انتقاد شهروندان از تشدید آلودگی هوا: نفس کشیدن در ایران به چالشی روزمره تبدیل شده است
آلودگی هوا در شهر تبریز
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال درباره تداوم آلودگی شدید هوا در دهها شهر ایران، تصویری روشن از عمق درماندگی عمومی و احساس «بیپناهی» در برابر بحران ترسیم میکند؛ وضعیتی که بسیاری از شهروندان آن را نه یک رخداد طبیعی، بلکه پیامد ساختاری سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی میدانند.
با تعطیلیهای سریالی مدارس، دانشگاهها و ادارات، شکایتها و هشدارهای مردمی درباره تاثیر مستقیم آلودگی هوا بر سلامت، اقتصاد، روان و زندگی روزانه رو به افزایش است.
از این رو، ایراناینترنشنال از مخاطبان خود خواست از تاثیر آلودگی هوا بر زندگی روزانه خود بگویند.
سرفه و سوزش چشم مشکل فراگیر ایرانیان شده
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال در پاسخ گفت: «همه خانواده در حال سرفه کردن هستند. بیماری پشت بیماری میآید... اینجا هوا نیست، حقوق کفاف نمیدهد و فقر امان مردم را بریده است.»
مخاطبی دیگر خود را جانباز شیمیایی و ساکن کرج معرفی کرد و افزود بهندرت از خانه خارج میشود، اما روزی برای انجام کار اداری بهمدت سه ساعت بیرون بود، یک شبانهروز کامل بهخاطر وضعیت هوا، دچار خوابآلودگی شد.
آمیتیس رمضانی، رییس انجمن متخصصان عفونی کشور، یکشنبه دوم آذر در مصاحبه با روزنامه شرق گفت آلودگی هوا میتواند عامل بروز بیماریهای تنفسی همچون برونشیت مزمن و آسم شود.
مخاطبی از تهران در پیام خود نوشت: «الان چند روز است خودم، همسر و کودکانم خیلی سرگیجه و نفستنگی داریم... آلودگی دارد جان تکتکمان را میگیرد.»
پیام دیگری نیز از مشکل چشمی ناشی از آلودگی هوا خبر داد: «چشمهایم خیلی میسوزد؛ طوری است که نمیتوانم بازش کنم.»
پیامهای دریافتی نشان میدهد آلودگی هوا نهتنها سلامت جسمی که روان و رفتار اجتماعی مردم را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
یکی از شهروندان نوشت: «خلقوخوی مردم بهشدت عصبی، درهم و گرفته و رفتارها غیرنرمال شده. همین باعث کمکاری، درگیری و ناقص بودن تمام کارها شده است.»
مخاطب دیگری نوشت: «حالمان بد است. همه داریم از افسردگی میمیریم.»
وضعیت قرمز در شماری از شهرهای ایران
کیفیت هوای شماری از شهرهای ایران مانند اصفهان، قزوین و تهران دوم آذر در وضعیت قرمز و خطرناک برای همه افراد جامعه قرار گرفت.
اداره کل حفاظت محیطزیست آذربایجان غربی دوم آذر اعلام کرد هوای پنج شهر ارومیه، مهاباد، شاهیندژ، خوی و پیرانشهر برای چهارمین روز متوالی آلوده است.
مدارس و دانشگاههای اهواز، کارون، باوی، حمیدیه، هویزه، دشت آزادگان و شوشتر در استان خوزستان نیز بهدلیل آلودگی شدید هوا غیرحضوری شدند.
در استان آذربایجان شرقی بهدلیل آلودگی هوا، مدارس، دانشگاهها و ادارات شهرهای تبریز، اسکو، آذرشهر، عجبشیر، بناب و شبستر تعطیل هستند.
در استان مرکزی مدارس همه مقاطع در شهرهای اراک، ساوه، شازند و چند روستای اطراف بهصورت غیرحضوری برگزار شدند.
در استان البرز هم مهدهای کودک و مراکز پیشدبستانی تعطیل بودند.
پیشتر حسن عباسنژاد، دبیر کارگروه کاهش آلودگی هوای استان تهران، اعلام کرده بود با وجود وضعیت قرمز آلودگی و توصیه کارشناسان به تعطیلی پایتخت در تاریخ دوم آذر، تصمیم نهایی در پی مخالفت شدید وزارت آموزش و پرورش با تعطیلی مدارس اتخاذ نشد.
با این حال، خبرگزاری فارس گزارش داد مدارس ابتدایی استان تهران به استثنای فیروزکوه، چهارم و پنجم آذر تعطیل خواهند بود.
در برخی دیگر از استانها هم از همین حالا تصمیماتی برای تعطیلی در روزهای آینده گرفته شده است.
آموزش و پرورش خراسان رضوی اعلام کرد مدارس کل این استان سهشنبه چهارم آذر بهدلیل تداوم آلودگی هوا و کنترل انتقال بیماریهای تنفسی تعطیل خواهند بود.
همچنین بنا بر اعلام اداره کل مدیریت بحران استانداری اصفهان، همه مقاطع و دانشگاههای اصفهان و چند شهرستان چهارم و پنجم آذر بهصورت غیرحضوری و مهدکودکها و مراکز ورزشی تعطیل خواهند بود.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال درباره تاثیر آلودگی هوا بر زندگی روزمره نوشت: «تعطیلی ادارات، مدارس، دانشگاهها و ارگانها، انجام ندادن امور اداری مردم و ایجاد هزینههای سنگین برای ما، دمار از روزگار مردم درآورده.»
او اضافه کرد: «اگر در ایران با جمهوری اسلامی یک روز عادی را تجربه کنیم، برای ما غیرعادی است.»
نفس کشیدن سخت شده است
پیامها نشان میدهد آلودگی شدید نهتنها تهران و کلانشهرها، بلکه شهرهای کوچک و حتی روستاها را نیز درگیر کرده است.
یک مخاطب از استان زنجان نوشت: «صبح زود، قبل از اینکه خیابانهای شهر کوچک ما از خودرو پر شود، وقتی از منزل خارج میشوی، بوی بسیار آزاردهندهای بر گلوی انسان فشار میآورد.»
از گیلان نیز روایت یکی از شهروندان چنین بود: «امروز شهرستان تالش به حدی آلوده بود که اصلا دید نداشتیم.»
بسیاری از مخاطبان در پیامهای خود بر یک نکته مشترک تاکید کردند: سختی تنفس.
عباراتی مانند «دیگر نفس کشیدن سخت شده»، «واقعا نفس کشیدن مشکل است» و «آلودگی خطرناک و غیرقابل تحمل شده» بارها در پیامها آمده است.
شهروندی از تهران گفت: «شدت آلودگی به قدری بالاست که بدون ماسک نمیشود از منزل خارج شد. حتی کوههای شمال تهران قابل دیدن نیستند. بهمحض خروج، متوجه نشستن آلایندهها روی سینه و گلویمان میشویم و مدام سرفه میکنیم. شرایط واقعا اسفبار است.»
یک مخاطب نیز در پیام خود نوشت: «آلودگی تهران به حدی شدید است که هر وقت از خانه بیرون میروم و برمیگردم، سردرد و سوزش چشم و گلو دارم و حتی حالت تهوع پیدا میکنم. لعنت به هرچه دیکتاتور و مسئول ناکارآمد است.»
رسانههای ایران گزارش دادند شاخص آلودگی هوای تهران از مرز هشدار گذشته، شهر در دود ناپدید شده و سایت کنترل کیفیت هوا دیگر میزان آلودگی را نشان نمیدهد.
در سالهای گذشته نیز همزمان با افزایش آلودگی هوا در تهران، مقامهای جمهوری اسلامی برخی فعالیتها، بهویژه فعالیت مراکز آموزشی، را تعطیل اعلام کرده بودند.
یک مخاطب نوشت: «من امروز در خیابان ولیعصر تهران بودم. خودم و دوستانم احساس میکردیم مزه دهانمان تلخ شده است.»
همچنین در میان پیامها، نگرانیها درباره سلامت کودکان و نوجوانان پررنگ است.
یک مادر برای ایراناینترنشنال نوشت: «دخترم بهخاطر آلودگی نفستنگی گرفته. ۱۷ سالش است و دکتر برای تنفسش به او اسپری داده.»
نگرانیها از گسترش بیماریها
افزایش بیماریهای تنفسی، آلرژی، خستگی مفرط و مشکلات جسمی در پیامهای شهروندان بهطور مکرر دیده میشود.
یک مخاطب نوشت: «آسم نداشتم، آلرژی نداشتم، اما الان همه بیماریهای تنفسی را دارم.»
مخاطب دیگری گفت: «دچار خستگی مفرط بهخاطر سطح اکسیژن پایین هستم.»
مریم حدادزاده شوشتری، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، اخیرا هشدار داد شیوع آسم در خوزستان دو برابر بیشتر از میانگین کشوری است.
به گفته او، در شرایط آلودگی هوا، همه گروهها و حتی کودکان در خطر ابتلا به بیماری انسداد مزمن ریوی هستند.
شهروندی در همین زمینه برای ایراناینترنشنال نوشت: «هرکسی را میبینی، میگوید مریض است یا آشنایش سرطان دارد. این معنی امنیت در جمهوری اسلامی است.»
برخی پیامها بهطور مستقیم سیاستهای جمهوری اسلامی را عامل اصلی بحران دانستهاند.
در پیامی آمده است: «آلودگی هوا در بیشتر موارد زندگی ملت ایران را فلج کرده؛ آنهم با انواع بیماریها. عامل ۹۰ درصد از بیماریهایی که گسترش پیدا کرده، سیاستهای جمهوری اسلامی است. مانند خشک شدن رودخانهها و دریاچهها، از بین رفتن آبهای زیرزمینی، آتشسوزیها و نابودی جنگلها.»
یک مخاطب نیز وضعیت را چنین توصیف کرد: «اینجا اصلا مفهومی به نام زندگی وجود ندارد. اینجا تنها بردگی و مردگی است.»
برج میلاد در دود و آلودگی گم شده است
احساس خشم، ناامیدی و سقوط کیفیت زندگی
فراتر از مسائل سلامتی، بخش قابل توجهی از پیامها حامل احساس عمیق خشم، ناامیدی و فرسودگی است.
عباراتی چون «ما به مرگ دستهجمعی محکوم شدهایم» و «مرد و زن و بچه بهخاطر آلودگی هوا بیمار میشوند و میمیرند» در پیامهای مخاطبان، میزان فشار روانی و بیپناهی مردم را نشان میدهد.
در پیام مخاطبی آمده است: «نه هوا داریم، نه آب داریم، نه خاک داریم، نه زندگی داریم، نه آزادی.»
شهروندان میگویند زندگی روزانه برای بسیاری از مردم به مرحلهای رسیده که بهمحض خروج از خانه با سردرد، سوزش چشم، تنگی نفس، خستگی مفرط و تلخی دهان مواجه میشوند.
بر اساس پیامهای رسیده از سراسر ایران، آلودگی هوا از یک «مساله محیط زیستی» فراتر رفته و به یک بحران عمیق اجتماعی، اقتصادی و روانی تبدیل شده است.
اکنون مردم در شرایطی زندگی میکنند که برای ابتداییترین نیاز انسانی یعنی «نفس کشیدن» باید مبارزه کنند؛ وضعیتی که بسیاری آن را نشانهای از شکست ساختاری مدیریت در جمهوری اسلامی میدانند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.