• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

اضطراب؛ مرز باریک میان نگرانی و اختلال روانی

۲۷ دی ۱۴۰۳، ۱۴:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

یافته‌های تحقیقات پزشکی نشان می‌دهد تنها پنج دقیقه ورزش هوازی می‌تواند اثرات ضد اضطراب در بدن ایجاد کند. با این حال، بسیاری از ما هنوز نمی‌دانیم چه زمانی نگرانی‌های طبیعی و روزمره به یک اختلال روانی تبدیل می‌شوند.

به گزارش روزنامه تلگراف، اضطراب بخشی از ساز و کار طبیعی بدن برای محافظت از ما است.

تالیا گیلیگان، درمانگر و عضو انجمن بی‌ای‌سی‌پی که در زمینه اضطراب‌های ناشی از تروما تخصص دارد، معتقد است گاهی اضطراب به‌عنوان یک «سیستم هشداردهنده» بیش از حد حساس می‌شود و حتی در شرایطی که هیچ خطر واقعی وجود ندارد، واکنش نشان می‌دهد.

در همین رابطه، الی راس، درمانگر و عضو شورای روان‌درمانی بریتانیا، می‌گوید زمانی که یافتن دلیل اضطراب دشوار می‌شود و شدت آن به حدی می‌رسد که زندگی روزمره را مختل می‌کند، احتمالا با یک اختلال اضطرابی روبه‌رو هستیم که خود را معمولا با سه نشانه اصلی نشان می‌دهد.

نخستین نشانه زمانی پدیدار می‌شود که اضطراب، انجام فعالیت‌های مورد علاقه فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

وقتی فردی به دلیل ترس و نگرانی از موقعیت‌های اضطراب‌آور دوری می‌کند یا از فعالیت‌هایی که پیش‌تر از آن‌ها لذت می‌برد کناره می‌گیرد، این را باید به‌عنوان یک هشدار جدی در نظر گرفت.

شاید در نگاه اول، پرهیز از رفتن به مهمانی یا لغو یک سفر به دلیل نگرانی از وقوع اتفاقات احتمالی، تصمیمی عاقلانه به نظر برسد. اما واقعیت این است که این رفتارهای اجتنابی به‌تدریج به عادت تبدیل می‌شوند و در نهایت، فرد را به این باور غلط می‌رسانند که دنیای بیرون جای خطرناکی است و باید از آن دوری کرد.

100%

دومین نشانه، بروز علائم جسمی مزمن است که می‌تواند شامل تپش قلب، تعریق، مشکلات گوارشی و گرفتگی عضلات باشد.

گاهی این علائم به‌قدری شدید می‌شوند که به حملات حمله‌های هراس (پانیک) می‌انجامند، حملاتی که می‌توانند احساسی شبیه به حمله قلبی یا تنگی نفس ایجاد کنند.

به گفته راس، حمله‌های پانیک نشان می‌دهند که اضطراب در حال تبدیل شدن به یک بیماری است.

این حمله‌ها بی‌دلیل اتفاق نمی‌افتند، بلکه زنگ خطری هستند که وقتی فشارهای روانی از حد تحمل بدن فراتر می‌رود، به صدا در می‌آیند. به عبارت دیگر، حمله‌های پانیک، فریاد بدن برای کمک خواستن است.

گیلیگان در همین رابطه می‌گوید وقتی بدن در حالت «جنگ یا گریز» قرار می‌گیرد، به‌طور مداوم هورمون‌های استرس‌زا مانند کورتیزول و آدرنالین ترشح می‌کند.

این هورمون‌ها در کوتاه‌مدت مفید هستند اما وقتی به‌طور مداوم فعال باشند، باعث التهاب می‌شوند و به سلامت جسمی آسیب می‌رسانند. اضطراب مزمن می‌تواند به تضعیف سیستم ایمنی و افزایش خطر بیماری‌های قلبی منجر شود.

سومین نشانه، اضطراب مداوم و بی‌دلیل است. در حالی که ترس معمولا یک کانون مشخص مانند امتحان، سخنرانی یا یک گفت‌وگوی چالش‌برانگیز دارد، اضطراب اغلب مبهم‌تر است و به صورت یک نگرانی پایدار بدون محرک مشخص تجربه می‌شود.

به گفته گیلیگان، وقتی اضطراب همیشگی است و به رویدادهای خاصی مربوط نمی‌شود، باید عمیق‌تر به مساله نگاه کرد.

این نوع اضطراب می‌تواند با تروماهای حل‌نشده مرتبط باشد. در این شرایط، بدن و ذهن طوری واکنش نشان می‌دهند که گویی دائما در خطر هستند، حتی وقتی هیچ تهدید فوری وجود ندارد.

این وضعیت به‌ویژه در افرادی که آسیب‌های روابط بین فردی مانند غفلت در دوران کودکی یا خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند، شایع‌تر است.

گیلیگان هشدار می‌دهد تروما سیستم هشدار مغز را دوباره برنامه‌ریزی و آن را فوق‌العاده حساس می‌کند، به‌طوری که حتی استرس‌های کوچک نیز می‌توانند احساس شوند.

100%

راس معتقد است اضطراب می‌تواند بهترین معلم ما باشد، به شرط آنکه یاد بگیریم به آن گوش دهیم. اضطراب در تلاش است تا چیزی ما بگوید؛ اینکه چه چیزی درست کار می‌کند، چه چیزی اشتباه است و چه چیزی نیاز به توجه دارد.

او تاکید می‌کند که اضطراب می‌تواند معلم خوبی باشد، به شرط آنکه به جای نادیده‌ گرفتن آن، با دقت به پیام‌هایش توجه کنیم و همان‌طور که با دیگران مهربان هستیم، با خودمان نیز مهربانی کنیم.

متخصصان برای مدیریت اضطراب، راهکارهای متعددی را پیشنهاد می‌کنند. خودکاوی از طریق نوشتن یکی از این راهکارها است.

یادگیری مهارت «نه» گفتن نیز مهم است، زیرا اضطراب اغلب زمانی تشدید می‌شود که بیش از حد به خودمان فشار می‌آوریم.

ورزش منظم و پیاده‌روی کوتاه می‌تواند به تنظیم مجدد سیستم عصبی کمک کند. در نهایت، مراجعه به روان‌درمانگر، به‌ویژه متخصصانی که در زمینه تروما تجربه دارند، می‌تواند در شناخت ریشه‌های اضطراب و ساختن ابزارهای مقاومت، موثر واقع شود.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

چرا خستگی زنان کمتر از خستگی مردان دیده می‌شود

۲۶ دی ۱۴۰۳، ۱۴:۳۵ (‎+۰ گرینویچ)

نتایج یک پژوهش تازه نشان می‌دهد جامعه خستگی زنان را جدی نمی‌گیرد و در حالی که مردم خستگی مردان را نزدیک به یک واحد بیشتر از حد واقعی برآورد می‌کنند، میزان خستگی زنان را یک و سه دهم واحد کمتر از واقعیت تخمین می‌زنند.

این تفاوت چشمگیر در تشخیص میزان خستگی می‌تواند در محیط‌های پرخطری مانند ماموریت‌های فضایی به فاجعه منجر شود.

به گزارش دیلی میل، پژوهشگران مرکز فضایی جانسون ناسا در هیوستون به سرپرستی دکتر مورگان استوسیک، مطالعه‌ای گسترده را درباره تفاوت درک جامعه از خستگی زنان و مردان انجام داده‌اند.

هدف اصلی دکتر استوسیک از این پژوهش، ابداع روشی برای تخمین میزان خستگی افراد تنها بر اساس نشانه‌های غیرکلامی مانند زبان بدن بوده‌است.

این مطالعه همچنین با هدف بهبود ایمنی در ماموریت‌های فضایی طراحی شده‌است، جایی که فضانوردان زن و مرد روزهای طولانی و طاقت‌فرسایی را در محیط‌های پراسترس سپری می‌کنند.

در این پژوهش، از داوطلبان خواسته شد تا یک گفتگوی پنج دقیقه‌ای با یک فرد ناشناس داشته‌ باشند و میزان خستگی که در آن لحظه احساس می‌کردند را گزارش کنند. برای سنجش خستگی، مقیاسی از صفر تا ده در نظر گرفته شده‌بود که در آن صفر به معنای عدم خستگی و ده به معنای بیشترین حد ممکن خستگی بود.

در مرحله بعد، پژوهشگران از ۷۱ نفر خواستند تا فیلم این گفتگوها را بدون صدا تماشا کنند و حدس بزنند هر یک از شرکت‌کنندگان چقدر خسته‌ بودند.

نتایج این ارزیابی جالب توجه بود. گروه ناظر، میزان خستگی زنان را یک و سه دهم واحد کمتر از آن‌چه خودشان گزارش کرده‌ بودند تخمین زدند، اما خستگی مردان را نزدیک به یک واحد بیشتر از میزان واقعی برآورد کردند.

دکتر استوسیک با بررسی دقیق رفتار شرکت‌کنندگان دریافت که زنان حتی در شرایط خستگی مفرط، تلاش می‌کنند تا در تعاملات اجتماعی هوشیار به نظر برسند. آن‌ها ارتباط چشمی بیشتری برقرار می‌کنند و زبان بدنی فعال‌تری از خود نشان می‌دهند. در مقابل، مردان در زمان خستگی کمتر به حفظ ظاهر اجتماعی خود اهمیت می‌دهند و رفتارهای کم‌حوصله‌تری از خود نشان می‌دهند.

این یافته‌ها برای صنعت هوافضا که با چالش‌های جدی در زمینه ایمنی روبرو است، اهمیت حیاتی دارد. طبق آمارهای موجود، بیش از ۵۰ درصد از حوادث هوافضا به دلیل خستگی خدمه رخ می‌دهد.

100%

الگوی گسترده‌تر از درک نادرست از درد و خستگی زنان

این یافته‌ها بخشی از یک الگوی گسترده‌تر را نشان می‌دهد. دکتر استوسیک پیش از این نیز در آزمایش دیگری به نتایج مشابهی رسیده‌است. او در آن آزمایش، با بستن یک کش‌بند پزشکی به بازوی داوطلبان و درخواست از آن‌ها برای انجام حرکات ورزشی با دست، شرایطی دردناکی برای آن‌ها ایجاد کرد. نتیجه این آزمایش هم نشان داد که ناظران به طور معمول شدت درد زنان را کمتر از واقعیت و درد مردان را بیشتر از حد واقعی تخمین می‌زنند.

در محیط‌های پزشکی نیز همین الگو دیده می‌شود. تحلیل بیش از ۲۱ هزار پرونده پزشکی نشان داده‌ است که احتمال تجویز داروهای مسکن برای زنان به طور معناداری کمتر است.

پزشکان اغلب علائم زنان را نادیده می‌گیرند یا آن‌ها را «هیستریک و اغراق‌کننده» می‌دانند. این در حالی است که مردان راحت‌تر داروهای ضد درد و ضد افسردگی دریافت می‌کنند و پزشکان برای آن‌ها آزمایش‌های بیشتری درخواست می‌کنند.

یافته‌های پژوهشگران دانشگاه میامی نشان می‌دهد که تصور غالب درباره ابراز بیشتر احساسات از سوی زنان، نتیجه‌ای معکوس داشته‌است. همین تصور باعث شده که حتی نشانه‌های آشکار درد و آسیب در زنان نادیده گرفته‌شود.

این تفاوت در نحوه برخورد با خستگی و درد زنان و مردان می‌تواند پیامدهای خطرناکی به دنبال داشته‌باشد. خطر این مسئله به‌ویژه در مشاغل حساسی مانند خلبانی، جراحی و ماموریت‌های فضایی که کوچک‌ترین اشتباه می‌تواند فاجعه‌آفرین باشد، دوچندان می‌شود.

این پژوهش نشان می‌دهد که جامعه نیاز به بازنگری جدی در نحوه ارزیابی و درک نشانه‌های خستگی و درد در زنان دارد. این تغییر نگرش نه تنها برای محیط‌های کاری تخصصی مانند ناسا، بلکه برای تمام بخش‌های جامعه ضروری به نظر می‌رسد.

100%

کلاهبرداری ۸۰۰ هزار دلاری از زنی که فکر می‌کرد وارد رابطه عاشقانه با برد پیت شده است

۲۵ دی ۱۴۰۳، ۲۲:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)

یک زن فرانسوی که فریب خورده بود و گمان می‌کرد با برد پیت هنرپیشه مشهور هالیوودی وارد رابطه‌ای عاشقانه شده است، بیش از ۸۰۰ هزار دلار خود را از دست داد.

این زن که به نام «آن» معرفی شده و ۵۳ ساله است، در گفت‌وگویی با شبکه تلویزیونی تی‌اف ۱(TF1) فرانسه گفت که اولین بار شخصی که ادعا می‌کرد مادر برد پیت است با او تماس گرفت و گفت:«پسرم به زنی مثل شما نیازد دارد.»

آن در حالی که برای اسکی به تیگن سفر کرده بود، پیامی از حسابی در شبکه‌های اجتماعی دریافت کرد که خود را، جین اتا پیت، مادر برد پیت معرفی می‌کرد. یک روز بعد حسابی که خود را به‌عنوان برد پیت معرفی می‌کرد با او تماس گرفت. این دو شروع به صحبت کردند و به‌زودی با هم دوست شدند.

او گفت: «اولش به خودم گفتم این دروغ و مسخره است. اما من با رسانه‌های اجتماعی آشنا نیستم و واقعا نمی‌فهمیدم چه اتفاقی دارد می‌افتاد.»

آن افزود: «بار اول او ۱۰ هزار یورو از من خواست و گفت به این پول نیاز دارد تا تعرفه‌های گمرکی هدایایی را بپردازد که برای او خریده است.»

او گفت پس از آنکه به کسی که فکر می‌کرد برد پیت است اطلاع داد که از همسرش طلاق گرفته است و به او نشان داد که پس از طلاق ۷۹۸ هزار دلار دریافت کرده است، فرد کلاهبردار برایش نوشت که به سرطان مبتلا شده است و به‌دلیل آنکه حساب‌های بانکی‌اش در جریان طلاق از آنجلینا جولی مسدود شده، به پول نیاز دارد.

آن تمام پولی را که از طلاق از همسرش به‎دست آورده بود، برای این فرد فرستاد.

فرد کلاهبردار به تماس‌های آن جواب نمی‌داد اما به‌طور مرتب عکس‌هایی را برای او می‌فرستاد که با هوش مصنوعی درست شده بودند و نشان می‌دادند برد پیت در بیمارستان بستری است.

او گفت: «مردان بسیار کمی هستند که این نوع چیزها را برای شما بنویسند. من مردی را که با او صحبت می‌کردم دوست داشتم. او می‌دانست چگونه با زنان صحبت کند و این کار را همیشه بسیار خوب انجام می‌داد.»

فردی که خود را برد پیت معرفی کرده بود، برای آن پیام‌ها و اشعار عاشقانه می‌فرستاد.

آن زمانی پی برد و پذیرفت از او کلاهبرداری شده است که در سال ۲۰۲۴ گزارش‌هایی را درباره رابطه برد پیت و اینس دی رامون، طراح جواهرات خواند.

آن وقتی فهمید که از او کلاهبرداری شده است، دچار افسردگی شد و در بیمارستان بستری شد. او همان‌زمان شکایت کرد و پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد.

شبکه تی‌اف۱ این گفت‌وگو را بعدا، به‌دلیل واکنش‌های گسترده تمسخرآمیز، از وبسایت خود حذف کرد.

در سپتامبر سال گذشته نیز کلاهبرداری مشابهی گزارش شد. در آن زمان پلیس اسپانیا پنج نفر را به اتهام کلاهبرداری به مبلغ ۳۲۵ هزار یورو از دو زن دستگیر کرد. متهمان با این دو زن که عضو یک صفحه آنلاین طرفداران برد پیت بودند، تماس گرفتند و آنها را متقاعد کردند که برد پیت هستند و رابطه‌ای احساسی با این دو زن را آغاز کردند و از آنان خواستند در پروژه‌های مختلفی که وجود خارجی نداشتند، سرمایه‌گذاری کنند.

از چالش‌های جنسی دوران یائسگی چه می‌دانیم؟

۲۴ دی ۱۴۰۳، ۲۲:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

امروز درباره علائم یائسگی مانند گُرگرفتگی و تعریق شبانه آزادانه‌تر صحبت می‌شود، اما تاثیرات این دوره بر روابط جنسی و صمیمت زوج‌ها همچنان در پرده‌ای از سکوت باقی مانده‌ است. محققان می‌گویند این مسئله نه تنها بر سلامت جسمی، بلکه بر کیفیت زندگی میلیون‌ها زن در جهان تاثیر می‌گذارد.

آی‌تی‌اِن بیزنس در گزارشی، از یک مطالعه گسترده بین‌المللی خبر داد که از سوی موسسه تحقیقاتی ایسویوا، از زیرمجموعه‌های گروه بهداشت و سلامت اسیتی، روی ۱۶ هزار زن انجام شده است و تصویر دقیق‌تری از وضعیت آگاهی زنان در مورد دوران یائسگی ارائه می‌دهد.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که تنها ۲۰ درصد از زنان از تاثیرات یائسگی بر بدن و روابط جنسی‌شان آگاهی کافی دارند و ۴۲ درصد از صحبت درباره این موضوع با همسر خود اجتناب می‌کنند.

دکتر زوئی شیدل، پزشک عمومی و متخصص یائسگی، در این زمینه توضیح داد که کاهش سطح استروژن، تاثیرات گسترده‌ای بر بافت‌های واژینال دارد.

او گفت: «با کاهش استروژن، غدد تولیدکننده ترشح‌ها در واژن فعالیت خود را کاهش می‌دهند که منجر به خشکی می‌شود. همچنین بافت‌های پوششی نازک‌تر و سلول‌ها کوچک‌تر می‌شوند که این تغییرات می‌تواند رابطه جنسی را ناراحت‌کننده کند.»

میراندا کریستوفرز، درمان‌گر روابط و مسائل جنسی مستقر در لندن، با تایید این یافته‌ها افزود که زنان در دوران یائسگی با تغییراتی مواجه می‌شوند که بر احساسات و تمایلات جنسی آن‌ها تاثیر می‌گذارد.

به گفته او، این تغییرات می‌تواند شامل کاهش حساسیت، تغییر در میزان تحریک‌پذیری و تغییر در تجربه ارگاسم باشد. همچنین تغییرات هورمونی می‌تواند بر خلق و خو و اعتماد به نفس زنان تاثیر بگذارد.

تجربه آماندا فولر، یکی از زنانی که این دوره را پشت سر گذاشته، گویای چالش‌های عاطفی و جسمی این دوران است.

او گفت: «در ۵۰ سالگی نه تنها با افزایش وزن مواجه شدم، بلکه اعتماد به نفسم را هم از دست دادم. با اینکه همیشه از رابطه جنسی لذت می‌بردم، حتی فکر لمس شدن هم برایم غیرقابل تحمل شده‌ بود.»

تجربه آماندا نشان می‌دهد که چگونه تغییرات فیزیکی می‌تواند بر تصویر ذهنی زنان از بدن خود و اعتماد به نفسشان تاثیر بگذارد.

متخصصان تاکید می‌کنند که تغییرات فیزیولوژیک می‌تواند یک چرخه معیوب ایجاد کند، ناراحتی فیزیکی منجر به اجتناب از رابطه جنسی می‌شود که خود می‌تواند به تضعیف روابط عاطفی و کاهش بیشتر اعتماد به نفس بینجامد. این مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که زنان از صحبت درباره این موضوع با همسر یا پزشک خود خودداری می‌کنند.

نکته قابل تامل در این پژوهش این است که ۶۱ درصد از زنان مورد مطالعه تاکنون با هیچ کمپین یا منبع اطلاعاتی درباره علائم یائسگی مواجه نشده‌اند.

این خلاء اطلاعاتی می‌تواند منجر به انزوا و عدم دریافت کمک‌های پزشکی مورد نیاز شود.

دکتر شیدل با رد این باور غلط که زنان با افزایش سن تمایلی به رابطه جنسی ندارند، گفت: «زنان همچنان خواهان رابطه جنسی هستند، اما می‌خواهند این تجربه راحت، بدون درد و لذت‌بخش باشد.»

او تاکید کرد که با افزایش آگاهی و دسترسی به درمان‌های مناسب، زنان می‌توانند کیفیت زندگی جنسی خود را در این دوران حفظ کنند.

مطالعات بالینی انجام شده در این موسسه همچنین نشان می‌دهد مشکلات جنسی دوران یائسگی با تشخیص به موقع و درمان مناسب، قابل کنترل است.

این درمان‌ها می‌تواند شامل هورمون درمانی موضعی، استفاده از مرطوب‌کننده‌های واژینال و در برخی موارد، مشاوره روان‌شناختی باشد.

پژوهش‌گران معتقدند با شکستن تابوها، افزایش آگاهی و ارائه راهکارهای موثر می‌توان به زنان کمک کرد تا در این دوران، اعتماد به نفس و صمیمیت خود را حفظ کنند.

کشف جدید محققان درباره رابطه میان رشد مغزی با پرخوری و بی‌اشتهایی عصبی

۲۴ دی ۱۴۰۳، ۲۱:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

پژوهش تازه‌ای که به مدت یک دهه روی هزار جوان اروپایی انجام شده، نشان می‌دهد ارتباط معناداری میان تاخیر در رشد مغز و اختلالات خوردن در جوانان وجود دارد. این اختلالات شامل بی‌اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و اختلال پرخوری می‌شود.

به گزارش یورونیوز، تیم پژوهشی کینگز کالج لندن به سرپرستی پروفسور سیلوان دسریویرس، موفق به کشف ارتباط میان رشد مغز و اختلالات خوردن در سنین جوانی شدند.

نتایج این مطالعه گسترده که نتایج آن در مجله نیچر منتال هلث منتشر شده، به بررسی حدود هزار جوان از کشورهای بریتانیا، ایرلند، فرانسه و آلمان در طول یک دهه پرداخته ‌است.

هدف این پژوهش، شناخت علل بروز اختلالات خوردن در جوانان بوده و نتایج آن آشکار می‌کند که تاخیر در رشد مغز چگونه می‌تواند به چنین مسئله‌ای منجر شود.

بر اساس آمارهای موجود، حدود ۲۰ میلیون نفر در اروپا دچار اختلالات خوردن هستند. بیشترین شیوع نیز بین زنان جوان و نوجوانان دیده شده است.

پژوهش‌گران برای دستیابی به نتایج دقیق، از سه روش متفاوت برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده کردند. آن‌ها در گام نخست، داده‌های ژنتیکی شرکت‌کنندگان را گردآوری کردند.

در مرحله بعد، از آن‌ها خواستند تا پرسشنامه‌های مربوط به عادات غذایی و وضعیت سلامت خود را تکمیل کنند.

در گام سوم نیز از مغز این افراد در دو مقطع زمانی، یعنی در سنین ۱۴ و ۲۳ سالگی، تصویربرداری ام‌آر‌آی انجام شد.

تیم پژوهشی پس از بررسی داده‌های به دست آمده، شرکت‌کنندگان را در سن ۲۳ سالگی به سه گروه تقسیم کرد.

گروه نخست که ۴۲ درصد افراد را شامل می‌شد، از عادات غذایی سالم پیروی می‌کنند.

گروه دوم با ۳۳ درصد جمعیت نمونه، افرادی بودند که برای کنترل وزن و ظاهر خود، مصرف غذا را به شدت محدود می‌کنند و حتی گاهی دست به خالی ‌کردن عمدی معده می‌زنند.

گروه سوم نیز با ۲۵ درصد جمعیت، شامل افرادی می‌شد که یا دچار پرخوری عصبی هستند یا قادر به کنترل میزان غذای مصرفی خود نیستند.

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد نوجوانانی که در ۱۴ سالگی از مشکلاتی مانند اضطراب، افسردگی یا اختلال در تمرکز رنج می‌بردند، در ۲۳ سالگی بیشتر در معرض داشتن عادات غذایی ناسالم قرار داشته‌اند.

پژوهش‌گران همچنین دریافته‌اند که این رفتارهای غذایی ناسالم با چاقی و خطر ژنتیکی بالاتر برای شاخص توده بدنی (BMI) ارتباط مستقیم دارند.

نقش کلیدی رشد مغز در شکل‌گیری عادات غذایی

مهم‌ترین یافته این پژوهش، کشف ارتباط میان تاخیر در رشد مغز و اختلالات خوردن است.

تصاویر ام‌آر‌آی نشان داد افرادی که عادات غذایی ناسالم دارند، در دوران نوجوانی از نظر بلوغ مغزی دچار تاخیر بودند.

این تاخیر به‌ویژه در مخچه بیشتر دیده می‌شود که مسئول کنترل اشتهاست.

از آنجا که قشر ‌پیشانی جلویی مغز تا حدود ۲۵ سالگی به طور کامل رشد نمی‌کند، این افراد در برابر رفتارهای پرخطر و استرس‌های محیطی آسیب‌پذیرتر هستند.

پروفسور سیلوان دسریویرس، نویسنده ارشد این مطالعه، معتقد است که این یافته‌ها می‌تواند به ایجاد راهکارهای آموزشی بهتر برای مقابله با عادات غذایی ناسالم کمک کند.

به گفته این پژوهش‌گر، والدین باید با حساسیت بیشتری مراقب عادات غذایی نوجوانان خود در خانه باشند و معلمان نیز باید از تاثیر روابط دانش‌آموزان در مدرسه بر تشدید مشکلات رفتاری و تغذیه‌ای آن‌ها آگاهی داشته ‌باشند.

محققان کالج کینگز امیدوارند که از این یافته‌ها برای ایجاد راهکارهای متناسب با هر فرد استفاده و به جوانانی کمک کنند که در معرض خطر اختلالات خوردن قرار دارند.

این تیم تحقیقاتی در نظر دارد به جمع‌آوری داده‌ها از همین گروه افراد ادامه دهد تا تاثیر تفاوت‌های رشد مغزی و عادات غذایی را در سنین بالاتر از ۲۰ سال نیز بررسی کند.

چگونه موزه‌ها و مدارس می‌توانند هنر را برای کودکان جذاب‌تر کنند

۲۲ دی ۱۴۰۳، ۱۹:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که کودکان چگونه به آثار هنری نگاه می‌کنند؟ تحقیقات جدید با استفاده از فن‌آوری ردیابی چشم نشان می‌دهد کودکان و بزرگسالان از دو دریچه کاملا متفاوت به هنر می‌نگرند، یافته‌ای که می‌تواند شیوه آموزش هنر به کودکان را متحول کند.

به گزارش وب‌سایت کانوِرسِیشِن، پژوهش‌های انجام‌شده در موزه ون‌گوگ آمستردام در سال ۲۰۱۷ حاکی از آن بود که بزرگسالان هنگام مشاهده آثار هنری، عمدتا تحت تاثیر دانش و تجربیات قبلی خود قرار دارند.

برای مثال، هنگامی که یک بزرگسال به تابلوی «نمایی از اووِر» اثر ون‌گوگ نگاه می‌کند، توجه او به ضربات خاص قلم‌موی هنرمند جلب می‌شود که با سایر آثار برجسته او مرتبط است.

اما داستان برای کودکان متفاوت است. آن‌ها هنوز در بند چارچوب‌های اجتماعی و فرهنگی که ادراک بزرگسالان را شکل می‌دهد، قرار ندارند و به همین دلیل، بیشتر به محرک‌های بصری مانند رنگ‌های درخشان و اشکال برجسته جذب می‌شوند.

برای مثال، در تابلوی «باغ دوبینی» ون‌گوگ، کودکان به‌طور طبیعی به سمت گل‌های رز قرمزی جذب می‌شوند که در پس‌زمینه سبز این اثر خودنمایی می‌کنند.

در مطالعه جدیدی که در موزه رایکس‌ آمستردام انجام شد، پژوهش‌گران با استفاده از فن‌آوری ردیابی چشم، به بررسی تاثیر اطلاعات ارائه شده به کودکان درباره آثار هنری بر نحوه مشاهده آن‌ها پرداختند.

100%

در این پژوهش، محققان گروهی از کودکان ۱۰ تا ۱۲ ساله را انتخاب و آن‌ها را به سه دسته تقسیم کردند.

به گروه اول کتابچه‌های راهنمایی داده شد که معمولا در موزه‌ها در اختیار بزرگسالان قرار می‌گیرد. به گروه دوم توضیحاتی داستانی و جذاب که مخصوص کودکان بود، ارائه شد و گروه سوم بدون هیچ توضیح و راهنمایی به تماشای آثار هنری پرداختند.

هدف از این تقسیم‌بندی، بررسی تاثیر نوع اطلاعات ارائه شده به کودکان بر نحوه تماشای آثار هنری بود.

نتایج شگفت‌انگیز بود. کودکانی که توضیحات متناسب با سن خود را دریافت کردند، توانستند به شکل کاملا متفاوتی با آثار هنری ارتباط برقرار کنند.

آن‌ها نگاه خود را به سمت عناصر کلیدی نقاشی که در توضیحات به شیوه قصه‌گویی به آن‌ها اشاره شده‌ بود، معطوف کردند و زمان بیشتری را به بررسی این جزییات اختصاص دادند.

در سوی مقابل، کودکانی که توضیحات مخصوص بزرگسالان را خواندند، دقیقا مانند گروهی که هیچ اطلاعاتی درباره نقاشی در اختیار آن‌ها قرار نگرفت، توجهشان پراکنده و بدون تمرکز بود.

این تفاوت به‌خوبی در نقشه‌های حرارتی تولید شده از حرکات چشم کودکان قابل مشاهده است.

برای مثال، در مورد تابلوی «منظره زمستانی با اسکیت‌بازان» اثر هندریک اورکمپ، وقتی کودکان توضیحات مخصوص بزرگسالان را درباره جزییات تاریخی و تکنیکی اثر می‌خواندند، نگاهشان بدون تمرکز روی کل تابلو می‌چرخید.

اما زمانی که همان تابلو با زبانی داستانی و از نگاه یک شخصیت درون نقاشی توصیف شد، نتیجه کاملا متفاوت بود.

با توصیف داستانی، کودکان به‌طور مشخص روی شخصیت اصلی داستان و عناصر مرتبط با آن در تابلو متمرکز شدند و ارتباط عمیق‌تری با اثر هنری برقرار کردند.

100%

نتایج این پژوهش درس‌های مهمی برای موزه‌ها و مدارس دارد. پائولین کینتز، سرپرست تیم عمومی موزه رایکس، در همین رابطه گفت: «ما می‌خواهیم موزه‌ای برای همه باشیم و داستان‌هایی بگوییم که برای همه قابل درک باشد.»

این تحقیق نشان داد که موزه‌ها باید در طراحی و نگارش توضیحات خود، به‌ویژه برای مخاطبان جوان‌تر، بازنگری کنند.

برای مدارس نیز این یافته‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. روش‌های سنتی آموزش هنر، مانند خواندن از روی کتاب‌های درسی یا سخنرانی، اغلب نمی‌توانند ارتباط موثری میان دانش‌آموزان و هنر برقرار کنند.

به‌عنوان روشی جایگزین، معلمان می‌توانند با استفاده از روش‌های داستان‌محور، هنرمندان و جنبش‌های تاریخی را به شیوه‌ای معرفی کنند که با تجربیات روزمره و علایق کودکان هم‌خوانی داشته‌ باشد.

بر اساس یافته‌های این مطالعه، درک و احترام به شیوه نگاه متفاوت کودکان به جهان، از جمله نحوه مشاهده هنر، می‌تواند افق‌های جدیدی را در آموزش و یادگیری بگشاید.