حسین شنبهزاده، مترجم، ویراستار ادبی، زندانی سیاسی سابق و فعال شبکههای اجتماعی که بسیاری او را به خاطر نوشتههای انتقادی طنازانه و زبان صریحش در شبکه اجتماعی ایکس دنبال میکنند، سهشنبه ۱۵ خرداد در تماسی تلفنی با خانوادهاش تایید کرده که در جریان سفرش به اردبیل بازداشت شده است.
عباس شنبهزاده، برادر این زندانی سیاسی سابق، که سهشنبه ۱۵ خرداد ابتدا در پستی در شبکه اجتماعی ایکس از احتمال بازداشت برادرش حسین خبر داده بود، ساعاتی بعد و پس از انتشار گسترده خبر بازداشت احتمالی برادرش، در پستی دیگر نوشت: «حسین تماس گرفت. بازداشت شده و میگوید دو سه روز دیگر میآید.»
همزمان با تایید خبر بازداشت حسین شنبهزاده، حساب او در شبکه اجتماعی ایکس از دسترس خارج شد، اقدامی که به نظر میرسد از سوی شرکت ایکس صورت گرفته تا مانع سواستفاده نهادهای امنیتی از حساب کاربری این فعال زندانی شود.
اما همزمان با انتشار خبر احتمال بازداشت حسین شنبهزاده و سپس تایید خبر بازداشت او، نام این زندانی سیاسی سابق برای ساعاتی به یکی از ترندهای فضای فارسی شبکه اجتماعی ایکس بدل شد و کاربران زیادی با یادآوری این نکته که حسین شنبهزاده درباره همه نوشته است، درباره او نوشتند.
شمار قابلتوجهی از کاربران در ایکس، در واکنش به خبر بازداشت حسین شنبه زاده نوشتند که جمهوری اسلامی از نقطهای که او زیر یکی از پستهای حساب کاربری رسمی علی خامنهای در شبکه اجتماعی ایکس گذاشته بود و دو برابر بیشتر از پست رهبر جمهوری اسلامی لایک گرفت و بیش از صد هزار بار بیشتر دیده شد، خشمگین است و این بازداشت به خاطر انتقامگرفتن از آن نقطه است.
اما در مقابل، عدهای هم با اشاره به نوشتههای انتقادی بسیار پرمخاطب حسین شنبهزاده، از جمله مطلبی درباره اجرای مجازات بیرحمانه قطع دست در بهداری زندان اوین، یادآوری کردهاند که بازداشت این فعال فضای مجازی، نتیجه خشم حکومت از نوشتههای انتقادی بسیار صریح اوست که در فضای مجازی با اقبال بسیار کاربران مواجه شده است.
او در آن نوشته خود پس از توصیف آنچه در بهداری اوین اتفاق افتاده، نوشته بود: «هر جا میتونم داد میزنم آهای مردم، تو زندان اوین دست قطع میکنن! گیوتین میارن، چشای طرف رو میبندن، صدای ترقِ خرد شدن و قطع شدنِ انگشتاش و تق تقِ افتادنشون رو زمین با صدای عربدهش در هم میپیچه. تو تکتک بازداشتگاهها شلاق میزنن! با نوار سرب پرده.»
بنا به خبرهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، شاهین طیار، هنرمند نقاش و یکی از دوستان حسین شنبهزاده که او را در سفر اردبیل همراهی میکرده، همزمان با شنبهزاده بازداشت شده است.
پیشتر، حسین شنبهزاده در واکنش به اظهار نگرانی شماری از کاربران، از احتمال بازداشتش به خاطر نوشتههای صریحش در نقد حکومت و برخی از طنزنوشتههای او درباره باورهای مذهبی سنتی، نوشته بود آن کسی باید بترسد که حتی برای رفتن نزد نزدیکترین آدمهایش هم ده تا بادیگارد با خود میبرد.
«به من میگن نمیترسی؟ چرا بترسم؟ من دستمو میذارم تو جیبم و راحت از اینور شهر میرم اونور، اونی میترسه که حتی بین نزدیکترین آدمهاش با ده تا بادیگارد میره!»
شماری از کاربران ارزشی از جمله علیاکبر رائفیپور با بازنشر دو پست آخر حساب ایکس حسین شنبهزاده، که سبک نوشتن آن نشان میدهد نوشته این ویراستار نیست و بازجویانش با کم سوادی آن را نوشته و از حساب شنبهزاده منتشر کردهاند، او را متهم کردهاند در قابل دریافت پول، توئیت زده است.
نکته قابل توجه اینکه در یکی از اسکرینشاتها، که قرار است تصویر چت حسین شنبهزاده با یک منبع سفارشدهنده توئیت باشد، شماره تماس صاحب اکانت سفارشدهنده توئیت مشخص است و بر اساس بررسی یکی از کاربران شبکه ایکس، این شماره به مرکز نظارت همگانی فراجا در اردبیل تعلق دارد.
به این ترتیب، به نظر میرسد نیروهای امنیتی از طریق حسابهای کاربری اداری در واتساپ، یکی سری پیام نوشتهاند تا برای پروندهسازی علیه حسین شنبهزاده از آن استفاده کنند، اما کم دقتی ماموران در جعل پیامها، موجب شده است ردی از ناشیگری و پروندهسازی خود به جا بگذارند.
حسین شنبهزاده، پیشتر به صورت ناشناس و با اسم «اسب شاخدار ویراستار» در ایکس فعالیت میکرد و از جمله کارهای منتشر شده او ویراستاری «میراث و مرگ و زندگی با اوست» نوشته «نجیب محفوظ» است.
این ویراستار ادبی پس از شناسایی از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و با اتهامات امنیتی در سال ۱۳۹۸ بازداشت شد و مدتی را در انفرادی گذارند.
شنبهزاده پس از آزادی موقت، در اردیبهشت ۱۴۰۰، در مجموعه توئیتی در ایکس، ماجرای هشتاد ضربه شلاقی را که به اتهام «نوشیدن مشروبات الکلی» به او زده بودند روایت کرد که بسیار دیده شد.
حسین شنبهزاده بعدتر در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامهای توهین به مقدسات و رهبر جمهوری اسلامی و تبلیغ علیه نظام به ۵ سال و ۱۰ ماه زندان محکوم شد که ۳ سال و ۶ ماه آن قابل اجرا بود.
او ۹ تیر ۱۴۰۱ به زندان رفت و پیش از موعد و پس از نزدیک به ۱۰ ماه حبس، ۲۹ فروردین ۱۴۰۲ با نوشتن توئیتی خبر از آزادی زودهنگامش داد و نوشت که او مشمول عفو شده است اما اینکه رهبر هم مشمول عفو شده است یا نه، حکایت دیگری است.
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی و برنده جایزه نوبل صلح، کارزاری برای همصدایی علیه تعرض و آزار جنسی به راه انداخته است و ضمن اشاره به ضرورت روایتگری، دادخواهی و حمایت از آسیبدیدگان، از مردم خواسته به منظور توقف هر گونه آزار جنسی حکومت علیه معترضان به این کارزار بپیوندند.
در بیانیه معرفی این کارزار با اشاره به اینکه تجاوز و تعرض جنسی به هرشکلی، میتواند به عنوان ابزاری ویرانگر علیه هر آن کسی که حکومت دیگری تلقی میکند، مورد استفاده قرار گیرد، گفته شده تاریخ معاصر ایران بر چنین استفاده هولناکی شهادت میدهد.
در بیاینه کارزار همچنین با اشاره به دهه ۶۰ و «فاجعه کهریزک که حتی برخی مقامات مسئول وقت جمهوری اسلامی نیز به آزار جنسی زندانیان و بازداشتشدگان اقرار کردهاند»، گفته شده هیچگاه آمران و عاملان این آزارها در پیشگاه ملت ایران محاکمه نشدهاند، اما در مقابل، این روایتگران و افشاکنندگان آزار جنسی بودهاند که همواره محاکمه و مجازات شدهاند.
این کارزار پس از آن به راه افتاد که پیشتر، در روز دوشنبه ۱۴ خرداد، سی و شش زن زندانی سیاسی با انتشار نامهای خواستار این شدند جلسه محاکمه نرگس محمدی، به دلیل افشاگری درباره آزار جنسی و تعرض به زنان بازداشتی در دادگاه انقلاب، به صورت علنی و با حضور شاهدان و راویان آزار و تعرض جنسی و رسانههای مستقل برگزار شود.
بر اساس گزارشی که در حساب اینستاگرام نرگس محمدی منتشر شده، این ۳۶ زن زندانی درخواستهای خود را به دفتر بند زنان زندان اوین تحویل دادهاند که از جمله آنها، ناهید تقوی، هستی امیری، ویدا ربانی، گلرخ ایرایی، مریم یحیوی، وریشه مرادی، محبوبه رضایی، نسیم سیمیاری، سکینه پروانه، سپیده قلیان، پروینمیرآسان و آنیشا اسداللهی هستند.
در بیانیه کارزار همچنین گفته شده است که مجازات روایتگران خبر از ارادهای میدهد که میخواهد همه آسیبدیدگان و بازماندگان اینگونه از سرکوبها را مرعوب و ساکت کند و همینطور نشاندهنده عدم استقلال سیستم قضایی در جمهوری اسلامی است.
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر تا کنون سه بار تنها برای روایتگری آزار در دادگاه محکوم شده است و اکنون چهارمین بار است که دادگاه او با اتهام «تبلیغ علیه نظام» و به دلیل اعتراض و روایتگری از تعرض جنسی به زنان زندانی و بازداشت شده در روز ۱۹ خرداد برگزار خواهد شد.
در بیانیه کارزار گفته شده «تعرض ، تجاوز و اذیت و آزار جنسی ابزار شکنجه، تهدید و اعترافگیری در دست حکومتی است که سعی در عقب راندن جنبشهای اعتراضی مردمی و خانهنشینکردن معترضان دارد.»
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر، روز ۲۹ اردیبهشت در نامهای در واکنش به احضارش به دادگاه انقلاب نوشت میخواهد به صورت علنی در دادگاه محاکمه شود.
او در این نامه خطاب به قوه قضاییه و وزارت اطلاعات افزود: «به اتهام تبلیغ علیه نظام و به دلیل اعتراض به تعرض جنسی به زنان محاکمهام میکنید.»
برنده جایزه نوبل صلح ۲۰۲۳ با بیان اینکه مقامات موظف هستند برای او با حضور خبرنگاران مستقل و فعالان زنان و حقوق بشر و وکلایش، دادگاه علنی برگزار کنند، تاکید کرده که میخواهد با همراهی شهادتدهندگان و راویان تعرض جنسی حکومت دینی استبدادی به زنان در دادگاه محاکمه شود.
شماری از فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر با حضور در نشست کمیسیون امور خارجی و توسعه بینالملل پارلمان کانادا به بررسی موضوع «سپاه پاسداران» و «حقوق بشر» در ایران پرداختند و بار دیگر از دولت کانادا خواستند سپاه را در فهرست گروههای تروریستی قرار دهد.
ریاست این نشستها که سه روز ادامه خواهد داشت بر عهده علی احساسی، نماینده ایرانیتبار در پارلمان کانادا است.
در نخستین روز نشست این کمیسیون در روز دوشنبه ۱۴ خرداد، حامد اسماعیلیون و کورش دوستشناس از انجمن خانوادههای قربانیان هواپیمای مسافربری اوکراینی، نازنین افشین جم فعال حقوق بشر، سعید دهقان حقوقدان و وکیل مدافع حقوق بشر، نیما مشعوف فعال اجتماعی و هانیه ضیایی کارشناس سیاسی، سخن گفتند.
حامد اسماعیلیون در سخنان خود در این نشست گفت: «سپاه پاسداران بهعنوان یک سازمان پلید نه تنها تهدیدی برای جامعه ایران در همه سطوح است، بلکه تهدیدی برای امنیت کل خاورمیانه و جهان است. نامیدن سپاه به آنچه که واقعاً هست، و اعلام رسمی آن به عنوان یک سازمان تروریستی، اقدامی ضروری است که باید بدون تاخیر در کانادا و بقیه جهان آزاد انجام شود.»
جاستین ترودو، نخستوزیر کانادا در ژانویه امسال و در سالگرد سرنگون کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی تاکید کرده بود که دولت او در حال بررسی راههای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی کانادا است.
حزب محافظهکار، حزب اصلی مخالف، نیز اعلام کرده است که در صورت رسیدن به قدرت، سپاه را در فهرست گروههای تروریستی قرار خواهد داد.
با این حال، فعالان ایرانی- کانادایی بارها رهبران این کشور را در پیگیری نکردن وعدههای خود در این زمینه مورد انتقاد قرار داده و بر خواسته خود برای تروریستی نامیدن سپاه تاکید کردهاند.
اسماعیلیون گفت: «وقتی از سپاه صحبت میکنیم، به یک سازمان نظامی وحشی و وسیع اشاره میکنیم که بر تمام منابع ایران، از معادن گرفته تا فرودگاهها، از صنعت سینما گرفته تا ورزش، بنادر تجاری، کارخانهها، بازار، تجارت ارز و انحصار مقامها در سطوح استانی و کشور تسلط دارد. این هیولا که به معلمان، کارگران، هنرمندان و شهروندان عادی رحم نمی کند، برای تضعیف جامعه مدنی و نابودی هرگونه تلاش مردم برای سازماندهی مقاومت مسالمتآمیز، شهروندان را تحت تعقیب، زندان، شکنجه، تجاوز و قتل قرار میدهد.»
حامد اسماعیلیون با اشاره به کشته شدن دست کم ۵۵۱ نفر و نابینا شدن بیش از ۱۳۰ شهروند در جریان انقلاب زن، زندگی، آزادی و اعدام ۷۹۸ نفر تنها در یک سال گذشته، تاکید کرد که سپاه پاسداران در همه این جنایات رهبران جمهوری اسلامی مشارکت فعال دارد.
او گفت: «۵۰ روز قبل از سرنگونی هواپیمای PS752، بیش از ۱۵۰۰ معترض ایرانی که بهشکلی مسالمتآمیز دست به اعتراض زده بودند طی چند روز بهطور وحشیانهای به قتل رسیدند، در حالی که رژیم اینترنت را نیز قطع کرده بود.»
اسماعیلیون افزود: «بنیاد برومند گزارش میدهد که رژیم اسلامی از طریق سپاه طی ۴۵ سال گذشته بیش از ۵۴۰ مورد ترور و بمبگذاری در سراسر جهان انجام داده است. در طول دهههای گذشته، این سازمان پلید به منبع رعب و وحشت برای ایرانیان و بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شده است.»
نازنین افشین جم، فعال حقوق بشر، نیز در این نشست با برشمردن بخشی از جنایات برونمرزی سپاه پاسداران، از جمله دست داشتن در پولشویی، ترورهای هدفمند و کارتلهای مواد مخدر، تاکید کرد که سپاه پاسداران تهدیدی برای جامعه جهانی است.
او در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به گزارش گلوبال نیوز مبنی بر اینکه دستکم ۷۰۰ تن از عوامل جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران در کانادا زندگی میکنند، گفت که میتوان آنها را به دادگاه برد تا بدانند که در خارج از کشور نیز باید پاسخگوی اقدامات خود باشند.
سعید دهقان، وکیل حقوق بشری، نیز در این جلسه درباره نحوه برگزاری دادگاهها در جمهوری اسلامی توضیح داد و آنها را دادگاههایی فرمایشی و نمایشی خواند که بدون در نظر گرفتن آیین دادرسی حقوق شهروندان را پایمال میکنند.
او فرآیندهای قضایی در جمهوری اسلامی را نقض آشکار حقوق بشر خواند و گفت که در جمهوری اسلامی، قوه قضاییه خود بخشی از سیستم سرکوب است.
یک هفته پس از قتل کژوان الماسی، جوان سنندجی در شهریار، و در حالی که جزییات قتل او به دست نیروی انتظامی هنوز اعلام نشده، کسی که شاهد شلیک به او بود اطلاعاتی را در اختیار ایران اینترنشنال گذاشت.
کژوان الماسی پنجشنبه گذشته هنگامی که در یک میهمانی خصوصی در یک باغ در شهریار حضور داشت، با یورش ماموران نیروی انتظامی بازداشت شد و ساعاتی بعد گزارش شد که او با گلوله به قتل رسیده است.
نسیم احمدی، شهروند افغانستانی و سرایدار این باغ که همراه کژوان الماسی بازداشت شد، به ایران اینترنشنال میگوید ماموران پلیس امنیت شهریار از فاصله بسیار نزدیک و از پشت سر به کژوان الماسی شلیک کرده و او را به قتل رساندند.
نسیم احمدی به خبرنگار ایران اینترنشنال در هرات گفت پلیس ایران او را پس از سه روز بازداشت در شهریار، به افغانستان دیپورت کرد.
به گفته احمدی، دلیل دیپورت او این بود که حاضر نشد سناریوی ماموران پلیس را درباره شب قتل کژوان تائید کند.
این شهروند افغانستانی سالها به صورت قانونی ساکن ایران بود و در سالهای اخیر همراه همسر و دو دختر ۵ ساله و ۳ سالهاش در خانه سرایداری باغی در شهریار زندگی میکرد.
نسیم احمدی شب پنجشنبه ۱۷ مهر همراه با کژوان الماسی در حالی بازداشت شد که ماموران پلیس نه حکم ورود به ملک خصوصی محل اقامت آنان را داشتند و نه حکمی برای بازداشت آنان ارائه کردند.
ماموران پلیس امنیت شهریار حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب پنجشنبه بدون نشان دادن مجوز یا حکم ورود به ملک خصوصی، به زور وارد باغ بابایی در یکی از کوچههای فرعی میدان بسیج در شهریار شدند.
بنا بر روایت شاهدان، ۴ مامور مهاجم، سوار دو اتومبیل سمند و پراید بوده و به اسلحه، شوکر، دستبند و گاز اشکآور و اسپری مجهز بودهاند. ماموران به حاضران که ۸ زن و مرد و دو کودک بودهاند پرخاش کردهاند و مدعی شدهاند میهمانی دستهجمعی در شب اربعین ممنوع است و آنها مرتکب تخلف شدهاند.
نسیم احمدی میگوید او در خانه سرایداری حضور داشت وقتی دو مامور در را باز کرده و او را با کتک و تحقیر به داخل جمع بردند.
کژوان الماسی با ادامه آزار نسیم از سوی ماموران، به آنها اعتراض میکند و از ماموران میخواهد دست از سر نسیم بردارند. در واکنش، دو تن از ماموران به کژوان حمله کرده و پس از کتک زدن، به او و نسیم احمدی، دستبند زده و داخل اتومبیل رانا انداخته و با خود میبرند.
نسیم احمدی میگوید پس از چند دقیقه حال کژوان داخل اتومبیل بده شده است و از ماموران میخواهد اجازه بدهند قرصی را که همراه دارد از جیبش دربیاورد و بخورد. به گفته نسیم، با ادامه درخواست کژوان، ماموران اتومبیل را کمی بالاتر از میدان جهاد شهریار نگه داشته و یکی از آنان به نام بهنام دریانی پیاده شده و با باز کردن در اتومبیل، کژوان را زیر مشت و لگد میگیرد.
نسیم احمدی میگوید در حالیکه کژوان تلاش داشت دستانش را بالای سرش بگذارد تا از خودش مقابل ضربههای مامور پلیس مراقبت کند، دستبند که دست چپ کژوان و دست راست نسیم را به هم بسته بود، باز میشود و کژوان موفق میشود خودش را از زیر دست و پای مامور بیرون بکشد و چند قدم بدود.
آن طور که نسیم احمدی شهادت میدهد، ماموران به جای اینکه کژوان را تعقیب کنند از فاصله بسیار نزدیک از پشت سر به او شلیک میکنند و پس از یافتن پیکر مجروحش، او را با بیست دقیقه تاخیر به بیمارستان سجاد شهریار میرسانند.
ماموران پس از انتقال کژوان به اتاق عمل، متنی را تنظیم میکنند و نسیم را بی آنکه اجازه دهد آن را بخواند، وادار به امضا میکنند و سپس برای گرفتن امضا از بقیه به باغ برمی گردند اما هیچکدام از حاضران متن را امضا نمیکند.
نسیم احمدی به بازداشتگاه پایگاه پلیس امنیت در فاز ۴ اندیشه شهریار منتقل شده و ۳ روز همانجا نگهداری میشود. ماموران پلیس ازنسیم میخواهند شهادت دهد که کژوان الماسی مامور پلیس را زده است و مامور برای دفاع از خودش به او شلیک کرده است اما نسیم این روایت را نمیپذیرد و صبح روز جمعه در حضور بازپرس ویژه قتل و روزهای بعد هم دوبار در دادسرای عمومی و انقلاب شهریار، به آنچه که دیده است شهادت میدهد.
پلیس امنیت و دادسرای شهریار در نهایت نسیم احمدی را از ایران اخراج کرده و به افغانستان دیپورت میکنند.
یک هفته پس از قتل کژوان الماسی، جوان کُرد سنندجی در شهریار، ایران اینترنشنال به جزییات جدیدی درباره مرگ او دست یافته است. پنجشنبه گذشته هنگام حضور الماسی در یک میهمانی خصوصی در یک باغ در شهریار، با یورش ماموران نیروی انتظامی بازداشت شد و ساعاتی بعد با گلوله ماموران به قتل رسید.
بر اساس اطلاعاتی که به ایران اینترنشنال رسیده، کژوان پس از بازداشت به شیوهای که فعلا معلوم نیست از پشت سر هدف شلیک گلوله ماموران قرار گرفته و پس از انتقال به «بیمارستان سجاد» شهریار، در اتاق عمل جان باخت.
پزشکان به خانواده کژوان گفتهاند او را در حالی که نیمهجان بود به بیمارستان آوردند و برای پزشکان مشخص شد که انتقال او به بیمارستان با تاخیر بسیاری صورت گرفته است.
تصویری از جواز دفن کژوان الماسی به دست ایران اینترنشنال رسیده که تایید میکند علت مرگ این جوان کُرد اصابت گلوله و خونریزی داخلی ناشی از آن بوده است.
این جواز دفن را اداره کل پزشکی قانونی استان تهران روز دوشنبه ۲۱ مهر صادر کرده و در آن، تاریخ مرگ کژوان الماسی ۱۸ مهر ذکر شده است.
همچنین بنابر اطلاعاتی که به ایران اینترنشنال رسیده، نسیم احمدی، سرایدار ۲۹ ساله باغ که اهل افغانستان بود، بدون اینکه اجازه یابد با خانوادهاش که در باغ ساکناند دیدار کند، پس از دو روز نگهداری در اردوگاه ورامین، روز سهشنبه رد مرز شده است. مشخص نیست که او به افغانستان رسیده است یا نه.
ماجرا چه بود
شاهدانی که در آن شب همراه کژوان بودهاند به ایران اینترنشنال گفتند ماموران پلیس امنیت شهریار حدود ساعت ۲۳:۳۰ پنجشنبه ۱۷ مهر بدون نشان دادن مجوز یا حکم ورود به ملک خصوصی، به زور وارد باغی در یکی از کوچههای فرعی میدان بسیج در شهریار شدند.
به گفته شاهدان، تعداد ماموران چهار نفر بود که سوار بر دو خودرو سمند و پراید به محل باغ آمدند و به اسلحه، شوکر، دستبند، گاز اشکآور و اسپری مجهز بودند.
حاضران در باغ ۸ بزرگسال و ۲ کودک بودند و ماموران با پرخاش به انها، مدعی شدند که میهمانی در شب اربعین ممنوع است و آنها مرتکب تخلف شدهاند.
به گفته شاهدان، ماموران به سراغ نسیم احمدی، سرایدار افغانستانی باغ، رفته و او را که به همراه همسر و دو دختر خردسالش در انتهای باغ زندگی میکند، از خانه بیرون کشیده و در مقابل چشم خانوادهاش به شدت کتک زدند.
بنابر همین گزارش، یکی از ماموران اسلحه کمری خود را روی سر آقای احمدی گذاشت و در پاسخ به التماس همسرش گفت قصد کشتن او را ندارند و فقط میخواهند «حساب کار دستش بیاید».
با اعتراض کژوان الماسی به ماموران که از آنها میخواهد دست از سر سرایدار بردارند، دو مامور به او حملهور شده و پس از کتک زدن، به او دستبند زده و او را همراه با سرایدار به داخل خودرو میاندازند.
به گفته شاهدان، در پی اعتراض حاضران و گریه کودکان، یکی از ماموران که همکارانش او را «نجفی» صدا میکردند، با اسلحه کلت خود حاضران را تهدید میکند که اگر ساکت نشوند شلیک خواهد کرد.
شاهدان عینی به ایران اینترنشنال گفتند ماموران پس از نزدیک به دو ساعت مزاحمت به همراه دو بازداشتی باغ را ترک کردند اما کمتر از نیم ساعت بعد، دو نفر از آنان به همراه سرایدار به محل بازگشتند.
به گفته حاضران، ماموران بدون اینکه پاسخ دهند چرا کژوان الماسی همراه آنها نیست، از میهمانان میخواهند برگهای تاشده را بدون خواندن محتوای آن امضا کنند.
حاضران در برابر این خواسته مقاومت میکنند در حالیکه نسیم احمدی از داخل ماشین التماس میکند آنها برگه را امضا کنند تا ماموران او را نکشند.
با رفتن ماموران، در نهایت پلیس ۱۱۰ ساعت ۵ صبح به باغ مراجعه کرده و شکایت حاضران را صورتجلسه میکند. اما حاضر نمیشود توضیح دهد کژوان الماسی و نسیم احمدی به کجا برده شدهاند.
کاروس الماسی، برادر کژوان، به ایران اینترنشنال گفت قتل برادر او اگرچه به دست ماموران انتظامی امنیتی انجام شد، اما ربطی به مراسم استاد شجریان ندارد.
پیکر کژوان الماسی دوشنبه ۲۱ مهر تحویل خانواده او شد و بنا بر اعلام خانوادهاش، قرار بود روز سهشنبه به خاک سپرده شود اما با فشار ماموران امنیتی مراسم خاکسپاری شبانه و با حضور تعدادی محدود از بستگان در «بهشت محمدی» سنندج انجام شد.
بنا بر اطلاعاتی که به ایران اینترنشنال رسیده، مامورانی در کلانتری امیریه در پاسخ به شکایت خانواده سرایدار باغ گفتهاند آنها نمیتوانند با مهاجمان که «پلیس امنیت» هستند دربیفتند.
صدور حکم قطع انگشتان و قطع دست و پا به عنوان مجازات کسانی که به انجام دزدی محکوم شدهاند در قانون مجازات اسلامی در ایران پیشبینی شده است. مجازاتی که پیش از انقلاب ۵۷ در قوانین جزايی ایران وجود نداشت و آنچنان که فقهای دینی میگویند مبتنی بر آیه ۳۸ سوره مائده در قرآن است.
براساس ماده ۱۹۸ قانون مجازات اسلامی، برای اجرای حکم قطع دست سارقی که حداقل بیش از یکچهارم ارزش یک گرم طلا را ربوده باشد، ۱۶ شرط ذکر شده است که از آن جمله بلوغ شرعی سارق است.
بنا بر تبصره ۱ ماده ۴۹ همین قانون، کسی که به حد بلوغ شرعی رسیده باشد طفل نیست؛ و بر اساس تبصره یک ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی هم، سن بلوغ شرعی در پسر ۱۵ سال و در دختر ۹ سال است. این در حالی است که ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است که افراد زیر ۱۸ سال را کودک به شمار میآورد.
بنا بر ماده ۸۲ آئیننامه نحوه اجرایی احکام حدود، قطع عضو بدون بیهوش کردن محکوم یا بیحس کردن عضو اجرا میشود، مگر آنکه این امر سبب گسترش جراحت یا ورود آسیب به عضو یا بافت بیشتری از محکوم شود.
برابر ماده ۲۷۸ قانون مجازات اسلامی هم در مرتبه نخست سرقت، چهار انگشت دست راست سارق از انتهای آن قطع میشود، بار دوم پای چپ سارق از پایین برآمدگی قطع میشود، بار سوم حبس ابد داده میشود و بار چهارم سارق اعدام میشود. این احکام که به تعبیر عفو بینالملل «غیرانسانی و بیرحمانه» است، در ۴۱ سال گذشته علیرغم اعتراضهای بینالمللی بارها صادر و اجرا شده است.
هرچند محکومان عموما در هنگام ارتکاب جرم بیش از ۱۸ سال داشتهاند، اما این احکام به خاطر خشونت و سبعیت زیادی که در اجرای آنها وجود دارد حتی در مواردی صدای اعتراض برخی مقامات ایرانی از جمله نمایندگان مجلس را هم درآورده است. هرچند این اعتراضها تاثیری در صدور حکم قطع دست و انگشت نداشته است.
مخالفتهای فقهی با احکام قطع ید
اما آیه ۳۸ سوره مائده تفسیربردار و فاقد جزئیات است و برای نمونه آیـتالله محمد جواد موسوی غروی بر این باور است که از این آیه نمیتوان صدور حکم بریدن دست را استنباط کرد و «ید» در آن آیه به معنای قدرت به کار رفته است و باید دست سارق را از مقام و قدرت قطع نمود تا توان و ابزار دزدی از او گرفته شود.
به این ترتیب مبنای ترتیبات مجازات قطع عضو، دستوراتی است که فقهای مسلمان دادهاند و در مورد ایران، در رسالههای عملیه مراجع تقلید شیعیان آمده است. به طور مشخص، آنچه در قانون مجازات اسلامی برای قطع عضو سارق آمده است، از رساله روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، اقتباس شده است.
در رساله خمینی، حد دزد برای بار نخست قطع چهار انگشت از مفصل اصلی انگشتان دست راست، بار دوم قطع پای چپ از زیر برآمدگی روی پا و بار سوم زندان ابد تا مرگ و بار چهارم ولو سرقت از داخل زندان انجام شده باشد، اعدام است.
تلاش حکومت برای ترساندن جامعه
احکام قطع دست و پا در ایران، در سالهای اخیر و متاثر از اطلاعرسانی در شبکههای اجتماعی توجههای بیشتری جلب کرده است. برای نمونه، ۱۹ فروردین ۱۳۹۶ حکم قطع دست یک زندانی متهم به قتل و سرقت در زندان عادلآباد شیراز اجرا شد. اما آنچه بیشتر جامعه را در شوک فرو برد، اعدام همین متهم ۱۰ روز پس از اجرای حکم قطع دست بود. قطع دست متهمی که قرار است اعدام شود برای افکار عمومی معنایی جز وحشتافکنی دستگاه قضایی نداشت.
یکی دیگر از احکام قطع دست که به خاطر نوع سرقت سروصدای زیادی به پا کرد، اجرای حکم قطع دست جوانی بود که سال ۱۳۹۰ و در ۲۸ سالگی به جرم سرقت گوسفند در خراسان رضوی و جنوبی به قطع ید محکوم شده بود و ۲۹ دی ۱۳۹۶ حکم قطع دست او با استفاده از گیوتین در زندان مرکزی مشهد اجرا شد.
این حکم احساسات عمومی را جریحهدار کرد و از جمله واکنشها به آن، موضع عفو بینالملل بود که از زبان معاون مدیر عفو بینالملل در امور خاورمیانه و شمال آفریقا بیان شد و انجام این مجازات را بیرحمانه و نافی عدالت توصیف کرد و آن را نشاندهنده بیتوجهی کامل مقامات ایرانی به کرامت انسانی دانست و گفت: «قطع عضو یک عمل شکنجه صریح و آشکار میباشد و انجام شکنجه تحت قانون بینالملل جرم است و برای چنین وحشیگری در یک نظام عدالت کیفری هیچ جایی وجود ندارد.»
در مواردی این حکم در مورد اعضای یک خانواده اجرا شده است. برای نمونه، ۵ دی ۱۳۹۵حکم قطع چهار انگشت دست دو برادر زندانی در ارومیه به صورت همزمان اجرا شد.
گاهی هم حتی فراتر از این قوانین بیرحمانه، دو عضو همزمان یک محکوم اجرا شده است. برای نمونه، در ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ به حکم شعبه دوم دادگاه انقلاب مشهد، حکم قطع همزمان دست راست و بخشی از پای چپ یک محکوم در زندان مشهد به اجرا درآمد. در ۲۶ فروردین ۱۳۸۶هم این اتفاق تکرار شد و دست و پای یک زندانی به صورت همزمان در ماهشهر قطع شد.
اجرای احکام قطع ید در ملاعام
حکم قطع ید همچون حکم شلاق و یا اعدام در مواردی در ملا عام اجرا شده است. برای نمونه ۲۸ آذر ۱۳۹۴، حکم قطع انگشتان دست یک سارق ۲۹ ساله در شیراز، در ملأ عام و با استفاده از دستگاه گیوتین اجرا شد. پیشتر، در ۲۴ آذر ۱۳۹۱ در یزد هم همین حکم در ملأ عام اجرا شد.
در آخرین مورد از این دست، ۴ تیر ۱۳۹۹ حکم قطع چهار انگشت دست راست چهار زندانی به نامهای هادی رستمی، مهدی شاهیوند، کسری کرمی و مهدی شرفیان هفتچشمه که به اتهام سرقت در ارومیه به قطع دست محکوم شده بودند در دیوان عالی کشور تایید شد.
صدور حکم قطع ید در ارومیه اما به همین ختم نشده است و ۱۲ مهر ۱۳۹۹ خبر رسید که یک زندانی به نام آرش علیاکبری، ۳۲ ساله، ۷ مرداد از سوی شعبه دوم دادگاه کیفری یک دادگاه ارومیه به اتهام سرقت به قطع چهار انگشت دست راست محکوم شده است.