روز جهانی مبارزه با اعدام؛ در یک سال گذشته بیش از ۱۵۰۰ تن در ایران دار زده شدند
جمعه ۱۸ مهرماه برابر با ۱۰ اکتبر، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام است. مناسبتی که از سال ۲۰۰۳ با ابتکار ائتلافی از دهها سازمان حقوقبشری در سراسر جهان نامگذاری شد. سایت حقوقبشری هرانا به مناسبت این روز گزارش داد که در یک سال گذشته دستکم هزار و ۵۳۷ نفر در ایران اعدام شدهاند.
از این تعداد هشت نفر در ملأعام اعدام شدند و از میان قربانیانی که هویتشان احراز شده، جنسیت ۴۹ تن زن بوده و دستکم سه تن دیگر در زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشتهاند و «کودک-مجرم» بودهاند.
هرانا در این گزارش که پنجشنبه ۱۷ مهرماه منتشر شد، نوشت که این افراد در فاصله بین ۱۰ اکتبر ۲۰۲۴ (۱۹ مهر ۱۴۰۳) تا هشت اکتبر ۲۰۲۵ (۱۶ مهر ۱۴۰۴) اعدام شدهاند.
این سایت حقوقبشری با اشاره به افزایش ۸۶.۷ درصدی اعدامها نسبت به ۸۲۳ اعدام سال پیش، اعلام کرد بررسی دادههای ۱۰ سال گذشته از سوی «مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» نشان میدهد که پس از کاهش نسبی بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹، اعدامها از سال ۲۰۲۱ بهطور مستمر افزایش یافته و در سال ۲۰۲۵ به اوج خود رسیده است.
همچنین طی این مدت دستکم ۱۹۱ مورد محکومیت به مرگ از جمله چهار حکم اعدام در ملأعام و ۵۴ مورد تایید حکم اعدام برای زندانیان در ایران را ثبت کرده است.
افزایش میزان اجرای صدور، تایید و اجرای احکام اعدام در ایران، در ماههای گذشته اعتراضات فراوانی را در داخل و خارج کشور به دنبال داشته است.
در یکی از این اعتراضات در ۱۵ مهرماه، اعتصاب غذای زندانیان عضو کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هشتادونهمین هفته آن در ۵۲ زندان سراسر ایران ادامه پیدا کرد.
اعدامشدگان
بر اساس اطلاعات گردآوری شده هرانا، ۴۸.۳۴ درصد اعدامشدگان به اتهام جرایم مربوط به «مواد مخدر» و ۴۳.۴۶ درصد به اتهام «قتل» در ایران اعدام شدند.
همچنین ۲.۱۵ درصد اعدامها به اتهام «تجاوز»، ۱.۸۹ درصد با اتهامات نامعلوم، ۱.۶۹ درصد با اتهام «محاربه و بغی» (سیاسی و امنیتی)، ۰.۸۵ به اتهام «محاربه» (غیر سیاسی)، ۰.۸۵ به اتهام امنیتی (جاسوسی، ترور، بمبگذاری)، ۰.۵۲ به اتهام «فساد فیالارض»، ۰.۰۲ به اتهام «سرقت مسلحانه»، ۰.۰۷ با اتهام عقیدتی و سیاسی و دینی بودهاند.
بیشترین اعدامهای انجام شده در استان البرز با ۱۴.۵۷ درصد بوده است و پس از آن استان اصفهان با ۸.۳۹ درصد و استان فارس با ۷.۸۷ درصد، بیشترین اعدام را داشتهاند.
همچنین زندان قزلحصار کرج با ۱۸۳ اعدام، زندان زندان دستگرد اصفهان با ۱۲۴ اعدام و زندان عادلآباد شیراز با ۱۱۸ اعدام، بیشترین آمار اجرای احکام اعدام در یک سال گذشته را داشتهاند.
از میان اعدامها ۹۴.۱۴ درصد بهصورت مخفیانه و بدون اعلام یا تایید رسمی صورت گرفتهاند و تنها ۵.۸۶ درصد از سوی رسانههای داخلی یا رسمی اطلاعرسانی شده است؛ الگویی که نشاندهنده تلاش آگاهانه حکومت برای پنهان کردن ابعاد واقعی خشونت خود است.
همچنین بیشترین اعدامهای یک سال گذشته در سپتامبر با ۱۹۱، آگوست با ۱۶۵، می یا ۱۶۲، نوامبر با ۱۴۷، دسامبر با ۱۳۷ و آپریل با ۱۱۹ اعدام ثبت شده است.
اعدام ابزار کنترل سیاسی و اجتماعی
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در بیانیهای نوشت افزایش اعدامها اتفاقی نبوده و بخشی از سیاست حکومتی برای ارعاب است که در بحبوحه بحران اقتصادی، اعتراضات داخلی و افزایش نارضایتیهای اجتماعی، از اعدام بهعنوان ابزاری برای ایجاد ترس و تحکیم کنترل استفاده کرده است.
این سایت حقوق بشری با اشاره به ادعای مقامهای جمهوری اسلامی که اعدام را «بازدارنده» میخوانند، یادآور شد شواهد معتبر علمی برای اثبات بازدارندگی منحصربهفرد اعدام وجود ندارد و نهادهای بینالمللی حقوق بشر نیز سالهاست تاکید کردهاند این مجازات، اثر بازدارنده ویژهای نسبت به مجازاتهای دیگر نشان نداده است.
همچنین بسیاری از احکام اعدام پس از دادرسیهای ناعادلانه و بر پایه اعترافات تحت فشار و بدون دسترسی موثر به وکیل صادر میشود که با تعهدات بینالمللی ایران ناسازگار است.
هرانا در ادامه خواستار توقف فورا اجرای مجازات اعدام، پاسخگو ساختن مسئولان اعدامهای غیرقانونی و دادن اجازه نظارت مستقل به گزارشگران ویژه سازمان ملل در امور ایران شد و تاکید کرد این لحظهای سرنوشتساز برای اقدام جهانی است.
این بیانیه از جامعه جهانی خواست برای مهار موج اعدامها در ایران دست به اقدام فوری بزند و تاکید کرد مسئولیت جمعی وجود دارد تا نگذارند «داستان بیش از هزار و ۵۰۰ نفر در سکوت به پایان برسد» و یادآور شد هر اعدام، علاوه بر سلب غیرقانونی حیات، به سرکوب مخالفت و عادیسازی خشونت دولتی میانجامد.
توقف فوری اجرای اعدامها و حرکت بهسوی لغو کامل آن، حمایت فعال از کمیته حقیقتیاب سازمان ملل و گزارشگر ویژه ایران، بهکارگیری سازوکارهای پاسخگویی هماهنگ از جمله تحریمهای هدفمند حقوقبشری علیه آمران و مجریان و حمایت و حفاظت از کنشگران مدنی، خانوادههای قربانیان، خبرنگاران و مستندسازان پروندههای اعدام، از جمله مطالبات دیگر هرانا از جامعه جهانی است.
پیش از این در هفتم مهرماه نیز کارشناسان سازمان ملل خواستار «تعلیق رسمی همه اعدامها و ارائه دادههای شفاف درباره احکام و اجرای آنها شدند و تاکید کردند که حکومت ایران باید بهسوی لغو کامل مجازات اعدام حرکت کند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل هم چهارم مهرماه هشدار داد وضعیت حقوق بشر در ایران بهطور نگرانکنندهای رو به وخامت رفته و پس از جنگ ۱۲روزه، شهروندان با سرکوب سازمانیافته و محدودیتهای گسترده روبهرو هستند.
در حال حاضر علاوه بر زندانیان جرائم عمومی که روزانه در زندانهای ایران به دار آویخته میشوند، حدود ۷۰ زندانی در زندانهای سراسر کشور با اتهامات سیاسی در خطر تایید یا اجرای حکم اعدام و بیش از ۱۰۰ تن نیز با اتهامات مشابه در خطر صدور حکم مرگ قرار دارند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.