• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تلاش حکومت برای تحریف تاریخ جنگ؛ صدای ارتش از روایت جنگ ۱۲روزه حذف شده است

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

۲۱ آبان ۱۴۰۴، ۰۳:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)

در بازگویی رخدادهای جنگ ۱۲روزه، روایت رسمی جمهوری اسلامی از همان آغاز، یک‌جانبه بود؛ روایت ارتش درباره وقایع جنگ حذف شد و بازگویی جنگ به‌طور عمده به فرماندهان سپاه واگذار شد.

حوزه هنری نیز به‌تازگی سلسله مصاحبه‌هایی درباره این جنگ را آغاز کرده و تاکنون ۱۱ قسمت از آن پخش شده است. در هیچ‌یک از این قسمت‌ها، حتی با یک فرمانده ارشد ارتش مصاحبه نشده است.

این پرسش مطرح است که چرا روایت ارتش از این جنگ پخش نمی‌شود و چرا اکثر سخن‌گویان، فرماندهان ارشد سپاه‌اند؟ چه نفعی در حذف روایت ارتش وجود دارد؟ آیا از این می‌ترسند که سخنان ارتشیان روایت سپاه از جنگ را به چالش بکشد؟

اینکه تنها فرماندهان سپاه برای روایت جنگ ۱۲روزه فراخوانده شده‌اند، این گمان را تقویت می‌کند که قصد دارند همان رویکردی را که پس از جنگ هشت‌ساله ایران و عراق اتخاذ شد، تکرار کنند: ساختنِ روایتی یک‌طرفه و تحریف‌شده.

پس از پایان جنگ هشت‌ساله نیز جریان‌های مرتبط با سپاه و رسانه‌های حامی آن‌، چنان تاریخ جنگ را نوشتند و بازتعریف کردند که گویی ارتش در جنگ نقشی نداشته و همه جبهه و فرماندهی تحت سیطره سپاه بوده است.

بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌های ساخته‌شده درباره جنگ، جنگ را چنان نشان دادند که گویی فرماندهی و حرکت اصلی فقط از سوی سپاه بود و ارتش نقش موثری نداشت.

واقعیت اما چیز دیگری است: چنین اتهام‌هایی به ارتش نادرست است. برخلاف تبلیغاتِ مخالفان ارتش که می‌گفتند در سال‌های اول جنگ ارتش موفقیتی نداشت، این ارتش بود که به‌موقع در برابر پیشروی نیروهای عراق ایستاد و مانع سقوط گسترده شهرهای خوزستان شد.

در نبردهای سرنوشت‌ساز اطراف پل نادری در شمال خوزستان، همان‌جا که احتمال سقوط خوزستان می‌رفت، نشانی از حضور گسترده سپاه در آن مقطع دیده نمی‌شد؛ بلکه یگان‌های نیروی زمینی ارتش و خلبانان پایگاه‌ هوایی چهارم وحدتی بودند که توان دشمن را متوقف کردند.

در بازگویی‌های بسیاری از دوره جنگ، به ارتش ظلم شده است، به‌ویژه درباره آن سال نخست که در فاصله نوزده ماه بین انقلاب ۱۳۵۷ و آغاز جنگ، رهبران انقلاب با اقدامات مختلفْ ارتش را تضعیف کردند.

پس از تضعیف ارتش، بسیاری از فرماندهان ارشد اعدام یا مجبور به بازنشستگی شدند، برخی افسران به‌دلیل ترس از اعدام یا پیگرد از کشور رفتند، قراردادهای تسلیحاتی و معاهده‌های دفاعی لغو شدند و اجازه مانور و آموزش به شکل قبلی داده نشد.

این در حالی بود که ارتش عراق از شوروی تسلیحات می‌خرید و مانورهای متعددی انجام می‌داد. نتیجه این تضعیف‌ها وضعیت دشوار ارتش ایران در آغاز جنگ بود؛ با این حال، نیروهای ارتش بودند که اجازه ندادند دشمن بیش از آن پیشروی کند.

نمونه‌های بسیاری از این تضاد روایت را در تاریخ و رسانه‌ها می‌توان دید. حتی وقتی خبرگزاری ایرنا با دریادار حبیب‌الله سیاری، نفر سوم ارتش، مصاحبه کرد، به‌دنبال فشارهایی از سوی سپاه و حاکمیت، اجازه پخش کامل آن داده نشد و تیزر و خلاصه مصاحبه هم سانسور شد.

این تجربه نشان می‌دهد که گرایش به حذف یا محو کردن روایت‌های متفاوتِ ارتش سابقه‌دار است.

به نظر می‌رسد حالا هم نمی‌خواهند روایت ارتش از جنگ ۱۲روزه شنیده شود. از دید ارتش، سپاه خارج از قواعد و اصول جنگ عمل می‌کند و این شیوه می‌تواند به مردم و کشور آسیب بزند؛ احتمالا همین اختلاف دیدگاه‌هاست که موجب می‌شود حکومت و رسانه‌های رسمی حاضر نشوند روایت فرماندهان ارتش را منتشر کنند.

از ۱۱ قسمت مصاحبه پخش‌شده، در هشت قسمت با سرداران سپاه گفت‌وگو شده است. آنها در سخنانی یک‌دست و تکراری تلاش می‌کند روایت غالب را در غیاب روایت معارض تثبیت کنند.

تحسین و بزرگ‌نمایی نقش خامنه‌ای روایت تکراری همه این مصاحبه‌هاست؛ گویی تلاش می‌شود تصویرِ غایب و مخفی شده رهبر در آن مقطع از حافظه جمعی پاک شود. تاکید آنها تضاد میان این تلاش با مشاهدات و تجربه عمومی مردم را برجسته می‌کند.

به نظر می‌رسد برخی از این مصاحبه‌ها با هماهنگی و دستور نهادهای مرتبط انجام می‌شود تا با تکرار و یک‌سان‌سازی روایت، تصویر تاریخی مطلوب حاکمیت و خامنه‌ای ثبت شود.

این روایت‌پردازی یک‌جانبه و تحریف‌شده، هرچند ممکن است برخی افراد و هواداران نظام را فریب دهد، اما بخش بزرگی از مردم با چشم خود دیده‌اند که اوضاع چگونه بود. عموم مردم این روایت‌های معوج را نمی‌پذیرند.

جمهوری اسلامی به‌طور سازمان یافته و هدفمند درصدد تحریف تاریخ جنگ ۱۲روزه است. نباید در برابر این تحریف تاریخی سکوت کرد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

پیروزی موقت، بحران ماندگار: پیامدهای تعطیلی دولت و بازتعریف توازن قوا در واشینگتن

۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۲۳:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

تصویب لایحه جدید تامین مالی دولت در سنای ایالات متحده، که انتظار می‌رود به طولانی‌ترین تعطیلی تاریخ دولت فدرال پایان دهد، در ظاهر نشانه‌ای از سازش و وفاق سیاسی است؛ اما در واقع، بازتابی از بحرانی عمیق و ساختاری در نظام حکمرانی، اقتصاد و توازن قوا در واشینگتن به شمار می‌آید.

این لایحه، هرچند راه‌حلی موقت برای بازگشایی دولت فراهم کرده است، اما بیش از پیش تضاد میان رویکرد متمرکز دولت ترامپ و سازوکار نهادی دموکراسی آمریکایی را آشکار می‌کند.

تقابل اراده سیاسی و محدودیت‌های نهادی

تعطیلی اخیر دولت فدرال که از نخستین روز اکتبر آغاز شد، زمانی رقم خورد که کنگره نتوانست بر سر بودجه جدید به توافق برسد. ریشه این بحران در اختلافی عمیق میان کاخ سفید و کنگره بر سر اندازه و نقش دولت فدرال نهفته است.

دونالد ترامپ، که در دور دوم ریاست‌جمهوری خود شعار «کوچک‌سازی دولت» را محور اصلاحات اقتصادی قرار داده است، به‌طور یک‌جانبه میلیاردها دلار از هزینه‌های مصوب کنگره را لغو و هزاران کارمند فدرال را تعدیل کرد.

بسیاری این اقدام، را به معنای عبور از مرز اختیارات ریاست‌جمهوری و مداخله در صلاحیت‌هایی می‌دانند که طبق قانون اساسی به کنگره واگذار شده است.

از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این رفتار تلاشی برای بازتعریف توازن قدرت در نظام سیاسی ایالات متحده است؛ تلاشی از سوی ترامپ برای تبدیل ساختار چندلایه و فدرالی به مدلی متمرکزتر و تابع تصمیمات ریاست‌جمهوری.

از این منظر، تعطیلی دولت نه فقط یک بحران مالی، بلکه میدان نبردی بر سر فلسفه حکمرانی و مفهوم تفکیک قوا بود.

شکاف درون‌حزبی و هزینه‌های سیاسی

تصویب این لایحه با ۶۰ رای موافق در برابر ۴۰ رای مخالف، نتیجه مصالحه‌ای شکننده میان جمهوری‌خواهان و بخشی از دموکرات‌ها بود.

هشت سناتور دموکرات که از خط حزبی عبور کردند و با هم‌تایان جمهوری‌خواه‌شان همراه شدند، اکنون با فشار گسترده افکار عمومی مواجه‌اند.

استدلال آنها برای چنین تصمیمی این بود که اولویت فوری، پرداخت حقوق به یک‌میلیون و چهارصد هزار کارمند فدرال و بازگرداندن خدمات عمومی است، نه ادامه بن‌بست سیاسی.

با این حال، جناح مترقی حزب دموکرات — به‌ویژه چهره‌هایی چون گاوین نیوسام و چاک شومر — این تصمیم را نوعی عقب‌نشینی سیاسی توصیف کردند.

از نگاه منتقدان، این توافق بدون تضمین روشنی برای تمدید یارانه‌های بیمه سلامت، در عمل برگ برنده را به ترامپ سپرد.

دموکرات‌ها در حالی از پیش‌شرط‌های خود عقب نشستند که میلیون‌ها آمریکایی به احتمال زیاد تا پایان امسال بیمه خود را از دست خواهند داد.

با این حال، سناتورهایی مانند تیم کین و دیک دوربین استدلال می‌کنند که اگر دولت تعطیل باقی می‌ماند، طبقه متوسط و گروه‌های کم‌درآمد بیشترین آسیب را متحمل می‌شدند. بنابراین، بازگشایی دولت، ولو موقت، اقدامی ضروری برای حفظ ثبات اجتماعی است.

پیامدهای اقتصادی و اجتماعی تعطیلی دولت

تعطیلی بیش از ۴۰روزه دولت، ضربه‌ای مستقیم به اعتماد عمومی و چرخه اقتصادی آمریکا وارد کرده است.

حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار کارمند فدرال بدون حقوق ماندند و برنامه‌های حیاتی مانند بکمک غذایی برای خانوارهای کم‌درآمد موسوم به «اسنپ» به مرز توقف رسید.

اختلال گسترده در پروازها، تعطیلی خدمات عمومی و تاخیر در پرداخت‌های مالیاتی، نمادی از وابستگی عمیق جامعه مدرن آمریکا به ساختار اداری دولت فدرال است.

این تجربه نشان داد که برخلاف گفتمان ضد‌دولتی ترامپ، کارکردهای فدرال در اقتصاد ایالات متحده غیرقابل حذف هستند.

با بازگشایی دولت، بازارهای مالی واکنش مثبتی نشان دادند و شاخص‌های بورس رشد کردند، اما تحلیل‌گران هشدار داده‌اند که تمدید موقت بودجه تا ژانویه ۲۰۲۶ به معنای احتمال بازگشت همین بحران در کمتر از سه ماه است.

پیامدهای سیاسی لایحه تازه برای دولت

توافق فعلی نه‌تنها به ترامپ فرصت می‌دهد تا به‌طور موقت از بحران فاصله بگیرد، بلکه او را در موقعیت پیروزی سیاسی تاکتیکی قرار داده است.

ترامپ با امضای این لایحه می‌تواند خود را یک «رهبر کارآمد» نشان دهد که توانست کشور را از تعطیلی خارج کند، در حالی‌که جوهره سیاست‌های کوچک‌سازی دولت و کاهش هزینه‌های اجتماعی همچنان در دستور کار باقی است.

نکته قابل‌توجه این است که لایحه جدید هیچ محدودیتی برای اقدامات آینده رییس‌جمهوری در کاهش بودجه یا اخراج کارکنان ایجاد نکرده است. این یعنی در غیاب نظارت موثر کنگره، ترامپ می‌تواند همان مسیر را در مقیاسی ای‌بسا وسیع‌تر از سر گیرد.

در واقع، این لایحه اگرچه به ظاهر بازگشایی دولت را تضمین می‌کند، اما در باطن اختیارات اجرایی ترامپ را تقویت و قدرت نظارتی قوه مقننه را تضعیف کرده است؛ موضوعی که می‌تواند در ماه‌های آینده به یک بحران حقوقی تازه میان کنگره و کاخ سفید منجر شود.

دموکرات‌ها در تنگنای استراتژیک

حزب دموکرات در نتیجه این توافق در موقعیت دشواری قرار گرفته است. از یک سو، دموکرات‌ها نمی‌خواستند مسئول ادامه تعطیلی دولت شناخته شوند. از سوی دیگر، با عقب‌نشینی از مطالبه یارانه‌های درمانی، بخشی از پایگاه اجتماعی خود را از دست داده‌اند.

در واقع، این مصالحه نشان داد که در فضای دو قطبی کنونی آمریکا، حتی اختلافات داخلی در میان دموکرات‌ها می‌تواند به پیروزی نسبی ترامپ منجر شود.

تجربه تعطیلی دولت بار دیگر آشکار کرد که دموکرات‌ها هنوز راهبرد واحدی برای مقابله با تاکتیک‌های شوک‌آور و پرهزینه ترامپ ندارند.

در حالی‌که افکار عمومی، به‌ویژه در نظرسنجی رویترز، جمهوری‌خواهان را بیشتر از دیگر گروه‌ها مسئول بحران می‌دانند، ترامپ همچنان موفق شده است در میان حامیان خود چهر‌ه‌ای «قاطع و مصمم» باقی بماند.

پیروزی موقت، بحران ماندگار

تصویب لایحه پایان تعطیلی دولت در ظاهر یک پیروزی دو‌جانبه برای نظام سیاسی آمریکا است؛ دولت بازگشایی شده است، کارمندان حقوق خود را دریافت خواهند کرد و خدمات عمومی از سر گرفته می‌شود. اما در واقع، این رویداد نشانه‌ای از فرسایش تدریجی ظرفیت نهادی دولت فدرال است.

ترامپ با استفاده از شکاف‌های حزبی، نشان داد که می‌تواند با فشار مستقیم بر بوروکراسی، اراده سیاسی خود را بر نهادهای دموکراتیک تحمیل کند.

در مقابل، کنگره – به‌ویژه جناح دموکرات – هنوز در جست‌وجوی راهی برای مهار این الگوی قدرت اجرایی است. بنابراین، اگرچه بحران تعطیلی دولت با مصالحه‌ای موقت پایان یافته است، اما بحران مشروعیت و کارآمدی در سیاست آمریکا همچنان باقی است.

تا زمانی که سیاست‌گذاران نتوانند درباره حدود اختیارات دولت فدرال، نقش اجتماعی آن و شیوه تامین مالی پایدار به توافق برسند، سایه‌ «تعطیلی دوباره» بر فراز واشینگتن باقی خواهد ماند.

کیپ‌تاون؛ الگویی برای تهران در عبور از بحران «روز صفر آبی»

۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۲۱:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
منصور سهرابی

تهران امروز در موقعیتی ایستاده که بسیاری از شاخص‌هایش یادآور شرایط کیپ‌تاون، پایتخت آفریقای جنوبی، در آستانه «روز صفر آبی» است؛ شهری که در سال ۲۰۱۸ با خطر خشک‌شدن کامل روبه‌رو شد اما با مدیریت علمی، تصمیم‌گیری قاطع و همکاری گسترده شهروندان، از فاجعه گریخت.

مسعود پزشکیان، رییس‌جمهوری ایران، در روزهای اخیر در سخنرانی‌ای که بازتاب وسیعی در رسانه‌ها داشت، گفت: «اگر بارش نداشته باشیم، باید تهران را تخلیه کنیم. وضعیت آب کشور، به‌ویژه در پایتخت، به حالتی رسیده که ادامه این روند ممکن نیست.»

تهران؛ پاییزی خشک و چشم‌اندازی مبهم

رییس موسسه تحقیقات آب در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا وضعیت بارش‌ها را «بی‌سابقه» توصیف کرد: «معمولا مهر و آبان حدود ۵۰ تا ۶۰ میلی‌متر باران برای تهران به همراه دارد اما امسال هیچ بارشی نداشته‌ایم و پیش‌بینی‌ها تا پایان پاییز نیز امیدی نمی‌دهد».

  • نیویورک‌تایمز: فروپاشی آبی ایران؛ تهران در آستانه بی‌آبی مطلق قرار گرفت

    نیویورک‌تایمز: فروپاشی آبی ایران؛ تهران در آستانه بی‌آبی مطلق قرار گرفت

دبیرکل فدراسیون صنعت آب کشور نیز در مصاحبه با رکنا تاکید کرد: «تهران دیگر آبی برای مصرف اضافی ندارد. هشدار رییس‌جمهوری جدی است. نباید منتظر باران ماند. باید برای شرایط بحرانی آماده شد.»

این اظهارات تصویری روشن از واقعیت امروز پایتخت ترسیم می‌کنند؛ شهری با حدود ۱۰ میلیون ساکن، بدون بارش موثر، با منابع زیرزمینی رو به اتمام و الگویی از مصرف که هنوز با شرایط اقلیمی‌اش همخوانی ندارد.

100%

مصرف لجام‌گسیخته و سیاست‌های فرسوده

در حالی که میانگین مصرف آب خانگی در کشورهای توسعه‌یافته حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ لیتر در شبانە روز است، در تهران این رقم به ۲۵۰ تا ۳۰۰ لیتر می‌رسد.

همزمان، نزدیک به یک‌ سوم آب در شبکه فرسوده و نشت‌دار شهر هدر می‌رود. با این حال، سیاست‌های رسمی همچنان بر پروژه‌های انتقال آب تکیه می‌کنند؛ ولی این پروژه‌ها راه‌حل پایدار نیستند و تنها بحران را به آینده موکول می‌کنند.

فرونشست زمین؛ زنگ خطر زیر پای پایتخت

منابع اصلی آب تهران به شدت به سفره‌های زیرزمینی وابسته‌اند؛ در شرایط بحرانی، فشار بر آبخوان‌ها افزایش یافته و افت شدید سطح آب زیرزمینی را به دنبال داشته است. این مسئله در مناطق جنوبی و جنوب غربی شهر به اوج رسیده و فرونشست زمین را شدت بخشیده است.

  • نسلی که باید از دل ویرانی، آینده را بسازد

    نسلی که باید از دل ویرانی، آینده را بسازد

سازمان زمین‌شناسی کشور این پدیده را «تهدیدی مستقیم برای پایداری زیرساخت‌های شهری تهران» توصیف کرده است.

علت اصلی، برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی است؛ منابعی که دهه‌ها بدون نظارت مصرف شده‌اند و کسری سالانه ۱۳۰ میلیون مترمکعبی مخازن آب زیرزمینی تهران را در پی داشته که برخی از گزارش‌ها نیز حکایت از کسری تجمعی حدود پنج میلیارد متر مکعب آب در طی ٤٠ سال اخیر دارند.

100%

کیپ‌تاون؛ از ترس تا اعتماد

در سال ۲۰۱۸، کیپ‌تاون، شهری با چهار میلیون نفر جمعیت و اقلیمی مدیترانه‌ای، با شدیدترین خشکسالی چهار قرن گذشته روبه‌رو بود.

بارندگی‌های زمستانی که منبع اصلی شش سد بزرگ شهر بودند، برای سه سال پیاپی به کمتر از نصف میانگین بلند مدت خود رسیدند.

مقامات محلی کابوسی را بر زبان آوردند: «روز صفر». یعنی روزی که ذخیره آب آن‌قدر کم شود که شبکه توزیع شهری مجبور به قطع کامل یا سهمیه‌بندی شدید شود.

دولت محلی ابتدا با وحشت عمومی روبه‌رو بود؛ صف‌های طولانی برای بطری آب، افزایش قیمت تانکرهای خصوصی و حتی درگیری‌های اجتماعی. اما به جای تسلیم، استراتژی دوجانبه‌ای اجرا کرد: فشار بر مصرف‌کنندگان و شفافیت کامل.

محدودیت مصرف برای هر نفر ۵۰ لیتر در روز تعیین شد. معادل کمتر از یک دوش کوتاه و شست‌وشوی محدود لباس.

تعرفه‌ها به‌صورت تصاعدی افزایش یافت؛ خانواده‌های پرمصرف گاهی تا ۱۰ برابر بیشتر پرداختند.

  • ۲۰ استان ایران در ۴۳ روز گذشته شاهد یک قطره بارش هم نبوده‌اند

    ۲۰ استان ایران در ۴۳ روز گذشته شاهد یک قطره بارش هم نبوده‌اند

در کنار این‌ها، کمپین رسانه‌ای وسیع با شعار «هر قطره حساب دارد» راه افتاد؛ از بیلبوردهای شهری و پیام‌های رادیویی تا اپلیکیشن موبایل که مصرف روزانه هر خانوار را نشان می‌داد.

شهرداری کیپ‌تاون وب‌سایتی راه‌اندازی کرد که هر روز سطح سدها، مصرف کل شهر و پیش‌بینی «روز صفر» را به‌روزرسانی می‌کرد.

این شفافیت که ابتدا انتقادهایی به همراه داشت، به تدریج اعتماد عمومی را به همراه آورد.

شهرداری کیپ‌تاون علاوه بر مدیریت تقاضا، به سمت منابع مکمل رفتند؛ واحدهای کوچک شیرین‌سازی آب دریا نصب شد، بازچرخانی پساب شهری افزایش یافت و چاه‌های زیرزمینی با مجوز محدود فعال شدند.

100%

نکته کلیدی، توجه به عدالت بود؛ خانواده‌های کم‌درآمد که پیش‌تر مصرف کمتری داشتند، از یارانه‌های اضافی بهره‌مند شدند تا فشار بر ایشان نامتناسب نباشد.

نتیجه چشمگیر بود. مصرف آب شهری در کمتر از دو سال بیش از ۵۵ درصد کاهش یافت و از ۱.۲ میلیارد لیتر در شبانه‌روز به حدود ۵۰۰ میلیون لیتر رسید.

باران‌های بهاری ۲۰۱۸ آمد و سدها پر شدند اما درس اصلی ماندگار شد و کیپ‌تاون از «روز صفر» عبور کرد، بدون آن‌که حتی یک روز آب خانه‌ها به‌طور کامل قطع شود.

این شهر نه تنها بحران را مهار کرد، بلکه الگویی جهانی شد برای اینکه چگونه ترس می‌تواند به اعتماد و همکاری جمعی تبدیل شود.

  • سد کرج و سد لتیان کم‌تر از دو هفته دیگر آب دارند

    سد کرج و سد لتیان کم‌تر از دو هفته دیگر آب دارند

پنج درس از کیپ‌تاون برای تهران

  • مدیریت مصرف پیش از تامین منبع جدید

بازسازی شبکه، تعرفه‌گذاری واقعی و آموزش عمومی باید در اولویت مطلق قرار گیرند. هیچ طرح انتقال آبی هرچند بزرگ نمی‌تواند جایگزین کاهش مصرف شود.

  • شفافیت و اعتماد عمومی

مردم باید دقیقا بدانند بحران در چه سطحی است. انتشار منظم داده‌های ذخایر آب و اعتماد به مردم، کلید تغییر رفتار پایدار است.

  • نوآوری و بازچرخانی آب

استفاده مجدد از پساب صنعتی و خانگی می‌تواند بخش قابل‌ توجهی از نیاز شهری را تامین کند؛ تجربه‌ای که کیپ‌تاون با موفقیت به اجرا درآورد.

  • عدالت آبی

قیمت‌گذاری و سهمیه‌بندی باید با ملاحظه عدالت اجتماعی طراحی شود تا اقشار کم ‌درآمد قربانی سیاست‌های اضطراری نشوند.

  • یکپارچگی مدیریتی

تداخل تصمیم‌گیری میان نهادها، بزرگ‌ترین مانع اقدام موثر است. مقابله با روز صفر نیازمند یک فرماندهی واحد، پاسخ‌گو و هماهنگ است.

100%
  • تنها سه تا پنج سال برای نجات خلیج گرگان فرصت باقی است

    تنها سه تا پنج سال برای نجات خلیج گرگان فرصت باقی است

از هشدار تا اقدام

در کیپ‌تاون، «روز صفر» ابتدا نماد وحشت بود اما در نهایت به فرصتی طلایی برای اصلاح الگوها و بازسازی اعتماد عمومی بدل شد.

در تهران اما هنوز گفت‌وگوی صادقانه‌ای میان دولت و جامعه شکل نگرفته است. رفتارهای حاکمیت با شهروندان، اعتماد مردم به کارگزاران را به‌شدت مخدوش کرده و راه مشارکت عمومی را پیچیده و ناهموار ساخته است.

با این حال، تهران هنوز فرصت دارد از تجربه کیپ‌تاون بیاموزد. اگر این هشدارها به برنامه‌های عملی و ملموس تبدیل نشود، «روز صفر» ممکن است نه از جنوب آفریقا، بلکه از قلب ایران و در تهران آغاز شود.

واشینگتن فری‌بیکن: جمهوری اسلامی قاچاق تسلیحات پیشرفته به کرانه باختری را افزایش داده است

۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۲۰:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

به نقل از واشینگتن‌ فری‌بیکن تحلیل گزارش‌های مراکز اطلاعاتی نشان می‌دهد که از آغاز آتش‌بس میان اسرائیل و حماس در یک ماه گذشته، جمهوری اسلامی تلاش‌های خود را برای قاچاق تسلیحات پیشرفته به گروه‌های مسلح در کرانه باختری تشدید کرده است.

این وب‌سایت روزنامه‌نگاری سیاسی آمریکایی، سه‌شنبه ۲۰ آبان با استناد به گزارش‌های مراکز اطلاعاتی و تحلیلگران منطقه‌ای گزارش داد این اقدام با هدف تبدیل کرانه باختری به سکویی برای حملات گسترده علیه اسرائیل انجام می‌شود.

در این گزارش به نقل از منابع آگاه آمده است که گروه جهاد اسلامی فلسطین مرکز عملیات خود علیه اسرائیل را از نوار غزه به کرانه باختری منتقل کرده است.

بر اساس داده‌های بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (اف‌دی‌دی)، در مجموع ۲۸ گروه در کرانه باختری شناسایی شده که شاخه‌هایی از گردان‌های شهدای الاقصی، جبهه مردمی آزادی فلسطین و سلول‌های وابسته به حماس را نیز شامل می‌شود.

  • اسرائیل یک محموله بزرگ تسلیحات ارسال شده از ایران به کرانه باختری را توقیف کرد

    اسرائیل یک محموله بزرگ تسلیحات ارسال شده از ایران به کرانه باختری را توقیف کرد

برخی از این گروه‌ها که به‌تازگی فعال شده‌اند، تسلیحاتی شامل موشک‌های پیشرفته، پهپادهای انفجاری، موشک‌های ضدتانک و نارنجک‌اندازهای راکتی دریافت کرده‌اند؛ تسلیحاتی که پیش‌تر از سوی نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در کرانه باختری به کار نرفته بود.

سازمان امنیت داخلی اسرائیل (شاباک) ۱۶ مهر اعلام کرد که تلاش جمهوری اسلامی برای قاچاق مقادیر زیادی سلاح پیشرفته به عوامل مسلح در کرانه باختری را خنثی کرده است. این سلاح‌ها قرار بود برای حمله به اهداف اسرائیلی استفاده شوند.

بر اساس گزارش شاباک، این محموله مانند دو محموله دیگر که مارس و نوامبر ۲۰۲۴ کشف شده بود، حاوی ۲۹ مین انفجاری نوع کلیمور، چهار پهپاد (از جمله دو پهپاد انفجاری)، ۱۵ راکت ضدتانک، یک پرتابگر و سه گلوله آرپی‌جی، ۲۰ نارنجک دستی، ۵۳ کلت کمری، هفت سلاح تهاجمی، ۹ تیربار و ۷۵۰ گلوله بود.

مراکز اطلاعاتی می‌گویند کیفیت و کمیت سلاح‌های ارسال‌شده از تهران نشان‌دهنده قصد جمهوری اسلامی برای تبدیل نواحی اطراف اورشلیم به «سکوی پرتاب» برای حمله‌ای دیگر به اسرائیل است.

مرکز اطلاعات و تروریسم مئیر عامیت گزارش داده است که پس از آغاز آتش‌بس، حماس اعلام کرد کرانه باختری «همچنان صحنه اصلی مقاومت» باقی خواهد ماند.

  •  اردن طرح قاچاق تسلیحات مرتبط با ایران را خنثی کرد

    اردن طرح قاچاق تسلیحات مرتبط با ایران را خنثی کرد

امیر آویوی، افسر ارشد پیشین ارتش اسرائیل و مشاور دولت، به واشینگتن فری‌بیکن گفت تهران، کرانه باختری را بهترین فرصت خود برای تشدید جنگ نیابتی علیه اسرائیل می‌داند، به‌ویژه پس از ضربه‌هایی که جمهوری اسلامی، حزب‌الله و حماس طی سال گذشته متحمل شده‌اند.

او افزود: «ایران به شدت بر ایجاد یک جبهه جدید تمرکز کرده است. این روند تنها پس از جنگ ۱۲ روزه آغاز نشده، اما آنها احساس می‌کنند این منطقه باید محور تمرکزشان باشد، زیرا در لبنان و غزه موفقیت کمتری دارند.»

واشینگتن‌ فری‌بیکن نوشت که اقدامات جمهوری اسلامی در رسانه‌های غربی بازتاب گسترده‌ای نیافته، اما مقام‌های اسرائیلی در سطح هشدار بالا قرار دارند و ارتش اسرائیل به‌طور مستمر برای جلوگیری از گسترش انبارها و شبکه‌های تسلیحاتی نیابتی اقدام کرده است.

انتخابات پارلمانی عراق در میانه بحران مشروعیت، نفوذ ایران و سرنوشت پایگاه محور مقاومت

۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۰۶:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
تروسکه صادقی

انتخابات پارلمانی عراق که ۲۰ آبان برگزار می‌شود، فراتر از یک رویداد سیاسی عادی است. این انتخابات در واقع آزمونی سرنوشت‌ساز برای کشوری است که بیش از دو دهه پس از سقوط رژیم صدام حسین، همچنان میان بحران مشروعیت داخلی و کشمکش قدرت‌های خارجی گرفتار مانده است.

از یک سو، روندهای تکراری و بی‌ثمر سیاسی مردم را سرخورده‌ کرده و از سوی دیگر، منطقه شاهد بازترسیم ائتلاف‌ها و کاهش نفوذ ایران در «محور مقاومت» است و همین امر بغداد را به مهم‌ترین پایگاه نفوذ منطقه‌ای تهران تبدیل کرده است.

در دو سال گذشته، ایران و محور مقاومت -نیروهای نیابتی وابسته به جمهوری اسلامی در منطقه- متحمل سنگین‌ترین ضربات سیاسی و نظامی خود در دو دهه اخیر شدند. شکست حزب‌الله در جنگ لبنان با اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۴، فروپاشی تدریجی حکومت بشار اسد در دسامبر همان سال، و جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، همگی موجب فرسایش جایگاه منطقه‌ای تهران شدند.

در چنین شرایطی، عراق آخرین و حیاتی‌ترین شاهرگ اقتصادی و استراتژیک ایران باقی مانده و تهران تلاش دارد با تقویت نفوذ خود در بغداد و درون ائتلاف‌های شیعی، از عراق به‌عنوان مسیر تنفس در برابر فشارهای غرب و تحریم‌های اقتصادی استفاده کند.

در سطح داخلی، میزان مشارکت مردم در انتخابات سنجشی از اعتماد عمومی به نظام سیاسی خواهد بود. مشارکت پایین در انتخابات ۲۰۲۱ (حدود ۴۰ درصد) و نارضایتی عمیق پس از اعتراضات ۲۰۱۹ نشان داد که جامعه عراق به وعده‌های اصلاحاتی باور نکرده و نتیجه‌ هر انتخابات، بازتولید همان نخبگانی است که در دهه‌ گذشته نتوانستند امنیت، خدمات عمومی، فرصت‌های اقتصادی و تغییرات بنیادی را فراهم کنند. اگر مشارکت در انتخابات جاری نیز پایین بماند، بنیان مشروعیت پارلمان و دولت آینده بیش از پیش تضعیف خواهد شد.

در عرصه امنیتی، گروه‌های مسلح وابسته به تهران همچنان بازیگران اصلی صحنه سیاسی هستند. سازمان الحشد الشعبی که پس از جنگ با داعش و با کمک قاسم سلیمانی، فرمانده سابق سپاه قدس، به بخشی از ساختار رسمی امنیتی کشور تبدیل شد، اکنون در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی نفوذ گسترده دارد.

یک پرسش‌ محوری پس از انتخابات این است که آیا نخست‌ وزیر آینده قادر خواهد بود قانون جدید حشد را که عملا آن را به نهادی مستقل شبیه وزارت دفاع دوم می‌کند، مهار کند یا نه. گرچه تلاش‌های یک سال گذشته شکست خورد، تصمیم و تلاش درباره‌ خلع سلاح یا ادغام این گروه‌ها، نقطه‌ سنجش اراده‌ دولت آینده برای بازگرداندن حاکمیت ملی واقعی خواهد بود.

در کنار چالش‌های داخلی، عراق در مرکز تحولات منطقه‌ای نیز قرار گرفته است. پس از جنگ غزه و حملات اسرائیل به مواضع شبه‌نظامیان در لبنان و یمن تهدیدات جدی علیه استمرار فعالیت گروه‌های عراقی نزدیک به تهران برقرار است. بنابراین هر دولتی که پس از انتخابات شکل گیرد، ناگزیر است فعالیت خود را زیر سایه‌ دائمی تهدیدات اسرائیل آغاز کند.

محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر کنونی، طی دو سال گذشته کوشید با سیاستی محتاطانه نقش عراق را از میدان نبرد نیابتی تغییر دهد با این حال، اختلافات او با نیروهای پرنفوذ در «چارچوب هماهنگی» و عقب‌نشینی دولت از تصویب قانون حشد تحت فشار آمریکا، خشم تهران و گروه‌های مسلح نزدیک به آن را برانگیخت. ایران در هفته‌های منتهی به انتخابات با اعزام فرمانده نیروی قدس، اسماعیل قاآنی، به بغداد و همچنین سفر قاسم الاعرجی به تهران، کوشید شکاف‌های درونی احزاب شیعی را کنترل کند، اما غیبت سودانی در جلسات اخیر چارچوب هماهنگی و انتخاب نمایند‌ه‌ای از سوی دونالد ترامپ در امور عراق به با روابط شخصی نزدیک با سودانی وزنه را به نفع او فعلا تغییر داده است.

در سطح اقلیم کردستان نیز اختلافات دیرینه بر سر نفت، بودجه و مناطق مورد منازعه مانند کرکوک همچنان پابرجاست. تداوم حملات پهپادی علیه زیرساخت‌های انرژی اقلیم و اصرار بغداد بر معرفی نکردن عاملان، اعتماد متقابل را بیش از پیش کاهش داده است. علاوه بر این، فشارهای فزاینده‌ تهران در قالب توافق‌های امنیتی و نظامی علیه اقلیم کردستان، در صورت تشکیل دولتی با نفوذ گروه‌های وابسته به ایران، اقلیم را در تنگنای بیشتری قرار خواهد داد.

در نهایت، انتخابات ۲۰۲۵ عراق تنها رقابت میان فهرست‌ها و ائتلاف‌های سیاسی نیست، بلکه نبردی است میان دو مسیر متضاد، بازتولید وابستگی به محورهای خارجی یا آغاز دشوار یک استقلال سیاسی واقعی.

صحنه سیاسی عراق نشان می‌دهد نخست‌وزیر آینده، فارغ از نام و گرایش‌هایش، ناگزیر است در برابر سه آزمون سرنوشت‌ساز قرار گیرد:

۱- مهار گروه‌های مسلح و بازگرداندن اقتدار دولت

۲- بازسازی اعتماد عمومی از طریق اصلاحات واقعی

۳- ایجاد تعادل پایدار در روابط با ایران، آمریکا و شرکای واشنگتن در منطقه

آینده عراق و تا حدی آینده توازن قدرت در خاورمیانه، به نتیجه همین انتخابات گره خورده است، انتخاباتی که در آن مردم عراق میان تداوم چرخه‌ نفوذ و سهم‌گرایی یا گام نهادن در مسیر استقلال و حاکمیت واقعی یکی را انتخاب می‌کنند.

مورد هانیه؛ فرار آقازاده‌ها از وطنی که پدرانشان ساخته‌اند

۲۰ آبان ۱۴۰۴، ۰۲:۰۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

تصاویر هانیه‌سادات رحیم‌صفوی، دختر مشاور ارشد رهبر جمهوری اسلامی، بار دیگر شکاف میان گفتار و کردار حاکمیت را آشکار کرد. پدری که از معماران «جهاد فرهنگی» و مدافع سرسخت حجاب اجباری است، دختری دارد که در استرالیا آزاد و بی‌حجاب زندگی می‌کند، مستقل و بی‌هراس از گشت ارشاد یا فتوا.

شیوه زندگی او خود بیانیه‌ای‌ست علیه نظامی که زنان را به‌خاطر پوشش بازداشت می‌کند. این فقط یک مورد نیست، فهرست بلند فرزندان مقامات در لندن، پاریس، کانادا و استرالیا نشان می‌دهد که ریا و دوگانگی، بخشی از ساختار قدرت در جمهوری اسلامی‌ است.

نظامی که فرزندان ایران را می‌کُشد و همزمان فرزندان خود را به خارج می‌فرستد. تضادی‌ که چهار دهه است در تار و پود جمهوری اسلامی تنیده شده است. حکومتی که مردم را از «تهاجم فرهنگی غرب» می‌ترساند، اما فرزندانش را به دل همان فرهنگ می‌فرستد، نه برای مبارزه یا تبلیغ، بلکه برای رفاه، امنیت و آزادی.

فرزندانِ مسئولان نظام همان چیزی را انتخاب کرده‌اند که پدرانشان از مردم دریغ کرده‌اند: حق انتخاب و حق زیستن آزاد.

از اصول‌گرا تا اصلاح‌طلب، همه در یک صف‌اند: صف پرواز به غرب.

باید از مقامات پرسید اگر ایران آن‌چنان «الهی» و«عدالت‌محور» است که مردم باید برایش جان بدهند، چرا فرزندان خودتان در آن زندگی نمی‌کنند؟ اگر غرب فاسد است، چرا فرزندانتان آن‌جا درس می‌خوانند و کار می‌کنند؟

مساله، انتخاب محل زندگی نیست، مساله، منابع مالی این زندگی‌هاست. خانه‌های میلیون‌دلاری در لندن و تورنتو با چه پولی خریداری شده‌اند؟ شهریهٔ دانشگاه‌های خارجی فرزندان مقامات از کجا پرداخت می‌شود؟

در حالی که جوانان عادی برای ویزا و شغل با هزار مانع روبه‌رویند، آقازاده‌ها با رانت و سرمایه عمومی، صاحب اقامت و حساب بانکی‌اند. این «مهاجرت» نیست، انتقال امتیاز است، دزدی از جیب مردم.

در همان سال‌هایی که آقازاده‌ها رهسپار غرب شدند، هم‌نسلانشان در خیابان‌های ایران هدف گلوله قرار گرفتند، جوانانی که برای ماندن جنگیدند، نه برای فرار. پدران در قدرت ماندند و فرزندان گریختند. یکی برای وطن جان داد، دیگری با پول وطن رفت تا همان آزادی‌ای را تجربه کند که مردم ایران به‌خاطرش زندان رفتند و اعدام شدند.

جمهوری اسلامی خود را ضدغرب می‌خوانَد، اما امروز بزرگ‌ترین صادرکننده فرزندانش به غرب است. نظامی که از «غرب‌زدگی» می‌ترسانَد، خود گرفتار عمیق‌ترین شکل آن است. وقتی حتی فرزندان مسئولان به نظام پدرانشان باور ندارند، شکست از درون آغاز شده است. جمهوری اسلامی نه در جامعه توانسته جمهوری بسازد، نه در خانه‌های خود ایمان و اعتماد نگه دارد.

نسل امروز ایران وطن‌خواه است، نه فراری. جوان ایرانی از وطن نمی‌گریزد چون از آن بیزار است، می‌گریزد چون نمی‌خواهد دروغ را زندگی کند. آرمانش، فرار نیست، زندگی آزاد در همین ایران است، بی‌اجبار، بی‌ریا و بی‌ترس؛ اما تا زمانی که حاکمان در غرب زندگی می‌خرند و در داخل سرکوب می‌فروشند، این شکاف عمیق‌تر می‌شود.

جمهوری اسلامی برای مردم جهنم ساخت و برای خود بهشت غرب را، و این، شاید صادقانه‌ترین تصویر از پایان یک ایدئولوژی باشد.

آقازاده‌ها در غرب چه می‌کنند؟

این موضوع امشب برنامه با کامبیز حسینی بود. شاهد علوی مهمان اصلی برنامه بود و مهمانان از سراسر جهان به این بحث پیوستند.

«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا پنج‌شنبه، ساعت ۱۱ شب از شبکه‌ ایران‌اینترنشنال به‌صورت زنده پخش می‌شود.