• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

شبکه‌ پنهان قدرت و پول؛ از کارخانه‌های کپتاگون سوریه تا بنادر یمن و صندوق قرض‌الحسن لبنان

کامیار بهرنگ
کامیار بهرنگ

ایران‌اینترنشنال

۵ آبان ۱۴۰۴، ۱۱:۰۲ (‎+۰ گرینویچ)

در خاورمیانه‌ای که جنگ، تحریم و فروپاشی اقتصادی ساختارهای رسمی را تضعیف کرده، شبکه‌های غیررسمی مالی و تدارکاتی به مراکز جدید قدرت بدل شده‌اند. در میان آن‌ها، نام جمهوری اسلامی، حوثی‌ها، حزب‌الله و رژیم بشار اسد در سوریه بارها در پرونده‌های قاچاق مواد مخدر و تسلیحات تکرار شده است.

تازه‌ترین اظهارات ابراهیم حیدان، وزیر کشور دولت قانونی یمن، بار دیگر این موضوع را در صدر توجهات قرار داده است.

او گفته است جمهوری اسلامی پس از سقوط رژیم اسد در سوریه، فعالیت‌های قاچاق مواد مخدر و تسلیحات را به یمن و گروه‌های وابسته منتقل کرده است.

این ادعاها پرسش‌هایی اساسی را درباره مسیرهای تازه قاچاق، منابع مالی آن و نقش نهادهایی مانند صندوق قرض‌الحسن در لبنان مطرح می‌کنند.

فروپاشی سوریه و مهاجرت صنعت قاچاق

در طول جنگ داخلی سوریه و تحریم‌های گسترده، رژیم بشار اسد برای تامین منابع مالی به شبکه‌های غیرقانونی روی آورد.

از سال ۲۰۱۴ به بعد، لشکر چهارم ارتش سوریه به فرماندهی ماهر اسد، با همکاری حزب‌الله لبنان، شبکه‌ای از کارگاه‌های تولید قرص کپتاگون در استان‌های لاذقیه، حمص و القصیر ایجاد کرد.

بر اساس گزارش‌های سازمان عرب سنتر، تا سال ۲۰۲۳ حدود ۸۰ تا ۸۲ درصد تولید جهانی کپتاگون از سوریه تامین می‌شد؛ بازاری با ارزش سالانه ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار، رقمی بیش از کل صادرات رسمی این کشور در سال‌های جنگ.

مسیرهای انتقال

این محموله‌ها در قالب کالاهای تجاری از بنادر لاذقیه و طرطوس به قبرس، یونان، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و شمال آفریقا ارسال می‌شدند.

مسیر زمینی از مرز سوریه–اردن به خلیج فارس نیز فعال بود، اما با افزایش کنترل‌های امنیتی بخشی از تولید به لبنان و سپس به یمن منتقل شد.

از دمشق تا صنعا؛ چرا یمن؟

با سرنگونی حکومت اسد و تشدید نظارت بین‌المللی بر بنادر سوریه و لبنان، مسیر سنتی قاچاق ناکارآمد شد.

در مقابل، حوثی‌های یمن با کنترل بنادر الحدیده، المخا و الصلیف و دسترسی به تنگه استراتژیک باب‌المندب، بستر جدیدی برای قاچاق فراهم کردند.

وزیر کشور یمن گفته کارشناسان سوری بازداشت‌شده در کارخانه‌های کپتاگون در یمن فعالیت می‌کردند؛ نشانه‌ای از انتقال مستقیم فناوری و مهارت از سوریه.

منابع امنیتی یمن نیز از کشف کارخانه‌هایی در استان المهره با تجهیزات صنعتی پیشرفته خبر داده‌اند.

تحلیل‌ها نشان می‌دهند تهران با انتقال بخشی از فعالیت‌ها به یمن چند هدف را دنبال می‌کند:

۱. منبع مالی جایگزین در برابر تحریم‌ها

۲. تقویت مالی و نظامی متحدان منطقه‌ای از جمله حوثی‌ها

۳. ایجاد مسیرهای تازه برای ارسال تسلیحات

۴. بی‌ثبات‌سازی امنیت کشورهای عربی خلیج فارس از طریق گسترش قاچاق

بهره‌برداری از مسیر یمن؛ ظرفیت و محدودیت

اما برای جمهوری اسلامی بخش‌هایی از یمن که تحت کنترل حوثی‌هاست، هرگز نمی‌تواند جایگزین کشوری به وسعت و امکانات سوریه شود.

سوریه که زمانی به‌عنوان «دولت قاچاقچی» (نارکوتیک استیت) شناخته می‌شد، امکانات وسیعی برای تولید، پخش و مدیریت مالی در اختیار جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی وابسته به آن قرار می‌داد.

اکنون اما تمرکز تهران بر شبه‌نظامیان حوثی محدودیت‌هایی دارد:

  • ظرفیت اقتصادی: یمن توان صنعتی سوریه را ندارد، اما موقعیت جغرافیایی و کنترل بنادر به حوثی‌ها امکان ترانزیت امن محموله‌ها را می‌دهد.
  • محدودیت لجستیکی: جنگ داخلی، محاصره دریایی و حضور ائتلاف عربی مانع تولید در مقیاس بالا شده است.
  • ریسک سیاسی: افزایش قاچاق از یمن می‌تواند به واکنش بین‌المللی و فشار بیشتر بر تهران و صنعا منجر شود.

حزب‌الله و صندوق قرض‌الحسن؛ بازوی مالی موازی

«جمعیة مؤسسة القرض الحسن» در سال ۱۹۸۲ تاسیس و در سال ۱۹۸۷ به ثبت رسمی رسید.

هدف رسمی آن ارائه وام‌های بدون بهره با وثیقه طلا یا جواهرات عنوان شده است، اما وزارت خزانه‌داری آمریکا این موسسه را بازوی مالی حزب‌الله می‌داند.

پس از فروپاشی نظام بانکی لبنان در سال ۲۰۱۹، صندوق قرض‌الحسن جای بانک‌های رسمی را در میان شیعیان کشور گرفت.

بسیاری از شهروندان برای برداشت پول یا دریافت وام به آن مراجعه کردند و این موسسه عملا به «بانک حزب‌الله» تبدیل شد.

اهمیت راهبردی

صندوق قرض‌الحسن علاوه بر کارکرد اجتماعی، ابزاری برای حفظ نفوذ سیاسی و تامین نقدینگی حزب‌الله است.

به‌دلیل ساختار بسته و غیرشفاف، این صندوق انتقال پول از ایران به لبنان را از مسیرهای حواله تسهیل می‌کرد و در تامین مالی شبکه‌های منطقه‌ای حزب‌الله نیز نقش داشت.

به این ترتیب، مسیر دمشق تا الحدیده تنها یک مسیر اقتصادی زیرزمینی نبود، بلکه ساختار نظامی–مالی هماهنگی بود که منافع تهران، دمشق، صنعا و حزب‌الله را به‌ هم پیوند می‌داد.

با فروپاشی محور سنتی سوریه–لبنان، تهران برای حفظ شبکه‌های مالی و تدارکاتی خود به مسیرهای جدیدی روی آورده است.

یمن به‌واسطه موقعیت ژئوپلیتیک و کنترل حوثی‌ها بر بنادر کلیدی، گزینه‌ای طبیعی برای این انتقال است.

اما این جابه‌جایی، خطر تشدید ناامنی در دریای سرخ، گسترش قاچاق در شبه‌جزیره عربی و تعمیق بحران مالی لبنان را در پی دارد.

در این میان، صندوق قرض‌الحسن به نماد «اقتصاد جایگزین محور مقاومت» بدل شده است؛ الگویی که در غیاب بانکداری رسمی، پول، قدرت و ایدئولوژی را در هم می‌آمیزد و ستون مالی سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی را شکل می‌دهد.

حالا با تشکیل یک دولت ملی در لبنان و تمرکز اسرائیل بر شبکه پول‌شویی جمهوری اسلامی در این کشور، دست حاکمان ایران بیش از پیش برای انتقال پول و اجرای عملیات پول‌شویی بسته شده است و بی‌راه نیست که به سمت معاملات نقدی برود.

و همین مسیر است که باز هم حوثی‌های یمن را به یک بازوی مناسب برای قاچاق مواد مخدر و اسلحه بدل خواهد کرد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • مقام دولت یمن: حوثی‌ها با همکاری ایران کارخانه تسلیحات شیمیایی راه‌اندازی کرده‌اند

    مقام دولت یمن: حوثی‌ها با همکاری ایران کارخانه تسلیحات شیمیایی راه‌اندازی کرده‌اند

  • الشرق‌ الاوسط: بغداد درخواست تهران را برای انتقال محموله‌های مالی کلان به حزب‌الله رد کرد

    الشرق‌ الاوسط: بغداد درخواست تهران را برای انتقال محموله‌های مالی کلان به حزب‌الله رد کرد

  • تحریم جدید آمریکا علیه حوثی‌ها؛ شبکه انتقال میلیاردها دلار درآمد نفت ایران هدف قرار گرفت

    تحریم جدید آمریکا علیه حوثی‌ها؛ شبکه انتقال میلیاردها دلار درآمد نفت ایران هدف قرار گرفت

•
•
•

مطالب بیشتر

جنگ قدرت سپاه و خامنه‌ای با روحانی

۴ آبان ۱۴۰۴، ۲۰:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

جنگ قدرت سپاه، خامنه‌ای و بیت رهبری علیه حسن روحانی حالا آشکارتر از همیشه بالا گرفته است. در هفته‌های اخیر، موجی از حملات هماهنگ از سوی فرماندهان ارشد سپاه علیه روحانی به راه افتاده و هم‌زمان بحث محاکمه او هم در رسانه‌های سپاه مطرح شده است.

این موج تازه بلافاصله پس از انتشار فیلم عروسی دختر علی شمخانی، نشانه‌ای از ضد‌حمله سپاه به باند روحانی تلقی شد. حالا تقریبا هر روز یکی از چهره‌های بلندپایه سپاه علیه روحانی موضع می‌گیرد و این حملات به نظر هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده‌ هستند.

در همین فضا، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و از فرماندهان سپاه، در اظهاراتی تند به روحانی و ظریف تاخت و از انتقادهای آن‌ها نسبت به روابط جمهوری اسلامی با روسیه گلایه کرد.

این سخنان را می‌توان پاتک آشکار سپاه به باند روحانی دانست. چند روز پیش خود روحانی هم در محافل سیاسی انتقادهای تندی علیه سپاه مطرح کرده بود و برخی انتشار فیلم عروسی شمخانی را حرکتی از سوی باند او برای ضربه زدن به فرماندهان سپاه ارزیابی کردند.

به همین دلیل، واکنش سپاه کاملا قابل پیش‌بینی بود. به نظر می‌رسد جنگ قدرت قدیمی میان روحانی و سپاه که از دوران جنگ ایران و عراق آغاز شده، حالا به اوج خود رسیده و اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمال برخوردهای امنیتی و حتی حصری شبه حصر میرحسین موسوی دور از ذهن نیست.

به نظر می‌رسد فرماندهان سپاه در این حملات تازه از حمایت ضمنی علی خامنه‌ای نیز برخوردارند. روحانی در ماه‌های اخیر نه فقط سپاه، بلکه خود رهبر جمهوری اسلامی را هم به‌طور غیرمستقیم هدف انتقاد قرار داده و گفته خامنه‌ای مانع احیای برجام شده است.

روحانی و اطرافیانش بارها تاکید کرده‌اند که او در دوره ریاست‌جمهوری‌اش می‌توانسته مساله ایران و آمریکا را حل کند، اما رهبر و فرماندهان سپاه مانع این روند شدند.

مجموعه این مواضع باعث شده فضای بی‌اعتمادی میان روحانی و راس نظام عمیق‌تر شود و حلقه بیت رهبری در حذف او از بازی قدرت منافع مشترکی با سپاه بیابد.

اکنون دیگر این درگیری صرفا میان سپاه و روحانی نیست. دست‌کم چهار باند قدرت و ثروت در حاکمیت به‌طور هم‌زمان علیه روحانی فعال شده‌اند: باند بیت رهبری و اطرافیان مجتبی خامنه‌ای، فرماندهان سپاه، حلقه احمدی‌نژاد و جریان جبهه پایداری شامل سعید جلیلی.

در راس همه این‌ها، باند مجتبی خامنه‌ای قرار دارد که تحرکات روحانی را تهدیدی مستقیم برای آینده رهبری خود می‌بیند. در نتیجه تلاش می‌کند با هماهنگی سپاه و سایر نهادهای امنیتی خطر روحانی را از میان بردارد.

سپاه هم از دهه ۶۰ با روحانی اختلاف ریشه‌ای داشته و در دوران ریاست‌جمهوری او این شکاف به‌مراتب عمیق‌تر شده است.

حتی در دوره‌ای فرماندهان ارشد سپاه روحانی را به‌طور مستقیم تهدید کردند که اگر در مواضعش علیه سپاه پافشاری کند، با او برخورد خواهند کرد.

همان زمان هم دیدار تهدیدآمیز فرماندهان با روحانی به‌نوعی تهدید به «کودتا علیه دولت» تعبیر شد.

حالا به نظر می‌رسد سپاه تصمیم گرفته از موضع بالا وارد عمل شود و با حمایت بیت رهبری روحانی را به عقب براند و اگر بتواند، او را از بازی قدرت حذف کند.

در کنار سپاه و بیت، جریان احمدی‌نژاد و جبهه پایداری هم حالا فرصت بیشتری برای حمله به روحانی می‌بینند تا از ضعف سیاسی او بهره‌برداری کنند.

در مجلس برخی نمایندگان نزدیک به جبهه پایداری صراحتا خواستار محاکمه روحانی شده‌اند. هفته‌نامه صبح صادق، ارگان سیاسی سپاه، همین خواسته را در سرمقاله اخیرش تکرار کرده که نشان می‌دهد بحث حذف روحانی در درون نظام به مرحله‌ای جدی رسیده است.

محتمل‌ترین سناریو آغاز روندی تدریجی از حذف است؛ ابتدا با محدودیت‌های رسانه‌ای و سیاسی، سپس شاید با حصر خانگی و در صورت ادامه تقابل، برخوردهای شدیدتر.

در این میان ظریف نیز از تیررس حملات در امان نمانده است. جریان‌های روس‌گرا در حاکمیت که این روزها دست بالا را دارند، نه‌تنها روحانی بلکه ظریف را هم هدف گرفته‌اند.

برکناری ظریف از معاونت پزشکیان و اظهارات تند قالیباف علیه او نشانه‌ای از آغاز موج تازه‌ای از حملات علیه ظریف است، به‌ویژه پس از آنکه او در روزهای اخیر از روسیه انتقاد کرده بود.

مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که سپاه، بیت و حتی پایداری‌ها به توافقی نانوشته برای حذف روحانی از بازی قدرت رسیده‌اند.

روحانی با انتقادهایش از شیوه حکومت‌داری خامنه‌ای، سپاه و سیاست‌های کلان نظام، در عمل در حال خارج شدن از محدوده تحمل ساختار نظام است.

از سوی دیگر، همه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در کنترل سپاه قرار دارند و این یعنی اگر تصمیم نهایی برای حذف او از بازی قدرت گرفته شود، مانعی جدی در برابر آن وجود ندارد.

با این حال باید توجه داشت که این جنگ قدرت نه تضادی بر سر منافع مردم، بلکه جنگی برای حفظ یا افزایش سهم هر باند از قدرت و ثروت در درون نظام است.

روحانی، خامنه‌ای، احمدی‌نژاد و فرماندهان سپاه همگی در حفظ ساختار جمهوری اسلامی منافع مشترک دارند و اختلافات‌شان صرفا بر سر چگونگی اداره و سهم‌بری از قدرت است.

شناخت این شکاف‌ها البته بی‌اهمیت نیست، زیرا آگاهی از آن‌ها مانع فریب خوردن مردم از سوی جناح‌هایی می‌شود که ممکن است خود را منتقد جلوه دهند تا در آینده با چهره‌ای تازه همان نظام را بازسازی کنند.

خطر بزرگ آن است که کسانی مانند روحانی یا احمدی‌نژاد، پس از خامنه‌ای، خود را به‌عنوان آلترناتیو یا ناجی معرفی کنند؛ پروژه‌ای که در واقع تلاشی برای تداوم جمهوری اسلامی در قالبی تازه است.

در این جنگ قدرت هیچ‌کدام از طرف‌ها نماینده منافع مردم نیستند. همه این جناح‌ها از بیت رهبری و سپاه گرفته تا روحانی و احمدی‌نژاد اجزای یک سیستم واحدند؛ سیستمی که اساسا بر سرکوب و غارت کشور بنا شده است.

اختلافات درون آن واقعی است، اما در لحظه خطر برای بقا، همه‌ در یک جبهه ضد مردم قرار می‌گیرند.

شناخت دقیق روابط قدرت در درون حاکمیت، شرط لازم برای عبور از آن است، چون تنها با درک این مناسبات می‌توان از تکرار فریب تاریخی جلوگیری کرد. بدون گذار کامل از ساختار جمهوری اسلامی، هیچ تغییر واقعی در سرنوشت مردم ایران رخ نخواهد داد.

رفاقت پرهزینه؛ روسیه، ظریف و بازی ملامت

۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
سمیرا قرائی

مکانیسم ماشه از کجا آمد؟ ابتکار که بود؟ روسیه کجا دست ایران را گرفت و کجا پشت ایران را خالی کرد؟ و چرا این روزها از صحن علنی مجلس، رییس مجلس در دفاع از کشوری خارجی به وزیر خارجه سابق حمله می‌کند؟ آیا این دفاع و پذیرفتن انگ روس‌پرستی ارزشش را دارد؟

هجمه‌ تندی علیه محمدجواد ظریف و حسن روحانی به پا خواسته است. انتقادات صریح ظریف از روسیه تازه نیست. بیش از چهار سال پیش، زمانی که نوار گفت‌وگوی ظریف و سعید لیلاز لو رفت، انتقادات عیان شد.

دلگیری‌های ظریف، دلایل استعفایش و پشت‌پرده‌های شنیدنی سیاست خارجه ایران در سال‌های ریاست‌جمهوری حسن روحانی عیان شدند. و این روزها در یک «بازی ملامت» دیگر، باز زبان ظریف علیه روسیه در حال چرخیدن است.

لاوروف و ظریف در بگومگویی تاریخی و کم‌سابقه یکدیگر را بابت مکانیسم ماشه، بندی که لاوروف آن را «دام حقوقی» می‌نامد، ملامت کردند.

لاوروف می‌گوید در حالی که روسیه نظاره‌گر دلدادگی جمهوری اسلامی و آمریکا بود، مقابل چشمان باز آن‌ها مکانیسم ماشه با استقبال ظریف در متن توافق گنجانده شد.

ظریف از آن سو می‌گوید مکانیسم ماشه مطرح شد، چون روس‌ها در کنار فرانسوی‌ها می‌خواستند هر شش ماه یک بار جمهوری اسلامی را دست به دامن تمامی اعضای شورای امنیت کنند تا دوره‌ای لغو تحریم‌ها تمدید شود.

در میان این بگومگوها و حملاتی که اینجا و آنجا به روحانی شده، نظیر اطلاع او از زدن هواپیمای اوکراینی یا ندادن بودجه دفاعی کافی برای امور تحقیقاتی، دم روس‌پرستی بسیاری هم بیرون افتاده.

در شرایطی بین جنگ و صلح، قالیباف و برخی دیگر نگران رنجش روس‌ها از صحبت‌ها و زبان ظریف‌ هستند.

روزنامه هم‌میهن حاضرجوابی ظریف را برخلاف منافع ملی ایران می‌داند و معتقد است که روسیه چون حق وتو دارد، می‌تواند از جمهوری اسلامی در شورای امنیت در مواقع ضروری دفاع کند.

  • انتقاد تند قالیباف از روحانی و ظریف: به همکاری ما با روسیه لطمه زدید

    انتقاد تند قالیباف از روحانی و ظریف: به همکاری ما با روسیه لطمه زدید

گویی در جهان موازی برخی در ایران مکانیسم ماشه هنوز فعال نشده است. روسیه چه در جریان فعال شدن مکانیسم ماشه و چه در جنگ ۱۲ روزه قدمی در دفاع از جمهوری اسلامی برنداشت.

در جلسه‌ای فرمالیته در شورای امنیت، روسیه قطعنامه لغو تحریم‌ها را به رای گذاشت و در همان جلسه هم اصیل‌ترین و قابل‌باورترین درامای رخ‌داده میان فرانسه و جمهوری اسلامی بود و روسیه تنها رفع تکلیف می‌کرد.

در جریان جنگ ۱۲ روزه هم جای خالی وعده‌های پوچ روسیه در دادن سامانه اس-۴۰۰ یا سوخو-۳۵ چشم را می‌زد.

شاید حرف‌های دیمیتری پسکوف، نماینده کرملین، که می‌گفت اگر جمهوری اسلامی سقوط کند ما آن را قویا محکوم می‌کنیم، هنوز به گوش سیاست‌مداران حکومت ایران نرسیده باشد؛ یا شاید حبل‌المتین دیگری جز رفیق پوتین برای چنگ زدن باقی نمانده باشد.

فراموش نکنیم پس از جنگ ۱۲ روزه تنها یک پیام از علی خامنه‌ای به خارج فرستاده شده: پیام به پوتین که توسط لاریجانی به مسکو برده شد. آن‌ هم در روزهایی که زمزمه آمد روسیه می‌تواند میان ایران و اسرائیل میانجی‌گری کند و نتانیاهو به پوتین گفته قصد افزایش تنش ندارد.

نیم‌نگاهی به مواضع روسیه در قبال ایران، نه در ۵۰ سال گذشته، که از روزهای گریبایدوف که خاک و مال و نسخ خطی ما را به یغما بردند، نشان می‌دهد که طمع پوتین در میانجی‌گری منفعتی برای ایران نخواهد داشت.

شاید قالیباف و شرکا امیدوارند روسیه تحریم‌های شورای امنیت را اجرایی نکند، روسیه‌ای که خود مثل جمهوری اسلامی برای تجارت جهانی به راهزنان نیازمند است.

قالیباف در صحبت‌های خود در صحن علنی می‌گوید روحانی و ظریف به مسیر همکاری‌های راهبردی با روسیه ضربه زده‌اند.

روشن نیست که منظور او چند هفته اخیر است یا این اظهارات به دوران ریاست‌جمهوری روحانی بازمی‌گردد.

هر چه باشد، بدیهی است که قالیباف برای عقده‌گشایی و ابراز ارادت شرقی خود، دیواری کوتاه‌تر از روحانی و ظریف نیافته و نگاه به تمامی جوانب این رویداد نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجه هر چه کرده، اشتباه بوده.

چه روزگاری که حسن روحانی به سمت غرب بادبان کشیده بود، چه حالا که جز روسیه، دوستی که از صد دشمن بدتر است، کسی کنار جمهوری اسلامی نمانده.

ترامپ در آسیا به کجا می‌رود و از هر کشور چه می‌خواهد؟

۳ آبان ۱۴۰۴، ۲۰:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

سفر پنج‌روزه دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به آسیا، او را به سه کشور مالزی، ژاپن و کره‌ جنوبی می‌برد. این سفر با حضور دست‌کم ۱۰ رهبر جهان و در چارچوب دو نشست مهم منطقه‌ای انجام می‌شود: اجلاس آسه‌آن در کوالالامپور و نشست همکاری اقتصادی آسیا-اقیانوسیه (اپک) در کره‌ جنوبی.

این سفر نخستین حضور ترامپ در این قاره طی دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش است؛ دوره‌ای که به‌ گفته مقام‌های آمریکایی، او می‌خواهد خود را هم‌زمان به‌عنوان «معامله‌گر اقتصادی» و «میانجی صلح» معرفی کند.

جنوب‌ شرقی آسیا؛ بازاری بزرگ، اعتمادی شکننده

ترامپ مسیر خود را از مالزی آغاز می‌کند. او امیدوار است درباره توافق تجاری جدید به گفت‌وگو بنشیند و از میانجی‌گری در صلح تایلند و کامبوج بهره‌برداری سیاسی کند؛ توافقی که واشنگتن مدعی است توانسته در آن به آتش‌بس میان دو کشور کمک کند.

در حاشیه اجلاس آسه‌آن، ترامپ با رهبران کشورهای جنوب‌ شرقی آسیا دیدار می‌کند؛ منطقه‌ای که به‌ گفته تحلیلگران، برای مهار نفوذ چین سپر ژئوپلیتیک واشینگتن و برای شرکت‌های آمریکایی قطب جدید زنجیره‌های تامین است.

اما فضای استقبال در این کشورها سرد است. بسیاری از دولت‌ها هنوز از تعرفه‌های ۱۹ تا ۲۰ درصدی که ترامپ بدون تمایز علیه آنها اعمال کرد، آسیب اقتصادی دیده‌اند.

یک دیپلمات ارشد آسیایی به رسانه‌های منطقه گفت: «همه چیز ممکن است در یک توییت تغییر کند.»

  • آمریکا اولین روز مذاکرات تجاری با چین در کوالالامپور را سازنده توصیف کرد

    آمریکا اولین روز مذاکرات تجاری با چین در کوالالامپور را سازنده توصیف کرد

ژاپن؛ نخستین آزمون نخست‌وزیر زن

ایستگاه دوم، ژاپن است؛ متحد دیرینه‌ای که اکنون سانائه تاکائیشی، نخستین نخست‌وزیر زن، را بر سر کار دارد.

او باید در مقابل فشارهای رییس‌جمهوری آمریکا که همچنان خواهان امتیازهای بیشتر اقتصادی است، موضعی متعادل اتخاذ کند.

ژاپن تابستان امسال برای جلوگیری از تشدید تعرفه‌ها، متعهد شد ۵۵۰ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا تزریق کند.

اختلاف اصلی اکنون چگونگی تخصیص این مبلغ است: سرمایه‌گذاری مستقیم؟ وام؟ تضمین اعتباری؟

تاکائیشی برای اطمینان‌بخشی به آمریکا گفته است بودجه دفاعی ژاپن تا بهار آینده به دو درصد تولید ناخالص داخلی خواهد رسید؛ اقدامی که عملا تسریع برنامه دفاعی ژاپن در برابر افزایش قدرت نظامی چین است.

کره‌جنوبی؛ میان امنیت و اقتصاد

در گیونگجو، کره‌ جنوبی میزبان اجلاس اپک خواهد بود؛ بزرگ‌ترین رویداد بین‌المللی این کشور در دوره ریاست‌جمهوری لی ‌جه ‌میونگ.

هدف اصلی کره‌جنوبی، مانند ژاپن، کاستن از پیامدهای جنگ تعرفه‌ای با واشینگتن است.

سئول برای دوری از خطر تعرفه‌های سنگین‌تر پذیرفت ۳۵۰ میلیارد دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کند، اما تعرفه‌های ۲۵ درصدی بر خودروهای کره‌ای همچنان باقی مانده و صنایع این کشور را در برابر ژاپن و اروپا در موضع ضعف قرار داده است.

در حالی‌ که اتحاد نظامی آمریکا و کره‌ جنوبی ستون ثابت امنیت شرق آسیا است، اقتصاد صادرات‌محور کره به بازار چین وابستگی جدی دارد.

روزنامه‌های سئول این سفر را «آزمون دشوار دیپلماسی موازنه‌گر» رییس‌جمهور لی توصیف کرده‌اند.

  • ترامپ برای دیدار با رهبر کره شمالی اعلام آمادگی کرد

    ترامپ برای دیدار با رهبر کره شمالی اعلام آمادگی کرد

تقابل ترامپ و شی؛ میدان اصلی رقابت

اوج این سفر روز پنج‌شنبه در دیدار ترامپ با شی جین‌پینگ، رییس‌جمهوری چین، رقم خواهد خورد؛ گفت‌وگویی که به باور بسیاری می‌تواند سرنوشت اقتصاد جهان را تعیین کند: ادامه تنش یا گامی به‌سوی توافق.

چین دست بالا را در منابع معدنی حیاتی مانند عناصر خاکی کمیاب دارد؛ موادی که تقریبا برای تمامی فناوری‌های مدرن ضروری‌ هستند.

در سوی دیگر، ترامپ نیز ابزارهایی چون تهدید به تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی و محدودیت‌های فناوری‌های پیشرفته را در دست دارد.

  • ترامپ: مایلم چین در تعاملات آمریکا با روسیه، به واشینگتن کمک کند

    ترامپ: مایلم چین در تعاملات آمریکا با روسیه، به واشینگتن کمک کند

آمریکا زیر ذره‌بین

آسیایی‌ها به استقبال ترامپ نمی‌روند، بلکه انتظار می‌کشند ببینند آیا این بار سیاست آمریکا قابل پیش‌بینی‌تر خواهد بود یا نه.

عقب‌نشینی از تعهدات توسعه‌ای، فشارهای تعرفه‌ای و حمایت بی‌قید و شرط واشینگتن از عملیات اسرائیل در غزه، همه موجب بی‌اعتمادی شده است.

مالزی که میزبان روز اول سفر است، برای جلوگیری از خشم افکار عمومی مجبور شده توضیح دهد دعوت از ترامپ ابتکار آسه‌آن بوده و به معنای گرم‌شدن روابط دوجانبه نیست.

جمع‌بندی: سفری برای نمایش پیروزی؟

ترامپ می‌خواهد نشان دهد همچنان بازیگر تعیین‌کننده در آسیا است؛ میانجی صلح تایلند و کامبوج و موتور توافق‌های تجاری. اما پرسش‌های مهمی درباره دوام این دستاوردها باقی است:

  • آیا پس از گرفتن عکس یادگاری، واشینگتن پشت این توافق‌ها می‌ماند؟
  • آیا کشورهای آسیایی همچنان حاضرند روی آمریکا به‌عنوان تکیه‌گاه حساب کنند؟
  • و مهم‌تر از همه: آیا این سفر کاهش تنش به همراه دارد یا آغاز دور جدیدی از جنگ تجاری؟

توازن آسیا میان دو ابرقدرت شکننده است. پنج روز آینده نشان خواهد داد ترامپ می‌تواند به این معادله ثبات اضافه کند — یا بی‌ثباتی.

سناتور تام توبِرویل: جمهوری اسلامی ایران نقشی در غزه ندارد

۲ آبان ۱۴۰۴، ۲۱:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
مرضیه حسینی

سناتور جمهوری‌خواه تام توبِرویل در گفت‌وگو با ایران اینترنشنال اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران اکنون نقشی در معادله غزه ندارد.»

او با اشاره به ریشه‌های طولانی‌مدت جنگ و بی‌ثباتی در منطقه گفت: «ما دو هزار سال است که می‌جنگیم — نمی‌شود این را با یک آتش‌بس یک‌هفته‌ای و یک توافق ساده صلح حل کرد.»

این اظهارات بازتاب‌دهنده نگاه بخشی از سیاستگذاران آمریکایی است که معتقدند تهران — دست‌کم در روند رسمی آتش‌بس و برنامه‌ریزی‌های مرتبط با آینده غزه — به حاشیه رانده شده است، هرچند نقش غیرمستقیم آن در منطقه همچنان موضوع ارزیابی و نگرانی امنیتی است.

سازوکار عملیاتی و «کمربند بشردوستانه»: طرحی برای تحکیم آتش‌بس
طی سفر اخیر تیم عالی‌رتبه دیپلماتیک آمریکا به اسرائیل، مارکو روبیو، وزیر خارجه، دو پیام کلیدی را آشکارا مطرح کرد: «هیچ پلانِ B وجود ندارد» و آتش‌بس فعلی باید به نتیجه برسد. در همین راستا، کاخ سفید دیپلمات باسابقه، استیون فاگین — سفیر سابق آمریکا در یمن — را مسئول هماهنگی عملیات‌های مدنی و دیپلماتیک در مرکز فرماندهی جنوب اسرائیل معرفی کرده است. مقامات آمریکایی همچنین از استقرار حدود ۲۰۰ نیروی پشتیبانی در این مرکز خبر می‌دهند که نقش اصلی‌ آنها تسهیل عملیات امدادرسانی و نظارت امنیتی تعریف شده است.

یکی از ابتکارات اصلی که از سوی واشینگتن مطرح شده، ایجاد «کمربند بشردوستانه غزه» است: شبکه‌ای شامل ۱۲ تا ۱۶ مرکز امدادرسانی در امتداد خط عقب‌نشینی نیروهای اسرائیل. این مراکز قرار است به‌صورت مستقیم آب، غذا و خدمات درمانی در اختیار غیرنظامیان قرار دهند و از ایجاد گلوگاه‌های توزیعی جلوگیری کنند. همچنین، در کنار این هاب‌ها سازوکاری برای «آشتی داوطلبانه» پیش‌بینی شده است تا افراد مسلحی که حاضر به تحویل سلاح هستند، بتوانند تحت برنامه‌های بازپروری و ادغام مجدد در جامعه قرار گیرند.

با این حال، منابع دیپلماتیک تاکید می‌کنند که اجرای این طرح منوط به توافق نهایی با سازمان‌های بین‌المللی و همراهی کشورهای منطقه است — امری که ممکن است به‌دلیل اختلافات سیاسی و امنیتی با چالش روبرو شود.

مسیر آتش‌بس در غزه و تحرک دیپلماتیک واشینگتن
مرحله نخست آتش‌بس میان حماس و اسرائیل از ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ آغاز شده است؛ فازی که قرار است راه را برای کاهش تنش‌های میدانی، تسهیل ورود کمک‌های انسانی و آغاز بازسازی هموار کند.

در هفته گذشته، سه مقام ارشد آمریکایی به اسرائیل سفر کردند تا نظارت مستقیم بر اجرای تعهدات داشته باشند:

• مارکو روبیو در بازدید ۲۴ اکتبر از مرکز هماهنگی نظامی ـ مدنی گفت: «هیچ طرح B وجود ندارد. این تنها مسیری است که می‌تواند به نتیجه برسد.»

• جی.دی. وِنس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، از «خوش‌بینی زیاد» درباره حفظ آتش‌بس خبر داد و بر ضرورت جلوگیری از بازگشت به درگیری تاکید کرد.

• جِرد کوشنر و استیو ویتکاف نیز با ماموریت پیگیری طرح‌های امنیتی و بازسازی وارد اسرائیل شدند؛ کوشنر گفته است عملیات ساخت‌وساز باید «بدون اتلاف وقت» آغاز شود.

نقش جمهوری اسلامی؛ غیبت در میز، حضور در میدان؟
درحالی‌که واشینگتن تلاش دارد ساختاری امنیتی و اجرایی برای غزه ایجاد کند که ایران در آن حضور نداشته باشد، تحلیلگران معتقدند تهران همچنان از مسیر شبکه نیابتی خود در منطقه — از جمله حماس و حزب‌الله — بازیگری تأثیرگذار باقی خواهد ماند.

آیا حذف رسمی ایران از روند مذاکرات، به کاهش نقش آن در میدان منجر خواهد شد؟ یا جمهوری اسلامی تلاش خواهد کرد با ابزارهای دیگر بر روند آینده تأثیر بگذارد؟ این پرسشی است که پاسخ آن تا حد زیادی به پایداری آتش‌بس و شکل‌گیری سازوکارهای جدید امنیتی بستگی خواهد داشت.

چشم‌انداز: میان صلح شکننده و بازگشت به بحران
آینده غزه بیش از هر زمان دیگری به ظرافت دیپلماسی، اجرای دقیق تعهدات و مدیریت اختلاف‌ها وابسته است.

سناریوهای پیش‌رو چنین ترسیم می‌شوند:
۱. پایداری آتش‌بس و حرکت تدریجی به‌سوی بازسازی و امنیت محلی
۲. فروپاشی توافق در نتیجه نقض تعهدات یا تشدید درگیری‌ها
۳. بازگشت بازیگران حذف‌شده — به‌ویژه جمهوری اسلامی — به صحنه در قالب نفوذ پنهان

در شرایطی که دولت آمریکا می‌کوشد ترتیبات امنیتی جدید غزه را شکل دهد، نقش غایب و درعین‌حال پررنگ جمهوری اسلامی، همچنان یکی از متغیرهای کلیدی در معادله آتی منطقه باقی خواهد ماند.

رویارویی پنهان ایران و اسرائیل در آسیای میانه؛ جنگ سردی در سایه تجارت و ترانزیت

۱ آبان ۱۴۰۴، ۲۲:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
اردوان روزبه

در ظاهر، آسیای میانه منطقه‌ای آرام و بی‌طرف میان روسیه، چین و خاورمیانه است. اما پشت این آرامش، رقابتی پیچیده میان جمهوری اسلامی و اسرائیل جریان دارد.

این کشاکش نه در میدان جنگ، بلکه در شبکه‌های پنهان اطلاعاتی، مسیرهای ترانزیتی، پروژه‌های اقتصادی و لایه‌های تاریک تجارت غیررسمی شکل گرفته است.

کشورهایی مانند قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان که تا چند دهه پیش بخشی از شوروی بودند، امروز در میانه دو نفوذ متضاد گرفتار شده‌اند؛ از یک‌سو تهران که به دنبال گسترش عمق استراتژیک خود است و از سوی دیگر اسرائیل که می‌کوشد این نفوذ را مهار کند.

پس از خروج آمریکا از افغانستان، ایران کوشید جای خالی واشینگتن را در معادلات منطقه پر کند و آسیای میانه را به حاشیه‌ای امن برای خود بدل سازد. تهران با عضویت در سازمان همکاری شانگهای و پروژه‌های حمل‌ونقل منطقه‌ای مانند کریدور شمال–جنوب، تلاش دارد مسیرهای زمینی تازه‌ای به سوی روسیه، چین و در نهایت اروپا باز کند. برای کشورهای محصور در خشکی، ازبکستان و قزاقستان، دسترسی به بندرعباس یا چابهار جذاب است، اما همین مسیرها در عمل برگ برنده‌ای در دست جمهوری اسلامی به شمار می‌آیند.

در کنار این نفوذ اقتصادی، ایران با ظرافت بیشتری نفوذ فرهنگی و سیاسی خود را بازسازی کرده است. زبان فارسی و میراث مشترک فرهنگی در تاجیکستان و بخش‌هایی از ازبکستان همچنان ابزار نرم قدرت تهران است. با این حال، ایدئولوژی مذهبی حاکم بر جمهوری اسلامی، همواره مانع اعتماد واقعی دولت‌های سکولار منطقه بوده است. تاجیکستان نمونه‌ای روشن از این تناقض است؛ کشوری که با وجود پیوند زبانی و فرهنگی با ایران، سال‌هاست از دخالت‌های احتمالی تهران در سیاست داخلی‌اش نگران است و حتی در مقاطعی مراکز فرهنگی وابسته به ایران را تعطیل کرده است.

100%

در عرصه پنهان‌تر، تهران متهم است که از شبکه‌های وابسته به روسیه برای دور زدن تحریم‌ها، خرید تجهیزات نظامی و حتی مواد حساس استفاده می‌کند. گزارش‌های مستقل غربی به وجود حلقه‌هایی در قزاقستان و قرقیزستان اشاره دارند که در معاملات غیرقانونی مواد صنعتی و سوختی نقش دارند. هیچ مدرک علنی و قطعی از خرید مستقیم اورانیوم یا تجهیزات ممنوعه توسط ایران وجود ندارد، اما الگوی فعالیت‌های غیرشفاف و واسطه‌ای در مسیرهای ترانزیتی این گمانه را تقویت می‌کند که سپاه و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی از این منطقه به‌عنوان کانال خاکستری خود بهره می‌گیرند.

در برابر این نفوذ خزنده، اسرائیل در سال‌های اخیر توانسته جای پایی آرام اما مؤثر در آسیای میانه باز کند. دولت‌های منطقه که از سیاست‌های ایدئولوژیک ایران خسته‌اند، به دنبال شرکایی می‌گردند که امنیت، فناوری و سرمایه‌گذاری بیاورند، نه مذهب و انقلاب. اسرائیل با فناوری‌های کشاورزی، مدیریت منابع آب، انرژی خورشیدی و امنیت سایبری وارد و به سرعت به شریک قابل اعتماد قزاقستان و ازبکستان بدل شد.

این کشورها با دقت دیپلماتیک در پی حفظ توازن‌ هستند. آن‌ها در سازمان ملل به قطعنامه‌های محکومیت حملات اسرائیل رأی می‌دهند، اما هم‌زمان قراردادهای فناوری و آموزشی جدیدی با تل‌آویو امضا می‌کنند. قزاقستان و ازبکستان از همکاری با اسرائیل به عنوان راهی برای مدرن‌سازی اقتصاد و ارتقای جایگاه بین‌المللی خود استفاده می‌کنند، بدون آنکه روابط خود با ایران را به خطر بیندازند. این سیاست چندوجهی، بازتاب روح کلی سیاست خارجی آسیای میانه است: بی‌طرفی فعال، تعامل با همه، وابستگی به هیچ‌کس.

اما این توازن همیشه آسان نیست. در آذربایجان، مرز میان نفوذ تهران و تل‌آویو از همیشه باریک‌تر است. باکو پس از جنگ قره‌باغ روابط دفاعی خود با اسرائیل را تقویت کرد و تسلیحات اسرائیلی را به ابزار کلیدی در پیروزی نظامی خود بدل ساخت. ایران در پاسخ رزمایش‌های مرزی برگزار کرد و با ادبیاتی تهدیدآمیز نسبت به «پایگاه‌های جاسوسی اسرائیل در نزدیکی مرزهایش» هشدار داد. در پشت این رویارویی آشکار، لایه‌ای پنهان از روابط اقتصادی غیررسمی، قاچاق سوخت و پول‌شویی نیز وجود دارد که بازیگرانش گاه از هر دو سوی منازعه تغذیه می‌شوند.

در سطح عمومی، کشورهای آسیای میانه می‌کوشند از تبدیل‌شدن به میدان تقابل قدرت‌ها پرهیز کنند، اما در سطح زیرین، این منطقه به میدان جنگ سردی میان سرویس‌های اطلاعاتی، شرکت‌های پوششی و مسیرهای پنهان سرمایه بدل شده است. جمهوری اسلامی با تکیه بر شبکه‌های اقتصادی و فرهنگی خود در حال گسترش نفوذ خاموش است، در حالی که اسرائیل از طریق سرمایه‌گذاری و همکاری امنیتی، در حال ساختن دیوار نرم در برابر آن است.

100%

فساد ساختاری و ضعف نهادهای نظارتی در برخی جمهوری‌های سابق شوروی، زمینه را برای نفوذ این بازیگران خارجی فراهم کرده است. گزارش‌هایی از قاچاق اسلحه، مواد مخدر و منابع معدنی نادر از مرزهای تاجیکستان و قرقیزستان منتشر شده که مسیرهای آن با شبکه‌های روسی و ایرانی هم‌پوشانی دارد. اگرچه بخش بزرگی از این اطلاعات تایید رسمی نشده، اما تکرارشان در منابع منطقه‌ای و غربی نشان می‌دهد آسیای میانه به یکی از گره‌گاه‌های تاریک اقتصاد غیررسمی متصل به تهران تبدیل شده است.

در این میان، روسیه و چین سقف و کف این رقابت را تعیین می‌کنند. مسکو، که پس از جنگ اوکراین بخشی از نفوذ سنتی خود را از دست داده، هنوز نمی‌خواهد ایران یا اسرائیل در حیاط خلوتش آزادانه بازی کنند. پکن هم که نگران امنیت مسیرهای «کمربند و جاده» است، از هرگونه بی‌ثباتی در آسیای میانه گریزان است. به همین دلیل، هر دو قدرت سعی دارند رقابت تهران و تل‌آویو را در محدوده‌ای کنترل‌شده نگاه دارند.

در این شرایط، رویارویی ایران و اسرائیل در آسیای میانه بیش از آن‌که نظامی یا آشکار باشد، نبردی بی‌صدا بر سر نفوذ، ایجاد کریدور ژئوپلوتیک و مشروعیت است. ایران این منطقه را گذرگاهی برای تنفس اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود می‌بیند و با ابزارهای فرهنگی، تجاری و اطلاعاتی به دنبال گسترش حضور است. در مقابل، اسرائیل با فناوری، همکاری امنیتی و سرمایه‌گذاری نرم می‌کوشد این نفوذ را مهار کند.

دولت‌های آسیای میانه نیز با واقع‌گرایی سیاسی، میان منافع اقتصادی و خطرات ژئوپلیتیکی تعادل برقرار کرده‌اند. در نهایت، آسیای میانه به آرامی در حال تبدیل شدن به صفحه جدیدی از جنگ سرد ایران و اسرائیل است؛ جنگی که صدای گلوله ندارد، اما در خطوط ریلی، قراردادهای تجاری و شبکه‌های سایه‌ای منطقه نفس می‌کشد. ثبات آینده این منطقه، بیش از هر چیز، به توانایی رهبرانش در حفظ فاصله برابر با هر دو بازیگر بستگی دارد و این یک شرایط برای این کشورها نزدیکی به جمهوری اسلامی در شرایط بحران سیاسی و عدم مشروعیت بین المللی می‌تواند بازی در زمین سوخته باشد. جایی که به نظر می‌رسد جمهوری از ابزارهای ناپذیرفته در معادلات بین‌المللی استفاده می‌کند در مقابل اسرائیل تلاش خود را با معاملات فن‌آوری و تکنولوژیک و دکترین امنیت به کشورها نزدیک شود. تا وقتی دولت‌های منطقه سیاست «موازنه‌گرایی منفعت‌محور» را ادامه دهند و روسیه/چین سقف بازی را تعیین کنند، درگیری مستقیم محتمل نیست. اما هر اختلال بزرگ—از فروپاشی آتش‌بس‌ها تا شوک‌های امنیتی—می‌تواند این تعادل شیشه‌ای را بشکند و منطقه را از «گذرگاه اتصال» به میدان نبرد بدل کند.