشیده مردان نیز تلقی می‌شود. این مکانیزم در ایران امروز نه فقط به‌طور منفعلانه، بلکه فعالانه از سوی نهادهای قدرت تقویت می‌شود.

دولت با ساختن چهره‌ای از «مرد مسلمان غیرتمند» که حافظ نظم خانوادگی است، او را به قهرمانی اخلاقی بدل می‌کند. نتیجه آن است که مردان، در واکنش به نافرمانی یا استقلال‌طلبی زنان، نه‌‎تنها خشونت را مجاز می‌دانند، بلکه آن را وظیفه‌ای برای دفاع از حیثیت خود و خانواده تلقی می‌کنند. اینجاست که زن‌کشی، نه از سر جنون آنی، بلکه به‌مثابه کنش اجتماعی «قابل درک» در ذهن عاملان آن ظاهر می‌شود.

ازاین روست که زن‌کشی در ایران، یک رویداد منفصل از سیاست نیست؛ بلکه محصول سیاست است. جمهوری اسلامی، با تدوین قوانینی که قیمومت مردانه را تقویت می‌کند، با تبلیغ الگویی زن‌ستیز و مرد محور از روابط انسانی و با بی‌عملی نهادهای اجرایی، بستری فراهم کرده که در آن، قتل زن به‌عنوان «حل مسئله» قابل تصور می‌شود.

مبارزه با زن‌کشی در ایران، تنها از مسیر آموزش یا فرهنگ‌سازی نمی‌گذرد؛ بلکه نیازمند بازنگری ریشه‌ای در ساختار حقوقی، سیاست‌های اجرایی و گفتمان رسمی نظام است. تنها در چنین شرایطی است که می‌توان به آینده‌ای امیدوار بود که در آن جان زن، ارزشمند، مصون و مستقل از اراده مردانه، به رسمیت شناخته شود.