• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

۴ دهه نقض حقوق بشر، آن‌چه در کارنامه جواد علی‌اکبریان ثبت شد

۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ۱۸:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

نگاهی به کارنامه جواد علی‌اکبریان نشان می‌دهد او از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی تا لحظه مرگش در شهر ری، در سمت‌های گوناگون امنیتی و قضایی، از جمله در دادستانی کل کشور و وزارت اطلاعات، حقوق مردم را پایمال کرد و به همین دلیل، به‌ عنوان یکی از ناقضان حقوق بشر شناخته می‌شود.

علی‌اکبریان در سال‌های آخر زندگی‌اش به عنوان معاون توسعه مدیریت مقبره عبدالعظیم حسنی در شهر ری فعالیت داشت و پس از مرگ به دلیل نارسایی قلبی، روز ۲۳ مرداد در همان مکان دفن شد.

این چهره ناقض حقوق بشر که در زمان مرگ ۷۱ سال سن داشت، از افراد دخیل در کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ بود.

مصطفی پورمحمدی، از چهره‌های امنیتی-‌قضایی جمهوری اسلامی و عضو «هیات مرگ» در جریان اعدام‌‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، در پیامی از علی‌اکبریان به عنوان «یار و همراه و برادر عزیز» یاد کرد و مرگ او را «تلخ و دردناک» خواند.

به گفته پورمحمدی، علی‌اکبریان دانش‌آموخته مدرسه حقانی بود و سابقه فعالیت در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، وزارت اطلاعات، وزارت بازرگانی، و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی داشت.

پورمحمدی در این پیام، مرگ او را به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی تسلیت گفت.

ورود به حلقه حقانی

علی‌اکبریان در سال ۱۳۵۲ پس از پایان دوران دبیرستان در مشهد به قم رفت و در مدرسه حقانی، از مدارس حوزه علمیه قم مشغول به تحصیل شد.

او در در آن‌جا با روح‌الله حسینیان، از چهره‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، هم‌حجره شد.

علی‌اکبریان در بخشی از خاطرات خود نوشت: «در جمع دوستانی بودیم. در این جمع حسینیان، پورمحمدی، محسنی و حجازی بودند.»

حضور در حزب جمهوری اسلامی و آغاز سرکوب مردم

علی‌اکبریان پس از سال ۱۳۵۷ و گذراندن دوره آموزشی در حزب جمهوری اسلامی و یک هفته آموزش نظامی در پادگان سعدآباد، به این حزب ملحق شد.

با تصمیم محمد بهشتی، یکی از موسسان حزب جمهوری، علی‌اکبریان همراه با پورمحمدی و چند تن دیگر برای تشکیل دفتر این حزب راهی زنجان شدند.

علی‌اکبریان پس از فتوای روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی برای مبارزه با کُردها، به به پاوه و سقز رفت. از او به عنوان یکی از عوامل سرکوب و کشتار خونین در کردستان یاد می‌شود.

جواد علی‌اکبریان (سمت راست) و مصطفی پورمحمدی (سمت چپ)
100%
جواد علی‌اکبریان (سمت راست) و مصطفی پورمحمدی (سمت چپ)

سال ۱۳۵۸ آغاز فعالیت علی‌اکبریان در دادستانی کل انقلاب در تهران، مسجد سلیمان، گنبد و اصفهان برای سرکوب مخالفان جمهوری اسلامی در این شهرها بود.

او که مدتی نیز در دادگاه ویژه روحانیت مشغول به کار بود، پس از تشکیل وزارت اطلاعات همراه با علی‌اصغر حجازی، روح‌‌الله حسینیان و محمود یگانه به این وزارتخانه منتقل شد.

علی‌اکبریان در این نهاد امنیتی مسئولیت معاونت‌های طرح و برنامه و اداری و مالی را بر عهده گرفت.

او در سال ۱۳۶۶، همراه با غلامحسین محسنی اژه‌ای و علی‌ رازینی، زیر نظر علی فلاحیان و محمد محمدی ری‌شهری، بازجویی و محاکمه مهدی هاشمی و دیگر نزدیکان حسینعلی منتظری را پیش‌ بردند.

ایرج مصداقی، تحلیل‌گر سیاسی در یادداشتی از علی‌اکبریان و پورمحمدی به عنوان کسانی که در کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ حضوری فعال داشتند، نام برده است.

پورمحمدی در آن زمان نماینده‌ وزارت اطلاعات در «هیات مرگ» بود.

در تابستان سال ۱۳۶۷ به دنبال صدور فتوا و فرمان روح‌الله خمینی، چند هزار نفر از زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های مختلف کشور، از جمله اوین و گوهردشت، به شکل مخفیانه اعدام و در گورهای جمعی و بی‌نام و نشان دفن شدند.

آمار دقیقی از تعداد اعدام‌شده‌ها وجود ندارد اما برخی فعالان شمار قربانیان را بین سه تا پنج هزار نفر و برخی بیش از این عدد تخمین می‌زنند.

جاوید رحمان، گزارشگر ویژه پیشین سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، روز یکم مرداد با انتشار گزارشی درباره اعدام‌های دهه شصت تاکید کرد ناقضان حقوق بشر نباید به دلیل مرور زمان، مشمول مصونیت شوند.

او پیش‌تر نیز در گزارشی در حاشیه پنجاه‌ و ششمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد گفت هزاران زندانی سیاسی در دهه شصت، به‌ویژه در سال ۱۳۶۰ و تابستان ۱۳۶۷، به بهانه حمایت یا عضویت در سازمان‌هایی مانند سازمان مجاهدین خلق ایران و دیگر احزاب عمدتا چپ، با فتوا و تایید خمینی و از طریق یک هیات مرگ اعدام شدند.

به گفته مصداقی، علی‌اکبریان پس از تشکیل وزارت اطلاعات از آن‌جایی که معاونت «طرح و برنامه» را عهده‌دار بود، در ترورهای خارج از کشور این وزراتخانه بین سال‌های ۱۳۶۳ و ۱۳۶۸ مشارکت داشت.

خروج از وزارت اطلاعات

علی‌اکبریان پس از خروج از وزارت اطلاعات در بیت رهبری به فعالیت پرداخت و در دی‌ماه ۱۳۸۰ به سمت معاونت بین‌الملل و سپس قائم‌مقام سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی منصوب شد.

مصداقی افزود سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی پوششی برای «صدور بنیادگرایی شیعی و تروریسم به کشورهای اسلامی» است و تجربه‌ علی‌اکبریان در زمینه‌‌ اطلاعاتی و امنیتی موجب ارتقای او در این سازمان شد.

علی‌اکبریان در مهرماه ۱۳۸۴ با حکم مسعود میركاظمی، وزیر بازرگانی دولت محمود احمدی‌نژاد به عنوان معاون وزیر، رییس هیات‌مدیره و مدیرعامل سازمان حمایت از مصرف كنندگان و تولید كنندگان منصوب شد.

او اردیبهشت ۱۳۸۶ از این سمت استعفا داد و از سوی مصطفی پورمحمدی به عنوان معاون بین‌الملل و توسعه اقتصادی استان‌های وزارت کشور منصوب شد.

علی‌اکبریان پس از برکناری پورمحمدی از وزارت کشور، به عنوان قائم‌مقام تولیت و معاون هماهنگی و توسعه موقوفات مقبره عبدالعظیم حسنی منصوب شد.

او در نزدیک به دو دهه اخیر در فعالیت‌های اقتصادی نیز مشارکت داشت و روز ۲۱ مرداد در حالی که همچنان معاونت توسعه مقبره عبدالعظیم حسنی را عهده‌دار بود، به دلیل نارسایی قلبی درگذشت.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

وضع آرزو بدری که با شلیک پلیس مجروح شد، بعد از عمل مجدد ریه وخیم است

۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ۱۶:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ایران‌اینترنشنال، آرزو بدری، زن ۳۱ ساله‌ای که شامگاه اول مرداد به دلیل حجاب در خودروی شخصی هدف گلوله پلیس قرار گرفت و شدیدا مجروح شد، روز چهارشنبه ۲۴ مرداد به علت آب آوردن ریه‌هایش دوباره تحت عمل جراحی قرار گرفت و وضعیت سلامتش وخیم است.

آرزو بدری روز اول مرداد امسال و هنگامی ‌که بعد از اتمام کار در شهرستان نور استان مازندران با خواهرش به سوی خانه می‌رفت، با ایست-بازرسی پلیس مواجه شد.

گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که آنان خودرو را در جاده خاکی متوقف کردند، اما پلیس به سویشان شلیک کرد.

بر اثر این تیراندازی، آرزو از ناحیه کمر هدف اصابت گلوله قرار گرفت.

برای خودرویی که آرزو بدری سرنشین آن بوده، به دلیل رعایت نکردن حجاب اجباری، «حکم توقیف» صادر شده بود و پلیس از در عقب سمت راننده به خودرو شلیک کرده است.

منابع ایران‌اینترنشنال گفتند گلوله‌ای که به آرزو بدری اصابت کرده، گلوله کلت بوده، در نخاع مهره‌های بالای کمر او قرار گرفته و توان حرکت را از او گرفته است.

طبق این اطلاعات، در صورتی که این گلوله کمی بالاتر اصابت کرده بود، قدرت حرکت دست‌های او را هم از بین می‌برد.

ریه این زن جوان نیز در این درگیری آسیب جدی دیده است.

بر پایه اطلاعات اختصاصی رسیده به ایران‌اینترنشنال، خانواده بدری از جمله خواهر آرزو به شدت تحت فشار نهادهای امنیتی هستند تا در برابر دوربین رسانه‌های حکومتی حاضر شوند و درباره اتفاقی که برای او افتاده، «اعتراف اجباری» کنند.

منابع ایران‌اینترنشنال گفتند دادگاه رسیدگی به شکایت خانواده بدری تشکیل شده اما خانواده بدری از نتیجه آن و نحوه رسیدگی به شکایتشان رضایت ندارند.

آرزو بدری که فروشنده و صاحب دو فرزند است، پس از هدف قرار گرفتن ابتدا به بیمارستانی در شهرستان نور و سپس به بیمارستان خمینی شهرستان ساری منتقل شد و هم‌اکنون در بیمارستان ولیعصر تهران در شرایطی امنیتی بستری است.

مرکز اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی استان مازندران، تیراندازی پلیس به خودرویی را که آرزو بدری سرنشین آن بوده تایید و اعلام کرد راننده «بدون توجه به دستور پلیس همچنان به فرار ادامه داد که پلیس با توجه به قانون به کارگیری سلاح»، به سمت خودرو شلیک کرده است.

شلیک به آرزو بدری جدیدترین نمونه از خشونت شدید و مرگبار نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در زمینه حجاب اجباری علیه زنان است.

نهم مهر ماه سال گذشته، آرمیتا گراوند، نوجوان ۱۶ ساله، به دلیل بر سر نداشتن مقنعه در ایستگاه متروی شهدای تهران با حمله ماموران حجاب آسیب دید و به کما رفت.

او پس از ۲۸ روز بستری بودن در بیمارستان نظامی فجر، در روز ششم آبان جان باخت.

پیش از آن و در شهریور ۱۴۰۱، مهسا ژینا امینی، زن جوان ۲۲ ساله پس از بازداشت به دست گشت ارشاد به کما رفت و روز ۲۵ شهریور خبر درگذشت او در بیمارستان کسری منتشر شد.

نیروهای انتظامی و ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته در موارد متعددی به خودروی شخصی افراد شلیک کرده و چندین کودک، نوجوان و زن را کشته‌اند و در هیچ یک از این موارد، پاسخگوی عملکرد خود نبوده‌اند.

نگار کریمیان، زن جوان ۲۱ ساله اهل بروجن، روز شنبه ۱۹ اسفند سال گذشته در پی تیراندازی بی‌ضابطه ماموران حکومت به خودروی او و خانواده‌اش در دو راهی شهر «چمن‌سلطان» از توابع بخش الیگودرز استان لرستان جان خود را از دست داد.

۲۹ دی ماه ۱۴۰۲ نیز آناهیتا امیرپور، دانشجوی اهل کوهدشت و ساکن بروجرد بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به خودروی ۲۰۶ کشته شد.

فرماندار بروجرد از تیراندازی به این خودرو و مرگ یکی از سرنشینان، «به دلیل بی‌توجهی به فرمان ایست پلیس» خبر داد.

۱۹ خرداد ۱۴۰۲، در پی شلیک مستقیم و بدون هشدار قبلی نیروهای انتظامی به یک خودروی وانت‌پراید، کودکی ۹ ساله به نام مرتضی جان باخت.

بر اساس آماربرداری سالانه وب‌سایت هرانا، در سال ۲۰۲۳ مجموعا ۴۰۲ شهروند هدف شلیک نیروهای نظامی قرار گرفتند که از میان آن‌ها ۱۲۰ شهروند جان خود را از دست دادند.

سومین تغییر دامنه نوسان از ابتدای سال و بازار بی‌ثبات بورس ایران

۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ۱۶:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)

یک روز پس از آنکه احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد از تصمیم شورای عالی بورس برای افزایش دامنه نوسان گفت، رضا عیوضلو، معاون نظارت بر بورس‌ها و ناشران سازمان بورس، از تداوم اعمال محدودیت دامنه نوسان معاملات سهام و حق تقدم، در دامنه مثبت و منفی یک درصد، در هفته آینده خبر داد.

عیوضلو روز پنج‌شنبه ۲۵ مرداد گفت: «با توجه به تداوم شرایط حاکم بر بازار سرمایه در هفته گذشته و ریسک‌های سیستماتیک موثر بر آن، مقرر شد محدودیت دامنه نوسان معاملات سهام و حق تقدم در هفته پیش‌رو نیز مشابه هفته گذشته، در دامنه مثبت و منفی یک درصد و معاملات صندوق‌های سرمایه‌گذاری سهامی نیز در دامنه مثبت و منفی دو درصد برقرار باشد.»

او افزود این تصمیمات با هدف «کنترل و کاهش هیجانات کاذب موثر بر بازار» اتخاذ شده‌اند.

عیوضلو تاکید کرد تداوم این تصمیمات بستگی به «شرایط بازار» در هفته‌های آینده دارد.

سازمان بورس از روز ۲۱ مرداد دامنه نوسان قیمت سهام را به یک درصد کاهش داد.

سازمان بورس علت این تصمیم را «بروز هیجانات ناشی از برخی تحولات سیاسی و منطقه‌ای» و لزوم «کنترل این هیجانات و حفظ منافع سهام‌داران» اعلام کرد.

سومین تغییر دامنه نوسان در شش ماه

دامنه نوسان در بورس ایران به این معنا‌ست که معامله‌گران نمی‌توانند در یک روز سهام‌شان را کمتر یا بیشتر از این دامنه به فروش برسانند. دامنه نوسان در حالت عادی پنج درصد است.

تعیین دامنه نوسان در بورس ایران از گذشته مورد انتقاد بسیاری از کارشناسان بوده است، چراکه این کار در واقع تعیین تکلیف برای بازار و نوعی بازارسازی مصنوعی قلمداد می‌شود. 

با این‌ حال، در سال‌های اخیر مسئولان جمهوری اسلامی به همین حد از مداخله هم اکتفا نکرده‌اند و دامنه نوسان پنج درصد را در بزنگاه‌ها تغییر می‌دهند.

این سومین بار است که از ابتدای سال جاری سازمان بورس دامنه نوسان را تغییر می‌دهد.

روز ۲۵ فروردین امسال، سازمان بورس برای جلوگیری از ریزش بازار پس از حملات سپاه پاسداران به اسرائیل، دامنه نوسان را به یک درصد کاهش داد.

دومین بار، حدود یک ماه بعد و پس از اعلام خبر مرگ ابراهیم رئیسی و همراهانش در ۳۱ اردیبهشت، سازمان بورس مجددا دامنه نوسان را کاهش داد.

این اقدام با اعتراض سهام‌داران مواجه شد و در اتفاقی کم‌سابقه، کارگزاران دست به اعتصاب زدند.

پس از کشته شدن اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس در بامداد ۱۰ مرداد، بورس تهران ریزش شدیدی را تجربه کرد و با افت ۵۲ هزار و ۴۵۹ واحدی، به عدد دو میلیون و ۶۷ هزار واحد رسید.

روز ۱۳ مرداد، در اولین روز کاری بورس پس از این ریزش، معامله‌گران تالار بورس تهران به نشانه اعتراض به وضعیت موجود، سیستم‌ها را خاموش و جایگاه خود را ترک کردند.

سازمان بورس برای برای جلوگیری از تلاطم بازار، دامنه نوسان را به یک درصد کاهش داد و حالا، دو هفته بعد از مرگ هنیه، عیوضلو از تداوم دامنه نوسان یک درصدی خبر می‌دهد.

کوتاه شدن فواصل دستکاری دامنه نوسان، به طوری که از ابتدای امسال سازمان بورس سه بار دامنه بورس را تغییر داده، به طور بالقوه سیگنال بی‌ثباتی را به بازار ارسال می‌کند.

ظاهرا آن دسته از معامله‌گران که هنوز هم در بازار ماندند، باید به تغییرات ناگهانی پس از هر تحول داخلی یا منطقه‌ای عادت کنند.

یک عضو سپاه پاسداران بر اثر شدت جراحات ناشی از حمله هوایی در سوریه کشته شد

۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ۱۶:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)

حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در پیامی از کشته شدن یک نیروی هوافضای سپاه بر اثر حمله‌ای در سوریه خبر داد و «نیروهای ائتلاف» را مسئول این حمله معرفی کرد.

سلامی در این پیام که روز پنج‌شنبه ۲۵ مرداد در رسانه‌های ایران منتشر شد، نام این فرد را احمدرضا افشاری اعلام کرد و افزود او حضوری «مستشاری» در سوریه داشت.

به گفته فرمانده کل سپاه، افشاری که «نیمه اول مردادماه در پی حمله هوایی نیروهای ائتلاف» در سوریه زخمی و برای اقدامات درمانی به ایران منتقل شده بود، سرانجام روز پنجشنبه بر اثر شدت جراحات جان باخت.

جمهوری اسلامی پیش‌تر درباره این حمله اطلاع‌رسانی نکرده بود.

این اولین بار نیست که نیروهای سپاه پاسداران و شبه‌نظامیان تحت حمایتشان در سوریه هدف حملات هوایی قرار می‌گیرند.

برخی از این حملات به اسرائیل نسبت داده می‌شود.

در روز ۲۱ مرداد، خودروی شبه‌نظامیان مورد حمایت جمهوری اسلامی در دیرالزور سوریه هدف حمله پهپادی قرار گرفت و به گزارش دیده‌بان حقوق بشر سوریه، دست‌کم پنج نفر کشته شدند.

هیچ فرد یا گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفت.

سه منبع امنیتی در تیرماه به رویترز گفتند برا کاترجی، تاجر برجسته سوری، از نزدیکان و حامیان شناخته‌شده بشار اسد، و یکی از کسانی که به تامین مالی نیروی قدس سپاه پاسداران و حزب‌الله کمک می‌کرد، در حمله منتسب به اسرائیل در نزدیکی مرز لبنان و سوریه کشته شد.

حمله به کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق در روز ۱۳ فروردین که منجر به کشته شدن دو فرمانده ارشد سپاه پاسداران و چندین مقام دیگر آن شد، از مهم‌ترین حملات علیه سپاه در سوریه به شمار می‌رود.

در پی این رویداد، جمهوری اسلامی شامگاه ۲۵ فروردین با بیش از ۳۰۰ موشک کروز، موشک بالستیک و پهپاد به اسرائیل حمله کرد. این اولین حمله مستقیم حکومت ایران به خاک اسرائیل بود.

به گفته ارتش اسرائیل، ۹۹ درصد از پرتابه‌های ایران از سوی سامانه‌های دفاعی اسرائیل و متحدان آن رهگیری و ساقط شدند.

اسرائیل به‌ندرت مسئولیت حملات به مواضع سپاه و متحدانش در سوریه را بر عهده می‌گیرد، اما مقام‌های اسرائیلی بارها تاکید کرده‌اند به جمهوری اسلامی اجازه نمی‌دهند حضور نظامی خود را در سوریه گسترش دهد.

یسرائیل کاتز، وزیر امور خارجه اسرائیل روز ۲۳ مرداد هشدار داد جمهوری اسلامی می‌کوشد جبهه شرقی جدیدی در جنگ نیابتی خود علیه اسرائیل ایجاد کند. این جبهه با حمایت سپاه پاسداران علیه اردن و کرانه باختری هدف‌گذاری شده است.

حمایت معلمان و دانشجویان از اعتصاب پرستاران در ایران

۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

به دنبال اعتصاب گسترده پرستاران در سراسر کشور، تشکل دانشجویان پیشرو از تمام جامعه، به‌ویژه دانشجویان رشته‌های علوم پزشکی خواست به این حرکت اعتراضی بپیوندند و از آن‌ها حمایت کنند. انجمن صنفی معلمان فارس نیز در بیانیه‌ای از اعتصاب پرستاران حمایت کرد و اعتراض آنان را قانونی دانست.

گزارش‌ها در روز پنج‌شنبه ۲۵ مرداد حاکی از آن است که اعتصاب پرستاران همچنان در برخی شهرهای ایران ادامه دارد.

پرسنل بیمارستان اقلید در استان فارس روز پنج‌شنبه بار دیگر در محل کار خود تحصن کردند و دست از کار کشیدند.

بنا بر اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، حراست بیمارستان صدوقی یزد پرستاران اعتصاب‌کننده این بیمارستان را تهدید کرده است که در صورت ادامه اعتراضات، اخراج خواهند شد.

یک پرستار بیمارستان صدوقی یزد در پیامی به ایران‌اینترنشنال خبر داد حراست این بیمارستان ضمن توبیخ پرستاران معترض، آن‌ها را تهدید کرده که در صورت اعتراض مجدد، از کار اخراج خواهند شد.

حمایت دانشجویان از پرستاران معترض

تشکل دانشجویان پیشرو در بیانیه‌ای اعلام کرد اعتصاب سراسری پرستاران که با تجمعات اعتراضی همراه شده، فضای سیاسی ایران را تحت تاثیر قرار داده و نظام سلامت کشور را با بحرانی بی‌سابقه مواجه ساخته است.

این تشکل صنفی با بیان اینکه پرستاران به ستوه آمده از وضعیت شغلی خود با سلاح اعتصاب به جنگ حکومت آمده‌اند، تاکید کرد این اعتراضات با توجه به حساسیت مساله نظام درمانی، کیفیت تازه‌ای به مبارزات به‌حق پرستاران بخشیده است.

اعتصاب پرستاران از روز ۱۵ مرداد در اعتراض به وضعیت صنفی آنان آغاز شد.

اعتصاب‌کنندگان خواهان افزایش فوری دستمزدها، حذف اضافه‌کاری اجباری، اجرای صحیح و فوری تعرفه پرستاری، پرداخت معوقات، اصلاح شرایط شغلی مشقت‌بار و پایان یافتن برخوردهای امنیتی با پرستاران معترض شدند.

روز ۲۴ مرداد در پی وعده دانشگاه علوم پزشکی برای پرداخت مطالبات معوق پرستاران در سراسر کشور، پرستاران شیرازی با انتشار بیانیه‌ای به اعتصاب خود پایان دادند.

تشکل دانشجویان پیشرو با اشاره به اعتصاب پرستاران در استان‌های فارس، البرز، بوشهر، یزد، کهگیلویه و بویراحمد و کرمانشاه نوشت: «پای پرستاران برخی بیمارستان‌ها در حداقل ۱۵ شهر فسا، لامرد، جهرم، زنجان، تبریز، آباده، شیراز، یزد، کنگان، اراک، اهواز، اسلام‌آباد غرب، کرج، نی‌ریز و نورآباد ممسنی به اعتصاب باز شد.»

این تشکل صنفی افزود: «وسعت اعتصاب به قدری است که دستگاه‌های امنیتی حکومت از طریق تهدید، احضار، تشکیل پرونده و گسیل نیروهای جایگزین برای اعتصاب‌شکنی در تلاش هستند تا دومینوی سرکوب را کامل کنند.»

در این بیانیه تاکید شده همه مردم باید با احساس مسئولیت جمعی در برابر «تعرضات، تهدیدات و حملات حکومت به پرستاران»، از اعتصاب آنان حمایت کنند.

پروانه ماندنی، پرستار بیمارستان امام حسین سپیدان، روز ۱۲ مرداد بعد از همراهی سه بیمار برای اعزام از این بیمارستان به یکی از بیمارستان‌های شیراز، به دلیل فشار کار زیاد که در پزشکی به آن «سندروم کاروشی» می‌گویند، درگذشت.

پس از فوت این پرستار ۳۲ ساله، اعتصابات گسترده پرستاران در شهرهای مختلف آغاز شد.

محمدرضا شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه پرستار در گفت‌وگو با شبکه شرق، فوت این پرستار جوان را مشکوک خواند و افزود: «یک پرستار طرحی در کرمانشاه نیز با قرص برنج جان خودش را گرفته بود.»

شریفی‌مقدم با اشاره به اینکه طبق آمار بیش از ۳۰ درصد پرستاران خشونت فیزیکی در محیط کار را تجربه کرده‌اند، گفت: «چشم پرستاری در یاسوج به علت حمله همراهان بیمار تخلیه شد. گزارش‌هایی از ضربه چاقو به گردن، قفسه سینه و شکستگی در اثر حمله همراهان بیمار به دست ما رسیده است.»

حمایت معلمان از پرستاران

انجمن صنفی معلمان فارس با صدور بیانیه‌ای در حمایت از دور تازه اعتصاب پرستاران، یادآور شد که این چندمین اعتصاب و اعتراض پرستاران در سال‌های اخیر است.

این تشکل صنفی از اجرا نشدن فوق‌العاده خاص، پرداخت نشدن به‌موقع مطالبات، و تداوم اضافه کاری با وجود شرایط سخت و حساس شغل پرستاری، به عنوان بخشی از دلایل اعتراض و اعتصاب پرستاران نام برد.

انجمن صنفی معلمان فارس با اشاره به نیاز پرستاران، معلمان و همه اقشار جامعه به فضای آرام و زندگی بی‌دغدغه، تاکید کرد این حق قانونی هر شهروندی است که از حداقل‌های زندگی یعنی حق معیشت برخوردار باشد.

این بیانیه روز ۲۵ مرداد از سوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان منتشر شد.

روزنامه هم‌میهن روز ۲۱ مرداد گزارش داد پرستاران ۹ بیمارستان شیراز و یک بیمارستان کرج‏، از هفته گذشته در اعتراض به رسیدگی نشدن به مطالبات خود دست از کار کشیدند.

در گزارش هم‌میهن به رفتار امنیتی با پرستاران معترض اشاره شده است.

این روزنامه به نقل از یک پرستار افزود نیروهای امنیتی با او تماس گرفته و گفته‌اند لیدر این اعتصابات است و در نتیجه تهدید به اخراج شده است.

پرستاران خانه‌نشینی را ترجیح می‌دهند

شریفی‌مقدم در مصاحبه با شبکه شرق گفت یک پرستار استخدام رسمی با ۱۵ سال سابقه کار ۱۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان حقوق می‌گیرد و ۱۰ درصد از این مبلغ، یعنی یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان هم بابت حق بیمه کم می‌شود.

دبیرکل خانه پرستار با بیان اینکه حقوق پرستاران در آمریکا چیزی بین چهار هزار تا شش هزار دلار و در اروپا بین سه تا چهار هزار یورو است، گفت: «پرستار ما ترجیح می‌دهد در خانه بنشیند تا چنین کار سختی را انجام دهد و ماهانه ۱۵ میلیون تومان بگیرد.»

مشکل نظام پرستاری و به طور کلی کادر درمان در جمهوری اسلامی محدود به اعتصابات اخیر نیست و تیرماه امسال نیز پرستاران دست به اعتراض زدند.

فریدون مرادی، عضو شورای عالی نظام پرستاری در تیرماه اعلام کرد ماهانه ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر از پرستاران مهاجرت می‌کنند.

فشار کار، دستمزد نامتناسب و حقوق معوق از یک سو و از سوی دیگر، حملات مکرر به پرستاران در بیمارستان‌های کشور، نارضایتی این گروه از کادر درمان را تشدید کرده است.

حملات مکرر به پرستاران باعث شده خانه پرستار به دنبال مجهز کردن این گروه صنفی به لوازم حمایتی باشد.

پسر هاشمی رفسنجانی: وزارت اطلاعات دولت روحانی در بستن پرونده مرگ پدرم عجله داشت

۲۵ مرداد ۱۴۰۳، ۱۴:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

یاسر هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی، در یادداشتی از رفتار حسن روحانی در برابر مرگ مشکوک پدرش انتقاد کرد و نوشت که وزارت اطلاعات دولت او در بستن این پرونده عجله داشته است.

یاسر هاشمی این یادداشت را پس از کناره‌گیری محمدجواد ظریف از کابینه مسعود پزشکیان و خطاب به ظریف منتشر کرد.

ظریف شامگاه ۲۱ مرداد با انتشار پستی در اینستاگرام ضمن ابراز نارضایتی از به نتیجه نرسیدن کار کمیته‌های انتخاب وزرا و ناتوانی خود در این زمینه، نوشت: «شرمنده‌ام .... این کاستی‌ها برای بنده ادامه راه را در دانشگاه رقم زد.»

هاشمی با اشاره به حمایت هاشمی رفسنجانی از روحانی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نوشت که اطرافیان مسعود پزشکیان پس از پیروزی، همان شیوه‌ای را در پیش گرفته‌اند که حلقه اول اطرافیان روحانی با پدرش در پیش گرفته بودند.

یاسر هاشمی به آن چه «بی‌احترامی» کسانی چون حسین فریدون، برادر حسن روحانی، محمود واعظی و محمدباقر نوبخت به هاشمی رفسنجانی خواند، اشاره کرد و افزود که حتی خود روحانی با پدرش «نامهربانی» و «قدرناشناسی» کرد.

او نوشت: «البته رشد تدریجی غرور دکتر روحانی از توجه هفت درصدی جامعه تا رای ۲۴ میلیونی، خود ماجرایی دیگر است.»

یاسر هاشمی به عنوان نمونه به «بی‌توجهی روحانی به جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام» به ریاست هاشمی رفسنجانی اشاره کرد و نوشت که روحانی به «تلفن‌ها و توصیه‌های مشفقانه» پدرش پاسخ نمی‌داد.

او به نحوه مرگ پدرش اشاره کرد و نوشت: «وزارت اطلاعات دولت یازدهم به جای اقناع ایرانیان و جهانیان، پا به پای دیگر مراکز اطلاعاتی و امنیتی کشور، به تسریع در بستن آن پرونده همیشه باز می‌کوشید.»

۱۹ دی ۱۳۹۵ خبر مرگ هاشمی رفسنجانی پس از آن منتشر شد که او برای شنا به استخر کوشک متعلق به مجمع تشخیص مصلحت واقع در نزدیکی مجموعه سعدآباد رفته بود.

علت مرگ او «عارضه قلبی» اعلام شد.

به دنبال مرگ هاشمی رفسنجانی، فاطمه هاشمی،‌ دختر او به روزنامه اعتماد گفت که دو ماه قبل از فوت پدرش دو نفر در دانشگاه به او مراجعه کرده و گفته‌اند: «ما آمده‌ایم که بگوییم می‌خواهند پدر شما را بکشند و طوری او را می‌کشند که خودتان هم فکر می‌کنید به مرگ طبیعی فوت کرده است.»

در پی این سخنان فاطمه هاشمی، علی شمخانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی به سایت نورنیوز گفت پس از مرگ هاشمی کمیته ویژه‌ای برای بررسی آن تشکیل شد.

شمخانی افزود پس از بررسی همه ابعاد، مرگ او «بدون هیچ‌گونه ابهامی، کاملا طبیعی اعلام شد».

شمخانی با حکم روحانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب شده بود.

به جز هاشمی رفسنجانی، پرونده‌های مرگ مشکوکی درباره دیگر مقامات و چهره‌ها در جمهوری اسلامی وجود دارد. از جمله محمد روحانی، پسر حسن روحانی که در خانه‌‌اش واقع‌ در پایگاهی نظامی در جنوب تهران، به قتل رسید.

او در زمان قتل، دانشجوی خلبانی بود.

حسین موسویان، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی که معاون روحانی در زمان تصدی ریاست شورای‌ عالی امنیت ملی بود، به مجله تایم گفت که پسر بزرگ روحانی با انگیزه سیاسی به‌ قتل رسیده است.

جزییات این قتل هرگز فاش نشد.

آن‌گونه که موسویان گفته است، روحانی پس از چند سال پی‌گیری ماجرا، «تصمیم گرفت تا سکوت کند و دنباله مساله را نگیرد».