• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

جمعه اعتراض و راهپیمایی مردم زاهدان و مهرستان؛ دکه ۳۰۰ کسبه ایرانشهر به دست دولت تخریب شد

۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ۱۶:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۳:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

مردم زاهدان و مهرستان در استان سیستان و بلوچستان پس از نماز جمعه روز ۱۰ شهریور با سر دادن شعارهای اعتراضی، راهپیمایی کردند. هم‌زمان کمپین «فعالین بلوچ» خبر داد که دکه‌های حدود ۳۰۰ کسبه خیابان کلات ایرانشهر بدون اطلاع قبلی از سوی میراث فرهنگی و ارگان‌های دیگر تخریب شده است.

مردم زاهدان در چهل‌وهشتمین جمعه اعتراضی خود پس از نماز جمعه راهپیمایی کرده و با سر دادن شعارهایی خواستار آزادی مولوی فتحی محمد نقشبندی، امام جمعه بازداشت‌شده راسک و دیگر زندانیان سیاسی شدند.

در مهرستان سیستان و بلوچستان نیز شماری از مردم معترض پس از نماز جمعه، با سر دادن شعارهایی خواستار آزادی مولوی فتحی محمد نقشبندی شدند.

در راسک اما بر اساس گزارش‌ها، نیروی امنیتی و نظامی هم‌زمان با نماز جمعه این هفته به صورت گسترده در معابر این شهر حضور داشتند و با خودرو در سطح شهر تردد می‌کردند.

نیروهای سپاه پاسداران علاوه بر حضور گسترده در سطح شهر راسک، در خروجی این شهر به سمت چابهار نیز مانند هفته گذشته ایست-بازرسی برپا کردند.

شامگاه گذشته (پنج‌شنبه ۹ شهریور) نیز سایت حال‌وش خبر داد شهرداری راسک بنا به دستور نهادهای امنیتی و نظامی، برای جلوگیری از تظاهرات مردم در این شهر و مسدود کردن جاده‌ها، اقدام به جمع‌آوری لاستیک‌های فرسوده خودرو از تمامی آپارات‌های سطح شهر کرده است.

زخمی شدن کودک سه ساله در پی تیراندازی ماموران به راهپیمایی اعتراضی مردم راسک

هفته گذشته مردم در شهرهای مختلف استان سیستان و بلوچستان، با آتش زدن لاستیک و بستن محورهای مواصلاتی، نسبت به بازداشت مولوی فتحی محمد نقشبندی اعتراض کردند.

کمپین فعالین بلوچ نیز گزارش داد که در تجمع اعتراضی هفته گذشته، یک کودک سه ساله بلوچ با تیراندازی مستقیم ماموران سپاه به مردم زخمی شده است.

«عبدالمنان درستاران»، کودکی سه سال و نیمه اهل روستای چراغان شهرستان راسک است که در جریان تجمع اعتراضی مردم در روز سوم شهریور زخمی شد.

کمپین فعالین بلوچ به نقل از یک منبع مطلع نوشت مادر این کودک قصد داشته از راهپیمایی اعتراضی مردم فیلم بگیرد که ماموران نظامی بدون هشدار قبلی به سمت آن‌ها تیراندازی کرده‌اند و دست عبدالمنان سه ساله زخمی شده است.

ماموران همچنین پدر این کودک را نیز مورد ضرب و شتم قرار داده و تلفن همراه او را با خود برده‌اند.

بر اساس آنچه کمپین فعالین بلوچ به نقل از این منبع آگاه نوشته است، ماموران برای جلوگیری از پخش خبر «زخمی شدن این کودک در پی تیراندازی»، خانواده او را تهدید کرده‌اند که در صورت مراجعه به مراکز درمانی دیگری به غیر از بیمارستان راسک و رسانه‌ای کردن موضوع، بازداشت می‌شوند.

جمعه هفته گذشته (سوم شهریور) علاوه بر راسک، در زاهدان، خاش، سرباز، سیب و سوران نیز شهروندان معترض تجمع کرده و خواهان آزادی مولوی فتحی محمد نقشبندی، امام جمعه دستگیرشده شهرستان راسک شدند.

مولوی فتحی محمد که پدر مولوی عبدالغفار نقشبندی، امام جمعه پیشین راسک و از مخالفان جمهوری اسلامی است، روز ٢٩ مرداد از سوی نیروهای نظامی با «توهین و تحقیر» بازداشت و به «تشویش اذهان عمومی از طریق سخنرانی‌های کذب، تهمت و افترا به نظام جمهوری اسلامی و اقدام علیه امنیت ملی» متهم شد.

علاوه بر او، تاکنون شماری دیگر از ائمه جمعه اهل سنت سیستان و بلوچستان و نزدیکان آن‌ها و نیز عده‌ای از شهروندان بازداشت شده‌اند و فشار و تلاش حکومت برای سرکوب آن‌ها به روش‌های مختلف ادامه دارد.

تخریب دکه کسبه بلوچ در ایرانشهر

کمپین فعالین بلوچ اما روز جمعه ۱۰ شهریور خبر داد که بیش از ۲۰۰ دکه فروش محصولات متعلق به شهروندان در خیابان کلات شهرستان ایرانشهر، بدون اطلاع قبلی تخریب شده است.

این کمپین به نقل از یک شهروند خبر داد که اداره‌کل میراث فرهنگی و ارگان‌های دیگر، بدون اطلاع قبلی و تعیین کردن مکان جایگزین برای دست‌فروشان، دکه‌هایشان را تخریب کردند.

این شهروند در ادامه گفت: «بیش از ۲۰۰-۳۰۰ نفر هستیم که از راه دست‌فروشی امرار معاش می‌کردیم و الان نمی‌دانیم چکار کنیم.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

نرگس محمدی: مهدی یراحی با ترانه‌اش دسیسه وحشت استبداد دینی را بر سر حکومت آوار کرد

۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ۱۵:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی با انتشار نامه‌ای از زندان اوین به بازداشت مهدی یراحی واکنش نشان داد و گفت که این خواننده و آهنگساز، با خواندن ترانه «روسریتو در بیار»، توطئه سکوت و دسیسه وحشت حکومت دینی استبدادی را بر سر جمهوری اسلامی آوار کرد.

مهدی یراحی روز ششم شهریور به دلیل انتشار ترانه «روسریتو (دربیار)»، با دستور دادستان تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

این خواننده و آهنگساز از آغاز خیزش انقلابی ایرانیان چهار ترانه «قفس بس»، «سرود زن»، «سرود زندگی» و «روسریتو (در بیار)» را در هم‌بستگی با اعتراضات مردم تولید و منتشر کرد.

در واکنش به بازداشت او، نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر که اکنون در زندان اوین است، نوشت: «یراحی با خواندن "روسریتو در بیار"، حکومتی را به چالش کشید که تمام توانش را از مجلس ستم‌گذار، سیستم قضایی کور عدالت تا دولت سرکوب‌گر، برای حفظ حجاب اجباری به کار گرفته است.»

محمدی با توصیف وضعیت کشور و کنش شجاعانه یراحی نوشت: «در شرایطی هستیم که مجلس ستم‌گذار، لایحه حجاب و عفاف یا به عبارتی روشن‌تر، دسیسه زندان، شکنجه و بازداشت زنان و حتی کودکان محصل را به منظور تسلط بر زن، به تصویب بزدلانه می‌رساند و حتی جسارت و شهامت طرح آن را در صحن علنی‌اش ندارد.»

به گفته او همچنین در زمانی به سر می‌بریم که «نیروهای سرکوب‌گر، وحشیانه و با ضرب و شتم و شکنجه، زنان و مردان معترض را به سلول‌های انفرادی امنیتی می‌کشانند اما در چنین شرایطی مهدی یراحی در پستی اینستاگرامی و در صحنی علنی، پیام زنان مبارز ایران را به صدا در می‌آورد که مو، صدا، خنده، تن، بوسه و زندگی را نمی‌توانید با ستم، تبعیض و تحجر از زنان بربایید».

محمدی یادآور شد که یراحی با ترانه‌ها و پست‌های اینستاگرامی‌اش تاکید کرده است که «ما به آزادی، برابری و دموکراسی متعهد هستیم».

پیش از نرگس محمدی، سپیده قلیان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین نیز در نامه‌ای از زندان، از مهدی یراحی حمایت کرد و نوشت: «به نام او که اسم رمز ماست می‌مانیم تا پس بگیریم.»

قلیان در این نامه به سوابق آثار اعتراضی یراحی اشاره و تاکید کرد: «... تو می‌توانستی در سمت قدرت بایستی. می‌توانستی سفیر حاکمیت باشی و در تورهای اروپایی، نمایش رنگین ایفا کنی تا سفره‌ رنگین داشته باشی. اما تو جای دیگری ایستادی. می‌دانستی هزینه دارد و صدای ما در خوزستان شدی. می‌دانستی هزینه دارد و صدای "مظاهرات سلمیه" زن عرب شدی. صدای سپیده رشنو در مقاومت علیه حجاب اجباری، صدای توماج [صالحی]، صدای کارگران، زندانیان و تمام آنانی شدی که زاده‌ رنج‌اند.»

این زندانی سیاسی در ادامه نامه خود خطاب به مهدی یراحی که گزارش شده است او هم در زندان اوین به سر می‌برد، اضافه کرد: «من با صدای تو زندگی کرده‌ام، مهدی یراحی. من تمام خوزستان را که جانم است، با صدای تو گز کرده‌ام. در زمان سیل و در زندان سپیدار با ترانه‌های تو رقصیدیم و از نو بلند شدیم. من جای تو را در قلب مردم دیدم. همان مردمی که تو و امثال تو را به جرم گفتن از رنج‌هایشان، چه از سوی دیکتاتوری غالب و چه از سمت دیکتاتورهای مغلوب، انگ "تجزیه‌طلبی" زده‌اند. آن‌ها از همین مردمی بودن، بی‌شیله و پیله و حتی به غایت معمولی بودنت و اما به شدت یگانه و شگفت‌انگیز بودنت می‌ترسند.»

پیش از این هم شمار زیادی از هنرمندان، فعالان سیاسی زندانی کنونی و سابق، خانواده‌های دادخواه، ‌انجمن قلم آمریکا، شهروندان و کاربران شبکه‌های اجتماعی به بازداشت یراحی واکنش نشان داده‌اند.

این هنرمند معترض در سال‌های گذشته نیز به دلیل حمایت از مخالفان جمهوری اسلامی دوره‌هایی از ممنوع‌الفعالیت شدن را تجربه کرده بود.

یراحی در دی ۱۳۹۷ به‌ دلیل پوشیدن یونیفورم کارگران بازداشت‌شده اعتراضات کارگری همان سال در خوزستان هنگام کنسرتش و انتشار نماهنگ انتقادی پاره‌سنگ، به مدت شش ماه ممنوع از کار و ممنوع‌التصویر شد.

این هنرمند در بهمن ۱۳۹۸ نیز پس از تقدیم یکی از آثار خود به نام قطعه «وداع بعد از رفتن» به کشته‌شدگان اعتراضات آبان آن سال و سخنان اعتراض‌آمیزش در کنسرت‌های اهواز و کرج، از کار محروم شد.

زندانی شدن مهدی یراحی در حالی است که خوانندگانی همچون توماج صالحی و سامان یاسین ماه‌هاست به دلیل حمایت از خیزش انقلابی شهروندان علیه جمهوری اسلامی در حبس هستند.

روایت مولوی عبدالحمید از کنترل کشور با سیاست‌های نانوشته و تحمیل آخوندهای حکومتی به سنی‌ها

۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ۱۴:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

مولوی عبدالحمید در خطبه‌های نماز جمعه روز ۱۰ شهریور به انتقاد از کنترل امور کشور بر اساس «سیاست‌های نانوشته» و نابرابری‌ها پرداخت و گفت مقامات جمهوری اسلامی قصد دارند مدیریت مدارس دینی سنی‌ها را به شیعیان واگذار کنند و برخی از اهل سنت به دلیل مقاومت در برابر آن، زندانی شده‌اند.

امام جمعه اهل سنت زاهدان روز جمعه با اشاره به سخنان ابراهیم رئیسی درباره حقوق اقوام و آزادی اهل سنت، گفت که اهل سنت در ۴۴ سال گذشته خواستار عدالت و برابری بوده اما این خواسته مراعات و برآورده نشده است.

او خاطرنشان کرد: «در زمان پهلوی، اهل سنت در رده‌های مختلف ارتش و ژاندارمری سمت فرماندهی داشتند و منطقه در دست خود مردم بود اما در جمهوری اسلامی حتی یک وزیر از اهل سنت در کابینه دولت نبوده و شایسته‌سالاری در ایران رعایت نشده است.»

عبدالحمید اسماعیل‌زهی در ادامه تاکید کرد: «در جمهوری اسلامی حتی یک اهل سنت هم در ترکیب شورای تامین استان سیستان و بلوچستان حضور نداشته است.»

مولوی عبدالحمید با اشاره به این نابرابری‌ها در شهرهایی که جمعیت اهل سنت در آن‌ها زیاد است گفت: «در منصوب کردن مدیران در مراکز استان‌هایی چون کردستان و سیستان و بلوچستان باید تعادل بین سنی‌ها و شیعیان رعایت شود.»

او یادآور شد: «مقام‌های جمهوری اسلامی قصد دارند مدیریت مدارس دینی اهل سنت را به روحانیون شیعه واگذار کنند و برخی از اهل سنت به دلیل مقاومت در برابر این تصمیم زندانی شدند.»

مدیر دارالعلوم زاهدان با انتقاد از اینکه جمهوری اسلامی تاکنون اجازه راه‌اندازی حتی یک مسجد اهل سنت را در تهران، به عنوان پایتخت کشور نداده است به انتقاد از سیاست‌های حکومت پرداخت و گفت: «حاکمیت می‌تواند بر امور مدارس دینی نظارت کند اما مدیریت باید در دست خود اهل سنت باشد.»

به گفته مولوی عبدالحمید، در مناطقی که حکومت امام جمعه مطلوب خود را به مردم شهر تحمیل کرده است، مردم «دیگر به آن مسجد نرفته‌اند چون آن را دولتی می‌دانند».

او با انتقاد نسبت به آنچه «امنیتی کردن مساجد و دین» خواند، گفت: «فریاد زدیم که دین و مذهب را دولتی نکنید و بگذارید آزادی مذهبی در کشور وجود داشته باشد اما این کار انجام نشد.»

امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت هم‌زمان با مساله «حجاب» به سوی نمازخانه‌های اهل سنت هم «تهاجم» برده شد و ادامه داد: «در مورد مساله حجاب به حکومت توصیه کردیم که حکمت و تدبیر به کار ببرید و خشونت و اجبار نورزید و زنان را داخل ماشین [گشت ارشاد] نیندازید.»

اسماعیل‌زهی ادامه داد: «گفتیم برای هیچ مامور مردی جایز نیست که دست زنی را بکشد و او را داخل ماشین هل بدهد و نباید با تندی وارد میدان بشوید اما حالا ببینید که چه قدر نقصان پیش آمد و چه آدم‌های زیادی کشته شدند.»

او همچنین افزود: «حالا هم می‌گوییم نمازخانه‌های اهل سنت را نبندید. جلوی عبادت‌خانه یهود و نصارا و دیگر ادیان غیر اسلام را هم نباید بگیرید.»

مولوی عبدالحمید با اشاره به اینکه تاکنون دو بار از جمله پس از ماه رمضان امسال با ابراهیم رئیسی دیدار داشته است، گفت که به او ابتدا درباره مشکلات و خواسته‌های ملی و سپس درباره مسایل مذاهب و اقوام هشدار داده است.

او تشریح کرد: «از جمله مشکلاتی که مطرح کردم درباره برقراری روابط با کشورهای همسایه و اسلامی و همچنین رفع مشکلات معیشت و اقتصاد بود و بعد سراغ مشکلات اهل سنت و اقوام ایرانی رفتم.»

اسماعیل‌زهی با اشاره به وعده‌های عملی نشده رئیسی درباره «معرفی وزیر، معاون وزیر، استاندار و سفیرانی از اهل سنت» خطاب به حکومت گفت: «حدود ۱۸۰ سفیر دارید. اگر ده‌تایشان را از اهل سنت بگذارید اتفاقی نمی‌افتد. ما اهل سنت هم متعلق به همین سرزمین و هم‌وطن شما هستیم.»

امام جمعه اهل سنت زاهدان همچنین از تسلط «نانوشته‌های سیاست» بر حکومت‌داری در ایران خبر داد و گفت: «سیاست‌های نانوشته‌ای داریم که روند کارها را تعیین می‌کند. نه تنها وزیر اهل سنت نداریم، بلکه ادارات هم به تدریج از اهل سنت خالی می‌شود و در نیروهای مسلح و قضایی هم که کسی از سنی‌ها نیست.»

او ادامه داد: «از هر کسی پیگیری کردیم به این نتیجه رسیدیم که انتخاب وزیر در اختیار روسای‌جمهور نیست و در دست جایی دیگر است. کجا؟ خدا می‌داند.»

او با تاکید بر اینکه «مهم‌ترین خواسته ما ملی است و تفاوتی بین شیعه و سنی قائل نیستیم»، یادآور شد که همه اقوام و ادیان و مذاهب ایرانی باید حق و حقوقشان رعایت شود اما «اعمال سلیقه» در کشور مشکل ایجاد کرده است.

اسماعیل‌زهی در پایان بر ضرورت وجود «فکر وسیع و بلند» در حاکمیت و آزادی و عدالت در جامعه تاکید کرد و گفت: «حکومت‌داری با تنگ‌نظری، امری مشکل است.»

گزارش میدانی نشریه فرانکفورتر آلگماینه از بحران آب در ایران و آرزوی سرنگونی جمهوری اسلامی

۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ۱۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

هر چه از اصفهان به پایین دست بروید، روستاها فقیرتر و کشاورزان عصبانی‌ترند. در حدود ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی سومین شهر بزرگ ایران، حسین، روی بستر خالی زاینده‌رود ایستاده و جملاتی مانند «آخوندها باید بروند» و «آخرین کسی که برای ما کاری کرد شاه بود» به زبان می‌آورد.

نشریه «فرانکفورتر آلگماینه» آلمان در گزارشی میدانی و گفت‌وگو با شهروندان ایرانی، به بحران آب و آرزوی مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی پرداخته است.

شغل حسین، کاشت جو، ذرت و برنج در زمینی بوده که حالا زیر پایش خشک شده است. او مردی حدودا ۵۰ ساله با سبیل، پیراهن جین و کفش‌های کتانی است.

حسین با اشتیاق می‌گوید: «از دور می‌شد بوی برنج را استشمام کرد ....»

امروز اما او به عنوان نگهبان شب در یک کارخانه سیمان کار می‌کند چون دیگر چیزی در مزارع او رشد نمی‌کند.

بحران آب اصفهان و آتش زیر خاکستر خشم مردم

در یک دهه گذشته، کم‌آبی در منطقه اصفهان کار کشاورزی هزاران کشاورز را نابود کرد و جیره آبی که از طریق سیستم آب‌رسانی پیچیده بین کشاورزان توزیع می‌شد، به طور فزاینده‌ای کاهش یافت.

دو سال پیش بود که خشم در تظاهرات کشاورزان موج زد. در نوامبر ۲۰۲۱، کشاورزان با استفاده از بولدوزر، خط لوله‌ای که آب را به استان همجوار (یزد) می‌برد، تخریب و در مرکز شهر اصفهان، تحصنی اعتراضی در بستر خشک رودخانه در حوالی سی‌وسه پل برپا کردند.

حسین و پسرش کمال آنجا بودند. او می‌گوید: «ما دو سال با سازمان آب مذاکره کردیم. وقتی این کار نتیجه نداد، تصمیم گرفتیم اقدام کنیم.»

او ویدیوهای درگیری با پلیس را در تلفن همراهش نشان می‌دهد که در آن، توده‌های متراکم گاز اشک‌آور و مردانی دیده می‌شوند که سنگ پرتاب می‌کنند. یک افسر پلیس، پسرش کمال را با تفنگ شکاری که در این منطقه برای فراری دادن کفتارها و گرگ‌ها استفاده می‌شود، هدف قرار داده است.

حسین گلوله‌های ساچمه‌ای را به‌عنوان مدرک نگه داشته است. ۲۷ گلوله (ساچمه) بدن کمال را سوراخ کرده است. او در آن زمان جرات نکرده به بیمارستان برود تا اینکه یکی از دوستانش که پزشک یک روستا بوده، بیشتر گلوله‌ها را از بدن او خارج کرده است. با وجود این، همچنان سه گلوله در دست او باقی مانده است.

البته دیگرانی هم بوده‌اند که اوضاع برایشان بوده: یکی از همسایه‌ها بینایی خود را از دست داده است و کشاورزان تصمیم گرفته‌اند برای کمک به او پول جمع کنند اما حساب بانکی از سوی نیروهای امنیتی مصادره شده است.

شماری کشته، مجروح و دستگیر شدند اما هیچ اصلاحاتی صورت نگرفته. از آن زمان تاکنون دیگر اعتراض گسترده‌ای به وضعیت آب در اصفهان انجام نشده اما عصبانیت مردم همچنان باقی است.

حسین می‌گوید: «اوضاع مانند آتش زیر خاکستر است که به راحتی می‌توان آن را دوباره شعله‌ور کرد.»

گزارش فرانکفورتر آلگمانیه در ادامه به اعتراضات پیشین در ایران مانند جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، تجمع‌های شهرهای با جمعیت کُرد، اعتراضاتی که در سال ۱۳۹۶ به دنبال افزایش قیمت بنزین شکل گرفت و شلیک سپاه به هواپیمای مسافربری اوکراینی اشاره دارد و آن‌ها را به عنوان نشانه‌های سوءمدیریت مقام‌های جمهوری اسلامی برمی‌شمارد.

100%

جنبش «زن، زندگی، آزادی» پایه‌های حکومت را متزلزل کرد

- این‌بار همه چیز فرق می‌کند. هیچ یک از موج‌های اعتراضی قبلی به اندازه «جنبش زن، زندگی، آزادی» پایه‌های جمهوری اسلامی را متزلزل نکرده است.

سرکوب خونین مردم هر گونه امید برای اصلاحات را که برخی قبلا در دل داشتند کاملا از بین برده است. اسلام به عنوان اساس مشروعیت نظام، حتی در نزد متدین‌ها هم تضعیف شده است.

حسین می‌گوید: «ما قبلا مذهبی بودیم اما الان مسجد نمی‌رویم و در مراسم محرم شرکت نمی‌کنیم. فهمیده‌ایم که به ما دروغ گفته‌اند.»

«خدا ما را از شر آخوندها خلاص کند»

۲۵ شهریور، سالگرد مرگ ژینا (مهسا) امینی است و انتظار می‌رود اعتراضات دست‌کم به‌طور موقت، دوباره شعله‌ور شود. نیروهای امنیتی و فعالان هفته‌هاست که در حال آماده شدن هستند و حسین با امیدی مبهم، منتظر آن روز است.

او می‌گوید: «امیدوارم اتفاقی بیفتد. این که اداره‌کننده‌های کنونی کشور بروند و به جای آن‌ها کسانی بیایند که توانایی بیشتری دارند.»

بسیار بعید است که این اتفاق بیفتد؛ هیچ رهبری برای مخالفان در داخل کشور وجود ندارد و اکثر فعالان در زندان هستند. تاکنون هیچ تزلزل قابل مشاهده‌ای در رهبری حکومت جلوه نکرده است. اپوزیسیون در تبعید، دچار دودستگی شده است. با این حال، هیچ‌کس دقیقا نمی‌داند وقتی علی خامنه‌ای، رهبر ۸۴ ساله جمهوری اسلامی فوت کند، چه اتفاقی خواهد افتاد.

حسین، کشاورز اصفهانی، به دلیل نبود جانشین، از رضا پهلوی، پسر شاه سابق که در سال ۱۳۵۷ سرنگون شد، صحبت می‌کند. او در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کند و در ماه‌های اخیر به دنبال نقش رهبری مخالفان تبعیدی بوده است.

خشم مردم به شرایط فعلی، دیکتاتوری شاه سابق را در سایه قرار داده است. چشم‌اندازی برای سقوط رژیم فعلی هم نیست اما واقعیتی که در روستاهای پایین‌دست اصفهان وجود دارد، نشان می‌دهد نظام احتمالا شکننده‌تر از سال‌های اولیه تشکیل جمهوری اسلامی شده است.

کشاورز تراکتورسواری می‌گوید: «امیدوارم خدا ما را از شر آخوندها خلاص کند.»

بحران آب ایران یکی از عوامل محرک افزایش نارضایتی در کشور است و ناپدید شدن زاینده‌رود تنها یکی از چند نمونه نمادین آن است.

سیاستمداران بی‌سواد، اکوسیستم ایران را نابود کردند

در شمال غرب ایران، دریاچه ارومیه که زمانی یکی از بزرگترین دریاچه‌های شور جهان بود، تقریبا به طور کامل خشک شده است.

نشریه فرانکفورتر آلگماینه اجازه سفر به ارومیه را از سوی مقام‌های متعدد از جمله نهادهای امنیتی دریافت کرده اما این مجوز چند ساعت قبل از حرکت لغو شده است؛ احتمالا به دلیل اعتراضاتی که در آن‌جا جریان یافته است.

اعتراضات خشونت‌آمیزی هم در سال گذشته به کمبود آب در غرب استان خوزستان رخ داد و درگیری با افغانستان بر سر حقابه رودخانه مرزی هیرمند نیز در حال افزایش است.

در هر دو استان سیستان و بلوچستان و خوزستان، بحران آب وضعیت گروه‌های اقلیت‌ به حاشیه رانده شده مانند بلوچ‌ها و عرب‌ها را بدتر می‌کند.

دلایل بحران بسیار زیاد است. کشاورزانِ عصبانی، شاکی هستند که کارخانه‌های فولاد در فرآیند اعطای امتیاز در اولویت قرار دارند اما کارشناسانی مانند کاوه مدنی، معاون سابق رییس سازمان حفاظت از محیط زیست ایران به روش‌های کشاورزی ناکارآمد اشاره می‌کنند.

مدنی اکنون در کالج شهر نیویورک تدریس می‌کند. او می‌نویسد که دولت ایران به جای ایجاد شغل در سایر بخش‌ها، مدت مدیدی است که به ساختارهای قدیمی یارانه پرداخت کرده است. فقدان فن‌آوری‌های مدرن حفاظت از آب و پروژه‌های سدسازی مشکوک به این موارد اضافه و افزایش چاه‌های عمیق غیرقانونی باعث کاهش سطح آب‌های زیرزمینی شده است.

همچنین باغ‌های مجلل و شهرنشینی باعث مصرف بیشتر آب می‌شود.

حتی در شهر بزرگ اصفهان هم مشکل آشکار است. رودخانه، روح شهر است. در زیر طاق‌های نوک‌تیز پل خواجو که قدمتی ۳۵۰ ساله دارد، خوانندگان محلی می‌خوانند: «اصفهان که آمدی، زاینده‌رود را سلام کن ...»

پایتخت پرافتخار دوران صفویه با پل‌های باشکوهش مانند پاریسِ بدون رود سن به نظر می‌رسد. به همین دلیل است که در میان شهروندان، بحران آب نارضایتی زیادی به‌وجود آورده است.

یک کاسب ۵۰ ساله در حالی که از بستر رودخانه صخره‌ای عبور می‌کند، می‌گوید: «تغییرات اقلیمی به دلیل سوءمدیریت و سیاست‌های اشتباه، بیشتر از سایر کشورها به ایران ضربه زده است. مسوولان بی‌سواد هستند و اکوسیستم را خراب کرده‌اند.»

مرد جوان‌تری هم همین نظر را دارد. او می‌گوید: «سیاستمداران نماینده ما نیستند. آن‌ها از جنس ما نیستند.»

100%

آواز خواندن بخشی از مبارزه ما برای آزادی است

پیامدهای اعتراضات اخیر در پی مرگ ژینا (مهسا) امینی در اطراف پل خواجو قابل لمس است. مانند سایر شهرهای ایران، بسیاری از زنان روسری خود را از سر برداشته‌اند.

برخی از زنان در حالی که سوار بر دوچرخه هستند باد گیسوانشان را به حرکت درمی‌آورد. این موضوع به ویژه امام جمعه شهر را عصبانی کرده است.

در گفت‌وگوها، بسیاری از مردم سه جوان اصفهانی را به یاد می‌آورند که در ارتباط با اعتراضات خیابانی سال گذشته اعدام شدند.

برخی دیگر به دنبال نوستالژی‌های قبل از انقلاب اسلامی هستند. مثل خوانندگان محلی زیر پل خواجو.

اجرای انفرادی خوانندگان زن در ایران ممنوع است و در صورت چنین کاری، آن‌ها با مجازات بین ۱۰ روز تا دو ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق روبه‌رو هستند.

توجیه رسمی این است که آواز خواندن زنان در ملاءعام می‌تواند توجه و تمایل [جنسی] غریبه‌ها را جلب کند. با این حال از زمان اعتراضات اخیر، بسیاری از زنان خوانندگی می‌کنند

یک زن مسن که روسری به سر دارد، می‌گوید: «آواز خواندن بخشی از مبارزه ما برای آزادی است. با این کار به اربابان قدرت نشان داده می‌شود که مرگ بسیاری از معترضان، صبر مردم را به سر آورده است.»

...

مانند هر شب، پل خواجو در نور زرد غرق می‌شود و آن را به پس‌زمینه‌ای محبوب برای عکس‌ و سلفی گرفتن تبدیل و فضای سال‌های دهه ۱۹۷۰ را ناخواسته زیر طاق‌های پل نمایان می‌کند که دوران طلایی موسیقی فولکلور و پاپ ایران بود.

پیرزن روسری خود را مرتب می‌کند، چشمانش را می‌بندد و می‌زند زیر آواز.

برخی شنوندگان و رهگذران به آرامی زمزمه می‌کنند ترانه‌ای را در مورد یک قلب شکسته و اشتیاق برای یک عزیز.

ناگهان یک نشانگر لیزری سبز رنگ به سمت زن نشانه می‌رود. یک افسر پلیس با عجله می‌آید و فریاد می‌زند: «زن، بس کن!»

جمعیت متفرق می‌شوند. روز بعد دوباره همه بازمی‌گردند.

ادامه واکنش‌ها به مرگ جواد روحی پس از دفن او؛ مراسم ترحیم در سه روز متوالی برگزار می‌شود

۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ۱۳:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

واکنش‌های گسترده داخلی و جهانی به جان باختن جواد روحی، زندانی خیزش انقلابی در حالی ادامه دارد که قرار است مراسم ترحیم و یادبود او از سوی خانواده‌اش در سه روز متوالی برگزار شود. از سوی دیگر کنشگران در داخل و خارج کشور خواستار اعلام عزای عمومی، تجمع و تحقیق درباره علت مرگ او شدند.

خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ظهر روز جمعه دهم شهریور اعلام کرد که پیکر جواد روحی «با حضور پدر و مادرش» و در «روستای خانوادگی‌شان در شهرستان آمل» دفن شده است. این خبر در حالی منتشر شد که منابع مستقل و فعالان مدنی در ایران از حاکم شدن جو امنیتی در محل دفن پیکر روحی خبر دادند.

تسنیم همچنین نوشت که پیکر روحی پس از کالبدشکافی و انجام آزمایش‌های سم‌شناسی و آسیب‌شناسی «تحویل خانواده» او داده شده و «ادعا‌های مطرح شده در مورد بازداشت پدر و مادر جواد روحی صحت ندارد».

سازمان پزشکی قانونی هم در خبری جداگانه «دفن شبانه و مخفیانه» جواد روحی در یکی از شهرهای مازندران را «تکذیب» کرد و گفت که «بررسی فوت این فرد با دقت ادامه دارد».

صادق روحی، برادر جواد روحی، آگهی ترحیم او را منتشر کرد که بر اساس آن، طی سه روز متوالی مراسمی برای یادبود برگزار می‌شود.

روز ۱۰ شهریور از ساعت ۱۵ تا ۱۷ مراسمی در مسجد روستای کلیکان و در روزهای ۱۱ و ۱۲ شهریور نیز در همین ساعات، مراسم دیگری در این مسجد برگزار خواهد شد.

بعد‌از‌ظهر روز ۱۳ شهریور نیز خانواده جواد روحی و مردم بر سر مزار او حضور خواهند یافت.

نماینده مجلس استرالیا خواهان تحقیق درباره مرگ جواد روحی شد

سناتور باربارا پوکاک، عضو حزب سبزها در مجلس سناى استراليا با ارسال ويديویی اختصاصی به تلويزيون ايران‌اينترنشنال، ضمن محکوم کردن مرگ جواد روحی، این اتفاق را «نقض فاحش حقوق بشر» خواند.

او که پیش‌تر كفالت سياسى عرشيا تكدستان و جواد روحى را بر‌عهده گرفته است، از جامعه جهانی خواست تا درباره مرگ این زندانی و سایر کسانی تحقیق کند که از زمان آغاز خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی در یک سال پیش تاکنون، در بازداشتگاه‌ها جان باخته‌اند.

پوکاک در بخشی از این ویدیو به اتهام «محاربه» جواد روحی و حکم سه بار اعدامش پس از یک محاکمه «۴۵ دقیقه‌ای»، لغو این حکم در دیوان عالی کشور و انتظار او برای محاکمه مجدد گفت و یادآور شد: «گزارش‌های دیده‌بان حقوق بشر، جزییات شکنجه‌های سیستماتیکی را آشکار می‌کند که او در زندان متحمل شده بود.»

این نماینده مجلس سنای استرالیا، «ضرب و جرح با باتوم و شلاق زدن بر کف پاهای جواد روحی، در حالی که به میله بسته شده بوده» را از جمله این شکنجه‌ها خواند و گفت: «جواد بر اساس گزارش‌ها، تحرک یکی از پاهای خود را از دست داده و دچار نقص در تکلم شده بود.»

او در پایان «اقدامات ظالمانه رژیم ایران» را در آزار و اذیت شهروندانی که خواهان دسترسی به حقوق اولیه دموکراتیک خود هستند، محکوم کرد.

علی خامنه‌ای و نهادهای شکنجه‌گر باید پاسخگو باشند

در همین رابطه، سازمان حقوق بشر ایران از کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل خواست درباره جان باختن جواد روحی تحقیق و تفحص انجام دهد.

محمود امیری مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران گفت: «علی خامنه‌ای و همه افراد و سازمان‌هایی که در بازداشت و شکنجه این زندانی نقش داشته‌اند، مسوول جان باختن او هستند و باید پاسخگو شوند.»

سازمان عفو بین‌الملل نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد جان باختن جواد روحی در زندان بار دیگر هجمه نفرت‌انگیز مقام‌های ایران به حق حیات را افشا می‌کند.

این سازمان تاکید کرد که این موضوع باید به صورت موثر و مستقل مورد تحقیق و تفحص قرار گیرد.

در بیانیه عفو بین‌الملل تاکید شد: «مقام‌های ایران بر خلاف قوانین بین‌المللی جنایت‌های مختلفی، از جمله ناپدیدسازی قهری، شکنجه و سایر بدرفتاری‌ها را علیه جواد روحی انجام دادند تا او را ناچار به اعتراف اجباری کنند. همه کسانی که مسوول جنایت‌های صورت گرفته علیه جواد روحی هستند باید هدف تحقیق و تفحص جنایی قرار گرفته و محاکمه شوند.»

این سازمان حقوق بشری همچنین تاکید کرد: «طبق اصل حقوقی صلاحیت قضایی جهانی، کشورها باید همه مقام‌های ایران را که به دلیل جنایت‌هایی همچون شکنجه و ناپدیدسازی قهری، متهم به نقض جدی حقوق بشر هستند، تحت پیگرد قرار دهند.»

عفو بین‌الملل افزود: «جواد روحی در زندان به شدت هدف ضرب و شتم قرار گرفته و شلاق خورده بود. مسوولان زندان همچنین به او شوک الکتریکی داده و او را در سرمای بسیار شدید نگه داشته بودند و با قرار دادن یخ بر روی بیضه‌های او به مدت ۴۸ ساعت، او را تحت آزار جنسی قرار داده بودند.

طبق اطلاعات عفو بین‌الملل، ماموران سپاه بارها با تفنگ سر جواد روحی را نشانه گرفته و او را تهدید کرده بودند اگر اعتراف نکند، به او شلیک می‌کنند.

به گفته عفو بین‌الملل، جواد روحی در اثر شکنجه دچار عدم کنترل ادرار، آسیب مفصل شانه، اختلال حرکت و اختلال گفتار شده بود و با وجود این، مسوولان زندان از ارائه خدمات درمانی کافی به او جلوگیری می‌کردند.

این سازمان همچنین خاطرنشان کرد جواد روحی در جلسه محاکمه‌ کوتاهی که برای او برگزار شد، اجازه دسترسی به وکیل انتخابی خود را نداشت.

عفو بین‌الملل خاطرنشان کرد از ژانویه ۲۰۱۰ موارد متعددی را مستندسازی کرده که نشان می‌دهند مسوولان جمهوری اسلامی از انجام تحقیق و تفحص مناسب درباره ده‌ها مرگ مشکوک زندانیانی که طبق گزارش‌های معتبر، تحت شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته بودند، خودداری کرده است.

ادامه واکنش‌ها

در همین حال، واکنش‌ها به جان باختن جواد روحی ادامه دارد.

مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار، در واکنش به جان باختن روحی در اینستاگرام خود نوشت: «بیایید جواد روحی را هم تبدیل به اسم رمز انقلاب‌ خود کنیم. جواد روحی را هم کشتند. به او حکم اعدام داده بودند اما این‌گونه حکمش را در خفا اجرا کردند تا هزینه کمتری برای جمهوری اسلامی داشته باشد. بیایید نگذاریم موفق شوند.»

او افزود: «همان‌گونه که از مهسا امينى میلیونی نوشتیم، حالا از جواد روحی بنویسیم. جنایت تکرار شد، حماسه ما هم باید تکرار شود. جواد روحی را به جرم رقص آزادی، به جرم شعار رهایی، به جرم تشویق مردم برای ماندن در خیابان، به جرم رهبر میدان اعتراض بودن کشتند. صدایش باشیم.»

نازنین بنیادی نیز در شبکه اجتماعی اکس (توییتر سابق) نوشت: «مقاومت پایان‌ناپذیر جواد روحی انعکاسی از انقلاب بزرگ مردم ایران است. نه آن شکنجه‌های وحشتناک و نه حکم‌های اعدام مضحک توان متوقف کردن او را نداشت. جواد روحی پاره تن آمل بود که قهرمانانه زیست‌ و برای فردای روشن ایران آزاد تا پای جان ایستاد.»

سیامک منتظری، زندانی سیاسی پیشین هم در پیامی ویدیویی گفت: «یک روح دیگر از کالبد ایران پر کشید. این رژیم سفاک و جنایتکار امروز جاویدنام جواد روحی را به همان شیوه کثیفی که جاویدنام مسها امینی را به قتل رساند، از ما گرفت.»

او افزود: «به عنوان کوچک‌ترین فرزند ایران از تمامی رهبران سیاسی تقاضا می‌کنم در صورت صلاحدید، اعلام عزای عمومی کنند و مردم را برای این جنایت آشکار و قتل حکومتی، به خیابان‌ها فرا بخوانند.»

سیامک منتظری خطاب به مردم گفت: «بیاییم از این فرصت طلایی که رژیم تمام مزدوران سرکوبگر خود را برای شرکت در راهپیمایی اربعین به عراق گسیل کرده، نهایت استفاده را ببریم و علی خامنه‌ای و مزدورانش را غافلگیر کنیم. شاید ۲۵ شهریور روز آزادی ایران باشد نه آغاز قیام.»

پیش از این، خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه، از مرگ جواد روحی خبر داد و نوشت که او بامداد پنج‌شنبه به دلیل «تشنج» در زندان نوشهر، به بیمارستان منتقل شده و همان‌جا فوت کرده است. در واکنش به این اتفاق، شمار زیادی از کاربران، مرگ مشکوک او را «قتل به دست حکومت» خواندند.

جواد روحی شهریور سال گذشته و در جریان تجمع اعتراضی مردم در نوشهر بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب ساری به «سه بار اعدام» محکوم شد اما خرداد ماه امسال دیوان عالی کشور این حکم را نقض و پرونده‌ را برای رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض دادگاه انقلاب ساری ارسال کرد.

روحی در حالی بامداد امروز جان باخت که با گذشت ۱۰۰ روز از نقض حکمش در دیوان عالی کشور، در بی‌خبری از دادرسی دوباره و تعیین زمان دادگاه، در وضعیتی بلاتکلیف در زندان بود.

به جواد روحی اتهام ارتداد از طریق هتک حرمت به قرآن با آتش زدن آن و توهین به مقدسات هم بسته شده بود.

روحی در طول دوران بازداشتش وکیل انتخابی نداشت اما بنا بر اعلام حبیب‌الله قزوینی، وکیل تسخیری‌اش، طبق تصاویر دوربین مدار‌بسته، او تنها در محل تجمع حضور داشته و هیچ مدرکی دال بر این‌که اموال عمومی را آتش زده و تخریب کرده وجود ندارد و موکلش از سوختن قرآن هم خبر ندارد.

مجید کاوه، وکیل انتخابی روحی هم پس از آن اعلام کرده بود موکلش «ایرادات اساسی و حائز اهمیتی نسبت به تحقیقات مقدماتی داشته است».

واکنش تهران به کنایه طالبان درباره حکومت فراگیر: از مسوولیت‌های بین‌المللی خود نگریزید!

۱۰ شهریور ۱۴۰۲، ۱۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

رسول موسوی، دستیار وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی به انتقاد تلویحی وزیر امور خارجه گروه طالبان درباره تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان واکنش نشان داد و گفت با «شخصی‌سازی» نمی‌توان از مسوولیت‌های بین‌المللی «گریخت».

امیرخان متقی، وزیر امور خارجه طالبان به تازگی بدون اینکه نامی از ایران ببرد، در یک سخنرانی به انتقاد از کشورهایی پرداخت که خواهان برقراری حکومت فراگیر در افغانستان هستند و با کنایه به جمهوری اسلامی گفت: «آن‌قدر که شما اعدامی دارید، ما در زندان‌هایمان زندانی نداریم.»

رسول موسوی روز جمعه ۱۰ شهریور در شبکه اجتماعی اکس (توییتر سابق) به این سخنان متقی واکنش نشان داد و نوشت: «با دوجانبه‌سازی و شخصی‌سازی موضوع نمی‌توان از مسوولیت‌های بین‌المللی گریخت.»

او «صلح، ثبات، امنیت و توسعه پایدار» را در گرو استقرار حکومتی فراگیر در افغانستان خواند و ادامه داد: «حکومت فراگیر موضوع قطعنامه‌های ۲۵۱۳ و ۲۵۹۳ شورای امنیت و اجماع نشست‌های وزرای خارجه کشورهای همسایه افغانستان در پاکستان، چین، ازبکستان و ایران است.»

دستیار وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی همچنین در پاسخ به انتقاد یک پژوهشگر تاریخ که حرف‌های متقی را «دوپهلو» خوانده و گفته بود منظور او «چین» بوده نه ایران، نوشت: «آن هاتف معبد دلفی در یونان باستان بود که حرف‌های چند‌پهلو می‌زد تا هر کس براساس نیت خویش حرف هاتف را به نوعی تفسیر کند.»

موسوی تلویحا بر این موضوع تاکید کرد که منظور وزیر امور خارجه طالبان به‌طور مستقیم ایران بوده نه چین و ادامه داد: «در دیپلماسی نوین دیپلمات باید با شجاعت، صریح، روشن و شفاف منافع ملی کشور خود را بیان کند و اجازه ندهد تفاسیر مختلف از حرف‌های او شبهه‌ناک باشد.»

امیرخان متقی روز چهارشنبه هشتم شهریور در یک سخنرانی، با اشاره تلویحی به درخواست مقام‌های جمهوری اسلامی برای تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان این سوال را مطرح کرد که: «آیا شما حکومت فراگیر دارید؟»

او با تاکید بر اینکه «در زندان‌های ما آن قدر زندانی نیست که شما اعدام می‌کنید»، یادآور شد: «در کشور شما هزاران نفر ناپدید شده است اما کسی جرات سوال پرسیدن درباره آن را ندارد.»

وزیر امور خارجه طالبان در این سخنرانی از هیچ کشوری نام نبرد اما جمهوری اسلامی از جمله کشورهایی است که متهم به ناپدید کردن مخالفان خود و اعدام آن‌هاست و در عین‌ حال بارها از طالبان خواسته تا حکومتی فراگیر تشکیل دهند.

حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، خرداد امسال گفته بود طالبان «بخشی از واقعیت افغانستان است نه همه آن».

او گفته بود که ایران تا زمان تشکیل دولت فراگیر، حکومت طالبان را به رسمیت نمی‌شناسد.

به گفته امیرعبداللهیان، تهران از تشکیل نشدن حکومت فراگیر و منع آموزش زنان از سوی طالبان «ناخرسند» است.

پیش از آن و در فروردین هم ویدیوی کوتاهی از دیدار امیرعبداللهیان و متقی در نشست دو روزه سمرقند منتشر شد که در آن امیرعبداللهیان هنگام استقبال از وزیر امور خارجه طالبان، خطاب به او گفت: «آقای ملا متقی! ما ۲۱ ماه است که منتظر دولت فراگیریم.»

آن زمان هم متقی با کنایه خطاب به وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی گفت: «اگر شما یک نمونه حکومت به اصطلاح همه‌شمول در منطقه یا جهان به ما نشان دهید!»

تنش‌های سیاسی میان تهران و کابل به ویژه بر سر حقابه ایران از رودخانه هیرمند در ماه‌های گذشته بالا گرفته است اما علاوه بر جمهوری اسلامی، جامعه جهانی هم بارها از طالبان خواسته‌ تا حکومتی فراگیر با مشارکت همه اقوام افغانستان در دولت تشکیل دهند.

با این حال امیرخان متقی در سخنرانی جدید خود چگونگی تشکیل نظام طالبان را یک مساله داخلی دانست و از کشورها خواست در امور این گروه دخالت نکنند.

او پیش‌تر هم مدعی شده بود حکومت گروه طالبان «همه‌شمول» است.