• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

میثم مهرانی: عوامل هسته‌ای جمهوری اسلامی که کشته شدند دانش ساخت سلاح را داشتند

۹ تیر ۱۴۰۴، ۰۹:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)

میثم مهرانی، تحلیل‌گر سیاسی به ایران اینترنشنال گفت: «دانشمندانی که در حملات اخیر اسرائیل کشته شدند، افراد عادی نبودند؛ آن‌ها توانایی ساخت سلاح از تئوری را داشتند.»

او افزود: «شناسایی دقیق این افراد و حذف هدفمند آن‌ها با پهپادهای نقطه‌زن، پیامی روشن به جمهوری اسلامی ارسال می‌کند: ساختار اطلاعاتی ایران بسیار ضعیف‌ است و نفوذ اطلاعاتی اسرائیل از ساختار امنیتی جمهوری اسلامی قوی‌تر است.»

مهرانی گفت: «این دانشمندان در لیست سیاه آمریکا قرار داشتند، و ناتوانی جمهوری اسلامی در حفاظت از آن‌ها، نکته‌ای کلیدی است. اسرائیل تنها نفرات اول هرم را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه با حذف لایه‌های بعدی، تاکتیک‌ها و زنجیره‌های تصمیم‌گیری را نیز از بین می‌برد.»

این تحلیلگر افزود: «اسرائل تنها تاسیسات هسته‌ای را هدف قرار نداده، بلکه دانشمندان هسته‌ای نیز هدف قرار می‌گیرند تا پروژه به‌طور کامل مختل شود. همچنین، حمله به ساختمان‌های سپاه پاسداران نشان می‌دهد که برای اسرائیل، نه‌فقط فعالیت‌های فنی، بلکه ساختار تصمیم‌گیری پروژه نیز اهمیت دارد.»

مهرانی گفت: «در همین حال، پرواز مداوم پهپادهای اسرائیلی بر فراز ایران و فعال‌شدن سامانه‌های پدافندی، نشان از تداوم عملیات دارد. شاید جمهوری اسلامی همچنان امکان غنی‌سازی داشته باشد، اما با از دست دادن این مهره‌های کلیدی، رسیدن به بمب هسته‌ای عملاً غیرممکن شده است.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

مفهوم تازه «مقاومت»؛ از جهان اسلام به جغرافیای ایران

۸ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

در پی پایان جنگ ۱۲ ‌روزه میان ایران و اسرائیل و برقراری آتش‌بسی شکننده، گفتمان رسمی جمهوری اسلامی شاهد تحولی جدی در مفهوم «مقاومت» است. این واژه که زمانی عمدتا با نبردهای فرامرزی و ایدئولوژی امت اسلامی پیوند خورده بود، اکنون با گفتمانی ملی‌گرایانه و سرکوبگر در حال بازتعریف است.

جنگ با اسرائيل یکی از شدیدترین بحران‌های نظامی در تاریخ جمهوری اسلامی بود. در مقابل این بحران، رسانه‌های رسمی، سخنرانی‌های مقامات و بیانیه‌های حکومتی به‌سرعت با زبانی واحد به میدان آمدند: «مقاومت»، «پیروزی»، «انسجام».

مفاهیمی که سال‌ها برای توجیه سیاست‌های منطقه‌ای و ایدئولوژیک به کار می‌رفتند، حالا رنگ و بوی ملی گرفته‌اند و در خدمت بازسازی نظم داخلی هستند.

مقاومت دیگر صرفا نامی برای پروژه‌های منطقه‌ای یا گروه‌های نیابتی نیست. در روایت تازه‌ حکومت، مردم ایران خودِ مقاومت شده‌اند: کسانی که خانه‌هایشان را ترک نکردند، برای انتقام به خیابان‌ها آمدند و در کنار نظام ماندند.

مقاومت به وفاداری ترجمه شد و «ملت ایران» به‌جای «امت اسلامی» نشست. در همین چرخش معنایی، مفاهیمی چون «خیانت» و «وطن‌فروشی» نیز دوباره فعال شدند.

  • خدعه تازه خامنه‌ای؛ تلاش برای تبرئه جمهوری اسلامی و ثبت شکست به نام ایران و ملت ایران

    خدعه تازه خامنه‌ای؛ تلاش برای تبرئه جمهوری اسلامی و ثبت شکست به نام ایران و ملت ایران

قوه قضاییه، مجلس، رسانه‌ها و نهادهای نظامی هم‌صدا کوشیدند تا از دل این بحران، انسجامی نو بسازند.

مقاومت در چارچوب وطن و کم‌رنگ شدن ابعاد اسلامی

مفهوم «مقاومت» در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی عمدتا بر محوریت امت اسلامی و بازیگران فراملی همچون حزب‌الله لبنان، حماس، حشدالشعبی عراق و انصارالله یمن تاکید داشت.

مقاومت عموما فراتر از مرزهای جغرافیایی تعریف می‌شد، حاکمیت خود را حامی مقاومت می‌نامید و هدف نهایی آن را مقابله با «نظام سلطه جهانی» می‌دانست.

این موضوع غالبا با نمادهای مذهبی مشخص‌تری همچون شهادت در راه اسلام، آمادگی برای ظهور و مفاهیم شیعی گره خورده بود.

اما پس از حمله مستقیم اسرائیل به خاک ایران، شاهد چرخش در برخی از ابعاد مفهوم مقاومت هستیم. می‌توان گفت مفهوم مقاومت در چارچوب «دفاع از وطن»‌ بازخوانی شده است.

در رسانه‌های رسمی، به‌جای تمرکز بر وحدت اسلامی یا جبهه جهانی مستضعفین، تاکید بر «ملت ایران»، «سرزمین مادری»، «غیرت ملی» و «حمله به خانه» قرار گرفت.

در رسانه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی، تیترهایی با محوریت ایران و وطن گویای این تغییر جهت بود. روایت «دفاع از حرم» که زمانی نقل محافل حاکمیتی بود، جای خود را به این ایده داد که خودِ «خانه» (ایران) به «حرم» تبدیل شده است.

این برجسته‌سازی وجه ملی بیش از نمادهای اسلامی، اگرچه به معنای گسست کامل از گفتمان قبلی نیست، اما از حیث اولویت معنایی، یک جابه‌جایی آشکار محسوب می‌شود.

در لحظه‌ای که مشروعیت مداخله‌های فرامرزی در داخل با پرسش‌هایی مواجه بود، حاکمیت کوشید با هم‌افزایی ملی‌گرایی ایرانی و دکترین مقاومت شیعی، به یک وحدت داخلی دست یابد.

100%

از ولایت تا وطن، همه چیز برای نظامی‌گری

سوال کلیدی این است که این جابه‌جایی در نمادها و اولویت‌های گفتمانی چه تاثیری بر ساختار مشروعیت جمهوری اسلامی دارد؟ آیا این تنها یک لحظه تاکتیکی و گذراست یا نشانه‌ای از یک بازآرایی آرام در منطق اقتدار؟

ولایت فقیه همچنان در راس ساختار سیاسی قرار دارد و جایگاه آن فعلا غیرقابل انکار است. اما در عرصه عمومی، نیروهای نظامی به‌عنوان قهرمان اصلی مقاومت و حافظ عملیاتی کشور برجسته شدند.

مقامات مختلف جمهوری اسلامی در این مدت در سخنرانی‌های خود «دفاع از وطن» را ستودند و جان‌باختگان این جنگ را «شهدای راه وطن» نامیدند.

این ادبیات در حالی که وجه «شهادت در راه اسلام یا ظهور» را در خود داشت، بیشتر بر جنبه «دفاع از خاک» تمرکز می‌کرد.

رسانه‌های نزدیک به حاکمیت نیز با تاکید مکرر بر «غرور ملی» و «ملت ایران»، در عمل آنچه را در سال‌های متوالی به‌عنوان «امت اسلامی» به‌جای ملت ایران برجسته شده بود، به حاشیه راندند.

این نشانه‌ها هرچند ممکن است موقتی به نظر برسند، اما بازتاب‌دهنده نوعی بازآرایی در میدان نمادین قدرت هستند.

در این مدت آنچه در عمل اتفاق ‌افتاد، برتری یافتن نیروهای نظامی در ایران در چارچوب مقاومت بود.

در راس این نیروهای نظامی، رهبر جمهوری اسلامی به‌عنوان فرمانده کل قوا وجود داشت که آشکارا از درون به واسطه «نفوذ»، ضربه جدی خورده بود اما چاره‌ای جز اعتماد به نیروهای نظامی برای تقویت بدنه موجود نداشت.

در حالی که نیروهای نظامی اهمیت یافتند، نقش روحانیت به تبیین‌گر بدل شد. در تریبون‌های نماز جمعه آنان با یک زبان در مورد «دفاع از وطن» سخن گفتند.

در این دوره، از تاکیدات پیشین بر «امنیت منطقه‌ای» یا «اتحاد مسلمانان» کاسته شد و «ایران» به سوژه اصلی گفتمان تبدیل گشت.

مقاومت در عصر انسجام ملی و کنترل داخلی

این تحولات نشان می‌دهد جمهوری اسلامی با وجود شکست‌ها و چالش‌ها، در تلاش برای بازآرایی خود است. این بازآرایی در حال حاضر بیش از آنکه بر ابعاد منطقه‌ای یا بین‌المللی تمرکز کند، به مسائل و نیازهای داخلی معطوف شده است.

اگرچه مسئله مقاومت در ابعاد منطقه‌ای همچنان جایگاه خود را حفظ خواهد کرد و می‌تواند به بازتعریف معادلات منطقه‌ای منجر شود، اما مسئله اصلی فعلا در ابعاد داخلی جدی‌تر حس خواهد شد.

مفهوم مقاومت که با ملی‌گرایی گره خورده است، اکنون به سمت ساخت یک انسجام و وحدت نمادین در داخل کشور حرکت می‌کند.

در قبل و بعد انقلاب ۵۷، روح‌الله خمینی مدام از «وحدت کلمه» سخن می‌گفت تا نیروهای گوناگون را حول یک هدف مشترک بسیج کند؛ اما اکنون نظام بیشتر بر مفهوم «انسجام» تاکید دارد.

از نظر آن‌ها، این انسجام، نه از تضارب آرا، بلکه از یکپارچگی و هم‌صدایی در برابر تهدید خارجی ناشی می‌شود.

بر همین اساس، این بازآرایی گفتمانی با تشدید کنترل داخلی و امنیتی نیز همراه است. مطرح شدن دوگانه «وطن‌پرست/خائن» از سوی دستگاه‌های امنیتی، قضایی و همچنین برخی چهره‌های سیاسی، با هدف مشروعیت‌زدایی از هرگونه انتقاد یا تردید در روایت رسمی صورت گرفته است.

گزارش‌ها حکایت از آن دارد که در این مدت دست‌کم هزار نفر دستگیر شده‌اند. این رویکرد نشان می‌دهد که مقاومت ملی‌گرایانه جدید، پیوند عمیق‌تری با منطق کنترل داخلی و حذف صداها برقرار کرده و خواهد کرد.

فایننشال‌تایمز: حمله به ایران ممکن است پایان نظام جهانی عدم اشاعه سلاح هسته‌ای باشد

۸ تیر ۱۴۰۴، ۱۸:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

آنکیت پاندا، پژوهشگر ارشد اندیشکده کارنگی، در تحلیلی منتشرشده در فایننشال تایمز نوشت: «در حالی که دولت ترامپ حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران را یک پیروزی بزرگ نظامی می‌داند، این حملات در واقع چشم‌انداز حفظ ایران به‌عنوان کشوری غیرهسته‌ای را تضعیف کرده‌اند و ممکن است به تضعیف بیشتر نظام جهانی عدم اشاعه سلاح هسته‌ای منجر شود.»

او تاکید کرد که برخلاف ادعای مقام‌های آمریکایی، حملات ۲۱ ژوئن نتوانسته‌اند برنامه هسته‌ای ایران را «نابود» کنند و هنوز سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران و قطعات سانتریفیوژهای پیشرفته نامشخص است. به گفته او، ایران همچنان دانش فنی لازم برای بازسازی برنامه تسلیحاتی خود را در اختیار دارد.

بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی یک اندیشکده معتبر و بین‌المللی مستقر در واشینگتن دی‌سی است که در حوزه سیاست خارجی، امنیت جهانی، روابط بین‌الملل و به‌ویژه سیاست هسته‌ای و عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای فعالیت می‌کند.

پاندا هشدار داد: «در پی این حملات، تهران ممکن است تصمیم به خروج از پیمان ان‌ی‌تی بگیرد و به دومین کشوری تبدیل شود که پس از امضای این معاهده، از آن خارج شده است؛ همان‌گونه که کره شمالی در سال ۲۰۰۶ چنین کرد و سپس دست به آزمایش هسته‌ای زد.»

او نوشت تصویب قانونی در ایران برای قطع کامل همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌تواند نشانه‌ای از آمادگی برای خروج از ان‌پی‌تی باشد.

به باور نویسنده، چنین تحولی نه‌تنها ایران، بلکه کل منطقه را به سمت مسابقه تسلیحاتی سوق می‌دهد. برای مثال، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، بارها گفته اگر ایران سلاح هسته‌ای بسازد، عربستان نیز چنین خواهد کرد.

پاندا تاکید کرد کشورهای اروپایی باید با جدیت بیشتری نسبت به عواقب حمله اسرائیل واکنش نشان دهند و به‌جای حمایت بی‌قید از «حق دفاع اسرائیل»، نگرانی‌های واقعی درباره نظم عدم اشاعه را در اولویت قرار دهند.

او از موضع ژاپن در انتقاد از حملات اسرائیل و دفاع از نظام ان‌پی‌تی به‌عنوان نمونه‌ای مسئولانه یاد کرد.

به گفته پاندا، در غیاب رهبری آمریکا، کشورهای دیگر باید برای حفظ بقای نظم جهانی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای وارد عمل شوند، پیش از آن‌که «ستون‌های باقی‌مانده این نظم به‌طور کامل فروبریزند.»

خطر جنگ سوم؛ جمهوری اسلامی بر مسیر جنگ‌طلبانه پافشاری می‌کند

۷ تیر ۱۴۰۴، ۲۲:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

با وجود درد و رنجی که جنگ ۱۲ روزه اخیر بر کشور و مردم ایران وارد کرد، شواهد و قرائن نشان نمی‌دهد که جمهوری اسلامی قصد عقب‌نشینی از سیاست‌های جنگ‌طلبانه خود را داشته باشد.

مروری بر سخنان رهبر جمهوری اسلامی و دیگر مقامات ارشد نظام نشان می‌دهد که همان سیاست‌هایی که کشور را به دومین جنگ در طول عمر جمهوری اسلامی کشاند، همچنان ادامه دارد. این نگرانی به‌صورت جدی وجود دارد که با تداوم این مسیر، ایران در معرض سومین جنگ نیز قرار گیرد.

در رأس این سیاست‌ها، ادامه دشمنی با ایالات متحده و اسرائیل قرار دارد. دو جنگ پیشین، که بر مردم ایران تحمیل شد، مستقیماً ناشی از اشتباهات راهبردی جمهوری اسلامی بوده است.

جنگ اول: حاصل تضعیف ارتش
جنگ ایران و عراق به دلیل اقداماتی چون اعدام فرماندهان ارتش و تضعیف توان نظامی کشور در اوایل انقلاب رخ داد. صدام حسین که به دنبال فرصتی برای انتقام از قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر بود، از این خلأ نظامی بهره برد و به ایران حمله کرد.

جنگ دوم: توهم قدرت منطقه‌ای
جنگ دوم که در قالب رویارویی مستقیم با اسرائیل صورت گرفت، حاصل سیاست‌های خصمانه جمهوری اسلامی علیه ایالات متحده و اسرائیل و توهم قدرت در مواجهه با آن‌ها بود. جمهوری اسلامی با حمایت مالی و تسلیحاتی از گروه‌هایی مانند حماس، حزب‌الله، جهاد اسلامی، حشدالشعبی و حوثی‌ها، کشور را در معرض جنگی قرار داد که پیامدهایش مستقیماً دامن‌گیر مردم ایران شد.

در حالی که رهبران جمهوری اسلامی از «نابودی اسرائیل» سخن می‌گویند، واقعیت جنگ اخیرخلاف این را نشان داد.

خسارت انسانی و مالی گسترده
بر اساس آمارهای غیررسمی، در جریان جنگ اخیر، بین ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ ایرانی در حملات اسرائیل کشته شدند، در حالی که در جبهه مقابل حتی یک نظامی اسرائیلی جان خود را از دست نداد. سپاه پاسداران تنها توانست تعدادی موشک به مناطق مسکونی اسرائیل شلیک کند که به کشته شدن تعدادی غیرنظامی – از جمله مسلمانان عرب و آوارگان اوکراینی – انجامید.

در این میان، فرماندهان سپاه، از جمله اسماعیل قاآنی، همچنان در حال صدور بیانیه‌های تهدیدآمیز و رجزخوانی هستند، بدون آن‌که پاسخگوی پیامدهای فاجعه‌بار اقدامات خود باشند. حتی علی خامنه‌ای که سال‌ها پیش وعده داده بود در صورت وقوع جنگ «لباس رزم خواهد پوشید»، از ابتدای جنگ در پناهگاه به سر برده و هنوز نیز در همان وضعیت قرار دارد.

سیاست هسته‌ای؛ ابزار بحران‌آفرینی
برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی نیز در کنار سیاست‌های تقابل‌گرایانه با غرب، یکی دیگر از عوامل تنش‌زا در منطقه بوده است. این در حالی است که کشورهای دیگر مانند ترکیه و امارات متحده عربی با صرف هزینه کمتر و در مدت زمانی کوتاه‌تر، موفق به احداث نیروگاه‌های بزرگ‌تر شده‌اند، بدون آن‌که با جهان درگیر شوند.

جمهوری اسلامی میلیاردها دلار برای برنامه هسته‌ای هزینه کرده، اما سود آن نه‌تنها به مردم نرسیده، بلکه منجر به تحریم‌های شدیدتر، انزوای بین‌المللی و در نهایت جنگ شده است. مخالفت نظام با همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تهدید علیه رافائل گروسی، تنها به تشدید فشارها انجامیده و احتمال فعال شدن «مکانیسم ماشه» و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل را افزایش داده است.

تهدید جنگ سوم
با در نظر گرفتن سیاست‌های کنونی و ادامه روند تخاصم‌برانگیز رهبران جمهوری اسلامی، خطر بروز جنگ سوم جدی است. از طرفی رهبر و فرماندهان ارشد سپاه همچنان به بیانیه‌های تهدیدآمیز علیه ایالات متحده و اسرائیل ادامه می‌دهند و از طرف دیگر هیچ تغییری در سیاست‌های کلان کشور دیده نمی‌شود.

حتی پس از شکست‌های آشکار نظامی و دیپلماتیک، فرماندهانی مانند محسن رضایی همچنان ادعا می‌کنند که «به قله نزدیک شده‌ایم»، در حالی که واقعیت برای مردم ایران چیزی جز فقر، ناامنی، و جنگ و مهاجرت نیست. در این شرایط، ادامه چنین سیاست‌هایی تنها به افزایش احتمال درگیری مجدد منجر خواهد شد.

در طول ۴۶ سال گذشته، مردم ایران دو جنگ و یک انقلاب پرهزینه را تجربه کرده‌اند. با این حال، حاکمیت هیچ نشانه‌ای از بازنگری در سیاست‌های بحران‌آفرین خود بروز نمی‌دهد.

برخلاف ادعاهای مقامات، مردم ایران خواهان زندگی معمولی و آرام هستند؛ نه جنگ، نه دشمنی با دنیا، و نه توهم قدرت. آن‌ها شغل، رفاه، امنیت و آینده‌ای روشن برای فرزندان‌شان می‌خواهند؛ خواسته‌ای که طی چهار دهه تحقق نیافته و چشم‌انداز روشنی نیز برای آن دیده نمی‌شود.

امید معماربان: برخی معتقدند ارزیابی ترامپ درباره حمله به فردو دقیق نیست

۷ تیر ۱۴۰۴، ۲۲:۵۷ (‎+۱ گرینویچ)

امید معماریان، تحلیل‌گر سیاسی، به ایران اینترنشنال گفت: «بحث‌ها درباره میزان خسارت به تاسیسات هسته‌ای ایران از جایی شروع شد که ترامپ پس از حمله به فردو گفت تاسیسات اتمی ایران با خاک یکسان شده.»

او افزود: «برخی ارزیابی‌ها معتقدند این تعبیر دقیق نیست و برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ممکن است طی چند ماه فعال شود.»

واشینگتن‌پست: خروج نیروهای آمریکا از خاورمیانه ضروری است

۷ تیر ۱۴۰۴، ۲۲:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)

دو کارشناس امنیتی آمریکایی در مقاله‌ای تحلیلی در واشینگتن‌پست تاکید کردند حمله اخیر به تاسیسات هسته‌ای در ایران نشان داد حضور گسترده نظامی آمریکا در خاورمیانه بیش از آن‌که مزیتی راهبردی باشد، به نقطه‌ضعفی پرهزینه و آسیب‌پذیر بدل شده است.

دان کالدول، مشاور پیشین پنتاگون و کهنه‌سرباز جنگ عراق، و جنیفر کاواناگ، مدیر تحلیل نظامی در اندیشکده «دیفنس پرایوریتیز»، با اشاره به عملیات گسترده ۳۱ خرداد نوشتند: بمب‌افکن‌های بی-۲ از پایگاهی در ایالت میسوری آمریکا به‌مدت ۳۷ ساعت پرواز کردند تا تاسیسات هسته‌ای فردو و نطنز را بمباران کنند. به‌طور هم‌زمان، ۳۰ موشک کروز تاماهاوک نیز از یک زیردریایی در خلیج فارس به سوی نطنز و اصفهان شلیک شد. این عملیات با همراهی ده‌ها هواپیمای شناسایی، جنگنده و سوخت‌رسان انجام شد.

  • درگیری جمهوری اسلامی و اسرائیل چه تاثیری بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا دارد؟

    درگیری جمهوری اسلامی و اسرائیل چه تاثیری بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا دارد؟

اما نکته کلیدی، به‌نوشته نویسندگان، آن است که بسیاری از این هواپیماها از پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه به‌پرواز درنیامده بودند؛ موضوعی که می‌تواند ناشی از ملاحظات سیاسی کشورهای میزبان یا امتناع آن‌ها از همکاری مستقیم باشد. این واقعیت، به باور آن‌ها، اعتبار عملیاتی ۴۰ هزار نیروی مستقر آمریکا و میلیاردها دلار تجهیزات نظامی در منطقه را زیر سوال می‌برد.

۳۶ ساعت پس از حمله، حکومت ایران با شلیک موشک به پایگاه هوایی «العدید» در قطر پاسخ داد؛ حمله‌ای که اگرچه تلفات انسانی نداشت، اما موجب انتقال هواپیماها از این پایگاه و اعزام ناوهای آمریکایی از بندر بحرین به دریا برای حفظ امنیت شد.

نویسندگان این تحولات را نشانه‌ای از آسیب‌پذیری جدی نیروهای آمریکایی در منطقه دانسته‌اند و می‌نویسند ادامه استقرار گسترده ارتش آمریکا در خاورمیانه، بیش از آن‌که بازدارنده باشد، آن‌ها را به اهدافی در دسترس برای دشمنان دولتی و غیردولتی تبدیل کرده است؛ همان‌طور که در بمب‌گذاری مرگبار پادگان تفنگداران آمریکا در بیروت در سال ۱۹۸۳ و حمله به برج‌های خبر در عربستان در ۱۹۹۶ رخ داد.

این تحلیل هشدار می‌دهد که هزینه‌های مالی و امنیتی چنین حضوری بالا است، و در شرایطی که اجازه عملیات از سوی کشورهای میزبان محدود یا سلب می‌شود، باید این حضور مورد بازنگری قرار گیرد.

به‌باور نویسندگان، دولت آمریکا باید نیروهای خود را به‌ویژه از پایگاه‌های در معرض خطر مانند کویت خارج کند، حضور خود در عراق و سوریه را به صفر برساند و تمرکز خود را بر پایگاه‌های امن‌تری مانند «سلطان بن عبدالعزیز» در عربستان سعودی معطوف کند. همچنین نیروهای موقتی که پس از حملات حماس در ۷ اکتبر و آغاز جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل به منطقه اعزام شدند، باید پس از پایان بحران، بازگردانده شوند.

  • جزئیات عملیات «چکش نیمه‌شب» علیه تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی فاش شد

    جزئیات عملیات «چکش نیمه‌شب» علیه تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی فاش شد

کالدول و کاواناگ در پایان تاکید می‌کنند: جنگ ۱۲ روزه با [حکومت] ایران هرچند برای آمریکا تلفاتی نداشت، اما فرصتی فراهم کرده تا برای نخستین‌بار در یک دهه اخیر، راهبرد نظامی خود در منطقه را اصلاح و به‌صورت اساسی کوچک‌سازی کند. این فرصتی است که نباید از دست برود.