• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

جعفر پناهی: هرگز تسلیم سانسور نمی‌شوم

۸ مهر ۱۴۰۴، ۱۲:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

جعفر پناهی، کارگردان سینما و زندانی سیاسی پیشین، در آستانه اکران جهانی جدید‌ترین فیلمش با عنوان «یک تصادف ساده»، تاکید کرد هرگز تسلیم سانسور نخواهد شد و از بازگشت دوباره به زندان هراسی ندارد.

پناهی سه‌شنبه هشتم مهر در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه گفت جمهوری اسلامی تلاش کرده است موفقیت فیلمش را در جشنواره کن بی‌ارزش جلوه دهد اما او همچنان به ساخت آثار تازه ادامه می‌دهد.

او درباره بازگشتش به ایران پس از جشنواره کن گفت: «وقتی به فرودگاه تهران رسیدم، همکاران سینمایی و خانواده‌های زندانیان سیاسی به استقبالم آمدند. حکومت می‌گفت جایزه به‌خاطر فشار سازمان‌های اطلاعاتی خارجی داده شده است. تقریبا همه فیلم‌هایی که از سانسور پیروی نمی‌کنند همین‌طور قضاوت می‌شوند.»

پناهی که پیش‌تر دو بار زندانی شده و ۱۵ سال ممنوع‌الخروجی را تجربه کرده است، درباره فشارهای احتمالی گفت: «چه کار می‌توانند بکنند؟ ممنوع‌الخروج یا دوباره زندانی‌ام کنند؟ همه این اقدامات حدی دارد. مرا از کار کردن منع کردند اما بی‌نتیجه بود.»

فیلم جدید پناهی با عنوان «یک تصادف ساده» از نهم مهر در سطح بین‌المللی اکران می‌شود.

این فیلم که سوم خرداد برنده نخل طلای جشنواره سینمایی کن شد، داستان پنج ایرانی را روایت می‌کند که با مردی مواجه می‌شوند که ممکن است زندان‌بان سابق آن‌ها باشد.

فیلم در بستر جامعه معاصر ایران ساخته شده و هم‌زمان به موضوعات جهان‌شمولی مانند تاثیر سرکوب دولتی و پرسش‌هایی درباره نقش خشونت و بخشش می‌پردازد.

پناهی با دریافت جایزه خرس طلای برلین، نخل طلای کن و شیر طلای ونیز، به یکی از معدود فیلمسازانی تبدیل شد که موفق به کسب این سه‌گانه معتبر سینمایی شده‌اند؛ افتخاری که پیش از او تنها کارگردانانی چون میکل‌آنجلو آنتونیونی، رابرت آلتمن و آنری-ژرژ کلوزو به آن دست یافته بودند.

فیلم بعدی با سوژه جنگ

پناهی درباره پروژه‌های جدید خود گفت: «فیلمنامه‌ای دارم که پنج سال است روی آن کار می‌کنم. موضوع آن درباره جنگ است و فکر می‌کنم جهان امروز به چنین فیلمی نیاز دارد.»

او همچنین با اشاره به تجربه زندان گفت: «شکنجه جسمی نشدم اما حبس طولانی در سلول کوچک و بستن چشم هنگام رفتن به دستشویی، بدترین شکنجه روانی بود. دیگران بودند که شکنجه جسمی شدند.»

این کارگردان سینما افزود: «تفاوت من این بود که وقتی اعتصاب غذا می‌کردم خبرش جهانی می‌شد، در حالی که اعتصاب غذای یک زندانی عادی هیچ بازتابی نداشت.»

او از جمله هنرمندان معترض به جمهوری اسلامی است که به‌دلیل فعالیت‌های خود در ایران محاکمه و زندانی شده‌اند.

پناهی تاکید کرد شجاعت واقعی متعلق به کسانی است که سال‌ها در زندان‌های ایران در گمنامی دوران محکومیت خود را می‌گذرانند: «کسانی هستند که ۱۰ تا ۱۵ سال زندان را تحمل می‌کنند. یکی از همکارانم یک‌چهارم عمرش را در زندان گذرانده است.»

این کارگردان سرشناس افزود: «آن‌ها کارهای مهم‌تری می‌کنند اما ناشناخته مانده‌اند.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا فرزند معصومه ابتکار و خانواده او را بازداشت و گرین کارت آنها را لغو کرد
۱

آمریکا فرزند معصومه ابتکار و خانواده او را بازداشت و گرین کارت آنها را لغو کرد

۲

ونس پس از مذاکرات فشرده با جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد: به توافق نرسیدیم

۳

مذاکرات میان آمریکا و جمهوری اسلامی فعلا متوقف شد؛ اختلاف‌ها همچنان پابرجاست

۴

ترامپ: نفت‌کش‌های خالی در حال حرکت به سمت آمریکا برای بارگیری نفت و گاز هستند

۵

هم‌زمان با مذاکرات اسلام‌آباد، عربستان از استقرار جنگنده‌های پاکستان در این کشور خبر داد

Banner

انتخاب سردبیر

  • تهران بار دیگر کشورهای منطقه را تهدید کرد: امنیت بنادر یا برای همه است یا برای هیچ‌کس

    تهران بار دیگر کشورهای منطقه را تهدید کرد: امنیت بنادر یا برای همه است یا برای هیچ‌کس

  • محاصره تنگه هرمز؛ فشاری که می‌تواند اقتصاد ایران را به زانو درآورد
    تحلیل

    محاصره تنگه هرمز؛ فشاری که می‌تواند اقتصاد ایران را به زانو درآورد

  • ترامپ مقاله‌ای را درباره «محاصره دریایی» ایران در شبکه اجتماعی خود بازنشر کرد

    ترامپ مقاله‌ای را درباره «محاصره دریایی» ایران در شبکه اجتماعی خود بازنشر کرد

  • سی‌ان‌ان: چین در حال آماده‌ شدن برای ارسال سامانه‌های پدافند هوایی به ایران است

    سی‌ان‌ان: چین در حال آماده‌ شدن برای ارسال سامانه‌های پدافند هوایی به ایران است

  • قالیباف، پل قدرت در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای؟

    قالیباف، پل قدرت در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای؟

  • خوشی‌ها و حسرت‌های اسکار؛ رقابت سه فیلمساز ایرانی

    خوشی‌ها و حسرت‌های اسکار؛ رقابت سه فیلمساز ایرانی

  • فیلم «یک تصادف ساده» جعفر پناهی به‌عنوان نماینده فرانسه در اسکار انتخاب شد

    فیلم «یک تصادف ساده» جعفر پناهی به‌عنوان نماینده فرانسه در اسکار انتخاب شد

•
•
•

مطالب بیشتر

زندانیان ۵۲ زندان ایران در کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» اعتصاب غذا کردند

۸ مهر ۱۴۰۴، ۱۲:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)

زندانیان محبوس در ۵۲ زندان ایران در هشتاد و هشتمین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» اعتصاب غذا کردند. هم‌زمان، خانواده پویا قبادی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، به صدور این حکم برای او اعتراض کردند.

خانواده قبادی سه‌شنبه هشت مهر با در دست داشتن عکس‌های او، خواهان لغو فوری حکم اعدام صادر شده برای این زندانی سیاسی شدند.

قبادی همراه با اکبر دانشورکار، بابک علی‌پور، محمد تقوی، وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر، دهم آذر از سوی ایمان افشاری، قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «بغی از طریق عضویت در گروه‌های مخالف نظام» به اعدام محکوم شد.

صدور حکم اعدام برای این زندانیان سیاسی که از پاییز و زمستان ۱۴۰۲ در زندان هستند واکنش‌های زیادی از سوی زندانیان سیاسی و گروه‌های حقوق بشری به همراه داشت.

کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، پیش‌تر درباره انتقال ناگهانی و همراه با ضرب و شتم این پنج زندانی سیاسی به زندان قزلحصار ابراز نگرانی کرده بود.

  • کارشناسان سازمان ملل خواستار تعلیق فوری اعدام‌ها در ایران شدند

    کارشناسان سازمان ملل خواستار تعلیق فوری اعدام‌ها در ایران شدند

این کارزار هشت مهر با اعتصاب غذای زندانیان ۵۲ زندان کشور شامل اوین، قزلحصار، مرکزی و فردیس کرج، تهران بزرگ،‌ قرچک، خورین ورامین، چوبیندر قزوین، اهر، اراک، لنگرود قم، خرم‌آباد، یاسوج، اسدآباد و دستگرد اصفهان، شیبان و سپیدار اهواز، نظام و عادل‌آباد شیراز، فیروزآباد فارس، دهدشت و زاهدان وارد هفته هشتاد و هشتم شد.

زندانیان زندان‌های برازجان، رامهرمز، بهبهان، بم، یزد، کهنوج، طبس، مشهد، سبزوار، گنبدکاووس، قائم‌شهر، رشت، رودسر، حویق تالش، ازبرم لاهیجان، دیزل‌آباد کرمانشاه، اردبیل، تبریز، ارومیه، سلماس، خوی، نقده، میاندوآب، مهاباد، بوکان، سقز، بانه، مریوان، سنندج و کامیاران نیز به این اعتصاب غذا پیوستند.

این کارزار در بیانیه‌ای، از سمیه رشیدی، زندانی سیاسی محبوس در قرچک، یاد کرد که سوم مهر به‌دلیل محرومیت از درمان پزشکی جان باخت و آن را بخشی از سیاست «زجرکش کردن» زندانیان و هشداری تلخ درباره وضعیت بیماران در زندان‌های کشور توصیف کرد.

  • شماری از خانواده‌های جان‌باختگان و قربانیان خواستار مقابله فوری جهان با جمهوری اسلامی شدند

    شماری از خانواده‌های جان‌باختگان و قربانیان خواستار مقابله فوری جهان با جمهوری اسلامی شدند

این بیانیه همچنین اعدام بهرام چوبی اصل، صدور حکم اعدام برای حامد ولیدی و نیما شاهی، دو زندانی سیاسی و همچنین تایید حکم اعدام پیمان فرح‌آور در دیوان عالی کشور را بیانگر تداوم روند نگران‌کننده سرکوب و خشونت علیه مردم ایران و زندانیان خواند.

بر اساس گزارش سازمان‌های حقوق‌ بشری، در حال حاضر حدود ۷۰ زندانی در زندان‌های سراسر ایران با اتهامات سیاسی و امنیتی در خطر تایید حکم اعدام یا اجرای آن هستند.

کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام در بیانیه خود اشاره کرد در یک هفته گذشته ۴۶ حکم و در شهریور ماه ۱۹۰ حکم اعدام در ایران اجرا شده که در ۳۵ سال گذشته «بی‌سابقه» است.

در شش ماه نخست سال ۱۴۰۴ نیز ۸۷۱ نفر در ایران اعدام شده‌اند که به گفته این کارارزار، «تصویری هولناک از نقض بی‌رحمانه حقوق بشر» به دست می‌دهد.

این کارزار بار دیگر خواستار توقف فوری احکام اعدام و پایان دادن به این «روند ضدانسانی» شد.

اعتصاب غذای زندانیان عضو کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام، از نهم بهمن ۱۴۰۲ با درخواست توقف صدور و اجرای احکام اعدام آغاز شد.

عضو مرکز تحقیقات مجلس: موسیقی کره‌ای مرزهای میان زن و مرد را از بین می‌برد

۸ مهر ۱۴۰۴، ۱۰:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)

محمدحسین پیشاهنگ، عضو مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی با اشاره به محبوب شدن موسیقی کره‌ای در ایران، گفت که کی‌پاپ و کی‌دراما، «بحران هویت جنسیتی» ایجاد می‌کنند.

این روحانی سه‌شنبه هشتم مهر گفت: «[در موسیقی کره‌ای] مرزهای میان زن و مرد محو می‌شود و پسران با آرایش‌های زنانه و دختران با جلوه‌گری جنسی، الگوهایی غیرطبیعی برای نوجوانان می‌سازند.»

موسیقی کره‌ای که عموما با نام کی‌پاپ (K-pop) شناخته می‌شود، به انواع موسیقی عامه‌پسند اشاره دارد که از کره جنوبی سرچشمه گرفته است.

کی‌پاپ ژانری بین‌المللی است که تحت تاثیر سبک‌های گوناگونی از جمله پاپ، راک، هیپ‌هاپ، آر‌اند‌بی و موسیقی الکترونیک قرار دارد و به‌‌دلیل موسیقی ریتمیک، رقص‌های هماهنگ و بخش بصری قوی آن مشهور است

پیشاهنگ در ادامه صحبت‌های خود درباره موسیقی کره‌ای گفت: «این محصولات روابط آزاد و بی‌ضابطه را ترویج می‌کنند و نوجوانی که عاشق گروه کی‌پاپ می‌شود، نه فقط موسیقی بلکه سبک لباس، خوراک، آرایش و حتی نوع گفتارش را از آن‌ها تقلید می‌کند.»

۲۳ دی ماه ۱۴۰۳، عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت مسعود پزشکیان، با اشاره به افزایش علاقه جوانان به موسیقی کشور کره جنوبی گفت این مقدار علاقه «باید برای ذائقه موسیقایی و مسیر موسیقایی خیلی معنا داشته باشد».

او افزود: «ما کجا اشتباه کردیم و اشتباه می‌کنیم که این‌طور ذائقه موسیقیایی ایران را تغییر می‌دهیم؟»

وزارت خارجه جمهوری اسلامی: ۱۲۰ ایرانی اخراج‌شده از آمریکا به‌زودی وارد کشور می‌شوند

۸ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد ۱۲۰ شهروند ایرانی که از ایالات متحده اخراج شده‌اند، به‌زودی به ایران باز خواهند گشت.

حسین نوش‌آبادی، مدیرکل پارلمانی و کنسولی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، سه‌شنبه هشتم مهر گفت: «اداره مهاجرت آمریکا قصد دارد حدود ۴۰۰ ایرانی را به ایران بازگرداند. این افراد به‌صورت غیرقانونی وارد آمریکا شده بودند و ۱۲۰ نفر آن‌ها طی یک تا دو روز آینده به ایران بازگردانده می‌شوند.»

او افزود: «تدابیر لازم برای بازگشت این افراد اندیشیده شده و خدمات کنسولی مناسب نیز به آن‌ها ارائه شده است.»

پیش‌تر روزنامه نیویورک‌تایمز به نقل از مقامات آگاه که نامشان فاش نشده، گزارش داد دولت دونالد ترامپ حدود ۱۰۰ مهاجر ایرانی را با یک پرواز چارتر از آمریکا اخراج کرده و به ایران بازگردانده است.

دو مقام ارشد ایرانی که در مذاکرات مربوط به این موضوع حضور داشته‌اند و یک مقام آمریکایی آگاه از این طرح، با نیویورک‌تایمز گفت‌وگو کردند.

مقامات ایرانی گفتند که این هواپیما -یک پرواز چارتر از سوی ایالات متحده- شامگاه دوشنبه از لوئیزیانا برخاست و قرار است سه‌شنبه از طریق قطر به ایران برسد.

مقام آمریکایی نیز تایید کرد که برنامه پرواز در مراحل نهایی بوده است.

هم‌زمان، یک مقام حکومت ایران شمار اخراج‌شدگان را ۱۲۰ نفر اعلام کرد.

حسین نوش‌آبادی، مدیرکل پارلمانی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت ۱۲۰ مهاجر ایرانی که دولت آمریکا تصمیم به اخراجشان گرفته است، در یکی دو روز آینده وارد کشور می‌شوند.

نشریه آلمانی اشپیگل در واکنش به ماجرا نوشت: «اخراج مستقیم به ایران یکی از قاطعانه‌ترین اقدامات دولت ترامپ در زمینه اخراج مهاجران محسوب می‌شود؛ اقدامی بی‌توجه به شرایط حقوق بشری که این افراد ممکن است با آن روبه‌رو شوند.»

اشپیگل در ادامه تاکید کرد که آمریکا طی دهه‌ها، «پذیرای ایرانیانی بوده که از سرکوب رژیم تهران گریخته بودند».

100%

تلاش ترامپ برای تسریع در روند اخراج «مهاجران غیرقانونی»

ترامپ هفته گذشته در مجمع عمومی سازمان ملل تاکید کرد ایالات متحده تلاش‌های خود را برای «اخراج انبوه مهاجران»، دو برابر خواهد کرد.

نیویورک‌تایمز نوشت که این اخراج یکی از بارزترین تلاش‌های دولت ترامپ برای بازگرداندن مهاجران است؛ بدون توجه به شرایط حقوق بشری سختی که ممکن است در کشور مقصد با آن مواجه شوند.

اواخر سال گذشته، ایالات متحده گروهی از ایرانیان را که بسیاری از آن‌ها نوکیشان مسیحی بودند که در ایران با آزار و اذیت روبه‌رو هستند، به کاستاریکا و پاناما اخراج کرد.

این کارزار گسترده اخراج، باعث شکایت‌های حقوقی از سوی مدافعان مهاجران شده که به این روند انتقاد جدی دارند.

  • مهاجران ایرانی اخراجی از آمریکا به پاناما برای جلوگیری از استرداد خود شکایت کردند

    مهاجران ایرانی اخراجی از آمریکا به پاناما برای جلوگیری از استرداد خود شکایت کردند

اسفند ۱۴۰۳، آرتمیس قاسم‌زاده و ۹ پناهجوی دیگر که پس از اخراج از آمریکا در کمپی در حومه یک جنگل در پاناما نگهداری می‌شدند، در کمیسیون بین‌المللی آمریکایی حقوق بشر شکایتی را به نمایندگی از خود و ۱۰۲ پناهجوی دیگر ثبت کردند.

این شکایت از کمیسیون بین‌المللی آمریکایی حقوق بشر خواست با صدور یک دستور اضطراری، از اخراج این پناهجویان به کشورهایشان جلوگیری کند و به آن‌ها امکان ملاقات با وکلایشان را بدهد.

پیش از آن، نیویورک‌تایمز گزارشی از وضعیت این پناهجویان منتشر کرده بود.

از سوی دیگر پاناما موافقت کرده است در اجرای برنامه‌ ترامپ برای اخراج میلیون‌ها مهاجر غیرقانونی همکاری کند.

پاناما در قاره آمریکا، دقیقا در باریکه‌ای واقع شده که آمریکای شمالی را به آمریکای جنوبی پیوند داده است.

موضوع محافظت بیشتر از مرزها و مهاجران غیرقانونی، از اصلی‌ترین محورهای برنامه ترامپ در انتخابات سال ۱۴۰۳ بود.

پس از تحلیف و آغاز به‌کار رسمی ترامپ در اول بهمن‌ سال گذشته، در برخی ایالت‌های آمریکا، انتقاداتی به رویکرد احتمالی او درباره مهاجران غیرقانونی شنیده شد.

دولت ترامپ به دادستان‌های آمریکا دستور داد مقام‌های ایالتی و محلی را که در برابر اجرای قوانین مهاجرتی مقاومت می‌کنند، مورد پیگرد کیفری قرار دهند.

مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا: حکومت ایران ضعیف‌تر از آن است که تصور می‌شود

۸ مهر ۱۴۰۴، ۰۱:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)

جان بولتون، مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا، با اشاره به اینکه بدون سرنگونی جمهوری اسلامی خاورمیانه روی صلح را نمی‌بیند، گفت: «از اروپا، آمریکا و از درون ایران می‌شنویم که این رژیم بسیار آسیب‌پذیرتر از آن چیزی است که مردم تصور می‌کنند.»

بولتون در نشستی در دانشگاه هاروارد در شهر کمبریج ایالت ماساچوست افزود: «فکر می‌کنم تا زمانی که رژیم آیت‌الله‌ها در ایران سرنگون نشود، در خاورمیانه صلح و امنیت برقرار نخواهد شد.»

100%

او در پاسخ به این پرسش که آیا در پی جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، حکومت ایران قوی‌تر شده است نیز گفت: «این حرف غلط است. هیچ‌کس دوست ندارد کشورش بمباران شود، اما واکنش واقعی در داخل ایران، به‌نظر من، این بود که مردم به‌طور کلی دیدند رژیم ناتوان از جلوگیری از آمریکا و اسرائیل برای نابودی دارایی حیاتی‌اش ــ یعنی برنامه هسته‌ای و موشک‌های بالستیک ــ بوده است، و این امر به احساس اینکه روزهای رژیم رو به پایان است دامن زده است.»

بولتون با اشاره به سن بالای خامنه‌ای و احتمال مرگش «در هر زمان» نیز گفت:‌ «آن نقطه‌ای است که در آن رژیم می‌تواند از بالا دچار فروپاشی شود.»

100%

مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا با اشاره به شرایط «وحشتناک» اقتصادی در ایران در چند سال‌ اخیر افزود: «مردم می‌بینند که سردارها و آیت‌الله‌ها و خانواده‌هایشان ثروتمند می‌شوند، در حالی که مردم همچنان رنج می‌برند. نارضایتی اقتصادی عظیمی وجود دارد.»

بولتون همچنین به قتل مهسا ژینا امینی و جنبش زن زندگی آزادی اشاره کرد و گفت: «وقتی ۵۰ درصد جمعیت از دست برود، این مشکل بسیار بزرگی است، و آن رژیم نامحبوب و بی‌ثبات است.»

او در ادامه خواهان حمایت از اپوزیسیون «نه از لحاظ نظامی، بلکه با تجهیزات ارتباطی و منابع محدود» شد.

اعدام خاموش زندانیان سیاسی؛ مرگ در سایه محرومیت از درمان

۷ مهر ۱۴۰۴، ۲۲:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

مرگ سمیه رشیدی، کارگر زندانی در زندان قرچک ورامین، بار دیگر مسئله‌ دیرینه‌ محرومیت درمانی در زندان‌های ایران را برجسته کرد. مرور پرونده‌های پیشین نشان می‌دهد که این مرگ‌ها نه اتفاقی استثنایی، بلکه بخشی از الگویی سازمان‌یافته هستند که از دهه‌ها پیش جان زندانیان سیاسی را گرفته است.

زندان در جمهوری اسلامی از همان ابتدای تاسیس، تنها محلی برای اجرای حکم قضایی نبوده و از آن به عنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی و خاموش کردن صداهای مخالف استفاده شده است.

مخالفان و منتقدان سیاسی، روزنامه‌نگاران، کنشگران صنفی و عقیدتی و حتی شهروندانی که تنها در اعتراضات خیابانی شرکت کرده‌اند یا به جرایم دیگر محکوم شده‌اند، در زندان‌هایی نگهداری می‌شوند که شرایط آن‌ها چیزی فراتر از محرومیت از آزادی است.

در این زندان‌ها، سلامت زندانی نه تنها در اولویت نیست، بلکه عامدانه نادیده گرفته می‌شود.

محرومیت از خدمات پزشکی و درمانی به عنوان بخشی از استراتژی سرکوب، می‌تواند شامل تاخیر در انتقال به بیمارستان، ضبط داروهای ارسال شده از طرف خانواده یا محدود کردن دسترسی به پزشکان متخصص باشد. در چنین شرایطی، زندانیان بیمار عملا در معرض «مرگ تدریجی» قرار می‌گیرند؛ مرگی که در ادبیات حقوق بشری با اصطلاح «اعدام خاموش» توصیف می‌شود.

محرومیت پزشکی به‌عنوان شکنجه سفید

محروم کردن زندانیان بیمار از درمان مناسب چیزی فراتر از قصور یا بی‌نظمی اداری است. کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل این رفتار را معادل شکنجه می‌دانند.

زندانیان گاه برای دریافت اجازه‌ی درمان باید تعهد بدهند یا حتی اعتراف تلویزیونی کنند. خانواده‌ها دارو می‌فرستند، اما داروها یا تحویل داده نمی‌شود یا با تاخیر زیاد به دست زندانی می‌رسد.

این وضعیت زندانی را در معرض مرگ تدریجی قرار می‌دهد. او هر روز ضعیف‌تر می‌شود و امیدش به نجات کاهش می‌یابد. در بسیاری موارد، وقتی بالاخره اجازه اعزام به بیمارستان صادر می‌شود، زمان از دست رفته است و درمان دیگر فایده‌ای ندارد.

واکنش‌ها و بی‌پاسخی مقامات

خانواده‌های قربانیان بارها صدای اعتراض‌شان را بلند کرده‌اند، اما اغلب با تهدید و فشار امنیتی روبه‌رو شده‌اند.

نهادهای بین‌المللی از جمله عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق بشر بارها بیانیه‌هایی منتشر کرده‌اند، اما جمهوری اسلامی تاکنون هیچ مقام قضایی یا زندانبانی را برای این مرگ‌ها پاسخگو نکرده است.

حتی در مواردی مانند ستار بهشتی یا بهنام محجوبی که بازتاب جهانی گسترده داشت، نهایتا پرونده‌ها مختومه شدند و مسئولان تبرئه شدند.

سمیه رشیدی؛ تازه‌ترین قربانی

مرگ سمیه رشیدی، کارگر زندانی در زندان قرچک، نمونه‌ای گویاست. او مدت‌ها از بیماری رنج می‌برد، اما مقام‌های زندان از اعزام به‌موقع او به بیمارستان خودداری کردند.

تنها زمانی که وضعیتش بحرانی شد و به کما رفت، او را به بیمارستان منتقل کردند.

اما این انتقال دیرهنگام دیگر فایده‌ای نداشت و در سوم مهر ۱۴۰۴ خبر مرگ او رسما اعلام شد.

فعالان حقوق بشر تاکید کرده‌اند که مرگ رشیدی تنها یک «حادثه» نبود، بلکه نمونه‌ای آشکار از سیاست محرومیت درمانی است.

به تعبیر بسیاری، او قربانی «قتل تدریجی عامدانه» شد. یاد رشیدی به‌سرعت به نماد دیگری از ظلم ساختاری در زندان‌های ایران بدل شد.

100%

بحران در تمام زندان‌های ایران

یک گزارش ایران‌اینترنشنال با استناد به «دیده‌بان ایران» نشان می‌دهد که این تنها زندانیان سیاسی نیستند که به این شیوه خاموش اعدام می‌شوند.

طی یک سال گذشته تنها در زندان تهران بزرگ، حدود ۳۰ زندانی به دلیل نبود پزشک و امکانات درمانی جان خود را از دست داده‌اند.

این آمار به‌خودی‌خود تکان‌دهنده است، اما وقتی جزئیات آن بررسی می‌شود، تصویری کامل‌تر از بحران به دست می‌دهد.

تیپ پنجم زندان تهران بزرگ به‌ویژه در شرایط بحرانی قرار دارد. ازدحام جمعیت، کمبود فضا و نبود خدمات مددکاری باعث شده است بسیاری از زندانیان در شرایط غیرانسانی زندگی کنند.

برخی از آن‌ها حتی تخت برای خواب ندارند و شب‌ها بر روی زمین یا در راهروها می‌خوابند.

بهداری زندان، فاقد تجهیزات تخصصی و پزشک دائم است و هرگونه اعزام به بیمارستان بیرون از زندان نیازمند مجوزهای امنیتی است که اغلب یا صادر نمی‌شود یا با تاخیر طولانی همراه است.

تنها در فاصله‌ کوتاهی بین ۲۱ شهریور تا سوم مهر، حداقل پنج زندانی دیگر در زندان‌های مختلف از جمله قرچک ورامین، کچوئی کرج و یزد جان خود را از دست داده‌اند.

در میان این قربانیان، چهار زن نیز حضور داشته‌اند که بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت زنان زندانی جلب کرده است.

روایت‌های مرگ در سایه‌ محرومیت درمانی

برای درک عمق بحران، کافی است به پرونده‌های مشخصی نگاه کنیم که طی دو دهه گذشته در رسانه‌ها و گزارش‌های حقوق بشری ثبت شده‌اند.

این روایت‌ها نشان می‌دهند که محرومیت درمانی نه یک خطای موردی، بلکه الگویی تکراری در مرگ زندانیان سیاسی بوده است.

ساسان نیک‌نفس، فعال مدنی، بکتاش آبتین، شاعر و فیلمساز و جواد روحی، شهروند معترض در سال‌های گذشته به‌دلیل نبود خدمات پزشکی و فشار و شکنجه در زندان‌های جمهوری اسلامی جان باختند.

در ادامه، نمونه‌هایی دیگر از این «اعدام‌های خاموش» مرور می‌شود.

اکبر محمدی (۱۳۸۵)

اکبر محمدی، دانشجوی عضو انجمن اسلامی و از بازداشت‌شدگان کوی دانشگاه ۷۸، پس از چند سال حبس در مرداد ۱۳۸۵ در زندان اوین جان باخت.

خانواده‌اش گفتند که او از بیماری‌های متعدد رنج می‌برد و به داروهای خاص نیاز داشت، اما در زندان به او رسیدگی نشد.

اعتصاب غذای طولانی و عدم انتقال به بیمارستان مناسب، نهایتاً به مرگ او انجامید.

مرگ محمدی از نخستین مواردی بود که توجه افکار عمومی را به مسئله محرومیت درمانی در زندان‌ها جلب کرد.

امیرحسین حشمت‌ساران (۱۳۸۸)

امیرحسین حشمت‌ساران، دبیرکل جبهه متحد دانشجو و جوانان ایران، پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ بازداشت شد. او در زندان رجایی‌شهر دچار خونریزی مغزی شد.

مقام‌های زندان از اعزام فوری او به بیمارستان خودداری کردند و تنها زمانی که وضعیتش بحرانی شد، او را منتقل کردند؛ انتقالی که دیگر فایده‌ای نداشت.

دیدبان حقوق بشر مرگ او را نشانه‌ی بی‌توجهی عامدانه مقامات به سلامت زندانیان دانست.

هدی صابر (۱۳۹۰)

هدی صابر، روزنامه‌نگار و فعال ملی-مذهبی، در اعتراض به مرگ هاله سحابی در مراسم خاکسپاری مهدی بازرگان، دست به اعتصاب غذا زد.

او پس از درد شدید قلبی، دیرهنگام به بیمارستان منتقل شد و همان‌جا جان باخت.

شاهدان می‌گویند زندان‌بانان و مسئولان بهداری زندان اوین علائم اولیه سکته قلبی را نادیده گرفتند.

مرگ صابر از سوی بسیاری «قتل در اثر تأخیر درمان» توصیف شد.

ستار بهشتی (۱۳۹۱)

ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس کارگری، در سال ۱۳۹۱ بازداشت شد و تنها چند روز بعد خبر مرگ او منتشر گردید. پزشکی قانونی آثار شکنجه بر بدنش را تایید کرد.

او در بازجویی‌ها بارها از درد شدید شکایت کرده بود، اما هیچ درمانی دریافت نکرد.

عفو بین‌الملل مرگ بهشتی را نمونه‌ای آشکار از بی‌توجهی پزشکی و خشونت سازمان‌یافته دانست و خواستار تحقیق مستقل شد.

وحید صیادی نصیری (۱۳۹۷)

وحید صیادی نصیری، زندانی سیاسی جوانی که به دلیل فعالیت‌های اعتراضی محکوم شده بود، در زندان لنگرود قم به بیماری کبدی مبتلا شد و به درمان فوری نیاز داشت.

با این حال، مقام‌های زندان بارها اعزام او به بیمارستان را عقب انداختند. او در آذر ۱۳۹۷ در اثر همین بی‌توجهی جان باخت.

مرگ صیادی نصیری در فضای مجازی بازتاب گسترده‌ای یافت و بار دیگر موضوع «حق درمان» در زندان‌ها را برجسته کرد.

کاووس سیدامامی (۱۳۹۶)

کاووس سیدامامی، استاد دانشگاه و فعال محیط زیست، در سال ۱۳۹۶ بازداشت و تنها دو هفته بعد خبر مرگ او در اوین اعلام شد.

مقام‌های قضایی ادعا کردند او خودکشی کرده است، اما خانواده‌اش این روایت را رد کردند.

فشار روحی، انزوا در سلول انفرادی و نبود مراقبت پزشکی از عوامل مهمی بود که شرایط مرگ او را فراهم آورد.

بهنام محجوبی (۱۴۰۰)

بهنام محجوبی، از دراویش گنابادی، به بیماری صرع مبتلا بود. پزشکان تاکید داشتند ادامه‌ حبس برای او خطرناک است، اما مسئولان زندان داروهای ضروری‌اش را به موقع ندادند.

او بارها در نامه‌ها و تماس‌هایش هشدار داده بود که در خطر است. در نهایت در بهمن ۱۳۹۹ به کما رفت و اسفند همان سال در بیمارستان لقمان درگذشت.

عفو بین‌الملل مرگ او را نتیجه‌ی شکنجه و محرومیت درمانی دانست.

سمیه رشیدی (۱۴۰۴)

سمیه رشیدی، کارگر زندانی در زندان قرچک ورامین، پس از ماه‌ها محرومیت از درمان و بی‌توجهی به وضعیت بحرانی‌اش، دچار تشنج شد.

مقام‌های زندان با تاخیر او را به بیمارستان منتقل کردند، اما دیگر دیر شده بود. او در سوم مهر ۱۴۰۴ جان باخت.

مرگ رشیدی، به‌ویژه پس از گزارش‌هایی درباره مرگ‌های مشابه در زندان تهران بزرگ و دیگر زندان‌ها، به نماد تازه‌ای از «اعدام خاموش» بدل شد.

  • ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق: مرگ سمیه رشیدی‌ «مرگ سیستماتیک» بود

    ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق: مرگ سمیه رشیدی‌ «مرگ سیستماتیک» بود

تداوم چرخه مرگ

دلیل تداوم این وضعیت را باید در ساختار سیاسی و قضایی ایران جست‌وجو کرد.

در شرایطی که نگاه امنیتی بر همه‌چیز سایه انداخته است؛ تصمیم درباره درمان زندانی نه بر اساس ضرورت پزشکی، بلکه بر اساس ملاحظات امنیتی اتخاذ می‌شود.

هیچ نهاد مستقل نظارتی بر زندان‌ها وجود ندارد. فرهنگ مصونیت حاکم است: هیچ مامور یا مسئولی نگران محاکمه شدن به خاطر مرگ زندانیان نیست و در نهایت، محرومیت پزشکی خود به ابزاری برای فشار و ارعاب سیاسی بدل شده است.

مرگ زندانیان سیاسی تنها یک تراژدی فردی نیست. این مرگ‌ها پیامدهای گسترده‌تری برای جامعه دارند.

حکومت ترس عمومی ایجاد می‌کند و نشان می‌دهد که حتی اگر کسی را نکشد، می‌تواند او را به مرگ تدریجی محکوم کند.

این مرگ‌ها محصول ساختاری هستند که در آن محرومیت درمانی به ابزاری برای سرکوب بدل شده اما تجربه نشان داده است که مرگ این زندانیان نه به خاموشی صداها، بلکه به تقویت نمادهای مقاومت انجامیده است.