امارات متحده عربی گزارش آزادسازی میلیاردها دلار برای جمهوری اسلامی را تکذیب کرد

وزارت خارجه امارات متحده عربی گزارشهای منتشرشده درباره آزادسازی میلیاردها دلار منابع مالی برای حکومت ایران را «کاملاً نادرست و بیاساس» خواند.

وزارت خارجه امارات متحده عربی گزارشهای منتشرشده درباره آزادسازی میلیاردها دلار منابع مالی برای حکومت ایران را «کاملاً نادرست و بیاساس» خواند.
این تکذیب در حالی منتشر شد که خبرگزاری رویترز به نقل از چند منبع آگاه گزارش داده بود ابوظبی با آزادسازی بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار برای تهران موافقت کرده و بخشی از این منابع نیز در اختیار حکومت ایران قرار گرفته است.
به گزارش رویترز، چهار منبع آگاه گفتهاند که امارات متحده عربی در چارچوب یک توافق سیاسی و امنیتی با حکومت ایران، با آزادسازی میلیاردها دلار برای تهران موافقت کرده است. این گزارش همزمان با مراحل پایانی مذاکرات گستردهتر میان جمهوری اسلامی و آمریکا برای پایان دادن به جنگ منتشر شده؛ مذاکراتی که به گفته دیپلماتها میتواند به آزادسازی دهها میلیارد دلار از درآمدهای نفتی مسدودشده حکومت ایران در بانکهای خارجی منجر شود.
دو منبع منطقهای به رویترز گفتهاند که امارات با آزادسازی مجموعاً ۱۰ میلیارد دلار موافقت کرده و بیش از ۳ میلیارد دلار از این مبلغ تاکنون در اختیار ایران قرار گرفته است. دو منبع دیگر که از جزئیات توافق آگاه بودهاند، رقم کل منابع را ۲۰ میلیارد دلار اعلام کرده و گفتهاند این توافق در ازای توقف حملات جمهوری اسلامی به امارات حاصل شده است.
با این حال، وزارت خارجه امارات متحده عربی بامداد شنبه ۲۳ خرداد در بیانیهای اعلام کرد: «این ادعاها کاملاً نادرست و بیاساس هستند» و تاکید کرد که هیچیک از داراییهای مسدودشده ایران از طریق امارات آزاد، منتقل یا تسهیل نشده است. این وزارتخانه همچنین بهطور مشخص ادعای انتقال ۳ میلیارد دلار را رد کرد، اما توضیح بیشتری ارائه نداد.
پیش از انتشار این تکذیبیه، یک مقام اماراتی در پاسخ به پرسش رویترز درباره این گزارش گفته بود که کشورش در پی کاهش تنشها و تقویت صلح در منطقه است. او گفته بود سیاست خارجی امارات متحده عربی بر «تنشزدایی، کاهش بحرانها و حمایت از صلح و ثبات پایدار» استوار است و ابوظبی از تلاشهای آمریکا برای محافظت از مردم منطقه در برابر پیامدهای جنگ حمایت میکند.
رویترز گزارش داده است که هنوز مشخص نیست منابع مالی مورد اشاره از داراییهای دولت امارات متحده عربی تامین میشود یا از حسابهای مسدودشده حکومت ایران در نظام بانکی امارات و یا سایر منابع مالی متعلق به ایران منشأ میگیرد.
بر اساس این گزارش، توافق احتمالی میان تهران و ابوظبی نشانه تغییر قابل توجهی در روابط دو کشور پس از هفتهها درگیری است. در طول جنگ اخیر، حملات جمهوری اسلامی به امارات موجب کاهش ورود گردشگران، خالی شدن بخشی از هتلهای دبی، خروج برخی اتباع خارجی و آسیب به تصویر امن این شهر به عنوان یکی از مهمترین مراکز تجاری جهان شده بود.
یکی از منابع آگاه به رویترز گفته است این سازوکار به گونهای طراحی شده که هر یک از طرفها بتوانند آن را به عنوان یک موفقیت معرفی کنند. به گفته او، حکومت ایران میتواند مدعی دریافت غرامت جنگی شود، آمریکا میتواند تاکید کند که هیچ پولی پرداخت نکرده و امارات نیز امنیت خود و جایگاه اقتصادی دبی را حفظ خواهد کرد.
منبع دیگری گفته است در مقابل آزادسازی این منابع، حکومت ایران حملات موشکی و پهپادی علیه امارات را متوقف خواهد کرد و دو کشور روند بازسازی روابط دوجانبه، از جمله همکاریهای اطلاعاتی و اقتصادی، را آغاز خواهند کرد.
به گفته همین منبع، حکومت ایران برای دستیابی به توافقی مشابه با دستکم دو کشور دیگر عربی حوزه خلیج فارس نیز وارد گفتوگو شده است.
رویترز نوشته است آخرین حمله مستقیم شناختهشده جمهوری اسلامی به امارات در ۴ مه [۱۴ اردیبهشت] و علیه بندر فجیره در ساحل دریای عمان انجام شد.
این خبرگزاری همچنین گزارش داده است که مذاکرات میان دو طرف چند هفته پیش آغاز شد، اما پس از سفر مقامهای ارشد سپاه پاسداران به ابوظبی در هفته گذشته شتاب گرفت. به گفته یکی از منابع، این هیات با شیخ طحنون بن زاید آل نهیان، مشاور امنیت ملی امارات و جانشین حاکم ابوظبی، دیدار کرده و در اقامتگاه او مستقر شده بود. پس از آن نیز مقامهای اماراتی برای مذاکره درباره جزئیات توافق به تهران سفر کردند.
رویترز در ادامه به نقش دبی در اقتصاد ایران اشاره کرده و نوشته است که بانکهای این شهر سالها میزبان سپردهها و داراییهای مرتبط با ایران بودهاند؛ داراییهایی که بخش مهمی از آنها تحت تاثیر تحریمهای آمریکا مسدود شدهاند.
در واشنیگتن، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، جمعه ۲۲ خرداد گفت که هیچ پولی صرفاً در ازای امضای توافق یا حضور ایران در مذاکرات در اختیار تهران قرار نخواهد گرفت. او تاکید کرد هرگونه منافع اقتصادی احتمالی برای ایران به اجرای تعهدات از سوی تهران وابسته خواهد بود.
کاخ سفید و مقامهای ایرانی تا زمان انتشار گزارش به درخواستهای رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداده بودند.
رویترز همچنین یادآوری کرده است که یک منبع ارشد ایرانی در ماه آوریل مدعی شده بود آمریکا با آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران در قطر و برخی بانکهای خارجی موافقت کرده است؛ ادعایی که در آن زمان از سوی یک مقام آمریکایی رد شد.
به گفته آن منبع ایرانی، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران بهطور مستقیم با تضمین عبور امن کشتیها از تنگه هرمز مرتبط بوده است؛ موضوعی که همچنان یکی از محورهای اصلی مذاکرات برای پایان دادن به درگیریهای اخیر به شمار میرود.







عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای میان جمهوری اسلامی و آمریکا هنوز امضا نشده، اما در صورت نهایی شدن، امضای آن بهصورت دیجیتالی و از راه دور انجام خواهد شد.
او گفت این تفاهم احتمالی، که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم اسلامآباد» یاد کرد، ممکن است «در یکی دو روز آینده» یا «در چند روز آینده» امضا شود.
عراقچی جمعه ۲۲ خرداد در گفتوگو با شبکه خبر صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت متن تفاهم احتمالی در قالب یک بسته ۱۴ بندی تنظیم شده و هنوز در مرحله نهاییسازی قرار دارد. او افزود جزئیات کامل این متن پس از امضای نهایی اعلام خواهد شد، زیرا ممکن است برخی بندها تا لحظه آخر تغییر کند.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی گفت: «برای اورانیومهای غنیشده هنوز تصمیمی گرفته نشده است و در توافق آینده موضوعات هستهای و رفع تحریمها مطرح و تعیین تکلیف میشود.»
او افزود: «موضوع هستهای را به مرحله دوم توافق منتقل کردهایم که ۶۰ روز طول میکشد.» به گفته عراقچی، ورود به مرحله دوم مذاکرات و تمدید دوره ۶۰ روزه، نیازمند تایید هر دو طرف است.
عراقچی توضیح داد که روند فعلی دو مرحله دارد: در مرحله نخست، یادداشت تفاهم میان [حکومت] ایران و آمریکا امضا میشود و در مرحله دوم، مذاکرات برای رسیدن به توافق نهایی آغاز خواهد شد. او گفت اگر تعهدات مرحله نخست عملی نشود، جمهوری اسلامی وارد مرحله دوم نخواهد شد.
او در پاسخ به نگرانیهای مجری صدا و سیما درباره تکرار تجربه برجام گفت: «تفاوت این بار با توافقات قبلی این است که هنوز به توافق نهایی نرسیدهایم و این گام اول یا مرحله اول است.» عراقچی افزود: «اگر توافقات مرحله اول عملی نشود به گام دوم نخواهیم رفت.»
وزیر خارجه جمهوری اسلامی با انتقاد از طرف مقابل گفت: «ذات طرف مقابل بدعهدی است؛ در اجرا هزار و یک مشکل ایجاد میکنند و این تجربه را داریم.» او ادامه داد: «باید انتظار اشکالات مختلف در اجرای طرف مقابل را داشته باشیم» و افزود: «با موجوداتی روبهرو هستیم که به تعهدات خود عمل نمیکنند. ما باید راه آنها را در این زمینه ببندیم.»
عراقچی گفت مسئولیت مذاکرات به محمدباقر قالیباف واگذار شده و وزارت امور خارجه و سایر نهادهای مرتبط در خدمت این روند بودهاند. او افزود متن یادداشت تفاهم بارها در شورای عالی امنیت ملی و نهادهای تصمیمگیر بررسی شده است.
به گفته او، شورای عالی امنیت ملی بر روند مذاکرات «اشراف کامل» دارد و همه بندها و کلمات یادداشت تفاهم در این شورا بررسی شده است. عراقچی همچنین گفت کمیتهای متشکل از شماری از اعضای شورا بر مذاکرات نظارت دارد و نیروهای نظامی نیز بر موضوعاتی از جمله تنگه هرمز و خاتمه جنگ نظارت داشتهاند.
عراقچی گفت رفع کامل محاصره دریایی آمریکا علیه ایران نخستین بند این تفاهم است. او افزود که در متن یادداشت تفاهم، موضوع تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی، چارچوب دور بعدی مذاکرات، پرونده هستهای، رفع تحریمها، داراییهای مسدودشده ایران و طرح بازسازی و توسعه اقتصادی مطرح شده است.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی درباره داراییهای مسدودشده ایران گفت پس از امضای یادداشت تفاهم، این داراییها آزاد خواهد شد و «هیچیک از داراییهای ما نمیتواند مجدداً مسدود بماند.»
او همچنین گفت برای جبران خسارات جنگ، «طرح بازسازی» در توافق پیشبینی شده است؛ طرحی که به گفته او میتواند منابع قابل توجهی را به اقتصاد ایران تزریق کند.
عراقچی درباره موضوع هستهای گفت تصمیم نهایی درباره غنیسازی، ذخایر مواد غنیشده و نحوه تعیین تکلیف آنها به توافق نهایی موکول شده است. او افزود موضع جمهوری اسلامی درباره مواد غنیشده سطح بالا، بهویژه اورانیوم ۶۰ درصد، این است که تنها راهحل قابل قبول، «رقیقسازی آنها در داخل ایران» است.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی همچنین گفت رفع تحریمها نیز به توافق نهایی ارجاع شده، اما ایران موارد مشخصی از تحریمها را که باید برداشته شود، در متن مذاکرات مورد اشاره قرار داده است.
عراقچی درباره آینده تنگه هرمز گفت اداره این آبراه به دوران پیش از جنگ بازنخواهد گشت. او گفت: «تنگه هرمز بدون تردید تحت حاکمیت ایران و عمان است. هیچ آبراه بینالمللی در تنگه هرمز نیست.»
او افزود ایران و عمان سالها امنیت عبور و مرور در تنگه هرمز را تامین کردهاند و خدماتی از جمله امداد و نجات و حفاظت محیط زیست ارائه دادهاند، اما این خدمات تاکنون رایگان بوده است. عراقچی گفت دریافت «عوارض» پذیرفته نیست، اما دریافت هزینه خدمات ارائهشده منطقی خواهد بود.
به گفته او، ایران و عمان در آستانه اعلام سازوکار جدیدی برای اداره تنگه هرمز هستند و در این زمینه با کشورهای ذینفع، از جمله چین، نیز مشورت شده است. عراقچی گفت حدود ۴۰ درصد عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز به چین مرتبط است.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی همچنین گفت تنگه هرمز اکنون به یکی از ابزارهای مهم بازدارندگی ایران تبدیل شده است و حضور نیروهای مسلح ایران در این منطقه ادامه خواهد داشت.
عراقچی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره حزبالله لبنان گفت: «ما در هر توافقی حزبالله لبنان را فراموش نخواهیم کرد، آنها در این جنگ در کنار ما جنگیدند و جمهوری اسلامی هرگز حزبالله را تنها نخواهد گذاشت.»
او گفت یادداشت تفاهم احتمالی شامل اعلام پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان، خواهد بود. عراقچی افزود که پایان جنگ به معنای عقبنشینی از مناطق اشغالی لبنان نیز هست.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی همچنین گفت در متن تفاهم احتمالی، دو طرف به حاکمیت یکدیگر احترام خواهند گذاشت. او این موضوع را نخستین بار پس از ۴۷ سال دانست که آمریکا بهطور مکتوب به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران احترام میگذارد.
عراقچی گفت این توافق دشمنانی دارد و «در رأس آنها رژیم صهیونیستی است.» او افزود که اسرائیل به دنبال ایجاد مانع در مسیر امضای توافق است و به همین دلیل، ترجیح میدهد جزئیات متن پیش از نهایی شدن منتشر نشود.
او همچنین درباره تهدیدهای اخیر علیه ایران گفت تهدید نهتنها مؤثر نیست، بلکه روند توافق را عقب میاندازد. عراقچی افزود: «هیچ شبی نبوده که تعرضی به نیروهای مسلح یا کشتیهای ما صورت گرفته باشد و پاسخی دریافت نکرده باشند.»
وزیر خارجه جمهوری اسلامی در توضیح چرایی وقوع جنگ گفت: «چرا جنگ شد؟ چون ما در مذاکره کوتاه نیامدیم.» او افزود که خواسته اصلی طرف مقابل «غنیسازی صفر» بود و چون ایران در مذاکرات آن را نپذیرفت، طرف مقابل به جنگ روی آورد.
عراقچی گفت جمهوری اسلامی در جنگهای اخیر از نظر راهبردی غافلگیر نشد، هرچند ممکن است غافلگیریهایی در سطح تاکتیکی رخ داده باشد. او گفت در جنگ ۱۲ روزه، پاسخ ایران کمتر از ۲۴ ساعت بعد آغاز شد و در جنگ ۴۰ روزه، کمتر از دو ساعت طول کشید تا ایران پاسخ دهد.
او تاکید کرد مذاکره و دیپلماسی بخشی از میدان هستند و وظیفه دیپلماسی، تثبیت دستاوردهای میدان است. عراقچی گفت جمهوری اسلامی در این جنگ «پیروز میدان» بوده و اکنون مذاکرات برای تثبیت این پیروزی دنبال میشود.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی گفت اگر در پایان دوره ۶۰ روزه مذاکرات، توافق نهایی ممکن نباشد، هر طرف میتواند به وضعیت پیش از یادداشت تفاهم بازگردد. او افزود اگر دو طرف از روند مذاکرات رضایت داشته باشند، این دوره قابل تمدید خواهد بود.
ارزش اسپیسایکس در نخستین روز حضور در والاستریت ۲۵ درصد جهش کرد و ایلان ماسک، ثروتمندترین مرد جهان، را به نخستین فردی در تاریخ تبدیل کرد که داراییاش از مرز یک تریلیون دلار عبور کرده است.
سهام شرکت فضایی اسپیسایکس متعلق به ایلان ماسک پس از آغاز معاملات در ظهر روز جمعه ۲۵ درصد جهش کرد؛ شروعی خیرهکننده برای بزرگترین عرضه اولیه سهام در تاریخ که ارزش دارایی بنیانگذار و مدیرعامل آن را از مرز یک تریلیون دلار عبور داد.
سهام این شرکت معاملات خود را با قیمت ۱۵۰ دلار آغاز کرد و تا حدود ساعت ۱۲:۵۰ بعدازظهر به وقت شرق آمریکا به ۱۶۸.۹۰ دلار رسید. این قیمت، ارزش بازار اسپیسایکس را به ۲.۲۱ تریلیون دلار رساند.
بر اساس برآورد فوربز، ایلان ماسک که سهامدار عمده و مدیرعامل تسلا نیز هست، اکنون حدود ۱.۱ تریلیون دلار ثروت دارد.
ماسک میگوید اسپیسایکس که در سال ۲۰۰۲ تاسیس شد، اکنون وارد بورس شده زیرا برای تامین مالی برنامههای بلندپروازانه خود، از استقرار ماهوارهها و مراکز داده در فضا گرفته تا ایجاد مستعمرهای انسانی در مریخ، به سرمایه نیاز دارد.
او پیش از آغاز معاملات سهام شرکت در بورس نزدک، که با نماد «SPCX» معامله میشود، از استاربیس، پایگاه فضایی اسپیسایکس در جنوب تگزاس، در مراسم نمادین به صدا درآوردن زنگ آغاز معاملات شرکت کرد.
ماسک بار دیگر بر هدف بلندپروازانه خود برای «چندسیارهای کردن زندگی» تاکید کرد و گفت: «منظورم فقط چند فضانورد نیست، منظورم واقعا خود شما هستید. هر کسی که اکنون مرا تماشا میکند، اسپیسایکس میخواهد بتواند شما را به ماه ببرد، به مریخ ببرد و در نهایت حتی فراتر از آن.»
ماسک که هم به خاطر دستاوردهای فناورانه و هم به دلیل وعدههای بزرگ شناخته میشود، توانست با وجود زیانده بودن میلیارددلاری اسپیسایکس، شور و اشتیاق زیادی برای عرضه اولیه سهام این شرکت ایجاد کند.
سرمایهگذاران نهادی و خرد هر دو مشتاق بودند که پیش از آغاز معاملات، سهام شرکت را با قیمت ۱۳۵ دلار خریداری کنند. مبلغ ۷۵ میلیارد دلاری که اسپیسایکس از این عرضه اولیه جذب کرد، به راحتی رکورد قبلی متعلق به شرکت نفتی سعودی آرامکو در سال ۲۰۱۹ را پشت سر گذاشت.
اسپیسایکس علاوه بر هدف ایجاد یک مستعمره یک میلیون نفری در مریخ، وعده داده است که با ایجاد پایگاههای دیگر در فضا به نجات بشریت کمک کند، مراکز دادهای به اندازه زمینهای فوتبال را به مدار زمین بفرستد و در رقابت درآمدزایی از هوش مصنوعی از رقبایی چون آنتروپیک و اوپنایآی (Anthropic و OpenAI) پیشی بگیرد.
برای تحقق این اهداف، اسپیسایکس به میلیاردها دلار بیشتر از درآمد فعلی خود از کسبوکار موشکی و ماهوارهای نیاز دارد. این شرکت بین آغاز سال ۲۰۲۵ تا ۳۱ مارس ۲۰۲۶ حدود ۸.۷ میلیارد دلار زیان ثبت کرده است.
بانکدارانی در والاستریت که اسپیسایکس را وارد بورس کردند نسبت به آینده شرکت و البته کارمزدهای هنگفت خود خوشبین هستند، اما همه معتقد نیستند قیمت فعلی سهام موجه باشد.
تحلیلگران موسسه تحقیقاتی مورنینگاستار (Morningstar) که هیچ کارمزدی از فعالیتهای بانکداری سرمایهگذاری دریافت نمیکند، در گزارشی نوشتند که عرضه اولیه اسپیسایکس «به شکل قابل توجهی بیش از حد ارزشگذاری شده است»، زیرا فناوریهای شرکت هنوز اثبات نشده و نیاز سرمایهای آن بسیار عظیم است.
آنها ارزش واقعی شرکت را حدود ۷۸۰ میلیارد دلار برآورد کردهاند؛ رقمی که کمتر از نصف ارزش تعیینشده در عرضه اولیه است.
با این حال، ماسک پیش از این نیز کارهای به ظاهر غیرممکن را به واقعیت تبدیل کرده است.
او که اکنون دستکم روی کاغذ تریلیونر شده، ثروت اولیه خود را از طریق تاسیس دو شرکت Zip2 و PayPal به دست آورد که پس از فروش آنها حدود ۲۰۰ میلیون دلار نصیبش شد. او از این پول برای تاسیس اسپیسایکس و سرمایهگذاری در تسلا استفاده کرد و برخلاف بسیاری از پیشبینیها، موفق شد شرکتی فضایی بسازد که فناوری استفاده مجدد از موشکها را عملی کند و یک شرکت خودروسازی بیافریند که خودروهای برقی را به محصولی جذاب تبدیل کرد.
ماسک بخش بزرگی از ثروت خود را از طریق سهامی به دست آورده که هنوز نقد نکرده یا پاداشهایی که تنها در صورت دستیابی تسلا یا اسپیسایکس به اهداف عملکردی بلندپروازانه به او تعلق خواهد گرفت.
بسته حقوق و مزایای اخیر او در تسلا حتی انتقادهایی از سوی واتیکان را نیز به همراه داشت. در تسلا، برخی سهامداران نگران شدهاند که درگیریهای ماسک با نهادهای نظارتی، تقسیم توجه او میان چندین شرکت و همچنین حضورش در دولت ترامپ در سال گذشته به شرکت آسیب بزند.
اما رشد قیمت سهام بسیاری از نگرانیها را از بین برده است. از زمان عرضه عمومی تسلا در سال ۲۰۱۰، سهام این شرکت حدود ۲۰ هزار درصد بازدهی داشته و بیش از ۱.۲ تریلیون دلار ثروت برای سرمایهگذاران ایجاد کرده است.
اسپیسایکس نخستین شرکت از سه «ابرشرکت» (Megacap) است که انتظار میرود امسال وارد بورس شوند. شرکتهای آنتروپیک و اوپنایآی نیز قرار است بهزودی عرضه اولیه خود در بازار بورس را انجام دهند.
بورس نزدک حتی قوانین خود را تغییر داده تا اسپیسایکس بتواند تنها ۱۵ روز پس از عرضه اولیه وارد صندوقهای سرمایهگذاری وابسته به شاخصهای این بازار شود؛ اقدامی که باعث میشود سرمایهگذاران بسیار زودتر از معمول سهام این شرکت را خریداری کنند.
با این حال، همه سرمایهگذاران از احتمال ورود اسپیسایکس به این صندوقها خوشحال نیستند.
بهگزارش آسوشیتدپرس ماه گذشته، مسئولان صندوقهای بازنشستگی آتشنشانان، معلمان و دیگر کارکنان در ایالتهای کالیفرنیا و نیویورک نامهای به اسپیسایکس ارسال و نسبت به برخی مفاد عرضه اولیه این شرکت اعتراض کردند.
از جمله این موارد میتوان به «سهام با حق رأی فوقالعاده»، الزام سهامداران به داوری اجباری به جای امکان طرح دعوی قضایی و همچنین میزان اختیارات گستردهای که ایلان ماسک پس از عرضه اولیه همچنان در شرکت حفظ خواهد کرد، اشاره کرد.
در حالی که جمهوری اسلامی و آمریکا هر یک روایتی متفاوت از متن یادداشت تفاهمی ارائه میکنند که قرار است زمینه برای مذاکرات جامع صلح فراهم آورد، شبکه ایبیسی نیوز گزارش داد دولت آمریکا برنامهریزی برای مراسم امضای توافق حتی در یکی دو روز آینده را ادامه میدهد.
ایبیسی نیوز جمعه ۲۲ خرداد بهنقل از چند منبع آگاه که نامشان را اعلام نکرد، گزارش داد دولت ترامپ در حال پیشبرد برنامههای اولیه برای برگزاری مراسم امضای توافق در ژنو، احتمالا در همین آخر هفته است اما با وجود اظهارات دونالد ترامپ در روز پنجشنبه، هنوز هیچ نشانهای وجود ندارد که مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، شرایط توافق را تایید کرده باشد.
براساس این گزارش، پیشنویس توافق در سطوح بالای حکومت ایران مورد تایید قرار گرفته است؛ اما همین مقامها اواخر ماه گذشته نیز با مفاد یک پیشنویس تفاهمنامه موافقت کرده بودند که در نهایت به جایی نرسید.
یک مقام آمریکایی و یک منبع دیگر به شبکه ایبیسی نیوز گفتند که در آن مقطع، ترامپ مفاد هستهای جدیدی به توافق اضافه کرد که ظاهرا روند پیشرفت مذاکرات با تهران را متوقف ساخت.
به گفته این منابع، پیشنویس توافقی که اکنون روی میز قرار دارد همچنان نسخههایی از همان خواستهها، از جمله تعهد جمهوری اسلامی به حل و فصل پرونده هستهای و ذخایر اورانیوم با غلظت بالا، را در خود جای داده است با این حال، متن مربوط به این موضوع تا حدودی تعدیل شده و لحن آن نسبت به گذشته نرمتر شده است.
با این حال نواز شریف، نخستوزیر پاکستان، که اکنون نقش میانجی را بین جمهوری اسلامی و آمریکا بازی میکند، جمعه ۲۲ خرداد در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد: «متن نهایی توافق صلح میان جمهوری اسلامی و آمریکا حاصل شده است.»
او افزود پاکستان در همکاری نزدیک با آمریکا و جمهوری اسلامی برای نهایی کردن مراحل بعدی این توافق فعالیت میکند.
شریف گفت: «در میان تلاشهای میانجیگری فشرده پاکستان، ما کاملا از کمپین بیوقفه اطلاعات نادرست که از سوی کسانی که میخواهند توافق صلح را خراب کنند به راه افتاده، آگاه هستیم.»
مقامهای جمهوری اسلامی هنوز رسیدن به توافق را بهطور قطعی تایید نکردهاند و بهطور رسمی و علنی از اظهار نظر درباره متن یادداشت تفاهم خودداری میکنند.
همزمان، دونالد ترامپ پستی از عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در شبکه اجتماعی ایکس را بازنشر کرد که در آن تاکید شده است دو طرف هرگز تا این اندازه به توافق نزدیک نبودهاند.
عراقچی بدون هیچ اشارهای به جزییات نوشت: «امضای یادداشت تفاهم اسلامآباد بیش از هر زمان دیگری نزدیک است. تا زمان نهایی شدن این توافق، رسانهها باید از هرگونه گمانهزنی درباره محتوای آن خودداری کنند. در راستای رویکرد مسئولانه و شفاف ما، تمامی جزییات در زمان مقتضی به اطلاع عموم خواهد رسید.»
جنگ روایتها
با این حال، روایت مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی از برخی جزییات متن یادداشت تفاهم با واکنش تند دولت آمریکا روبهرو شده است.
یک مقام ارشد جمهوری اسلامی که نامش اعلام نشد، جمعه به رویترز گفت پیشنویس توافق شامل لغو تحریمهای نفتی، آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده ایران و توقف درگیریها در همه جبههها، از جمله لبنان، خواهد بود.
بهگفته او، موضوعات هستهای به مذاکرات بعدی موکول میشود.
این مقام جمهوری اسلامی به امتیازاتی که تهران در مقابل ارائه داده، اشاره نکرد.
خبرگزاری مهر، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، نیز بهنقل از یک منبع نزدیک به تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، متنی ۱۴ بندی را به عنوان پیشنویس تفاهمنامه میان واشینگتن و تهران منتشر کرد. این متن در اکثر موارد با گزارشهای منتشرشده در رسانههای بینالمللی تفاوت دارد.
بر اساس گزارش مهر، در این پیشنویس آمریکا متعهد شده است نیروهای خود را از پیرامون ایران خارج کند و همراه با متحدانش طرحهای بازسازی ایران را با حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار تامین مالی کند.
مهر همچنین نوشت بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۳۰ روز و با «ترتیبات ایرانی» انجام خواهد شد. بر اساس این گزارش، در دوره ۶۰ روزه مذاکرات نهایی نیز ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده ایران آزاد میشود و نیمی از این مبلغ پیش از آغاز مذاکرات در اختیار جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت.
مقامهای جمهوری اسلامی تاکنون درباره جزییات منتشرشده از این پیشنویس و بندهای مطرحشده در آن اظهار نظر نکردهاند.
در سوی مقابل دونالد ترامپ، صبح جمعه، در شبکه اجتماعی تروثسوشیال، رهبران جمهوری اسلامی را «بسیار بیآبرو» خواند و گفت مذاکره با حسننیت با تهران بیمعناست.
او نوشت: «مفادی که ایران به رسانههای جعلی درز داده، هیچ ارتباطی با مفادی که بهصورت مکتوب مورد توافق قرار گرفتهاند ندارد. آنچه آنها گفتهاند، از جمله بیانیه ضعیف و رقتانگیزشان درباره داشتن یک توافق، هیچ نسبتی با حقیقت ندارد.»
او همچنین مقامهای جمهوری اسلامی را به رفتار غیرصادقانه متهم کرد و افزود: «اینها افرادی بسیار بیآبرو برای مذاکره هستند. در مورد آنها چیزی به نام مذاکره با حسن نیت وجود ندارد. شگفتآور است!»
ترامپ در ادامه به آنچه «حمله پهپادی کاملاً ناکاممانده ایران» علیه کشتیهای هندی در حال خروج از تنگه هرمز در شب گذشته خواند، اشاره کرد و گفت: «همچنین حمله پهپادی کاملا دفعشده آنها دیشب علیه کشتیهای هندی که در حال خروج از تنگه هرمز بودند، کاملا غیرقابل قبول است.»
پیشتر یک مقام دفاعی ایالات متحده اعلام کرده بود که ارتش آمریکا پنجشنبه شب دو پهپاد تهاجمی جمهوری اسلامی را که در حال هدف قرار دادن شناورها در تنگه هرمز بودند، سرنگون کرد.
این مقام دفاعی به شبکه سیانان گفت: «ایران شب گذشته تلاش کرد به کشتیهای تجاری در حال عبور از تنگه هرمز حمله کند. نیروهای آمریکایی دو پهپاد تهاجمی انتحاری ایران را سرنگون کردند. جریان عبور و مرور در این تنگه همچنان ادامه دارد.»
رییسجمهوری آمریکا در پایان پیام خود به رهبران جمهوری اسلامی هشدار داد و نوشت: «بهتر است آنها هرچه سریعتر به اوضاع خود سر و سامان دهند.»
پس از انتشار این پیام جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نیز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اطلاعات نادرست زیادی درباره توافق احتمالی برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به برنامه هستهای ایران در حال انتشار است.»
او افزود: « نخست، ایران هیچ پولی دریافت نخواهد کرد و هیچ منبع مالی صرفا در ازای امضای توافق یا شرکت در یک نشست آزاد نخواهد شد.»
ونس تاکید کرد: «این توافق به گونهای تنظیم شده که نگرانیهای آمریکا و متحدانش در اولویت قرار گیرد. اگر جمهوری اسلامی ایران به تعهدات خود عمل کند، منافع اقتصادی برای ایران و همچنین برای کل منطقه فراهم خواهد شد. این توافق میتواند منطقه را متحول کند و به صلحی پایدار منجر شود.»
او همچنین با انتقاد از برخی گزارشها و واکنشها افزود: «در ساعات اخیر دو موضوع عجیب را در پوشش رسانهای مشاهده کردهام. نخست، افرادی که یک ماه پیش بهدرستی دونالد ترامپ را یک رییسجمهوری تاریخی میدانستند، اکنون بر اساس گزارشهای تاییدنشده رسانهای از این توافق انتقاد میکنند. دوم، کسانی که میگویند نمیتوان به حتی یک کلمه از گفتههای سپاه پاسداران اعتماد کرد، ظاهرا مطالب منتشر شده از منابع ناشناس در شبکههای اجتماعی را باور میکنند.»
معاون رییسجمهوری آمریکا در پایان تاکید کرد: «رییسجمهوری آمریکا، به هر شکل ممکن، نتیجهای مطلوب برای ما به دست خواهد آورد.»
لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکا، نیز جمعه در شبکه ایکس نوشت بسیار خوشحال است که دونالد ترامپ گزارشهای رسانههای جمهوری اسلامی درباره توافق ادعایی را جعلی خوانده، زیرا توافقی که جمهوری اسلامی توصیف کرده، «افتضاح» خواهد بود.
سناتور گراهام افزود ترامپ و ارتش آمریکا شایسته تقدیر هستند، زیرا با ترکیبی از حملات نظامی موثر و محاصره شدید، جمهوری اسلامی را به ضعیفترین وضعیت خود در ۴۷ سال گذشته رساندهاند.
سناتور گراهام نوشت نباید فراموش کرد که جمهوری اسلامی ۴۲ هزار نفر از شهروندان خود را تنها به دلیل خواست زندگی بهتر کشته و رهبران آن «نازیهای مذهبی افراطی» هستند.
سناتور گراهام ادامه داد: «در مورد هرگونه توافق احتمالی، باید آن را با برجام مقایسه کرد و امیدوارم که بسیار متفاوت باشد.»
او افزود ایده ایجاد صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران، با توجه به حاکمان کنونی این کشور، نادرست و شبیه طرح مارشال برای آلمان در حالی که نازیها همچنان در قدرت باشند، است.
او گفت: «خط قرمز دونالد ترامپ در موضوع هستهای، عدم غنیسازی بوده و امیدوارم این اصل حفظ شود.»
در همین حال، خبرگزاریهای فرانسه و رویترز بهنقل از یک مقام ارشد در دولت آمریکا که نامش اعلام نشد، گزارش دادند که جمهوری اسلامی با پنج اصل کلیدی برای توافق موافقت کرده است.
بهگفته این مقام، جمهوری اسلامی «نابودی و خارج کردن مواد هستهای»، «برچیدن برنامه هستهای»، «عدم آزادسازی هیچگونه منابع مالی تا زمان راستیآزمایی اجرای تعهدات ایران»، « باز ماندن تنگه هرمز برای کشتیرانی بینالمللی» و «پایان دادن به تامین مالی گروههای تروریستی» را پذیرفته است.
این در حالی است که رسانهها و مقامهای جمهوری اسلامی تقریبا در تمامی موارد روایتی یکسره متفاوت از متن یادداشت تفاهم مورد توافق تهران و واشینگتن بهدست داده و تاکید کردهاند که جمهوری اسلامی از خطوط قرمز خود هرگز عقبنشینی نخواهد کرد.
همزمان در حالی که امیدها برای امضای یک توافق اولیه افزایش یافته، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، صبح جمعه تاکید کرد که ایالات متحده تنگه هرمز را با کمک یا بدون کمک جمهوری اسلامی بهطور کامل بازگشایی خواهد کرد.
او گفت در حال حاضر هیچ نفت خامی از ایران از تنگه هرمز خارج نمیشود.
خبرگزاری بلومبرگ هم جمعه ۲۲ خرداد گزارش داد در حالی که بیش از ۱۰۰ روز از آغاز جنگ ایران میگذرد و تهران به طور فزایندهای تحت فشار قرار گرفته، در طول یک ماه گذشته، تقریبا هیچ نفت خام ایرانی از منطقه خارج نشده است.
این وضعیت، جمهوری اسلامی را از میلیاردها دلار درآمد نفتی محروم کرده است؛ جدا از درآمدهای قابل توجهی که از فروش فرآوردههای نفتی، گاز طبیعی، محصولات پتروشیمی و قیر به دست میآورد.
بهنوشته بلومبرگ، شاید زیانبارترین پیامد این وضعیت تاثیر آن بر تجارت دیرینه نفت ایران با چین باشد؛ رابطهای که طی سالها تحریم آمریکا دوام آورده بود، اما اکنون تحت فشار شدیدی قرار گرفته است.
بر اساس دادههای گردآوریشده از سوی بلومبرگ، صادرات نفت خام ایران به چین در ماه مه به حدود ۱۶۰ هزار بشکه در روز سقوط کرده است؛ در حالی که این رقم در ماه فوریه ۱.۸ میلیون بشکه در روز بود.
با این همه، وزیر انرژی آمریکا در سخنان روز جمعه خود گفت: «ممکن است به عنوان بخشی از امتیازاتی که ارائه میدهیم، تحریمهای حکومت ایران را بهطور جزیی رفع کنیم.»
روزنامه واشینگتنپست در گزارشی خبر داد که قطر در جریان جنگ ایران مذاکراتی پنهانی با جمهوری اسلامی انجام داده تا تاسیسات گازی خود را از حملات تهران در امان نگه دارد. قطر در واکنش، این گزارش را تکذیب و واشینگتنپست را به تلاش برای آسیب زدن به نقش میانجیگرانه دوحه متهم کرد.
واشینگتنپست در گزارش خود تاکید کرده که اقدامات پشتپرده قطر، تصویری از شیوههای پنهانی کشورهای خلیج فارس برای دور نگه داشتن خود از خسارات بزرگترین جنگ منطقه در ۲۰ سال گذشته به دست میدهد.
در این گزارش با اشاره به حمله موشکی جمهوری اسلامی به تاسیسات گازی راس لفان در قطر در اسفندماه سال گذشته، نوشته شده است این حمله بخشهایی از بزرگترین مجتمع تولید گاز طبیعی جهان را نابود کرد که نزدیک به یک پنجم گاز جهان را تامید میکند.
این حمله همچنین قراردادهای چندمیلیارد دلاری با چین و دیگر مشتریان را به خطر انداخت و چشمانداز پایان زودهنگام جنگ را با کشاندن قطر، یکی از میانجیهای کلیدی میان آمریکا و جمهوری اسلامی، به درون درگیری تیرهتر کرد.
بهنوشته واشینگتنپست این حمله اما یک پیامد پنهان دیگر نیز داشت. بهگفته مقامهای امنیتی خاورمیانه و مقامهای غربی مطلع از اطلاعات محرمانه، این حمله همچنین تلاشهای مخفیانه قطر برای خارج نگه داشتن مجتمع گازی خود، موسوم به «راس لفان»، از فهرست اهداف جمهوری اسلامی را ناکام گذاشت.
این مقامها که نامشان اعلام نشده به واشینگتنپست گفتند قطر که در پی حفاظت از مهمترین دارایی اقتصادی خود بود، در آغاز جنگ به تهران نزدیک شد و پیشنهادی ارائه کرد که به سود هر دو طرف بود: جمهوری اسلامی از حمله به راس لفان خودداری کند و در مقابل قطر به طور یکجانبه تولید گاز را متوقف کند؛ اقدامی که باعث جهش قیمت انرژی میشد و فشار اقتصادی بر آمریکا و اسرائیل برای کوتاهتر کردن جنگ وارد میکرد.
یکی از مقامهای ارشد امنیتی منطقه به این روزنامه گفت قطر چیزی در حد یک «توافق محرمانه» پیشنهاد کرد؛ توافقی که بر اساس آن دوحه متعهد میشد از نفوذ خود بر عرضه گاز برای تسریع پایان جنگ استفاده کند و در مقابل از جمهوری اسلامی تنها یک تعهد میخواست: «به ما حمله نخواهید کرد.»
یک مقام دیگر که به همان اطلاعات دسترسی داشته نیز به واشینگتنپست گفت پیام قطر به تهران این بود که: «شما بدون حمله به ما نیز به اهداف خود خواهید رسید.»
این مقامها از جمله چند نفری بودند که به شرط ناشناس ماندن درباره اطلاعات بهدستآمده از رهگیری ارتباطات و دیگر منابع اطلاعاتی با واشینگتنپست صحبت کردند.
به گفته این مقامها، قطر نتوانست تعهدی از جمهوری اسلامی دریافت کند. با این حال، روندی که پس از آن رخ داد نشان میداد که احتمال وجود یک تفاهم ضمنی دستکم بهطور موقت همچنان برقرار بوده است.
قطر در سومین روز جنگ، زمانی که جمهوری اسلامی صدها موشک و پهپاد مسلح را به سوی اهدافی در سراسر خلیج فارس شلیک کرد، مجتمع راس لفان را تعطیل کرد. در آن زمان، قطر دلیل این اقدام را «حملات نظامی علیه تاسیسات عملیاتی» اعلام کرد.
تصاویر ماهوارهای که بعدا از سوی واشینگتن پست بررسی شد، هیچ نشانه آشکاری از خسارت در راس لفان نشان نمیداد.
اظهارات مقامهای قطری نیز نگرانیها را در بازارهای جهانی انرژی تشدید کرد؛ از جمله هشدار وزیر انرژی قطر که گفته بود این جنگ «اقتصادهای جهان را به زانو در خواهد آورد.»
قطر در پاسخ به پرسشهای واشینگتن پست، هرگونه توافق محرمانه با جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت تصمیم برای توقف تولید در راس لفان صرفا بهدلیل تهدید حملات و نگرانی برای کارکنان و زیرساختهایی اتخاذ شده بود که شریان حیاتی اقتصاد این کشور محسوب میشود.
دفتر رسانهای بینالمللی قطر در بیانیهای کتبی اعلام کرد: «هرگونه ادعا مبنی بر اینکه تصمیمات عملیاتی مربوط به تولید انرژی با ایران، به نفع ایران یا با هدف تاثیرگذاری بر روند جنگ اتخاذ شده یا تاکنون اتخاذ شده باشد، کاملا نادرست است.»
قطر همچنین این ادعا را تلاشی برای «تخریب تلاشهای جاری جهت میانجیگری برای پایان دادن به درگیری، آسیب زدن به اعتبار قطر و تضعیف شراکت راهبردی میان قطر و ایالات متحده» توصیف کرد.
با وجود تکذیب رسمی گزارش از سوی قطر، این روزنامه تاکید کرده که اقدامات قطر برای ارتباط پشتپرده با جمهوری اسلامی که پیشتر گزارش نشده بود، تصویری از شیوههایی ارائه میدهد که بهگفته مقامهای امنیتی، کشورهای خلیج فارس برای محافظت از خود در میانه شدیدترین جنگ منطقه طی دهههای اخیر به کار گرفتهاند.
بهنوشته واشینگتنپست قطر امیرنشینی کوچک در خلیج فارس است که از بسیاری کشورهای دیگر آسیبپذیرتر است، اما همزمان ابزارهایی برای تاثیرگذاری بر هر دو طرف درگیری در اختیار دارد.
قطر در چارچوب نقش میانجی منطقهای خود، ارتباطات نزدیک با رهبران جمهوری اسلامی حفظ کرده است. این کشور به رهبران گروه حماس، که مورد حمایت تهران است، اجازه داده در دوحه حضور داشته باشند و همچنین در بزرگترین میدان گازی جهان با ایران شریک است.
در عین حال، قطر روابط عمیقی با ایالات متحده برقرار کرده است. پایگاه هوایی العدید بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه است. بخش زیادی از زیرساختهای انرژی قطر نیز بهطور مشترک با شرکت اکسونموبیل و دیگر شرکتهای آمریکایی اداره میشود.
پس از انتخاب مجدد دونالد ترامپ، دوحه یک فروند بوئینگ ۷۴۷ به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار را به عنوان «هدیه» به او داد که اکنون برای تبدیل شدن به نسخه ارتقا یافته هواپیمای ریاستجمهوری آمریکا در حال بازسازی است.
بهنوشته واشینگتنپست تلاش قطر برای رسیدن به توافقی پنهانی با جمهور اسلامی همچنین نشان میدهد که کشورهای خلیج فارس از همان آغاز جنگ تا چه اندازه به نفوذ خود بر عرضه انرژی بهعنوان یک اهرم نگاه کردهاند هرچند این جمهوری اسلامی بود که با تسلط بر تنگه هرمز، بیشترین بهره را از این اهرم برد.
مقامهای آمریکایی به این روزنامه گفتند سازمان سیا و مقامهای ارشد دولت ترامپ از تماس قطر با تهران مطلع بودند؛ اقدامی که میتوانست به عنوان تضعیف اهداف آمریکا و اسرائیل در کارزار نظامیشان تلقی شود.
با این حال، هیچ نشانهای از بروز شکاف در روابط دوحه و واشینگتن دیده نشده است.
ترامپ ماه گذشته در شبکههای اجتماعی نوشت که پس از درخواست رهبران پادشاهیهای خلیج فارس، که نام امیر قطر شیخ تمیم بن حمد آل ثانی را در صدر آنها ذکر کرد، از ازسرگیری حملات علیه جمهوری اسلامی خودداری کرده است.
قطر حتی پس از واگذاری نقش میانجی اصلی به پاکستان، همچنان در مذاکرات صلح با جمهوری اسلامی مشارکت داشته و چهارشنبه شب نیز هیاتی را به تهران اعزام کرد و خبر توافق جمهوری اسلامی و آمریکا بر سر متن یادداشت تفاهم اولیه برای تمدید آتشبس و مذاکرات مرتبط با برنامه هستهای پس از مذاکرات و بازگشت این هیات منتشر شد.
تاسیسات راس لفان که مقامهای امنیتی میگویند قطر در پی محافظت از آن بوده، یک مجموعه صنعتی عظیم است که تقریبا دو برابر مساحت شهر واشینگتن را در بر میگیرد. گاز طبیعی تولیدشده در این تاسیسات گاز مورد نیاز برای طیفی متنوع از اجاقهای خانگی گرفته تا نیروگاههای برق در آسیا و اروپا را تامین میکند.
شرکت دولتی قطر انرژی که راس لفان را اداره میکند، سالها به عنوان مطمئنترین تامینکننده گاز طبیعی مایع (LNG) در جهان شناخته میشد؛ بهگونهای که بهگفته مقامهای قطری و تحلیلگران انرژی، هرگز پیش از این ارسال عمدهای را از دست نداده بود. اما این روند بیوقفه در دوم مارس پایان یافت و یکی از نخستین شوکهای جنگ را به بازارهای انرژی وارد کرد.
واشینگتنپست تاکید کرده است که تعطیلی راس لفان پیش از آن رخ داد که عربستان سعودی، کویت یا دیگر کشورهای خلیج فارس اقدامات مشابهی انجام دهند و پیش از آن بود که مشخص شود تنگه هرمز برای ماهها به روی نفتکشها بسته خواهد ماند.
بهگفته مقامهای امنیتی، تماس قطر با تهران از طریق رصد ارتباطات رهبران جمهوری اسلامی کشف شد. این مقامها به منظور حفاظت از منابع اطلاعاتی، از ذکر نام افراد دخیل در مذاکرات خودداری کردند.
چندین مقام گفتند اطلاعات موجود بهروشنی نشان میداد که دوحه آماده است صرفنظر از پیامدهای اقدامش برای منافع آمریکا و اسرائیل از راس لفان محافظت کند، حتی اگر چنین اقدامی به راهبرد بقای تهران مبتنی بر ایجاد آشفتگی اقتصادی کمک میکرد.
یک مقام امنیتی منطقهای به واشینگتنپست گفت انگیزه اصلی قطر ظاهرا «جلوگیری از خسارتی بود که احتمالا ۱۰ سال زمان برای جبران لازم داشت».
او افزود که این بخشی از الگوی گستردهتر مانورهای آرام همسایگان ایران بوده است.
او گفت عربستان، کویت و دیگر کشورها نیز بهدنبال راههایی برای مهار کارزار تلافیجویانه جمهوری اسلامی بودند، اما تلاش قطر صریحتر از دیگران تلقی میشد.
به گفته این مقام، شیوه ارتباط دوحه با تهران نمونهای بود از «نحوه عملکرد سیاست موازنهسازی در پشت صحنه میان کشورهای خلیج فارس و ارتباطات آنها با حکومت ایران.»
یک مقام قطری این اظهارات را رد کرد و در عین حال تایید کرد که دوحه «بهطور کلی از جمهوری اسلامی خواسته بود حمله نکند»، اما هرگونه تلاش برای دریافت حمایت ویژه از راس لفان یا تمایل به دستکاری بازار انرژی را انکار کرد.
او گفت چنین اقدامی «سابقهای بسیار خطرناک» ایجاد میکرد و این انتظار را به وجود میآورد که «هر زمان ایران خشمگین شود ما باید عملیات خود را متوقف کنیم. در این صورت ما به این موضوع مشروعیت میبخشیدیم که هر زمان ایران با یک مساله ژئوپلیتیک مواجه شود، به ما ضربه اقتصادی بزند.»
برخی مقامهای غربی و منطقهای معتقدند قطر مایل است وضعیت موجود در ایران حفظ شود، زیرا دوحه بهشکل نامتناسبی از دسترسی مشترک دو کشور به میدان گازی پارس جنوبی ــ گنبد شمالی سود برده و دلیل این امر تا حدی ناتوانی ایران برای بهرهبرداری از بخش خود در سالهای گذشته بهواسطه تحریمهای غربی بوده است.
این مقام قطری نیز این ادعا را رد کرد که دوحه بقای حکومت دینی ایران را به سود خود میداند.
او گفت: «برای ما، ایران همیشه یک تهدید بوده است، حتی پیش از انقلاب اسلامی. این جنگ یک سناریو کابوسوار است.»
واشینگتنپست سپس با استناد به گفتههای مقامهای فعلی و سابق آمریکایی و غربی، تاکید کرده است که قطر پس از تجربه محاصره از سوی همسایگان عرب خود در سالهای گذشته و همچنین حملات اسرائیل علیه رهبران حماس در دوحه، غریزهای قوی برای حفظ بقا پیدا کرده است؛ موضوعی که میتواند هرگونه تماس احتمالی با جمهوری اسلامی را توضیح دهد.
تیمی دیویس، سفیر آمریکا در قطر از سال ۲۰۲۲ تا سال گذشته، به این روزنامه گفت: «سال گذشته اسرائیل به آنها حمله کرد؛ امسال جمهوری اسلامی به آنها حمله میکند. قطر سالها مجبور بوده در حالت بقا زندگی کند، اما بهویژه از زمان جنگ غزه این وضعیت تشدید شده و اکنون نیز در همان شرایط قرار دارد.»
دیویس گفت بعید میداند قطر با یک معامله صریح و مستقیم به تهران نزدیک شده باشد، اما در عین حال تردیدی ندارد که دوحه میتوانسته توضیح دهد برنامههای اضطراری آن «ممکن است برای تهران مثبت باشد و به کوتاهتر شدن درگیری کمک کند.»
با این حال واشینگتنپست تاکید کرده است که اگر قطر واقعا موفق شده بود برای راس لفان مصونیت بگیرد، این مصونیت عمر کوتاهی داشت.
پس از موج حملات آمریکا و اسرائیل در نخستین روز جنگ در ۹ اسفند که به کشته شدن علی خامنهای و شمار زیادی از حلقه نزدیکان او و رهبری نظامی سیاسی جمهوری اسلامی انجامید، تهران در ۱۱ اسفند با شلیک انبوهی از موشکها و پهپادها به سوی همسایگان خلیج فارس واکنش نشان داد.
در حالی که راس لفان تعطیل شده بود، مقامهای قطری درباره آنچه در این مجتمع رخ داده بود پیامهای متناقضی ارسال کردند.
سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر، در مصاحبهای که ۱۵ اسفند در روزنامه فایننشال تایمز منتشر شد، گفت: «هنوز میزان خسارت را نمیدانیم.»
او افزود: «هنوز مشخص نیست تعمیرات چقدر زمان خواهد برد ولی جنگ اقتصادهای جهان را زمینگیر خواهد کرد.»
محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، نیز در مصاحبهای جداگانه گفت راس لفان هدف «یک حمله بزرگ» قرار گرفته، اما «به شکلی معجزهآسا» خسارت اندکی دیده است.
او هشدار داد که پیامدها فراتر از عرضه گاز مایع طبیعی خواهد بود و تولید کودهای شیمیایی و دیگر محصولات را نیز مختل میکند و «امنیت غذایی بسیاری از کشورها» را تهدید خواهد کرد.
واشینگتنپست پس از بررسی بررسی تصاویر ماهوارهای نوشته است که در این دوره هیچ آسیب آشکاری در راس لفان یا دیگر نقاطی که قطر ادعا میکرد هدف حمله قرار گرفتهاند، مشاهده نمیشود.
یک مقام قطری گفت یک پهپاد به یک دیواره بتنی در راس لفان اصابت کرده بود، اما مهمات آن بهاندازهای کم بود که نه محل اصابت و نه خسارت ناشی از آن در تصاویر ماهوارهای قابل مشاهده نبود.
دفتر رسانهای قطر در بیانیه خود به واشینگتن پست که در آن تلاش برای توافق پنهانی با تهران تکذیب شده، هرگونه ادعا مبنی بر اینکه دوحه «خسارت واردشده به تاسیسات الانجی راس لفان را بزرگنمایی یا جعل کرده تا تعطیلی آن را توجیه کند» نیز بیاساس خوانده شده است.
در این بیانیه آمده است که تصمیم تعطیلی این مجموعه بر اساس «ارزیابیهای تهدید از سوی ارتش قطر» اتخاذ شد؛ ارزیابیهایی که «خطر واقعی برای جان انسانها در تاسیسات انرژی» را نشان میداد.
بیش از دو هفته بعد، در۲۷ اسفند، نگرانیهای قطر به واقعیت تبدیل شد؛ زمانی که جمهوری اسلامی پس از فلج شدن زیرساختهای گازی خود در اثر حملات هوایی اسرائیل، واکنشی شدید نشان داد و موجب شد ترامپ، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را مورد انتقاد قرار دهد.
اظهارات مقامهای قطری پس از این حمله بسیار دقیقتر از اظهاراتی بود که هنگام تعطیلی راس لفان مطرح شده بود.
سعد الکعبی گفت این حمله زیرساختهایی حیاتی را نابود کرده که نزدیک به ۲۰ درصد صادرات الانجی قطر را تشکیل میداد.
او افزود تعمیر این خسارتها بین سه تا پنج سال زمان خواهد برد و حمله موجب اختلال چندساله در ارسال محمولهها به چین، کره جنوبی و بلژیک خواهد شد.
الکعبی تاکید کرد:«این حملات فقط حمله به دولت قطر نبود، بلکه حملهای علیه امنیت و ثبات انرژی جهان بود.»
بلومبرگ در گزارشی با اشاره به ادامه محاصره دریایی بندرهای جنوبی ایران از سوی آمریکا نوشت با گرفتار شدن کشتیها و کاهش درآمدهای نفتی، تهران با انتخابهای دشواری روبهرو شده است.
بهنوشته بلومبرگ، در حالی که بیش از ۱۰۰ روز از آغاز جنگ ایران میگذرد و تهران به طور فزایندهای تحت فشار قرار گرفته، در طول یک ماه گذشته، تقریبا هیچ نفت خام ایرانی از منطقه خارج نشده است.
نفتکشهای حامل نفت ایران در داخل خلیج فارس جمع شدهاند و حتی کشتیهای خارجی مرتبط با تجارت نفت ایران نیز با حملات نیروهای آمریکایی مواجه شدهاند.
این وضعیت، جمهوری اسلامی را از میلیاردها دلار درآمد نفتی محروم کرده است؛ جدا از درآمدهای قابل توجهی که از فروش فرآوردههای نفتی، گاز طبیعی، محصولات پتروشیمی و قیر به دست میآورد.
بهنوشته بلومبرگ، شاید زیانبارترین پیامد این وضعیت تاثیر آن بر تجارت دیرینه نفت ایران با چین باشد؛ رابطهای که طی سالها تحریم آمریکا دوام آورده بود، اما اکنون تحت فشار شدیدی قرار گرفته است.
بر اساس دادههای گردآوریشده از سوی بلومبرگ، صادرات نفت خام ایران به چین در ماه مه به حدود ۱۶۰ هزار بشکه در روز سقوط کرده است؛ در حالی که این رقم در ماه فوریه ۱.۸ میلیون بشکه در روز بود.
کاهش شدید محمولههای ارسالی، همراه با افت تقاضا در چین، در شرایطی که پالایشگاههای مستقل موسوم به «تیپات» با زیانهای مالی فزاینده دستوپنجه نرم میکنند، فروشندگان را مجبور کرده است برای حجم اندک نفتی که هنوز میتوانند عرضه کنند، تخفیفهای بیشتری ارائه دهند.
در همین حال، تولیدکنندگان نفت در ابوظبی، کویت و دیگر نقاط خاورمیانه موفق شدهاند برخی نفتکشها را از تنگه هرمز عبور دهند و به بازارهای جهانی برسانند؛ موضوعی که اهرم فشار تهران بر این آبراه حیاتی و همچنین موقعیت چانهزنی جمهوری اسلامی را تضعیف کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پنجشنبه ۲۱ خرداد از نزدیکی دستیابی به توافقی با جمهوری اسلامی سخن گفت. با اینکه گمانهزنیهایی ودرباره احتمال امضای توافقی در حاشیه نشست هفته آینده رهبران گروه هفت مطرح شده، اما تهران هنوز آمادگی خود را برای چنین توافقی تایید نکرده است.
پیشرفتهای دیپلماتیک قبلی نیز نتوانستند به یک توافق نهایی منجر شوند و جمهوری اسلامی همچنان در موقعیت دشواری قرار دارد.
بهنوشته بلومبرگ در شرایطی که فشار بر بخش انرژی ایران هر روز بیشتر میشود، این پرسش مطرح است که آیا تهران شرایط آمریکا برای یک توافق صلح را خواهد پذیرفت، یا موج تازهای از حملات علیه متحدان آمریکا و کشتیها در تنگه هرمز را آغاز خواهد کرد و تنشها را در سراسر منطقه افزایش خواهد داد؟
در هر دو صورت، اقدام بعدی جمهوری اسلامی پیامدهای گستردهای برای بازار جهانی انرژی خواهد داشت.
در همین حال، معاملهگران کالا در حال گسترش تلاشهای خود برای فروش نفت ونزوئلا به بازار آسیا هستند؛ زیرا تولید نفت این کشور افزایش یافته و جنگ ایران موجب اختلال در عرضههای رقیب از خاورمیانه شده است.
اکنون هند تقریبا به همان اندازهای نفت ونزوئلا وارد میکند که چین در گذشته وارد میکرد. از زمانی که دولت ترامپ کنترل فروش نفت کاراکاس را در دست گرفته، پکن هنوز هیچ خریدی از نفت ونزوئلا انجام نداده است.


