شاهزاده رضا پهلوی: نیازی به مداخله نظامی نیست، تغییر در ایران بهدست خود مردم رقم میخورد
شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگویی با روزنامه والاستریت ژورنال با طرح این موضع که «تغییر در ایران در نهایت به دست خود مردم ایران رقم خواهد خورد»، ایده «مداخله به سبک ونزوئلا» از سوی آمریکا را برای ایران ضروری ندانست.
او در این گفتوگو که دوشنبه ۱۵ دی منتشر شد، تاکید کرد که پاسخگو کردن رهبر جمهوری اسلامی باید در چارچوبی انجام شود که «در اختیار مردم ایران» باشد و دولتهای جهان صرفا باید نقش حمایتی از مبارزه ایرانیان برای رهایی از دیکتاتوری مذهبی ایفا کنند.
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به اعتراضات سراسری در ایران گفت: «این گستردهترین و قویترین جنبشی است که تاکنون دیدهایم: در بیش از ۱۰۰ شهر و بیش از ۲۰ استان. این وضعیت بیسابقه است. فرصتی طلایی است که نباید از دست برود.»
شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به این سوال که آیا آمریکا باید همان کاری را در ایران انجام دهد که در ونزوئلا انجام داد، از جمله خارج کردن علی خامنهای و محاکمه او، گفت: «فکر نمیکنم چنین اقدامی ضروری باشد. موضوع دخالت خارجی، چه نظامی و چه از طریق عملیات ویژه، مطرح نیست زیرا این رژیم در حال فروپاشی است و در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد.»
او افزود: «ایرانیان در خیابانها هستند و نهتنها علیه فلاکت اقتصادی اعتراض میکنند، بلکه آشکارا خواستار پایان این رژیماند. فکر نمیکنم در ۴۶ سال گذشته هرگز شاهد چنین مطالبه روشن، صریح و گستردهای از سوی مردم ایران بوده باشیم.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «در ایران با یک دیکتاتوری خشن روبهرو هستیم که مردم خود را به شدیدترین شکل سرکوب کرده است. مردمی بیدفاع و غیرمسلح سالهاست در برابر این رژیم مقاومت میکنند. این مبارزه از سالها پیش آغاز شده است. آخرین خیزش بزرگ، قیام مهسا امینی بود؛ زمانی که مرگ یک زن ۲۲ ساله کُرد به دست رژیم، در سپتامبر ۲۰۲۲، به اعتراضات سراسری انجامید.»
او افزود:«آنچه امروز متفاوت است این است که این بار فرصتی واقعی برای به سرانجام رساندن کار و خلاص شدن از این رژیم وجود دارد. بهنوعی میتوان گفت همه شرایط فراهم شده است؛ شرایط در سطوح مختلف برای فروپاشی این رژیم مهیاست.»
شاهزاده رضا پهلوی در ادامه گفتوگوی خود با روزنامه والاستریت ژورنال به نقش دولتهای آمریکا در جریان اعتراضات قبلی اشاره کرد و گفت: «در سال ۲۰۰۹، زمانی که جنبش سبز در حال شکلگیری بود، فردی به نام باراک اوباما در کاخ سفید حضور داشت. واکنش دولت او این بود که موسوی و حامیانش خواستار حمایت خارجی نشدهاند. این کاملاً برخلاف انتظاری بود که مردم ایران داشتند، زیرا شعار خیابانها آن زمان این بود: «اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما.» نسل جنبش سبز عملا قربانی شد.»
او افزود: « در زمان قیام مهسا امینی، فردی به نام جو بایدن در کاخ سفید بود؛ بایدنی که به رژیم اسلامی اجازه داد به بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی دسترسی پیدا کند؛ پولی که اساسا نباید به آن دست مییافت. رژیم این منابع را نه برای بهبود وضعیت مردم یا اقتصاد، بلکه برای تقویت نیروهای نیابتی خود هزینه کرد؛ و این مسیر در نهایت به هفتم اکتبر انجامید.»
شاهزاده رضا پهلوی شرایط امروز را متفاوت دانست و گفت: «امروز، یک نخستوزیر بسیار قدرتمند در اسرائیل داریم که آشکارا در کنار ما ایستاده است. و رییسجمهوری ترامپ، برخلاف پیشینیان خود، مسیر کاملا متفاوتی در قبال ایران امروز در پیش گرفته است. همچنین مارکو روبیو در وزارت امور خارجه حضور دارد و من معتقدم او شاید نخستین وزیر امور خارجه ایالات متحده از زمان انقلاب ایران باشد که مساله ایران را واقعا درک میکند.»
شاهزاده رضا پهلوی در تشریح وضعیت فعلی جمهوری اسلامی گفت:« اکنون رژیم دچار آشفتگی است. شکافها و اختلافات داخلی بیشتر شدهاند. شاهد افزایش جداییها و ریزشها هستیم. علاوه بر این، وضعیت اقتصادی فاجعهبار است. ارزش پول ملی به بدترین سطح خود رسیده است. مردم به نقطه انفجار رسیدهاند. کمبود آب وجود دارد. حتی پیشنهاد دادهاند که پایتخت از تهران به جای دیگری منتقل شود، چون آب وجود ندارد. مردم میگویند باید پیش از آنکه خیلی دیر شود، کشورمان را پس بگیریم.»
او درباره ارتباط خود با داخل ایران گفت: «به لطف شبکههای اجتماعی و پیشرفتهای فناورانه، ارتباط برقرار کردن دیگر کار پیچیدهای نیست. این وضعیت اصلا قابل مقایسه با زمانی نیست که بلافاصله پس از درگذشت پدرم در قاهره بودم. آن زمان بهسختی میتوانستیم حتی یک تماس خارجی با اروپا برقرار کنیم، چه برسد به ایران. اما جدایی جغرافیایی هرگز برای من به معنای قطع ارتباط با ایران نبوده است. من تمام زندگیام را وقف خدمت به هممیهنانم کردهام. میدانستم که این روز فرا خواهد رسید. همیشه به آن باور داشتم و همین باور در تمام این سالها مرا سرپا نگه داشته است.»
شاهزاده رضا پهلوی در بخش دیگری با اشاره به اینکه در ۶۵ سالگی، جوانان ایرانی او را «پدر» میخوانند، این لقب را بهتری چیزی دانست که میتوان شنید.
او گفت:« من واقعا به این نقش باور دارم. بهعنوان خدمتگزار ملت، بهعنوان پدر ملت، نقش طبیعی من این است که همان کاری را انجام دهم که هر پدری برای فرزندانش میکند: کنارشان بودن، راهنمایی کردن، مشورت دادن؛ نه اینکه به جای آنها تصمیم بگیرم، بلکه کمکشان کنم بهترین تصمیم ممکن را بگیرند. اینکه بتوانند به تجربه من تکیه کنند و بدانند من هیچ منفعت شخصیای ندارم جز منافع ایران.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «فکر میکنم ایرانیان دوباره در حال پیدا کردن مسیر خود هستند، و من اینجا هستم تا کمک کنم. و به درخواست خودشان، برای رهبری این گذار قدم پیش گذاشتهام. به گمانم آنها تشخیص دادهاند که من نوعی نقش تقریبا طبیعی دارم؛ نقشی که بسیار فراتر از این است که آینده ایران یک پادشاهی باشد یا جمهوری. موضوع این نیست. موضوع حق تعیین سرنوشت است. موضوع آزادی است. موضوع بازسازی کشورمان است.»
او تاکید کرد:«من اکنون در موقعیتی هستم که بتوانم با صراحت بگویم از من چیزی جز نهایت تعهدم برای خدمت به منافع کشورمان و منافع شما انتظار نداشته باشید. میتوانید روی این حساب کنید که من یک داور بیطرف خواهم بود؛ کسی که جانب هیچ طرفی را نمیگیرد، از گزینهای خاص دفاع نمیکند، بلکه میخواهد تضمین کند که ما یک روند واقعا دموکراتیک داشته باشیم تا ایرانیان بتوانند روزی خودشان آیندهشان را تعیین کنند. این دستور کار من است و کاری است که همین حالا در حال انجامش هستم.»
شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به اقدامات خود از جمله در زمینه ریزش و جدایی نیروها از جمهوری اسلامی و پروژه شکوفایی ایران گفت: «هدف این است که به ملت ایران و همچنین به جهان توضیح دهیم که ما برای این گذار برنامه داریم. ما میخواهیم اطمینان حاصل کنیم که این گذار به شکلی روان و کمتنش انجام میشود و جهان نگران هرجومرج پس از فروپاشی این رژیم نخواهد بود. همچنین میخواهیم از تکرار اشتباهاتی که در برخی تحولات سیاسی منطقه شاهد آن بودهایم جلوگیری کنیم. یک نمونه بارز، سقوط صدام حسین و روند موسوم به «بعثزدایی» است. بسیار مهم است که از تکرار چنین سناریویی پرهیز شود.»
او در پاسخ به این سوال که آیا خود را شاه بعدی ایران میداند، گفت: «پاسخ صادقانه من این است که تنها تمرکز من در حال حاضر این است که مطمئن شویم یک گذار دموکراتیک موفق خواهیم داشت. برای اینکه بتوانم بهترین خدمت را به این روند بکنم، باید از هر گزینه مشخصی فاصله بگیرم و اجازه بدهم روند قانون اساسی تعیین کند که اکثریت مردم چه شکل نهایی از نظام دموکراتیک را میخواهند.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «آنچه من پیشنهاد میکنم یک دولت موقت، یک دولت انتقالی است؛ مرحلهای که بلافاصله پس از فروپاشی رژیم آغاز میشود. ما وارد دورهای خواهیم شد که در آن باید امور موقت کشور اداره شود. دولت انتقالی سیستم را فعال و در حال کار نگه میدارد، اما همزمان زمینه تشکیل مجلس مؤسسان را فراهم میکند؛ مجلسی که به همه مسائل مربوط به قانون اساسی آینده، شکل نظام و جدایی دین از دولت خواهد پرداخت. من فکر میکنم یک گفتوگوی سالم میان جمهوریخواهان و مشروطهخواهان میتواند شکل بگیرد.
او درباره ترکیب دولت موقت مورد نظر خود گفت: «این دولت ترکیبی خواهد بود از عناصر مختلفی که هماکنون در داخل ایران حضور دارند؛ بسیاری از آنها را به دلایل روشن نمیتوانیم زودتر از موعد معرفی کنیم، چون میخواهیم از هویتشان محافظت کنیم. تیم من با افراد زیادی در حوزه دانشگاهی، تکنوکراتها، بوروکراتها و دیگرانی که هماکنون داخل ایران هستند در تماس است؛ کسانی که خلأها را پر خواهند کرد و بخشی از این فرایند خواهند بود. همچنین افرادی خارج از ایران که تواناییها و تخصص لازم برای مشارکت را دارند. این یک وضعیت ترکیبی خواهد بود، اما احتمالاً اکثریت آنها از داخل کشور خواهند آمد.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین در پاسخ به این سوال که فکر میکند چه زمانی به ایران بازخواهد گشت، گفت: «امیدوارم هرچه زودتر. لازم است آنجا باشم تا به هممیهنانم کمک کنم. به دلایل روشن نمیتوانم اکنون آنجا باشم، چون هدف شماره یک این رژیم هستم و آنها میکوشند مرا از صحنه حذف کنند. اما برای یک هدف والا باید آماده فدا کردن جان خود بود. دوست دارم بتوانم در کنار برادران و خواهرانم باشم و آخرین نبردها را در کنارشان بجنگم. خودم را آماده کردهام تا به محض فراهم شدن فرصت وارد عمل شوم.»
او در پایان گفتوگوی خود با روزنامه والاستریت ژورنال تاکید کرد: «دغدغه من قرار گرفتن در جایگاه حکومت یا قدرت اجرایی نیست. اداره امور کشور را به دیگران واگذار میکنم. فکر میکنم نقش من بسیار عمیقتر و ارزشمندتر از آن است که در یک موقعیت اجرایی مشخص محدود شود. میدانید، زمان لازم است تا یک ملت— ملتی که بهشدت آسیب دیده، افسرده، سرخورده، فریبخورده و به آن دروغ گفته شده— دوباره به وضعیت عادی بازگردد.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «بخش اقتصادی کار سادهتر است، اما بخش روانی و سازگاری با این واقعیت جدید، دستکم چند نسل زمان خواهد برد. این تقریباً شبیه اختلال استرس پس از سانحه است. زنی که مورد تجاوز قرار گرفته باشد، هرگز همان زن سابق نخواهد شد. یک ملت مورد تجاوز قرار گرفته است و زمان لازم است تا مردم بتوانند بر این زخم غلبه کنند.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.