• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

جان‌باختن مهسا ژینا امینی به زنان ایرانی زندگی تازه بخشید

مریم سینایی
مریم سینایی

ایران‌اینترنشنال

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۶:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۳۶ (‎+۱ گرینویچ)

سه سال پیش از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، هرچند به نظر می‌رسد جمهوری‌اسلامی جان سالم به در برده اما مقاومت و ایستادگی زنان ایرانی همچنان ادامه دارد و جامعه و زندگی آنان را به شکلی غیرقابل بازگشت، دگرگون کرده است.

پس از سرکوب اعتراضات، حکومت طرح‌های تازه‌ای برای «اجرای حجاب» معرفی و پیاده کرد و با نصب دوربین‌های نظارتی برای شناسایی زنان فاقد حجاب اجباری فشار بر آنان را افزایش داد.

این قوانین همچنان وجود دارد، اما پافشاری زنان و مردانی که از آنان حمایت می‌کنند، باعث شده، تا حد زیادی غیرقابل اجرا شوند.

شینا، هنرمند ۳۴ ساله ساکن تهران، به ایران اینترنشنال گفت: «وقتی به سه سال پیش نگاه می‌کنم، زمانی که به نظر می‌رسید حکومت کاملا مسلط بر اوضاع است، از شجاعت کسانی شگفت‌زده می‌شوم که می‌دانستند ممکن است بازداشت شوند، هدف گلوله قرار بگیرند و جان‌شان را از دست بدهند، بینایی خود را از دست بدهند یا تا پایان عمر روی ویلچر بنشینند، اما باز هم به خیابان آمدند.»

او با یادآوری اعتراضات ۱۴۰۱ و خشونت بی‌سابقه حکومت علیه معترضان، تاکید کرد که هزینه بسیار سنگین بود: «مردم سرانجام به خانه‌هایشان برگشتند، اما هیچ‌کس تردید ندارد که تغییرات پس از آن ارزشش را داشت. کسانی که معترض بودند دوباره اعتراض خواهند کرد و بسیاری که آن زمان در خانه ماندند، اگر دستاوردهای زنان به خطر بیفتد، این‌بار به خیابان خواهند آمد.»

گزارش شاهدان و انبوهی از ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد حتی در شهرهای مذهبی چون قم و مشهد، در سه سال گذشته و پس از جان‌باختن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱، ظاهر زنان و پوشش آن‌ها دگرگون شده است.

اعتراضات سراسری پس از آن به شگلی خونین و با خشونت مرگبار سرکوب شد.

اتهام مهسا، طبق روایت مقام‌ها، تنها دیده شدن چند تار مو از زیر روسری‌اش بود، در حالی که او مانتوی مشکی بلند و شلوار پوشیده بود.

در آن زمان، گشت‌های ارشاد حضوری روزانه در میدان‌ها، ایستگاه‌های مترو و مراکز خرید داشتند و هزاران زن را متوقف و بازداشت یا خودروهایشان را توقیف می‌کردند.

امروز اما حضور زنان فاقد حجاب اجباری در فروشگاه‌ها، بانک‌ها، رستوران‌ها و واگن‌های مترو صحنه‌ای عادی شده است.

100%

بازگشتی در کار نیست

افزون بر این دستاوردها، زنان هر روز مرزهای تازه‌ای را می‌آزمایند.

طاها، مرد ۵۵ ساله‌ ساکن تهران، به ایران اینترنشنال گفت: «برای زنان هیچ بازگشتی وجود ندارد. غول از چراغ بیرون آمده و دیگر نمی‌شود آن را به چراغ بازگرداند.»

او به تغییراتی فراتر از پوشش اشاره کرد: «دهه‌ها موتورسواری برای زنان تابو بود. حالا نگاه کنید چند زن با وجود ممنوعیت صدور گواهینامه، موتورسواری می کنند. درست مثل زنانی که در برابر اجبار حجاب ایستادند، آن‌ها هر روز بیشتر می‌شوند و سرانجام حکومت را مجبور به عقب‌نشینی خواهند کرد.»

خواندن و رقصیدن در ملاعام، که زمانی غیرقابل تصور بود، امروز به‌ویژه در میان جوانان بیشتر دیده می‌شود. زنان ویدئوهایی از اجراهای خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند. هر حرکت، بخشی از دهه‌ها کنترل اجباری را می‌فرساید؛ همان‌طور که انتشار تصاویر بی‌حجاب روزی چنین کرد.

100%

زنان تنها نیستند

بسیاری از مردان ایرانی آشکارا از خواست زنان برای حق کنترل بر پوشش و ظاهر و زندگی خود حمایت می‌کنند.

علیرضا، پدر یک دختر و پسر نوجوان، به ایران اینترنشنال گفت: «دخترم آرزو دارد ژیمناست یا بالرین شود، روی صحنه اجرا کند و در مسابقات بین‌المللی شرکت کند. دختران دیگر هم همین رویاها را دارند.»

او ادامه داد: «زنان نسل من مجبور به تسلیم شدند و رویاهایشان از دست رفت، اما جوانان امروز تسلیم نخواهند شد. آنها می‌دانند هنوز راه درازی در پیش است و به حمایت ما نیاز دارند.»

طاها نیز گفت همبستگی مردان با زنان برای پیشرفت حیاتی است: «دیدن زنانی که از مرزها عبور می‌کنند، فوق‌العاده و الهام‌بخش است. ما باید به هر شکلی که می‌توانیم از آنها حمایت کنیم تا دختران، همسران و دوستانمان نتوانند دوباره به نقش‌های تحمیلی بازگردانده شوند.»

او تاکید کرد: «آنچه زنان ایرانی با سال‌ها پایداری و فداکاری به دست آورده‌اند، درسی برای همه بوده است.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

دختر آقا معلم درگذشت؛ یک قرن فرهنگ‌سازی با ثمینه باغچه‌بان

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۶:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

ثمینه باغچه‌بان، نویسنده، آموزگار و چهره تاثیر گذار آموزش ناشنوایان و ادبیات کودک در ایران درگذشت. او وارث راه جبار باغچه‌بان بود اما فراتر از آن توانست نسل‌های تازه‌ای از کودکان را با آموزش پایه و ادبیات پیوند دهد و میراثی ماندگار از خود برجای گذارد.

زندگی ثمینه باغچه‌بان از همان ابتدا رنگی متفاوت داشت. او در فروردین ۱۳۰۶ در تبریز به دنیا آمد اما نه در خانه‌ای معمولی بلکه در همان کودکستانی که پدرش جبار باغچه‌بان، مشهور به آقا معلم، تازه بنیان گذاشته بود؛ نخستین کودکستان مدرن ایران.

تولدی در مدرسه، آغاز راهی متفاوت

خودش بعدها بارها گفته بود: «من در مدرسه به دنیا آمدم.»

این جمله نه فقط واقعیتی زیستی، که نوعی سرنوشت بود: پیوندی ناگسستنی میان زندگی شخصی او و آموزش کودکان.

پدرش، جبار باغچه‌بان، نامی آشنا در تاریخ معاصر ایران است: بنیان‌گذار مدرسه ناشنوایان، آموزگار نوآور و نویسنده کتاب‌های درسی. اما آنچه سرنوشت ثمینه را تعیین کرد، نه فقط سایه نام پدر، بلکه قرار گرفتن او در مرکز جنبشی بود که سوادآموزی و حقوق کودکان را در ایران نوین شکل می‌داد.

تحصیل در آمریکا؛ بازگشت با تخصصی تازه

ثمینه باغچه‌بان پس از پایان دبیرستان، در دانشسرای عالی تهران زبان انگلیسی خواند، اما نقطه عطف مسیرش زمانی بود که با بورسیه آموزشی به آمریکا رفت. او در دانشگاه کلمبیا کارشناسی‌ارشد آموزش و پرورش ناشنوایان گرفت، دوره‌های گفتاردرمانی را گذراند و در مدرسه معتبر کلارک برای ناشنوایان (Clarke School for the Deaf) آموزش دید.

این تجربه، او را با روش‌های مدرن آموزش ناشنوایان آشنا کرد؛ دانشی که در بازگشت به ایران در دهه ۳۰ و ۴۰ خورشیدی، به‌شدت کمیاب و ضروری بود. برخی منابع بین‌المللی او را فارغ‌التحصیل «اسمیت کالج» دانسته‌اند، اما آنچه اهمیت دارد، نقش او به‌عنوان یکی از نخستین ایرانیانی است که تخصصی دانشگاهی در حوزه ناشنوایان داشت و آن را با شرایط ایران تطبیق داد.

بازگشت به ایران و همکاری با پیشگامان

در دهه ۴۰، ایران درگیر پروژه‌ای ملی برای گسترش آموزش ابتدایی بود. در این میان، چهره‌هایی چون توران میرهادی، عباس یمینی‌شریف و لیلی آهی تلاش می‌کردند کتاب‌های درسی را بازنویسی کنند و نظام آموزشی مدرنی بنا گذارند. ثمینه باغچه‌بان نیز به این جمع پیوست.

او در بازنگری کتاب‌های درسی نقش گرفت و به‌ویژه بر آموزش پایه و کلاس اول دبستان تمرکز کرد. کتاب «روش تدریس» او که برای سپاه دانش نوشته شد، سال‌ها منبع رسمی آموزش معلمان بود و حتی در افغانستان و تاجیکستان هم به‌کار رفت.

به این ترتیب، ثمینه نه‌فقط برای کودکان ناشنوا، بلکه برای میلیون‌ها کودک شنوا در ایران و منطقه نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.

مدیریت مدرسه باغچه‌بان و نهادسازی برای ناشنوایان

پس از درگذشت پدر، مدیریت آموزشگاه باغچه‌بان را برعهده گرفت. این مدرسه نه‌تنها مرکزی برای آموزش ناشنوایان، بلکه کانونی برای تربیت آموزگاران بود. او کوشید تجربه‌هایش از آمریکا را در ایران پیاده کند: از شیوه‌های گفتاردرمانی گرفته تا طراحی برنامه‌های آموزشی ویژه.

در همان سال‌ها، همراه با گروهی از همکاران در پایه‌گذاری «سازمان ملی رفاه ناشنوایان» نقش داشت. این سازمان نخستین نهاد تخصصی برای رسیدگی به وضعیت ناشنوایان در ایران بود و بسیاری از خدمات حمایتی و آموزشی امروز ریشه در همان دوره دارد.

نویسنده ادبیات کودک؛ از متل‌های عامیانه تا آثار ماندگار

ثمینه باغچه‌بان فقط آموزگار نبود؛ نویسنده‌ای بود که به‌خوبی می‌دانست ادبیات چگونه می‌تواند به آموزش پیوند بخورد. او ده‌ها کتاب برای کودکان نوشت که بسیاری از آن‌ها بر پایه متل‌ها و فرهنگ عامه بودند.

«جم‌جمک برگ خزون» و «آفتاب مهتاب چه‌رنگه»، بازآفرینی متل‌های کودکانه، نسل‌ها را با زبان آهنگین و بازیگوشی‌های سنتی آشنا کرد.

«پل چوبی» و «نوروزها و بادبادک‌ها» از سوی شورای کتاب کودک به‌عنوان آثار برگزیده معرفی شدند.

کتاب «روشنگر تاریکی‌ها» درباره زندگی جبار باغچه‌بان، هم یادنامه‌ای خانوادگی و هم سندی تاریخی برای آموزش مدرن ایران است.  

دسترس‌پذیری؛ پلی میان کودکان شنوا و ناشنوا

یکی از وجوه مهم کار ثمینه باغچه‌بان اصرار بر دسترس‌پذیری بود. او باور داشت که ادبیات کودک فقط برای کودکان شنوا نیست و ناشنوایان هم حق دارند به جهان قصه و شعر وارد شوند.

از همین رو، بخشی از فعالیت‌هایش را به تولید کتاب و ویدئو به زبان اشاره اختصاص داد. همکاری‌اش با یونیسف در این حوزه نمونه‌ای پیشرو بود و بعدها الهام‌بخش پروژه‌های مشابه شد.

او حتی ترانه مشهور «دویدم و دویدم» را با زبان اشاره منتشر کرد تا کودکان ناشنوا نیز از این قصه عامیانه بهره ببرند. این نگاه دسترس‌آفرین، او را از بسیاری نویسندگان کودک متمایز می‌کرد.

حضور در نهادهای فرهنگی و بین‌المللی

ثمینه باغچه‌بان از آغاز دهه ۴۰ خورشیدی، از پایه‌گذاران شورای کتاب کودک بود؛ نهادی که در کنار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نقش بزرگی در شکل‌گیری ادبیات کودک مدرن در ایران داشت. او تا سال‌های پایانی زندگی، در این شورا فعال ماند و آثارش بارها در فهرست کتاب‌های برگزیده قرار گرفت.

در سطح بین‌المللی نیز اثرگذار بود. در آمریکا، بورسیه‌ای در مدرسه کلارک برای ناشنوایان به نام او ایجاد شد؛ نشانه‌ای از احترام جامعه جهانی به سهم او در آموزش ناشنوایان.

تجلیل برای یک قرن فرهنگ‌سازی

در سال ۱۴۰۴، در مراسمی در تهران از او به‌عنوان «صدساله فرهنگ‌ساز» تجلیل شد. این مراسم فرصتی بود تا نسل تازه‌ای با نام او آشنا شوند؛ نسلی که شاید متل‌های او را شنیده بودند، بی‌آنکه نویسنده‌‌ آن متل‌ها را بشناسند.

چرا ثمینه باغچه‌بان مهم بود؟

مرگ ثمینه باغچه‌بان تنها پایان زندگی یک نویسنده یا آموزگار نیست؛ نقطه‌ای است برای مرور یک قرن تلاش در حوزه آموزش و ادبیات کودک. او پلی میان نسل‌ها و وارث راه پدر بود، توانست راه او را توسعه دهد و به نسل‌های تازه پیوند بزند. اگر جبار باغچه‌بان «مدرسه» را به ایران آورد، ثمینه آن را در زندگی روزمره کودکان نهادینه کرد.

در ایران کمتر کسی توانست مانند او آموزش پایه را با ادبیات کودک گره بزند. آثارش نشان می‌دهند که یادگیری و تخیل دو روی یک سکه‌اند.

ثمینه باغچه‌بان از معدود کسانی بود که در دهه‌های پیشین از دسترس‌پذیری فرهنگی برای ناشنوایان سخن گفت و عمل کرد. این رویکرد هنوز هم در بسیاری از حوزه‌ها غایب است.  

در نهایت اینکه کتاب‌های درسی و آموزشی او فقط در ایران به‌کار نرفت؛ در افغانستان و تاجیکستان نیز نسل‌هایی با متون او آموزش دیدند.  

خداحافظی با «دختر آقا معلّم»

ثمینه باغچه‌بان درگذشت و با مرگ او یکی از آخرین بازماندگان نسل نخست فرهنگ‌سازان ایران مدرن از میان رفت؛ نسلی که مدرسه، کتاب کودک، و حقوق آموزشی را بنیان گذاشت.

اما میراثش همچنان زنده است: از متل‌های بازآفرینی‌شده‌اش که در حافظه جمعی ایرانیان مانده، تا روش‌های آموزشی‌اش که هنوز در کلاس‌های درس کاربرد دارد.

او همان‌طور که خود گفته بود «در مدرسه به دنیا آمد» و تا پایان عمر «در مدرسه» زیست؛ زندگی‌ای که به ما می‌گوید آموزش و ادبیات، اگر با عشق پیوند بخورند، می‌توانند قرن‌ها زنده بمانند.

کارگران فولاد اهواز و منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در اعتراض به شرایط خود تجمع کردند

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۵:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز چهارشنبه ۲۶ شهریور برای پنجمین روز به اعتراضات صنفی خود ادامه دادند. کارگران ارکان ثالث (پیمانکاری) در سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در عسلویه نیز روز چهارشنبه خواستار تحقق مطالبات صنفی خود شدند.

کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران در اهواز برای پنجمین روز با برگزاری تجمع اعتراضی در مقابل تالار اجتماعات این واحد تولیدی، خواستار تحقق مطالبات صنفی خود شدند.

آنها به پرداخت نشدن دو ماه دستمزد، کاهش ناگهانی و بی‌دلیل اضافه کاری کارگران، قطع وعده‌های غذایی، و ثبت نشدن کار آنها در سنوات کاری‌ به عنوان شغل سخت و زیان‌آور معترض هستند. کارگران معترض همچنین خواستار برخوردرای از یک بیمه تکمیلی هستند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران در این مورد اشاره کرد که سطح تولید گروه ملی صنعتی فولاد پایین آمده و کارگران به شدت نگران آینده این شرکت هستند و بر لزوم راه‌اندازی فوری خطوط تولید و شفافیت در اداره شرکت تاکید کرده‌اند.

  • اعتراض کارگران فولاد اهواز وارد روز چهارم شد

    اعتراض کارگران فولاد اهواز وارد روز چهارم شد

خبرگزاری ایلنا سه‌شنبه ۲۵ شهریور از «مشکل تامین نشدن نقدینگی» در این شرکت بزرگ صنعتی خبر داده بود.

این خبرگزاری وابسته به «خانه کارگر» به نقل از «یک منبع آگاه کارگری» نوشت که گروه ملی صنعتی فولاد ایران «با ظرفیت حدود ۱۰ درصد در حال کار است و به نظر می‌رسد این مشکل در فصل پاییز نیز ادامه داشته باشد.»

پیش از این، کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران از بانک ملی ایران، به عنوان مالک اصلی، به دلیل بی‌توجهی به شرایط این شرکت انتقاد کرده بودند.

پس از اعتراضات گسترده کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران بین سالیان ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ به خصوصی شدن این شرکت، در نهایت این مجموعه به بانک ملی ایران واگذار شد.

از آن زمان تاکنون نیز اعتراضات کارگران در این شرکت بزرگ صنعتی به دلایل صنفی ادامه داشته است.

در این حال، خبرگزاری ایلنا چهارشنبه خبر داد که مدیرعامل گروه ملی صنعتی فولاد اخیراً در نامه‌ای، کارگران را به «صبر» توصیه کرده و علت‌ عدم پرداخت «حقوق ماه گذشته» را «کمبود نقدینگی» دانسته است.

  • ۱۰ تشکل کارگری و اجتماعی: «غنی‌سازی زندگی» حق مسلم ماست

    ۱۰ تشکل کارگری و اجتماعی: «غنی‌سازی زندگی» حق مسلم ماست

تجمع اعتراضی کارگران ارکان ثالث در عسلویه

اتحادیه آزاد کارگران ایران گزارش داد که کارگران ارکان ثالث سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در عسلویه با برگزاری تجمعی اعتراضی، خواستار تحقق مطالبات صنفی خود شدند.

مهم‌ترین مطالبه کارگران، حذف شرکت‌های پیمانکاری، همسان‌سازی در پرداخت دستمزد و مزایا با نیروهای رسمی و انعقاد قرارداد مستقیم کار است.

همچنین به نوشته ایلنا، تجمع‌کنندگان تاکید داشتند که «حذف واسطه‌های پیمانکاری می‌تواند به بهبود شرایط شغلی، افزایش رضایت‌مندی و ارتقای بهره‌وری منجر شود.»

100%

بر اساس این گزارش‌، ده‌ها هزار نیروی ارکان ثالث شرکت نفت که «تحت شدیدترین تبعیض‌ها و فشارهای شغلی و معیشتی مشغول به‌کارند، سال‌هاست خواستار رفع تبعیض و حذف شرکتهای پیمانکاری هستند اما دولت و مجلس دست در دست پیمانکاران بزرگی که خود از مدیران شرکت نفت و وابسته به نهادهای حکومتی و شبه حکومتی رانتی هستند، هر بار با وعده و وعید و کشاندن موضوع به کریدورهای اداری و بوروکراتیک، از پایان دادن به وجود شرکت‌های پیمانکاری در شرکت نفت خودداری می‌کنند.»

در سالیان گذشته، کارگران پیمانکاری در بخش‌های مختلف در ایران خواستار خذف شرکت‌های پیمانکاری و امضای قرارداد مستقیم کار شده‌اند.

جامعه جهانی بهائی اعلام کرد شش زن بهائی در همدان در آستانه زندانی‌شدن قرار دارند

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۵:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

در ادامه فشارهای جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران، زرین‌دخت احدزاده، فریده ایوبی، نورا ایوبی، ندا محبی، ژاله رضایی و عاطفه زاهدی، شش زن بهائی ساکن همدان در آستانه زندانی‌شدن قرار گرفته‌اند. آن‌ها پیش‌تر از سوی دادگاه انقلاب همدان مجموعا به ۳۸ سال و ۱۱ ماه حبس محکوم شده‌اند.

جامعه جهانی بهائی چهارشنبه ۲۶ شهریور در بیانیه‌ای مطبوعاتی با اعلام این خبر نوشت اتهامات و احکام صادرشده علیه این شش زن صرفا به دلیل اعتقادشان به آیین بهائی است و عاطفه زاهدی و ندا محبی، دو نفر از آنان فرزندانی دارند که کوچک‌ترین‌شان تنها پنج سال دارد.

سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانیِ بهائی در سازمان ملل متحد در ژنو گفت: «زنان در ایران کلید شکوفایی کشور را در دست دارند. اما حکومت ایران، به‌جای حمایت و توان‌افزایی، زنان را زندانی و سرکوب می‌کند؛ در این مورد نه‌تنها به‌عنوان زن، بلکه همچنین به‌عنوان بهائی.»

فهندژ با بیان اینکه زنان بهائی در ایران با اشکال گوناگونی از تبعیض روبه‌رو هستند، گفت: «این شش زن در همدان، با وجود داشتن فرزندان و خانواده، تنها به‌خاطر اعتقادشان، به گذراندن سال‌ها زندان محکوم شده‌اند. حکومت ایران باید در برابر این تبعیض و ظلمِ آشکار پاسخ‌گو باشد.»

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، پیش از این در ۲۰ شهریور آزار و سرکوب بهائیان در ایران را از جدی‌ترین نگرانی‌های حقوق بشری دانست و بر ماهیت «دیرینه و سیستماتیک» این سیاست در زمینه سرکوب مذهبی که نیاز به توجه فوری جامعه بین‌المللی دارد، تاکید کرد.

گوترش گفته بود مقامات جمهوری اسلامی به‌طور معمول از اتهامات مبهمی همچون «تبلیغ علیه نظام» برای جرم‌انگاری فعالیت‌های مسالمت‌آمیز اجتماعی بهائیان استفاده کرده و حقوق این شهروندان از جمله حق ابراز دین یا باورشان را به‌شدت نقض کرده‌اند.

جامعه جهانی بهائی در بخش دیگری از بیانیه خود احکام صادر شده علیه شش زن بهائی در همدان را «ظالمانه و سنگین» توصیف کرد و نوشت این احکام که بر پایه اتهامات پوچ و بی‌اساسی چون «عضویت در جامعه بهائی» صادر شده‌اند، نشان‌دهنده تشدید کارزار سرکوب و آزار بهائیان است.

این شش زن بهائی پیش‌تر در ۱۸ شهریور برای اجرای حکم حبس به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب همدان احضار شدند و حکم حبس‌شان ۲۱ مردادماه در شعبه ۱۱ دادگاه تجدیدنظر استان همدان تایید شده بود.

جامعه جهانی بهائی دراین‌باره نوشت دادگاه تجدیدنظر در رای نهایی خود استدلال‌های دفاعی این زنان و وکلای آنان را نپذیرفت و دستور «امحاء جزوات و کتب مکشوفه راجع به اعتقادات و تبلیغ بهائیت به‌عنوان کتب ضاله» را نیز صادر کرد.

این زنان پیش‌تر در ۲۱ خرداد از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب همدان و بابت اتهامات «عضویت در جامعه بهائی و آموزش و تبلیغ مخل شرع»، مجموعا به ۳۸ سال و ۱۱ ماه حبس محکوم شدند.

ندا محبی، عاطفه زاهدی، فریده ایوبی، نورا ایوبی، زرین‌دخت احدزاده و ژاله رضایی
100%
ندا محبی، عاطفه زاهدی، فریده ایوبی، نورا ایوبی، زرین‌دخت احدزاده و ژاله رضایی

بر اساس احکام صادر شده، محبی بابت اتهام «آموزش و تبلیغ مخل شرع» به پنج سال حبس و بابت اتهام «عضویت در جامعه بهائی» به دو سال و هشت ماه زندان و احدزاده، فریده و نورا ایوبی، رضایی و زاهدی هر یک بابت اتهام «عضویت در جامعه بهائی» به دو سال و هشت ماه حبس و بابت اتهام «آموزش و تبلیغ مخل شرع» به سه سال و هفت ماه حبس، محکوم شدند.

از میان احکام صادر شده، سه سال از محکومیت حبس محبی و دو سال از محکومیت حبس احدزاده، رضایی و نورا ایوبی، به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده بود.

این شهروندان بهائی ۱۶ آبان ۱۴۰۲ به‌دست نیروهای امنیتی بازداشت و آذرماه همان سال با تودیع قرار از بازداشتگاه اداره اطلاعات همدان آزاد شدند.

بهائیان که بزرگ‌ترین اقلیت دینی غیرمسلمان در ایران به شمار می‌روند، از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ تاکنون به‌طور سیستماتیک سرکوب شده‌اند و طی یک سال گذشته، فشار نهادهای امنیتی و قضایی بر آن‌ها افزایش یافته است.

طبق اعلام منابع غیررسمی، جمعیت بهائیان ایران بیش از ۳۰۰ هزار نفر برآورد می‌شود، اما قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت می‌شناسد.

زینب جلالیان: مسئولان زندان یزد از درمان پزشکی من جلوگیری می‌کنند

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۵:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

زینب جلالیان، زندانی سیاسی در زندان یزد، در نامه‌ای سرگشاده با اشاره به تشدید بیماری‌هایش اعلام کرد که مسئولان این زندان از درمان پزشکی‌او جلوگیری می‌کنند. هم‌زمان ۲۲ نهاد و ۱۳ مدافع حقوق بشر از حق درمان فوری این زندانی سیاسی کُرد تاکید کردند.

شبکه حقوق بشر کردستان خبر داد که زینب جلالیان،‌ زندانی سیاسی کرد، در نامه‌ای سرگشاده اعلام کرده است که «به دلیل شرایط نامناسب زندان و بی‌توجهی به درمان، بیماری‌های او پیشرفت کرده و اکنون پزشکان انجام عمل جراحی را ضروری دانسته‌اند، اما مقامات همچنان او را در زندان نگه داشته‌اند.»

این زندانی سیاسی در نامه خود با شرح وضعیت جسمی‌اش نوشت: «طبیعتاً پس از حدود ۲۰ سال زندگی در جایی مانند زندان، که ناچار به زندگی جمعی هستی، بیماری‌های پوستی، عفونی و اختلالات روحی و روانی سراغت می‌آید. بدتر از همه، شرایط نامناسب تغذیه در زندان باعث بروز بیماری‌های جسمی فراوان می‌شود. به‌ویژه زمانی که یک زندانی سیاسی باشی، محدودیت‌های بیشتری بر تو تحمیل می‌کنند؛ از جمله محدودیت‌های پزشکی. با وجود تشخیص پزشکان مبنی بر نیاز به دارو، هیچ رسیدگی‌ای صورت نمی‌گیرد.»

زینب جلالیان هفتم اسفند ۱۳۸۶ بازداشت و در سال ۱۳۸۸ به اتهام «محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک» از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد. این حکم در سال ۱۳۹۰ با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل شد.

این زندانی سیاسی در این سال‌ها بارها با رد اتهام خود تاکید کرده است که در زمان بازداشت به شیوه‌های مختلفی مانند شلاق زدن به کف پا، مشت به شکم، کوبیدن سر به دیوار و تهدید به تجاوز، مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است.

او در دوران حبس خود با وجود مشکلات جسمی، بارها میان زندان‌های خوی، قرچک ورامین، اوین، کرمان، دیزل‌آباد کرمانشاه و یزد جابه‌جا شده است.

پیش از این برخی نهادهای حقوق بشری شرح شکنجه‌های اعمال‌شده بر جلالیان برای گرفتن اعتراف اجباری را منتشر کرده‌اند.

زینب جلالیان در این نامه همچنین نوشت: «متأسفانه به دلیل سال‌ها محرومیت از دارو و خدمات درمانی، بیماری من پیشرفت زیادی کرده است؛ به حدی که دیگر دارو اثری ندارد و اکنون پزشک برایم جراحی تجویز کرده است.»

او با اشاره به «سال‌ها زندان، شکنجه، محرومیت از ملاقات و درمان پزشکی» تأکید کرد که «مقاومت تنها راه یک مبارز در برابر سرکوب است و زنان زندانی در نظام مردسالار درد مضاعفی را تجربه می‌کنند.»

این زندانی سیاسی کرد اشاره کرد: «علی‌رغم تشخیص پزشک مبنی بر این‌که من به دلیل بیماری باید سال‌ها پیش از زندان آزاد می‌شدم و تحت عمل جراحی قرار می‌گرفتم، مسئولان زندان نسخه پزشکی مرا به پزشکی قانونی ارجاع دادند. پس از ماه‌ها انتظار، پاسخ دادند که “ایشان توان تحمل حبس را دارند و باید در زندان بمانند.” با وجود همه دردها، رنج‌ها و بیماری‌ها، خوشحالم؛ زیرا می‌دانم تمام این سختی‌ها را در راه آزادی متحمل شده‌ام. پس من در جایگاه درست تاریخ ایستاده‌ام.»

او با اشاره به وضعیت وخیم زندان‌ها و شرایط طاقت‌فرسای زندانیان سیاسی، از آزادی‌خواهان جهان خواست در برابر جنایت‌ها و تبعیض‌های جمهوری اسلامی سکوت نکنند؛ چرا که «سکوت در برابر ظلم و جنایت‌هایی که بر خواهران و برادران مبارز ما روا می‌شود، در واقع مهر تأییدی بر اعمال این رژیم جنایتکار است.»

  • ۳۵ سازمان و چهره حقوق‌بشری خواستار رسیدگی فوری پزشکی به زینب جلالیان، زندانی سیاسی شدند

    ۳۵ سازمان و چهره حقوق‌بشری خواستار رسیدگی فوری پزشکی به زینب جلالیان، زندانی سیاسی شدند

هم‌زمان ۲۲ سازمان و ۱۳ چهره حقوق‌بشری سه‌شنبه ۲۵ شهریور در نامه‌ای با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت سلامت زینب جلالیان، قدیمی‌ترین زندانی سیاسی زن در ایران که در هجدهمین سال حبس ابد خود در زندان یزد محبوس است، خواستار انتقال فوری او به بیمارستان و دسترسی بی‌قیدوشرط او به خدمات درمانی «نجات‌بخش» شدند.

در این نامه تاکید شد که مقام‌های جمهوری اسلامی با وجود علائم بیماری تهدیدکننده جان این زندانی سیاسی، از ارائه مراقبت کافی خودداری کرده و حتی درمان او را به امضای «توبه‌نامه» مشروط کرده‌اند.

رویکردی که نویسندگان این نامه آن را بخشی از «الگوی گسترده» مشروط‌کردن درمان به سکوت یا ابراز پشیمانی سیاسی توصیف کرده و گفته‌اند جلالیان در برابر این ترفندها مقاومت کرده است.

جلالیان که هجدهمین سال از حبس ابد خود را در زندان یزد بدون رعایت اصل تفکیک جرائم می‌گذراند، ۲۲ شهریور در پیامی صوتی گفت به‌زودی هجدهمین سال زندانش تمام می‌شود اما هیچ‌گاه از مسیر خود پشیمان نیست.

او که طی این سال‌ها بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر می‌برد، تاکید کرده بود مهم نیست مبارز کجا باشد، مهم این است که در راهی که انتخاب کرده ایستادگی کند و او همچنان بر همین مسیر پایدار مانده است.

۳۵ سازمان و چهره حقوق‌بشری در نامه خود با اشاره به اینکه جلالیان با مشکلات کلیوی و گوارشی، ناخنک چشم، درد دست‌وپا‌،اختلال بینایی و عفونت‌های دندانی دست‌وپنجه نرم می‌کند، نوشته‌اند که او از ژوئن ۲۰۲۴ دچار درد شدید شکمی و و دست‌کم ۱۰ میومِ رحمی (فیبروم‌های رحم) دارد که برایش خون‌ریزی‌های شدید ایجاد کرده است.

آن‌ها با بیان اینکه یکی از معدود پزشکانی که جلالیان را معاینه کرده، نسبت به احتمال ابتلا به سرطان رحم و ضرورت جراحی هشدار داده، اعلام کرده‌اند با این حال امکان انجام آزمایش‌های تکمیلی برای تشخیص دقیق فراهم نشده و «معاینه، تشخیص و درمان فوری» برای جلوگیری از آسیب جبران‌ناپذیر ضروری است.

بنیاد عبدالرحمن برومند، سازمان حقوق بشر اهواز، کمپین فعالین بلوچ، سازمان حقوق بشر ایران، مرکز اسناد حقوق بشر ایران، سازمان جهانی مقابله با شکنجه، محمود امیری‌مقدم، نازنین بنیادی، لادن برومند، رویا برومند، شیرین عبادی، کارین کارلکر، ریچارد رتکلیف و نازنین زاغری-رتکلیف برخی از سازمان‌ها و چهره‌های حقوق‌بشری امضاکننده این نامه هستند.

آمریکا چهار گروه نیابتی جمهوری اسلامی در عراق را تروریستی اعلام کرد

۲۶ شهریور ۱۴۰۴، ۱۴:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

وزارت امور خارجه آمریکا چهار گروه شبه‌نظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق، شامل «حرکت النجباء»، «کتائب سیدالشهدا»، «حرکت انصارالله الاوفیاء» و «کتائب الامام علی»، را در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی قرار داد.

وزارت امور خارجه آمریکا چهارشنبه ۲۶ شهریور در اطلاعیه‌ای اعلام کرد جمهوری اسلامی به‌عنوان «بزرگ‌ترین حامی دولتی تروریسم در جهان»، با پشتیبانی از این شبه‌نظامیان، به آن‌ها امکان برنامه‌ریزی، تسهیل یا اجرای مستقیم حملات در عراق را می‌دهد.

بر اساس این اطلاعیه، گروه‌های هم‌سو با جمهوری اسلامی در حملات علیه سفارت آمریکا در بغداد و پایگاه‌های نیروهای ائتلاف نقش داشته‌اند و اغلب از نام‌ها و گروه‌های پوششی برای پنهان کردن دخالت خود استفاده می‌کنند.

به گفته وزارت امور خارجه آمریکا، تروریستی خواندن این گروه‌ها اقدامی در راستای سیاست دونالد ترامپ مبنی بر اعمال فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی برای قطع درآمدهای حکومت و متحدان و نیروهای نیابتی آن است.

  • وزارت خزانه‌داری آمریکا یک شبکه مالی حامی سپاه و وزارت دفاع جمهوری اسلامی را تحریم کرد

    وزارت خزانه‌داری آمریکا یک شبکه مالی حامی سپاه و وزارت دفاع جمهوری اسلامی را تحریم کرد

این اطلاعیه افزود آمریکا همچنان از همه ابزارهای موجود برای حفاظت از منافع امنیت ملی خود و جلوگیری از «تامین مالی و منابع برای تروریست‌ها» استفاده خواهد کرد.

وزارت امور خارجه آمریکا در سال ۲۰۱۹، گروه حرکت النجباء و اکرم الکعبی، دبیرکل آن، را به عنوان «تروریست‌های جهانیِ تحت تحریم ویژه» (SDGT) معرفی کرد.

بر اساس این اطلاعیه، این گروه که در سال ۲۰۱۳ تاسیس شد، آشکارا وفاداری خود را به جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای اعلام کرده و بخشی از «محور مقاومت» به رهبری تهران است.

کتائب سیدالشهدا و هاشم فنیان رحیم السراجی، دبیرکل آن، در سال ۲۰۲۳ در فهرست اس‌دی‌جی‌تی قرار گرفتند.

تهران این گروه را با آموزش، تامین مالی و تسلیحات پیشرفته حمایت کرده است.

حرکت انصارالله الاوفیاء و حیدر مظهر مالک السعیدی، دبیرکل آن، در سال ۲۰۲۴ در فهرست اس‌دی‌جی‌تی قرار گرفتند.

این گروه در حمله پهپادی جمهوری اسلامی به پایگاه «تاور ۲۲» اردن در ژانویه ۲۰۲۴ که به کشته شدن سه نظامی آمریکایی انجامید، نقش داشت.

  • جزییاتی از همکاری رهبران ۳ گروه شبه‌نظامی عراقی با سپاه پاسداران

    جزییاتی از همکاری رهبران ۳ گروه شبه‌نظامی عراقی با سپاه پاسداران

کتائب الامام علی در سال ۲۰۲۵ و شیبل الزیدی، دبیرکل آن در ۲۰۱۸ به‌عنوان اس‌دی‌جی‌تی معرفی شدند.

این گروه به‌عنوان هماهنگ‌کننده مالی بین نیروی قدس سپاه پاسداران و گروه‌های مسلح عراق عمل می‌کرد و به نمایندگی از قاسم سلیمانی، در تسهیل سرمایه‌گذاری‌های عراقی کمک می‌کرد.

آمریکا پیش‌تر نیز کتائب حزب‌الله و عصائب اهل‌الحق را در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی قرار داده بود.

قرار دادن نام افراد و گروه‌ها در فهرست تروریستی، آن‌ها را تحت فشار و انزوا قرار می‌دهد و دسترسی‌شان را به سیستم مالی آمریکا و منابع مورد نیاز برای انجام حملات سلب می‌کند.

همچنین تمام دارایی‌ها و منافع مالی افراد یا گروه‌های تحریم‌شده که در آمریکا یا تحت کنترل اشخاص آمریکایی هستند، مسدود می‌شوند. شهروندان آمریکایی به‌طور کلی از هرگونه معامله با این افراد یا گروه‌ها منع شده‌اند.