بحران دارو در ایران؛ بیش از ۸۳ درصد بازار دارو در اختیار نهادهای شبهدولتی است
در حالی که دولت جمهوری اسلامی بهنام حمایت از اقشار ضعیف در اقتصاد درمان دخالت میکند، گزارش مرکز پژوهشهای مجلس و آمارهای رسمی نشان میدهد سهم بیماران از هزینههای درمان در ایران تا ۷۰ درصد افزایش یافته و بیش از ۸۳ درصد بازار فروش دارو در اختیار ۵۵ شرکت شبهدولتی است.
روزنامه شرق دوشنبه ۱۹ خرداد بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، نوشت که حدود ۹۷ درصد داروهای مصرفی کشور در داخل تولید میشود اما بخش عمده این تولیدات در اختیار نهادهای دولتی و شبهدولتی قرار دارد. موضوعی که بهگفته کارشناسان، «موجب شکلگیری انحصار، کاهش رقابت و تضعیف شفافیت در صنعت دارو» شده است.
این گزارش که با عنوان «سهم نهادهای شبهدولتی در اقتصاد صنعت دارویی» منتشر شده، نشان میدهد شش نهاد شبهدولتی شامل سازمان تامین اجتماعی، شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی، بانک ملی، ستاد اجرایی «فرمان امام»، سرمایهگذاری دارویی سبحان و سرمایهگذاری البرز، مالک تعداد زیادی از شرکتهای دارویی هستند و سهم قابل توجهی از بازار دارویی کشور را در اختیار دارند.
این نهادها از طریق مجموعههایی چون تیپیکو، شستا، شفادارو و گروه دارویی برکت در زنجیره تولید دارو حضور مستقیم دارند. با این حال، حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان دولت چهاردهم، ۱۸ خرداد با اشاره به اینکه «در حال حاضر تجهیزات پزشکی ایران به ۶۰ کشور صادر میشود»، گفت: «ما آمادگی ارزیابی کیفیت تجهیزات را داریم و حمایت میکنیم تا افزایش کیفیت صورت بگیرد.»
بیش از ۸۳ درصد بازار فروش دارو در اختیار ۵۵ شرکت
در گزارش شرق آمده است که از مجموع ۲۹۶ شرکت دارویی کشور، تنها ۴۲ شرکت تا سال ۱۴۰۱ وارد بازار بورس شدهاند و فعالیت شفاف دارند. این در حالی است که ۵۵ شرکت با بیشترین سهم فروش ریالی، در مجموع بیش از ۸۳ درصد بازار دارو را در اختیار دارند
از میان این ۵۵ شرکت، سازمان تامین اجتماعی مالک ۹ شرکت، ستاد اجرایی فرمان امام، مالک پنج شرکت و بانک ملی، مالک چهار شرکت است.
بر این اساس، سازمان تامین اجتماعی ۱۷ درصد، ستاد اجرایی هفت درصد و بانک ملی پنج درصد از بازار دارویی کشور را کنترل میکنند.
در مقابل، سهم کل بخش خصوصی از کنترل بازار حدود ۵۳ درصد گزارش شده که ۳۶ درصد آن در اختیار تنها هفت هلدینگ است.
بر اساس هدفگذاری برنامه چهارم و پنجم توسعه، قرار بود سهم بیماران از هزینههای درمان به حدود ۳۰ درصد کاهش یابد. این در حالی است که طبق اعلام بانک جهانی، میانگین جهانی این سهم تنها حدود ۱۸ درصد است.
بدهی سنگین دولت و بحران نقدینگی در بخش درمان
یکی از ریشههای اصلی این وضعیت، بدهیهای انباشته دولت به بیمارستانها، کارخانههای دارویی و داروخانههاست. به دلیل تاخیرهای مکرر در پرداخت مطالبات، برخی داروخانهها در اسفند گذشته اعلام کردند فروش دارو با بیمه را متوقف میکنند.
شرکتهای دارویی میگویند قیمتگذاری دستوری دولت آنها را متضرر کرده و دولت نیز توان پرداخت یارانههای جبرانی را ندارد که نتیجه این شرایط، کاهش تولید و کمبود دارو در بازار بوده است.
داروخانهها نیز با بحران مشابهی مواجهاند. تاخیر در پرداخت مطالبات از سوی بیمهها باعث شده برخی از آنها داروها را فقط بهصورت آزاد عرضه کنند.
بیمارستانهای دولتی گزارش دادهاند کمبود نقدینگی مانع نوسازی تجهیزات شده و پرداخت حقوق کادر درمان نیز با تاخیر مواجه است؛ مسالهای که به مهاجرت پزشکان و پرستاران دامن زده است.
میلیونها نفر فاقد بیمه و آسیبپذیر در برابر هزینههای درمان
مطالعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سال ۱۳۹۹ نشان داده است حدود ۱۶ درصد از جمعیت ایران، معادل ۱۳.۵ میلیون نفر، فاقد بیمه درمانی بودهاند. این آمار در استان تهران به ۲۱ درصد میرسد. پیش از همهگیری کرونا، ایرانیان حدود ۳۵ درصد از هزینههای درمانی را شخصا پرداخت میکردند؛ رقمی تقریبا دو برابر میانگین جهانی.
طبق اعلام وزارت رفاه، در همان سال حدود ۲.۴ میلیون ایرانی به دلیل هزینههای سنگین درمان به زیر خط فقر سقوط کردند. بررسیهای بینالمللی نیز نشان میدهند هزینههای جراحی در ایران از ۹۳ کشور جهان سنگینتر است.
فاطمه محمدبیگی، دبیر کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی، اسفند گذشته گفت: «امروز با پدیده انصراف از خرید نسخه مواجه هستیم. خیلیها که میروند داروخانه نمیتوانند داروهایشان را به دلیل گرانی تهیه کنند و برمیگردند. مردم توان خرید دارو و تجهیزات پزشکی را ندارند. هزینهکرد مردم از جیب از ۴۵ درصد به ۷۰ درصد رسیده است.»
با وجود این اظهارات محمدبیگی، مهدی پیرصالحی، رییس سازمان غذا و دارو، در پاسخ به گزارشها از انصراف بیماران از خرید دارو گفت: «هیچ گزارشی از اینکه کسی از خرید داروی خود انصراف دهد نداشتهایم. بیمهها نیز چنین گزارشی نداشتهاند. متاسفانه اینها بحثهای خبری هستند.»
کاهش مراجعه به دندانپزشک و افزایش پوسیدگی دندان
در حوزه بهداشت دهان و دندان نیز فقر مالی تاثیرات ملموسی داشته است.
علی تاجرنیا، رییس وقت هیاتمدیره جامعه دندانپزشکی ایران در سال ۱۴۰۲ گفته بود اکثر مردم تنها زمانی به دندانپزشک مراجعه میکنند که درد تحملناپذیر شده باشد.
به گفته او، در ۲۰ سال گذشته پوسیدگی دندان در میان ایرانیها سه برابر شده و هزینههای بالا باعث کاهش مراجعه به مراکز درمانی شده است.
بر اساس گزارشها، هر کودک شش ساله ایرانی بهطور متوسط بیش از پنج دندان پوسیده دارد.
همچنین افراد ۳۰ تا ۴۰ ساله که در سن فعالیت اجتماعی هستند، بهطور میانگین ۱۲ تا ۱۳ دندان از دست رفته دارند و بیش از ۵۵ درصد سالمندان بالای ۶۵ سال، هیچ دندانی ندارند.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.