عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر از «سرکوب خونین» اعتراضات در ایران خبر دادند
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر اعلام کردند مقامهای جمهوری اسلامی از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ سرکوبی مرگبار علیه معترضان در سراسر ایران به راه انداختهاند که با استفاده غیرقانونی نیروهای امنیتی از زور و سلاح گرم و همچنین بازداشتهای گسترده و خودسرانه همراه بوده است.
در این گزارش که پنجشنبه ۱۸ دی منتشر شد آمده است که یافتههای این دو سازمان نشان میدهد نیروهای امنیتی، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی حکومت ایران که با نام اختصاری فارسی «فراجا» شناخته میشود، برای متفرق کردن، ارعاب و مجازات معترضان عمدتا مسالمتجو از تفنگ، شاتگانهای مجهز به ساچمههای فلزی، ماشین آبپاش، گاز اشکآور و ضربوشتم استفاده کردهاند.
بر اساس اطلاعات موثق گردآوریشده از سوی این دو سازمان، این سرکوب بین ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ تا ۳ ژانویه ۲۰۲۶ به کشته شدن دستکم ۲۸ معترض و رهگذر، از جمله کودکان، در ۱۳ شهر از هشت استان انجامیده است.
دیانا الطحاوی، معاون مدیر منطقه خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بینالملل، گفت افرادی که «جرات کردهاند خشم خود را از دههها سرکوب ابراز کنند و خواهان تغییرات بنیادین شوند»، بار دیگر با الگویی مرگبار از شلیک غیرقانونی، تعقیب، بازداشت و ضربوشتم روبهرو شدهاند؛ صحنههایی که به گفته او یادآور خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ است.
او خواستار آن شد که «شورای عالی امنیت ملی» فورا دستور توقف استفاده غیرقانونی از زور و سلاح گرم را صادر کند.
این دو سازمان گفتند اعتراضات ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ پس از سقوط شدید ارزش پول ملی و در میانه تورم بالا، سوءمدیریت مزمن دولت در خدمات ضروری از جمله دسترسی به آب، و بدتر شدن شرایط زندگی آغاز شد.
به گفته آنان، اعتراضات با تعطیلی مغازهها و اعتصاب در بازار بزرگ تهران شروع شد و بهسرعت در سطح کشور گسترش یافت و به تظاهرات خیابانی تبدیل شد که خواستار سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و مطالبهگر حقوق بشر، کرامت و آزادی بود.
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر هشدار دادند صدها نفر تاکنون بهطور خودسرانه بازداشت شدهاند و در معرض خطر شکنجه و دیگر بدرفتاریها قرار دارند.
مایکل پیج، معاون مدیر خاورمیانه و شمال آفریقای دیدبان حقوق بشر، گفت تکرار و تداوم استفاده غیرقانونی از زور، از جمله زور مرگبار، همراه با مصونیت ساختاری عاملان نقضها، نشان میدهد سرکوب اعتراضات با چنین سلاحهایی همچنان «بهعنوان سیاست حکومتی» ریشهدار است.
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر اعلام کردند با ۲۶ نفر از جمله معترضان، شاهدان عینی، مدافعان حقوق بشر، روزنامهنگاران و یک کادر درمانی گفتوگو کردهاند، بیانیههای رسمی را بررسی و دهها ویدیوی تاییدشده را تحلیل کردهاند.
همچنین یک آسیبشناس مستقل که عفو بینالملل با او مشورت کرده، تصاویر معترضان کشته یا مجروح را بررسی کرده است.
این دو سازمان گفتند مقامهای ارشد حکومتی معترضان را «آشوبگر» خوانده و وعده برخورد «قاطع» دادهاند.
بر اساس این گزارش، در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ و همزمان با کشته شدن دستکم ۱۱ معترض، علی خامنهای گفت «آشوبگران باید سر جای خود نشانده شوند» و همان روز سپاه استان لرستان اعلام کرد دوره «مدارا» تمام شده و با «آشوبگران، سازماندهندگان و رهبران جنبشهای ضد امنیت» «بدون اغماض» برخورد خواهد کرد.
در ۵ ژانویه ۲۰۲۶ نیز رییس قوه قضاییه حکومت ایران به دادستانها دستور داد با معترضان «هیچگونه تساهلی» نشان ندهند و رسیدگیها را تسریع کنند.
این گزارش میگوید هر ۲۸ قربانی با شلیک نیروهای امنیتی کشته شدهاند، از جمله با ساچمههای فلزی شلیکشده از شاتگان. مقامها مسئولیت کشتارها را انکار کردهاند و به گفته این دو سازمان، برخی خانوادهها تحت فشار قرار گرفتهاند تا در رسانههای دولتی مرگ عزیزانشان را به «حوادث» یا «معترضان» نسبت دهند و در صورت نپذیرفتن، با تهدید «اقدام تلافیجویانه» و «دفن مخفیانه» روبهرو شدهاند.
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر گفتند معترضان عمدتا مسالمتجو بودهاند و هرچند برخی تصاویر و گزارشها از رفتار خشونتآمیز بعضی معترضان وجود دارد، اما در همه موارد تیراندازیهایی که بررسی کردهاند «هیچ تهدید قریبالوقوعی» وجود نداشته که استفاده از سلاح گرم را توجیه کند.
طبق این گزارش، مرگبارترین سرکوب در استانهای لرستان و ایلام رخ داده و دستکم هشت نفر در لرستان و پنج نفر در ایلام کشته شدهاند.
استانهای چهارمحالوبختیاری، فارس و کرمانشاه نیز هرکدام دستکم چهار کشته داشتهاند و در اصفهان، همدان و قم نیز هرکدام یک کشته ثبت شده است.
در گزارش، نمونههایی از تیراندازی در ازنا (لرستان) و ملکشاهی (ایلام) با روایت شاهدان و ویدیوهای تاییدشده آمده و نام چند قربانی ذکر شده است.
همچنین آمده است مقامها همچنان پیکر طاها صفری، ۱۶ ساله، را تحویل ندادهاند و یک منبع آگاه به عفو بینالملل گفته خانواده او پس از مراجعه به کلانتری، در میان تصاویر اجساد، فرزندشان را شناسایی کردهاند و در تصویر «آسیب شدید به سر» دیده میشد.
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر همچنین از شمار بالای مجروحان بر اثر استفاده گسترده از ساچمههای فلزی خبر دادهاند، از جمله آسیبهای سر و چشم، و نیز جراحات ناشی از ضربوشتم و تیراندازی با تفنگ.
این گزارش میگوید حضور نیروهای امنیتی در بیمارستانها باعث شده بسیاری از مجروحان از مراجعه برای درمان منصرف شوند و خطر مرگ افزایش یابد.
در ۴ ژانویه ۲۰۲۶، به گفته یک مدافع حقوق بشر و بر اساس ویدیوهای تاییدشده، نیروهای ویژه فراجا و سپاه به بیمارستان خمینی در ایلام حمله کردند، به محوطه بیمارستان ساچمه فلزی و گاز اشکآور شلیک کردند، شیشه درها را شکستند و بیماران، همراهان و کارکنان درمانی را کتک زدند.
در بخش بازداشتها، این دو سازمان گفتهاند نیروهای امنیتی صدها نفر، از جمله کودکانی کمتر از ۱۴ سال، را هنگام متفرق کردن تجمعها و در یورشهای شبانه به خانهها بازداشت کردهاند و برخی نیز از بیمارستانها برده شدهاند.
به گفته آنان، شماری از بازداشتشدگان دچار ناپدیدسازی قهری و بازداشت در شرایط قطع ارتباط شدهاند و در معرض خطر شکنجه و بدرفتاری قرار دارند.
گزارش همچنین به پخش «اعترافات اجباری» اشاره میکند و میگوید خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه، در ۵ ژانویه ۲۰۲۶ «اعترافات» یک زن ۱۸ ساله و یک دختر ۱۶ ساله را پخش کرده و آنها را به «هدایت آشوبها» متهم کرده است.
عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر از دولتهای عضو سازمان ملل و نهادهای منطقهای مانند اتحادیه اروپا خواستند بهشکل علنی و صریح این وقایع را محکوم کنند و اقدام دیپلماتیک فوری انجام دهند تا مقامهای ایرانی به خونریزی پایان دهند.
این دو سازمان با اشاره به «فضای مصونیت ساختاری» که امکان ارتکاب جرایم تحت حقوق بینالملل را فراهم کرده، از جمله قتل، شکنجه، تجاوز و ناپدیدسازی قهری برای حذف و مجازات مخالفتها، از مقامهای قضایی دیگر کشورها خواستند بر اساس اصل صلاحیت جهانی تحقیقات کیفری را آغاز کنند و برای افراد مظنون به مسئولیت، حکم بازداشت صادر کنند.
آنها همچنین تاکید کردند مقامهای ایرانی باید هر فردی را که صرفا بهدلیل مشارکت مسالمتآمیز در اعتراضات یا ابراز حمایت از آن بازداشت شده، فورا و بدون قید و شرط آزاد کنند و همه بازداشتشدگان باید از شکنجه و بدرفتاری محافظت شوند و بیدرنگ به خانواده، وکیل و خدمات درمانی لازم دسترسی داشته باشند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.