• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

لوئیس روبیالس، یکی از آخرین بحران‌ها در «تاریخ سیاه» فدراسیون فوتبال اسپانیا

۱۳ شهریور ۱۴۰۲، ۲۰:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)

بوسه لوئیس روبیالس از لبان جنی هرموسو هنگام اهدای جام قهرمانی ۲۰۲۳ فوتبال زنان در سیدنی، واکنش‌های بسیاری به همراه داشت. ناظران می‌گویند او احتمالا «یکی از آخرین بحران‌ها در تاریخ سیاه فدراسیون فوتبال اسپانیا» خواهد بود.

وب‌سایت ایندیپندنت انگلیسی در مطلبی به این موضوع و مشکلات مربوط به نحوه اداره فوتبال در اسپانیا پرداخته است.

شکایت بازیکنان اسپانیا از روبیالس و سرمربی تیم ملی فوتبال زنان، خورخه ویلدا، بازتاب وجود مشکلات ریشه‌دار در فدراسیون فوتبال اسپانیا است.

از روز چهارشنبه اول شهریور، لوئیس روبیالس تحت فشار افکار عمومی و همچنین مقامات مسوول برای استفعا قرار گرفت و با این حال هنوز رسما رییس فدراسیون سلطنتی فوتبال اسپانیا (Rfef) است. این موقعیت، نمادی از داستانی بسیار جدی، ناپسند و در عین حال مضحک است؛ به ویژه زمانی که پای تشکیلات اداره فوتبال در اسپانیا به میان می‌آید.

روسای منطقه‌ای که فدراسیون سلطنتی فوتبال اسپانیا را تشکیل می‌‌دهند، سرانجام روز دوشنبه ششم شهریور درخواست استعفای روبیالس را مطرح کردند اما در واقع آن‌ها قدرت لازم را برای مجبور کردن او به انجام این کار نداشته و ندارند.

تصمیم نهایی برای استعفا با روبیالس ۴۶ ساله است در حالی که او در چند روز گذشته بارها اعلام کرده است که استعفا نخواهد داد.

- بیشتر بخوانید: روبیالس پس از بوسه جنجالی: استعفا نمی‌دهم، «فمینیسم دروغین» به دنبال ترور اجتماعی من است

در این میان، فیفا او را از تمام فعالیت‌های مرتبط با فوتبال محروم کرده و حتی پس از پایان یافتن تحقیقات، ممکن است تصمیمات سخت‌گیرانه‌تری درباره او اتخاذ کند: تعلیق ۹۰ روزه رییس فدراسیون فوتبال اسپانیا تا پایان تحقیقات کامل درباره دلیل «بوسه جنجالی»

چرا حذف روبیالس دشوار است؟

بسیاری چگونگی این ماجرا را مربوط به شخصیت متمایز روبیالس می‌دانند. این واقعیت که حذف چنین شخصیتی از این سمت بسیار دشوار است، بازتاب مسایل تاریکی در فوتبال اسپانیاست که بحث‌های بسیاری را در میان افکار عمومی برانگیخته است.

با تاکید بر وجود وضعیت موجود در فوتبال اسپانیا، اتفاق نظر عمومی بر این است که موقعیت روبیالس نباید مانع استعفای او شود. تشویق‌های پر‌شوری که او برای سخنرانی‌اش در پایگاه فدراسیون پس از بازگشت تیم دریافت کرد، گویای این نگرانی است؛ هر چند بسیاری از طرفداران او از جمله خورخه ویلدا، سرمربی جنجالی اسپانیا، اکنون در مقابلش قرار گرفته‌اند.

یکی از منابع دخیل در این رابطه معتقد است: «کل این ماجرا ثابت کرد دولت و ساختارهای نظارتی فدراسیون چقدر ضعیف هستند. به همین دلیل است که کلمه "ساختاری" در روزهای پس از آن بارها استفاده شده است.»

آماندا گوتیرز، رییس اتحادیه بازیکنان زن در اسپانیا (Futpro) و نماینده جنی هرموسو، گفت: «ما می‌خواهیم بگوییم که این یک مشکل ساختاری است. این اتفاق مساله‌ای است که بازیکنان زن فوتبال هر روز در دوران حرفه‌ای خود از آن رنج می‌برند و با این تبعیض‌ها روبه‌رو می‌شوند.»

خوآن سوتراس، رییس فدراسیون فوتبال کاتالونیا، یکی از سازمان‌های منطقه‌ای که فدراسیون اسپانیا را تشکیل می‌‌دهند، این سخنان را تکرار کرد و گفت: «ما به تغییرات ساختاری در فوتبال زنان نیاز داریم. ممکن است رفتن ویلدا باید بخشی از این تغییر باشد.»

شخصیت روبیالس

شاید در همان لحظه اول، بوسه روبیالس از لبان هرموسو می‌توانست به عنوان «خوشحالی» در بحبوحه قهرمانی جام جهانی توجیه شود اما با توجه به این که او طی تماشای بازی نیمه نهایی و برد اسپانیا مقابل سوئد، با حالتی پیروزمندانه اندام جنسی خود را لمس کرد، این بوسه زیر ذره‌بین افکار عمومی قرار گرفت.

در گذشته روبیالس اولین نفری بود که به تحریم تیم ملی از سوی تعدادی از ستاره‌های اسپانیایی در سپتامبر ۲۰۲۲ اعتراض کرد.

در آن زمان او این بازیکنان را با بیان تحریک‌آمیزی، «کینه‌توز» خطاب کرد.

دیگر موارد مرتبط با روبیالس مانند نحوه صحبت کردن او با کارکنان نیز در حال پیگیری است. از جمله اظهارات تامارا راموس، یکی از کارکنان اتحادیه فوتبالیست‌های اسپانیا در سال ۲۰۱۶، زمانی که روبیالس سمت ریاست این اتحادیه را بر عهده داشت.

طبق شکایت راموس، روبیالس در مورد لباس زیر او اظهار نظر کرده و به شوخی گفته بود: «تو اینجا آمده‌ای تا زانوبند‌هایت را بپوشی.»

این اتفاق‌ها باعث شد که پیروزی تیم زنان در فینال جام جهانی زنان کاملا در سایه یک مرد قرار بگیرد. مردی که در اظهار نظرهای مکررش سعی کرده بود خود و مدیریتش را در مرکز توجه‌ها قرار دهد.

مشکلات اردوی تیم قهرمان جهان

در واقع نگرانی‌های عمیقی در مورد نحوه مدیریت و آماده‌سازی تیم ملی زنان اسپانیا وجود دارد.

این نگرانی‌ها شامل شکایت بازیکنان از مجبور کردن آن‌ها به باز گذاشتن درهای اتاق هتل در طول شب در اردوی تیم ملی نیز می‌شود.

در طول جام جهانی، فدراسیون به برخی از شکایت‌های بازیکنان گوش داد و محل استقرار تیم را جا‌به‌جا کرد اما در مورد نحوه برخورد ویلدا با بازیکنان، حمایت کامل روبیالس از او مشخص کرد در این مورد بهبودی حاصل نخواهد شد.

حالا کنار گذاشته شدن ویلدا در پی سقوط روبیالس بسیار محتمل خواهد بود زیرا درخواست‌ها برای اخراج او رو به افزایش است.

مشکلات ریشه‌ای فوتبال زنان اسپانیا

مشکلات فوتبال زنان در اسپانیا اما به قبل از دوره ویلدا و روبیالس بازمی‌گردد. یکی از اصلی‌ترین دلایل انتخاب ویلدا به عنوان مدیر فوتبال زنان اسپانیا، اخراج ایگناسیو کوئردا، نفر قبل از او، در سال ۲۰۱۵ و پس از ۲۷ سال بود.

در چند روز اخیر دلایل اخراج کوئردا مجددا مورد بحث قرار گرفته و مستند «شکستن سکوت»، محصول سال ۲۰۲۱ که دوران کوئردا را پوشش می‌دهد، به طور گسترده در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شود.

سرمربی سابق، بر تیمی که بودجه کافی نداشت، اختیار کامل داشت و متهم به قلدری و تزریق «فرهنگ ترس» به بازیکنانش بود تا جایی که گاهی اشک آن‌ها را درمی‌آورد.

او در تمرین، هنگامی که بازیکنان به صورت دایره‌‌ای می‌‌ایستادند، به یکی می‌‌گفت «تو چاق هستی» و به دیگری می‌‌گفت «تو به یک مرد آلفا به عنوان شریک نیاز داری».

این مستند همچنین به زبان همجنس‌گرا هراس و نگرش نژاد‌پرستانه نسبت به کاتالان‌‌ها اشاره دارد که آن‌ها را پولاکاس (لهستانی) می‌‌نامد.

به گفته مار پریتو، بازیکن سابق تیم ملی، کوئردا حتی می‌‌خواست بداند چه چیزی در کیسه‌های خرید ما وجود دارد و هر شب قبل از خواب در اتاق‌‌های بازیکنان چرخ می‌زد.

با توجه به اینکه در آن زمان تجزیه و تحلیل ویدیویی برای آمادگی تاکتیکی تیم ناچیز بود، چنین توجه آشکاری به این گونه جزییات، با شرایط لازم برای آمادگی یک تیم فوتبال در سطح بین‌المللی مطابقت نداشت؛ به طوری که آن‌ها به راحتی در دور اول اولین جام جهانی خود در سال ۲۰۱۵ حذف شدند.

بازیکنان قبل از جام جهانی به فدراسیون شکایت کرده بودند اما به نظر می‌رسید آنخل ماریا ویار، رییس وقت فدراسیون فوتبال اسپانیا، هرگز به نگرانی‌های آن‌ها توجه نکرده است.

بازیکنان در نهایت در نامه‌ای مشترک خواستار تغییر کوئردا شدند. طبق گزارش‌ها، ویار این درخواست را رد کرده و آن را به عنوان «چرندیات از سوی دختران» توصیف کرده است؛ برخوردی که باعث شده تا بازیکنان اعتراض خود را به صورت عمومی منتشر کنند که این در نهایت منجر به برکناری کوئردا شد.

ویار نیز مدتی پس از تعلیق به اتهام تبانی، اختلاس و جعل اسناد، در سال ۲۰۱۸ از سمت ریاست فدراسیون فوتبال برکنار شد.

او قبل از برکنار شدن در دسامبر ۲۰۱۷، درخواست پوچ فدراسیون اسپانیا از یوفا را مبنی بر اخراج از این سازمان به دلیل «مداخله دولتی» مطرح کرد.

او هشدار داد فیفا می‌تواند اسپانیا را از حضور در جام جهانی ۲۰۱۸ محروم کند زیرا اقدام شورای ورزش اسپانیا برای تعلیق او «خودسرانه» و از روی «بی‌عدالتی» بوده و احتمال یا فرض «بی‌گناهی» او را در نظر نگرفته است.

ویار تاکید کرد: «اگر به این علت تیم ملی به جام جهانی راه نیابد، دولت فعلی مسوول خواهد بود.»

تغییر در حال رخ دادن است

منابع برجسته در سیاست فوتبال می‌گویند که فدراسیون فوتبال اسپانیا برای سال‌ها به عنوان یک «مجموعه ناکارآمد» تلقی می‌شد. مجموعه‌ای که از اکثریت مردان سفید‌پوست محافظه ‌کار تشکیل شده و زنان و سایر گروه‌های اقلیت در آن نفوذ کمی دارند.

تحولات چند روز گذشته به روشنی نشان داد که فدراسیون کاملا تحت فشار روبیالس قرار دارد.

البته در نهایت فشار افکار عمومی تاثیر خود را گذاشت و شعار «تمام شد» سه آکابو، تاکید کرد که دیگر تحمل این شرایط «کافی است».

ویکتور فرانکو، رییس شورای ورزش، این لحظه را به عنوان لحظه (MeToo) برای فوتبال اسپانیا توصیف کرده است. اظهار نظری که تمام بولتن‌های خبری را فرا گرفته و نوید‌بخش تغییرات اساسی در اداره فوتبال اسپانیا است.

این دستاورد می‌تواند میراثی به ارزشمندی جام جهانی به دست آمده به وسیله این بازیکنان باشد.

الکسیا پوتلاس، بازیکن ستاره این تیم گفته است: «نسل ما می‌خواهد میراثی برای آینده بسازد.»

ایرن پاردس، مدافع میانی اسپانیا هم در آستانه فینال جام جهانی در سیدنی گفت: «تغییر در حال رخ دادن است.»

مسلما ایرن در آن لحظه نمی‌دانست دست‌یابی به این هدف چقدر ممکن است به واقعیت نزدیک باشد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟
۱
تحلیل

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۲

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد

۳
اختصاصی

حمله به یک مرد ایرانی در مرکز لندن؛ نگرانی‌ها از تهدید مخالفان جمهوری اسلامی شدت گرفت

۴

جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

۵

شکاف در حاکمیت و میان هواداران جمهوری اسلامی بر سر ادامه جنگ یا توافق

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

  • کاهش حمایت دولت از بازسازی؛ مالکان خانه‌های آسیب‌دیده، خود را رهاشده می‌بینند

    کاهش حمایت دولت از بازسازی؛ مالکان خانه‌های آسیب‌دیده، خود را رهاشده می‌بینند

  • محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟
    تحلیل

    محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

  • چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟
    تحلیل

    چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟

  • مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

    مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

  • «رابطه جنسی در ازای غذا یا پول»: سوءاستفاده جنسی از زنان بیوه در غزه توسط حماس

    «رابطه جنسی در ازای غذا یا پول»: سوءاستفاده جنسی از زنان بیوه در غزه توسط حماس

•
•
•

مطالب بیشتر

گزارش میدانی نشریه فرانکفورتر آلگماینه از بحران آب در ایران و آرزوی سرنگونی جمهوری اسلامی

۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ۱۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

هر چه از اصفهان به پایین دست بروید، روستاها فقیرتر و کشاورزان عصبانی‌ترند. در حدود ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی سومین شهر بزرگ ایران، حسین، روی بستر خالی زاینده‌رود ایستاده و جملاتی مانند «آخوندها باید بروند» و «آخرین کسی که برای ما کاری کرد شاه بود» به زبان می‌آورد.

نشریه «فرانکفورتر آلگماینه» آلمان در گزارشی میدانی و گفت‌وگو با شهروندان ایرانی، به بحران آب و آرزوی مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی پرداخته است.

شغل حسین، کاشت جو، ذرت و برنج در زمینی بوده که حالا زیر پایش خشک شده است. او مردی حدودا ۵۰ ساله با سبیل، پیراهن جین و کفش‌های کتانی است.

حسین با اشتیاق می‌گوید: «از دور می‌شد بوی برنج را استشمام کرد ....»

امروز اما او به عنوان نگهبان شب در یک کارخانه سیمان کار می‌کند چون دیگر چیزی در مزارع او رشد نمی‌کند.

بحران آب اصفهان و آتش زیر خاکستر خشم مردم

در یک دهه گذشته، کم‌آبی در منطقه اصفهان کار کشاورزی هزاران کشاورز را نابود کرد و جیره آبی که از طریق سیستم آب‌رسانی پیچیده بین کشاورزان توزیع می‌شد، به طور فزاینده‌ای کاهش یافت.

دو سال پیش بود که خشم در تظاهرات کشاورزان موج زد. در نوامبر ۲۰۲۱، کشاورزان با استفاده از بولدوزر، خط لوله‌ای که آب را به استان همجوار (یزد) می‌برد، تخریب و در مرکز شهر اصفهان، تحصنی اعتراضی در بستر خشک رودخانه در حوالی سی‌وسه پل برپا کردند.

حسین و پسرش کمال آنجا بودند. او می‌گوید: «ما دو سال با سازمان آب مذاکره کردیم. وقتی این کار نتیجه نداد، تصمیم گرفتیم اقدام کنیم.»

او ویدیوهای درگیری با پلیس را در تلفن همراهش نشان می‌دهد که در آن، توده‌های متراکم گاز اشک‌آور و مردانی دیده می‌شوند که سنگ پرتاب می‌کنند. یک افسر پلیس، پسرش کمال را با تفنگ شکاری که در این منطقه برای فراری دادن کفتارها و گرگ‌ها استفاده می‌شود، هدف قرار داده است.

حسین گلوله‌های ساچمه‌ای را به‌عنوان مدرک نگه داشته است. ۲۷ گلوله (ساچمه) بدن کمال را سوراخ کرده است. او در آن زمان جرات نکرده به بیمارستان برود تا اینکه یکی از دوستانش که پزشک یک روستا بوده، بیشتر گلوله‌ها را از بدن او خارج کرده است. با وجود این، همچنان سه گلوله در دست او باقی مانده است.

البته دیگرانی هم بوده‌اند که اوضاع برایشان بوده: یکی از همسایه‌ها بینایی خود را از دست داده است و کشاورزان تصمیم گرفته‌اند برای کمک به او پول جمع کنند اما حساب بانکی از سوی نیروهای امنیتی مصادره شده است.

شماری کشته، مجروح و دستگیر شدند اما هیچ اصلاحاتی صورت نگرفته. از آن زمان تاکنون دیگر اعتراض گسترده‌ای به وضعیت آب در اصفهان انجام نشده اما عصبانیت مردم همچنان باقی است.

حسین می‌گوید: «اوضاع مانند آتش زیر خاکستر است که به راحتی می‌توان آن را دوباره شعله‌ور کرد.»

گزارش فرانکفورتر آلگمانیه در ادامه به اعتراضات پیشین در ایران مانند جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، تجمع‌های شهرهای با جمعیت کُرد، اعتراضاتی که در سال ۱۳۹۶ به دنبال افزایش قیمت بنزین شکل گرفت و شلیک سپاه به هواپیمای مسافربری اوکراینی اشاره دارد و آن‌ها را به عنوان نشانه‌های سوءمدیریت مقام‌های جمهوری اسلامی برمی‌شمارد.

100%

جنبش «زن، زندگی، آزادی» پایه‌های حکومت را متزلزل کرد

- این‌بار همه چیز فرق می‌کند. هیچ یک از موج‌های اعتراضی قبلی به اندازه «جنبش زن، زندگی، آزادی» پایه‌های جمهوری اسلامی را متزلزل نکرده است.

سرکوب خونین مردم هر گونه امید برای اصلاحات را که برخی قبلا در دل داشتند کاملا از بین برده است. اسلام به عنوان اساس مشروعیت نظام، حتی در نزد متدین‌ها هم تضعیف شده است.

حسین می‌گوید: «ما قبلا مذهبی بودیم اما الان مسجد نمی‌رویم و در مراسم محرم شرکت نمی‌کنیم. فهمیده‌ایم که به ما دروغ گفته‌اند.»

«خدا ما را از شر آخوندها خلاص کند»

۲۵ شهریور، سالگرد مرگ ژینا (مهسا) امینی است و انتظار می‌رود اعتراضات دست‌کم به‌طور موقت، دوباره شعله‌ور شود. نیروهای امنیتی و فعالان هفته‌هاست که در حال آماده شدن هستند و حسین با امیدی مبهم، منتظر آن روز است.

او می‌گوید: «امیدوارم اتفاقی بیفتد. این که اداره‌کننده‌های کنونی کشور بروند و به جای آن‌ها کسانی بیایند که توانایی بیشتری دارند.»

بسیار بعید است که این اتفاق بیفتد؛ هیچ رهبری برای مخالفان در داخل کشور وجود ندارد و اکثر فعالان در زندان هستند. تاکنون هیچ تزلزل قابل مشاهده‌ای در رهبری حکومت جلوه نکرده است. اپوزیسیون در تبعید، دچار دودستگی شده است. با این حال، هیچ‌کس دقیقا نمی‌داند وقتی علی خامنه‌ای، رهبر ۸۴ ساله جمهوری اسلامی فوت کند، چه اتفاقی خواهد افتاد.

حسین، کشاورز اصفهانی، به دلیل نبود جانشین، از رضا پهلوی، پسر شاه سابق که در سال ۱۳۵۷ سرنگون شد، صحبت می‌کند. او در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کند و در ماه‌های اخیر به دنبال نقش رهبری مخالفان تبعیدی بوده است.

خشم مردم به شرایط فعلی، دیکتاتوری شاه سابق را در سایه قرار داده است. چشم‌اندازی برای سقوط رژیم فعلی هم نیست اما واقعیتی که در روستاهای پایین‌دست اصفهان وجود دارد، نشان می‌دهد نظام احتمالا شکننده‌تر از سال‌های اولیه تشکیل جمهوری اسلامی شده است.

کشاورز تراکتورسواری می‌گوید: «امیدوارم خدا ما را از شر آخوندها خلاص کند.»

بحران آب ایران یکی از عوامل محرک افزایش نارضایتی در کشور است و ناپدید شدن زاینده‌رود تنها یکی از چند نمونه نمادین آن است.

سیاستمداران بی‌سواد، اکوسیستم ایران را نابود کردند

در شمال غرب ایران، دریاچه ارومیه که زمانی یکی از بزرگترین دریاچه‌های شور جهان بود، تقریبا به طور کامل خشک شده است.

نشریه فرانکفورتر آلگماینه اجازه سفر به ارومیه را از سوی مقام‌های متعدد از جمله نهادهای امنیتی دریافت کرده اما این مجوز چند ساعت قبل از حرکت لغو شده است؛ احتمالا به دلیل اعتراضاتی که در آن‌جا جریان یافته است.

اعتراضات خشونت‌آمیزی هم در سال گذشته به کمبود آب در غرب استان خوزستان رخ داد و درگیری با افغانستان بر سر حقابه رودخانه مرزی هیرمند نیز در حال افزایش است.

در هر دو استان سیستان و بلوچستان و خوزستان، بحران آب وضعیت گروه‌های اقلیت‌ به حاشیه رانده شده مانند بلوچ‌ها و عرب‌ها را بدتر می‌کند.

دلایل بحران بسیار زیاد است. کشاورزانِ عصبانی، شاکی هستند که کارخانه‌های فولاد در فرآیند اعطای امتیاز در اولویت قرار دارند اما کارشناسانی مانند کاوه مدنی، معاون سابق رییس سازمان حفاظت از محیط زیست ایران به روش‌های کشاورزی ناکارآمد اشاره می‌کنند.

مدنی اکنون در کالج شهر نیویورک تدریس می‌کند. او می‌نویسد که دولت ایران به جای ایجاد شغل در سایر بخش‌ها، مدت مدیدی است که به ساختارهای قدیمی یارانه پرداخت کرده است. فقدان فن‌آوری‌های مدرن حفاظت از آب و پروژه‌های سدسازی مشکوک به این موارد اضافه و افزایش چاه‌های عمیق غیرقانونی باعث کاهش سطح آب‌های زیرزمینی شده است.

همچنین باغ‌های مجلل و شهرنشینی باعث مصرف بیشتر آب می‌شود.

حتی در شهر بزرگ اصفهان هم مشکل آشکار است. رودخانه، روح شهر است. در زیر طاق‌های نوک‌تیز پل خواجو که قدمتی ۳۵۰ ساله دارد، خوانندگان محلی می‌خوانند: «اصفهان که آمدی، زاینده‌رود را سلام کن ...»

پایتخت پرافتخار دوران صفویه با پل‌های باشکوهش مانند پاریسِ بدون رود سن به نظر می‌رسد. به همین دلیل است که در میان شهروندان، بحران آب نارضایتی زیادی به‌وجود آورده است.

یک کاسب ۵۰ ساله در حالی که از بستر رودخانه صخره‌ای عبور می‌کند، می‌گوید: «تغییرات اقلیمی به دلیل سوءمدیریت و سیاست‌های اشتباه، بیشتر از سایر کشورها به ایران ضربه زده است. مسوولان بی‌سواد هستند و اکوسیستم را خراب کرده‌اند.»

مرد جوان‌تری هم همین نظر را دارد. او می‌گوید: «سیاستمداران نماینده ما نیستند. آن‌ها از جنس ما نیستند.»

100%

آواز خواندن بخشی از مبارزه ما برای آزادی است

پیامدهای اعتراضات اخیر در پی مرگ ژینا (مهسا) امینی در اطراف پل خواجو قابل لمس است. مانند سایر شهرهای ایران، بسیاری از زنان روسری خود را از سر برداشته‌اند.

برخی از زنان در حالی که سوار بر دوچرخه هستند باد گیسوانشان را به حرکت درمی‌آورد. این موضوع به ویژه امام جمعه شهر را عصبانی کرده است.

در گفت‌وگوها، بسیاری از مردم سه جوان اصفهانی را به یاد می‌آورند که در ارتباط با اعتراضات خیابانی سال گذشته اعدام شدند.

برخی دیگر به دنبال نوستالژی‌های قبل از انقلاب اسلامی هستند. مثل خوانندگان محلی زیر پل خواجو.

اجرای انفرادی خوانندگان زن در ایران ممنوع است و در صورت چنین کاری، آن‌ها با مجازات بین ۱۰ روز تا دو ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق روبه‌رو هستند.

توجیه رسمی این است که آواز خواندن زنان در ملاءعام می‌تواند توجه و تمایل [جنسی] غریبه‌ها را جلب کند. با این حال از زمان اعتراضات اخیر، بسیاری از زنان خوانندگی می‌کنند

یک زن مسن که روسری به سر دارد، می‌گوید: «آواز خواندن بخشی از مبارزه ما برای آزادی است. با این کار به اربابان قدرت نشان داده می‌شود که مرگ بسیاری از معترضان، صبر مردم را به سر آورده است.»

...

مانند هر شب، پل خواجو در نور زرد غرق می‌شود و آن را به پس‌زمینه‌ای محبوب برای عکس‌ و سلفی گرفتن تبدیل و فضای سال‌های دهه ۱۹۷۰ را ناخواسته زیر طاق‌های پل نمایان می‌کند که دوران طلایی موسیقی فولکلور و پاپ ایران بود.

پیرزن روسری خود را مرتب می‌کند، چشمانش را می‌بندد و می‌زند زیر آواز.

برخی شنوندگان و رهگذران به آرامی زمزمه می‌کنند ترانه‌ای را در مورد یک قلب شکسته و اشتیاق برای یک عزیز.

ناگهان یک نشانگر لیزری سبز رنگ به سمت زن نشانه می‌رود. یک افسر پلیس با عجله می‌آید و فریاد می‌زند: «زن، بس کن!»

جمعیت متفرق می‌شوند. روز بعد دوباره همه بازمی‌گردند.

شکایت از اسپیس‌اکس؛ آزمونی کلیدی برای آمریکا در مورد سوگیری علیه پناهندگان

۴ شهریور ۱۴۰۲، ۱۸:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)

صبح روز شنبه چهارم شهریور، موشک فالکون۹ از سوی اسپیس‌اکس (SpaceX) و زیر نظر ناسا به ایستگاه بین‌المللی فضایی فرستاده شد اما هم‌زمان با آغاز ماموریت گروه Crew-7 (کرو سون)، خبرگزاری رویترز خبر داد وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا، شکایتی علیه شرکت اسپیس‌اکس طرح کرده است.

این شکایت، اسپیس‌اکس را به امتناع غیرقانونی از استخدام پناهجویان و پناهندگان متهم می‌کند.

به گفته رویترز، این شکایت همچنین می‌تواند آزمون مهمی برای دولت بایدن و سیاست‌های آمریکا درباره جلوگیری از اعمال تبعیض علیه غیر آمریکایی‌ها از سوی شرکت‌ها باشد. تبعیض‌هایی که معمولا با عنوان نگرانی درباره امنیت ملی ایالات متحده اعمال می‌شوند.

تضاد قانون کنترل صادرات با قانون منع تبعیض علیه غیر شهروندان

وزارت دادگستری ایالات متحده (DOJ) روز پنج‌شنبه دوم شهریور شکایت خود را ارائه کرد و ایلان ماسک، مدیرعامل شرکت اسپیس‌اکس، در پاسخ گفت که استخدام هر فردی به جز شهروندان آمریکایی و دارندگان گرین‌کارت، نقض قوانین «قاچاق سلاح» است.

اما پست ماسک در پلتفرم پیام‌‌رسان اکس یا همان توییتر سابق، با دستورالعمل‌های ویژه صادر شده از سوی وزارت دادگستری در ماه آوریل در تضاد است.

این دستورالعمل‌ها به کارفرمایان هشدار داده بودند که تلاششان برای رعایت قوانین کنترل صادرات، آن‌ها را از قانون «منع تبعیض بر اساس شهروندی» معاف نمی‌‌کند.

قوانین کنترل صادرات، شرکت‌ها را در به اشتراک‌ گذاشتن اطلاعات و فن‌آوری‌های حساس با افراد خاصی از کشورهای دیگر محدود می‌کند.

100%

به نظر می‌رسد که پرونده علیه اسپیس‌اکس اولین مورد از نوع خود از زمان انتشار این دستورالعمل باشد. دستورالعملی که البته از نظر قانونی «الزام‌آور» نیست اما در دادگاه می‌تواند مورد استناد قرار گیرد.

در ماه‌های آوریل و می، وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد مشغول حل‌وفصل ادعاهای مشابهی در مورد شرکت جنرال موتورز و یک شرکت خدمات فن‌آوری اطلاعات است اما از این شرکت‌ها شکایت نکرد.

ربکا برنهارد، وکیل کار مستقر در مینیاپولیس که نمایندگی شرکت‌ها را بر عهده دارد، گفت: «کارفرمایان مشمول قوانین کنترل صادرات، اغلب ممنوعیت سوگیری مبتنی بر شهروندی را در قانون فدرال مهاجرت و ملیت (INA) نادیده می‌گیرند و همین امر، آن‌ها را در معرض اقدامات قانونی قرار می‌دهد.»

برنهارد گفت: «وزارت دادگستری مقررات ضد تبعیض آی‌ان‌ای را بسیار جدی می‌گیرد و اجرای این قانون را به شدت کنترل می‌کند. همچنین استثنائاتی چون قانون کنترل صادرات را بسیار محدود تفسیر می‌کند.»

وزارت دادگستری در شکایت خود از اسپیس‌اکس استدلال کرد که از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲، این شرکت در آگهی استخدام خود فقط سراغ شهروندان آمریکایی و دارندگان گرین‌کارت رفته است.

این وزارت‌خانه تاکید کرد که این امر، مهاجران و پناهندگان را از درخواست شغل در این شرکت دل‌سرد کرده و درخواست کسانی که تقاضای کار کرده‌اند هم رد شده است.

طبق این دادخواست از میان بیش از ۱۰ هزار استخدام در آن دوره زمانی، اسپیس‌اکس تنها یک پناهجو را استخدام کرده است.

این شکایت همچنین به اظهارات ماسک و یکی دیگر از مدیران اسپیس‌اکس در فضای مجازی،‌ مانند توییت سال ۲۰۲۰ ماسک اشاره کرده است که گفته بود: «بر اساس قانون ایالات متحده، حداقل داشتن گرین‌کارت برای استخدام در اسپیس‌اکس الزامی است زیرا موشک‌ها، فن‌آوری پیشرفته تسلیحاتی هستند.»

ماسک روز پنج‌شنبه این شکایت را «سلاح وزارت دادگستری برای اهداف سیاسی» توصیف کرد و گفت که به اسپیس‌اکس مکررا تاکید و هشدار داده شده است استخدام افراد غیر‌شهروند می‌تواند «یک جرم جنایی» باشد.

اما در دستورالعمل ماه آوریل، وزارت دادگستری برخلاف این ادعا، اعلام کرد که قوانین کنترل صادرات مستلزم استخدام یا ممنوعیت استخدام هیچ «فرد آمریکایی»‌ای نیست و طبق تعاریف، فرد آمریکایی شامل پناهجویان و پناهندگان نیز می‌شود زیرا آن‌ها اجازه زندگی و کار را در ایالات متحده دارند.

گرچه بر اساس این دستورالعمل، شرکت‌‌ها ممکن است برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات کنترل ‌شده صادراتی با کارگرانی که آمریکایی نیستند، به مجوز ویژه از آژانس‌‌های فدرال نیاز داشته باشند.

وزارت دادگستری اما بدون اشاره مستقیم به دستورالعمل خود در شکایت از اسپیس‌اکس گفت: «قوانین و مقررات کنترل صادرات، کارفرمایان را از استخدام پناهجویان و پناهندگان منع یا در این مورد، محدود نمی‌کنند. این قوانین با پناهجویان و پناهندگان مانند شهروندان ایالات متحده رفتار می‌کند.»

اولین پیوند موفق رحم در بریتانیا؛ آیا مردان نیز می‌‌توانند روزی باردار شوند؟

۲ شهریور ۱۴۰۲، ۱۹:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

اولین پیوند موفقیت‌آمیز رحم در بریتانیا، فوریه سال جاری انجام و به‌عنوان نقطه عطف باروری و طلوع عصری جدید قلمداد شد. محققان می‌گویند انجام این روش می‌تواند به ده‌ها زن نابارور فرصت بچه‌دار شدن بدهد.

در این جراحی موفقیت‌آمیز، پیوند گیرنده زنی است که بدون رحم متولد شده بود. او رحم اهدایی را از خواهر بزرگ‌ترش دریافت کرد که در حال حاضر دو فرزند دارد.

قانون اهدای عضو در بریتانیا

قانون اهدای عضو بریتانیا در سال ۲۰۲۰ تغییر کرد به طوری که همه بزرگسالان به‌طور خودکار اهداکنندگان عضو فرض می‌‌شوند، مگر اینکه انصراف دهند. اما تنها یک درصد از تمام افرادی که هر ساله در بریتانیا می‌‌میرند واجد شرایط اهدای اعضای بدنشان برای نجات جان فردی دیگر هستند.

از سوی دیگر، افراد زنده، مانند خواهر این ماجرا، ۴۰ درصد از اهداکنندگان را در بریتانیا تشکیل می‌دهند. در واقع، افرادی وجود دارند که سلامت خود را به دلیل نوع‌دوستی به خطر می‌اندازند.

آدام بالن، استاد پزشکی باروری و جراحی در بیمارستان‌های آموزشی لیدز که یک بیمار را در لیست انتظار برای پیوند رحم دارد، توضیح می‌دهد که چرا انجام این عمل بسیار پیچیده است.

او همچنین درباره موانع انجام این نوع از جراحی برای مردان و زنان تراجنسیتی توضیح می‌دهد.

100%

جراحی رحم جایگزین برای زنانی است که مایل به حمل نوزاد خود هستند

این زن ۳۴ ساله که جراحی را با موفقیت پشت سر گذاشت، با سندرم روکیتانسکی متولد شده است. یک بیماری نادر که تقریبا یک نفر از هر پنج هزار زن را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

جراحی پیوند او در ماه فوریه در مرکز پیوند آکسفورد انجام شد اما جراحان به تازگی و پس از انتشار جزییات داستان در یک مجله زنان و زایمان، این خبر را در اختیار عموم قرار دادند و اعلام کردند هر دو بیمار «در روند بهبودی» قرار دارند.

این جراحی ۹ ساعت و ۲۰ دقیقه طول کشیده اما مراحل تکمیلی پیوند پس از جراحی هم ادامه دارد و فرد دریافت‌کننده باید در طول بارداری‌های آینده، از داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی استفاده کند تا بدنش ارگان اهدایی را پس نزند.

انتظار می‌رود رحم پیوندی حداکثر پنج سال قبل از برداشته شدن، در بدن این زن باقی بماند.

سابقه انجام پیوند رحم

طی ۱۰ سال گذشته عمل پیوند رحم در بیش از ۹۰ مورد در سطح بین‌المللی انجام شده است که بیشتر آن‌ها از طریق اهداکننده زنده صورت گرفته‌اند و در نتیجه این پیوندها، حدود ۵۰ نوزاد به دنیا آمده‌اند.

در بریتانیا هم تیم پزشکی در آکسفورد قبل از انجام این عمل روی انسان، ابتدا این روش را روی حیواناتی مانند خرگوش، خوک و گوسفند تمرین کردند.

پروفسور بالن یک کلینیک را برای درمان زنانی اداره می‌کند که با ناهنجاری‌‌های مادرزادی مانند فقدان رحم متولد می‌‌شوند.

او این روش را به‌عنوان «جایگزین» رحم اجاره‌ای برای زنانی می‌بیند که تمایل دارند نوزاد خود را به دنیا بیاورند.

به گفته بالن، این روش برای اولین بار در سال ۲۰۱۳ در سوئد انجام شد؛ جایی که استفاده از رحم اجاره‌ای در آن «غیرقانونی» است.

اولین نوزاد متولد شده از اولین جراحی پیوند رحم در سوئد «وینسنت» نام گرفته است.

بعد از انجام پیوند رحم چه اتفاقی می‌افتد؟

مهم‌ترین آزمایش این است که آیا گیرنده می‌تواند باردار شود و جنین را در رحم جدید خود تا پایان دوره بارداری حمل کند یا خیر؟

از آن‌جایی که این زن با وجود فقدان رحم در بدو تولد دارای تخمدان بوده، قبل از عمل پیوند، با استفاده از تخمک‌های خود تحت آی‌وی‌اف (IVF) قرار گرفته است.

او امیدوار است به زودی جنین‌ حاصل از آی‌وی‌اف در رحم اهدا شده به او کاشته شود.

این زن از زمان پیوند تاکنون سه دوره قاعدگی داشته است که پزشکان آن را نشانه مثبتی از عملکرد خوب سیستم تناسلی‌اش می‌دانند.

به گفته بالن، اگر او باردار شود، نوزاد باید با سزارین به دنیا بیاید: «رحم پیوندی معمولا پس از تکمیل خانواده برداشته می‌‌شود تا از مصرف طولانی ‌مدت داروهای ضد پس‌‌زدگی عضو جلوگیری شود.»

آیا این جراحی راه را برای مردان یا زنان ترنس به‌منظور حمل جنین باز می‌کند؟

تا به امروز تنها دریافت‌کنندگانی که از نظر بیولوژیکی «زن» هستند در آزمایش‌های حیوانی و انسانی پیوند رحم مورد استفاده قرار گرفته‌‌اند و بالن معتقد است این پیوند برای مردان یا زنان ترنس «به این زودی انجام نخواهد شد».

برخی از دانشمندان فکر می‌کنند در آینده ممکن است فردی که مذکر متولد شده است، قادر باشد جنین را در رحم اهدایی خود حمل کند اما برای نتیجه‌بخش بودن این کار، موانع بیولوژیکی زیادی وجود دارد که باید ابتدا بر آن‌ها غلبه کرد.

به گفته بالن، مشکل اصلی لگن مرد است که برای حمل جنین طراحی نشده است.

مشکل دیگر پیوند رحم چیزی است که بالن آن را «لوله‌کشی» می‌نامد. افرادی که بدون رحم متولد می‌شوند، عروق لازم را برای خون‌رسانی به رحم ندارند.

بالن می‌گوید به همین دلیل است که زن بریتانیایی این ماجرا، مجبور شد رحم اهدایی خود را به رگ‌های خونی در پاهایش متصل کند.

100%

موفقیت جراحی انجام شده برای فن‌آوری پیوند چه معنایی دارد؟

پیوند رحم احتمالا رایج‌تر خواهد شد اگرچه کارشناسان انتظار دارند به دلیل کمبود اهداکننده، این جراحی در بریتانیا به حداکثر ۳۰ عمل در سال محدود شود.

دلایل مختلفی برای انجام عمل هیسترکتومی وجود دارد اما برداشتن رحم یک جراحی سنگین است که می‌تواند باعث یائسگی زودرس شود.

یک نظرسنجی کوچک از مردان ترنس که تحت عمل هیسترکتومی به عنوان بخشی از روند تایید جنسیت قرار گرفته بودند نشان داد ۸۸ درصد مایل به اهدای رحم خود هستند.

جراحی پیوند در بریتانیا

فن‌آوری پیوند عضو در بریتانیا به سرعت در حال توسعه است و سال گذشته اولین پیوند جناغ را انجام دادند.

در این جراحی، دیواره قفسه سینه یک زن مُرده در بدن ناتالی برت ۳۴ ساله قرار گرفت که تشخیص داده شده بود به سرطان پستان متاستاتیک (مرحله چهارم) مبتلا شده است.

پیوند قرنیه هم با سه هزار و ۵۲۹ عمل در سال گذشته، متداول‌‌ترین عمل پیوند در بریتانیا محسوب می‌شود.

این در حالی است که قرنیه، قسمتی از بدن است که اکثر مردم به طور خاص تصمیم گرفته‌اند پس از مرگ اهدا نکنند؛ به طوری که از هر ۱۰ نفر در لیست ثبت‌نام اهداکنندگان عضو ان‌اچ‌اس (NHS) فقط یک نفر با این درخواست موافق است.

برای افراد بی‌میل، ان‌اچ‌اس توضیح می‌دهد که در اهدای قرنیه، چشم‌ها هرگز به‌طور کامل برداشته نمی‌شوند بلکه فقط قرنیه چشم با یک روش جراحی ساده و سریع، بدون ایجاد تاخیر در مراسم خاک‌سپاری یا تغییر ظاهر اهداکننده، انجام می‌شود.

بالن در مورد آینده جراحی پیوند اعضا هیجان‌زده است و می‌گوید که داستان موفقیت آکسفورد، «درها» را برای زنان بیشتری باز می‌کند تا نوزادشان را در بدن خود حمل کنند.

چرا «بوسیدن» مهم و بسیار هیجان‌انگیز است؟

۳۱ مرداد ۱۴۰۲، ۱۸:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)

هر چند صحبت کردن درباره آن عجیب به نظر می‌رسد اما «بوسیدن» واقعا یک رفتار حیاتی است. تجربه‌ای لذت‌بخش که در آن، دفاع از خود را فراموش و خود را به دیگری تقدیم می‌کنیم و کاملا بی‌دفاع و در دسترس قرار می‌گیریم.

تمایل جنسی متقابل، معمولا با یک عمل بسیار عجیب و غریب نشان داده می‌شود: دو عضوی که معمولا برای غذا خوردن و صحبت کردن مورد استفاده قرار می‌گیرند، با نیروی فزاینده‌ای به یکدیگر مالش داده می‌شوند که با ترشح بزاق نیز همراه است. زبانی که برای بیان اصوات، هل دادن پوره سیب‌زمینی یا کلم بروکلی به پشت کام مهارت دارد، اکنون به سمت جلو حرکت می‌کند تا همتای خود را ملاقات و شاید نوک آن را در حرکات مکرر لمس کند.

باید به دقت برای بازدیدکننده بیگانه توضیح داد که چه اتفاقی در حال رخ دادن است. این دو عضو نمی‌خواهند گونه‌های یکدیگر را گاز بگیرند یا قصد ندارند فرد دیگر را باد کنند.

اما چرا بوسیدن مهم است و بالقوه، بسیار هیجان‌انگیز؟

وب‌سایت «مدرسه زندگی» در گزارشی به این سوال و پاسخ‌هایش پرداخته است.

100%

هر چند صحبت کردن راجع به آن عجیب به نظر می‌رسد اما بوسیدن واقعا یک رفتار حیاتی است. بوسیدن فقط از نقطه نظر فیزیکی تجربه‌ای خوشایند محسوب نمی‌شود و فشار دادن لب‌‌های خود بر لب‌‌های شخص دیگر از نظر حس لامسه، تجربه‌ای لذت‌‌بخش‌‌تر از ماساژ پوست سر یا خوردن صدف نیست. بلکه لیسیدن زبان شخص دیگر از نظر فیزیکی یک انفجار متوسط از تحریک حسی مثبت را ایجاد می‌کند.

بنابراین بوسیدن می‌تواند یکی از زیباترین کارهایی باشد که ما انسان‌ها انجام می‌دهیم.

حریم خصوصی من

بوسیدن می‌تواند هیجان روانی زیادی ایجاد کند. لذتی که ما از بوسیدن تجربه می‌کنیم از این ایده منشأ می‌گیرد که ما اجازه انجام یک کار بسیار خصوصی را به شخص دیگری و در یک منطقه بسیار محافظت شده و خصوصی می‌دهیم؛ در حالی‌که رفتن به سمت یک غریبه و لمس کردن گونه‌ها و لب‌های او بسیار توهین‌آمیز است.

بنابراین، اینکه به شما اجازه داده شود صورت خود را به چهره فرد دیگری بسیار نزدیک کنید و در واقع زبان خود را داخل دهان او بلغزانید، بسیار مهم است.

در حالی‌ که این گونه بوسیدن می‌تواند چندش‌آور باشد، تجربه‌ای لذت‌بخش است؛ همین تناقض هم هست که بوسیدن را بسیار هیجان‌انگیز می‌کند.

اجازه متقابل برای یک بوسه، مهیج است. ما به طور ضمنی از طریق بوسه خود به شخص دیگر می‌گوییم که او در یک دسته کوچک و به شدت ممتاز از افراد قرار گرفته است.

لذت خاصی که در لمس کردن دندان‌های عقبی شخصی دیگر با زبان وجود دارد، ربطی به جذابیت لیسیدن مینای دندان ندارد. اجازه دادن به شخص دیگر برای انجام چنین کاری، نشان‌دهنده سطح عمیقی از پذیرش و نزدیکی است؛ همان علتی که این رفتار را هیجان‌انگیز می‌کند.

100%

برانگیختگی

هیجانات جنسی جنبه روانی دارند. آنچه که بدن‌های ما انجام می‌دهند علت اصلی برانگیختگی ما نیستند بلکه آنچه در مغز ما اتفاق می‌افتد مهم است.

اگرچه معمولا این تجربیات را بیان نمی‌کنیم اما پذیرفته شدن از طرف شخص دیگر در مرکز این‌گونه تجربیات قرار دارد که در مجموع به آن‌ها «برانگیختگی» می‌گوییم.

در بُعد فیزیکی، ما این احساس را از طریق سریع‌‌تر پمپاژ شدن خون، تغییر در متابولیسم و داغ شدن پوست تجربه می‌کنیم اما در پس همه این‌ تجربه‌ها، نوع بسیار متفاوتی از تغییر نهفته است که به درستی می‌‌تواند «متافیزیکی» توصیف شود زیرا این تغییر به ویژگی اصلی ما یعنی «انسان بودن» و «رابطه بین خود و دیگری» مربوط می‌‌شود.

تو را می‌‌پذیرم

به‌طور معمول، «خود» جدا و تنهاست. ما عمیقا از فاصله بین وجود خود و وجود هر کس دیگری آگاه هستیم. همه ما از احساس عدم پذیرش و شرم رنج می‌بریم و این‌جاست که بوسیدن شخص دیگر، شروعی برای غلبه بر این احساس عمیق انسانی است.

این خود عمیق‌تر و تنها، در یک بوسه جدی مشارکت دارد. احساسی که در این خودِ عمیق‌تر به آن دسترسی پیدا می‌کند.

در بوسه، دهان ما به مکانی ممتاز تبدیل می‌شود که در آن، دفاع از خود را فراموش و خود را به دیگری تقدیم می‌کنیم و کاملا بی‌دفاع و در دسترس قرار می‌گیریم.

بوسیدن تجربه‌ای بسیار هیجان‌انگیزتر از ارگاسم را نوید می‌دهد: یک فرار کوتاه از احساس تنهایی.

با قرار گرفتن لب‌ها روی یکدیگر، آمادگی متقابل را برای از بین رفتن مرزها به شخص دیگر نشان می‌دهیم. آنچه لب‌ها و زبان ما انجام می‌دهند فقط نشانه‌‌های ظاهری یک تغییر درونی مهم‌تر است: «من تو را می‌‌پذیرم. آن‌قدر تو را می‌‌پذیرم که ریسک بزرگِ بی‌دفاع بودن با تو را قبول می‌کنم.»

در آخر، هیجان جنسی همان احساس تنهایی خود عمیق‌تر است که به‌طور قدرتمند و موقتی می‌خواهد تسکین پیدا کند.

سالِ بد برای میلیونرهای جهان؛ کاهش ثروت در مناطق مختلف دنیا و رشد ثروتمندان در ایران

۲۸ مرداد ۱۴۰۲، ۱۳:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

در حالی‌ که با سقوط ثروت جهانی در سال گذشته میلادی، از تعداد میلیونرها در سراسر دنیا بیش از سه‌ونیم میلیون نفر کاسته شده است، شمار میلیونرها در ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی افزایشی دو برابری را نشان می‌دهد.

داده‌های بانک یو‌بی‌اس (UBS) و گزارش روزنامه گاردین نشان می‌دهند بیش از ۳/۵ میلیون نفر در سال گذشته عنوان «میلیونر» را در اولین سقوط ثروت جهانی پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ میلادی از دست دادند.

با این‌ حال شمار میلیونرهای ایرانی در سال گذشته میلادی تقریبا دو برابر شده‌ است.

بر اساس گزارش سالانه ثروت از بانک یو‌بی‌اس سوئیس که سه‌شنبه گذشته منتشر شد، تعداد افراد بزرگسال با دارایی بیش از یک میلیون دلار، از ۶۲/۹ میلیون نفر در پایان سال ۲۰۲۱ به ۵۹/۴ میلیون نفر در پایان سال ۲۰۲۲ کاهش یافت.

این بانک سوئیسی اعلام کرد که ثروت جهانی به دلیل تورم بالا و سقوط ارزش بسیاری از ارزها در برابر دلار آمریکا کاهش یافته است.

دارایی‌های منقول بیشترین سهم را در کاهش ثروت در سال ۲۰۲۲ داشته‌اند در حالی که دارایی‌های غیر‌منقول که عمدتا شامل املاک و مستغلات است، با وجود افزایش سریع نرخ‌های بهره، انعطاف‌پذیر باقی ماندند.

مناطقی که بیشترین کاهش ثروت را تجربه کردند

کاهش ثروت جهانی بیشتر در مناطق ثروتمندتر مانند آمریکای شمالی و اروپا متمرکز بوده که مجموعا ۱۰/۹ تریلیون دلار کاهش داشته است و آسیا و اقیانوسیه هم زیان ۲/۱ تریلیون دلاری را ثبت کرده‌اند.

در صدر فهرست زیان‌‌ها بر حسب کشور در سال ۲۰۲۲، ایالات متحده و پس از آن ژاپن، چین، کانادا و استرالیا قرار دارند.

این در حالی است که آمریکای لاتین با افزایش ثروت ۲/۴ تریلیون دلاری و با افزایش میانگین شش درصدی ارزش واحد پولی خود در برابر دلار آمریکا، رتبه اول را در افزایش ثروت دارد.

بیشترین افزایش ثروت در روسیه، مکزیک، هند و برزیل ثبت شده است.

100%

جایگاه ایران در این گزارش

در این میان بر اساس گزارش یو‌بی‌اس، ایران نیز در میان کشورهای با افزایش شمار تعداد میلیونرها قرار دارد که با توجه به شرایط اقتصادی عموم مردم، نشان‌دهنده افزایش میزان توزیع ناعادلانه ثروت در جامعه و گسترش بیش از پیش نابرابری است.

بر اساس این داده‌ها شمار میلیونرها در ایران از تعداد ۱۴۲ هزار نفر در سال ۲۰۲۱ به ۲۴۶ هزار نفر در سال ۲۰۲۲ رسیده است که تقریبا افزایش دو برابری طی یک سال را نشان می‌دهد.

با وجود کاهش تعداد میلیونرها در جهان در یک سال گذشته، بر پایه این گزارش تعداد میلیونرهای دلاری چهار برابر تعداد آن‌ها در آغاز قرن بیست و یکم شده است.

ایالات متحده با وجود کاهش ۱/۸ میلیون نفر از تعداد میلیونرهایش، هنوز با ۲۲/۷ میلیون میلیونر، رتبه اول بیشترین تعداد افراد دارای ثروت بیش از یک میلیون دلار را دارد.

چین هم با ۶/۲ میلیون میلیونر، در رتبه دوم قرار دارد.

در بریتانیا، تعداد میلیونرها با ۴۴۰ هزار کاهش به ۲/۶ میلیون نفر رسید که سومین اُفت بزرگ پس از ژاپن است.

استرالیا نیز چهارمین نزول بزرگ را داشت و ۳۶۰ هزار نفر در آن دیگر به عنوان میلیونر طبقه‌بندی نمی‌شوند.

بر اساس آمارهای جدید، در مجموع تعداد اشخاص میلیونر در استرالیا به ۱/۸ میلیون نفر کاهش یافته است.

افراد با ثروت بیش از ۵۰ میلیون دلار

در سطحی بسیار بالا، تعداد افراد با دارایی بیش از ۵۰ میلیون دلار، با ۲۲ هزار و ۵۰۰ نفر کاهش به ۲۴۳ هزار نفر رسید.

بر اساس تحقیقات جداگانه برای شاخص میلیاردرها در بلومبرگ، ۵۰۰ نفر از ثروتمندترین افراد جهان در سال ۲۰۲۲ مجموعا ۱/۴ تریلیون دلار از ثروت خود را دست دادند.

ایلان ماسک، ثروتمندترین فرد جهان، در ۲۰۲۲ یعنی همان سالی که خرید ۴۴ میلیارد دلاری توییتر را تکمیل کرد، ۱۳۸ میلیارد دلار از دست داد.

مارک زاکربرگ، بنیان‌گذار فیس‌بوک هم که زمانی یکی از ۱۰ فرد ثروتمند جهان بود، نزدیک به ۸۱ میلیارد دلار از دارایی خالص خود را از دست داد و مجموع ثروتش در پایان سال ۲۰۲۲ به ۴۵ میلیارد دلار رسید.

به گفته اقتصاددانان یو‌بی‌اس که «اولین کاهش ثروت خالص خانوارهای جهان از زمان بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ میلادی» را ثبت کردند، افراد «فوق ثروتمند، افراد نسبتا ثروتمند و فقیر» همگی در سال ۲۰۲۲ با کاهش کل ثروت روبه‌رو بودند.

ثروت بخش خصوصی جهان با ۱۱/۳ تریلیون دلار یا ۲/۴ درصد کاهش، به ۴۵۴ تریلیون دلار رسید.

اکنون میانگین ثروت هر فرد بالغ با سه هزار و ۲۰۰ دلار کاهش به ۸۴ هزار و ۷۱۸ دلار رسیده است.

بانک یوبی‌اس اعلام کرد: «این داده‌ها نشان‌دهنده وقفه‌ای در گسترش تقریبا بی‌وقفه ثروت خانوارها در این قرن است.»

نسخه ۲۰۱۸ گزارش یو‌بی‌اس نشان می‌داد میلیاردرها در سال ۲۰۱۷ بیش از هر سال دیگری در تاریخ، درآمد کسب کردند و ثروت خود را با یک‌پنجم افزایش به ۹/۸ تریلیون دلار رساندند.

به گفته این سازمان، به دلیل افزایش تورم در سراسر جهان، اثر این کاهش ثروت جهانی در شرایط واقعی شدیدتر احساس خواهد شد چون منابع مالی خانوار، به دلیل افزایش شدید هزینه‌ها از غذا گرفته تا انرژی، تحت فشار قرار گرفته است.

100%

در همین حال «انقلاب صنعتی چهارم» توسعه سریع فن‌آوری و اتوماسیون، اقتصادها را متحول کرده و تغییر شکل می‌دهد.

پل دونوان، اقتصاددان ارشد یو‌بی‌اس گفت: «اقتصاد جهانی در حال تجربه دوره‌‌ای از تغییرات شگفت‌انگیز است. تغییرات گسترده انقلاب صنعتی چهارم، چشم‌گیرترین تحول ساختاری در ۲۵۰ سال اخیر را نشان می‌دهد.»

او این تغییرات را «انقلابی» خواند که روابط اجتماعی و همچنین اقتصادی را با چالش روبه‌رو کرده‌ است.

کاهش نابرابری توزیع ثروت

بخش عظیم ثروت در شرایطی در اختیار یک درصد از جمعیت جهان قرار دارد که با اندکی کاهش، به ۴۴/۵ درصد رسید و بخشی از افزایش نابرابری توزیع ثروت در طول همه‌گیری کرونا را معکوس کرد.

امروز برای اینکه بتوانید بخشی از یک درصد برتر ثروتمندترین افراد جهان باشید، به حداقل دارایی یک میلیون و ۸۱ هزار و ۳۴۲ دلاری نیاز دارید.

چشم‌انداز روشن‌تر بر اساس پیش‌بینی‌ها

انتظار می‌رود ثروت جهانی در پنج سال آینده ۳۸ درصد افزایش یابد و تا سال ۲۰۲۷ به ۶۲۹ تریلیون دلار برسد.

رشد کشورهای با درآمد متوسط، محرک اصلی روندهای اقتصادی جهان خواهد بود.

محققان تخمین می‌زنند ثروت هر فرد بالغ در سال ۲۰۲۷ به ۱۱۰ هزار و ۲۷۰ دلار و تعداد میلیونرها به ۸۶ میلیون نفر برسد.