• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

‫آتش‌بس موقت با اهداف متعارض؛ شروط واشینگتن، مطالبات تهران

آرش سهرابی
آرش سهرابی

ایران‌اینترنشنال

۱۹ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

هرچند جزییات آتش‌بس هنوز به‌طور کامل روشن نشده، مواضعی که تهران و واشینگتن به‌صورت علنی اتخاذ کرده‌اند، نه از یک توافق مشترک بلکه از نوعی وقفه موقت در درگیری‌ها حکایت دارد که بر بستری از خصومت‌های حل‌نشده شکل گرفته است.

متن کامل توافق دو طرف هنوز در دسترس نیست. کاخ سفید پیش‌تر نیز هیچ‌گاه به‌طور رسمی جزییات پیشنهاد ۱۵‌ بندی واشینگتن به تهران را تایید نکرده بود.

در سوی دیگر، رسانه‌های حکومتی در ایران روایت مفصل‌تری از شروط و مطالبات تهران منتشر کرده‌اند.

همین اطلاعات محدود به‌روشنی نشان می‌دهد که شکاف میان دو طرف همچنان عمیق است.

بر اساس گزارش‌ها، طرح پیشنهادی ایالات متحده بر مهار برنامه‌های هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی، محدودسازی حمایت از گروه‌های نیابتی در منطقه و بازگشایی تنگه هرمز تمرکز دارد.

در مقابل، طرح ۱۰‌ بندی جمهوری اسلامی مسیری کاملا متفاوت را دنبال می‌کرد؛ از جمله تاکید بر به ‌رسمیت شناخته شدن حق غنی‌سازی، رفع گسترده و موثر تحریم‌ها، دریافت غرامت، حفظ نفوذ در تنگه هرمز، خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه و پایان هرگونه حمله علیه حکومت ایران و متحدانش.

این تمایز از آن جهت اهمیت دارد که آتش‌بس هرچند می‌تواند صدای سلاح‌ها را خاموش کند، لزوما پاسخی برای پرسش سیاسی بنیادی «گام بعدی چیست؟» ارائه نمی‌دهد.

ایالات متحده اهداف کارزار نظامی اخیر خود علیه جمهوری اسلامی را چنین عنوان کرده بود: نابودی زرادخانه موشکی ایران و ظرفیت تولید آن، قطع حمایت از گروه‌های نیابتی و تضمین عدم دستیابی حکومت ایران به سلاح هسته‌ای.

در مقابل، طرح تهران آتش‌بس را نه به‌عنوان نقطه پایان، بلکه به‌مثابه آغاز یک نظم جدید تلقی می‌کرد؛ چارچوبی که در آن مولفه‌های اصلی قدرت جمهوری اسلامی حفظ شود، نه اینکه از میان برود.

مجله تایم پیش‌تر به نقل از رسانه‌های اسرائیلی و سایر منابع گزارش داد پیشنهاد آمریکا شامل برچیدن برنامه هسته‌ای، توقف غنی‌سازی اورانیوم در داخل کشور، از کار انداختن تاسیسات نطنز، اصفهان و فردو، محدودسازی فعالیت‌های موشکی، پایان حمایت از گروه‌های نیابتی و بازگشایی تنگه هرمز بوده است.

این در حالی است که جمهوری اسلامی این پیشنهاد را رد و بارها تاکید کرد به‌دنبال پایان دائمی جنگ است، نه صرفا یک آتش‌بس موقت.

گره اصلی؛ غنی‌سازی اورانیوم

هیچ موضوعی به اندازه غنی‌سازی اورانیوم اختلاف مواضع تهران و واشینگتن را بازتاب نمی‌دهد.

بر پایه گزارش‌ها، طرح ایالات متحده در پی آن است که غنی‌سازی در داخل ایران پایان یابد و تاسیسات اصلی هسته‌ای کشور برچیده شود.

اما آنچه از طرح ۱۰ بندی جمهوری اسلامی در رسانه‌های حکومتی منتشر شد، بر «حق» غنی‌سازی حکومت ایران تاکید کرده است.

طبق برخی گزارش‌ها، تاکید بر «حق غنی‌سازی» در نسخه فارسی طرح پیشنهادی جمهوری اسلامی به چشم می‌خورد، در حالی که در برخی نسخه‌های انگلیسی که به‌صورت عمومی در رسانه‌های ایرانی منتشر شده بودند، حذف شده بود.

این مساله یک اختلاف ساده در نگارش نیست، بلکه از شکاف در اصول اساسی حکایت دارد. در یک سو، واشینگتن معتقد است برنامه هسته‌ای ایران باید از اساس محدود شود. در مقابل، تهران بر حفظ غنی‌سازی تاکید دارد و هرگونه مذاکره بعدی را صرفا درباره میزان و دامنه می‌داند، نه اصل وجود آن.

تا زمانی که این مواضع بنیادین دستخوش تغییر نشود، آتش‌بس تنها می‌تواند از شدت درگیری‌ها بکاهد، اما یکی از ریشه‌های اصلی بحران کنونی همچنان حل‌نشده باقی مانده است.

سرنوشت گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی

همین اختلاف در مورد متحدان منطقه‌ای حکومت ایران نیز وجود دارد. دولت دونالد ترامپ اعلام کرده یکی از اهداف اصلی‌اش قطع پشتیبانی جمهوری اسلامی از نیروهای نیابتی است.

همچنین گزارش‌ها درباره پیشنهاد ۱۵ ماده‌ای کاخ سفید نشان می‌داد واشینگتن خواستار توقف تامین مالی و تسلیحاتی این گروه‌ها از سوی تهران است.

این در حالی است که جمهوری اسلامی نه‌تنها بر توقف حملات علیه مواضع خود، بلکه بر پایان دادن به اقدامات نظامی علیه متحدانش نیز تاکید داشت و در طرح ۱۰ ‌ماده‌ای خود خواستار خاتمه درگیری‌ها در تمامی جبهه‌ها، از جمله لبنان، شد.

این اختلاف تنها در سطح نظری باقی نماند و بلافاصله پس از اعلام آتش‌بس آشکار شد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد اسرائیل از آتش‌بس موقت میان واشینگتن و تهران حمایت می‌کند، اما در عین حال، به عملیات خود علیه مواضع حزب‌الله در لبنان ادامه خواهد داد؛ موضوعی که مستقیما ادعاهای مربوط به شمول لبنان در توافق آتش‌بس را زیر سوال برد.

دفتر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در بیانیه‌ای اعلام کرد این کشور از تلاش‌های ترامپ برای اطمینان از اینکه «ایران دیگر تهدیدی هسته‌ای، موشکی و تروریستی برای آمریکا، اسرائیل، همسایگان عرب ایران و جهان نباشد»، حمایت می‌کند.

با این حال، در این بیانیه تصریح شده که آتش‌بس دو هفته‌ای شامل لبنان نمی‌شود.

در چنین وضعیتی، اگر یک طرف نیروهای نیابتی را تهدیدی بداند که باید حذف شود و طرف دیگر آن‌ها را مشمول آتش‌بس و شایسته حمایت تلقی کند، این توافق نمی‌تواند در مسیر حل‌وفصل بُعد منطقه‌ای مناقشه گام بردارد.

تنگه هرمز، تحریم‌ها و حضور نظامی آمریکا در منطقه

از دیگر موارد اختلاف جمهوری اسلامی و ایالات متحده می‌توان به سرنوشت تنگه هرمز اشاره کرد.

برای واشینگتن، بازگشایی تنگه هرمز یکی از شروط اصلی کاهش تنش‌ها به ‌شمار می‌رفت. در مقابل، تهران در نسخه‌های منتشرشده از طرح ۱۰ ماده‌ای، تداوم کنترل خود بر این آبراه راهبردی را به‌عنوان بخشی از نظم جدید پساجنگ معرفی و آن را تبلیغ می‌کرد.

روزنامه گاردین، خبرگزاری آسوشیتدپرس و رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران گزارش دادند بر اساس توافق آتش‌بس موقت، عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز با نظارت نظامی جمهوری اسلامی انجام خواهد شد.

به گزارش آسوشیتدپرس، همچنین بر پایه این توافق، ایران و عمان می‌توانند از شناورهای عبوری عوارض دریافت کنند.

این در حالی است که سعيد المعولی، وزیر حمل و نقل عمان، اعلام کرد طبق توافقات، امکان اعمال هزینه برای عبور شناورها از تنگه هرمز وجود ندارد.

برقراری آتش‌بس موقت شاید از شدت بحران فوری کشتیرانی کاسته باشد، اما نمی‌توان آن را به معنای وجود توافقی بنیادین بر سر این گذرگاه حیاتی دانست.

چنین شکاف‌های اساسی در موضوعاتی چون رفع تحریم‌های جمهوری اسلامی و حضور نیروهای آمریکایی در منطقه نیز به‌وضوح دیده می‌شود.

گزارش‌ها حاکی از آن است که آمریکا تنها در صورتی به کاهش تحریم‌های جمهوری اسلامی تن خواهد داد که امتیازات عمده‌ای در حوزه‌هایی چون غنی‌سازی، برنامه موشکی و گروه‌های نیابتی ارائه شود.

در مقابل، طرح پیشنهادی تهران بر لغو کامل تحریم‌های اولیه و ثانویه، پایان اقدامات سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، پرداخت غرامت و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه تاکید دارد.

این دو رویکرد راه‌های متفاوت برای یک هدف مشترک نیستند، بلکه پاسخ‌های متفاوت به پرسش‌هایی ساده‌اند: کدام طرف بدون محدودیت از جنگ خارج می‌شود و کدام طرف با دست برتر میدان را ترک می‌کند؟

شواهد موجود نشان می‌دهد دونالد ترامپ طرح ۱۰‌ بندی جمهوری اسلامی را به‌عنوان «مبنایی قابل‌کار» برای مذاکرات توصیف کرده است، اما شواهد از این فرضیه که واشینگتن شروط تهران را پذیرفته است، پشتیبانی نمی‌کند.

جمع‌بندی محتاطانه این است: جمهوری اسلامی خواسته‌های خود را به شکلی روشن و کم‌سابقه مطرح کرده، در حالی که کاخ سفید بخش زیادی از مواضعش را در قالب گزارش‌ها و اهداف کلی جنگی نگه داشته است.

در چنین شرایطی، هر دو طرف می‌توانند خود را «پیروز» میدان نشان دهند. ایالات متحده تاکید می‌کند که فشار نظامی جمهوری اسلامی را به میز مذاکره کشانده است. در مقابل، تهران معتقد است که «مقاومتش» سبب شده آمریکا «عقب‌نشینی کند».

اگر قرار باشد این آتش‌بس به توافقی پایدار تبدیل شود، مذاکراتی که برای جمعه ۲۱ فروردین در پاکستان برنامه‌ریزی شده باید این اختلاف‌ها را کاهش دهد، نه اینکه صرفا حل‌وفصل آن‌ها را به تعویق بیندازد.

این در حالی است که روز نخست آتش‌بس با حمله به پالایشگاه لاوان ایران و حملاتی در کویت همراه بود.

‏پرسش اساسی، به‌ویژه برای ایرانیانی که زیر سایه پیامدهای جنگ و حاکمیت جمهوری اسلامی زندگی می‌کنند، این است که آیا این آتش‌بس می‌تواند فراتر از یک کاهش موقتی در سطح تنش‌ها عمل کند یا خیر؛ و مهم‌تر از آن، آیا اساسا می‌توان چشم‌اندازی برای یک تغییر واقعی در ایران متصور شد یا نه.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد
۱

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد

۲

نیک واکر آمریکایی قهرمان مستر المپیا ۲۰۲۶ شد

۳

قوه قضاییه به‌دلیل تماس فیزیکی دو بازیگر علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد

۴

هیئت مذهبی در محور کشتار؛‌ ابعاد سرکوب انقلاب ملی در خراسان شمالی

۵

رییس منچسترسیتی پس از اتهامات گسترده مالی: بی‌گناهی باشگاه را اثبات می‌کنیم، مطمئنیم

انتخاب سردبیر

  • ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

    ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

  • وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

    وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

  • «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟
    تحلیل

    «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟

  • وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟
    تحلیل

    وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟

  • تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

    تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

  • واکنش گسترده جهانی به آتش‌بس موقت در جنگ ایران؛ تنگه هرمز و دیپلماسی در کانون توجه

    واکنش گسترده جهانی به آتش‌بس موقت در جنگ ایران؛ تنگه هرمز و دیپلماسی در کانون توجه

  • واکنش شهروندان به آتش‌بس موقت؛ از خشم و ناامیدی تا امید به «تاکتیک پنهان»

    واکنش شهروندان به آتش‌بس موقت؛ از خشم و ناامیدی تا امید به «تاکتیک پنهان»

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.