• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

زورآزمایی دو جنس از درون رحم آغاز می‌شود

۲۰ دی ۱۴۰۰، ۰۷:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)

نتایج یک پژوهش جدید در دانشگاه کمبریج نشان می‌دهد که جنین با علامت دادن، تامین مواد مغذی از جُفت را، در میانه کشمکشی بین ژن‌های به‌ارث‌برده از پدر و مادر، کنترل می‌کند. این پژوهش که بر روی موش‌ها انجام شده، می‌تواند دلیل رشد غیرطبیعی برخی نوزادان در رحم مادر را توضیح دهد.

جنین در حال پرورش، برای اعلام نیاز روبه‌رشد خود برای تامین غذا، باید با مادر ارتباط برقرار کند. مواد مغذی از طریق عروق خونی جفت به جنین می‌رسد؛ جفت عضوی است که سلول‌هایی از مادر و جنین، هر دو، را در خود دارد.

حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد جنین‌ها رشد مساعدی در رحم ندارند؛ که این خود با رشد ناکافی عروق خونی در جفت همراه است؛ این عروق‌ خونی بین اواسط و اواخر حاملگی به‌شکل قابل‌توجهی بسط می‌یابد و در پایان دوره بارداری، به طولی معادل با تقریبا ۳۲۰ کیلومتر می‌رسد.

در این تحقیق جدید، پژوهشگران دانشگاه کمبریج با استفاده از موش‌هایی که مهندسی ژنتیکی شده‌اند نشان دادند که جنین چگونه با علامت دادن، رشد عروق خونی موجود در جفت را تقویت می‌کند. این پیام فرستادن جنین، تغییراتی در دیگر سلول‌های جفت هم ایجاد می‌کند که اجازه می‌دهد مواد مغذی بیشتری از مادر و از طریق جفت، به جنین برسد.

دکتر ایونل سندوویچی، از پژوهشگران تیم تحقیق گفت که جنین در حال رشد در رحم، از مادرش غذا می‌خواهد و عروق خونی سالم در جفت، برای غذارسانی به‌میزان درست و موردنیاز جنین، ضروری است.

سندوویچی گفت که محققان در این پژوهش، یکی از راه‌هایی که جنین برای ارتباط با جفت استفاده می‌کند تا از این عضو بخواهد عروق خونی را به‌قدر کافی گسترش دهد، پیدا کرده‌اند. او گفت که با از بین رفتن این ارتباط بین جنین و جفت، عروق خونی آن‌طور که باید وشاید بسط نمی‌یابد و جنین برای گرفتن غذایی که به آن نیاز دارد با مشکل مواجه می‌شود.

تیم پژوهشگران دریافتند که جنین علامتی موسوم به «آی‌جی‌اف۲» می‌فرستد که از طریق بند ناف به جُفت می‌رسد.

در جنین انسان، میزان آی‌جی‌اف۲ در بند ناف، تدریجا بین هفته ۲۹ بارداری و اواخر دوره حاملگی افزایش می‌یابد؛ میزان زیادی آی‌جی‌اف۲ با رشد بیش از حد و میزان کم آن با رشد ناکافی جنین در ارتباط است. نوزادانی که بزرگ‌جثه‌تر و یا کوچک‌جثه‌ترند، ممکن است با دشواری بیشتری به دنیا بیایند و یا حتی در بدو تولد بمیرند. در بزرگسالی نیز، احتمال ابتلای این دسته به دیابت و یا بیماری‌های قلبی بیشتر است.

100%

دکتر سندوویچی گفتدر این پژوهش، تیم محققان نشان داده است که آی‌جی‌اف۲ مانند یک هورمون عمل می‌کند؛ جنین آن را ترشح می‌کند، سپس به داخل خون جنین می‌رود و از طریق بند ناف به جُفت می‌رسد تا آنجا به وظیفه‌اش عمل کند.

زمین رحم، خانه اول جنگ قدرت

یافته‌های این پژوهش به‌ویژه از آن رو جالب است که حاکی از جدالی است که داخل رحم روی می‌دهد.

در موش‌ها، واکنش به آی‌جی‌اف۲ در عروق خونی جفت به‌واسطه پروتئینی دیگر به‌نام «آی‌جی‌اف۲‌آر» رخ می‌دهد. هر دو ژنی که آی‌جی‌اف۲ و آی‌جی‌اف۲‌آر را تولید می‌کنند «نقش‌پذیر»‌اند، فرآیندی که در آن دگرگونی مولکولی روی ژن می‌تواند آن را روشن یا خاموش، یا به‌عبارت دیگر فعال و یا غیرفعال سازد. در نمونه اخیر، تنها کپی ژن آی‌جی‌اف۲ که از پدر به ارث می‌رسد و کپی ژن آی‌جی‌اف۲‌آر که از مادر به ارث برده می‌شود روشن و یا فعال است.

پژوهشگران در این تحقیق از موش‌ها استفاده کردند چرا که فیزیولوژی و زیست‌شناسی این حیوان با انسان‌ شباهت بسیار دارد که محققان را قادر می‌سازد که با شبیه‌سازی حاملگی در موش، فرآیند بارداری در انسان را بهتر متوجه شوند.

یکی دیگر از اعضای تیم محققان گفت که ژن پدر، عامل درخواست‌های جنین برای عروق خونی بزرگ‌تر و موادمغذی بیشتر است، در حالی که ٰژن مادر در جفت، می‌کوشد تا میزان غذایی که تامین می‌کند را کنترل کند. در اینجا جنگ قدرتی در جریان است که پنجه افکندن بین دو جنس را در حد ژنوم نشان می‌دهد.

نتایج این پژوهش به دستیابی به درکی بهتر از ارتباط بین جنین، جفت و مادر در زمان بارداری کمک می‌کند؛ همچنین می‌تواند دری به سوی اندازه‌گیری میزان آی‌جی‌اف۲ در جنین بگشاید و دیگر اینکه یافتن راه‌هایی برای استفاده از دارو، برای رساندن اندازه آی‌جی‌اف۲ به حالت معمول و رشد طبیعی عروق جفت را ممکن کند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

قانون محرومیت شهروندان بریتانیایی از تابعیت این کشور چیست و چه پیامدهایی دارد

۲۰ دی ۱۴۰۰، ۰۷:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

وزارت کشور بریتانیا اخیرا ماده‌ای را تقدیم پارلمان این کشور کرده که در صورت تصویب و الحاق، به دولت اجازه می‌دهد شهروندی افراد را بدون اطلاع قبلی و تعیین مهلت باطل کند. وب‌سایت خبری تحلیلی کانورسیشن در مقاله‌ای کارشناسی به ابعاد و تبعات این ماده جدید پرداخته است.

قانون مهاجرتی جدید که هم‌اکنون در حال بررسی در پارلمان بریتانیا‌ست پیامدهای شدیدی، هم برای افرادی که به دنبال پناهندگی در بریتانیا هستند دارد و هم برای شهروندان [دوتابعیتی] بریتانیایی.

لایحه «ملیت و مرزها» پس از تصویب در مجلس عوام برای بررسی و تایید به مجلس اعیان فرستاده شده است. بر اساس این لایحه ورود بدون مجوز به بریتانیا جرم شناخته می‌شود و مجرم را با حکم حداکثر چهار سال زندان مواجه می‌کند. این لایحه به بریتانیا اجازه می‌دهد پناهجویان را به «یک کشور امن ثالث» بفرستد و اجازه رسیدگی به پرونده‌های پناهندگی در خارج از مرزهای بریتانیا را فراهم می‌کند.

اما پاییز گذشته پریتی پاتل، وزیر کشور بریتانیا پیش‌نویش ماده‌ای را به مجلس ارائه کرد که بر اساس آن به دولت اجازه داده می‌شود بدون اطلاع قبلی شهروندی افراد را باطل کند. این ماده پیش از تصویب ۹ دقیقه در پارلمان مورد بحث قرار گرفت.

سلب تابعیت می‌تواند با استناد به دلایل منفعت عمومی صورت گیرد که عمدتا به امنیت ملی و مبارزه با تروریسم مربوط می‌شود.

این تصمیمات حتی قبل از رسیدگی به درخواست تجدیدنظر به اجرا در می‌آیند و بنابراین بسیار مهم است که به افراد مورد نظر اطلاع داده شود.

بریتانیا اخیرا افزایش قابل توجهی در موارد ابطال شهروندی افراد داشته است. اکثر آنها زمانی اتفاق افتاده‌اند که شهروندان بریتانیایی در خارج از کشور به سر می‌برند و احتمال اینکه آنها از دستور لغو شهروندی خود مطلع شوند بسیار بعید است که در نتیجه درخواست تجدید نظر را برای آنها دشوار می‌کند.

100%

یک مورد معروف اخیر مربوط به دختری است به نام شمیمه بیگم که در سن ۱۵ سالگی به سوریه رفت و تابعیت بریتانیایی او لغو شد. دادگاه عالی بریتانیا اخیرا در حکمی اعلام کرد که بیگم نمی‌تواند به بریتانیا بازگردد تا حکم محرومیت خود را شخصا به چالش بکشد. در حالی که بیگم حق دادرسی عادلانه داشت، این حق بر همه ملاحظات دیگر، مانند امنیت عمومی، برتری پیدا نکرد.

قانون ملیت بریتانیا مصوب سال ۱۹۸۱، وزیر امور خارجه را ملزم می‌کند که پیش از صدور حکم محرومیت از شهروندی، شخص را از تصمیم وزات‌خانه مبنی بر سلب تابعیت بریتانیایی آنها به صورت کتبی مطلع کند. بند ۹ لایحه جدید، دولت را از دادن اخطار در موارد زیر معاف می‌کند:

۱) در صورتی که انجام آن «به طور معقول عملی» نباشد

۲) به نفع امنیت ملی و روابط دیپلماتیک باشد

۳) در جهت منافع عمومی باشد

این امر به دولت قدرت زیادی در مورد آن‌دسته از شهروندان بریتانیایی که ملیت دیگری دارند و یا در جای دیگری متولد شده‌اند، می‌دهد. با تصویب قانون جدید در واقع، شهروندانی که به تابعیت کشور بریتانیا درآمده‌اند را می‌توان بدون اطلاع قبلی بی‌تابعیت کرد. با این حال، دولت مدعی است که هیچ کس را بی تابعیت نخواهد کرد و بر حق آنها برای تجدید نظر تاثیری نخواهد گذاشت.

چرا حالا؟

به نظر می‌رسد تلاش پریتی پاتل، وزیر کشور بریتانیا، برای حذف الزامات اطلاع‌رسانی به شهروندان پیش از لغو تابعیت آنها، واکنشی مستقیم به پرونده یک شهروند بریتانیایی است که گفته می‌شود برای پیوستن به داعش به سوریه رفته است. تابعیت این شهروند در سال ۲۰۱۹ لغو شد و طبق مقررات سال ۲۰۱۸، این اطلاعات در پرونده او در وزارت کشور درج شد. اما او هیچ اطلاعی در مورد سلب تابعیت خود نداشت.

پس از بررسی این پرونده، دادگاه عالی بریتانیا در تابستان سال ۲۰۲۱ اعلام کرد مهلت کافی برای لغو تابعیت این شهروند به او داده نشده است. دادگاه همچنین دریافت که مقررات سال ۲۰۱۸ در این زمینه از اختیاراتی که پارلمان به دولت اعطا کرده فراتر رفته و قاضی آن را غیرقانونی دانست.

100%

دولت ادعا می‌کند بسیار بعید است که اکثریت قریب به اتفاق این جمعیت چند میلیون نفری در مناطق جنگی و علیه منافع بریتانیا حضور پیدا کنند. با این حال، این اختیارات به‌طور گسترده‌ای تنظیم شده‌اند و در واقع به دولت این قدرت را می‌دهد که از آنها بسیار فراتر از سناریوی شرایط اضطراری امنیت ملی استفاده کند.

احکام سلب تابعیت در هیچ دادگاهی صادر نمی‌شوند و کاملا بر اساس صلاحدید وزیر کشور صادر می‌شوند. قانون بریتانیا به وزیر کشور این اختیار را می‌دهد که در مواردی که او آنها را در راستای منفعت عمومی بداند، تابعیت شهروندان بریتانیایی که تابعیت کشور دیگری را دارند سلب کند. بر اساس لایحه جدید، اگر وزیر کشور «دلایل کافی مبنی بر اینکه فرد می‌تواند تابعیت کشور دیگری را به دست آورد» داشته باشد، می‌تواند آنها را از شهروندی بریتانیا محروم کند، حتی اگر این مساله باعث بی تابعیتی این شهروندان شود. هم‌اکنون هیچ کشوری نمی‌تواند تابعیت شهروندان خود را بدون اطلاع قبلی، لغو کند.

محرومیت از تابعیت بریتانیا بر اقلیت‌ها و نسل‌های مهاجر بسیار بیشتر از شهروندان سفیدپوست بریتانیایی متولد شده در بریتانیا تاثیر می‌گذارد.

پرونده شمیمه بیگم نشان داد که فرآیند تجدیدنظرخواهی در پرونده‌های سلب تابعیت می‌تواند به طور نامحدود در حالت تعلیق باقی بمانند.

از طرفی حذف الزام اطلاع قبلی و تعیین مهلت، درخواست تجدیدنظر را دشوارتر می‌کند. حتی بدون این تغییر، قوانین محرومیت از شهروندی خطر بیگانه کردن جوامع اقلیت را به همراه دارد، اما با وجود آن، امکان به چالش‌ کشیدن آنها در دادگاه در ریشه از بین خواهد رفت.

چه کسی برنده واقعی جنگ آمریکا در افغانستان بود؟

۱۸ دی ۱۴۰۰، ۱۰:۵۶ (‎+۰ گرینویچ)

پس از حملات ۱۱ سپتامبر آمریکا تصمیم گرفت یک مبارزه جهانی علیه تروریسم را دنبال کند، اما با بحران کمبود نیروی نظامی مواجه بود و به همین دلیل برای ارائه بسیاری از خدمات دست به دامن پیمانکاران شد که با استفاده از بودجه‌های کلان دولت برای بازسازی افغانستان بیشترین سود را برده‌اند.

روزنامه در مقاله‌ای تحلیلی به این موضوع پرداخته که در ادامه خلاصه‌ای از آن را می‌خوانید.

به گزارش این روزنامه، آمریکا در ۲۰ سال مبارزه برای تغییر افغانستان شکست خورد، اما برندگان واقعی پیمانکاران بودند. از تولید‌کنندگان بزرگ اسلحه گرفته تا کارآفرینان، همه از سرریز بودجه‌های دولتی سودهای کلان بردند. به عنوان مثال، یک تاجر کالیفرنیایی که صاحب یک بار در قرقیزستان بود با راه‌اندازی یک تجارت در زمینه سوخت میلیاردها دلار درآمد به دست آورد و یا دو سرباز گارد ملی ارتش از اوهایو یک موسسه کوچک راه‌اندازی کردند که خدمات ترجمه برای ارتش فراهم می‌کرد و سپس به یکی از بزرگترین پیمانکاران ارتش تبدیل شدند. بر اساس اسنادی که در دسترس عموم قرار دارد، این شرکت حدود ۴ میلیارد دلار از قراردادهای فدرال به دست آورده است.

حالا چهار ماه پس از خروج آخرین نیروهای آمریکایی از افغانستان، آمریکا در حال ارزیابی درس‌هایی است که باید از این جنگ آموخته شود. برخی مقام‌ها و گروه‌های ناظر می‌گویند یکی از مواردی که در محاسبه هزینه‌های جنگ باید در نظر گرفته شود، حضور پیمانکاران و میزان اتکا به آنها در میدان جنگ است.

به نوشته وال استریت ژورنال، از زمان حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، برون‌سپاری نظامی۱۴ تریلیون دلار بر هزینه‌های پنتاگون افزوده و با ادامه جنگ در افغانستان و عراق فرصت‌هایی برای بهره‌وری ایجاد کرد.

گروهی از محققان، کارشناسان حقوقی و دیگر کارشناسان در دانشگاه براون در پروژه‌ای قصد دارند آنچه آنها تاثیرات پنهان جنگ‌های آمریکا می‌خوانند، را برجسته و توجه‌ها را به آن جلب کنند. براساس یافته‌های این پروژه، یک سوم تا نیمی از این مبلغ به پیمانکارانی اختصاص یافته که با شرکت‌های تسلیحاتی، تامین تجهیزات و سایر خدمات قرارداد بسته‌اند.

100%

مجموعه‌ای از شرکت‌های کوچک‌تر نیز با تلاش‌هایی از جمله آموزش افسران پلیس افغانستان، ساختن جاده‌ها، ایجاد مدارس و تامین امنیت دیپلمات‌های غربی، میلیاردها دلار به دست آوردند.

مقام‌های فعلی و سابق آمریکا می‌گویند در دو دهه گذشته، هم دولت جمهوری‌خواه و هم دولت دموکرات، استفاده از پیمانکاران را راهی برای پایین نگه داشتن تعداد و تلفات نیروهای نظامی می‌دانستند.

مبالغ هنگفتی که برای جنگ و بازسازی افغانستان پس از سال‌ها درگیری صرف شده دولت آمریکا را برای نظارت و بررسی عملکرد پیمانکاران و حصول اطمینان از استفاده بهینه از این منابع مالی تحت فشار قرار داده است.

سازمان بازرسی ویژه آمریکا در بازسازی افغانستان، که برای نظارت بر مصرف بودجه حدود ۱۵۰ میلیارد دلاری بازسازی این کشور تشکیل شد، صدها مورد ضایعات و مواردی از تقلب را مستند کرده است.

یک نظرسنجی که این دفتر در اوایل سال ۲۰۲۱ منتشر کرد نشان داد که از ۷/۸ میلیارد دلار پروژه‌هایی که بازرسان آن بررسی کردند، تنها ۱/۲ میلیارد دلار یا حدود ۱۵ درصد صرف پروژه‌های مورد نظر در جاده‌ها، بیمارستان‌ها، پل‌ها و کارخانه‌های جدید شده است. این گزارش نشان داد که حداقل ۲/۴ میلیارد دلار صرف هواپیماهای نظامی، دفاتر پلیس، طرح‌های کشاورزی و سایر پروژه‌های توسعه‌ای که یا رها و تخریب شده و یا برای مقاصد دیگر مورد استفاده قرار گرفته‌اند، شده است.

سرگرد راب لودویک، سخنگوی پنتاگون، گفت: «حمایت هزاران پیمانکار از ماموریت‌های نظامی آمریکا در افغانستان نقش‌های مهمی را ایفا کرده است که شامل آزاد کردن نیروهای نظامی برای پرداختن به امور حیاتی جنگ بود.»

جان سوپکو، بازرس کل ویژه در امور بازسازی افغانستان از سال ۲۰۱۲ که سال‌ها ناکامی پروژه‌های پیمانکاران را ثبت کرده است، می‌گوید بسیاری از آنها تمام تلاش خود را برای برآورده ساختن خواسته‌های سیاست گذارانی که تصمیمات نادرست گرفته‌اند، انجام دادند.

آمریکا که پس از جنگ سرد نیروهای ارتش را کاهش داده بود، پس از حملات ۱۱ سپتامبر با بحران کمبود نیرو برای مقابله با تروریسم مواجه بود و در نهایت برای ارائه بسیاری از خدمات از پیمانکاران استفاده کرد.

بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، نسبت پیمانکاران به نیروهای نظامی به تدریج بالا رفت. زمانی که باراک اوباما دستور خروج بیشتر نیروهای آمریکایی از افغانستان را در پایان دوره دوم ریاست جمهوری خود صادر کرد، بیش از ۲۶ هزار پیمانکار در مقایسه با ۹۸۰۰ نیروی نظامی در افغانستان حضور داشتند.

چهار سال بعد، زمانی که دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا کاخ سفید را ترک کرد، ۱۸ هزار پیمانکار به همراه ۲۵۰۰ نیروی نظامی در افغانستان باقی مانده بودند.




افزایش مخالفت با فمینیسم و برابری حقوق زن و مرد بین برخی مردان در کره جنوبی

۱۴ دی ۱۴۰۰، ۱۲:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

کره جنوبی از کشورهایی است که نسبت به رفع تبعیض‌های جنسیتی دستاوردهای نسبتا مثبتی داشته است، اما اخیرا گروه‌های ضد فمنیستی ظهور پیدا کرده‌اند که در تظاهرات زنان علیه خشونت جنسی و تعصبات جنسیتی ظاهر می‌شوند و با تمسخر علیه آنها شعار سر می‌دهند.

به گزارش نیویورک‌تایمز، ده‌ها مرد جوان طرفدار این نوع جنبش‌های ضد فمینیستی در کره جنوبی اکثرا با لباس‌های مشکی در این تظاهرات ظاهر شده‌اند و شعارهایی مانند «خوک‌های فمینیست زشت»، «از شر مرد‌ستیزان خلاص شوید» و «فمینیسم یک بیماری روانی است» سر داده‌اند.

شاید به راحتی بتوان از تظاهرات‌هایی از این دست در خیابان‌های کره جنوبی به عنوان یک اقدام افراطی از سوی یک گروه افراطی رد شد؛ اما احساسات زن‌ستیزانه در فضای مجازی در کره جنوبی در حال افزایش است و مخاطبان زیادی پیدا کرده است. این مخاطبان برای دستیابی به اهداف خود فشار زیادی بر جامعه و سیاست‌مداران کره جنوبی وارد می‌کنند.

نیویورک تایمز می‌نویسد این فعالان مرد هر چیزی که بوی فمینیسم می‌دهد را هدف قرار داده‌اند و یک دانشگاه را مجبور به لغو سخنرانی زنی کرده‌اند که آنها او را به اشاعه مردستیزی متهم می‌کنند. این مردان در مورد زنان برجسته بدگویی و اتهام‌زنی کرده و از آن سان، زن برنده سه مدال طلای المپیک توکیو، به دلیل کوتاه کردن موهایش انتقاد کرده‌اند.

این گروه‌‌ها کسب‌و کارها را به تحریم تهدید کرده‌اند و شرکت‌ها را وادار کرده‌اند تصاویر تبلیغاتی که به گفته آنها سایز اندام تناسلی مردان را به سخره می‌گیرد، پایین بیاورند. آنها از این هم پا را فراتر گذاشته و دولت کره جنوبی را به دلیل ترویج رویکردهای فمینیستی مورد هدف قرار داده‌اند.

کره جنوبی نوع جدیدی از «سنجیده‌گویی سیاسی» را تجربه می‌کند که گروهی از مردان جوان خشمگین آن را اعمال می‌کنند و به هر نیرویی که از نظر آنها یک فرصت تضعیف‌کننده است، هجوم می‌آورند و فمینیست‌ها از نظر آنها دشمن شماره یک هستند. نابرابری یکی از حساس‌ترین مسائل در کره جنوبی است؛ کشوری که بی‌ثباتی اقتصادی در آن عمیق‌تر می‌شود و افزایش قیمت‌های بی‌رویه مسکن، بیکاری و شکاف درآمدی در حال افزایش به این معضل دامن می‌زند.

کره جنوبی بالاترین شکاف جنسیتی در پرداخت دستمزد در میان کشورهای ثروتمند را دارد. کمتر از یک پنجم قانونگذاران ملی آن زن هستند و زنان تنها ۵/۲ درصد از اعضای هیات مدیره مشاغلی که در فهرست عمومی قرار دارند، را تشکیل می‌دهند.

100%


با این‌حال، به گزارش نیویورک تایمز اکثر مردان جوان در کره جنوبی می‌گویند این مردان هستند که احساس خطر و به حاشیه رانده شدن می‌کنند نه زنان. در یک نظرسنجی از مردان کره‌ای که در دهه ۲۰ زندگی خود هستند، ۷۹ درصد گفتند قربانی تبعیض‌های جدی جنسیتی هستند.

به گفته کمیسیون ملی حقوق بشر کره جنوبی، «زنان» و «فمینیست‌ها» دو گروه اصلی هستند که مورد هدف سخنان ناشی از نفرت‌ قرار می‌گیرند. این رویکرد نشان‌دهنده شکاف عمیق میان نسل‌های پیشین و کنونی در کره جنوبی است.

مردان مسن‌تر کره جنوبی اذعان دارند که از فرهنگ مردسالارانه‌ای که زنان را به حاشیه رانده بود، سود می‌بردند. دهه‌ها پیش، زمانی که کره جنوبی وضعیت اقتصادی بسیار بدی داشت، احتمال بیشتری برای ثبت نام پسران در آموزش عالی وجود داشت. در برخی خانواده‌ها، زنان حق نداشتند بر سر یک سفره با مردان غذا بخورند و دختران تازه متولد شده را «آخرین دختر» می‌نامیدند و سقط جنین با ترجیح جنسی رواج داشت.

با ثروتمندتر شدن کشور، چنین اقداماتی به خاطره‌ای دور تبدیل شده است. اکنون خانواده‌ها به دختران خود عشق می‌ورزند. زنان بیشتر از مردان به دانشگاه می‌روند و فرصت‌های بیشتری در کارهای دولتی و دیگر مشاغل دارند؛ اگرچه همچنان موانع بزرگی برای پیشرفت آنها وجود دارد. به گفته برخی محققان کره‌‌ای، مردان جوان در این کشور به این دلیل عصبانی هستند که فکر می‌کنند باید هزینه تبعیض‌های جنسیتی اعمال شده بر زنان در نسل‌های پیشین را بپردازند.

گروه‌های ضد فمینیستی می‌گویند مردان به دلیل اینکه مجبورند به خدمت سربازی اجباری بروند دیرتر وارد بازار کار می‌شوند و این مساله آنها را در موقعیت بدی قرار می‌دهد. اما بسیاری از زنان پس از زایمان شغل خود را ترک می‌کنند و بسیاری از وظایف خانگی بر عهده آنها می‌افتد.

100%


دعواهای جنسیتی به انتخابات ریاست جمهوری کره جنوبی که عمدتا به عنوان صحنه رقابت برای رای‌دهندگان جوان دیده می‌شود نیز کشیده شده است. با اوج‌گیری رویکرد‌های خشن زن‌ستیزانه، هیچ نامزد جدی از حقوق زنان حرف نمی‌زند. زمانی فمینیسم آنقدر در کره جنوبی مورد توجه بود که، حدود پنج سال پیش رییس جمهور مون جائه این در کارزار انتخاباتی‌اش خود را یک «فمینیست» خواند.

به نوشته نیویورک‌ تایمز، یون سوک یول، نامزد حزب محافظه‌کار اپوزیسیون «حزب قدرت خلق»، زمانی که وزارتخانه برابری جنسیتی را متهم کرد که با مردان مانند «جنایتکاران جنسی بالقوه» رفتار می‌کند، در کنار جنبش ضد فمینیستی قرار گرفت. او وعده داد مجازات‌های سخت‌تری برای متهم کردن ناروای مردان به جنایات جنسی، اعمال خواهد کرد. این درحالی‌است که نگرانی‌های زیادی وجود دارد که این اقدام‌ها باعث می‌شود زنان از صحبت کردن دلسرد و ناامید شوند.

از طرفی، یون سوک یول، ماه گذشته یک رهبر برجسته ۳۱ ساله یک گروه فمینیستی را به عنوان مشاور ارشد مبارزات انتخاباتی خود استخدام کرد؛ اقدامی که با هدف کاهش نگرانی‌ها در مورد اینکه حزب او رای‌دهندگان زن جوان را از خود دور کرده است، صورت گرفت.

فعالان حقوق زنان نگرانند ظهور جنبش‌های ضد فمینیسم ممکن است پیشرفتی را که کره جنوبی در زمینه حقوق زنان به سختی دست آورده متوقف کند و یا حتی به عقب براند. فعالان حقوق زنان در کره جنوبی، در دهه‌های اخیر، برای قانونی کردن سقط جنین مبارزه کرد‌ه‌اند و یکی از قدرتمندترین کمپین‌های من هم (#MeToo) علیه آزار جنسی را در آسیا آغاز کردند.

لی هایو لین، ۲۹ ساله، که عضو یک گروه موسیقی پاپ کره‌ای بوده می‌گوید «فمینیست» به یک کلمه‌ کثیف تبدیل شده که زنانی که موهای خود را کوتاه می‌کنند یا رمانی از یک نویسنده فمینیست را همراه خود دارند در خطر طرد شدن قرار می‌گیرند. لی گفت در زمان عضویت در گروه موسیقی، همکاران مرد مدام در مورد بدن او اظهار نظر می‌کردند و وقتی اضافه وزن پیدا کرد به تمسخر به او می‌گفتند «زن بودن را رها کرده است».

در سوی دیگر این جنگ فرهنگی، مردان جوانی با انبوهی از نارضایتی‌ها و نگرانی‌هایی که به‌طور بی‌پایان توسط انجمن‌های مردانه برانگیخته می‌شوند، قرار دارند.

آنها با استناد به چند پرونده اتهام نادرست علیه مردان سعی دارند به یک هدف ضد فمینیستی گسترده‌تر اعتبار ببخشند.





گرمایش زمین؛ گوزن در چنگال خرس قطبی آخر ماجرا نیست

۱۱ دی ۱۴۰۰، ۱۶:۰۲ (‎+۰ گرینویچ)

اخیرا دانشمندان در هورن‌ساند در سوالبار، مجمع‌الجزایری در اقیانوس منجمد شمالی متعلق به نروژ، دیدند که یک خرس قطبی گوزنی را داخل آب شکار کرد، آن را به ساحل کشاند و خورد.

ویدیویی که دانشمندان از این صحنه ضبط کرده بودند بارها و بارها در اخبار و رسانه‌های اجتماعی همخوان شد. دو روز بعد، همان خرس در نزدیکی لاشه گوزن شکارشده دیگری مشاهده شد.

از آنجا که خرس قطبی شکارچی ماهر پستانداران دریایی است و موارد معدودی از شکار گوزن توسط این حیوان به ثبت رسیده است، گزارش‌هایی درباره چرایی این شکار نامعمول منتشر شده است. مطلبی که کانورسیشن در این زمینه منتشر کرده در پی می‌آید.

مشاهده اخیر دانشمندان، اولین در نوع خود از جهت ثبت جزئیات شکار موفقیت‌آمیز گوزن سوالبار توسط خرس قطبی است.البته پیش‌تر و در بین سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۹، ۱۳ مورد دیگر از اینگونه شکار در سوالبار نروژ گزارش شده بود.

اما این مشاهدات به‌هیچ‌وجه اولین موارد در دست از تغییر رژیم غذایی خرس قطبی نیست. خرس قطبی معمولا، در ماه‌هایی که آب دریا منجمد است، فُک‌ شکار می‌کند. اما دانستن اینکه این جانور در ماه‌های کم‌غذاتر تابستان از منابع غذایی دیگری تغذیه می‌کند، دهه‌ها قدمت دارد. خرس‌ها در این وقت‌ها سراغ تخم پرندگان دریایی می‌روند و یا از مرکز زباله و بازیافت «چرچیل دامپ» در «هادسن بِی» سر در می‌آورند. با وجود این، شمار گزارش‌ها مبنی بر تغذیه زمینی آنان طی سال‌های اخیر بیشتر شده است.

خرس‌های قطبی از خوردن جانوران مختلف تا گاهی چریدن و یا ناخنک زدن به مراکز انباشت زباله را امتحان کرده‌اند و گاهی به خوراکشان تبدیل کرده‌اند.

اما دوام آوردن این راهبرد جستجوی غذا در ساحل، در درازمدت نامعلوم به نظر می‌رسد. در پژوهشی دیگر، محققان دریافتند که انرژی که خرس از خوردن تخم پرندگان به دست می‌آورد به‌اندازه‌ای که تصور می‌شد نیست؛ چرا که آنان احتمالا برای پیدا کردن تخم انرژی بیشتری مصرف می‌کنند تا اینکه از تغذیه از آن انرژی بگیرند. تحقیقات دیگر نیز نشان می‌دهد که مصرف خوراک‌های زمینی برای جبران فرصت کمتر شکار بر روی دریای یخ‌بسته، برای این حیوان کافی نیست.

100%

تهدید گرمایش زمین

خرس‌ قطبی به‌گونه‌ای تکامل یافته است که در شکار پستانداران دریایی زبردست باشد. تغذیه خرس قطبی به طعمه‌های روی یخ دریا، اغلبفُک حلقه‌دار و فک ریش‌دار، به‌عبارتی رژیم غذایی سرشار از چربی، وابسته است. در نتیجه، تهدید گرمایش زمین برای خرس قطبی بسیار جدی است.

با افزایش دمای جهانی، یخ دریای شمالگان در تابستان زودتر آب می‌شود و آب آن در زمستان دیرتر یخ می‌بندد؛ هر چه دوران بدون‌یخ طولانی‌تر شود، خرس قطبی باید مدت بیشتری را روی زمین و بدون دسترسی به منبع اصلی غذایش سپری کند.

البته عوامل دیگری نیز در بدتر شدن وضعیت برای خرس قطبی دخیل‌اند. بر اساس یک پژوهش جدید، خرس‌های قطبی از آنچه که پیش‌تر فکر می‌شد، به انرژی بیشتری نیاز دارند. با داشتن زمان کمتر بر روی یخ دریا و به‌عبارتی مصرف شکار فُک کمتر، خرس قطبی انرژی کم می‌آورد که این خود به افزایش موارد بیشتر مرگ‌ومیر این جانور منتهی می‌شود. وزش شدیدتر بادهای شمالگان هم می‌تواند شکار فک برای خرس قطبی را سخت‌تر کند.

با در نظر گرفتن گرمایش زمین، افزایش شمار گزارش‌ها از جستجوی این حیوان برای غذا و شکار زمینی در تابستان، تعجب‌آور نیست.

خرس قطبی، نماد فاجعه اقلیمی

انتشار تصاویر و ویدیوهای وضعیت خرس‌های قطبی طی سال‌های گذشته، توجه بسیاری به خود جلب کرده است و این حیوان را به نماد فاجعه اقلیمی در جهان تبدیل کرده است.

گونه‌های جانوری قطبی نمی‌توانند در آینده‌ای با دمای بالای انجماد، زندگی کنند. پس هر آنچه برای خرس قطبی روی می‌دهد سندی است از اینکه ٰدر مقیاس گسترده‌تر تغییرات اقلیمی چه روی خواهد داد.

پس نباید به همین یک ویدیو از شکار گوزن خرس قطبی، به‌چشم مدرکی قطعی از تغییر رژیم غذایی این حیوان در جهانی گرم‌تر نگاه کرد. این ویدیو باید به‌منزله یادآوری باشد از موجودات خاصی که آنها را از دست خواهیم داد. گونه‌های که سرنوشتشان، گرچه ساکن شمالگان دوردست‌اند، خواه‌ناخواه به سرنوشت ما گره خورده است.

قول‌وقرارهای سال ۲۰۲۲؛ چرا نباید به خودتان سخت بگیرید

۱۱ دی ۱۴۰۰، ۱۵:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)

با آمدن سال نو میلادی ۲۰۲۲، نیاز به گرفتن تصمیمات بزرگ هم آمده و البته امسال شدت بیشتری هم گرفته است. با این حال صاحب‌نظران بر این باورند که باید پیش از گرفتن تصمیمات مهم برای زندگی‌تان، دست نگه دارید.

بسیاری احساس می‌کنند که طی حدودا دو سال گذشته و با وجود کرونا، زندگی آنان در نقطه سکون ثابت مانده است؛ چرا که محدودیت‌های مربوط به کوویدـ۱۹، مردم را از برنامه‌ریزی‌های شخصی و حرفه‌ای بازداشت.

نتیجه یک پژوهش جدید درباره ۱۴۶۰۰ شاغل در ۱۳ کشور جهان که وبسایت سی‌ان‌بی‌سی منتشر کرده نشان می‌دهد که سه‌چهارم آنان فکر می‌کنند در زندگی شخصی و حرفه‌ای‌شان گیر افتاده‌اند.

با وجود آنکه وضعیت در آینده همچنان نامعلوم به نظر می‌رسد، گزارش‌های منتشرشده از کم‌خطرتر بودن سویه تازه پیداشده اومیکرون کرونا، آینده کمی روشن‌تر در سال ۲۰۲۲ را نوید می‌دهد.

همه این موارد دست‌‌دردست‌هم، ممکن است افراد را وسوسه کنند که در سال نوی میلادی و در تلاش برای جبران زمان از دست‌رفته‌، تغییرات عمده‌ای در زندگی‌شان ایجاد کنند.

ساندرا مک‌دِرمید که یک «مربی زندگی» است، به سی‌ان‌بی‌سی گفت که تلاش برای شتاب بخشیدن به ایجاد تغییرات در زندگی می‌تواند افراد را به‌سوی رویکردی عجولانه و حریصانه سوق دهد.

او افزود که احتمال آن وجود دارد که بخواهید کارهای زیادی انجام دهید و البته از انجام هیچ‌کدام از آنها سودی نصیبتان نشود.

او تاکید کرد که چنین رویکردی ممکن است موجب سرخوردگی در افراد شود، چرا که آنان ممکن است به هر هدفی چنگ بیندازند، در حالی که برنامه‌ روشنی برای انجام آن ندارند.

پس برای آن که فشار تصمیمات مهم سال نویی کلافه‌مان نکند چه باید بکنیم؟ در زیر ببینیم.

100%

لقمه‌های کوچک بگیرید

مک‌درمید باور چندانی به تصمیمات سال نو ندارد و این بیشتر به‌دلیل نحوه برخورد مردم با این تصمیمات است. مک‌درمید می‌گوید که بسیاری افراد با نگاهی امیدوارانه به این تصمیمات رو می‌کنند، در حالی که برنامه‌ای برای رسیدن به آن نچیده‌اند و در درجه اول اصلا نمی‌دانند چرا چنین تصمیمی را گرفته‌اند.

او افزود که مردم همچنین اهداف خیلی زیادی برای خودشان تعیین می‌کنند؛ اما به‌طور خاص نقشه راه را مشخص نمی‌کنند و در این مسیر، عامل شکست را هم لحاظ نمی‌کنند؛ این است که با دیدن عمل نکردن به تصمیمات سال جدید، جا می‌زنند.

مک‌درمید تاکید می‌کند که پیش از هر گونه تصمیمگیری در سال نو، باید به سال قبل و به درست و غلط پیش رفتن وقایع آن بیاندیشید.

مک‌درمید توصیه می‌کند که اگر در نهایت قول‌وقراری با خود گذاشتید، دانه‌دانه به سراغ انجام این تصمیمات بروید و برای انجام هر تصمیم رویکرد گام‌به‌گامی داشته باشید. به‌عنوان مثال، اگر می‌خواهید دنبال کار تازه بگردید، اینکه باید تقریبا به چند مصاحبه کاری بروید، چند فرم درخواست کار پر کنید و چند ساعت به دنبال مشاغل دیگر بگردید را در نظر بگیرید.

پدیده «استعفای بزرگ» که در دوران همه‌گیری کوویدـ۱۹ جهان را درنوردید نمونه بارزی از کلافگی فراگیر در افراد است؛ بسیاری شغلشان را ترک کرده‌اند و یا آن را تغییر داده‌اند.

نظرسنجی‌های جهانی حاکی از آن است که همچنان بسیاری قصد دارند از کارشان بیرون بیایند و یا دنبال شغل جدیدی بگردند.

100%

رهرو آن است که آهسته‌وپیوسته رود

نیک هَتِر، مربی زندگی دیگری در مصاحبه با سی‌ان‌بی‌سی گفت که مهم است که در حین تعیین اهداف برای زندگی‌مان، جایی هم برای تطابق دادن خودمان با پس‌رفت در نظر بگیریم؛ به‌ویژه با توجه به نامعلوم بودن وضعیت به دلیل همه‌گیری کرونا که همگی با آن درگیریم.

او گفت که برخی اهداف ممکن است به‌دلیل چالش‌های گوناگون در زندگی، مانند محدودیت‌های کرونا، کمتر قابل دستیابی باشند و این امری است که افراد باید در نظر بگیرند و نسبت به خود دلسوزی به خرج دهند.

او گفت که البته مسئله فراتر از همه‌گیری کوویدـ۱۹ است و گاهی در زندگی، سرعت پیشرفت افراد پایین می‌آید؛ که این خود بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی است.

هتر تاکید کرد که ممکن است افرادی در دستیابی به اهدافشان عجله کنند، مانند آنچه اغلب درباره رفتن به باشگاه و رژیم گرفتن می‌بینیم، اما این رویه در درازمدت جواب نمی‌دهد و بهتر است که افراد به‌آهستگی پیشرفت کردن را مدنظر قرار دهند.

اولیور جونز، مربی زندگی دیگر هم به سی‌ان‌بی‌سی گفت که تصمیمی که فرد ناچار به گرفتن آن شده باشد، اغلب عملی نمی‌شود؛ این چیزی است که معمولا درباره تصمیمات سال نو صدق می‌کند.

او تاکید کرد که گرچه سنتی برای تعیین هدف و گرفتن تصمیمات برای سال نو وجود دارد، برای برخی آزاردهنده است که ناچار به گشتن به‌دنبال اهدافی باشند. البته جونز اشاره کرد که چشم‌انداز سال جدید، به‌عنوان برگی نو در زندگی افراد، می‌تواند به انگیزه‌مند ماندن آنان کمک کند.